«صبح نزدیک است»
شب زخم عمیقی است بر جگر لحظه هایمان
ولی صبح نزدیک است
آسمان سیاه درصدد فریب دادن ماست
ولی صبح نزدیک است
لبخندهای ماه نور امیدی در دلمان روشن می‏کند
چشمک های ستارگان نشانه‏های خوبی‏ است
با این که شب درصدد خاموشی آن‏هاست
صبح نزدیک است
این درست که ابرهای سیاه در همه جا پراکنده شده‏اند
اما هنوز ابر سفیدی هم وجود دارد
صبح نزدیک است
این درست که ما جهانیان در ظلمات مانده‏ایم
ولی بی‏یاور نیستیم
نوری از افق به چشم می‏خورد
این شب طولانی به سحر ختم خواهد شد
صبح خیلی نزدیک است
باید دست های روشنمان را به سمت آسمان بگیریم
شب ذره ذره ذوب خواهد شد
تلألؤی از سمت افق خواهد درخشید
جهان زیبا خواهد شد
تاریکی از بین خواهد رفت
بی‏گمان ریشه‏ی ظلمت خواهد خشکید
جهان زیبا خواهد گشت
بلاخره خورشید پدیدار خواهد گشت
صبح نزدیک
است

م حاجی سلطانی

موضوعات: متن ادبی  لینک ثابت