-

بچه بغل داشت آستین مانتو اش به برکت مدل های جدید کوتاه بود ساق دست دستش نبود چیزی به حرکت سرویس ها نمانده بود چطور می توان در چنین وضعیتی مراقب بود که تا مچ دست نمایان نباشد؟ کاش یادش مانده بود ساق به دست کند. !!!

- تلفن همراهش زنگ خورد صدای فلان خواننده مجاز بود با آهنگ کذایی. کاش احساس می کرد صدای زنگ تلفن هرکس نشان شخصیت و علایقش هست و صدای زنگ تلفن او باید با خیلی ها متفاوت باشد.!!!

- روسری کوتاهش را زیر گلو گره زده بود کاش یک لحظه فکر می کرد که محیط آموزشی با مهمانی زنانه متفاوت است.!!!

- چادرش یک لحظه کنار رفت، شلوار روشنش چقدر جلب توجه می کرد کاش یادش می آمدکه اینجا حساب دیگر روی او باز می کنند.!!!

- نمی دانم اسمش مانتو است یا تونیک! قدیم ترها مانتوها تا زیر زانو بودند و می شد در آنها نفس کشید کاش موقع خرید به خودش یادآوری می کرد که این مانتو را برای یک محیط آموزشی میخواهد.!!!

- دیر شده بود می خواست خیلی سریع وارد اتوبوس شود در آن زمان کوتاه نتوانست دستش را با چادر بپوشاند کاش ساق دست در دست داشت.!!!

- خیلی هیجان زده بود برای اولین بار به استخر رفته بود می خواست همه ماوقع را برای دوستش تعریف کند هیجان در صدای بلندش کاملا مشهود بود کاش حواسش بود که صدایش به راننده می رسد.!!!

- صدای پاشنه ی کفشش سکوت سالن را می شکست حتی وقتی قدم هایش را آهسته بر می داشت کاش یکبار دیگر آیه ۳۱سوره نور را با دقت مرور می کرد.!!!

- چادر به سر می کند تا پوشش کامل داشته باشد و چادر بدنش را کاملا بپوشاند کاش می دانست که این نوع چادر اصلا چنین خصوصیتی ندارد.!!!

- لباسی که به تنش داشت خیلی تنگ نبود اما رنگ و مدلش تمام نگاهها رابه سوی خود می کشاند کاش موقع انتخاب لباس الزامات یک محیط آموزشی را در نظر می گرفت.!!!

- موهایش را بالای سرش جمع کرده، مدل گل سرش هم بزرگ بود پشت سرش از زیر چادر کاملا برجسته بود کاش یکبار دیگر مرور می کرد روایت پیامبر اکرم را که در آن زنانی را که در آخر زمان موهایشان را مثل کوهان شتر می بندندلعنت کرده است. کاش خود را حتی ذره ای به آنها شبیه نمی کرد.!!!

- چادرش خیلی براق بود گمان می کرد این نوع چادر عرف شده است کاش می دانست این نوع چادر حتی اگر عرف هم شده باشد جلب توجه می کند. 

-گردی صورتش کاملا پیدا بود، کاش می دانست که به نوع ابروی او فقط اصلاح اطلاق نمی شود بلکه زینت محسوب می شود و زینت را باید از نامحرم پوشاند.

-گرچه مدل کفش اش باز بود اما جورابش نازک بود کاش دوباره این خط رساله را می خواند که از نظر همه مراجع پای زن باید کاملا پوشیده باشد کاش می دانست این نوع جوراب پای او را نمی پوشاند.

- بوی عطرش تمام سالن را پرکرده بود کاش لعن ملائک را از زمانی که از خانه بیرون آمده بود با خود همراه نمی کرد.

-گرچه به حساب خودش کرم ضد آفتاب زده بود اما کاش یکبار دیگر به درجه روشن کنندگی کرمش نگاهی می انداخت.

بیرون از اینجا….

دنیایی از نیاز من و تو را به سوی خود می خواند و من تو باید آن قدر خود رابه هر آنچه خدا می پسندد ملزم کنیم که حرکتمان حرکت ساز باشد

باید بخواهیم و متوسل شویم و تلاش کنیم تا تمام افکار و گفتار و رفتار رنگ و بوی او را بگیرد

که اگر رنگ خدایی بگیریم هم به خود رسیده ایم و هم می توانیم دست دیگران را بگیریم و آن را برای رسیدن به مقصد یاری کنیم.

 

وظایف

 

موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت