موضوعات: "فرهنگی" یا "داستان" یا "شعر" یا "مباحث فرهنگی" یا "متن ادبی"

کم کاری در فضای مجازی چه خواهد شد

 فضای مجازی تبلیغ دینی


واقعا هیچ فکر کرده ایم که در روز واپسین در حضور شهدا، چه جوابی خواهیم داد؟

در برابر زحمات و خون هایی که شهدا برای به ثمر رساندن انقلاب تقدیم کردند و زمینه را برای تبلیغ دین فراهم کردند.
قبل از انقلاب مگر کسی جرات داشت ،حرفی بزند اگر هم منبری وجود داشت که ساواک به او کاری نداشت، چون سخنانش یا خنثی بود و یا در تعریف طاغوت بود.
بنا براین برای تبلیغ در فضای مجازی باید کمر همت ببندیم ،با مطالبی پرمحتوا و بروز به مقابله شبهات برویم، باید گوش جان بسپاریم به فرامین امام خامنه ای:

####
ظرفيت بي‏ سابقه فضاي مجازي براي ترويج معارف اسلامى
امروز اين جوان هاى دانشجو و غيردانشجو را كه مشاهده مى‏ كنيد ـ حالا من دانشجوها را مى‏ گويم ـ همه‏ شان تقريباً و تغليباً مشتاق اند از مفاهيم اسلامى و معارف اسلامى چيزهايى را بشناسند و چيزهايى را بفهمند و سر دربياورند. من و شما بايد زمينه فراهم كنيم كه بتوانيم به آنها جواب دهيم.

اين فرصت تا امروز كى براى روحانيت وجود داشته؟
علاوه بر اين، ابزارهاى تسهيل‏ كننده، مثل رايانه ‏ها و ارتباطات اينترنتى و فضاى‏ مجازى‏ و سايبرى هم كه الان در اختيار شماست.

اگر بتوانيد اين ها را ياد بگيريد، مى‏ توانيد يك كلمه حرف درست خودتان را به هزاران مستمعى كه شما آنها را نمى ‏شناسيد، برسانيد؛ اين فرصت فوق ‏العاده‏ اى است؛ مبادا اين فرصت ضايع شود.

اگر ضايع شد، خداى متعال از من و شما روز قيامت سؤال خواهد كرد: از فرصت اين همه جوان، اين همه استبصار، اين همه ميل و شوق به دانستن، شما براى ترويج معارف اسلامى چه استفاده ‏اى كرديد؟

نظام اسلامى چنين خدمتى به ما معمّمين و روحانيون كرده. مگر مى ‏توانيم خودمان را كنار بگيريم؟

سخنان مقام ولایت در دیدار علمای همدان

 

مجهز وارد فضای مجازی شویم

مجهز وارد فضای مجازی شویم

برای انتخاب رشته فرزندانمان، به مشاورین تحصیلی مراجعه می کنیم.

برای ثبت نام کودکانمان به چندین مدرسه سر می زنیم تا از نحوه تدریس و البته گاهی تربیت معلمان آگاه شویم.

برای آزاد گذاشتن فرزندان در فضای مجازی کدام یک از رسانه ها و کانال ها را بررسی کرده ایم؟

آیا فرزندانمان را مجهز به الف بای فضای مجازی کرده ایم؟

####

اهداف دشمن از ايجاد فضاي مجازي

  تغيير در شيوه‎هاي انتقال فکر

امروز دو خصوصيت وجود دارد كه بار من و شما را سنگين مى‏ كند. يك خصوصيت پيشرفت شيوه‏ هاى انتقال فكر است.

شما ببينيد تلويزيون، راديو، وسايل الكترونيكى، اينترنت‏ و ديگر وسايل ارتباطاتى، امروز در دنيا در خدمت چه اهدافى قرار دارند.

امروز استكبار به اين اكتفا نمى‏ كند كه شمشير نشان بدهد.

شمشير هم نشان مى‏ دهد، اما در كنار او به ده‏ ها شيوه‏ ديگر متوسل مى ‏شود براى اينكه آن فكر غلط، آن راه خطا، آن روش ستمگرانه و طغيان‏گر را بر ملت ها تحميل كند… امروز طبق اطلاعات قطعى ثابت شده است كه مؤسسه‏ عظيم هاليوود و شركت هاى بزرگ سينمايى با سياست هاى استكبارى آمريكا همراهى و همكارى مستمر و باب ميل دارند.

اين مؤسسه‏ بزرگ فيلمسازى و سينمايى كه ده ‏ها كمپانى بزرگ فيلم‏ساز از هنرمند و از كارگردان و از بازيگر و از نمايش‏نامه‏ نويس و فيلم‏نامه‏ نويس و سرمايه ‏گذار در آن گرد هم جمع شدند، در خدمت هدفى دارند حركت مى‏ كنند.

آن هدف عبارت است از اهداف سياست استكبارى كه دولت آمريكا را هم همان سياست ها دارد مى‏ چرخاند. اين ها چيز كوچكى نيست. #

#سخنان مقام رهبری در دیدار با علمای کردستان

ادامه داردمجهز وارد شویم

استفاده از تولیدات داخلی درپیشگاه خداوند مقبول است


رفتار های ناهنجار خیلی زود اثر سوء خود را بر سبک زندگی مردم می گذارد و از طرف دیگر تغییر روش بد به سختی و کندی پیش می رود، اصولا کار فرهنگی زمان بر است.بنا براین برای عادت دادن مردم به اقتصاد مقاومتی و حمایت از کالای ایرانی باید فرهنگ سازی شود.

از طریق رسانه های دیداری و شنیداری ؛باید در کتب درسی دانش آموزان و دانشگاهیان این مهم توضیح داده شود و با توجه به مذهبی بودن مردم ایران، می توان با فتاوای مراجع دینی این موضوع را بزرگ نمایی کرد، که استفاده از تولیدات داخلی درپیشگاه خداوند مقبول است.

باید در بزرگ راه ها در معابر پر رفت و آمد فواید استفاده از تولیدات داخلی و زیان های استفاده از واردات خارجی بیان شود.البته نه به صورت شعار و عمل بر خلاف آن.

وقتی در ماجرای تنباکو با فتوای میرزای شیرازی استفاده از تنباکو که تولید داخلی بود ولی امتیازش را خارجی گرفته بود تحریم می شود و منجر به لغو امتیاز می گردد.چرا در استفاده از کالاهای خارجی از این سرمایه معنوی استفاده نمی شود.
وقتی به آشپزخانه ها نگاه می کنی، پر است از وسایلی مثل ماکروفرو انواع دستگاه ها برای پختن کیک و کباب …
متاسفانه خانواده ها براثر تنبلی به مواد خوراکی تولید شده و پخته شده بیرون معتاد شده اند، مثل انواع ترشی جات ، مرباجات، رب و کیک ، آب میوه های آماده.غذاهای آماده…که بسیاری از آنها بامواد نگه دارنده تولید شده است و خارجی هستند، که علاوه بر ضرر اقتصادی بیماری زا هم هستند. و تجار بی بصیرت با تانکر های مخصوص نفت از چین رب وارد می کنند و در قوطی هایی با مارک ایرانی به مردم عرضه می کنند .


متاسفانه این بیماری تنبلی به روستاهای ایران که معروف به قطب خوراکی های سالم بودند هم نفوذ کرده است. همیشه وقتی از روستا گذر می کردی بوی نان تازه به مشام انسان می رسید، که ناخودآگاه بوی نان را دنبال می کرد تا لقمه ای از آن تهیه کند!
اکنون چند سالی می شود که دیگر در روستاها نان نمی پزند و از نانوایی می خرند و چون نان ها مرغوب نیست خرد می شود و دور ریز نانشان زیاد شده است.درحالیکه زمانی خود نان می پختند هرگز چنین مشکلی نداشتند!
دیگر در روستاها کسی مرغ نگهداری نمی کند که هم بعضی اضافات غذا را دور نریزد و هم از تخم مرغ  و گوشت آن به اقتصاد خانواده کمک کند.
شما در روستا دیگر بانگ خروس و بع بع گوسفند را نمی شنوید و حتی صدای گاو را هم نخواهید شنید. روستایی هم مثل شهر نشینان از تخم مرغ، مرغ ماشینی ،شیر و ماست پاستوریزه استفاده می کند.
مردم لباس هایشان را خود می دوختند که این کار به اقتصاد خانواده کمک می کرد ولی متاسفانه در این سبک زندگی که در پیش رو داریم دیگر کسی همت دوختن زیرشلواری هم ندارد!
این قضیه باعث شده که لباس های حاضری دست دوخت خارجی، با مد های گوناگون که در شان و اندازه افراد نیست بپوشند که در نتیجه به همه چیز شباهت دارند جز آدم نرمال!

 

کالای ایرانی با اقتصاد مقاومتی قرآنی

 مدل قرآنی حمایت از کالای ایرانی                                           
 از آن جایی که سال95 از سوی رهبر معظم انقلاب سال سال اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل نام گذاری شد.

لازم است، با نگاهی قرانی به این موضوع  بپرداریم ان شالله که خیر دنیا و آخرت برایمان داشته باشد!


تعارف که نداریم! اقتصادُنا مریضٌ ! هر مریضی هم نیازمند طبیب است. البته نسخه ی درمان اقتصاد مریض ما نه در طب سنتی پیدا می شود و نه در طب سوزنی و چینی، و نه در پزشکی مدرن!


داستان خواب معروف عزیز مصر و تعبیر آن توسط حضرت یوسف را همگی بلدیم حتی فیلمش را هم دیدیم! خوب است به برخی جوانب این داستان از بعد اقتصادی نگاه شود و درس گرفته شود چرا که نقل این داستان ها برای عبرت و درس گرفتن است البته برای صاحبان خرد!


حضرت یوسف علیه السلام پس از تعبیر خواب عزیز مصر، «خشکسالی» را مشکل آتی مملکت مصر دانستند و به فکر چاره افتادند. پس نفس «تشخیص مشکل» گام اولیه و اساسی در حل مشکل و حتی بحران اقتصادی می تواند باشد.

بدیهی است اگر تشخیص اولیه درست باشد، می¬توان انتظار نتیجه ی مطلوب را داشت والا چنین انتظاری معقول نیست.
البته شاید یادآوری یک مطلب در ابتدای بحث لازم باشد و آن هم این که در زمان حضرت یوسف علیه السلام چرخ اقتصاد بر روی کشاورزی و دامداری می چرخید و خبری از صنایع امروزی (حتی سانتریفیوژ!) نبود.

منظور این که اگر کشوری به لحاظ ذخایر ارضی فقیر هم باشد باز هم با یک مدیریت خوب می توان مشکل اقتصادی مملکت را حل کرده. چه رسد به این که کشور از لحاظ منابع و ذخایر ارضی موقعیت نسبتا ممتازی داشته باشد.

نکته:در اقتصادی که مدنظر قرآن است، سعی بر این است که با استفاده از سلاح پویایی اقتصاد، حاکمیت سیاسی دولت اسلامی در روابط با بیگانگان حفظ شود، زیرا در روابط خارجی بین دولت‌ها، مناسبات اقتصادی و سیاسی بسیار به هم پیوسته و درهم تنیده‌اند، هم اکنون وابستگی سیاسی‌ای که در بسیاری از کشورهای به ظاهر مسلمان مشاهده می‌شود، نتیجه‌ی مستقیم وابستگی اقتصادی آن‌ها به ابرقدرت‌ها است.

از این رو برای حفظ اعتبار و حیثیت اسلامی، دولت‌های اسلامی موظف هستند از هرگونه عملی که راه نفوذ کفار را برای تسلط بر مسلمین می‌گشاید، خودداری کنند و پیشاپیش راه‌های نفوذی آنان را با تدبیر و سیاست ببندند و از آن جا که بزرگ‌ترین راه نفوذ آنان، تأمین نیازمندی‌های اقتصادی است، از این رو اِعمال سیاست اقتصادی خودکفا و همیاری عموم اقشار در قطع وابستگی و بستن راه‌های نفوذی آنان، از مهم‌ترین مسؤولیت‌های ملت اسلامی است.


پس، تشخیص مشکلِ مملکت، مسیر را برای درمان هموار می کند. حضرت یوسف علیه السلام با درک این مطلب اقدام به ذخیره سازی گندم برای هفت سال بعد نمودند. قطعا ذخیره کردن گندمِ هفت سال، آن هم هفت سال قبل از وقوع خشکسالی، تدبیر و درایت خاصی می طلبد و الحمد لله که دولت فعلی هم دولت تدبیر و امید نامیده شده است.
القصه! 1. تشخیص درد 2. پیدا کردن درمان 3. داشتن راهکار مناسب، بخش اعظم حل هر مشکلی خصوصا مشکل اقتصادی می تواند باشد. توضیح مراحل دیگر اقتصاد قرآنی، بماند برای پست آتی.
________________________________________
بعد نوشت 1: مراحل دیگر اقتصاد رو بی خیال لطفا! فعلا تدبیر این دولت فراعقل بشریه! بذارید با تدبیر اینا کمی اوضاع بر وفق مراد بعضیا بچرخه بینیم چی میشه.والله!

رامیان

 

عید فطر، پاداش دیدن خدا

عید فطر 

ماه رمضان، ویژگی های مهمی دارد که ریشه برکات بزرگ این ماه و پایه نعمت های بی شمار هستند. شکوه ، عظمت و برکات مادی و معنوی ای که از این ماه، نصیب اهل ایمان می شود، از نگاه احادیث اسلامی، قابل توصیف نیستند و اگر مسلمانان شناخت درستی از برکات این ماه بافضیلت داشتند و مواهب و دستاوردهای بزرگ آن را می دانستند، آرزو می کردند که سراسر سال ، رمضان باشد.

حدیث پیامبر خدا در این مورد ،چنین است: لو یعلم العباد فی رمضان، لتمنت آن یکون رمضان سنه؛ اگر بندگان بدانند که در رمضان، چه نعمت ها و آثاری هست، آرزو می کنند که رمضان، یک سال باشد.

1-آغاز سال

آغاز سال در بین ایرانیان باستان اولین روز فروردین است،و در بین اعراب اولین روز ماه محرم است و مسیحیان هم روز میلاد حضرت مسیح علیه السلام آغاز سال می دانندt اما برخی از متون دینی تاکید دارند که ماه رمضان،آغاز سال است؛ برخی از آنها« شب قدر» را آغاز سال می داسته اند؛ و برخی نیز عید فطر را اول سال تعیین کرده اند.

همچنین که آغاز فروردین، شروع سال طبیعی است(چون زمین جامه نو می پوشد و درختان سبز می شوند)، ماه رمضان هم آغاز سال انسانیت از نگاه اسلام است ،چرا که در این ماه عزیز، حیات معنوی اهل سیر و سلوک، تجدید می شود.

2- ویژگی میهمانی خدا

این چه میهمانی است پرهیز از خوردن و نوشیدن و لذت بردن نخستین شرط آن است؟

پاسخ این سوال: انسان ترکیبی از جسم و جان است همان گونه که جسم نیاز به غذای مادی دارد هویت و حقیقت انسانی او نیز به غذاهای معنوی نیاز دارد.

منبع : مراقبات ماه رمضان: ری شهری ص 12-16

زیباترین عید، عید بندگی...

 


زیباترین شروع:بسم الله
زیباترین دین:اسلام
زیباترین خانه:کعبه
زیباترین استاد:امام صادق(ع)
زیباترین عمو:حضرت ابوالفضل(ع)
زیباترین غنچه:حضرت علی اصغر(ع)
زیباترین سرانجام:شهادت
زیباترین لباس:احرام
زیباترین ندا:فطرت
زیباترین دوست:کتاب
زیباترین روز:جمعه
زیباترین بیابان:عرفات
زیباترین میعاد:معاد
زیباترین کلام:لااله الاالله
زیباترین آواز:اذان
زیباترین شهید:امام حسین(ع)
زیباترین بنا:حضرت ابراهیم
زیباترین پرچمدار:حضرت عباس
زیباترین پیرمرد:حبیب ابن مظاهر
زیباترین آواره:سلمان
زیباترین شب:قدر
زیباترین خاک:تربت
زیباترین رحمت:باران
زیباترین کلمه:محبت
زیباترین لحظه:پیروزی
زیباترین سوره:حمد
زیباترین سلسله:انبیاء
زیباترین بانگ:تکبیر
زیباترین پارسا:حضرت علی(ع)
زیباترین زندانی:امام موسی بن جعفر
زیباترین صابر:حضرت ایوب
زیباترین مهاجر:هاجر
زیباترین عمل:عبادت
زیباترین چشمه:زمزم
زیباترین نیکی:نیکی به پدرومادر
زیباترین عهد:وفا
زیباترین ناله:نیایش
زیباترین جنگ:جنگ با نفس
زیباترین انسان:پیامبر (ص)
زیباترین ستون:دین
زیباترین مادر:حضرت فاطمه(س)
زیباترین منتقم:حضرت مهدی(عج)
زیباترین سخن گو:حضرت زینب
زیباترین قربانی:حضرت اسماعیل
زیباترین کوشش:فی سبیل الله
زیباترین سنگ:حجرالاسود
زیباترین آغوش:آغوش مادر
زیباترین سرمایه:زمان
زیباترین زمین:کربلا
زیباترین ابزار:قلم

زیباترین عید: قربان
زیباترین شعار:صلوات برمحمد وآل محمد(الله هم صل اله محمد و آل محمد)

طلبه

 

حواس هفت گانه من، در جهنم است

حواس پنجگانه و قوه خیال و وهم در جهنم است

نمی دانم در این روزهای آخر مهمانی پروردگار، چقدر به مقررات میزبان مهربان عمل کرده ام.

آیا با همه وجود در میهمانی بودم یا اینکه بخشی از وجودم در میهمانی حضور داشته است؟

آیا چشم هایم با من حاضر بود؟ و فهمید که باید با من روزه بگیرد، یا اینکه من به تنهایی با دستگاه گوارشم

روزه بودم!

آیا گوش هایم با من هماهنگ بود،؟که نباید هرصدایی را بشنود.

آیا زبانم با من روزه بود؟ یا اینکه من تشنه و گرسنه را وادار به گفتن سخنانی کرد که نباید گفته می شد!

آیا حس بویایی من، توانست روزه بگیرد و هر عطری را استشمام نکند!

آیا حس لامسه با من همراه بود و روزه گرفت و از لمس نامحرم خودداری کرد؟

آیا قوه خیال من، باطل را تصور کرد یا نکرد.

آیا وهم مرا به سرزمین توهمات باطل برد یا نه؟

این ها که در من وجود دارد و در تمامی ماه رمضان با من بوده و من فقط گرسنگی و تشنگی را برخود هموار

کردم، و از نوشیدن حلال خدا که یک قطره آب بود بر خود سخت گرفتم.

زهی خیال باطل، از این هفت قوه که در هیچ لحظه ای اجازه ندارند مرتکب حرام شوند چه مهمان خدا باشند و

در حال روزه باشم یا نباشم غافل بودم.

و غافل تر اینکه، این ها درهای جهنم من هستند که معروف است که جهنم هفت در دارد.

پس در های بهشت من کجاست و چند تاست؟

درهای بهشت  هم همین هم اعضا و قوه ها هست منتها به اضافه یک نور افکن قوی به نام عقل.

و وظیفه من در ماه رمضان تقویت این نور افکن است تا با تقویت اراده ام بر شدت نورش بیفزایم، تا بتواند بر

آن هفت قوه اثر کند و در طول سال یاریگر من باشد.

این عقل است که می گوید به هر چیزی نگاه نکن و هر سخنی را نگو و هر سخنی را گوش نده و…

خداوند در قرآن کریم می فرماید:

.«وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ * لَها سَبْعَةُ أَبْواب لِکُلِّ باب مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ؛ و دوزخ، ». هفت در داردو براى هر درى، گروه معینى از آنها تقسیم شده‌اند». (حجر/ 43 و 44)

جهنم میعادگاه همه آنها (گمراهان) است.

در حالى که آیات قرآن مى‌گوید: جهنم هفت در دارد، و قابل توجه این که: در حدیث امام باقر(علیه‌السلام) مى‌خوانیم: «بهشت، هشت در دارد»، این تفاوت، اشاره به این است که: هر چند درهاى ورود به بدبختى و عذاب فراوان باشد، ولى با این حال درهاى وصول به سعادت و خوشبختى از آن افزونتر است،

 

 

دعا کنیم در برزخ از راز آیات متشابه آگاه شویم

قرآن را با ایمان حقانیت آن بخوانیم

قرآن را بخوانیم و یاد بگیریم و تلاش کنیم تا با ایمان به قرآن نکات آن را بدقت در ذهنمان بسپاریم،

در  این صورت اگر توفیق داشتیم با ایمان به قرآن از دنیا رفتیم و در عالم برزخ کلاس آموزش گذاشتند، می توانیم راز آیات متشابهات را بفهمیم.
حتما این را شنیده ایم که میان اهل فلسفه، عرفان و کلام اسلامی، این مساله، محل نزاع بوده است که آیا روح آدمی پس از جداشدن از جسم، در عالم دیگر، تکامل برزخی می یابد یا خیر؟
 بعضی از متفکران معتقدند تکامل برزخی در عالم مثال(برزخ در متون دینی)، نیاز به حرکت از قوه به فعل دارد، و حرکت نیز بدون ماده امکان پذیر نیست، بنابراین در عالم برزخ که ماده ای وجود ندارد، از حرکت هم خبری نخواهد بود، تکامل نیز وجود نخواهد داشت.
عده ای دیگر چون ملاصدرا، موسس حکمت متعالیه، معتقدند که جسم برزخی حکم ماده را دارد و روح(نفس ناطقه انسانی)در اثر کسب معارف و نیز تغذیه از خیرات و مبرات اهل دنیا، رشد کرده و مسیر تکاملی خود را همچنان ادامه خواهد داد.
اما با توجه به مجامع روایی، این نکته عرفانی و کشف فلسفی را تایید می کند.

به عنوان نمونه یک روایت را ذکر می کنیم.
« حفص می‌گوید: حضرت موسی بن جعفر ـ علیه السّلام ـ به مردی فرمودند: «أتحبّ البقاء فی الدّنیا»؛ آیا بقای در دنیا را دوست داری؟

آن شخص كه از تربیت شدگان مكتب امامت بود، عرض كرد: آری
آن حضرت پرسیدند: چرا؟
عرض كرد: برای آن كه به قرائت سورة محبوب خود، «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» بپردازم#
امام كاظم ـ علیه السّلام ـ پس از لحظه‌ای سكوت فرمودند: «یا حفص! مَن مات مِن أولیائِنا و شیعتنا و لم یُحسنِ القرآنَ عُلّمَ فی قبره لیرفع اللهَ به مِن درجته فإنّ درجاتَ الجنة علی قدر آیات القرآن یقالُ له: اقرأ وارقَ. فیقرأُ ثم یرقی»
اگر از شیعیان ما، كسی قرآن را به خوبی فرا نگرفته باشد (چون به حقیقت آن ایمان دارد) در جهان برزخ، قرآن به او تعلیم داده می‌شود تا خدای سبحان با معرفت قرآن بر درجات او بیفزاید؛ زیرا درجات بهشت به اندازه آیات قرآن است؛ به قاری گفته می‌شود: بخوان و بالا برو. او نیز می‌خواند و بالا می‌رود.
#(بحار، ج 89، ص 348). )

 

سبک زندگی خانواده های ناپاک مثل خانه ی عنکبوت است

 خانواده ناپاک مثل خانه عنکبوت سست است

 

به مشکلات خانواده ها فکر می کردم،و از اینکه کودکان معصوم در دست مادرانی اژدها صفت بزرگ می شوند و مردان مفلوکی که باید همسر این ماردوشان باشند و سر در کنار این زنهاروی بالین بگذارند تاسف می خورم! 


در حدیث معراج علامت هایی از این زنان را خوانده بودم،که پیامبر اعظم در سفر معراج سرنوشت این موجودات را دیده بودند و جبرائیل هم در مورد آن ها برای پیامر اعظم توضیحاتی داده بودند.


و دنبال نشانه ای از این درنده های دوپا بودم، و ردآن ها را از آیه های قرآن جستجو کردم.
که ببینم خداوند در مورد این ددمنشان چه هشداری داده است؟!


واقعا خانواده، این نهاد پاک که تربیت نسل را به عهده دارد و زن ومرد در این کانون باید با آرامش زندگی کنند و در سایه سار این بهشت کوچک، آرامش را به جامعه جاری کنند.


چرا؟ خانواده هایی را می بینیم که طبق فرمایش قرآن مهر «مَثَلُ الَذینَ اتَّخذوا مِنْ دونِ اللّهِ اولیاءَ کمَثلِ العنکبوتِ اتَّخَذَتْ بیتاً وَ اِنَّ أَوْهَنَ البیوتِ لبیتُ العنکبوتِ» 90 عنکبوت بر آن حک شده است.

مثل کسانی که غیر از خدا اولیای خود برگزیدند، مثل عنکبوت است که خانه ای را برای خودانتخاب کرد، در حالی که سست ترین خانه ها. خانه عنکبوت است.
با آیات سوره عنکبوت روبرو شدم، که می فرماید سست ترین خانه ها خانه عنکبوت است!


واز طرفی متوجه کشفیات جدید دانشمندان شدم که می گویند از تار های عنکبوت محکم ترین لباس را می بافند.
بعد از مطالعه و جستجو در مطالعات مفسرین ، به یافته جدیدی رسیدم که بسیار جالب بود.


همیشه شنیده ایم که قرآن بطن های فراوانی دارد، ولی به این روشنی وملموس متوجه نشده بودم!


بررسی در زندگی عنکبوت نشان می دهد که وظیفه لانه سازی به عهده عنکبوت ماده است، وقتی که عنکبوت ماده باردار می شود و نوزادانش متولد می شوند؛ ابتدا همسر خود را می کشد و بعد نوزادان را از لانه بیرون می کند.


واین سبک زندگی عنکبوت است که معروف به سست ترین خانه ها شده است.


یعنی کانون خانواده ای وجود ندارد، درست مثل زنهایی که از مسیر پاکی خارج می شوند و با نامحرمان ارتباط دارند و چه بسا همسر را به قتل می رسانند و فرزندان را رها می کنند.

 

http://eajazquran14.blogfa.com/post/24

دیدار پنجاه نفر از یهود با امیرالمومنین علیه السلام

عبدالله بن خالدبن سعید بن عاص نقل کرده:در محضر امیرالمومنین علیه السلام بودم که از کوفه خارج شد و به نخیله رسید و دو فرسخ از کوفه جدا شد.

آن وقت پنجاه نفر از یهود محضر او آمده و گفتند:تو امام علی بن ابی طالب هستی؟فرمود: من او هستم، گفتند ما سنگی داریم که نام شش نفر از انبیا در آن نوشته شده است واین را در کتابهای خود خوانده ایم،ما آن صخره را گم کرده ایم، اگر امام هستی آن را برای ما پیدا کن.

حضرت فرمود:پشت سر من بیایید.آنها با امام رفتند،به وسط بیابانی رسید، و در آن تل بزرگ شن بود،امام باد را فرمود: ای باد به حق اسم اعظم خدا، این خاک را از روی صخره زایل کن،دیری نپایید تا باد همه خاک ها را از صخره پراکنده کرد، وسنگ ظاهر شد فرمود: این سنگ شماست که می خواستید.

گفتند: در آن نوشته ونامی نمی بینیم،فرمود:نام ها در آن طرف سنگ اند که به زمین چسبیده است، آن را برگردانید،خواستند سنگ را برگردانند نتوانستند، تا هزار نفر در آنجا جمع شد و نتوانستند، امام فرمود: کنار بروید،آنگاه دست به سوی سنگ دراز کرد و آن را برگردانید، دیدند نام شش نفر از انبیای صاحب شریعت در آن نوشته شده:آدم و نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمد علیهم الصلاه و السلام.

آن پنجاه نفر از یهود گفتند:«نشهد ان لا اله الا الله و محمدا رسول الله و انک امیرالمونین وسید الوصیین و حجه الله فی ارضه»

هرکه تو را شناخت خوشبخت شد ونجات یافت و هر که تو را مخالفت کرد گمراه شد و بیراهه رفت و به جهنم افتاد.

بحار ج 41 ص256

الگوی همه آزادگان جهان

 

مقام علی علیه السلام
درباره مقام امیرالمؤمنین علیه السلام زبان های نوعِ بشر و قدرت و تصویر و ترسیم انسان ها عاجز از ارائه کُنه و حقیقت مطلبند؛ بلکه عاجز از تصوّر آن مقام شامخ و کُنه عظمت آن بزرگوارند.

ما با قیاس به معلومات خودمان می توانیم چیزی را بشناسیم و بفهمیم.

امیرالمؤمنین علیه السلام از مقیاس های ما خارج است.

او را با ذرع و پیمانه ای که برای سنجیدن انسان ها و فضیلت ها و مُحسّنات و زیبایی ها در اختیار ماست، نمی شود سنجید و اندازه گرفت.

او بالاتر از این حرف هاست. آنچه که ما می بینیم درخشش آن بزرگوار است که به چشم هر انسانی ـ حتّی دشمنان و مخالفان ـ می آید؛ چه برسد به دوستداران و یا شیعیان… درخشش را می بینند، امّا ابعاد و جزئیات را نمی توانند درک کنند و ببینند.

تجلی حکومت الهی
آن وقتی که این انسان بزرگ اندیش و بزرگ بالاخره بر مسند قدرت و حکومت دست پیدا کرد ـ در آن دوران کاری کرد که اگر سال های سال مورّخان و نویسندگان و هنرمندان بنویسند و تصویر کنند کم گفته اند و کم تصویر کرده اند ـ وضع زندگی امیرالمؤمنین در دوران حکومت قیامتی است.

اصلاً علی علیه السلام معنای حکومت را عوض کرد. او تجسّم حکومت الهی، تجسّم آیات قرآن در میان مسلمین، تجسّم «اَشِدّاءٌ عَلی الکُفّارِ رِحُمَاءُ بَیْنَهُمْ» و تجسّم عدل مطلق بود.

او فقرا را به خود نزدیک می کرد و ضعفا را مورد رعایت خاص قرار می داد. برجستگانی که با پول و زور و بقیه وسایل مطرح شدن، خودشان را به ناحقّ مطرح کرده بودند، در نظر علی علیه السلام با خاک یکسان بودند.

آنچه در چشم و دل او ارزش داشت، ایمان و تقوا و اخلاص و جهاد و انسانیّت بود. با این مبناهای باارزش، امیرالمؤمنین کم تر از پنج سال حکومت کرد. قرن هاست که درباره امیرالمؤمنین می نویسند و کم نوشته اند و نتوانسته اند درست تصویر کنند و بهترین ها معترف به عجز و تقصیر خودشان هستند.

کار برای خدا
... امیرالمؤمنین برای خدا و در راه او کار می کرد. به درد مردم می رسید. مردم را دوست می داشت و خدمت به آنها را وظیفه خود می دانست. با این که حکومت او در جهت خدمت به مستضعفان بود، به این اکتفا نمی کرد؛ شب ها هم، تنها و به صورت فردی، به کمک یکایک مستضعفان می رفت. این زندگی امیرالمؤمنین علیه السلام است.

ظلم ستیزی علی علیه السلام
علی علیه السلام در هر سطحی با هر نامی و زیر هر پوششی ظلم ستیز بود. زندگی دشوار امیرالمؤمنین را نگاه کنید. این جنگ های اوست. ببینید با چه کسانی جنگید؟ چه طور جنگید؟ با چه صلابتی جنگید؟ آنها چه کسانی بودند؟ زیر چه نام و عنوان های فریبنده ای پنهان شده بودند؟

امّا وقتی تشخیص می داد که این ظلم و باطل است درنگ نمی کرد. این راه ماست؛ راه دشواری که باید آن را طیّ کنیم. این راه یکایک کسانی است که ادّعای پیروی امیرالمؤمنین علیه السلام را می کنند؛ راه مقابله با ظلم و ظالم در هر سطحی و یا هر کیفیّتی…

شخصیّت و فضایل علی علیه السلام
شخصیّت امیرالمؤمنین علیه السلام ترکیبی از عناصری است که هرکدام به تنهایی یک انسان عالی مقام را اگر بخواهد به اوج آن برسد به زانو در می آورد.

زهد امیرالمؤمنین و بی اعتنایی و بی رغبتی او نسبت به شهوات زندگی و زخارف دنیایی یکی از این عناصر است.

علم آن بزرگوار و دانش وسیع او ـ که بسیاری از بزرگان مسلمین و همه شیعه بر آن اتّفاق دارند که بعد از نبیّ اکرم صلی الله علیه و آله وسلم کس دیگری غیر از امیرالمؤمنین از آن علم برخوردار نبوده است ـ یکی از این عناصر است.

فداکاری آن بزرگوار در میدان های مختلف ـ چه میدان های نظامی و چه میدان های اخلاقی و سیاسی ـ یکی از این عناصر است.

عبادت آن بزرگوار یکی دیگر از این عناصر است. عدل و دادگری امیرالمؤمنین که پرچم برافراشته شاخصی برای عدل اسلامی است. رأفت آن بزرگوار نسبت به ضعیفان ـ اعم از فقرا، کودکان، زنان و از کارافتادگان ـ یک وادی عظیم و یکی دیگر از ابعاد شخصیّت امیرالمؤمنین است… در همه اینها در حدّ اعلاست.

قاطعیّت علی علیه السلام
... قاطعیّت و صلابت در راه حقّ، این خصوصیّت ـ اگر نگوییم مهم ترین ـ حداقل بارزترین خصوصیت زندگی امیرالمؤمنین است. آن چیزی که اوّل از این دستگاه حکومت مشاهده می شود، این است که امیرالمؤمنین بعد از تشخیص حقّ هیچ چیزی نمی تواند جلوی راه حقّ او را بگیرد. …امیرالمؤمنین از جمله کسانی است که در راه خدا هیچ کس و هیچ چیزی نمی تواند جلوی او را بگیرد و مانع او بشود.

آنچه را که تشخیص داد بدون هیچ گونه مبالاتی عمل می کند. اگر به سرتاسر زندگی امیرالمؤمنین نگاه کنید، این خصوصیّت را مشاهده می کنید.

قاطعیّت و صلابت از اولِ نشستن بر مسند حکومت، امیرالمؤمنین این قاطعیّت و صلابت را نشان می دهد؛ یعنی حکومت وقتی که به نام خدا و برای خدا و برای اجرای احکام الهی است، باید تحت تأثیر هیچ ملاحظه ای که مخالف با حقّ باشد قرار نگیرد. این آن منطقی است که امیرالمؤمنین دنبال می کرد.

صبر و بصیرت علی علیه السلام
امیرالمؤمنین از اوایل نوجوانی تا هنگام مرگ دو صفت بصیرت و صبر را با خود همراه داشت. بیداری و پایداری او یک لحظه دچار غفلت و کج فهمی و انحراف فکری و بد تشخیص دادنِ واقعیت ها نشد. از همان وقتی که از غارحرا و کوه نور پرچم اسلام به دست پیامبر برافراشته شد… حکومت نبوّت و رسالت آغاز گردید، این واقعیّت درخشان را علی بن ابی طالب علیه السلام تشخیص داد.

پای این تشخیص هم ایستاد و با مشکلات آن هم ساخت. اگر تلاشْ لازم داشت آن تلاش را هم انجام داد اگر مبارزه لازم داشت آن مبارزه را کرد. اگر جان فشانی می خواست جان خود را در طَبَق اخلاص گذاشت و به میدان برد.

اگر کار سیاسی و فعالیّت حکومت داری و کشورداری می خواست آن را انجام داد. بصیرت و بیداری او یک لحظه از او جدا نشد. دوّم صبر و پایداری کرد و در این راهِ استوار و صراط مستقیم استقامت ورزید.

این استقامت ورزیدن، خسته نشدن مغلوب خواسته ها و هواهای نفس انسانی نشدن نکته مهمّی است… همه در این خصوصیت باید سعی کنند که خودشان را به امیرالمؤمنین نزدیک کنند، هرچه همّت و استعدادشان باشد…

سخنرانی امام خامنه ای در باره امیرالمومنین علی علیه السلام

پ.ن

علی علیه السلام انسان کامل
امیرالمؤمنین علیه السلام یک الگوی کامل برای همه است.

جوانیِ پرشور و پرحماسه او الگوی جوانان است.

حکومت سراسر عدل و انصاف او الگوی دولت مردان است.

زندگی سراپا مجاهدت و سراپا مسئولیت او الگوی همه مؤمنان است.

آزادگی او الگوی همه آزادگان جهان است.

سخنان حکمت آمیز و درس های ماندگار او الگوی عالمان و دانشمندان و روشنفکران است.

اجناس نجس را از خاك پاك ایران بیرون کنیم

جنس خارجی را نجس بدانیم

دومین دلیل و راهكار سید احمد کاشانی:

حمایت از تولید ایرانى؛ راهكار قطع سلطه اقتصاد خارجی

«دفاع در مقابل كفار، اگر استقلال کشور های اسلامی را می خواهید، واجب است به اجماع و نصوص قطعیه و فرقی نمى‏ كند.

وجوب دفاع از آن‏ كه كفار از راه جنگ و استعمال ادوات جنگ از قبیل توپ و تفنگ، و اراده سلطه بر مسلمین داشته باشند .

یا از راه علم و تدبیر مسلمین را غافل نموده و سلطه بر ایشان یابند و یا از راه تجارت و راه ‏هاى دیگر…. خلاصه، عزم كفار بر ضعیف کردن مسلمین است،

گاهى از راه جنگ و گاهى از راه حیله و تزویر و علم و تدبیر…… یا این‏كه کالای خود را در کشورهای اسلامی وارد مى‏کنند .

و به این طریق اموال آن‏ها را مى ‏برند و راه كسب و تجارت را به رویشان مى ‏بندند تا به این وسیله آن‏ها فقیر و پریشان شوند….

و اگر از راه كسب و تجارت، قصد نابودی مسلمین نمودند، دفاع به این نحو خواهد شد كه ترك استعمال کالاهای آن‏ها را نموده، از ورود  و تجارت كفار درکشور های اسلام مانع شوید.

و این اجناس نجس را از خاك پاك مسلمین خارج كنیم تا نه اجنبى مغازه و كارخانه  داشته باشد و نه با او معاشرت شود .

و باید کالا و منسوجات ایرانی را ترویج نمود و  تجارت و كسب را در کشور های اسلامی منحصر كرد و با مسلمین و و با شركت‏هاى بزرگ عقد قرار داد بست. 

مدارس براى تحصیل انواع علوم و صنایع  افتتاح نمود تا اشاعه‏ ى علم و صنعت و كسب و تجارت شود».

بغض در گلو مانده علما در حمایت از کالای ایرانی

علما حمایت از کالای ایرانی

راهكارهاى سید احمد كاشانى براى برون‏ رفت از وضع نابسامان اقتصادى‏


سید احمد پس از ذكر دردمندانه و سوگمندانه از اوضاع و احوال اقتصادى و سیاسى مسلمین درصدد ارائه‏ ى دلایل و راهكارهاى خود براى برون‏ رفت از این شرایط برآمده است:
دلیل و راهكار اول: افزایش سرمایه و توسعه تجارت؛ پشتوانه اقتدار مسلمین‏
«…پوشاک مسلمین از منسوجات كفار باعث تقویت كفار و تضعیف مسلمین است؛ به جهت آن‏كه رواج تجارت و کسب منشأ قوت ثروت مى ‏باشد ..

اگر منسوجات كفار منسوخ شود و لباس مسلمین در منسوجات خودشان منحصر شود حتما راه كسب صد هزار جمعیت اقلاً مهیا خواهد گردید و راه تحصیل معاش جمع كثیر از مسلمین آماده خواهد شد….

ما گروه مسلمین به نبود تجارت و كسادى کالاهای تولید ملی، كسب خود را ضعیف نمودیم.

خلاصه قدرت كفار و استیلاى كفار بر ما میسر نشد مگر به جهت ثروت ایشان و ضعف و ذلت ما میسرنشد مگر به‏ سبب فقر و مسكنت ماو كفار به جهت ثروتشان مذاهب باطله و كتب ضاله خود را ترویج مى‏ كنند.… ،

به همین ‏جهت است كه یكى از رؤساى فرنگ مى ‏گوید: قوت ما از سه چیز شد: اول، كشیش؛ دوم، تجارت؛ سیم، توپ ومن حقیر مى ‏گویم: اگر از تجارت، مال پیدا نکرده بودند نمى ‏توانستند به تهیه‏ ى توپ و تقویت كشیش بپردازنداگرچه این دو نیز اسباب قوت دولت و ملت مى ‏باشد ولكن منشأ آن‏ها تجارت است.»

فریاد علما در حمایت از کالای ایرانی

سیره علما در حمایت از کالای ایرانی

سید احمد بن فخرالدین موسوى كاشانى و حمایت از كالاى ایرانى‏
در  دوره مظفر دین شاه مى‏ توان به اقدامات «سید احمد بن فخرالدین موسوى كاشانى» از علماى زمان  شاه قاجار، اشاره كرد.

او از جمله علمایى است كه از رواج تولیدات دولت‏ هاى بیگانه در ایران به‏ شدت ناراحت و نگران بوده است؛ ازاین ‏رو با بیانى تند و دلسوزانه درصدد بیدارى و آگاهى بخشیدن به مردم از اوضاع مملكت و نفوذ گسترده و پنهان بیگانگان از راه سلطه بر بازارهاى تولید و عرضه‏ ى ایران برآمده است.
این عالم ریزبین و نكته‏ سنج، متذكرانه درصدد هوشیار نمودن مردم است در جایى مى ‏گوید:

«هان، هان، اى دوستان و برادران! لختى سر از خواب غفلت بردارید و از بى‏هوشى به خود آیید و حجاب را از دیده بردارید و عقل و علم را راهنمای خود نمایید و كمى به هر طرف نظر دقت و عبرت افكنید….

ملاحظه كنید كه دشمنان دین و مملكت ازهرجهت، اطراف مسلمین را احاطه کرده اند، راه كسب و تجارت را از هر سو بر ایشان مسدود كرده و به روش های گوناگون با کالاهای خود، ما را چون اطفال بازى داده، هر دم به رنگى و هر ساعت به نیرنگى، چنگال نفوذ خود را در کشور های اسلام محكم می کنند…..

و بازار مسلمین پراز اجناس فرنگی و لباس خارجی شده است. تجار نباید مامور فروش کالای كفار شوند و مردم دیندار نباید لباس خارجی بپوشند……

لختى تفكر كنید و تعمق نمایید و در عظمت اسلام نگاه کنید كه چه بود مرزهای مملكت اسلامى از منتهاى آفریقا تا پشت دیوار چین؟

وا اسفا چگونه غربیان بر ما مسلط شدند، راه كسب و تجارت را از مسلمین گرفتند و به همین جهت مارا پریشان و زیر دست خود نمودند؟»
(مكتوبات و بیانات سیاسى و اجتماعى علماى شیعه، ج ۲، صص ۱۰۲-۱۰۴)

ناگفته هایی از حضرت خدیجه

سلام خداوند به حضرت خدیجه

آنچه باید درباره ام_المومنین خدیجه کبری سلام الله علیها بدانیم:
۱-به خاطر شدت پاکی وعفت در دوران جاهلیت، به ایشان طاهره و سیده قریش میگفتند.

(السیره الحلبیه ج۱ ص۲۲۴)


۲-خواستگاران بسیار ازبزرگان قریش داشت که با هیچکدام ازدواج نکرد و برای ازدواج،خود،رسول خدا را انتخاب کرد.(همان)
۳-ازدواج ایشان درحالی بودکه هم پیامبر وهم حضرت خدیجه هردو در سن۲۵بودند.

(دلائل النبوه ج۲ ص۷۱ و المستدرک ج۳ ص۱۸۲)
۴-همچنین نه پیامبر و نه حضرت_خدیجه تا آن زمان هرگز ازدواج نکرده بودند.

(مناقب آل ابی طالب ج۱ ص۱۳۸)

و اقوالی که پیرامون ازدواج قبلی حضرت است حداقل دارای۱۴تناقض آشکار و غیرقابل قبول است.


۵-مهریه ازدواجشان معادل۵۰۰درهم بود که همان را هم خود حضرت خدیجه به عهده گرفت.

(عوالی اللئالی ج۳ ص۲۹۹)
۶-ایشان،اولین بانوی #مسلمان است که بلافاصله در همان شب آغاز رسالت اظهار اسلام کرد و پیش از آن نیز هرگز کافر نبود بلکه به دین حنیف معتقد بود.

(السنن الکبری ج۶ ص۳۶۷)
۷-در شهادتین اسلام، پیامبر، اقرار به #ولایت #امیرالمومنین علیه السلام و ابراز #برائت از تیم و عدی(اولی و دومی)را شرط کردند که ایشان بدان اقرار کرد و هم زمان با اسلام دو رکن ولایت و برائت را پذیرفت.

(بحار الأنوار ج۱۸ ص۲۳۳)
۸-حضرت خدیجه نه تنها با مال خود که حتی با به خطر انداختن جان و سلامتی خود همواره و در طول حیات، از پیامبر اکرم دفاع نمود.
۹- در اثر حصر در شعب ابی طالب تمام اموالش صرف تهیه آذوقه برای مسلمانان محصور شد و خود نیز در اثر رنج فراوان آن سه سال و بنابر تحلیلی در اثر سم دشمنان از دنیا رفت.


۱۰-حضرت خدیجه در میان زنان پیامبر صاحب امتیازاتی منحصر به فرد است:
ا. ایشان تنها همسر دوشیزه و جوان رسول خداست. سایر زنان پیامبر قبل از ایشان ازدواج کرده(مثل عایشه)و یا در سنین بالا همسر ایشان شدند.(مثل ام سلمه)
ب. تنها همسر پیامبر که از ابتدا به آیین یکتاپرستی بود ایشان است.
ج. شدت علاقه پیامبر به ایشان به حدی بود که تا سالها بعد از وفات ایشان همواره یاد و حرمت وی را پاس میداشت.
د. تنها همسر پیامبر است صاحب فرزند شد و سایر زنان پیامبر یا در سن فرزندآوری نبودند ( مثل ام سلمه ) یا عقیم و نازا بودند ( مثل #عایشه ).
ه. تنها همسر پیامبر است که در آیات قرآن همواره مورد مدح و تمجید بوده و هرگز هیچ آیه ای در مذمت وی نازل نشده است. نه آیات خانه نشینی ، نه آیات نهی از فحشا نه آیه افک.
و. تنها همسر پیامبر است که در قیامت هم ردیف پیامبر و #معصومین علیهم السلام بر پل صراط مجوز ورود به بهشت می دهد.
###
صلوات الله وملائکته وانبیائه ورسله وجمیع اولیائه علیها وعلی بنتها وبعلها الرسول الاعظم ص

زندگی به سبک ابوحمزه

زندگی به سبک ابوحمزه

رفته بودم سنوگرافی و اولین بار بود که صدای تپش قلبش را شنیدم،

با شنیدن صدای قلبش ضربان قلبم تند شد.

خانم پزشک خیلی سفارش کرد که برای ادامه زندگی نوزاد باید مواظب باشی!


بچه ،فقط به تو وابسته است، باید در تمام دوره بارداری در استراحت کامل باشی،و گرنه زبانم… ممکنه که بچه ات زنده نمونه ،قلبم هری ریخت.
نوزاد تو مانند یک میوه نارسه که با یک دم برگ به شاخه درخت وصل است، هر وزش بادی و یا ضربه نوک پرنده ممکن است آن را از شاخه جدا کند!

ادامه »

فتوای امام خمینی برحرام بودن تجارت خارجی

ایرانی تولید حمایت

حضرت امام خمينى(ره)،قبل از آغاز نهضت اسلامى و پس از شروع آن، همیشه يكى از مدافعان استفاده از كالاهاى ايرانى و رويگردانى از مصرف اجناس خارجى بودند.


اين ويژگى، بعدها در آثار فقهى ايشان نيز، جلوه ‏اى تام و تمام داشت.

در مسأله شماره ۲۸۳۱ رساله عمليه ايشان آمده است: «اگر در روابط تجارى با اجانب خوف آن است كه به بازار مسلمين صدمه اقتصادى وارد شود و موجب اسارت تجارى و اقتصادى شود، واجب است قطع اين‏گونه روابط، و حرام است اين نحو تجارت.»

اين رويكرد، پس از رحلت حضرت امام(ره) و آغاز دوران رهبرى حضرت آيت ‏ا… خامنه‏ اى نيز، تداوم پيدا كرده و از سوى ساير علماى اعلام نيز، مورد حمايت و پشتيبانى قرار گرفته است.

نامگذارى سال ۱۳۹۷، به ‏عنوان سال «حمايت از كالاى ايرانى» خود نمونه‏ اى بارز از چنين انديشه و رويكردى محسوب مى ‏شود.
حضرت امام خمينى(ره) رهبر كبير انقلاب اسلامى درباره شهيد آيت ‏الله سيد حسن مدرس مى‏فرمايند:

«در آن وقت لباس كرباس ايشان زبانزد بود؛ كرباسى كه بايد از خود ايران باشد مى ‏پوشيد.»

شهید نواب و حمایت از کالای ملی

نواب حمایت از تولید داخلی استقلال

دغدغه علما همیشه حفظ استقلال و تامین رفاه ملت ایران بوده است.
شهيد نواب صفوى، رهبر فدائيان اسلام كه در مبارزه با نفوذ استعمار عزمى جدى داشت،

بارها در خلال سخنانش برای فرهنگ سازی و اصلاح فکر مردم، از رجحان كالاى ايرانى بر خارجى سخن گفت.(او به روشنی متوجه بود که چگونه دشمن ریشه فقر را در ایران نهادینه می کند تا زمینه نفوذ و  چپاول ثروت و وابستگی را برای ایرانیان ابدی نماید)

او در يكى از جلسات تهران «فخريه»، در سخنرانى‏ اش در مسجد چراغى ساخت ايران را روى دست گرفت و از مردم خواست به جاى راحت‏ طلبى و استفاده از توليدات غربى با خريد كالاى ايرانى به تقويت بنيه اقتصادى ایرانیان كمك كنند.

ما چه کرده ایم و چه می کنیم و به کجا می رویم«این تذهبون» تکویر 26

سید حسن مدرس و حمایت از البسه ایرانی

حمایت از کالای ایرانی سیره علما

علما چه خون دلهایی خوردند تا  مردم ایران متوجه خطر نفوذ و وابستگی به خارجی هارا متوجه شوند. برای حفظ استقلال ،قدم اول را حمایت از تولید داخلی می دانستند ،که ویروس فقر و  بیکاری را می توان با واکسن حمایت از کالای ایرانی ایمن  کرد.


شهيد سيد حسن مدرس  طرح حمايت از البسه ايرانى را به مجلس برد. او سه سال پيش از سقوط قاجاريه طرحى را پيشنهاد كرد كه بر مبناى آن، البسه همه كارمندان دولت، بايد از منسوجات ساخت ايران تهيه مى‏ شد. پيشنهاد شهيد مدرس، در همان جلسه به تصويب رسيد؛ اما بعدها هيچ اقدامى براى اجرايى شدن آن صورت نگرفت.

صدایی که با مظلومیت در گلو با زبان روزه خفه شد!

از ما سوال خواهد شد، که هرچند آن زمان نبوده اید ولی تاریخ را خواندید چرا عبرت نگرفتید و به دستور سید حسن مدرس شهید عمل نکردید!؟

لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ «23 انبیاء»

او (خداوند) از آنچه انجام مى‌دهد سؤال نمى‌شود، امّا آنها (مردم، در انجام كارهايشان) مورد بازخواست قرار مى‌گيرند.
نکته ها

مسئوليّتِ پاسخگويى انسان در قبال كارهايى كه انجام مى‌دهد، بارها در قرآن مطرح شده است، از جمله: «فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ» «1» به پروردگارت سوگند كه از همه‌ى مردم سؤال خواهيم كرد. و يا در جايى ديگر مى‌خوانيم: «وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ» «2» آنها را متوقّف كنيد، آنها بايد بازخواست شوند. به هر حال در روز قيامت، از افكار و نيات، از جوانى و عمر، از درآمد و مصرف، از انتخاب رهبر و اطاعت از بزرگان، سؤال خواهد شد.

1.حجر 92

2.صافات 24

صدای گریه اش با ذکر بک عرفتک

بک عرفتنی با تو تو را شناختم

با شنیدن صدای گریه اش بیدار شدم، حساس شدم که کیست و برای چه گریه می کند؟

پاورچین رفتم پشت در اتاق شناختمش ؛سال اول ورودش به حوزه بود.


موقع مصاحبه گفته بود ، اگر تحقیق کنید حتما از تحقیق میافتم،چون پدر مادرم اهل نماز نیستند.

حالا او طلبه پایه اول بود، که داشت ابوحمزه می خواند:

خدایا ممنونتم که خودت را به من شناساندی.


خدایا ممنونتم که دعوتم کردی، اگر دعوت تو نبود من هرگز نمی دانستم توکیستی!


خدایا سپاسگذار تو هستم که خواندمت و بهترین جواب را دادی.

خدایا ممنونتم که راه را نشانم دادی.

….بكَ عَرَفتُكَ وَ أنْتَ دَلَلْتَنِی عَلِیكَ وَ دَعوتَنِی إلَیكَ وَ لُولا أنْتَ لم أدْرِ مَا أنْت

پ ن

 

یكی از آن جمله‌های كلیدی دعای ابوحمزه، بِكَ عَرَفتُكَ وَ أنْتَ دَلَلْتَنِی عَلَیْك . این بِكَ عَرَفتُكَ را جدی بگیریم، که اگر خدا می خواست که نشناسیم ، وای بر ما می شد!

خدایا! به وسیله تو ما تو را شناختیم .

کجای روزه ام خراب است که اثر ندارد

 

دایما در فکر بودم چرا اصلاح نمی شویم!

و نمی دانستم مشکل کارمان کجاست؟!

تا اینکه امروز این مطلب را در کتاب مراقبات ماه رمضان دیدم، داغ شدم،تا بحال نمی دوانستم که به این گونه غذاها هم حرام می گویند !!

حالا فهمیدم چرا برای عبادت مثل کوه سنگینم! و چرا سخنان حق را می شنوم ولی بهم تاثیر نداره!

چرا دعاهایم قبول نمی شود….و!

__________________________________________________________

«آنچه با مال حلال فراهم می شود؛ ولی در کیفیت و مقدار آن ،اسراف می گردد.»مثل غذاهایی که در میهمانی ها هتل ها بعد از افطار یا مهمانی، درون سطل زباله می ریزند، که باقیمانده غذای ما می باشد!

منکه برداشتم این بود.شما چی فکر می کنید؟!

«آنچه با مال حرام تهیه می شود،مثل سفره های افطاری ای که بدون اجازه قانونی، هزینه شان از بیت المال مخلوط به حرام،تهیه می شود.»

این یکی رو من توفیقشو نداشتم که بخورم نمیدونم شایدم بعضی میهمانی هایی بوده که من از کارشون بی خبر بودم!!

»مراقبات ماه رمضان ص118

 

خبر مهم شیطان در زنجیر افتاد

روزه به طور طبیعی، زمینه گمراهی را از بین می برد.

«ان الشیطان لیجری من ابن آدم مجری الدم فضیقوا مجاریه بالجوع» شیطان در انسان جاری می شود، همچون جریان خون، پس باگرسنگی،مجاری اورا تنگ کنید.

این حدیث به روشنی دلالت دارد که روزه به طور طبیعی نه تنها شیطان را به بند می کشد بلکه کشش های نفس اماره را هم مهار می کند. چون بنده با روزه داری در میهمانی خداوند وارد شده است.

عنایت پرودگار هم شامل او می گردد. ولی بعضی از افراد با روزه داری گرفتار شیطان می شوند !

این مربوط به زنگاری گناهان گذشته طرف مربوط می شود.

مراقبات ماه رمضان ص45-46

دوست داری با انبیا هم درجه شوی

 

رمضان ماه امت رسول الله

حفص بن غیاث نخعی از امام صادق علیه السلام نقل می کند که فرمود: خداوند روزه ماه رمضان را قبل ازما به هیچ امتی واجب نکرده بود. فقط بر انبیای گذشته روزه ماه رمضان را واجب کرده بود، و بر امتشان روزه ماهای دیگر را واجب کرده بود.اما بر امت رسول الله فضیلت داده روزه این ماه را همراه با پیامبرشان واجب ساخته است.

احکام روزه در اسلام:ص27

————————–

پ ن

درحالیکه با توجه به آیه« کتب علکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم» تصورمی کردیم که بر امت های پیشین هم روزه ماه رمضان واجب بوده است!

 

آدم چقدر در پایان ماه رمضان تازه دلش برای خوب بودن تنگ می‌شود.

روزه تیمار شدن اصلاح روح و جسم

یادداشت حجت الاسلام پناهیان پس از ترخیص از بیمارستان و در آستانۀ پایان ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم بیماری‌های جسمی تا حدی تیمار شد و از بیمارستان نتایجی حاصل شد ولی با بیماری‌های فراوان روحی چه کنیم که در درمانگاه رمضان تیمار نشد و باقی ماند؟

اطباء روح می‌گویند اگر یک بیماری در رمضان اصلاح نشود، پس از آن ممکن است آثارش به صورت بدخیم ظاهر شود.

قبل از خروج از بیمارستان، گذشته و آیندۀ مرا اسکن کردند و مبهوتِ ازدست‌رفته‌ها و مقهور دست‌نیافتنی‌ها شدم.

در اتاق مجاور، جانباز قطع نخاعی از آشنایان دوران نوجوانی بستری بود که در حال شیمی درمانی بود و مرا به گذشته برد.

به زیارتش رفتم؛ چقدر در برابر لبخندهایش و رضایتمندی‌اش از زندگی سی ساله بر روی ویلچر، کوچک و حقیر بودم، و چقدر مقاومتش در چشمانم عظمت داشت.

چهره‌اش دیگر هیچ شباهتی با دوران نوجوانی نداشت، دوست ندارم چهرۀ هیچ جانبازی را پیر ببینم.

برای من او هنوز همان نوجوان باحیا و بی‌ادعایی بود که بود، و چقدر راحت از خودش گذشت ولی چقدر سرمایه‌دار شده بود.

گذشته‌های از دست رفته‌ام را به یاد آوردم و خاطرات همۀ شهیدان و جانبازانی را که در همین بیمارستان چند صباحی با آنها همنشین بودم برایم تازه شد.

آدم چقدر در پایان ماه رمضان تازه دلش برای خوب بودن تنگ می‌شود.

نالۀ دو نوجوان که بر بالین مادرشان اشک می‌ریختند و از اتاق روبرو به گوش می‌رسید مرا به آینده برد.

پزشکان دیگر نمی‌توانستند کاری برای مادرشان انجام دهند.

آینده‌ای که بی‌تردید همۀ ما به نوعی با آن مواجهیم و به آن بی‌توجهیم. (قَدْ تَناوَلَ الاَقْرِبآءُ اَطْرافَ جنازَتی …) یقیناً در آن زمان، بیش از هر وقت دیگری دلمان برای تمام رمضان‌های از دست رفته تنگ خواهد شد.

ما از آن گذشته و دیونی که خوبان به گردن ما دارند نمی‌توانیم رها بشویم و به این آینده که معلوم نیست دور باشد به سرعت نزدیک می‌شویم. این معمّا ظاهراً هیچ‌گاه حل نمی‌شود که چرا حرکت بی‌رحمانه و مقتدرانۀ زمان را که از روی ما عبور می‌کند متوجه نمی‌شویم.

ما همانطور که حرکت زمین را متوجه نمی‌شویم، عبور زمان را هم درک نمی‌کنیم. معلوم نیست چرا ما این توهّم را داریم که همه چیز ثابت است. ما تنها پس از مرگ، صدای غرش مهیب حرکت زمین و زمان را احساس خواهیم کرد و تنها پس از خروج از این جهان عظمت کائنات را درخواهیم یافت؛ اگر دریابیم. هم‌اکنون راه نجات از رنج تمام آسیب‌هایی که به خودمان زده‌ایم،

پناه بردن به همین خدایی است که در لحظات آخر ماه مبارک رمضان در مهربان‌ترین حالت خود قرار دارد.

از همۀ دوستانی که برای شفای برادر کوچک خود دعا فرموده‌اند تشکر می‌کنم و برای این لحظات پایانی التماس دعای بیشتر دارم و دعاگوی همۀ دوستان هستم. خدایا ما را ببخش که خاطرات خوبی را در این ماه مبارک خلق نکردیم.

تنها دست‌مایۀ ما از این ماه رمضان تهی‌دستی ماست و اینکه از خود راضی نیستیم. ای خدایی که ازخودراضی بودن را دوست نداری، از ما بی‌دلیل راضی باش و از فضلت به ما ببخش و ما را در آغوش رحمت خود بگیر و رها نکن. # علیرضا پناهیان سی اُم ماه مبارک رمضان 96

کسی که گناه میکند روزه نگیرد

 

امام علی علیه السلام: می فرماید از پیامبر خدا پرسیدم :برترین کارها در ماه رمضان چیست فرمود ای ابوالحسن!؟

برترین کارها در این ماه پرهیز از حرام است. در ادامه می فرماید:خداوند فرموده است هرکس اعضایش از حرام های من،حفظ نکند،روزه دار نباشد نیازی نیست که به خاطر من،خوراک و نوشیدنی اش را ترک کند.

و باز از قول رسول خدا که به جابر بن عبدالله می فرماید: ای جابر !این ماه رمضان است.هرکس روزش را روزه بدارد و بخشی از شبش را به عبادت برخیزد و شکم و شهوتش را پاک نگه دارد و زبانش را حفظ کند ، از گناهانش بیرون می شود ، آنگونه که از این ماه بیرون می شود. جابر گفت: ای پیامبر خدا! این سخن ،چه نیکوست! پیامبر خدا فرمود: ای جابر! و این شرط ها سخت است!

و در ادامه فرمود :هر روزه داری که در پشت سر زنی با دقت بنگرد، تا حدی که استخوانبندی زن از پشت لباسش برای او آشکار شود، روزه اش را افطار کرده است.

مراقبات ماه رمضان ص159

فروش کتب طلاب در حمایت از کالای ایرانی

سیره علما حمایت از کالای ایرانی تحریم کالای خارجیطلبه محترم در کجای این تاریخ حضور دارید!؟

علما و طلاب در اين حركت ملى جلودار شدند تا جايى كه؛ طلاب براى مقابله با استقراض خارجى كتاب هاى خود را فروختند و به دولت کمک کردند.

پس از قرار داد ننگين ۱۹۰۷ كه ايران را به دو منطقه تحت نفوذ انگليس و روسيه تقسيم مى ‏كرد، يكى از راه‏ هايى كه علما براى مقابله با نفوذ و دخالت بيگانگان به كار بردند، حمايت از توليد ملى و تحريم كالاهاى خارجى بود.

در اصفهان، آيت‏ الله آقا نجفى اصفهانى با سخنان آگاهى بخش، مردم را به خطرهاى اين قرارداد ذلت بار هشدار داد و مبارزه‏اى منفى عليه بريتانيا آغاز كرد.

او به مردم سفارش كرد: كالاهاى انگليسى را نخرند و به جاى آن از توليدهاى داخلى استفاده كنند. راهى كه با موفقيت در زمان ميرزاى شيرازى(ره) در مبارزه با كمپانى رژى و تحريم تنباكو تجربه شده بود.    

   در گزارش سفير انگلیس آمده است: آقا نجفى روزى در مسجد شرح مفصلى از فوائد متروك داشتن پارچه های اروپايى بيان نمود و مى‏ گفت: او و ساير علما از اين به بعد به ترك منسوجات فرنگى خواهند كوشيد.

علماى شيراز نيز در اعتراض به اين كار، خريد و فروش كالاهاى اروپايى را حرام اعلام كردند.

پ ن

وقتی که در آن زمان دولت ایران مجبور شده بود برای جبران کسری بودجه از خارجی ها قرض کند و با همین قرض بخشی از اقتصاد ایران بدست آنها میافتاد،علما چاره را در تامین از طریق داخل دانستند و طلاب کتب خود را فروختند تا این کسری بودجه ترمیم شود ،  طلبه  محترم در کجای  این تاریخ حضور دارید!؟

مراقب هدفتون در فضای مجازی باشید

فضای مجازی انقلاب تبلیغ

اهمیت فضای مجازی به اندازه اهمیت انقلاب اسلامی است

این سخن گهر بار امام خامنه ای را می توان یکی از الهامات الهی دانست که در زمانی که مردم دنیا از یک صفحه کوچک تنها با یک سیم کارت تلفن آن هارا به انواع شبکه ها در هر مکانی که باشند متصل  می نماید.

در حالی که سال های قبل از انقلاب ، مردم برای شنیدن یک اعلامیه حضرت امام باید در کنار ضبط صوت  ها می نشستند ونواری را که با چند واسطه به دستشان رسیده بود گوش می دادند آنهم ممکن بود با صدایی که غیر مفهوم  باشد و یا از روی دست نوشته های افرادی که تکثیر کرده بودند بخوانند.

صفحات: 1· 2

آخوند خراسانی :حمایت از کالای ایرانی

لباس تقوی پاکی ملی ایرانی

وقتی به سیره علما نگاه می کنیم، همگی بر حفظ بازار داخلی و تولید ایرانی یک نظر و فتوا داشتند. و خطر نفوذ خارجی و رشد فقر و بیکاری را در استفاده از کالای خارجی می دانستند. اهمیت موضوع بقدری روشن بوده که استفاده و خریدن پارچه خارجی را لباس ذلت می دانستند.

و مهمتر اینکه معلوم می شود خارجی ها از واردات پارچه که بیشترین  نیاز ملت ایران بوده را در دستور کار خود قرار داده بودند، با همین روش نساجی ایران و تولید پنبه را نابود کردند!

لباس ذلت را از تن خارج كنيد
آخوند خراسانى(ره) در ۱۳۱۵ ق به دعوت تنى چند از علماى ايران، همراه با گروهى ديگر از مراجع تقليد فتواهايى در تحريم كالاهاى خارجى و حمايت از كالاهاى ایرانی و به ‏منظور رفع نياز كشور به بيگانگان صادر نمود و در تأييد «شركت اسلاميه»، علاوه بر خريد منسوجات آن، بر كتاب لباس التقوى، واعظ هم تقريظى نوشت:

«بر مسلمان لازم است كه لباس ذلت [توليد خارج‏] را از تن بيرون كنند و لباس عزت [ساخت ایران ] را بپوشند.» هم‏چنين در نامه‏ اى به مظفرالدين شاه، او را به حمايت از اين شركت تحریک نمود.

فضای مجازی کوثرنت مورد رضایت امام خامنه ای است

فضای مجازی طلبه سفارش  امام خامنه ای

نمی دونم علت چیه؟

این همه دغدغه امام خامنه ای برای فضای مجازی و سفارش برای ورود طلاب به این عرصه ، و اتفاقا وجود امکان فضایی پاک خصوصا برای بانوان طلبه ولی متاسفانه درصد بسیاری از مطالب کوثرنت یا بلاگ نه برای دنیای انسان و نه برای آخرت فایده ای ندارد!

گاهی برای خواندن مطالب که وقت می گذارم احساس می کنم که متهم به وقت گذرانی برای مطالبی  می شوم که آقای قرائتی می فرماید یک سری خواندنی های ما جز وقت گذرانی چیزی نیست و انسان در قیامت باید جواب گو باشد!

از نظر مقام رهبری این فضا به اندازه انقلاب اسلامی اهمیت دارد.این فضا مثل یک رودخانه‌ی پر از آب و خروشان است که می‌آید و دائماً هم بر آب آن افزوده و خروشان‌تر می‌شود. اگر ما برای این رودخانه تدبیر کنیم و برنامه داشته باشیم؛ زه‌کشی کنیم و هدایت کنیم این رودخانه را تا به سد بریزد، می‌شود فرصت. اگر رهایش کنیم و برنامه‌ای برای آن نداشته باشیم، می‌شود یک تهدید. (بیانات در دیدار علما و روحانیون خراسان شمالی،۱۳۹۱/۰۷/۱۹)

کوثرنت تابلویی شده برای ابراز احساسات روزمرگی های طلاب ! نشان دادن تضویر گلهای خانگی، غذا های که پختند ،درسته که یک بانو باید آشپزی بلد باشه ، اما این فضا مکانی است که دیگران باید از آن در افزایش  معرفت دینی و سبک زندگی اسلامی بهرمند گردند.

اطلاعات معرفتی ،دینی ،علمی بسیار اندک که شاید در وبلاگ های گوگل بیشتر یافت شوذ!

مطالبی کم عمق و سطحی ‘گاهی انحرافی و بعضا خرافی که نشان دهنده اطلاعات کم نویسندگان است،خواننده را به یاد روایتی در مورد نشانه های  قبل از ظهور می اندازد که می فرماید جامعه ای که علم در آن افول می کند و خرافات و جهل در بین مردم شایع می شود.

عده ای هم زحمت می کشند مطالب مفید را منتشر می کنند ولی متاسفانه اهالی کوثرنت با بی توجهی از آن عبور می کنند!

واما یک موضوعاتی که با عنوان فریبنده تزیین داده می شود، بدون توجه به انحراف آن اهالی کوثرنت با آب و تاب تشویق می کنند  و مورد تشویق دستگاه قرار می گیرد!

در حالیکه زیادی تایید نمی تواند دلیل بر محتوای مفید باشد، چون از این لایک ها در فضای مجازی ایستاگرام و غیره بیشتر از این است در حالیکه محتوا کاملا انحرافی است. پس بازدید زیاد نمی تواند معیار باشد.بلکه باید دید چقدر بهره مند شده اند و باز خورد آن را باید سنجید.

گمنامی به طلبه ای در حجره اش سفارش کرده بود، که یک زمانی یک اسب در اختیار شما می گذارند ولی میدان سوار کاری نداری. و زمانی میدان راداری و اسب نداری.

که هیچکدام ازاین دونعمت بدرد شما نمی خورد ،ولی یک اقبال به شما رو می آورد هم میدان داری و هم اسب آن زمان است که نباید فرصت را از دست بدهی!

علاوه بر اینکه این میدان با اسبش در اختیار طلاب قرار گرفته است و از بیت المال برای آن هزینه می شود، از وقتی که صرف می شود هم مورد پرسش قرار خواهیم گرفت!

 

حالا به قول امام خامنه ای این امکان تا کنون کی در اختیار روحانیون و طلاب بوده است!؟

نمی دانم با این وضع به کجا رهسپاریم؟

قیطان ایرانی بر لباس آيت‏ الله مرعشى

دکمه های خارجی را دور بریزیم


آيت ‏الله مرعشى و حمايت كالاى ملى‏
آيت ‏الله مرعشى نجفى از نمونه همين مردان خداست كه داستان نرفتنش به حج به ‏خاطر عدم استطاعت مالى
زبان زد خاص و عام ايرانيان و حتى غيرايرانيان
شده است.

تهیه کتب بزرگترین کتابخانه در جهان اسلامش خود داستانی شگفت انگیز است که این مرد بزرگ از راه برنج کوبی
هزینه خرید کتب را بدست می آورده است،
حالا ما هستیم و اجناس خارجی که حتی برای معالجه اعضای بندنمان هم پزشکان غربزده ایمپلنت های خارجی
را توصیه می کنند!


اين روحانى بزرگوار درباره لباسش مى‏ گفت: از روزى كه من خود را شناختم، يك ذره لباس خارجى مصرف نكردم.

ايشان هرچه لباس مى‏ پوشيد، ساخت داخل بود،

روزى خياطشان گفته بود: آقا دكمه‏ اى كه ما مى ‏گذاريم از خارج مى‏ آيد، و ايشان در پاسخ تأكيد كرده بود

كه اگر كالايى غير ايرانى است استفاده نكنيد، به جايش از همين قيطان‏ هايى كه ساخت ايران هست،
دكمه درست كنيد تا دكمه آن هم خارجى نباشد.

یعنی از نوک انگشتان پا تا فرق سر خارجی هستیم!

نامه حمایت از کالای ایرانی یک آیت الله

کالای ایرانیاین نامه تنها به تاجر 120 سال پیش نیست ،این نامه خطاب به همه ملت های مسلمان به خصوص ملت ایران است .

مرحوم آيت ‏الله سيد محمد كاظم طباطبايى يزدى در نامه‏ اى به ميرزا رحيم از تجار به نام در حدود ۱۲۰ سال قبل، مى ‏نويسند.

     جناب آقا میرزا رحیم

خداوند به شما وهرکسی که در ترویج کالای ایرانی تلاش می کند توفیق دهد.

در این زمان که دولت های خارجی با انواع حیله ها رشته کسب و کار را که مایه عزت و ثروت مسلمین است از دست آنها ربوده است و انحصار آن را برای پیشرفت خود می دانند.

با آنکه اکثر مواد اجناس از قبیل پنبه و پشم و ابریشم و خاک چینی و غیره خروار  خروار با کمترین قیمت از کشور مسلمین خارج می کنند و با رنگهای گوناگون وشکل های مختلف در بازار مسلمانان با مثقال مثقال می فروشند.

لازم است که مردم از خواب غفلت بیدار شوند و از خرید اجناس خارجی چشم پوشی نمایند.

با تاییدات خداوند از سایه فقر و تحمل عملگی کفار خارج شوند…..این حقیر از ابتدای عمر تا کنون،اغلب اوقات لباسم از منسوجات دارالعباده یزد بوده…. و برحسب غیرت دینی تا جاییکه ممکن است به همان پارچه های ایرانی، بلکه در تمام آثاث زندگی اکتفا نمایند. تا مشکلات  و پراکندگی اشتغال مردم به وحدت وهمدلی تبدیل گردد.

 نصَرَالله مَن نصَرالاسلام، والسلام على اخواننا المؤمنين‏

بازآفرینی متن نامه

 منبع: فرهنگ جمعه

 

نمازشکل دینداری توست

نماز صورت دین توست بی نماز صورت دین را ندارد

الصلاة وجه الدین
نماز صورت دین است.
هرکسی با شکل و شمایل خودش شناخته می شود.
شما روزه بگیرید کسی نمی داند که شما روزه دار هستید!
شما راست گو هستید!

شما اهل خمس هستید.

و یک نقاش می خواهد تصویری از یک دین دار را روی کاغذ نقاشی کند!

چگونه باید نشان دهد.
اما او یک دین دار مسلمان را در حال سجده ،قنوت ،رکوع… به تصویر می کشد.


این یعنی صورت دین.
پس وقتی کسی نماز نمی خواند صورت دین را ندارد.

یکی شده شمر یکی شده حر

 


گذشته را که ورق می زنیم به افرادی بر می خوریم که در تاریخ، نام خودرا ثبت کرده اند؛ البته هر کدام به نوعی سرنوشت خود را رقم زده اند…
یکی شمر شده است و یکی امام حسین علیه السلام؛
یکی حرمله شده است ویکی حر؛
یکی شاه شده است ویکی امام خمینی؛
یکی بنی صدر شده است و یکی شهید رجایی؛

صفحات: 1· 2

شانس خوتون را امتحان کنید با تست های سی گانه مهدوی

یاران مهدی

تعهد نامه حضرت مهدی با سیصد وسیزده نفر یارانش

1- هرگز از اطاعت من سرپیچی نکنید و از هیچ یک از اصول توافقات عقب نشینی نکنید.
2- هرگز دست به دزدی نزنید.اموال دیگران در مالشان وجود نداشته باشد.
3- هرگز به زناکاری آلوده نگردید. تخلف جنسی نداشته باشید، چه در گذشته چه در آینده.
4-هرگز فعل حرام انجام ندهید. آگاهانه به آن آلوده نشوید
5- هرگز به فحشا و فساد گرایش نداشته باشید.
6- به ناحق هیچ کس را نزنید. گلوله را جز به محارب نزنید
7- به زراندوزی و جمع کردن طلا مبادرت نکنید. برای خودتان مال اندوزی نکنید.
8- به جمع کردن نقره مشغول نشوید.. حتی نقره هم جمع نکنید
9- گندم را احتکار نکنید. حق احتکار ندارید.
10- هرگز جو را احتکار نکنید.
11- هیچ مسجدی را خراب نکنید.
12- هرگز شهادت باطل ندهید.
13- هرگز از مؤمنین بدگویی نکنید.آبروی مومن باید حفظ شود.
14- هرگز ربا نخورید. هیچ گونه ربایی را با هیچ عنوانی نخورید.
15- در سختی ها بردبار باشید.ضریب تحمل تان باید بالا باشد
16- بر هیچ خداپرستی با هر دینی لعنت نفرستید.
17- هرگز شراب و هیچ گونه ماده سکر آور و نیروزا نخورید.
18- هرگز لباس زربافت (بافته شده از تار و پود طلا) و مد و اشرافی گری رانپوشید.
19- هرگز پارچه ابریشمی را به روی خود نیندازند.
20- لباسی که از دیباج «پارچه ابریشمی رنگ شده» دوخته شده است را نپوشید.
21- دشمن شکست خورده در حال فرار را تعقیب نکنید و نکشید.فقط مقاومت های سازماندهی شده را شکست دهید.
22- هیچ خون ناحقی را نریزید.
23- با هیچ مسلمانی به حیله و نیرنگ برخورد نکنید.
24- حتی بر کفار هم تجاوز و ستم نکنید.وقتی جنگیدند بجنگید ولی ظلم نکنید.
25- با منافقان به تجاوز و ستم برخورد نکنیدوقتی جنگیدند بجنگید..
26- هرگز لباس دوخته شده از ابریشم بر تن نکنید.
27- در زندگی ساده زیست باشید و خاک، فرش زندگی شما باشد. زندگی تان در حد فقیر ترین مردم باشد.
28- از فساد و فحشا در هر نوع آن مثل فحشا تصویری صوتی ونوشتاری همواره بیزاری بجویید.
29- امر به معروف را سرلوحه زندگی خویش قرار دهید.امر به هزینه کمی دارد یا ندارد،ممکن است خیلی ها اهل آن باشند.
30- همواره نهی از منکر کنید.این کار هزینه زیادی دارد که افراد ممنکن است از آن فراری باشند.

هرگاه شما نسبت به این 30مورد ذکر شده با من پیمان بستید، این حق را خواهید داشت که من هم در مورد هشت چیز با شما پیمان بسپارم:

1- متعهد می شوم، شما دوستان خاص من باشید و دیگران را بر شما ترجیح ندهم.
2- لباس هایی را که می پوشم، مانند لباس های شما باشد.کسی قدرت تشخیص من از شما را نداشته باشد.
3- غذا و خوراکم مانند غذای شما باشد.
4- مرکب سواری من مثل مرکب شما باشد.
5- در همه حال و هر زمان با شما باشم.
6- همواره همراه با شما حرکت کنم.
7- در زندگی به مقدار کم راضی و شاد باشم.
8- زمین پر از ظلم و جور شده را پر از عدل و داد کنم.

یعنی می تونیم جز یارانش باشیم ،نیاز به تمرین داره.

منبع سخنرانی رحیم پور ازغدی

وقتی کلید گم می شود

  نماز کلید حل مشکلات

وقتی حدیث الصلاة مفتاح الجنة را برای بچه ها خواندم ،یکی پرسید یعنی نماز کلید بهشته؟

گفتم بله. این مثل این می ماند که شما یک نفر را سوار ماشین می کنی و مهمان از شما تقاضای آب می کند و شما می گویی آب گرم شده برسیم منزل آب خنک دارم بهت می دهم.

مهمان از شما چای تقاضا می کند شما می گویی که چایمان سرد شده برسیم منزل چای آماده است.

مهمان از شما درخواست نان می کند، شما می گویی در منزل نان هم داریم.

مهمان از شما میوه طلب می کند باز شما به رسیدن منزل موکول می کنی.

وقتی به منزل می رسید دست در جیبت می کنی که کلید را برداری و در را باز کنی می بینی که کلید در جیبت نیست.

آب خنک ،چای نان ،میوه همه داخل منزل است و شما پشت در تشنه و گرسنه مانده ای!

درست مثل بهشت، شما ثواب اعمالت را داری، روزه ماه رمضان، انفاق در راه خدا، زیارت ،خمس، زکات وبقیه خیر هایی که انجام داده ای ولی کلیدش نماز است  در صورت خواندن نماز شما حق ورود داری در غیر این صورت نمی توانی به بهشت وارد شوی.

شب میلاد را چگونه دعا کنیم تا مولامون بیاد ؟

خرید کالای خارجی وتاخیر در ظهور

گفتند شب میلاد را چگونه دعا کنیم تا مولامون بیاد ؟
گفتم حالا برای چی دعا می کنید؟
گفتند دعا برای حل مشکلات جوانان!
گفتم مشگلات جوانان چیست؟
گفتند بیکاری ازدواج،اعتیاد،فرارمغزها،طلاق،تصادفات و مرگ!
گفتم شما مثل باغبانی هستید که باغی دارید که از کنارش چشمه آب گوارایی می گذرد ولی شما راه آب به را بسته اید،چون از کسیکه آب را جاری کرده خوشتون نمییاد!
درختان باغ خشک می شود!
وشما هر روز دعا می کنید که خدایا برایمان آب بفرست!
وقتی شما از کالای ایرانی که نتیجه تلاش فرزندان شماست حمایت نمی کنید به تمام فرزندان خود وفامیل ظلم می کنید و هر روز برای بدبختی انها اشک می ریزید!
امروز عروس خواهرت از شوهرش طلاق گرفت و فردا نوه خودت از بیکاری معتاد می شود و روز دیگر فرزند نخبه ات به خارج می رود ودیدنش آرزوی تو می شود!
تو و فرزندت باعث تقویت دشمنانت و آباد شد شدن کشور آنها می شوند و هزینه پرداختی تو وامثال تو برای خرید جنس ترک و خارجی باعث تقویت دشمن می شود و به مرز های ایران حمله می کند فرزندان تو فامیلت در مرز ها باید هزینه آن را بدهند و تو در مراسم دفن آنها شرکت می کنی و نفرین می کنی خدایا دشمنان و قاتلین اینهارا نابود در حالیکه خودت برای اسلحه و گلوله اش پول داده ایبد!

شما نسخه دعا و ختم ونذر به او میدهی ولی به هیچ نتیجه ای جز بدبختی نمی رسی وظهور به تاخیر میفتد!

تا زمانی که مصرف کننده جنس خارجی هستیدهزار سال هم دعا کنید امام ظهور نمی کند

دعا ظهور راه نجات

مراسم جشن نیمه شعبان بود، به جمعیت گفتم یه سوال دارم،همه می دونید که مردم کوفه نامه فرستادند برای امام حسین و التماس کردند که بیا و ما را از دست بنی امیه نجات بده.
امام حسین علیه السلام ابتدا برای فراهم کردن نیروها، حضرت مسلم را فرستاد،

گفتم خب شما بگویید مردم با نماینده امام زمانشان چه کردند؟
همه گفتند می دانیم که حادثه کربلا را بوجود آوردند.
گفتم حالا شما جمع شده اید که شب نیمه شعبان را احیا بگیرید و دعا کنید که امام زمانتان بیاید یعنی درست همانکاری که مردم کوفه کردند.
آنها چون امامشان را می دیدند با نامه دعوت کردند و شما چون اورا نمی بینید با دعا دعوت می کنید.
او هم نماینده خود را بیشتر از چهل سال است که فرستاده که زمینه را برای آمدنش فراهم کند .
حالا شما چقدر به فرمان های نماینده اش عمل کرده اید؟
آیا مطمئن هستید که مثل مردم کوفه نیستید.

وقتی نماینده امام زمان می فرماید که دشمن می خواهد از راه اقتصادی انقلاب را بشکند،چرا باور نمی کنیم.می فرماید مردم به حمایت از کالای ایرانی قیام کنید چرا متوجه نمی شوید؟
بعد گمان می کنید  که امام زمان باید بیاید از تولید ملی حمایت کند.
اگر هزار سال هم دعا کنید نخواهد آمد.

برای حمایت از کالای ایرانی خیلی فکر کردم

کالای ایرانی اشتغال نشاط ازدواج

برای حمایت از کالای ایرانی خیلی فکر کردم،به بچه ها گفتم ما چند تا کار می تونیم انجام بدیم یکی اینکه خودمان از کالای ایرانی استفاده کنیم و دیگر اینکه به دوستان سفارش کنیم که کالای ایرانی بخرند.

و آخرین کاری که می تونیم انجام بدیم  اینه که به دوستان سفارش کنیم به مغازه ها و فروشگاه ها مراجعه کنیم اقلامی را در نظر بگیریم و از فروشنده بپرسیم مثلا مسواک ،خمیردندان، و بلوز ،شلوار…..ایرانی دارید. اصلا لزومی نداره که قصد خرید داشته باشیم فقط صرفا از فروشنده ها آدرس جنس ایرانی بپرسیم. حتی موقع خرید دارو از دارو خانه ها قرص ایرانی درخواست کنیم. این خود به نوعی تبلیغ کالای ایرانی است.
برای امتحان از مسئول استخر تقاضای عینک کردم ،گفتم ایرانی باشه،گفت چینیه ،گفتم متاسفم نمی خرم پرسید چرا گفتم من چه جوری  جنس خارجی بخرم و پدر و برادر ،شوهر و پسر همسایه ام بیکار بشه و پیش همسر و فرزندش شرمنده بشه و  جمعیت کمیته امداد را افزایش بدهم و با فرار مغزها مواجهه شویم ،پسر دوستم به خارج رفت تا در آنجا شاغل بشه و متاسفانه در کشور غریب کشته شد و  اون یکی به خاطر فقر جاسوسی کرد و دانشمند هسته  ای را به شهادت رسوند  و دختر همسایمان بی شوهر مانده، و مرد خارجی مرفه بشه ! گفت راست میگی ،گفتم هروقت عینک ایرانی آوردی خبرم کن.

کدام جشن عروسی یا نیمه شعبان

نیمه شعبان مهدی میلادش مبارک

می خواست برای نیمه شعبان جشن بگیره ، گفت جشن ازدواجم راهم در این روز برگزار می کنم با یک تیر دونشان میزنم!

گفتم مبارک باشه،حالا این جشن کجاست و برنامه هات چیه؟!

وقتی آمار برنامه را داد،سرم سوت کشید! گفتم با این همه هزینه که علاوه بر اسراف و سوزاندن دل بقیه و گرفتار وسوسه شدن عده ای دیگر، به امام زمان چه ربطی داره ؟!

تو اصلا کجای کارت مورد رضایت امام زمانه؟!

تعجب کرد،گفت وقتی هم می خواهیم دوستی و ارادت مان را به حضرت ولی عصر نشان بدهیم وظهورش را تبلیغ بکنیم مارا به مسرف بودن و پز دادن و دل سوزاندن متهم می کنید؟!


گفتم لباس عروس با آن قیمت گزاف برای یک شب و ماشین گل و آرایشگاهی که تو را از شکل خودت تغییر بده تا حدی  که از بچگی با هات هستیم نشناسیم، و غذا های آن چنانی، مگر مهمانان چند تا شکم دارند!

بعدش همه را بریزند در سطل زباله!
آنوقت تو فکر می کنی که دل امام زمان را شاد کردی؟!


گفت میگی چکار کنم ؟! گفتم عروسی بگیر نیمه شعبان هم باشد بدون اسراف و تشریفات ،اصلا لباست را خودمون بدوزیم و آرایشت را هم خودم برات انجام میدهم ،سبد دست عروس را هم برات طراهی می کنم خیلی ارزان وابتکاری باشه.
توی سبد هم با کاغذ های کوچک که احادیث ازدواج و حرام بودن رقص و نشان دادن آرایش به نامحرم و خوبی غیرت مردان برای همسران و دوست و اظهار دوست داشتن شوهر به زن … را می نویسیم بعد بصورت لوله کرده توی کاغذ رنگی می پیچیم که به شکل یک شوکولات در بیاد و عروس سبد را دور می گرداند و به میهمانان هدیه میدهد و از دوستانت هم دعوت کن تا مراسم برایت شعر های زیبا بخواند در حالی که تو در وسط ایستاده ای این یک جشنی است که هم کار فرهنگی کرده ای وکارهای ارزشی را رواج داده ای،مطمئنم که امام زمان از این شادی ها راضی می شود.

وقتی عروس وارد مجلس شد فامیل عروس که از شمال آمده بودند گفتند آرایشگرت کی بوده چقدر زیبا شدی ؟لباست را از کجا خریدی؟! گفت این دوستم که طلبه است آرایشم کرده که اولین بارش هم بوده!

این هم از اقتصاد مقاومتی

ولی تا آن گل نرگس رخ خود باز کند

ظهورش را بخواهیم

پیامبر اکرم(ص)
المومن مرآت المومن
`شهر آینه ها
شهری از آینه ها روی زمین بود
بر نتابید به زیبایی آن چشم حسود
در دل شهر،محبت قدم بر می داشت
روی هر آینه ای بذر نصیحت می کاشت
که اگر ذره ای از شب به رخی می افتاد
به یقین مومن دیگر خبرش می داد
ولی از بخت بدآرام ، غروبی سر زد
مهربانی و صفا از دل آدم پر زد

صفحات: 1· 2

علی اکبر جوانی برای همه فصول

علی اکبر جوانی برای همه فصول

اگر می خواهیم جوانمان سرمایه یک عمر زندگی پدر و مادر  به هدر نرود و باعث روشنی چشمانش باشد ،باید برایش الگو معرفی کرد، وآن نیست جز علی اکبر. در غیر این صورت سرمایه از دست می رود.

ماند خیلی ها که از دست رفتند نه برای خودشان نه برای دیگران فایده ای نداشتند که بلکه مضر به حال جامعه و خانواده شدند و باعث سرافکندگی آنها گشتند!

جوانان بزه کار ،داعشی، کیف قاپزن، قاتل، عمله انگلیس ومزدور آمریکا ، مغز های فراری،  اینها همه جوانانی بودند که سرماه والدینی که برای فرزندان الگو ندادند.

################

در این راستا به کلام رهبری توجه کنیم

اهميت نسل جوان در تحقق اهداف‏
برافرازنده پرچم تمدّن نوين اسلامى؛ ما يك چنين كشورى مى‏ خواهيم؛ هدف اين است. ما بايد پيش برويم، بايد به قلّه‏ ها برسيم و اين بدون يك نسل جوان نخبه امكان‏پذير نيست. يك نسلى بايد وجود داشته باشد كه اين هدف را تأمين بكند. كسى در ضرورت اين هدف نمى ‏تواند ترديد كند. (۲۸/۷/۱۳۹۵) امام خامنه ای

###################

همانطور که جوانان چه در قبل از انقلاب وچه بعد از انقلاب از علی اکبر الگوگیری کردند ودرعرصه های مختلف درخشیدند، میدان جهاد وشهادت ،میدان علم وفناوری ،میدان خانواده وتربیت فرزند، باید دست مریزاد گفت.

جوان یعنی مثل علی اکبر

جوان شجاع پاک انقلابی آگاه با ایمان

تلاش دشمن در تغيير جوان ايرانى‏
امروز، دشمن از اين‏كه بتواند به نظام اسلامى ضربه اساسى وارد كند، نااميد است، چون مى‏ داند در داخل به ‏قدر كافى انگيزه و ايمان و صدق و آمادگى وجود دارد، لذا نااميدند از اين‏كه بتوانند ضربه اساسى وارد كنند، امّا نااميد نيستند از اين‏كه بتوانند نفوذ كنند.

ابزارهاى نفوذ هم امروز زياد است. سعى دارند جوان ايرانى را به شكلى بار بياورند كه خودشان مى ‏پسندند. اگر جوان ايرانى به شكل آمريكاپسند و استكبارپسند رشد كرد، آمريكا ديگر براى پياده‏ كردن نقشه‏ هاى خود در ايران خرجى و هزينه‏ اى نخواهد داشت؛ اين جوان خودش مثل نوكر بى‏ جيره و مواجب براى آن‏ها كار خواهد كرد؛ مى‏ خواهند جوان ايرانى را اين‏جورى بار بياورند. (۳/۳/  خصوصيات لازم نسل جوان براى تحقق اهداف‏ راه (رسيدن به اهداف) چيست؟

راهش تربيت نسلى است با يك خصوصيّاتى كه آن خصوصيّات اين ‏ها است؛ يك نسلى بايد به‏ وجود بيايد شجاع، باسواد، متديّن، داراى ابتكار، پيش‏گام، خودباور، غيور - البتّه خوشبختانه ما امروز در نسل جوان بسيارى از اين خصوصيّات را داريم، امّا اين بايستى گسترش پيدا كند - چنين نسلى لازم داريم.

بايستى ايمان داشته باشد،

سواد داشته باشد،

غيرت داشته باشد،

شجاعت داشته باشد،

خودباورى داشته باشد،

انگيزه كافى براى حركت داشته باشد،

توان جسمى و فكرىِ حركت داشته باشد،

هدف را در نظر بگيرد،

چشم را به اهداف دور متوجّه بكند

و به تعبير اميرالمؤمنين(ع) «اَعِرِ اللهَ جُمجُمَتَك»؛ زندگى خودش و وجود خودش را بگذارد در راه اين هدف و با جدّيّت

حركت كند؛ در يك كلمه يعنى يك موجود انقلابى؛ معناى انقلابى اين است. (۲۸/۷/۱۳۹۵)

در حمایت از کالای وطنی، چقدر بی وطن هستید

با خریدن جنس خارجی کفار را برخودمان مسلط می کنیم

این روزها در باره حمایت از کالای ایرانی در بین دوستان زیاد بحث می کنیم، هرکسی یک علتی بر استفاده نکردن از تولید ملی گفتند، که خلاصه همه حرف و نقلها جلوگیری از ضرر مالی بود .


گفتم: زمانی که جنگ را برما تحمیل کردند، چه کسانی ضرر مال و جانی را برخود هموار کردند از لذت زن و فرزند وپدر ،مادر ،شغل، تحصیلات درآمد مالی دست کشیدن وبرای نجات ایران همه چیز را بخشیدن به حفظ ایران و اسلام.


یعنی شما ها چقدر بی وطن هستید و نسبت به اسلام بی غیرت هستید، و به این آیه قرآن هم بی توجه هستید.لن یجعل الله للکافرین علی مومنین سبیلا ،خداوند اجازه نداده که کفار هیچ راه نفوذی نسبت به مومنین داشته باشند.

خب حالا آیه را بررسی می کنیم، وقتی جنس خارجی استفاده می کنیم این باعث می شود ،که کفار ثروتمند تر شوند هم مردمش در زندگی آسایش باشند و هم دولت های کفار در دفاع از خود و ملتشان قوی تر شوند، در نتیجه مومنین روز به روز فقیر تر شوند و دولت اسلامی هم از نظر مالی ضعیف شود و قتی مردمی فقیر شوند زندگی مردم مختل می شود، بیکاری مردان و طلاق زنان و تاخیر ازدواج و  فور فساد به کسی دیگر توان رشد در همه ابعاد نمی دهد و دولت هم در دفاع از کشور اسلامی ناتوان می شود؛ اینجاست که راه نفوذ کفار و سلطه برمومنین شروع می شود.

 

 

سجدة شکر به درگاه خداوند آرید که ز ره راهبر و راهنما می آید

سید ساجدین

امشب ای اهل دعا روح دعا می آید

پسر خامس اصحاب کسا می آید

مؤمنین گرد هم آئید به محراب دعا

صف ببندید که مولای شما می آید

سر تسلیم به پایش بگذارید همه

که ز ره صاحب تسلیم و رضا می آید

سجدة شکر به درگاه خداوند آرید

که ز ره راهبر و راهنما می آید

مؤمنین هیچ نباشید از این در نومید پرده پوش گنه و جرم و خطا می آید

آن خدا جوی که چون پای به محراب نهد طاق محراب به برش گشته دو تا می آید

آن که بگرفته ز حق سید سجاد لقب امشب از غیب به تأیید خدا می آید

آن که از جای کند ریشه طغیان یزید آن که حق را کند از خدعه جدا می آید

آن که بیند به صف کربُبلا روی زمین پیکر بی سر شاه شهدا می آید

آن که سائل نرود از در او بی حاجت فیض بخشنده به هر شاه و گدا می آید

دست «ثابت»مکش ای دوست به هر صبح و مسا

چون که صاحب او رنگ و لا می آید

خادم الزهرا

 

تا زمانی که با کالای ایرانی قهری از همسر خبری نیست

شوهر چینی

شب لیلة الرغایب بود ،در میان جمعی از جوانان مهمان بودم گفتند برای مان از این شب بگو ، پرسیدم می دانید چرا لیلة الرغائب می نامند.
هرکسی چیزی گفت: یعنی شب آرزوها!
گفتم خیر این نیست. با شگفتی پرسیدند پس معنای آن چیست؟ گفتم شب پاک سازی قلبها که هرچه داریم از آنجا نشات می گیرد

.
چنانچه برای هر کاری روزی را انتخاب می کنید، برای این کار مهم هم باید روزی را انتخاب کنید. خصوصا که باید کم کم آماده شوید تا در ماه رجب و بعد ماه شعبان که سر انجام ماه مهمانی خدا می رسد با آرزوهای الهی ورود کنید.

####################
پرسیدم فلسفه چهارشنبه سوری را می دانید چیه؟
گفتند یه کاریه که پیشینیان انجام می دادند فقط همین!


گفتم خیر در زمانها ی گذشته وقتی زباله های هرکسی جمع می شد، مانند امروز نبود که شهرداری مسئول جمع آوری آن باشد لذا زباله ها دم در هر خانه ای انباشت می شد.
هر روز هفته یکی نفر زباله هایش را می سوزاند، این کار باعث می شد که هر روز محله پر از دود باشد، آلودگی همه شهر و روستا را پر می کرد . بعد تصمیم گرفتند همه  اهالی چهار شنبه آخر هفته پاکسازی کنند.باز هم دود مزاحم می شد. تصمیم گرفتند که زباله هارا در بیرون روستا و یا شهر بریزند وچهار شنبه آخر سال برای پاک سازی، زباله ها را بسوزانند. و نامش را گذاشتند چهار شنبه سوزی که بعدها بر اثر شهر نشینی و مامور شدن افرادی برای از بین بردن زباله ها دیگر لزومی به این کار نبود . مردم به یاد آن روزها آتشی را خارج از شهر می افروختند ، که اکنون این کار مثبت پیشینیا ن تبدیل به تولید زباله و انفجار و خرابی و کشتار وخودسوزی شده است!

#############
 امشب همگان دعا خواهید کرد و هرکسی دعای و آرزویی دارد که مطمئنا تا زمانی که شما از کالای ایرانی حمایت نمی کنید بسیاری از دعا هایتان اجابت نخواهد شد! چشمهایشان گرد شده بود، دعا چه ارتباطی با حمایت از تولید ملی دارد!


چون اگثرا جوان بودند و در جستجوی کار و خانم های مجردی که در آرزوی ازدواج و بعضی به فکر خرید خانه و آن دیگری در تلاش تا همسرش به خانه برگردد….با شگفتی گفتند یعنی آرزوهای ماهم سیاسی شده است!؟

 کسانی که دنبال کارند تا زمانی که با کالای ایرانی قهرند ،بازار اشتغال هم خاموش است چون کارگر و کارمند ومهندس خارجی با خرید شما مشغول است و دعا به جان شما می کند که سفره اش پر از نان است!

و دختران مجرد دم بخت هم با خرید اجناس خارجی و پز دادن به فامیل و در و همسایه ،جوان کارمند و کارگری که کار کند و حقوقی داشته باشد تا ازدواج کند نخواهد یافت صد سال هم دعا کند مستجاب نمی شود.

بعضی گفتند جنس ایرانی زود خراب می شود چاره ای نداریم. گفتم چاره شما هم در واردات شوهر چینی  و کره ای…است که برایتان از اون ور آبها بیاید منتظر باشید تا صبح دولت تان بدمد .

فریاد مقام معظم رهبری(مدظله‏ العالي): در حمایت کالای ایرانی

کیست مرا یاری کند

مقام معظم رهبری(مدظله‏ العالي):
مصرف كالاى خارجى داراى مشابه داخلى بايد ضدارزش شناخته شود
فروش كالاى خارجى و مصرف كالاى خارجى بايد در جامعه به‏ عنوان يك ضدّ ارزش شناخته بشود، مگر آن ‏جايى كه مشابه داخلى‏ اش نيست.

آن‏جايى كه مشابه داخلى ‏اش نيست، خب بله، اشكالى ندارد؛ ما كه دور خودمان حصار نكشيده ‏ايم؛ ما با دنيا ارتباط داريم، تعامل داريم.

آن‏جايى كه ما توليد داخلى داريم و مى‏ خواهيم داشته باشيم و كارگر ما مشغول آن كار است و ارزش افزوده ايجاد مى‏ كند، آن‏ جا ما برويم اين توليد داخلى را كنار بگذاريم، شبيه اين ‏را از خارج بياوريم با قيمت گاهى چند برابر و به‏ خاطر اين‏ كه اين نشان خارجى دارد، نشان فلان كارخانه معروف فلان كشور اروپايى را دارد، اين‏ را مصرف بكنيم؟! اين بايد ضدّ ارزش شمرده بشود. (۸/۲/۱۳۹۵)

صفحات: 1· 2

انچه(کالای ایرانی) خود داشت زبیگانه تمنا می کرد

ایرانی با خرید کالای ایرانی چطوری

یعنی ملت بزرگ ایران از مردم آلمان کمتر است؟!

آنها با اهمیت دادن به کالای تولیدی خود اقتصاد خود را سامان دادند، یعنی ایرانی نمی تواند هویت ریشه دار خودرا تقویت کند و از خود باختگی دست بردارد؟!

از غربزدگی دست بردارد و اگر غربزدگی را دوست دارد لاقل به این کارشان توجه کند که آنها کالای تولیدی خودرا دوست دارند هرچند بی کیفیت باشد!

حمايت از كالاى داخلى در آلمان‏
در جريان بحران مالى ۲۰۰۸ غرب كه آمريكا و اروپاى غربى با مشكلات اقتصادى جدى رو به رو شدند، شركت‏ هاى آلمانى به‏ دنبال ركود بيكار شده بودند، به جاى اخراج كاركنان و كارگران خود، آن‏ها را به دوره‏ هاى آموزشى اعزام كردند و در واقع به جاى كار و توليد، به ازاى آموزش و ارتقاى مهارت به كاركنان خود حقوق پرداخت كردند.


كشور آلمان با حدود ۳۹۰۰ ميليارد دلار توليد ملى، در جايگاه چهارم اقتصاد جهان قرار دارد. اين كشور بزرگ‏ترين و قدرتمندترين اقتصاد در اروپا و منطقه يورو محسوب مى‏ شود و توانسته در پيشرفت اقتصادى گوى سبقت را از رقباى خود در اروپا بربايد. اما بى‏ شك سياست‏ هاى كلان اقتصادى اين كشور از سويى و فرهنگ عمومى و حرف ه‏اى مردم اين كشور از سوى ديگر نقش مهمى در تقويت توليد ملى در اين كشور داشته است.


به‏ عنوان مثال طى سال‏ هاى بحران اقتصادى غرب (سال‏هاى ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۰) مشاهده مى ‏شود مردم آلمان از مصرف كالاهاى خارجى كه گاهى داراى اختلاف قيمت و كيفيت فاحش نيز هستند به قصد كمك به توليدكننده هموطن خود خوددارى مى‏ كنند.
در پايان گفتنى است كه طبق اظهار نظر كارشناسان اقتصادى اگر اقتصاد مقاومتى در ايران اجرايى شود، پيشرفت‏ هايى بيشتر از كشورهايى كه در آن نظام سرمايه‏ دارى حاكم است، حاصل خواهد شد به اين دليل كه اين سياست ‏ما عدالت‏ محور است؛ اما كشورهاى سرمايه‏ دارى اين بخش را ناديده مى‏ گيرند. براى رسيدن به اين هدف، همراهى همه بخش‏ هاى كشور نياز است و نكته مهم‏تر اين‏كه بايد در رده مديريتى از افرادى بهره گرفته شود كه اقتصاد مقاومتى را تمام و كمال قبول دارند و آن ‏را در سمت و مسؤوليتى كه دارند به كار مى‏ گيرند.

#کالای_ایرانی

#ایرانی_چطوری

بیایید درحمایت از تولید داخلی از فرانسه تقلید کنیم

خریدکالای ایرانی برای تقویت خانواده ام

چرا اصرار در تقلید از کارهای بیهود و زشت  غربیان و اروپاییان داریم؟

چرا از کارهای خوبشان تقلید نمی کنیم؟

بیایید در این کار از تعصب در تولید وحمایت از کالاهاشون  ماهم تقلید کنیم و از تولید ملی حمایت کنیم.
فرانسه در دوره پس از جنگ دوم جهانى، به‏ منظور بازسازى اقتصادى و صنعتى خود، واردات كالاهاى خارجى را به ‏شدت محدود كرد.
فرانسوى‏ها براى حمايت از توليد داخلى و اشتغال كشور خود حتى كالاهاى فرانسوى را با قيمت بالاتر خريدارى كردند اما اجازه واردات را به گمرك‏ هاى خود نمى‏ دادند.
براساس گزارشى كه نشريه بلومبرگ در سال ۲۰۱۱ منتشر كرده است، ۵۰ درصد مردم فرانسه حاضرند براى خريد كالاهاى ساخته شده فرانسه، پول بيشترى هم بپردازند. طبق اين گزارش مردم فرانسه براى حمايت از توليد ملى و هم وطنان توليدكننده‏ شان حاضرند ۵ تا ۱۰ درصد قيمت بالاترى را بپردازند.
اين در حالى است كه قيمت نهايى كالاهاى توليد شده در فرانسه، بين ۱۵ تا ۲۵ درصد، گران تر از كالاهاى مشابه توليد شده در كشورى مثل چين است.

خرید کالای ایرانی و نفی حقارت

کالای ساخته شده پدرم فرزندم همسرم را می خرم

آمريكا با اجراى اقتصاد مقاومتى، اقتصاد برتر دنيا شد
آمريكا، كشورى است كه هم ‏اكنون با توليدى معادل يك چهارم كل توليد جهان، رتبه اول اقتصاد جهانى را در اختيار دارد.
اين كشور براى تقويت توليد ملى خود طى چند ده سال گذشته تمام اقدامات لازم را انجام داده است. به‏ عنوان مثال اين كشور در دو دوره پيش از جنگ جهانى اول و بين جنگ جهانى اول و دوم تا حد زيادى به‏ صورت برنامه ‏ريزى شده به انزوا رفت تا قدرت اقتصاد ملى خود را با اتكا به منابع داخلى توليد افزايش دهد.
همين به‏ اصطلاح انزوا كه با هدف تقويت توليد ملى و خوددارى از واردات كالاهاى خارجى صورت مى‏ گرفت، بازار مصرف مناسبى را براى تقويت توليدات آمريكايى فراهم كرد.
بازار مصرف بزرگ و مناسب داخلى به همراه ساير اقدامات اين كشور در راستاى تقويت توليد ملى، زمينه پيشرفت و قدرت اقتصادى اين كشور را فراهم آورد.

پ.ن

ما چه می کنیم اکنون سال هاست که امام خامنه ای فریاد میزند که باید با اقتصاد مقاومتی مشکلات کشور را حل کرد ولی متاسفانه نه به گوش مردم رفت و نه مسئولین تا جاییکه با واردات فاضلاب به کشور، مردم را تحقیر کردند !

لذا تا زمانی که این مردم خرید جنس خارجی را در اولویت خرید هایشان قرار می دهند سزاوار این گونه تحقیر ها هستیم.

اگر غربزده هستیم چرا از کارهایی که آنهارا به استقلال و ثروت رسانده پیروی نمی کنیم!؟

کالای ایرانی وخالی شدن زندانها

زندان وزندانی
وقتی دید به بچه های فامیل عیدی ، مداد رنگی ساخت چین هدیه می دهد خیلی ناراحت شد! پرسید: چرا ایرانی نخریدی ؟

- ایرانی اش گرونه باید پول اضافه می دادم.
- پول اضافه باعث می شود که یک کارگر سر کار باشه بیکار نشه ولی با این کارشما و تک تک مردم ایران، در -کارخانه ها بسته می شود. بیکاران افرادجامعه زیاد میشود. که نتیجه اش دزدی، قاچاق، اعتیاد، بزه کاری، چک -بی محل ، در این راستا قتل، کیف قاپ زدن … ودر ادامه پر شدن زندانها.
-و هزینه زندانها بردوش ملت می افتد که باید با پرداخت مالیات مخارج خوردن و نگهداری زندانی هارا بدهند.
-و مصیبت خانواده های زندانیان موضوع بعدی است که عده ای فرزند طلاق و بامشکلات بسیار برای جامعه می شوند
-همسران طلاق برای خانواده های متاهل یک مصیبت جدید روز می شود!
در حالیکه اگر شما حتی از یک دست فروش یک جنس ایرانی بنجل هم بخری با قیمت بیشتر باز هم به خودت کمک کرده ای تا یک جامعه پاک داشته باشی باز کمتر هزینه کرده ای.
شما فکر می کنی برای خرید یک دست مداد رنگی خارجی که ارزانتر از ایرانی بوده سود کرده ای درحالیکه متوجه نیستی چندین برابرآن هزینه می کنی
و از طرفی شغل پدرت ،پسرت برادرت و شوهرت هم از دستشان گرفته ای و بیکارشان کرده ای!


وَمَا أَصَابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ 30 شوری

هرمصیبتی به شما می رسد به خاطر اشتباهاتی است که مرتکب می شوید.
از ماست که برماست

خرید کالای ایرانی مصداق جهاد با مال است

 

پرسیدیم چه عملی انجام دهیم که منتظر باشیم؟!!
1-نماز اول وقت بخوانیم تا مانند مولای غائب از نظر در نماز باشیم.
2-واجبات رامانند حجاب و فروع دین را عمل نماییم.
3- از حرام ها دوری نماییم.
4- از فروع دین جهاد است که باید عمل کنیم، جهاد در راه خدا با جان ومال، این جهاد چند وجهه دارد.

یک روز مقاومت در مقابل دشمن با توپ و گلوله است،

یک روز هم مقابله با جنگ نرم؛

و زمانی با مصرف مال. و خریدن کالای ایرانی هرچند به ندرت شاید به ظاهر اتلاف مال باشد، این همان مصداق جهاد در راه خدا با مال است!!!
در صورتی می توانیم بگوییم ما منتظریم که در همه ابعاد زندگی مهدوی عمل کنیم!!!

إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ في سَبيلِ اللَّهِ وَ الَّذينَ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولئِکَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ الَّذينَ .72 انفال

ما کجای این آیه قرار داریم؟!

برای حمایت از کالای ایرانی هدیه خارجی را نگرفت

 

رفته بودیم منزل یکی از اقوام، از قرار معلوم قبلا که آمده بودن منزل ما دیده بودن که جاروی برقی ما خوب کار نمی کنه،تصمیم گرفتن که به ما لطفی بکنند،

برای همین هم یک جاروبرقی LG برامون خریده بودند، ماهم با کمال جسارت قبول نکردیم!

و این فامیل نزدیک دلخور شد! پرسید چرا هدیه را رد می کنید.گفتیم چون خارجیه!

گفت دندون اسب پیشکش و نمی شمارند!

گفتیم حتی اگر شراب باشه؟!

گفت مگر این شرابه؟!

گفتیم به فرمایش امام خامنه ای خرید کالای خارجی وقتی معادلش در ایران تولید میشه جایز نیست!

حمایت از کالای ایرانی و رضایت امام زمان

من و عبدالله بن ابى يعفور به هر زحمتى بود به خدمت امام رسيديم .

امام براى پذيرايى از ما ميوه آورد، اما عبدالله به او گفت كه براى ناراحتى معده اش نمى تواند چيزى بخورد.

سپس عبدالله به امام گفت ((اى امام بزرگوار، شما مى دانيد كه من همواره از شما اطاعت كرده ام و هر چه گفته ايد نه نگفته ام ، اگر اين انار را نصف كنيد و بگوييد اين نيمه حرام است و نيمه ديگر حلال است من بدون چون و چرا قبول مى كنم ، چون حرف شما حجت است )). امام به او فرمود ((خدا رحمتش را شامل حالت گرداند)). سپس عبدالله بيمارى اش و درمان آن را نيز گفت و پرسيد ((حال چه مى فرماييد)). امام صادق (عليه السلام ) به او گفت ((شراب حرام است ، هرگز شراب ننوش ، اين شيطان است كه تو را وسوسه مى كند و مى خواهد به بهانه شفاى دردت ، شراب به تو بنوشاند، اگر از شيطان نافرمانى كنى ؛ او نيز ماءيوس مى شود و دست از تو برمى دارد)).
از اين سخن امام ، عبدالله خوشحال شد و دلش آرام گرفت . از امام خداحافظى كرديم و بازگشتيم . روز به روز حال عبدالله بدتر شد، اقوامش ‍ شراب آوردند تا او بنوشد، اما او نخورد.
مفضل ، من شنيده ام اگر براى معالجه باشد اشكالى ندارد.
اگر اشكال نمى داشت امام صادق او را منع نمى كرد… به هر حال ، روزهاى آخر عمرش را در بستر گذراند، پسر عمويش به او گفته بود ((بيچاره ، بخور اگر شراب ننوشى مى ميرى )). عبدالله نيز در جوابش گفته بود ((به خدا قسم يك قطره هم نخواهم نوشيد)). چند روزى در بستر ماند و درد را تحمل كرد. خداى متعال هم او را براى هميشه شفا داد.
واقعا خوشا به حالش ، من نيز غبطه مى خورم ، كاش امام صادق در حق من نيز دعا و از من تعريف مى كرد.
مفضل نامه را بست و گفت : واقعا شيعه يعنى عبدالله ابن ابى يعفور كه هر چه امام گفت پيروى كرد و سعادتمندانه زيست و سعادتمندانه مرد.1

پ ن________________________________________________

 حالا این ما هستیم  پیروی از این حدیث که طبق فرمان مقام  ولایت که می فرماید: ورود کالایی که در ایران تولید می شود ممنوع است. یعنی نباید کالای خارجی که معادل ایرانی دارد استفاده کرد. و اگر این فرهنگ را رواج پیدا کند، بیماری اقتصاد معالجه می شود. «ان تنصروالله ینصر کم»استفاده از تولید ملی یعنی اقتدار ملی، یعنی امنیت ملی،یعنی نا امیدی دشمنان ، یعنی جمع ثروت ملی، یعنی امیدواری کارگرو مهندس ایرانی.  

1منبع :رجال كشى ،صفحه 247 249)

 

 

خارهای کتاب در گلو

انجمن حجتیه خطر انحراف از انقلاب
کتاب جریان شناسی انجمن حجتیه را حتما بخوانید

اگر می خواهید گرفتار آیت الله نما ها نشوید این کتاب را حتما بخوانید.
این انجمن در دوره پهلوی با عنوان مبارزه با بهاییت شروع می کند و در این راستا با ساواک همکاری تنگاتنگ دارد.
درحالیکه باید با اصل فساد یعنی رژیم پهلوی مبارزه می کرد، این گروه به نام جدایی دین از سیاست می خواست در ظهور امام عصر سرعت ببخشد لذا موافق شاه و مخالف نهضت امام خمینی بود، با این تفکر که فساد شاه باعث می شود زودتر ظهور انجام گردد…
وبعد از انقلاب هم به جای مبارزه با استکبار، مبارزه با کمونیسم که دیگر شیر بی یال و کوپال شده بود شد مبنای کارشان …
و اکنون هم به جای وحدت شیعه وسنی بر طبل اختلاف می کوبند….

حضرت امام (ره) به عنوان رهبر نهضت اسلامی در دوران شاه، به علّت مشی غیر سیاسی انجمن حجّتیه و تشویق جوانان به شرکت در مبارزات بی‌خطر با بهائیت به عوض مبارزه با شاه، این حرکت را مورد تأیید قرار نمی‌دادند. به عنوان نمونه به دنبال برخی توجیهات انجمن برای نفی مبارزه با حکومت طاغوتی، حضرت امام (ره) که در آن زمان به نجف اشرف تبعید شده بود…

حضرت امام خمینی (ره) در سخنرانی مورخ 21/4/1362 با اشاره غیر مستقیم، انجمن را چنین مورد خطاب قرار می‌دهند: «یک دسته دیگر هم، تزشان این است که بگذارید که معصیت زیاد بشود تا حضرت صاحب بیاید، حضرت صاحب مگر برای چه می‌آید؟ حضرت صاحب می‌آید معصیت را بردارد. ما معصیت کنیم که او بیاید؟! این اعوجاجات را بردارید، این دسته‌بندی‌ها را برای خاطر خدا، اگر مسلمید و برای خاطر کشورتان اگر ملّی هستید این دسته‌بندی‌ها را بردارید. در این موجی که الآن ملّت را به پیش می‌برد در این موج خودتان را وارد کنید و بر خلاف این موج حرکت نکنید که دست و پایتان خواهد شکست»

یک لقمه خاطره

 نورالدین پسر ایران

بچه ها اصرار داشتند که آقا نورالدین را دعوت کنیم تا حضوری  خاطراتش  بشنویم! زنگ زدم به همان لحن آذری گفت : این روز ها برای معالجه راهی بیمارستان هستم ومعذورم! به بچه ها گفتم براش دعا کنید و کتاب را تهیه کردم و در کتابخانه مدرسه گداشتم و گفتم کتاب را بخوانید تا در آینده حضوری توفیق دیدار پیدا کنیم.

«نورالدین پسر ایران» كتاب خاطرات سید نورالدین عافی است؛ پسری شانزده ساله از اهالی روستای خنجان در حوالی تبریز در آذربایجان شرقی كه مانند دیگر رزمنده‌های نوجوان ایران با تلاش و زحمت فراوان رضایت والدین و مسئولین را برای اعزام به مناطق عملیاتی جلب كرد و از دی ماه 1359 -یعنی تنها سه ماه پس از آغاز جنگ تحمیلی- به جبهه‌های نبرد با متجاوزان رفت. او حضور در گردان‌های خط‌‌ شكن لشكر 31 عاشورا را به عنوان نیروی آزاد، غواص و فرمانده دسته و در جبهه‌های مختلف تجربه كرده و بارها مجروح شده است. نورالدین نزدیك به هشتاد ماه از دوران جنگ تحمیلی را علیرغم جراحات سنگین و شهادت برادر كوچك‌ترش سید صادق -در برابر چشمانش- در جبهه ماند و در عملیات‌های متعددی حضور داشت و جانباز هفتاد درصد دفاع مقدس است.

سید نورالدین برای بازگویی خاطرات جنگ در آخرین برگ خاطراتش چنین می گوید: «اصلاً فکر نمی‌کردم گفتن خاطرات در این زمان اهمیت داشته باشد. هنوز حرف خاطرات جنگ و مصاحبه‌ها مطرح نشده بود. واقعیت این است من هم مرتب درگیر عوارض مجروحیت‌هایم بودم، اما سال ۱۳۷۳ یک شب خواب دیدم ]امام[ آقای خامنه‌ای ورقه‌هایی در دست دارد که می‌خواند و گریه می‌کند. من هم در آن اتاق بودم. کسی گفت این‌ها خاطرات یک جانباز ۷۰ درصد است که ۸۰ ماه در جبهه‌ها بوده و باز می‌گوید که در مورد جنگ کاری نکرده‌ام … این خواب فکرم را مشغول کرده بود. احساس می‌کردم وظیفه‌ام در قبال آن‌چه در روزهای جنگ بر سر این مردم آمد، با گفتن این خاطره‌ها به سرانجام می‌رسد. بنابراین خاطرات هشت سال زندگی در متن جنگ را بازگفتم تا یاد آن لحظه‌های بی‌نظیر برای همیشه زنده بماند.» (ص 632) [۲ ]

کتاب با فصل«کوچه باغ‌های کودکی» آغاز می‌شود: «نورالدین سال 1343 در یکی از روستای خلجان در نزدیکی‌های تبریز و در خانواده پرجمعیتی متولد شد. زندگی‌ ساده و سختی داشتند، اموراتشان با کشاورزی می‌گذشت. نورالدین با صادق برادر کوچکترش بیشتر با هم بودند. خاطرات روزهای محرم جزو شیرین‌ترین خاطرات دوران کودکی‌اش بود. با وجود سختی و شرایط زندگی در روستا دوره ابتدایی را در همان مدرسه روستا به پایان رساند و تصمیم گرفت برای کمک به امرار معاش خانواده برای کار به تبریز بیاید. به هر حال در باطری‌سازی مشغول به کار شد. چون فاصله تبریز تا روستای خلجان یک ربع تا بیست دقیقه بود گاهی شب‌ها در همان باطری‌سازی می‌خوابید. روز های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به همراه یکی از برادر‌هایش به تهران آمد و در یک باطری‌سازی در سه راه افسریه مشغول شد.»

نورالدین، پسری بسیار ساده و از طرفی بسیار اهل شوخی و شیطنت بود، آن هم به خاطر سن و سال کمی که داشت، اواخر روز های شهریور زمانی که در تهران مشغول کار بود، با اتوبوس از میدان امام حسین علیه السلام به سمت میدان خراسان می‌رفت، از رادیو اتوبوس خبر حمله عراق به شهر‌های مرز ی ایران را شنید. در همهمه اتوبوس از زبان یکی از مسافران می‌شنود که «عراق شوش را هم محاصره کرده» وقتی این حرف را می‌شنود، از اتوبوس پیاده شده و به خیال خود به سمت میدان شوش می رود ببیند اوضاع از چه قرار است! وقتی به میدان شوش رسید متوجه شد زندگی عادی مردم در جریان است.، این موضوع را با برادرش در میان گذاشت و او توضیح داد که منظور از شوش، شهری است در جنوب کشور… مدتی بعد از شنیدن این خبر عازم زادگاهش تبریز می‌شود…

 «داد زدم: نزن. و گلوله را بغل كردم تا از مسیر آتش عقبه بردارم، اما فندرسكی كه دستش را روی گوشش گذاشته بود، با فشار زانویش توپ را شلیك كرد … شلیك توپ همان و به هوا رفتن من همان! سرعت و فشار آتش عقبه مرا مثل توپ سبكی به هوا پرتاب كرد … هیچ چیز از آن ثانیه‌های عجیب به یاد ندارم … فقط یادم هست محكم به زمین افتادم در حالی كه گردنم لای پاهایم گیر كرده بود! بوی عجیبی دماغم را پُر كرده بود. مخلوطی از بوی گوشت سوخته، باروت، خون و خاك … به‌تدریج صدای فریاد فندرسكی و دیگران هم به گوشم رسید. گریه می‌كردند، داد می‌زدند … من تلاش می‌كردم سرم را از بین پاهایم خارج كنم، ولی نمی‌شد … احساس می‌كردم مثل یك توپ گرد شده‌ام و اصلاً تحمل آن وضع را نداشتم. ناله می‌كردم: گردنم را بكشید بیرون … اما این كار دقایقی طول كشید. وقتی سرم از آن حالت فشار خارج شد، دیدم همه گوشت‌های تنم دارند می‌ریزند. هیچ لباسی بر تنم نمانده بود. حتی نارنجك‌ها و خشاب‌هایی كه به كمرم داشتم، ناپدید و شاید پودر شده بودند. بچه‌ها به سر و صورتشان می‌زدند و گریه می‌كردند. من از لحظاتی قبل شهادتین می‌گفتم، اما هیچ ناله‌ای از من بلند نبود. از بچگی همین طور بودم.» (ص 86)

 #کتابخوانی_نوروز

 

طبیعت در کلام امام خامنه ای

باغ مدرسه فاطمیه جلفا

امانت الاهى‏
همه نعمت ‏هاى خداوندگارى، در دست ما انسان‏ها امانت است و بايد آن‏را براى نسل‏ هاى بعد حفظ كنيم و سالم به آن‏ها بسپاريم. يكى از اين نعمت‏ها، طبيعت شگفت اين سرزمين و منابع طبيعى فراوان آن است كه بايد امانتداران خوبى براى آن باشيم. مقام معظم رهبرى، با اشاره به اين امانتدارى خطير مى ‏فرمايد: «بايد همه ‏چيز را كه خداى متعال در اين كشور به وديعه گذاشته است، احيا كنيم و در اختيار نسل كنونى و نسل آينده قرار بدهيم. منابع طبيعى… [و ]طبيعت نيكويى كه در اختيار ماست، ميراث عظيمى كه گذشتگانمان در اختيار ما گذاشته‏اند و خيلى چيزهاى ديگرى كه در اختيار ماست، بايد آن‏ها را احيا كنيم و در واقع، نِعَم الاهى را استخراج نماييم.»

حفظ منابع طبيعى‏
همه ما مى‏ دانيم كه منابع طبيعى، محدود است و امكان تمام شدن آن وجود دارد. پس بر ماست كه با برنامه ‏ريزى حساب شده، جلو هدر رفتن و نابودى اين منابع كمياب الاهى را بگيريم و نگذاريم آن‏ها، به اين راحتى از كف بروند.

مقام معظم رهبرى، درباره همين مسأله مى‏ فرمايد: «ما بايد بتوانيم با برنامه‏ريزى‏هاى دقيق، با مديريت قوى و با اصرار و جديت در كار، خودمان را از تضييع خسارت بار منابع حياتى و طبيعى، مانند درخت و آب و خاك نجات بدهيم». ايشان سپس در ادامه مى‏فرمايند: «اميدوارم كه ان‏شاءالله همه هم دولت، هم آحاد مردم و هم مسؤولان بخش‏هاى متفاوت، به مسأله مهم حفظ منابع طبيعى، گياه، درخت، كشاورزى، استفاده بهينه از آب، خاك و امكانات گوناگون ديگر، به‏طور جدى بپردازند.»
خرافه؛ ممنوع‏
دين مبين اسلام، با خرافه و اعتقاد به نحسى روز سيزده نوروز مخالف است؛ وگرنه، رفتن به دل طبيعت، جلابخش روح است و جان را مصفا مى‏كند. مقام معظم رهبرى، حضرت آيت‏الله خامنه‏ اى، در كلامى ارزشمند، با اشاره به اين مسأله مى‏ فرمايند: «ما ايرانى‏ها، عيد نوروز را دوست مى‏داريم و آن‏را جشن مى‏گيريم، اما جشن ما، يك جشن سالم است…؛ البته بعضى از مراسم هست كه قابل اصلاح نيست. مثلاً اسلام درباره مراسم خرافى از روى آتش پريدن، حرفى ندارد و (آن‏را) تأييد نمى ‏كند؛ اما هيچ اشكالى نمى‏ بيند كه مردم، فرض بفرماييد در مناسبتى از مناسبت‏هاى عيد، به فضاى باز بروند، با سبزه و طبيعت و صحرا ديدارى تازه كنند، و طبيعت را با يكديگر نزديك كنند و لذت صحيح و سالم ببرند؛ (اين‏ها) مانعى ندارد.»

سیزده بدر در کلام رهبری

درختان مدرسه علمیه فاطمیه جلفا

بهانه‏ اى براى با هم بودن‏
در اين روز های غباری كه آسمان رنگ باخته و خاکستری شده است و ماشين و دود و سر و صدا همه جا هست، مردمان به‏ دنبال لحظه‏ اى براى آرامش و بهانه ‏اى براى ديدن همديگر و با هم بودن هستند.
شايد سيزدهم نوروز، تنها يك بهانه است؛ بهانه ‏اى براى آشتى با طبيعت و به ياد زلالى آب، استوارى كوه، و چشم نوازى درخت از صبح زود، هر چند خانواده را مى‏ بينى كه به خارج شهر مى‏ روند. در آن‏جا، خانواده‏ ها با شور و نشاط و دسته دسته، در كنار آب و سبزه يا زير درختان بساط خود را مى‏ گسترانند. بچه‏ ها بازى مى‏ كنند، مادران مشغول پخت و پز مى‏ شوند و پدرها هم از همه جا صحبت مى‏ كنند و در يك كلام، همگى روز خوشى را پشت سر مى‏ گذارند.
آموزش زندگی با طبیعت
فرهنگ احترام به طبيعت را بايد از كودكى آموخت و در بزرگسالى به كوچك ترها آموزش داد. «روز طبيعت»، فرصت بسيار مناسبى است تا اين درس بزرگ را به فرزندان آینده ساز بياموزيم. آن‏ها بايد بدانند كه طبيعت زيباى سرزمينمان ايران، خانه بزرگ تر همه ما به شمار مى ‏آيد و ضرر آسيب رساندن به درختان و سبزه زارها، ابتدا به خودمان برمى گردد.  همان گونه که مادران گلدانهای خانه را مراقبت می کنند،اگر كودكان ياد بگيرند كه درختان، ريه‏ هاى تنفسى زمين هستند و بدون آن‏ها، حيات روى زمين رو به نابودى رود، هيچ گاه به از بين رفتن طبيعت شگفت‏انگيز كشورمان راضى نخواهند شد. كودكان امروز، پدران و مادران فرداى اين سرزمين‏ اند و با اين فرهنگ‏سازى درست، مى ‏توان عشق به طبيعت را در دل آن‏ها كاشت.
اگر این کار یک برنامه ای در این روز باشد که هر کسی با خود نهالی را به طبیعت ببرد و با دستان فرزندش در زمین بکارد و آب به پایش بریزد و تاریخ کاشت را به شاخه در خت آویزان کند تا سال آینده چقدر بزرگ خواهذ شد، در ذهن کودکش حفظ جنگل فطری خواهد گشت.
طبيعت در كلام معصومان‏
پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: «نخل را نسوزانيد و آن‏را در آب غرق نكنيد. درخت بارور را قطع ننموده و زراعت و كشاورزى را به آتش نكشيد؛ زيرا شما نمى‏دانيد، شايد در آينده به آن نيازمند شويد.»
حضرت على علیه السلام فرمود: «نگاه كردن به سبزه، موجب شادابى است».
حضرت امام صادق علیه السلام فرمود: «زندگى با سه چيز خوش است: هواى پاك، آب فراوان و گوارا، و زمين آماده كشاورزى.»
طبيعت در كلام مقام معظم رهبرى‏
مقام معظم رهبرى، حضرت آيت‏الله خامنه‏ اى، با اشاره به اين‏كه هر سال درختكارى مى‏ كنند و به كاشت درخت پردازند، درباره اهميت درخت، اين سبزينه حيات مى ‏فرمايند: «درخت، مظهر حيات در طبيعتى است كه ما آن‏را با نگاه عاميانه،بى‏جان مى‏ پنداريم». ايشان سپس ادامه مى‏دهند: «درخت و گياه، تا كنون تنها راهروهايى هستند كه انسان از طريق آن‏ها، توانسته به منابع عظيم و متنوع غذايى در زير خاك دسترسى پيدا كند…. اگر گياه نباشد، انسان نيست. اگر گياه نباشد، حيوان نيست. با توجه به چرخه پيچيده طبيعت و تأثير متقابل آب و هوا و خاك و درخت بر روى يكديگر، اگر گياه نباشد، هوا هم نيست. گياه، يك پايه اساسى وجود است».

 

سفارش امام جواد را نشنید

 

امیه بن علی قیسی از یاران امام جواد علیه السلام می‌گوید:

با حماد بن عیسی می‌خواستیم از مدینه خارج شویم و برای خداحافظی به محضر امام جواد علیه السلام رفتیم.

امام به ما فرمود:«تا فردا صبح از شهر خارج نشوید.»

اما وقتی از منزل امام خارج شدیم، حمّاد به من گفت:« من امشب راه می‌افتم چون بارم از شهر خارج شده است.»من گفتم من امشب را خواهم ماند.حمادهمان شب حرکت کرد و رفت، در راه، سیل آمد و حمّاد غرق شد.

پ ن

___________________________________

همیشه کتک بی بصیرتی را می خوریم ولی باز هم عبرت نمی گیریم. وقتی شناخت مان نسبت به اولیا خدا کمرنگ است، علم آنها را با اندک الف بایی که آموخته ایم مقایسه می کنیم؛ فکر می کنیم که خودمان بیشتر می دانیم، وقتی دچار حادثه می شویم که دیگر وقت گذشته است و فرصت افسوس خوردن هم نداریم.

و چه خوب فرموده خداوند:ان الانسان لفی خسر. در حالیکه خداوند براساس لطف انسان را رها نکرده است و در هر زمانی حجت را برایش معرفی کرده است.

 

 

بحار الانوار ج 50 ص43

در سال جدید چه کنیم "امام خامنه ای"

حال خوب نوروز روز نو

سلام می کنیم به دوستان وافراد

 

معنی آن  با هلو انگلیسی متفاوت است ،اگر در سال جدید دو گام در اصلاح خودم بردارم،در آخر سال مانند دومینو حتما  به چند برابر می رسد.

وقتی امام خامنه ای می فرماید :اگر کسی کار خوب شما را نبیند ،عمل خیر شما در جامعه اثر می گذارد. در دیدار با اعضای خبرگان رهبری

ریشه اصلاح فطری است.

احترام به حقوق دیگران،احترام به کرامت انسان است. شعار تحیت  اسلام سلام است

################

اولا نام خداست

دوم جواب سلام واجب است، یعنی قراداد نانوشته است.

سلام معانی بسیاری دارد،

                                                                    یعنی من دوست تو خیر خواه تو هستم ،

 

مدافع تو هستم،مواضب تو هستم،

آرزوهایم را با تو شریکم،

سفارش ائمه به اینکه اول برای دیگران دعا کنید بعد برای خود همانطور بانوی دوعالم حضرت زهرا سلام الله علیها چنین عمل می کرد.

در دعاهای من حضور داری،،

راز دارت هستم ،

غیبت مومن مانند خوردن گوشت مرده برادرت می باشد

 

                    یعنی غیبتت نمی کنم ،

به تو تهمت نمی زنم،

از تو سخن چینی نمی کنم،

رسوایت نمی کنم،

عیوبت را مخفیانه بهت می گویم.

چرا که خدایم فرموده: قلب مومن عرش الله است

این چنین حالمان خوب می شود.

حال خوب در سال 97

حال  خوب
حال خوب
چگونه حالمان خوب شود؟!
در سال جدید برای حال خوب جامعه چه تصمیمی گرفته ایم؟!
آیا ایده جدیدی دارید؟!

آیا در دعای تحویل سال برای احسن الحال چه گزینه هایی از نظر گذراندید؟!


حال هرکسی زمانی خوب می شود که تلاش کند حال همسایه دیوار به دیوارش خوب باشد!

حال هرکس به خوبی حال فامیل و مردم شهر بستگی دارد!

ما وقتی حالمان خوب می شود که سایه جنگ از سر مردم یمن برداشته شود!

حالمان زمانی خوب می شود که مردم سوریه در رفاه و آسایش باشند!

حالمان زمانی خوب می شود که دشمنان از شکست دادن ما نا امید شوند!

زمانی نا امید می شوند که بازار کالای ایرانی پر رونق باشد!

کارگر ایرانی از صبح تا غروب در کارخانه مشغول باشد!

همسرش منتظر دست پر شوهر خسته از کار روزانه به خانه بیاید!

تا همگی باهم پایان یک روز خوب را زیر سقف مهربانی وامید جشن بگیرند!

پس تلاش کنیم که حال همه خوب باشد !

کی می خواهیم به سفارش معصومین عمل کنیم؟!

فرموده اند : هرآرزوی خوبی برای خود داری برای دیگران هم بخواه!

 

سیزده بدر واقعی

خانه تکانی اعتقادی

چهارشنبه سوزی یا خودکشی و دیگر کشی

 اگر بتوانیم این فرهنگ خرافی را که در چهار شنبه پایانی هر سال به بخش سلامت جامعه آسیب میزند که طبق آمار 16 میلیارد تومن فقط هزینه آتش زدن و پرتاب کردن ترقه و نارنجک بوده را با فرهنگ سازی و راه اندازی کمپین به یک کار شادی آفرین مثبت تبدیل نماییم بهترین جهاد در فضای مجازی خواهد بود.

 که متاسفانه به یک روز ختم نمی شود از یک ماه مانده به اتمام سال شروع می شود وبعد از سال نو هم تا پایان تعطیلات ادامه دارد.

وهرچند رسانه در این زمینه فرهنگ سازی می کند ،البته در هفته آخر منتهی به چهار شنبه که فایده ای ندارد ،در حالیکه باید در طول سال در برنامه کودک و نوجوان برنامه ربزی کند تا اثر گزار باشد.

باید مدارس ، منابر در طی سال در باره اثرات مخرب ای شادی سخن بگویند.

 

فرا رسیدن عید نوروز، مستلزم اموری است که هر یک، بیان حکمی مناسب را می‌طلبد. نکاتی را در این زمینه یادآور می‌شویم:

▪ نکته اول، خرید و فروش پول نو:

یکی از امور رایج در آستانه فرا رسیدن اعیاد و به‌خصوص عید نوروز، خرید و فروش پول نو است، مثلاً شخصی صدهزار تومان پول نو را به صدوبیست هزار تومان یا کمتر و بیشتر می‌خرد. آیا این معامله صحیح است؟

پاسخ این است که معاوضه مزبور صحیح است و اشکالی بر آن مترتب نیست؛ مشروط به این‌که معاوضه نقد به نقد صورت پذیرفته و نسیه یا پیش فروش در بین نباشد. علت این است که در معاوضه مزبور، «ربا» محقق نشده است. این‌که ربای قرضی نیست، زیرا فرض بر این است که قرضی صورت نگرفته و مبادله به‌طور نقد به نقد انجام شده؛ و اما این‌که ربای معاوضی نیست، زیرا ربای معاوضی در همه موارد حرام نیست، بلکه در چیزهای وزن کردنی و پیمانه‌ای حرام می‌باشد. بنابراین در چیزهای شمارشی مانند پول و امثال آن، کم یا زیاد بودن یک‌طرف اشکال ندارد. (توضيح‌المسایل محشی، امام خمينى قدس‌سره /2/840‌)

ادامه »

فاطمه سلام الله علیها عشق خدا

میلاد فرخنده وبا سعادت اسوه دو عالم صدیقه طاهره حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
و هفته بزرگ داشت مقام زن و روز مادر را به همه مادران و همسران دلسوز شیعیان دتیا تبریک و تهنیت عرض می کنم.
در صفحه ای از دفتر تاریخ روز 20جمادی الثانی آسمان و زمین باهرآنچه که دارند سجده می کنند بر دختر بهشتی.
درشهر پیمبر درآن خانه عشق بانوی پاک مکه می آورد به دنیا یک حوری ازحور ان بهشت. درآن شب تاریک خورشید در خانه محمد صلی الله علیه و آله طلوع کرد.
خدا کوثر نازل کرد و آمد به قرآن سوره ای این چنین( انا اعطیناک الکوثر فصل لربک وا نحر ان شانک هو الابتر) و زمین را سراسر القاب این نوزاد نورانی با این اسم ها طاهره و صدیقه و طوبی و کوثر و… فرا گرفت.
آمد از آسمان نور نبی و یار وصال علی
آمده بر قرآن خدا دختری فرشته بال و آسمانی
زمین دامن گستردتاکه بروید گل قرآن خدا
ابرها سخت در آغوش کشیدند آب دریا ها تا که آب دهند گل های زمین را
این فاطمه بنت پیمبر والاست آنقدر که زبان از گفتش عاجز و گوش برشنیدنش تشنه است. پس من ناتوان ازگفتنش عاجزم.
*( بانو حلالم کن)*
به امید مطلبی دیگر
تولیدی : زهرانعمت الهی

مادر مهتاب

در تقويم رسمى كشور، روز ۱۳ جمادى‏الثانى، روز تكريم مادران و همسران شهدا نام گرفته و علت اين نامگذارى اين است كه «ام ‏البنين» همسر حضرت اميرالمومنين(ع) و مادر حضرت ابوالفضل العباس در چنين روزى روى در نقاب خاك پيچيد و از اين جهان كوچيد و در جوار رحمت حضرت حق آرميد.

تكريم مادرانى كه به نداى پير و مراد خود، معمار كبير انقلاب اسلامى حضرت امام خمينى(ره) لبيك گفته و زينب گونه در حماسه هشت سال دفاع مقدس با تشويق همسران و فرزندان برومند خود آن‏ها را براى حضور در جبهه‏ها آماده و آن‏ها را تشويق مى‏كردند.

اگر ايثار و شهامت، شجاعت، صبر و استقامت اين شيرزنان ايران‏زمين نبود، خدا مى‏دانست چه بر سر نهال نو پاى انقلاب مى‏آمد. اين دلاورزنان بودند كه فرزندان جوان و نوجوان خود را براى خط مقدم جبهه آماده مى‏كردند و براى دفاع از ولايت، سينه سپر مى‏كردند تا يك وجب از خاك مقدس اين سرزمين در دست دشمن تا دندان مسلح نيفتد و امروز نيز در حماسه دفاع از حرم و حريم ولايت حضور دارند.

راستى چه روز مباركى را روز تكريم از اين شيرزنان و دلاورزنان تاريخ در تقويم ناميده‏اند، روز وفات زنى كه پسران خود را سينه‏ چاك برادر و مقتداى خود ساخت.پسران‏ ام‏ البنين به امر مادر و با رغبت و اشتياق هرچه تمام‏تر، به‏عنوان محافظان و حاميان برادر و امام خود، رهسپار مكه شدند.

ام‏البنين كه در اين زمان منتظر واكنش و دستور امام زمان خود، نسبت به اين اتفاقات بود، پيوسته در جريان اخبار مدينه و واكنش امام قرار مى‏گرفت. هنگامى كه امام قصد مكه كرد، پسران خويش را جهت همراهى و محافظت كردن از امام حسين(ع) و اهل بيت او، به همراه ايشان به مكه فرستاد و خود چونان مردى، سرپرستى تنها عروس و نوه خود در مدينه را به اميد برگشتن امام و يارانش از مكه، به‏عهده گرفت. ام‏البنين مادر حضرت ابوالفضل، در مدينه بود كه به او خبر دادند در حادثه كربلا هر چهار پسرت شهيد شدند. اين زن بزرگوار به قبرستان بقيع مى‏آمد و براى فرزندان خودش نوحه‏سرايى مى‏كرد. نوشته‏اند نوحه‏سرايى اين زن آن‏قدر دردناك بود كه هر كس مى‏آمد، گريه مى‏كرد. او در نوحه‏سرايى‏اش گاهى همه فرزندانش و گاهى ارشد آن‏ها را كه عباس‏بن على(ع) بود، ياد مى‏كرد. حضرت ابوالفضل، هم از نظر سنى و هم از نظر كمالات روحى و جسمى، ارشد فرزندانش بود. در تقويم رسمى كشور، روز ۱۳ جمادى‏الثانى، روز تكريم مادران و همسران شهدا نام گرفته و علت اين نامگذارى اين است كه «ام‏البنين» همسر حضرت اميرالمومنين(ع) و مادر حضرت ابوالفضل العباس در چنين روزى روى در نقاب خاك پيچيد و از اين جهان كوچيد و در جوار رحمت حضرت حق آرميد.

تكريم مادرانى كه به نداى پير و مراد خود، معمار كبير انقلاب اسلامى حضرت امام خمينى(ره) لبيك گفته و زينب گونه در حماسه هشت سال دفاع مقدس با تشويق همسران و فرزندان برومند خود آن‏ها را براى حضور در جبهه‏ها آماده و آن‏ها را تشويق مى‏كردند.

اگر ايثار و شهامت، شجاعت، صبر و استقامت اين شيرزنان ايران‏ زمين نبود، خدا مى‏دانست چه بر سر نهال نو پاى انقلاب مى ‏آمد. اين دلاورزنان بودند كه فرزندان جوان و نوجوان خود را براى خط مقدم جبهه آماده مى‏كردند و براى دفاع از ولايت، سينه سپر مى‏كردند تا يك وجب از خاك مقدس اين سرزمين در دست دشمن تا دندان مسلح نيفتد و امروز نيز در حماسه دفاع از حرم و حريم ولايت حضور دارند.

راستى چه روز مباركى را روز تكريم از اين شيرزنان و دلاورزنان تاريخ در تقويم ناميده‏اند، روز وفات زنى كه پسران خود را سينه‏چاك برادر و مقتداى خود ساخت.پسران‏ ام‏البنين به امر مادر و با رغبت و اشتياق هرچه تمام‏تر، به‏عنوان محافظان و حاميان برادر و امام خود، رهسپار مكه شدند.

ام‏ البنين كه در اين زمان منتظر واكنش و دستور امام زمان خود، نسبت به اين اتفاقات بود، پيوسته در جريان اخبار مدينه و واكنش امام قرار مى‏گرفت. هنگامى كه امام قصد مكه كرد، پسران خويش را جهت همراهى و محافظت كردن از امام حسين(ع) و اهل بيت او، به همراه ايشان به مكه فرستاد و خود چونان مردى، سرپرستى تنها عروس و نوه خود در مدينه را به اميد برگشتن امام و يارانش از مكه، به‏عهده گرفت. ام‏البنين مادر حضرت ابوالفضل، در مدينه بود كه به او خبر دادند در حادثه كربلا هر چهار پسرت شهيد شدند. اين زن بزرگوار به قبرستان بقيع مى‏آمد و براى فرزندان خودش نوحه‏ سرايى مى‏كرد. نوشته‏ اند نوحه‏ سرايى اين زن آن‏قدر دردناك بود كه هر كس مى‏آمد، گريه مى‏كرد. او در نوحه‏ سرايى‏ اش گاهى همه فرزندانش و گاهى ارشد آن‏ها را كه عباس‏بن على(ع) بود، ياد مى‏كرد. حضرت ابوالفضل، هم از نظر سنى و هم از نظر كمالات روحى و جسمى، ارشد فرزندانش بود.

چرا چادر گرو رفت

 چادر فاطمه برات عبور از صراط

چرا حضرت علی علیه السلام عبای خود را گرو نگذاشت؟
چرا لباس حضرت زهرا سلام الله علیهاگرو نگذاشت؟

اولا: که قرار بوده شخصیت حضرت زهراسلام الله علیها را با چادرش  که  نماد حیا و عفت است، معرفی کند

دوم:لباس یک زن که باید در حجاب باشد و از دید نامحرمان مخفی باشد نباید آشکار شود.

سوم:لباس بیرون یک زن باید کاملا عاری از جذابیت جنسی باشد.

یک بار حضرت علی علیه السلام مقداری جو از یک یهودی به وام گرفت، یهودی در گرو وام چیزی طلبید، علی علی علیه السلام چادری پشمین متعلق به فاطمه سلام الله علیهارا نزد یهودی به گرو نهاد.


یهودی آن را در اطاقی گذاشت و چون شب شد زن او برای کاری به آن اطاق وارد شد و مشاهده کرد نوری در آنجا می درخشد که همه اطاق، از آن روشن است. نزد شوهر خود بازگشت و خبر داد که در آن اطاق نوری بزرگ و درخشان دیده است، یهودی از گفتار زنش شگفت زده شد و فراموش کرده بود که در آن اطاق چادر فاطمه سلام الله علیهااست.

با شتاب برخاست و به آن اطاق آمد و مشاهده کرد نور چادر حضرت زهرا سلام الله علیها است که از هر سو پرتو افکن است، چنان که گویی ماه درخشانی از نزدیک می تابد! تعجب کرد و بیش از پیش در محل چادر خیره شد و دریافت که آن نور از چادر فاطمه سلام الله علیها است.

از خانه بیرون آمد و نزد وابستگانش شتافت و زنش نیز وابستگان خود را خبر کرد و حدود هشتاد تن از یهودیان گرد آمدند و این موضوع را مشاهده کردند و همه به دین اسلام در آمدند.»#

#بحار، ج 43، ص 40

 

دلیل از احادیث
هنگامی که همگان در محشر جمع می شوند،در این هنگام منادی پروردگار به خلائق که از اولین تا آخرین آنان بر صراط گرد آمده‌اند، ندا‌می دهد:

«یَا أَیُّهَا الْمُحِبُّونَ لِفَاطِمَةَ تَعَلَّقُوا بِأَهْدَابِ مِرْطِ فَاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ»#
ای دوست‌داران فاطمه! به رشته‌های چادر او در آویزید.
با این فرمان، جمع کثیری از آفریدگان که در شمار محبِّین حضرت زهرا سلام الله علیها هستند، با تمسّک به رشته‌های چادر آن حضرت، داخل بهشت می‌شوند.
بر اساس این روایت نورانی، در روز قیامت حضرت فاطمه سلام الله علیها چادری دارند که رشته‌های مختلف دارد و بهشتی‌ها باید هرکدامشان به یکی از این رشته‌ها چنگ بزنند و به بهشت بروند.
چادر یا پوشش حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها در این روایت، کنایه از شخصیت آن بانوی گرامی در قیامت است. اساساً قرآن کریم چادر را نشانه شخصیت زنان می‌داند.
#تفسیرالإمام ‏العسكری، ج 432

 

چالش زن معاصر غافل از فاطمه سلام الله علیها

چالش زن معاصر

زن معاصر گرفتار حیرت و سرگردانی شده است.
از زندگی لذت نمی برد، از جسم خودش ناراضی است،از همسرش رضایت ندارد ،از فرزندانش راضی نیست.


اگر رضایت داشت، دائما در حال تغییر نبود.امروزه بیشترین هزینه را زنان دارند. برای تغییر بینی، سینه، شکم، پوست صورت، لب ها، موی سر، ابرو،گونه ها ، اگر راضی بوداین همه طلاق وجود نداشت.
….یه نگاهی به فضای مجازی بیندازید متوجه می شوید که کاملا مطابق فضای واقعی شده و منطبق بر هم هستند.
چرا زن در پست ترین وضعیت زندگی می کند؟
چون راه را گم کرده است. چون الگو ندارد، نسخه ندارد، والگویش جابه جا شده است.


خداوند برای شناخت انسان هشت راه قرارداده است و برای بهشتی شدن هم هشت در معرفی کرده است.
و برای جهنمی شدن هم هفت راه قرار داده است و برای جهنم هم هفت در قرار داده است.
اول درهای جهنم را معرفی می کنیم.
حس چشایی، شنوایی، بویایی، حس لامسه، حس بینایی، قوه خیال، توهم.
انسان اگر فقط بخواهد با این ابزار زندگی کند از همین دنیا وارد جهنم شذه است. پس چه کند؟

دقیقا همین ابزار و در ها برای بهشت هم معرفی شده است منتها به اضافه یک ابزار دیگر که نامش عقل است.

ما باعقل ازیک سری خطرات دوری می کنیم. مثل خطر آتش، … اما بعضی از خطرات را خودمان متوجه نمی شویم ،بلکه بوسیله عقلا به ما گفته می شود، مانند

کمر بند ایمنی، وسایل گازسوز،کسی که ماشین را ساخته می داند که با سرعتی که ماشین حرکت می کند،اگر ترمز کند سرنشین با همان سرعت به جلو پرتاب می شود لذا برایش کمر بند ایمنی را توصیه می کند .


در زندگی بشر یک اعمالی وجود دارد که انجام دادن و یا ندادن آن باعث خسران انسان می شود که خالق انسان از او آگاه هست.

با عقل متصل به وحی باید از این  هفت درگاه مراقبت کرد وگر نه گرفتار همان بلایی می شویم که زنهای جامعه شده اند!


برای آسایش و سعادت بشر علاوه بر عقل باطنی ، عقل ظاهری را هم برایش آفریده است. عقل ظاهری عبارت است از پیامبران و معصومین.


یکی از عقول ظاهری وجود مقدس زهرای مرضیه سلام الله علیها است.
که لحظه به لحظه زندگی او برای تمامی بشر تا قیامت هدایت و راهنما می باشد.
از جزئی ترین نکته های زندگی گرفته تا موضوعات کلان جامعه وجهانی شدن درس دارد.


وقتی با همسرش سخن می گوید، چه گونه خطاب می کند؟ علی جان جانم به فدایت.
وقتی کودکش را تربیت می کند، در پاسخ او که مادر جان شما از شب تا صبح برای دیگران دعا کردی، می فرماید اول جار ثم الدار اول همسایه ها.
در اقتصاد به کمترین مصرف قانع می شود.
در اجتهاد پاسخگوی سوالات و شبهات مردم است.
در عبادت در آن سن کم اثر عبادت در اعضای او نمایان است.


در اجتماع فعال است، در جنگ های رسول خدا اطاق جنگ تشکیل می دهد و کارهایی که زنان در پشت جبهه می توانند انجام دهند فرماندهی می کند.
در دفاع از ولایت چندین راه را برای روشن شدن اذهان جامعه انجام می دهد


در تمامی عرصه ها حجاب را در کمال احسن حفظ می کند و در نهایت به شهادت می رسد.

 

فاطمه سلام الله علیهاسیاست مدار تاریخ

زهرا در اوج سیاست:

مشى سياسى حضرت فاطمه سلام الله علیهامشى اعتراض، بى ‏اعتنائى، عدم تأييد دستگاه رهبرى،

مشى به محاكمه و استيضاح كشاندن رهبر و خليفه موجود امت،

مشى مظلوميت و سرانجام كه فرياد به جائى نرسد، گريستن است،

آن‏ هم نه براى عقده دل خالى كردن بلكه براى بيدار كردن و هشيار ساختن اذهان به سوئى كه در آن‏جا حقى را زنده دفن كرده‏ اند.


مشى سياسى فاطمه سلام الله علیها مشيى آگاهانه، توأم با بينش و بصيرت،

انديشيده و حساب‏شده، انتخابى و گزينش‏ شده و مبتنى بر ايمان و عقيده است،

هدف آن سعادت انسان ها و نجات از بردگى‏ ها و ذلت ‏ها و تضمين و فراهم آوردن مبادى ارزش ‏هاى معقول در جامعه است.

او مى‏خواهد جامعه ‏اى بسازد كه در آن انسان ها زندگى كنند نه چون بره تسليم و بی‏رأى و بى‏ محتوا.


و آنچه در اين‏ راه از شأن و سياست او به‏ دور است، حيله‏ گرى، فريبكارى، وعده‏ هاى تو خالى در دل،

تحميق در استحمار مردم، گندم‏ نماى جو فروش بودن است. 

اين سره و خالص بودن بدان خاطر است كه سياست فاطمه سلام الله علیها از اسلام مايه مى‏ گيرد و در اسلام حيله و نيرنگ نيست،

بر سر مردم كلاه گذاردن نيست، با خلق خدا حُقه‏ بازى كردن وجود ندارد،

بايد راست و مستقيم به پيش رفت، چه مردم بپذيرند و چه نپذيرند.

سياست نان را به نرخ روز خوردن سياست نامردمى است و شأن اسلام ازآن پاك و مطهر است.


او در اين سياست كه الهى است، راست و با استقامت به پيش مى‏ رود و در آن باكى از كتك خوردن، بدن خود را به رنج افكندن ندارد.

او درس جرأت وشهامت را از پدر خود گرفته و در مكتب و خانه على علیه السلام و در سايه همگامى با او آن‏ را تقويت نموده است.

براى او هدف الهى مهم است و در دفاع از هدف بايد ايستاد.

زهرا مظلومه زندگی می کند

 زهرا مظلوه سیاست مدار

الف. تهديد غاصبان خلافت به نفرين‏

پس از رحلت رسول اكرم صلی الله علیه و آله هنگامى كه حضرت على علیه السلام در حال غسل و كفن و دفن پيامبرصلی الله علیه و آله بود، بعضى از بازيگران سياسى با مسموم كردن جوّ، در «سقيفه بنى ساعده» خلافت را غصب كردند و خليفه ‏اى را بر خلاف حديث غدير خم و خط ‏مشى پيامبر صلی الله علیه و آله و رسالت الهى انتخاب نمودند. عده ‏اى از بازيگران سياسى براى مشروعيت بخشيدن به خليفه وقت و مقبوليت خلافت غصب‏ شده و بر حق نشان دادن آن و سرپوش گذاردن بر مسير انحرافى، بيعت گرفتن از خليفه ذى‏ حق را عَلَم كردند و براى بيعت گرفتن از حضرت على علیه السلام به در خانه فاطمه سلام الله علیها آمدند، ولى با امتناع حضرت فاطمه سلام الله علیها در گشودن در مواجه شدند. به‏ همين ‏دليل، دَرِ خانه او را به آتش كشيدند، فاطمه سلام الله علیها را مورد هجوم قرار دادند و او از شدت درد بى‏هوش شد و فرزند خود را سقط كرد. آنان حضرت على علیه السلام را براى بيعت گرفتن با خليفه وقت به مسجد بردند. زمانى كه حضرت فاطمه سلام الله علیها به هوش آمد، سراغ امام بر حق، على علیه السلام را گرفت.

وقتى متوجه شد كه او را به مسجد برده ‏اند، بلافاصله دست فرزندان خردسالش حسن و حسين عليهماالسلام را گرفت و به مسجد رفت. هنوز مردم عوام جامعه و مهاجران و انصار برخوردهاى باكرامت و بزرگوارانه پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله با فاطمه زهراسلام الله علیهاو سخنان پيامبر را نسبت به دخت گرامى‏اش از ياد نبرده بودند و احترام و تكريم خود را نسبت به فاطمه زهراسلام الله علیها در باطن ضمير خويش در نظر داشتند. وقتى كه فاطمه زهراسلام الله علیها به مسجد رفت و غاصبان خلافت را تهديد كرد كه اكنون خدا را به يارى مى‏ طلبم، با تهديد او، غاصبان خلافت تا حدى جا خالى كردند و از بيعت گرفتن با حضرت على علیه السلام دست برداشتند و در اين مبارزه، فاطمه زهراسلام الله علیها با پيروزى به خانه برگشت.

ب. مبارزه منفى (گريه كردن)
در مرحله ديگر، فاطمه زهرا(س) تاكتيك «گريه» را انتخاب كرد و به‏ عنوان يك حربه سياسى از آن بهره برد.


ج. تبديل تهديد به فرصت‏
حربه سياسى ديگر، سخنرانى با تكيه بر غصب «فدك» بود كه به ‏دنبال غصب آن توسط خليفه وقت،


د. جلب ياور و حمايت سياسى‏
حضرت فاطمه(س) همچون سياست‏مدارى قهرمان، به تكليف و رسالت الهى خويش عمل مى ‏كرد و براى روشن ساختن افكار عمومى از انحراف مسير امامت، چهل شبانه‏روز دست حسن و حسين عليهماالسلام را مى‏گرفت و سوار بر مركبى مى ‏شد و همراه با حضرت على(ع) به درِ خانه مهاجر و انصار مى‏رفت تا آن‏ها را نسبت به غفلتى كه دچار آن شده‏اند و انحراف موجود، بيدار سازد و غافلان و راحت‏طلبان را هوشيار سازد. ف
ه. اعتصاب سخن (سكوت سياسى)
در مسير دفاع از حريم ولايت و امامت، فاطمه زهرا(س) شيوه مبارزاتى ديگرى را با سكوت خود آغاز كرد و آن «اعتصاب سخن» با حاكمان وقت بود. صديقه طاهره(س) شيوه‏اى سياسى را آغاز كرد كه تداوم‏دهنده تاكتيك‏ها و شيوه‏هاى مبارزاتى قبلى آن‏حضرت بود. تمامى اين شيوه‏ها در راستاى يكديگر معنا مى‏دهند.


ز. وصيت‏نامه سياسى‏
تاكتيك كوبنده ديگرى كه صديقه طاهره(س) اتخاذ كرد و ضربه سهمگينى بر حكومت وقت وارد آورد، وصيت‏نامه سياسى آن‏حضرت است؛ وصيت‏نامه‏اى كه براى بيدار ساختن افكار خفته و توجه افكار عمومى و عدم بهره‏بردارى حاكمان سياسى وقت از مراسم سوگوارى و دفن آن‏حضرت نگاشته شد.

ح. مقابله با توطئه ترور شخصيت على علیه السلام و دفاع از ولايت‏

گاه از مجاهدت ‏هاى على علیه السلام در لحظه‏ هاى سرنوشت‏ ساز جنگ‏هاى صدر اسلام ياد مى‏ كرد و رشادت‏ ها و جانبازى‏ ها و دلاورى‏ هاى مولى را به ‏خاطر مردم مى‏ آورد و مى ‏فرمود: «هرگاه آتش جنگ را برافروختند، خدا آن‏را خاموش كرد يا هرگاه شاخ شيطان سر برآورد يا اژدهايى از مشركين دهان باز كرد، (رسول خداصلی الله علیه وآله، برادرش (على ‏بن ابى‏طالب علیه السلام را در كام (اژدها و شعله فتنه‏ ها) افكند، و على علیه السلام هم بازنمى ‏گشت مگر آن‏كه گردن سركشان را پايمال شجاعت خود سازد و آتش آنان را با (آب) شمشيرش خاموش كند.»

ط. اعتراض به مردمان ساكت و خاموش‏
از نگاه فاطمه عليها السلام اگر اصحاب متساهل، كاهلى را كنار نهاده و به‏ طور جدى در برابر انحراف‏ ها ايستادگى‏ می ‏كردند، مشكلات برطرف مى‏ شد و امور طبق روال صحيح جريان مى‏ يافت؛ لذا يكبار در ميان احتجاجات خود عليه خليفه به ‏خاطر غصب فدك، رو به انصار كرد و فرمود: «اى گروه نقباء و بازوان ملت و حافظان اسلام! اين چشم پوشى در مورد حق من و اين سهل‏ انگارى از دادخواهى من براى چيست؟

دل زهرای مظلومه خون شد

زهرا جان مظلومه

با خودمان چه می کنیم؟

انحراف و تغییر ارزش‌ها آنقدر آرام اتفاق می‌افتد که کمتر کسی متوجّه آن می شود. وقتی به خودمان می آییم، می‌بینیم خیلی چیزها را از دست داده‌ایم و از راه دور افتاده‌ایم..

مخاطبم فقط عدّه ای خاص است: آقایان مذهبی نما و خانم‌های چادری نما! آنهایی که اوّلین نکته در صفحات مجازی تان متن های بلند بالا در مورد حیا و عفّت و عشق به چادر و شهدای غریب سوریه است؛

آنهایی که از هر چهار تا پستشان، یک عکس رهبر است و ادّعای ولایت مداری شان تمام صفحه را پر کرده است.

آنهایی که متن نوشته‌اند در غربت حضرت زهرا سلام الله علیها و افتخار کرده است به اینکه امانت‌دار عفّت ایشان هستند؛ امّا برای تصویر همان پست، زنانگی‌ محض دست‌ها و صورت‌هایی است که به امید تعریف و تمجید مذهبی نماها قاب شده اند!

با این وضع شیعه هستیم؟!

هنوز هم باید دل زهرای مرضیه خون بشه؟

 

جالب است تعریف و تمجید آنها نسبت به همدیگر:

- به به! چقد انگشتر فیروزه به دست شما می آید!

- چقدر با چادر خانم تر هستید. کاش همه‌ی چادری ها بصیرت شما را داشتند!

 

کافی است جنسیت زن و مرد در شبکه‌های اجتماعی مشخّص شود تا از همان «التماس دعا» گفتن‌ها و «سلام علیکم» کردن‌ها، پیام‌های خصوصی باریدن بگیرد!

حیا زن و مرد ندارد. به قول صادق آل محمّد علیه السلام: «دین ندارد کسی که حیا ندارد.»

حیا، یعنی آقای مذهبی! عکس‌های خودش را برای تمجید دختران راه به راه بر صفحه‌ اش نگذارد.

 

حیا، یعنی با هر تلنگر و جمله‌ای، باب آشنایی – یا در اصطلاح روشنفکری: «دوستی‌های انسانی و دور از جنسیت»- را باز نکنند؛ چرا که خداوند می فرمایند: «زنان را در پنهانی دوست خود نگیرید.»

حیا، یعنی بدانی که ارتباط پنهانی با نامحرم، رزق معنوی تان را از بین می‌برد و روشنای قلب و چشمتان را خاموش می‌کند. چشم بی نور، راه درست را نمی‌بیند.

حیا، یعنی خانم مؤمن عفیف، آب و غذا خوردن و راه رفتن و مهمانی‌های خصوصی‌اش را علنی نکند و طنّازی هایش را خرج نگاه هر مردی.

 چگونه شرم نمی کنیم؟!

حیا، یعنی حضرت زینب سلام الله علیها. بانویی که شب‌هنگام فقط به زیارت قبر رسول الله(صلی الله علیه و آله) می‌رفتند، امیرمومنان علیه السلام و برادرانشان همراهی‌شان می‌کردند و هنگام رسیدن به مزار مطهّر، چراغ قبر را کم نور می‌کردند تا کسی حتّی هاله‌ای از صورت نازدانه‌ی مولا را نبیند.

 ما خودمان را مسخره کرده ایم!

پیرو کدام مَسلکیم؟

ما شیعه‌ی کدام مذهب و تفکّریم.

هر کسی باید تکلیف خودش را با خودش مشخّص کند.

حدّ وسطی وجود ندارد: یا زینبی هستیم یا یزیدی!

«اَلَم یعلم بّأنَّ اللهَ یَرَی؟

آیا نمی‌دانی که خداوند حتماً تو را می‌بیند؟»

 

برای چه کسی کار می‌کنیم؟ سرباز مولا و اسلامیم یا عمله ی شیطان؟ ما فقط مسئول خودمان نیستیم. مسئول آبرویی که از مذهب می‌بریم هم هستیم. مسئول دیر شدن ظهور مولایمان هم هستیم. مسئول بدبینی مردم به چادری‌ها و یقه آخوندی‌ها.

مسئول خالی شدن پشت نظام و رهبرمان به بهانه‌ی تو زرد بودن مذهبی‌ها.

 

ما شیعه به دنیا آمدیم و شیعه، ماهیتش مسئولیت داشتن است.

 واقعا با این روش که می رویم  به کجا می رسیم؟!

 

بازیگر زن شایسته سیمرغ بلورین

رسانه شایسته تقدیر باید فرهنگ فاطمی داشته باشد

چقدر جای تو خالی است ؟
چقدر در رسانه حضور فرهنگ فاطمی بیرنگ است؟
ای فاطمه جان الان قرین چهل سال است که جوانان پاک با جانشان این کشور را بیمه کردند تا دشمن نگاه کج به شیعیانت نکند.
ولی در ایام شهادتت یک چندتا سخنرانی و روضه خوانی می گذارند و می گذرند.
در حالیکه سزاوار و شایسته بود که فرهنگ فاطمی در تمامی برنامه های صدا و سیما پر رنگ می بود.
وقتی خانم مجری با رنگ و لعاب جذاب در برابر بینندگان حاضر می شود!
این یعنی استفاده ابزاری از زن، آنهم زنی که شیعه می باشد و تمام دنیا او را نظاره می کنند.
خصوصا وقتی که برنامه اختتامیه سیمرغ بلورین و بانوان بازیگری بود که هیچ شباهتی به زن مسلمان نداشتند !
مگر نمی شود فیلم های ما تصویر زندگی با فرهنگ فاطمی باشد؟

چرا نمی شود که زن باشد، بازیگر باشد، نماینده تربیت فاطمی باشد.

نمی دانم تا کی این ناهنجاری ادامه خواهد داشت؟!

چرا اهمیت  شکل و قیافه زن بازیگر از فیلم نامه و تاثیر آن بر بینندگان مهمتر است؟!

خلاصه  حق شما هنوز هم در غربت جاهلیت مدرن مغفول مانده است و تنها کشور شیعه هنوز نتوانسته و یا نخواسته است در نشان دادن الگویی از شما برای مردان و زنان استفاده کند!

خیلی متاسفم و غمگینم دلم می خواهد شب وروز گریه کنم.

 

دوست دار حضرت زهرا

الگوی فاطمی

وقتی که گریه اش را دیدم دلم براش سوخت!
چه سرنوشت بدی را برای خود رقم زده بود.
وتعجبم وقتی بیشتر شد که گفت:چرا خدا این سرنوشت را برایم رقم زد!؟
گفتم: عزیزم وقتی تو با این پوشش وآرایش در کوچه بازار تردد می کنی، مرد زندگیت هم مثل خودت می شود
منتها با طعم خیانت و ارتباط نامشروع ودر نهایت مقتول شدن در خانه معشوقه اشوهر دارش.
گفتم مگر تو برای زندگی الگو نداری؟
حضرت زهرا نمی شناسی؟
مگر اورا قبول نداری؟

مگر سخن او را در باره مرز زن و مرد نشنیده ای؟

فرموده بهترین حالت زن زمانی است که نه نامحرمی او را ببیند  ونه او نامحرمی را ببیند.

این یعنی اینکه یه زن نباید در هنگام حضور در اجتماع  خود را نمایش دهد وجلب توجه کند.

اگر حضرت زهرا سلام الله علیها  امروز زنده بود و در کوچه و بازار ما حضور پیدا می کرد چه پوششی را انتخاب می کرد؟
جوابش مثبت بود، هم او را دوست داشت هم قبول داشت.
گفتم این چه جور دوست داشتنیه که هیچ شباهتی به ایشان نداری.؟
وقتی کسی را دوست داریم تلاش می کنیم یک نشانه ای از دوستی در رفتار داشته باشیم.
مشخص ترین نشانه، چادر و پوشش زن است که در جامعه نماد یک زن دوست دار حضرت زهرا سلام الله علیها است که یک مرد دوست دار حضرت زهرا سلام الله علیها را وا می دارد تا در انتخاب همسر دقت کند که این نشانه را داشته باشد.
و شما با توجه به این دوستی که ادعا می کنی ، علاوه بر اینکه این نشان را نداری ،نشانه زنان شیطانی را داری طبیعتا مردی که علاقمند به این گونه افکار است را به خودجذب کرده ای.

 

 

مظلومه هستی

مظلومه نوشت

جوان تورا چه می شود؟!
چرا نسبت به لطف پرودگارت غافلی؟!
چرا در زندگی سرگردان هستی ، و هیچ چیز تو را راضی نمی کند؟!
هر روز به یک مد لباس و آرایش…گرفتاری؟
مگر چند صباح عمر خواهی کرد؟!
مگر در اندیشه اینده ات نیستی؟!

مگر دنبال لذت نیستی؟!
اگر به زندگی بهشتی فکر می کنی با این روش به بهشت دنیا که نمی رسی هیچ، بهشت آخرت را هم در خواب نخواهی دید!
معمولا جوان کنجکاو و جستجو گر است، کمی فکر کن به وضع حال و آینده ات!
حتما ته فطرتت نقطه های روشنی سوسو می کند، با همین کورسو  هم می توانی شروع کنی راه را پیدا کنی!
خصوصا در این روزها ، که یاد غم های مولا علی و فرزندانش در مدینه دهان به دهان و گوش به گوش همراه نسیم در بقیع می گذرد.
و می دانم که تو هم می خواهی عزادار بانوی دو عالم باشی!
پس بیا در این ایام شهادت نکته هایی را از زندگی حضرت  زهرا سلام الله علیها برداشت کن.
زرنگی کن کنجکاویت را برای هر موضوع مبهمی مصرف نکن؟!
ببین چرا فاطمه شد چرا زهرا شد چرا ام ابیها شد!؟؟؟
برای بهشت دنیات ازش نقشه بخواه!
به پهلوی شکسته اش سوگند، همین که در دلت خطور کند،دستت را می گیرد و راه بهشت دنیا و آخرت را نشانت می دهد!

 

کتابی که شرمنده ام کرد

.ابرهیم فرمانده عارف

وقتی کتاب خاطرات ابراهیم هادی را می خوانی ،رفتار های عجیبی او  را می بینی، کسی که نه عرفان خونده نه تفسیر خونده نه استادی برای سیر و سلوک داشته ،کار هایی که در خاطرات بعضی علما می خواندیم مثل این خاطره.

….داخل اتاق نشسته بودیم. مهمان داشتیم. صدایی از داخل کوچه آمد. ابراهیم سریع از پنجره نگاه کرد.شخصی موتور شوهر خواهر او را برداشته ودر حال فرار بود. بگیرش، دزد،دزد ! بعد هم سریع دوید دم در. یکی از بچه های محل لگدی به موتور زد. دزد با موتور نقش بر زمین شد. تکه آهن روی زمین دست دزد را برید. خون جاری شد. چهره دزد پر از ترس بود و اضطراب. درد می کشید. ابراهیم رسید. موتور را برداشت و روشن کرد: سریع سوار شو! رفتند درمانگاه، با همان موتور. دستش را پانسمان کردند و بعد باهم رفتند مسجد! بعد از نماز کنارش نشست؛ چرا دزدی میکنی؟! آخه پول حرام که… دزد گریه می کرد. بعد به حرف آمد: همه اینها را می دانم. بیکارم. زن و بچه دارم. از شهرستان آمده ام و مجبور شدم. ابراهیم فکری کرد. رفت پیش یکی از نمازگزارها و با او صحبت کرد. خوشحال برگشت و گفت: خداراشکر، شغل مناسبی برایت فراهم شد. از فردا برو سرکار. این پول را هم بگیر، از خدا بخواه کمکت کند. همیشه به دنبال حلال باش. مال حرام زندگی را به آتش می کشد. پول حلال کم هم باشد برکت دارد.

خواندن این رفتار ها شرمنده ام می کند .چه زیبا آرزوی  امام شهدا آرزو می کرد کاش با بسیجیان محشور شود.

کتابی مخوف

شاه فرح مخوف ترین موجود تاریخ

خاطرات من و فرح پهلوی

نویسنده : دلدم – اسکندر

 

به نظر من نسل چهارم انقلاب از زمان شاه و خفقان و فقر بدبختی ملت ایران بی خبر هستند و مصیبت های آن زمان را ندیده اند و نه شنیده اند و این روز ها در فضای مجازی زمان طاغوت را با انقلاب مقایسه می کنند که بسیار ناسپاسی می کنند ، بنده با اینکه یک سوم عمرم در زمان طاغوت طی کردم و بسیاری از مفاسد تا حدی دیده بودم و می شنیدم با این حال وقتی این کتاب را خواندم بسیار اندوهگین شدم و هر وقت ماجراهای کتاب در ذهنم خطور می کند بغض گلویم را می فشارد، که بر ملت ایران چه گذشته است و پست ترین افراد بر مردم حکومت می کردند.


کتاب سه جلدی, حاوی خاطرات نویسنده از سال‌ها فعالیت در عرصه مطبوعات در دوره پهلوی است که طی آن افزون بر شرح فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی خود, اطلاعاتی درباره دربار محمدرضا شاه پهلوی و شخصیت‌های سیاسی و نظامی آن روز به دست می‌دهد,

همچنین تصویری از رویدادهای مهم سیاسی و اجتماعی و نیز مبارزات آن دوره فراهم می‌آورد .حقایق مربوط به ماجرای مقاله موهن به امام خمینی (ره) به امضای احمد رشیدی مطلق, قتل اسرارآمیز مرحوم غلامرضا تختی, مرگ ابتهاج (صاحب کارخانجات گچ و سیمان تهران) در رودخانه هراز, برخی ماجراهای زندگی خصوصی محمدرضا شاه, شاهپور غلامرضا, فرح و اشرف پهلوی از مطالب این مجموعه به شمار می‌آید, ‘داستان یک شهر ‘…, ‘ساواک’, ‘سرلشکر جاسوس’, ‘کاخ سفید سعدآباد’, ‘قهرمان فساد’, ‘ماجراهایی که هرگز گفته نشد.

کتابی پر از حقارت

علم یاداشت شاه پلشتی های شاه

 

یادداشت‌های علم اهمیت تاریخی دارد؛

باید بخوانید تا برایتان روشن شود که چه کسانی و با چه اعتقادی بر مردم مظلوم ایران حاکم بودند.

و علم تنها کسی در حکومت پهلوی بوده که یادداشت‌های خود را به یادگار نهاده است. همچنین وی اغلب اوقات خود را با شاه می‌گذراند؛ چه در سفرهای تفریحی چه سیاسی. نقش وی در تصمیم گیری‌های شاه از اهمیت بسیار ویژه‌ای برخوردار بود. چنان‌که خود او چندین بار نیز به این نکته در یادداشت‌های خود اشاره کرده است.


وقتی خاطرات علم را از شاه و خانواده اش می خواندم، از اینکه ملت ایران چگونه گرفتار انسان های پست و بی شرفی بودند و سرنوشت آنهارا رقم می زدند.. اندوه بزرگی بر قلبم سایه می افکند ، وبزرگی قیام امام خمینی «ره» را برای ریشه کن کردن این غده سرطانی را هنوز هم درک نمی کنیم، افسوس می خورم.


افسوسم از کسانی است که در آن روزگار نبودند و اکنون زیر آسمان آبی همه چیز را مهیا می بینند و ناسپاسی می کنند، و آرزوی زمان شاه را دارند ، البته اینها بی بصیرتانی هستند که تاریخ شبیهشان را در زمان امیرالمومنین برایمان باز گو کرده است

جرعه جرعه کتاب

 پایی که جا ماند نوجوان قهرمان

کتاب پایی که جا ماند 

خاطرات اسارت

سید ناصر حسینی ‍‍‍پور

نوجوان 16 ساله

باید این کتاب ها درس و مشق نوجوانان  باشد تا سبک زندگی و مردانگی را بیاموزند. و نسل جوان از مخاطرات این روزگار که با اعتیاد و ماهواره تباه می شوند آبدیده شده و حفظ شوند.

مدتی بود دنبال کتاب توی کتابخانه می گشتم ولی از کتاب خبری نبود که نبود. و عطش من برای خواندنش لحظه به لحظه بیشتر می شد.

ولی مطمئن بودم که این کتاب را تهیه کرده ام.خیلی خسته شدم هرچه گشتم کمتر پیدا شد.آخرش به  شهدای گمنام  شهرمون متوسل شدم.

از آنوقتی که این شهدا به شهرما آمده اند هر مشکلی ، حاجتی ، گمشده ای داشتم با توسل به شهدا حل  می شد.دوباره به شهدا متوسل شدم که باید این کتاب را بخونم.

براشون شادی روحشون صلوات فرستادم.، همینکه وارد کتابخانه شدم درست کنار در ورودی روی قفسه کتابخانه گذاشته بودند به طوری که عکس روی جلد دیده می شد یعنی کتاب یرعکس بود.در حالیکه بارها اون قفسه خالی را با چشمانم تست کرده بودم!


….در حالی که سرم پایین بود، کنارم نشست، موهایم را گرفت و سرم را بالا آورد؛ چنان به صورتم زل زد، احساس کردم اولین بار است ایرانی می‌بیند. بیشتر نظامیان از همان لحظه اول اسارتم ایستاده بودنداطرافم و نمی‌رفتند. … با تشر یکی از فرماندهان و یا افسران ارشدشان آن جا را ترک می‌کردند. چند نظامی جدید آمدند. یکی از آنها با پوتین به صورتم خاک پاشید. چشمانم پر از خاک شد. دلم می‌خواست دست‌هایم باز بود تا چشم هایم را بمالم. کلمات و جملاتی بین آنها رد و بدل می‌شد که در ذهنم مانده. فحش‌ها و توهین‌هایی که روزهای بعد در العماره و بغداد زیاد شنیدم. یکی‌شان که آدم میان سالی بود گفت: لعنه الله علیکم ایها الایرانیون المجوس. دیگری گفت: الایرانیون اعداء العرب. دیگر افسر عراقی که مودب تر از بقیه به نظر می‌رسید، گفت: لیش اجیت للحرب؟ چرا آمدی جبهه؟ بعد که جوابی از من نشنید، گفت: بکشمت؟ آنها با حرف‌هایی که زدند، خودشان را تخلیه کردند.

نوشیدن کتابی سرشار از غرور

 من زنده ام شجاعت و مقاومت ستودنی

زیباترین کتابی که خواندم
کتاب من زنده ام
خاطرات دوران اسارت
به قلم معصومه آباد
در این روزهای اباحه گری وبدعت چهار شنبه سفید، غفلت و فراموشی از روزهای سخت جنگ و دفاع مقدس ، لازم است که کتاب من زنده ام را بخوانیم و با گوشت و پوستمان روز های سخت را حتی اگر یک دهم آن را احساس کنیم.

مهم است، هرچند شنیدن کی بود مانند دیدن، ولی همان یک دهم را هم اگر بتوانی احساس کنی که یک دختر هفده ساله در اسارت چگونه توانسته تحمل کند و ارزشهای اعتقادی خود را حفظ کند و به آن ببالد .درس آموز سبک زندگی است.


…دندان های مان به پوسیدگی می رفت…به قیس فهماندیم که یک مسواک برای چهار نفرمان لازم است….قیس لطف کرد یک مسواک که از میان جوی آب یا فاضلاب پیدا کرده بود آورد…. برای رفع مشکل هرکسی از موهای خود مسواک درست کرد و حتی از موها به عنوان نخ دندان استفاده می کردیم.

ص299

کتابی که هضم کردم

عصر ظهور علی کورانی کتاب با نشانه های ظهور  از احادیث وروایات

با توجه به فریب خوردگان بسیاری که به علت علاقه شدید نسبت به امام عصر  عج و نداشتن اطلاعات لازم در باره ظهور و نشانه های آن خیلی زود فریب می خورند.

بنابراین این کتاب هم شیرین است هم دقیق است و اطلاعات خوبی میدهد.

کتاب که این هفته خوانده ام
کتاب عصر ظهور نوشته علی کورانی
ترجمه عباس جلالی
نویسنده کتاب ،علامه، استاد علی کورانی ، از علمای مبارز و ادیب و خوش ذوق لبنان است از منطقه« جبل عامل» که علاوه بر سوابق مجاهدت و تلاش چشمگیر در لبنان و عراق و کشور های عربی حوزه خلیج فارس ،نقش فعال و پر ثمر امروز او در ارتباط با قضایای انقلاب اسلامی ایران و عراق و….


ایشان از مدتی پیش به ایران آمده و در قم ساکن گشت، و آثاری متنوع و محققانه تالیف کرد که کتاب عصر ظهور یکی از آن آثار است.
هدف این کتاب ارئه سیمایی از عصر و ز مان امام مهدی و قیام مقدس آن حضرت است که از آیات وروایات استفاده می شود.

راز دفن شبانه

راز دفن شبانه و قبر مخفی چیست؟

لحظه ای درنگ می کنم و به این جمله فکر می نمایم

«واجعل الموت خیر غایب انتظره»

«خدایا! از تو می خواهم مرا منتظر مرگ قرار بدهی آن گونه که در انتظارآمدن بهترین عزیزانم هستم»!

به راستی فاطمه سلام الله علیها دنیا و مرگ را چگونه می بینید؟

من که مثل بقیه مردم  در  جستجوی دنیای بیشتر هستم ، فکرمی کنم با ثروت بیشتر به آرامش می رسم،

اما زهی خیال باطل!دنیا به هیچ کس آرامش نداده است،دنیا(این عروس هزار داماد) دل ها را می فریبد و به هیچ کس وفا نمی کند،

وقتی به آن می رسم، از من جدا می شود، و مرا رها می کند و با دلی پر از حسرت، تنها می مانم!

حضرت فاطمه می خواهد من و تو اهل معرفت شویم، خودمان و دنیا را بشناسیم، اگر بفهیم مسافری هستیم که باید به وطن خود بازگردیم، دیگر اسیر دنیا نمی شویم.

این «یُغَییرُ مابِاَنفُسِهِم »ملت ایران منشا پیروزی شد

ملت ایران با پیروی از ولایت  پیروز شد

تحول درونى ملت؛ منشأ انقلاب اسلامى‏
انقلابى كه در ايران واقع شد، قبل از انقلاب مهم كه كوبنده بود، يك انقلابى در باطن مردم حاصل شد. آن انقلابِ گرايش اقشار ملت به اسلامى (بود) كه تا اين عصر خصوصاً در اين سده‏ هاى آخر به طاق نسيان سپرده شده بود و از اسلام جز يك آداب خشك كه هيچ به حال ديگران ضررى نداشت و هيچ در فكر ملت ها نبودند، همين باقى مانده بود. اين ملت به خواست خداى تبارك و تعالى و با عنايات خاصه او، اول منقلب در معنويات شد، جوان ها از آن حال سابق برگشتند به يك حال اسلامى و فهميدند كه اسلام چه بايد باشد و چه بايد بكند، دنبال او آن انقلاب حاصل شد. اگر آن مسأله حاصل نشده بود، انقلاب اينجا هم مثل يكى از انقلاب هاى ديگرى بود كه حالشان را مى‏ بينيد و ديديد. آن‏ چيزى كه در اينجا حاصل شد و بايد او را جزء معجزات حساب بكنيم، همان انقلاب درونى اين ملت بود. انقلاب درونى اين ملت موجب شد كه اين انقلاب پيدا شد و همان انقلاب درونى آن‏ها و شناخت آن‏ها از اسلام و توجه آن‏ها به خداى تبارك و تعالى موجب شد كه در تمام اين دوره‏اى كه ما در آن هستيم، از اوّلى كه قيام شد و بعد به انقلاب مبدل شد و بعد پيروز شد و تا الآن، روز به روز مى ‏بينيد كه حضور ملت و تعهد ملت رو به افزايش است. اين نه براى انقلاب است؛ براى انقلاب درونى است. ما بايد پيروزى را از انقلاب درونى مردم جستجو كنيم و تا اين معنا حاصل نشود، انقلاب‏ها يك انقلابهاى تحويل قدرت از او به قدرت ديگر است و وضع براى ملت همان جور كه بوده، مى‏ باشد.

(صحيفه امام، ج ۱۹، ص ۴۷۹)

خدایا نعمت انقلاب را بخاطر نا سپاسی بی بصیرتان از ما نگیر

امام خمینی روح خدا مردی برای همه قرون

ضرورت بازخوانى حقايق تاريخ انقلاب اسلامى‏
در آستانه دهه فجر و سى و نهمين سالگرد ورود امام خمينى(ره) به ميهن و پيروزى انقلاب اسلامى، يادآورى خاطرات دوران انقلاب از دو جهت حائز اهميت است:
اوّل - شناخت چهره واقعى رژيم فاسد ستمشاهى كه بيشتر به عمله و نوكرى حلقه به‏گوش مي‏ ماند براى غربى‏ها به‏ ويژه آمريكاى جنايتكار تا جايى‏كه امام خمينى(ره) مى ‏فرمودند: «در ذلت آن روز ملت ايران همين بس كه طبق لايحه كاپيتولاسيون، يك سگ آمريكايى بر شاه ايران شرف داشت و اگر كسى متعرض سگ آمريكايى مى‏ شد بايد محاكمه مى ‏گرديد و اگر يكى از مستشاران آمريكايى به شاه ايران متعرض مى‏ شد، كسى حق دخالت و يا اعتراضى نداشت.» در بيان ذلت و خوارى و بردگى آن ‏روزها متأسفانه كمتر سخن گفته مى‏ شود در حالى‏كه در سطح كشور حدود ۶۰ هزار مستشار آمريكايى جولان مى‏ دادند و براى غارت ثروت ملى ايران از يكديگر سبقت مى‏ گرفتند و از این گذشته براى حضورشان در ايران حق توحش نيز دريافت مى‏ كردند.

در آن دوران تنها سران و عوامل رژيم و وابستگان به شاه از همه ‏چيز برخوردار بودند و توده ملت به‏ دور از كمترين امكاناتى به اميد نجات از خفقان و ظلم و چشيدن طعم آزادى لحظه ‏شمارى مى ‏كردند.
دوم - يادآورى آثار و بركات مادى و معنوى انقلاب اسلامى كه از آن‏جمله است بازگشت عزت به كشور ايران و ملت سلحشور و غيور آن، توأم با استقلال و رهايى از بردگى قدرتهاى ظالم و زورگو و اقتدارى كه اكنون ايران را بر بام عزت جهانى قرار داده است.

در درك واقعيت اين اقتدار همين بس كه ملت ايران در ۴ دهه مبارزه با آمريكا و رژيم صهيونيستى اسرائيل و اذنابشان، بارها و بارها در عرصه‏ هاى مختلف، بينى آن‏ها را به خاك ماليده است و به فضل الهى نصرت جبهه حق را به رخ دنيا كشيده است.

آنچه در اين‏ راستا لازم به يادآورى است، نقل واقعيت هاى تاريخ براى نسل جوان است. نسلى كه بايد افتخار كند به مجاهدات و مبارزات پدران و پيشينيان خود چراكه اين روزها يكى از اهداف دشمنان ملت ايران، تحريف تاريخ انقلاب و وارونه جلوه دادن آن است.

پ ن

متاسفانه مدت 10 سالی می شود  که هر وقت سوار تاکسی  وماشین های عمومی می شوم ، از دهان راننده ویا مسافران بی بصیرت سخنانی را می شنوم که قلبم درد می گیرد. «زمان شاه همه چیز ارزون بود با یک ریال باغ می خریدند! پرسیدم شما چند تا باغ یک ریالی خریدید؟ مردک ساکت شد چون همان یک ریال را هم نداشت!» و راننده ای هذیان می گفت که سنش به قبل از انقلاب نمی رسید: می گفت این موشک ها که سپاه ادعای ساختن آنها را دارد ،شاه خودش از آمریکا خریده بود و در انبار هایش برای ملت مخفی کرده بود!! اکنون هم فضای مجازی پر از مزخرفات سلطنت طلبان شده که اختلاس ها و حقوق نجومی بگیران در میان مسئولین را بهانه می کنند و انقلاب را با زمان شاه مقایسه می کنند! واین رفتار ها برای جوانان بی خبر از آن دروه سم مهلکی می باشد، باید نخبگان فکری به حال فضای فرهنگی جامعه بکنند.

22 بهمن روز خوش پیروزی

دهه مبارک فجر
دهه فجر از 12 تا 22 بهمن ماه،روز هایی ماندگار و فراموش ناشدنی در تاریخ ملت بزرگ ماست،روز های پیروزی انقلاب اسلامی است،انقلابی که رساترین فریاد تاریخ،یعنی امام امت،آن را رهبری کردوبه فرجام رساند و برای حفظ آن با تمام وجود تلاش کرد.انقلابی که مبتنی بر بینش عمیق توحیدی و الهام گرفته از انقلاب سرخ عاشورای حسینی بود،که در آن عده ای قلیل با اعتقادی وسیع و راسخ،نیرو های کفر و باطل را شکست دادند و چشم قدرتمندان را خیره ساختند.
دهه فجر،فرصت بازنگری در ارزش ها و آرمانهاست:وقتی که امام آمد،ستم رفت، شاه رفت و پلیدی و تباهی و سیاهی رخت بر بست. وقتی که امام آمد، لاله ها سر از خاک برآوردند و فرشی برای گام های پر صلابت او شدند.
وقتی که امام آمد، آزادی به خانهها برگشت، ما استقلال خویش را باز یافتیم و جمهوری اسلامی با دست مبارک او بنیادنهاده شد.
پیروزی انقلاب اسلامی ایران،بدون شک معجزه ای الهی بود که به دست معجزه گر مردی از سلاله پاک رسول خداصلی الله علیه و آله به انجام رسید و چشم امید مظلومان و مستضعفان جهان را به خود خیره ساخت.تاثیر سریع انقلاب اسلامی در منطقه وبرآشفتن شعله خشم مردم مسلمان و غیر مسلمان در بسیاری از کشورهای تحت سلطه استعمار گواه روشنی بر اینمدعاست: زیرا در کمتر مقطعی از تاریخ، شاهد پیروزی و تاثیرگذاری قاطع مردم بر حکومت فاسد بوده ایم.
مهم ترین و اساسی ترین عامل پیروزی انقلاب اسلامی ،قیام مردم برای خدا بود و این نکته اساسی برای غربی ها و افراد سیاسی مادی گرا که پیوسته به دنبال داشتن رفاه بیشتر هستند، قابل درک نبود.حضرت امام(ره) پیش از آنکه مردم را به انقلاب برضد طاغوت وادارد، انقلابی در درون دل هایشان آغاز کرد.بنابراین انقلاب اسلامی ایران، انقلابی بود بر ضد تمام ارزش های به ارث مانده از دوران ستم شاهی: انقلابی بود در روش ها، منش ها، سنت های جاهلی.
کبری تقی زاده

آقای رئیس جمهور مواظب حرف زدنت باش

 

گمراهی رئیس جمهور

قابل توجه افرادی که این روز ها سخنان گمراه کننده ای را برزبان می آورند که نقد کردن امام عصر را مجاز می شمارند، گوینده گمراه گردن خود را برای شمشیر امام عصر آماده کرده است.
امام صادق
قائم در جریان نبرد خود با مسائلی روبرو خواهد شد که رسول خدا با آن مواجه نشده است .چون زمانی که پیامبر مبعوث گردید ، آنان سنگ و چوب تراشیده (بت)می پرستیدند. اما در زمان حضرت قائم، مردم بر او می شورند و کتاب خدا را برای آن حضرت تاویل وتفسیر می کنند و به همین جهت با او می جنگند. بحار ج 52 ص 363
ومی بینیم که چگونه فرمانروایان و علماء سوء و درباری آنان ، آیات خدا را در رابطه با دشمنی با حکومت زمینه سازان ظهور حضرت مهدی تاویل وتفسیر نمودند و به مبارزه برخاستند.
به گفته برخی روایات،حمله شدید حضرت مهدی شامل منافقین، کسانی که در پوشش اسلام خود را مخفی نگه می دارند و چه بسا بعضی از آنان خود را دربین اطرافیان آن حضرت جا زده باشند نیز ، می شود.کتاب عصر ظهور علی کورانی ص 203
امام صادق علیه السلام
زمانیکه آن مرد بالای سر قائم می ایستد و او را امر و نهی می کند، حضرت می گوید او را برگردانید پس اورا بر می گردانند، آنگاه حضرت امر به زدن گردن او می نماید و در شرق و غرب جهان چیزی باقی نمی ماند مگر این که از آن بزرگوار ترس و وحشت بدل دارد بحار ج 52 ص 355
در روایت آمده که آن حضرت هفتاد نفر از علما ء ودانشمندان سوءرا که عامل گمراهی و فتنه و آشوب و اختلاف در میان شیعه هستند بقتل می رساند، 1بحار ج52 ص115

مشکلات قیام ایرانیان

منکر معروف زشتی خوبی گناه ثواب

هشت مانع بزرگ امر به معروف و نهی از منکر
1-مشخص نبودن معیار های معروف و منکر در حوزه های پژوهشی و آموزش
2-معرف? نشدن مصداق های مهم و معروف و منکر،در میادین اطلاع رسانی و تبلیغی
3- معروف شدن منکر و بی ارزشی معروف نزذ برخی زوشن فکر نمایان
4-نداشتن برنامه ریزی جدی برای مبارزه با منکر در سطح عالی تصمیم گیری.
5- بی اعتقادی بعضی کار گزاران به حاکمیت دین در جامعه.
6- نفوذ نفاق در ارکان نظام.
7- عدم فتوای روشن نسبت به بعضی منکرات اجتماعی
8- مصلحت اندیشی بعضی مسئولان و بیم خارجی

«در علائم ظهور می خوانیم که درفش یمنی ها هذایت بخش تر است از درفش ایرانیان ، در حالیکه بسیاری از از وزیران حضرت ایرانی هستند و کشته های یشان شهید نامیده می شوند.

دلیل هدایت بخش تر بودن یمنی ها به چند نکته مربوط  می شود.یک آنها در اداره کشورشان از افراد مخلصی برخوردار هستند و دوم اینکه آنها نسبت به خیانت کارا نشان سختگیر هستن و این رفتار شان به حکومت حضرت مهدی شبیه تر است سوم اینکه از بین الملل و سیاست خارجی تبعیت نمی کنند. ولی ایرانیان برخلاف آنها در اداره کشور بسیار ملاحظه سیاست بین الملل را  رعایت می کنند وخیانات کاران را در ملاعام مجازات که نمی کنند بماند دوباره بر سر کار می آورند.

در حالیکه در منشور امام علی علیه السلام به مالک اشتر  در خصوص صفات حضرت مهدی عجل آمده است که « نسبت به کارگزارن و کارمندنان خود سختگیر  و نسبت به بینوایان مهربان است.»

منبع کتاب عصر ظهور

 

 

نواب و تقاضای اعزام بسیجیان برای کمک به فلسطین

مردی که نواب بود شهید

نواب وتلاش براى اعزام نيرو به فلسطين‏
هنگامى كه جنگ در فلسطين بين اعراب و يهود به خطرناك‏ترين مراحل خود رسيده بود و اخبار دل‏خراشى از وضعيت مسلمانان آن ديار به گوش مى‏ رسيد، با تلاش فراوان نواب صفوى و ياران فداكارش، قريب پنج هزار نفر براى اعزام به فلسطين نام‏نويسى كردند و اعلاميه‏اى با اين مضمون ازطرف فداييان اسلام صادر شد: هو العزيز، نصر من الله و فتح قريب. خون‏هاى پاك فداييان رشيد اسلام در حمايت از برادران مسلمان فلسطين مى‏ جوشد. پنج هزار نفر از فداييان رشيد اسلام عازم كمك به برادران فلسطينى هستند و با كمال شتاب از دولت ايران اجازه حركت سريع به‏ سوى فلسطين را مى‏ خواهند و منتظر پاسخ سريع دولت مى‏ باشند. از طرف فداييان اسلام.

سيد مجتبى نواب صفوى.

بازهم حسن روحانی دل دشمن را شاد کرد

دوستی با دشمنان نتیه اش سقوط

چرا حرمت شکنی!؟ تا کی حرمت شکنی !؟ تا کی به سخنان دشمن شاد کن!؟وقتی مقام ولایت امام خامنه ای فرمود : باید امر به معروف و نهی ازمنکر در جامعه باب شود.گفتی ما مردم را بزور نمی توانیم به بهشت ببریم! وحالا هم که حرف های دهن کجانی که گفتند می توان امام حسین راهم استیضاح کرد ،نشخوار می کنی!؟

ما در کشور  معصوم نداریم، همه مسوولان قابل نقد هستند حتی امام دوازدهم!” جناب #روحانی! می‌توان از امام معصوم سوال کرد می‌توان نقد کرد، می‌توان هم متلک گفت، می‌توان نظر خود را با جنگ روانی و هوچی‌گری نیز به امام تحمیل کرد، و حتی می‌توان پشت او را در میدان جنگ خالی کرد!

آری! خیلی کارها می‌توان کرد، خود امام با آن که معصوم از گناه و اشتباه است هم این قدر کریم و بزرگوار هست که اجازه نقد و اعتراض بدهد و حتی دعوت کند که تاریکی شب را غنیمت بدانید و از یاری امام دست برداید و جان و زندگی خود را حفظ کنید؛ حتی می‌توانید مثل یاران سست عنصر امام حسن علیه السلام ایشان را مذل‌المؤمنین بخوانید یا مثل یاران کج فهم امام علی علیه السلام ایشان را به اسم نقد، مطالبه، تعامل، صلح یا اصلاح، مجبور به پذیرش حکمیت یا صلح یا پذیرش قطعنامه کنید و حتی به قول برخی منحرفان، در نقد خدا هم راهپیمایی کنید! ولیکن اینها ارزش نیست هر چند ممکن است؛ ارزش این است که بفهمیم امام جامعه از ما چه می‌خواهد حتی اگر آن را به زبان نیاورد؛ هنر آن است که مثل سلمان فارسی پاجاپای امام خود بگذاریم و اگر جایی مثلاً در جنگ خندق مشورت خواستند هم مودبانه مشورت دهیم ولی تابع محض نظر او باشیم و نه این که با اعتراض، جنگ‌روانی، پروپاگاندا، متلک، تعلل و تمرد در برابر او، کرامت امام را بهانه‌ای برای بی‌ادبی، حرمت‌شکنی و تحمیل‌گری بدانیم و این زشتِ ممکن را شیوه‌ی مطلوب بخوانیم و در نهایت هم مثل صفّینی‌ها امام را مقصر تحمیل گریها و حرف‌نشنیدن های خود بشناسیم! هنر آن است که اجرای منویات امام جامعه را بسترسازی کنیم نه این که در مسیر آن سنگ بیندازیم و مانع بتراشیم و با ژست روشنفکری، این‌ها را نقد سازنده، گشایش و اصلاح بنامیم!
پ ن:
آقای روحانی اون عمامه اشتباهی بالای سرتونه البته این عمامه روی سر ابوموسی اشعری هم بود!

نواب مردی بزرگ وعالمی نستوه

نواب معلم رهبری در انقلاب

شهيد نواب صفوى، هيچ‏گاه فريضه امر به معروف و نهى از منكر را فراموش نمى‏ كرد. او حتى در ملاقات‏ هايش با بزرگان و احيانا پادشاهان، از فرصت استفاده مى‏ كرد و آنان را اندرز مى‏ داد. گويند: پس از به پايان رسيدن كنگره بزرگ اسلاميِ فلسطين در سال ۱۳۵۰ ق، ملك حسين پادشاه اردن از اعضاي كنگره دعوت مي كند تا ساعتي با آن‏ها باشد. شهيد نواب صفوى كه از كارنامه دست‏نشانده اجانب آگاهى داشت، با هيبتى شكوهمند بر وى وارد شده، مى‏گويد: «من هرگز با هيچ پادشاهى ملاقات ننموده‏ام، اما چون تو سيّد هستى و از فرزندان رسول خدايى، براى نصيحتت آمدم. اى پسر عمو، اگر كاشتن گندم بر پشت بام خانه‏ ها، رفع احتياج از بيگانه مى‏ كند بهتر است به آن كار اقدام كنى؛ نه اين‏كه دست گدايى به‏سوى دشمنان اسلام دراز كنى… تو بايد از فلسطين دفاع كنى.»

این مردم همیشه پشتیبان ولایت بوده اند

بسیج مردم منتظر ولایت

 نقش مردم و امام خمينى(ره) در فرارشاه‏
بدون ترديد مردم ايران و امام خمينى، نقش تعيين ‏كننده وبى‏ بديلى هم در فرار شاه از ايران (در ۲۶ دى ۱۳۵۷) و هم جلوگيرى از بازگشت دوباره او به كشور ايفا كردند. هنگامى كه شاه از ايران خارج شد، شواهد و دلايل فراوانى وجود داشت كه نشان مى‏داد، انقلاب اسلامى ايران در آينده ‏اى نه‏ چندان طولانى پيروز شده و حاميان داخلى و به‏ ويژه خارجى شاه و مجموعه نظام شاهنشاهى پهلوى به‏ رغم تمام تلاشهاى پيشگيرانه پيدا و پنهانى كه مى‏ كردند، قادر به نجات آن از سقوط نهايى نخواهند شد. در آن برهه حساس و سرنوشت‏ ساز، علاوه بر ايستادگى و مقاومت فزاينده مردم كشور در برابر واپسين تلاشهاى حكومت و حاميان خارجى آن، انقلاب ايران از رهبري هاى هوشمندانه، دليرانه و بس قاطعانه و آشتى‏ ناپذير امام خمينى برخوردار بود، كه به حد كمال، تمام تحولات و رخدادهاى انقلاب ملت ايران را دنبال كرده و هدايت مى‏نمود و در راستاى پيشبرد اهداف آن مواضع صريح، روشنگرانه اتخاذ كرده و تصميمات دقيق  مى‏ گرفت؛ اعتقاد و اعتماد، اطاعت و پيروى قاطبه انقلابيون از فرامين و ديدگاه هاى سياسى و اجتماعى رهبرى، علاوه بر اين‏ كه، حركت انقلاب را در چارچوب اهداف تعيين‏ شده هدايت‏ كرد، تلاشهاى حاميان و عوامل داخلى حكومت و نيز توطئه‏ ها و طرحهاى كشورهاى خارجى را براى مهار انقلاب و يافتن راهكارهايى براى نجات شاه از سقوط حتمى و بازگردانيدن دوباره او به كشور عقيم مى‏ گذاشت. بايد به ياد داشته باشيم كه به‏ ويژه آمريكاييان و هم پيمانان انگليسى آن‏ها تا هنگام سقوط قطعى و نهايى نظام شاهنشاهى پهلوى هم به‏ دنبال يافتن راهى براى بازگرداندن دوباره شاه به قدرت بودند. در اين ميان هيأت حاكمه آمريكا نظير آنچه در سال ۱۳۳۲ اتفاق افتاد، از مدتها قبل از خروج شاه از كشور تا روزها پس از پيروزى انقلاب اسلامى ملت ايران، هنوز طرحهايى براى به راه ‏انداختن كودتايى نظامى در ايران بود! كه البته هوشيارى، ايستادگى و مقاومت همدلانه و نزديك رهبرى و قاطبه ملت ايران تمام آن توطئه‏ ها را، ناكام گذاشت.

منبع گزارش فرهنگی

کشتی نفت کشی که قراربود نان سفره مردم شود

کشتی نفت کش کالای چینی تولیذ ملی

نفتکش ایرانی در دریای چین با کشتی چینی تصادف دچار حریق شد، سی دونفر از خدمه و ساکنین کشتی در آتش سوختند تا تمام سوخت کشتی دود شود و به دریا وارد نشود.
و چون در محدوده دریای چین بود ،ایران حق خاموش کردن نداشت و این وظیفه چین بود که برای خاموش کردن حریق اقدام کند.
ولی اقدام نکرد چرا؟! چون برای حفظ طبیعت زیستی دریایش اهمیت قائل بود و نمی خواست نفت روی کشتی به دریا نشت کند و ماهیها نابود شوند و یا فراری شوند.
و ما ملتی غافل از کالای تولید ملی استفاده نمی کنیم ، و منتظر فروش نفتی هستیم تا از کالا های خارجی که بیشتر چینی هستند استفاده کنیم، و به همین راحتی به کفاری که جان انسان در میان آتش گرفتار شده برایش ارزشی ندارد بلکه شکم مردمش مهم است کمک کنیم .
اگر ما یک دهم چینیها به سفره کارگران هم وطنمان اهمیت می دادیم اکنون وضع اقتصادمان جور دیگر بود!

ایرانیها گرسنه هستند

تولید ملی اربعین لذت سختی

یه روز به فرزندش که خیلی بهانه گیری می کرد، که این چه زندگییه که ما داریم و غذامون تکراری و لباسمون تا پاره نشه باید ازش استفاده کنیم، گفت:  همسایه را که می شناسی هم پولشون زیاده هم حاضرند که یه نفر را به عنوان نوکری و کلفتی استخدام کنند و در ازای کارش بهش هم غذای غیر تکراری و هم لبلاس متنوع بدهند. خب حالا تصمیم با خودته حاضری این عزتی که در خونه خودمونه و آبگوشت و املت وسیب زمینی و لباسی که تمیز و اتو شده دست های مادرت هست را با اون چیز ها که گفتم عوض کنی؟!
چند لحظه ای فکر کرد گفت : نه من یه لحظه هم نمی تونم سر سفره دیگری غذا بخورم و لباسی که دیگران بدهند استفاده کنم.
حالا بعضی از مردم هم گرفتار تنوع طلبی شده اند! خب اگر تا زمانی که لباس تمیز و قابل استفاده است لزومی به تهیه لباس جدید نیست که دنبال خرید باشیم و از پس قیمت آن بر نیاییم و ناچار جنس خارجی ارزان بخریم و جیب کفار را پر کنیم و کارگر خودمان از کارخانه اخراج شود و فرزندش گرسنه بماند تو مقصری.
و از همین باب است تمامی ابزار زندگی را می توان از داخل استفاده کرد که گاهی هم ممکن است مشکلاتی داشته باشد که تحمل مشکل بهتر است از رفتن زیر بار منت دشمنان. که هم از ما ارتزاق کنند و هم علیه ما دشمنی کنند و هم تحقیر کنند که ایرانیها گرسنه هستند.
اگر مردم اسراف نکنند ،اسراف مصادیق بسیاری دارد ،بعضی را با دور ریختن و بعضی را با زیاد خریدن و بعضی را با از رده خارج کردن و گرفتار مد شدن انجام ندهیم ، همه خواهند دید که ثروتمند هستند. ما حتی حاضر نیستیم از فضای مجازی تولیدی ایرانی استفاده کنیم و هم مرگ بر اسرائیل می گوییم هم با استفاده از تلگرام و اینستا گرام به آنها کمک مالی می کنیم و دشمنانمان را با مطلع کردن  ازنقاط ضعف و قوت خودمان آگاه می کنیم. و توقع داریم که کیسه اعمالمان لبریز از ثواب باشد.

ما هر روز آرزوی شهادت می کنیم  که، کاش این جمعه بیاید،ولی  شتاب زده به دشمن یاری می رسانیم و ظهور را به تعویق می اندازیم! این تذهبون به کجا چنین شتابان
دیگر لازم نمی شود که ما را تحریم کنند ، چون همه چیز را خواهیم داشت.

درسی که امروز از 19 دی می گیریم

امروز 19 دی امام خامنه ای خمینی

ملت همان امت است رهبر جانشین همان امام خمینی (ره)

9دی همان انگیزه ای است که 19 دی ماه سال 56 جرقه آن زده شد. جرقه آنروز را شاه ملعون روشن کرد و دودمان خود را بر باد داد، و9 دی را هم جرقه اش را آمریکا و اذناب داخلیش روشن کردند و ان شاءالله دودمانشان برچیده خواهد شد.

مقام معظم رهبری(مدظله‏ العالی):
درس ۱۹ دى ۵۷؛ شناخت دشمن و روش دشمنى + مقابله به‏ هنگام با هر وسيله ممكن‏
 ۱۹ دى؛ سرآغاز حضور خونين مردم‏
نوزدهم دى، سرآغاز حضور خونين مردم عزيز ما در صحنه‏ هاى نهضت خونبار اسلامى است.(۱۹/۱۰/۱۳۷۰) در چنين روزى بود كه مردم قم، اولين حركت بزرگ مردمى بر ضد دستگاه فاسد و وابسته و ضد دين را به ‏راه انداختند و براى دفاع از امام بزرگوار(ره)، در مقابل وابستگان به استكبار، سينه خود را سپر ساختند و جمعى از بهترين جوانان آنان در راه خدا شهيد شدند و اين سرآغازى بود براى حركت عظيم ملت ايران.(۱۸/۱۰/۱۳۷۶)

هاشمی رفسنجانی از تخت بروی تخته

هاشمی رفسنجانی جوادی آملی

اولا این تعریف حضرت عالی  از ایشان درست مثل تعریف آقای هاشمی از سید حسن خمینی که بسیار مبالغه آمیز اورا علامه نامید ،ازز آن روز سرنوشت علامه ها هم تغییر کرد.

اما ایشان در باره اسکی بازی ایشان در روز تاسوعا (تاسوعایی که حتی اقلیت های مذهبی هم در چنین روزی حرمت نگه می دارند) در سد لتیان  واستفاده از بیت المال از هلیکوپتر  برای گردشگری و فرار از شایعه زلزله  در تهران  هیچ نفرمودند و همچنین اسفاده از استخر مخصوص فرح پهلوی  هیچ نفرمودند که در کدام بخش شخصیت ایشان قرار دارد که ایشان  از تخت بروری تخته رفت تغییر نکرد ! ایشان همیشه روی تخت بوده یا تخت ریاست جمهوری یا تخت ریاست تشخیص مصلحت نظام ! سوال ما از آیت الله جوادی این است آیا این گونه عالمان را برای ما به عنوان الگو معرفی می نمایند! یعنی اخلاق متعالی این است!؟ بقیه تغییرات آقای رفسنجانی بماند. چرا آیت الله جوادی چنین تغیراتی را ندیده و یا نشنیده و نخوانده است؟!  وقتی عالمان مشهور ما روز تاسوعا را چنین پاس بدارند، با توجه به این کریمه ،الناس علی دین ملوکهم» آیا از یه جوان رشد کرده در این دوره که علمای مطرح روزگار ما خاطرات سخیف خودرا با افتخار نشر می دهند غیر ازاین توقعی هست؟!


ولی یک درس از امام راحل خمینی کبیر آموختیم «میزان حال فعلی افراد است»

 به حضرت شعیب خطاب آمد: صد هزار نفر گرفتار بلا می شوند اما شصت هزار نفرشان به علت آن که گناه کردن و نافرمانی دیگران را می دیدند اما نمی گفتند و تذکر نمی دادند که گناه نکنید؛ بنابراین، در اثر گناه عذاب الهی بر همه نازل می شود و تر و خشک با هم می سوزند.

یعنی زمانه ای شده که که منکر ات  انجام شده توسط بزرگان مورد تشویق بزرگان قرار می گیرد!

بخشی از پیام آیت الله جوادی آملی در باره آیت الله رفسنجانی

در بخش‌هاي پاياني سورة مباركه بقره ذات اقدس اله مي‌فرمايد آنان‌كه براي رضاي خدا انفاق مي‌كنند، ثوابي دارند. مستحضريد، كه يك فقيه از اين آيه‌اي كه تلاوت مي‌شود، وجوب زكات يا استحباب صدقات را استفاده مي‌كند، اين يك استنباط فقهي است. اما يك خليق، يك متخلق، يك فنّان اخلاقي، از يك جمله به تعبير زيبا و رسايي كه در اين آيه هست، بهرة اخلاقي ببرد. «مَثَلُ الَّذينَ يُنْفِقُونَ أمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللهِ وَ تَثْبيتاً مِنْ أَنْفُسِهِم‏». در اين آيه مي‌فرمايد، كساني كه در راه خدا انفاق مي‌كنند، براي رضاي خدا انفاق مي‌كنند، اجري و پاداشي دارند كه در ذيل آيه است. قربت آنها و قصد آنها الهي است، آن هم در جمله دوم و سوم همين آيه است.
اما اثر انفاق، يك وقت كسي انفاق بكند «قربة إلى الله»، يك وقت انفاق بكند براي اينكه جامعه را از فقر برهاند، همة اينها فضيلت است و ثواب هم دارد. اما كسي كه انفاق مي‌كند و مي‌خواهد موقعيت خودش را تثبيت كند، يعني همانند سلسله جبال البرز بشود، كه نه تنها نلغزد و نلرزد، بلكه يك كُره‌اي را ثابت كند. تعبير نمكين، لطيف، خليق و اخلاقي قرآن كريم اين است: «مَثَلُ الَّذينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللهِ وَ تَثْبيتاً مِنْ أَنْفُسِهِم‏». اين «تثبيتاً» برهان اخلاقي است. يعني كسي كه انفاق علمي، مالي، آبرو، جاه، حكومت و هرچه هست را در راه خدا بكند، تا موقعيت خودش را تثبيت كند، بايد مثل كوه باشد، كه نلرزد و نلغزد و زمين را حفظ بكند. اين‌كه در قرآن كريم آمده ما سلسله جبال را رآسي قرار داديم. اينكه در بيان نوراني امير بيان آمده: «و وتّد بالصخور ميدان أرضه» «ميدان» يعني نوسان و اضطراب. خداوند با اين سنگ‌هاي بزرگ و كوه‌ها جلوي اضطراب زمين را گرفته است. 1. اين كوه‌ها ثابتند؛ 2. زمين را نگه‌ مي‌دارند؛ 3. خاصيت راسيه دارند. اين كريمه مي‌گويد، مردان الهي با انفاق خود را تثبيت مي‌كنند، نمي‌لرزند، نمي‌لغزند، گله نمي‌كنند، آشفته نمي‌شوند و جامعه را آشفته نمي‌كنند، و نمي‌گذارند جامعه‌اي بلرزد، بلغزد و متشدّد و آشفته شود.
آيت الله هاشمي رفسنجاني ـ رضوان الله تعالي عليه ـ اين‌چنين بود و نمونه‌اش در پيش‌گاه شما مورخان، عبرت‌شناسان و سياست‌شناسانِ روز است. ملاحظه كرديد كه او از تخت به تخته كشانده شده و هيچ تكان نخورد. معلوم مي‌شود آن وقتي كه روي تخت بود، آيت الله هاشمي رفسنجاني بود و آن وقتي كه روي تخته آمد، آيت الله هاشمي رفسنجاني بود. معلوم مي‌شود آنچه بيرون از جان اين مرد بزرگ بود، در جان او اثر نگذاشت، و اين معناي اخلاق است. و لانعني بالاخلاق إلا همين جمله قرآن كريم كه فرمود: « مَثَلُ الَّذينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللهِ وَ تَثْبيتاً مِنْ أَنْفُسِهِم‏». 

 

 

 

قصه پر غصه امروز کشورم از کجا شروع شد

دشمن شناسی بیتعهدی
غفلت و ناسپاسى‏
غفلت به‏ عنوان مهم‏ترين عامل مانع رشد و پيشرفت، اگرچه دامنه ‏اى گسترده دارد ، غفلت از دشمن و شگردها و تاكتيك هاى جديد آن است. در اهميت و ضرورت توجه به غفلت همين بس كه، بيشترين چيزى كه در كلام امام خمينى(ره) و خلف صالح وى امام خامنه‏ اى(مدظله‏ العالى) از ابتداء انقلاب تاكنون مطرح بوده و نسبت به آن هشدار داده شده است، همين موضوع مى‏ باشد ،

اولاً اصلى ‏ترين خروجى و محصول پليد غفلت ‏ها، فتنه‏ هايى است كه ممكن است قوام و انسجام يك امت و يا جامعه را با چالش جدى مواجه سازد.
ثانياً غفلت اگرچه براى همه اقشار و آحاد مردم خطرناك و آسيب و آفتى است جدى اما اين بزرگان و خواص و نخبگان جامعه به‏ ويژه مسؤولان و مديران بخشهاى مختلف هستند كه بيشتر در معرض چنين آسيبى قرار داشته و در صورت آلودگى به آن ممكن است زمينه چالش ها و آفت هاى غيرقابل جبرانى را فراهم نمايند.
در باب غفلت حداقل دو دسته عامل همواره بايد مورد توجه خاص و عام به‏ ويژه مسؤولان نظام قرار داشته باشد: دسته اول، عوامل زمينه ‏ساز   غفلت و دسته دوم، آثار سوء غفلت مى‏ باشد.
كافى است نيم‏ نگاهى به فرمايشات حضرت امير(عليه‏السلام)  داشته باشيم، البته از فحواى كلام حضرتش اين‏ گونه مى‏ توان فهميد كه مخاطب اصلى اين‏ دست هشدارها، كارگزاران حكومتى و مديران جامعه هستند كه البته با غفلت‏ زدگى اينان، جامعه و مردم دچار چالش و مشكل می‏ شود و چه‏ بسا فتنه‏ زده و ناامن مى ‏گردد.
جامعه ‏اى پويا و امن و رو به رشد و پيشرفت خواهد بود كه مديرانش با داشتن تعهد و تخصص لازم خود را همواره خادم دلسوز و بى‏ منت مردم دانسته و در مقام عمل نيز با پرهيز از هرگونه غفلت، ضمن رصد توطئه‏ هاى دشمنان و بستن مجارى نفوذ بدخواهان، بر سرمايه‏ هاى اجتماعى به‏ ويژه اعتماد و اطمينان مردم بي فزايند و بدين سان مهم‏ترين مولفه عزت و وحدت و انسجام ملى را در جامعه نهادينه سازند. در اين مجال چند نمونه از عوامل بروز و ظهور غفلت از منظر امام على(عليه‏السلام) را به اميد بيدارى خواب‏رفتگان تشنه قدرت و ثروت و سياست‏ زدگان انقلابى‏ نما يادآور مى‏ شويم:

۱. دست‏كم گرفتن دشمن
«لَا تَسْتَصْغِرَنَّ عَدُوّاً وَ إِنْ ضَعُف‏»(غررالحكم، ص ۶۳۰)؛ هرگز دشمن را دست‏كم نگير و كوچك مشمار ولو اين‏كه به‏ واقع ضعيف و كوچك باشد.
«مَنْ نَامَ عَنْ عَدُوِّهِ أَنْبَهَتْهُ الْمَكَايِد»؛ كسى‏كه از دشمن غافل بشود، بداند كه حيله و مكر و كيد دشمن او را بيدار مى‏كند (و چه‏ بسا دير باشد.)
۲. خوش‏بينى و خوش‏خيالى در برابر دشمنان
امام(عليه ‏السلام) خطاب به مالك اشتر: «وَ لَكِنِ الْحَذَرَ كُلَّ الْحَذَرِ مِنْ عَدُوِّكَ بَعْدَ صُلْحِهِ فَإِنَّ الْعَدُوَّ رُبَّمَا قَارَبَ لِيَتَغَفَّلَ فَخُذْ بِالْحَزْمِ وَ اتَّهِمْ فِي ذَلِكَ حُسْنَ الظَّن‏»(نامه ۵۳)؛ بعد از حتى صلح با خصم بدان ممكن است دشمن به تو نزديك بشود تا تو را غافل سازد بنابراين دورانديشى پيشه كن و خوش‏بينى را متهم ساز.
۳. اعتماد به دشمن‏
«لَا تَأْمَنْ عَدُوّاً وَ إِنْ شَكَر»؛ از مكر و حيلت دشمن در ايمن مباش هرچند از تو تشكر كند (و به تو روى خوشى نشان بدهد.)
۴. بى‏ مسؤوليتى و بى ‏تعهدى‏
«مَنْ نَامَ لَمْ يُنَمْ عَنْه‏»؛ كسى‏كه بخوابد (خواب غفلت) بايد بداند دشمنش هوشيار و بيدار است.
۵. سهل‏انگارى و بى ‏برنامگى‏
«تُكَادُونَ وَ لَا تَكِيدُون‏…»؛ دشمن طرحهاى مكارانه دارد ولى شما هيچ…
«لَا يُنَامُ عَنْكُمْ وَ أَنْتُمْ فِي غَفْلَةٍ سَاهُون‏»(خطبه ۳۴)؛ دشمن براى حمله به شما خواب ندارد ولى شما در خواب غفلت و بى‏خبرى هستيد.
اين‏ها نمونه‏ هايى از عوامل زمينه‏ ساز غفلت بود كه چه ‏بسا آسيب هايى همچون فتنه را دامن مى ‏زند، بنابراين اگر مديران و خواص با درك واقعيت هاى جامعه به‏ ويژه مشكلات و گرفتاريهاى مردم، صادقانه و دلسوزانه و با نگاهى ملى نه شخصى و جناحى، عرصه خدمت به مردم به‏ ويژه طبقات ضعيف را عبادتى براى خويش باور داشته باشند، قطعاً دشمنان با هر حربه و يا تاكتيك و نقشه‏ اى بخواهند به گلوگاه‏ هاى تصميم ‏ساز و تصميم‏ گير، نفوذ و يا جامعه را با ناامني هاى مختلف و فتنه‏ هاى مرموز مواجه سازند، هرگز موفق نخواهند شد.

بدحجابی یعنی اضطراب...

 بد حجاب، بی عفتیريا، بی حیای،

به شهادت تاریخ در واقعه کشف حجاب و مقدمه حذف عفت، این زنان غیور بودن که تا پای جان مقاومت کردند.بدين‏ سان از فرداي آن روز، بر سر كردن چادر در خيابان‏هاي تهران ممنوع شد و دولت و ساير دستگاه هاي اجرائي در كشور موظف گرديدند براي پيشبرد اين طرح در ولايات مختلف بكوشند. به همين منظور از اقدامات تبليغاتي و انتظامي در حد وسيعي بهره‏ گيري شد و حتي مسؤولين در بسياري از موارد، كاربرد قوه قهريه را نيز در اولويت قرار دادند.
آموزگاران و دختران دانش‏ آموز از داشتن حجاب ممنوع شدند و افسران ارتش با زناني كه حجاب داشتند راه نمي‏رفتند. در اتوبوس زنان با حجاب را راه نمي‏دادند و در معابر پاسبان‏ ها از اهانت و كتك زدن به زن‏هايي كه چادر داشتند با نهايت بي‏ پروايي و بي‏رحمي فروگذار نمي‏كردند. حتي بعضي از مأموران به‏ خصوص در شهرها و دهات، زن‏هايي را كه پارچه روي سر انداخته بودند، اگرچه چادر معمولي نبود از سر آن‏ها كشيده و پاره پاره مي‏كردند و اگر زن فرار مي‏كرد او را تا توي خانه‏ اش تعقيب مي‏كردند و به اين هم اكتفا نكرده اتاق زن‏ها و صندوق لباس آن‏ها را تفتيش كرده، اگر چادر از هر قبيل مي‏ديدند پاره پاره مي‏كردند يا به غنيمت مي‏بردند.
اقدامات خشونت‏آميز بر ضد زنان با حجاب‏
اعمال محدوديت بر ضد زنان با حجاب در آغاز و پس از آن، استفاده از شيوه‏ هاي سركوب‏گرانه پليسي، . در همين زمان، برخي از مغازه‏ دارها نيز هم‏گام با شهرباني، در اعمال محدوديت‏ها شركت و با چسباندن اطلاعيه‏ هايي بر در مغازه خود بدين‏ مضمون كه: «به چادري‏ها جنس نمي‏فروشيم»، با مأموران همكاري مي‏كردند. پس از مدتي به مأموران دستور داده شد خشونت بيشتري به خرج دهند.
بر اساس گزارش‏ هاي شاهدان عيني، پليس در گوشه خيابان‏ ها مي‏ايستاد و زنان چادري را زير نظر مي‏گرفت و چادر از سر آن‏ها برمي‏داشت و پاره مي‏كرد، به‏ گونه ‏اي‏ كه جوي‏ هاي آب كنار برخي از خيابان‏ها، از چادر انباشته شده بود.

لعنت بر پهلوی و آتا تورک  که بنیان گذار بی حجابی شدند.

 

فساد،تبعیض،غربزدگی در ارکان دولت جرقه نارضایتی

رهبری اقتصاد بیکاری قاچاق فرهنگ 

حوادث اخير ثابت كرد كه هشدارهاى دلسوزان نظام به‏ ويژه امام خامنه ‏اى(مدظله ‏العالى) اگر در گذشته شنيده مى‏ شد و مورد توجه قرار مى ‏گرفت، چه‏ بسا چنين اتفاقاتى را اكنون شاهد نبوديم؛ از آن‏جمله است:
- عدم اعتماد به غرب به‏ ويژه شيطان بزرگ آمريكا
- عدم اعتماد به رژيم ‏هاى وابسته منطقه به‏ ويژه آل‏سعود
- حقانيت راهبرد اقتصاد مقاومتى‏
- توجه به صنايع و توليدات داخلى و مبارزه با قاچاق‏
- حقانيت جبهه مقاومت و دفاع از حرم اهل بيت‏
- ضرورت مبارزه با فساد و تبعيض و رانت در ابعاد مختلف آن‏
- مراقبت از روزنه‏ هاى نفوذ
- ضرورت نظارت دقيق و نافذ بر گلوگاه‏ هاى تصميم‏ ساز و تصميم‏ گير
- اولويت دادن به حل معضلاتى همچون بيكارى و فقر
- توجه به آسيبهاى اجتماعى و ضرورت اقداماتى مؤثر و جهادى در كنترل و رفع آنها
- حفظ روحيه انقلابى و تقويت عناصر انقلابى جامعه‏
- پرهيز از سياست ‏زدگى و كشمكش هاى سياسى و جناحى‏
- اهميت رصد و كنترل بيشتر فضاى مجازى‏
- ضرورت ايجاد شبكه ملى اطلاعات و فاصله گرفتن از شبكه‏ هاى مرموز وارداتى‏
-رسیدگی به مجرمان اقتصادی
-جلوگیری از ادامه کار مجرمان در برنامه های دولت
-جلوگیری از فعالیت اقتصادی فامیل وبرادران و آقازادگان منصوب به مسئولین-

-جلوگیری از رشد اشرافی گری مسئولین

-مبارزه با امر به معروف ونهی از منکر

لپ بصیرت

 

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مردم آذربایجان شرقی:
۲۸ / بهمن / ۱۳۹۴
مردم در انتخابات درست عکس خواست دشمن عمل کنند

1.هوشمندی
عمر، یک کالانیست که که بشود با آن شوخی کرد، هر لحظه اش کیمیایی است که اگر از دست برود، قابل برگشت نیست. پس صرف آن در هر کاری باید با بینش روشن و آگاهی کامل باشد.
2.شناخت حق از باطل
بدون شناخت راه صحیح از راه نادرست، گام برداشتن انسان در ظلمات خواهد بود. انسان ها بدون ارتباط با وحی و پیروی از فرستادگان خداوند، در بسیاری از امور زندگی نمی توانند راه درست را از نادرست تشخیص دهند. پس دو معیار داریم: عقل و دیگری وحی و سیره انبیا و اوصیا.
امام علیه السلام فرمودند: «اعرف الحق ثم تعرف اهله»حق را بشناس، سپس اهلش را با محک بزن.نهج البلاغه کلمات قصار
3. اندیشیدن با بصیرت و عبرت گرفتن
بصیرت است که به ما می فهماند انجام چه چیزی لازم است و چه چیزی مفسده دارد.امام علی علیه السلام فرمودند:«نظر البصیر لا تجدی اذا عمیت البصیره...» «آن که بصیرتش را از دست بدهد، نگاه چشمش نیز نادرست است.»
4. شناخت دشمنان
شناخت دوست و دشمن در سرنوشت و سعادت و شقاوت انسان ها بسیار کار ساز است. البته تنها شناخت کفایت نمی کند، بلکه علاوه بر شناخت، آگاهی از اهداف و روش های فریب دشمن، مقابله همه جانبه و ایستادگی و مقاومت تا ناکامی آنان بر هر فرد و ملتی لازم است.
یکی از مهم ترین مشکلات در عصر حاضر این است که افراد کورکورانه تحت تاثیر تبلیغات مسموم رسانه های جهانی قرار می گیرند و بدون آن که بیندیشند سرنوشت آنان به کجا می انجامد، ایده ها و الگوهای دشمنان انسانیت را سبک زندگی خود قرار می دهند. جهالت مدرن با رسانه های مجازی و ماهواره ها و اجرای برنامه های گسترده شیطانی بر سر مردم جهان سایه افکنده و اغلب آنها را در طلسم خود گرفتار کرده است.

 

گرگ پیر

مقدمه:

روزولت: ما در این مورد که آیا نقش بزرگی در جهان به عهده بگیریم یا نه، حق انتخاب نداریم این نقش به وسیله سرنوشت و سیر حوادث بر ما مقدر شده است ما مجبوریم چنین نقشی را برعهده بگیریم، تنها تصمیمی که در این زمینه می توانیم بگیریم این است که آیا می خواهیم این نقش را به خوبی ایفا کنیم یا با سستی.


اهمیت و ضرورت بحث 
در خبرها آمد که در دیدار جمعی از نظامی ها با مقام معظم رهبری در تاریخ بیستم فروردین ماه سال1385 معظم له بر شناخت نقاط قوت و ضعف خود و دشمن تاکید فرمودند. نکته مهم دیگر مورد تاکید ایشان توجه دادن به معنویت و کار جدی در این زمینه بود.

یکی در خصوص بررسی نقاط قوت و ضعف دو اصل اساسی مطرح است؛یکی شناخت نقاط قوت و ضعف درونی نظام جمهوری اسلامی برای مواجهه با بیرون و دیگری شناخت فرصتها و چالش ها و تهدیدات بیرونی.
راهبرد مورد نظر نیز با توجه به این اهداف شکل گیرد؛نخست کاهش نقاط ضعف و افزایش نقاط قوت و از سوی دیگر کاهش و تحدید تهدیدها و گسترش فرصت های بین المللی .نقطه قوت یک راهبرد بر اساس الگوی فوق در موقعیت ها ومقتضیاتی است که نظام جمهوری اسلامی ایران بتواند:
- مولفه های قدرت درونی خود را با فرصت های بین المللی موجود پیوند داده ومنافع ملی وامنیت ملی خود را بر این اساس تامین کند.
-همزمان تلاش کند تا تهدیدهای بیرونی با نقاط ضعف درونی پیوند نیابد.چون در چنین شرایطی سیستم بیشترین ضربات را از تهدیدهای بیرونی متحمل خواهد شد.
در قالب همین الگو ،جمهوری اسلامی ایران باید بتواند نقاط قوت خود را بر روی نقاط ضعف دشمن یا دشمنان متمرکز کرده و آن  ها را وادار به تامین حد ممکنی از منافع یا مولفه های امنیت ملی خود نماید .
در دنیای وابستگی متقابل پیچیده نامه ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران به بوش از مولفه های قدرت درونی نظام اسلامی ایران یعنی معنویت و اعتقادات به اسلام عزیز بود که با فرصت های بین¬ المللی از جمله افکار عمومی دنیا پیوند زده شد.اما عملکرد برخی احزاب و جریان های سیاسی می تواند به نقطه ضعف درونی نظام جمهوری اسلامی ایران تبدیل شود تا تهدیدات بیرونی برآن متمرکز شود. پدیده ناتوی فرهنگی درست در همین جا خود نمایی می کند که در این جا به ابعاد مختلف آن به اختصار اشاره می شود.

تعریف مفاهیم
فرهنگ
: از فرهنگ به مجموعه دستاورد های معنوی یک کشور یاد کرده اند.به مجموعه توانمندی های که انسان به کمک اندیشه و تفکر در محیط پیرامون (طبیعت) ایجاد می کند نیز فرهنگ گفته اند.از میان تعاریف گوناگون می توان به این تعریف اکتفا کرد که فرهنگ به مجموعه دانش ها ،بینش ها،باورها، آداب و رسوم و سنت های عمومی افراد یک جامعه اطلاق می شود که نسل به نسل منتقل می شود.

ناتو: با صف آرایی کشورهای طرفدار نظام سرمایه داری به رهبری ایالات متحده آمریکا در مقابل بلوک طرفدار سوسیالیسم، به رهبری شوروی در سال 1949، بین آمریکا و کشورهای آلمان غربی،فرانسه،انگلیس، کانادا و در سالهای 1952 -1950 کشورهای کره جنوبی،یونان و ترکیه پیمانی نظامی به نام «ناتو» شکل گرفت و سازمان پیمان آتلانتیک شمالی به وجود آمد که با ماهیت و قواره نظامی،کارکرد و هدف آن دفاع از پیرامون و پیشگیری از جنگی دیگر بود.
نیکسون رئیس جمهور وقت آمریکا در این زمینه گفت :«ما باید در رقابت با شوروی در دو جنبه پیروز شویم ؛اقتصاد و ایدئولوژی.»
ناتوی فرهنگی: این اصطلاح توسط مقام معظم رهبری ودر جمع دانش جویان ودانشگاهیان استان سمنان در تاریخ 18/8/85 مطرح گردید.
 ناتوی فرهنگی در واقع اتحادیه کنسرسیومی نرم افزاری ،رسانه ای از اعضای ناتو است که با بمباران افکار عمومی جامعه هدف ،تغییر هویت فرهنگی (ارزش ها، هنجار ها، اعتقادات، باور ها ،سمبل ها ونمادها و…)آنان وسپس تغییر رژیم های سیاسی را دنبال می کنند. به عبارت دیگر رویکرد اصلی ناتوی فرهنگی جنگ نرم وهدف اصلی آن نابودی هویت ملی جوامع بشری به ویژه مقابله با ایمان انسانهای است که می خواهند از هویت دینی وملی خود شرافتمندانه دفاع کنند.
اعضای ناتوی فرهنگی با بهره مندی از 57 سال تجربه نظامی گری ،تاسیسات پایه ای هماهنگی رادر حوزه رسانه ها شکل داده اند .در این مجموعه چهار خبر گزاری بین المللی،شبکه های خبری- مانند بی بی سی ،سی. ان .ان ،تاسیسات ماهواره ای که ارسال امواج صد ها شبکه ماهواره ای را برعهده دارند،صد ها روزنامه وهزاران پایگاه خبری وتبلیغاتی را تغذیه می کنند. این تاسیسات ارزش های مشترک غربی را منتشر وتلاش می کنند تا ارزش های مقاوم در برابر خود را کم رنگ واز بین ببرند.


تبار شناسی موضوع
تفکر ناتوی فرهنگی به سال 1920 میلادی برمی گردد که فولر مورخ وتحلیل گر  نظامی بریتانیایی امکان جایگزینی اقداماتی نظیر زائل کردن خرد انسانی ، مغشوش کردن هوش انسانی ومضمحل کردن حیات معنوی واخلاقی یک ملت به وسیله نفوذ در اراده آن ها را ،با وسایل سنتی جنگ ادعا کرد. در آن زمان ، این ادعا توجه چندانی را به خود جلب نکرد. بیست سال بعد که بریتانیایی ها درگیر تلاش گسترده ای در زمینه تبلیغات –نظیر آن چه فولر پیش بینی کرده بود- شدند، اصطلاح« جنگ سیاسی» را به کار بردند.
از سال 1947 تاکنون مرکز اطلاعاتی آمریکا (سیا) برای مسلط شدن بر دنیا وکنترل افکار عمومی آمریکا وسایر نقاط جهان ،اعمال روش های نوین وارائه خدمات در پوشش ابزار ها وتجهیزات مدرن ومدرن تر را در دستور کار خود قرار داد.این مرکز با گسترش فعالیت های خود یک شبکه مخفی وسیع وپیچیده تبدیل شد. یکی از فعالیت های مهم سیا در کشور های مختلف تاثیر گذاری ودر اختیار گرفتن مطبوعات به خصوص روزنامه هاست که در این زمینه اولین اقدام سیا در کشور های جهان سوم به عضویت درآوردن روزنامه ها در اتحادیه مطبوعاتی آمریکایی [یاپا] تحت نفوذش بود.سازمان سیا با فرستادن ماموران خود تحت مامور فنی واخراج روزنامه نویسان ودادن تغییر در کمیت وکیفیت روزنامه ها ، اخبار را طوری منعکس می کند که به هدف های بی اعتبار کردن دولت وایجاد نفاق در بین مردم کشور مورد نظر نایل آید .
روشهای سازمان سیا متکی بر شیوه های روانی ایجاد هرج ومرج اجتماعی از طریق  تاثیر گذاری برافکار عمومی به وسیله مطبوعات و… وهرج ومرج اقتصادی از طریق قطع کمک های خارجی ،تحریم اقتصادی وجلوگیری از  پیشرفت های علمی وفن آوری در نهایت ایجاد تور امنیتی برای عوامل وابسته در درون کشورها ،تقصیر را به گردن دولت ها انداخته ورهبران را در افکار عمومی بی اعتبار می کنند.
در اوج جنگ سرد از 1967 -1950 طرحی محرمانه برای تبلیغات مسموم فرهنگی در اروپای غربی ،توسط بازوی جاسوسی آمریکا، آژانس مرکزی اطلاعات سیا ،به اجرا گذاشته شد ویکی از جنبه های اصلی این طرح پیش برد این ادعا بود که این تبلیغات اصلا وجود ندارد.بخش عمده این مبارزه فرهنگی مخفی بر عهده «کنگره آزادی فرهنگی » قرار داشت که از سال 1950 تا 1967 توسط یکی از عاملان سیا به نام «مایکل یوسلسو »اداره می شد.دست آورد های این انجمن که بسیار قابل توجه بود عبارتند از :  
  ایجاد دفترهایی در 35 کشور ؛
ـ استخدام کارمندان بسیار؛
ـ انتشار بیش از 20 مجله پرآوازه؛
ـ برگزاری نمایشگاهای هنری ؛
ـ ایجاد یک سرویس خبری وسینمایی ؛
ـ سازماندهی کنفرانس های بین المللی ؛
ـ اجراهای عمومی موسیقی و دادن جوایز به موسیقی دانان و هنرمندان؛
ماموریت انجمن یا «کنگره آزادی فرهنگی»سوق دادن دانشوران اروپای غربی به آرامی از مارکسیسم و کمونیسم به سوی دیدی سازگارتر با روش آمریکایی بود.
سازمان سیا برای انجام عملیات جنگ سرد فرهنگی در زمان شرومن 34 میلیون دلار در سال در اختیار داشت.این سازمان در چارچوب این عملیات،شبکه مطبوعاتی جهان شمولی را ایجاد کرد که از ایالات متحده تا لندن ،اوگاندا و خاورمیانه وآمریکای لاتین گسترش داشت.به تعبیر خانم ساندرز ،سیا درمقام «وزارت فرهنگ بلوک غرب »عمل می کرد. در هالیوود،ماموران سیا کارگردانان را ترغیب می کردند که در فیلم های خود سیاه پوستان را هرچه بیشتر نمایش دهند،آنان را آراسته وخوش لباسبه تصویر کشند واز این طریق ایالات متحده را جامعه آزاد ودموکرات بنمایانند.
از سال  1980 تا 1984 آمریکایی ها با کار فکری مداوم در نهایت سند شماره ی 130 شورای امنیت ملی (ان. اس. سی)را به تصویب رساندند.این سند با عنوان «سیاست اطلاعاتی وارتباطی ریگان» در راس اقدامات وبرنامه ریزی های دهه های آینده سیا قرار گرفت.محور های اساسی این سیاست عبارتند از:
- تجدید نظر وتوسعه در ساختارهای اطلاعاتی ،ارتباطی ومیان فرهنگی: ایالات متحده آمریکا در سال 1380 اداره نفوذ راهبردی را تاسیس کرد تا افکار عمومی دنیا را با خود همسو کند.
- باز سازی واصلاح شبکه های رادیو وتلویزیون به منظور دسترسی به مخاطبان مختلف جهانی :ایالات متحده آمریکا در تیر ماه 1382 یک میلیارد دلار بوجه برای راه اندازی شبکه تلویزیونی در خاورمیانه به منظور حمایت از دوستان آمریکا در منطقه تصویب کرد.
- تقویت تکنولوژی وابزار جدید ارتباطی به منظور نفوذ بیشتر در مناطق مختلف جهان
- تحقیقات عمیق تر در سنجش افکار عمومی :نظر سنجی های موسسه (گالوپ) ومجموعه های وابسته به آن مانند «گرانپایه » در ایران که در همین راستا فعالیت داشت.
- استقرار وتوسعه هر چه بیشتر ابزار وشیوه های موثر جنگ روانی در بحران های بین المللی
- تولید وتوزیع نشریات مختلف در حمایت از اصول وارزش های آمریکایی وغربی؛در مقطع کنونی نزدیک به نود شبکه خبری آمریکایی و بیست خبرنگار آمریکایی در کشور ما فعال هستند .
- برقراری ارتباط با نخبگان وعوامل مورد نظر؛ گری سیک – مشاورامنیت ملی کاخ سفید پس از سفری مخفیانه به ایران به خبرنگاران می گوید : چگونه خوشحال نباشم از این که در ایران موج تازه ای بر پا شده که مصمم است طومار حکومت اسلامی را به هم بپیچدوحکومتی نظیر حکومت ایران در دوران شاه وعربستان سعودی را روی کار آورد .من در ایران روشنفکرانی را دیدم که اشاره های ما را دنبال می کنند.
رامین جهانبگلو در شهریور 1385 در مصاحبه با خبرگزاری «ایسنا»طی اظهاراتی از خبر پشیمانی افشاگری می گوید:بنده به دلیل ارتباط با برخی نهاد ها وموسسات آمریکایی دستگیر شدم .ارتباط من با بیگانگان از سال 77 آغاز شدکه به کانادا وسپس به دانشگاه هاروارد رفتم. بعد از این که سه سال در دانشگاه تورنتو تدریس کردم ، سازمانی که مجله دموکراسی در آن منتشر می شد، بورسی را به بنده پیشنهاد کرد که آن بورس را گرفتم وبه واشنگتن رفتم. در  موسسه NED که پول خود را از کنگره آمریکا می گیرد وبیشتر در جهت فروپاشی کمونیزم در اروپای شرقی تاسیس شده بود،مشغول به کار شدم وبعد هم از طریق این موسسه با نهادها ومراکز دیگر مرتبط شدم ودر کنفرانس ها شرکت می کردم تا گزارش نهایی این جلسات را که بیشتر استراتژیک بود ،به مسئولان آن موسسه می دادم. از طریق مسئولان موسسه با افرادی در وزارت خارجه آشنا شدم وکم کم در حلقه ماموران ویژه آمریکا واسرائیل خود را یافتم… به گذشته نگاه می کنم خود را یک قربانی می بینم من فکر می کردم کار دانشگاهی انجام می دهم اما در حلقه ای قرار گرفته بودم که پول آن را سازمان های امنیتی می دادند ومن اسم این مجموعه را امپراطوری می گذارم،
بسیاری از ماموران امنیتی آمریکا واسرائیل از عناصر دانشگاهی هستند وخود را زیر نقاب مراکز فرهنگی وآموزشی پنهان کرده اند . من در این دوران ،برخلاف میلم رودر روی منافع ملی قرار گرفتم، آمریکایی ها برای دست یابی به امپراطوری فرهنگی هزینه های بسیاری کرده اند وشعار آن ها این است که هرکسی که با مانیست علیه ماست ،آن ها برنامه ها وهزینه های بسیاری رابرای منطقه خاورمیانه وکشورهای اسلامی تدارک دیده اند.
پیام اصلی این سندالقای این نکته است که با ارزش های امپراطوری بزرگ فرهنگی نمی توان درگیر شد وپایان تاریخ لیبرال –دموکراسی است.طرح نظریه های ” پایان تاریخ وآخرین انسان ” فوکویاما، “موج سوم “آلوین تافلر ، ” دهکده جهانی  ” جرج اورول  و مک لوهان ،” برخود تمدن های ” ساموئل هانتینگنون ، “جهانی شدن وجهانی سازی” رابرتسون ، هابر ماس وگیدنزونظریه “عدالت جهان ” راولز،پروژه ای برنامه ریزی شده را دنبال کردند.دست اندر کاران این پروژه که وابسته به حلقه نو محافظه کاران آمریکایی هستند ” جهان شمولی” و “جهانی سازی” را پروسه ای محتوم برای بشر امروز معرفی کردند.هانتینگتون در این خصوص معتقد است ؛با توسعه ارتباطات بین الملل ،فرهنگ های ضعیف در فرهنگ های قوی تر ادغام می شود ودر نهایت دو فرهنگ عظیم ، فرهنگ اسلامی وفرهنگ غربی باقی خواهند ماند که رودرروی هم قرار می گیرند. او چنین القا می کند که تمدن غربی باید بیش از پیش انسجام خود را حفظ کند تا فائق آید .
سخنان صریح دبیر کل ناتومبنی براین که ما نیازمند ناتویی هستیم که در رویارویی با مسائل جهانی واکنش نشان دهد؛ عملیانی شدن نظریه های مذکور است. دبیر کل ناتو قدرت گرفتن جهان اسلام وگسترش آن در جهان را تهدیدی جدی برای غرب تلقی می کندوکارکرد نظامی را برای مقابله کافی نمی داند .وی و دیگر کارشناسان نظامی این سازمان براین باورند که کارکرد فرهنگی ناتو در بدنه کشورهای اسلامی راحت تر وسریع تر نفوذ می کند .ناکارآمدی تیم نظامی ناتو در افغانستان وعراق ونیاز به تیم غیر نظامی در همین راستا قابل طرح است.
 در چنین فضایی مقام معظم رهبری در 18 /8/85 با اشاره به مقاله ای ناتو فرهنگی را این گونه مطرح کردند :
باندهای بین المللی زر وزور برای تسلط بر منافع ملت ها ، سازمان نظامی ناتو تشکیل داده بودند ، اکنون برای نابودی هویت ملی جوامع بشری و تحقق بیشتر اهدافشان در پی تشکیل ناتو فرهنگی هستند تا با استفاده از امکانات زنجیره ای ، متنوع و بسیار گسترده رسانه ای ، سررشته تحولات سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی کشور ها و ملت ها را به دست بگیرند باید هوشیارانه این مساله را زیر نظر داشت .


زمینه های ناتوی فرهنگی
 زمینه های تغییر رویکرد آمریکا به ناتوی فرهنگی وتغیی موضع ازحمله به دفاع را در موارد زیر می توان خلاصه کرد:
الف: کارآمدی اسلام در تقابل با هژمونی غرب که شاخصه های چالش ها وبحران های غرب عبارتنداز :
1. حاکمیت  هفتاد درصدی مجاهدین در مجلس افغانستان،
2. حاکمیت اصولگرایان در ایران ؛
3. پافشاری ایران در مسئله انرژی صلح آمیز هسته ای و ورودش به مرحله صنعتی غنی سازی ؛
4. حاکمیت ائتلاف شیعی و اصولگرا در عراق ؛
5. رای مردم فلسطبن به جنبش اسلامی حماس؛
6. پیروزی حزب الله بر اسرائیل وحامیان او؛
7. پیروزی شیعیان در انتخابات مجس در بحرین؛
ب: تناقضات وناکارآمدی لیبرال دموکراسی: دموکراسی غرب را گرفتار پارادوکسی جدی در مناطق مختلف جهان به ویژه جهان اسلام کرده است.
با توجه به این زمینه ها ، غرب با تشکیل ناتوی فرهنگی به مبارزه جدی با فرهنگ های مغایر با فرهنگ آمریکایی وغربی پرداخته اند که برایموفقیت خود از تمام ابزارهای رسانه ای ، ماهواره ای ،تبلیغی و… استفاده می کنند. تا با مدل اندلسی – که بدتربین  مدل فرهنگی مهندسی برای جهان اسلام است – مبانی وارزش ها را سست کنند.

                                                                                                                      ادامه دارد…

انگلیس و وهابیت

 


او سپس به بغداد و کردستان وهمدان واصفهان روانه شد وسرانجام به زادگاه خویش برگشت .
او در زمان حیات پدرش جرات اظهار عقاید خویش را نداشت ولی پس از آن که پدر او در سال 1153در گذشت محیط را برای اظهار عقاید خویش مساعد یافت و مردم را به آیین جدید فرا خواند.
ولی اعتراض عمومی مردم که نزدیک بود خونش را بریزند او را ناگزیر کرد تا به زادگاه خویش عیینه باز گردد و بر اساس پیمانی که با امیر آن جا «عثمان بن معمر» بست که هر دو بازوی یکدیگر باشند عقاید خود را تحت حمایت او بی پرده مطرح ساخت ولی طولی نکشید که حاکم عیینه به دستور فرمانروای احساء  وی را از شهر عیینه خارج کرد.محمد بن عبدالوهاب به ناچار شهر درعیه را برای اقامت برگزید و با پیمان جدیدی که با محمد بن سعود حاکم درعیه بست که حکومت از آن محمد بن سعود و تبلیغ به دست محمد بن عبد الوهاب باشد.
او در آغاز کار به مطالعه زندگینامه مدعیان دروغین نبوت مانند « مسیلمه کذاب» ،«سجاج »، « اسود عنبسی» و«طُلیحه اسدی » علاقه خاصی داشت ، برخی از اساتید و علما و حتی پدرش وی را گمراه دانسته و مردم را از اطاعت وی منع می کردند.
اولین کتابی که بر ردّ عقاید باطل او نوشته شد توسط برادرش (سلیمان بن عبد الوهاب) به نام «الصواعق الالهیه  فی الردّ علی الوهابیه» بود.
 اولین کاری که « محمد بن عبد الوهاب » انجام داد ، ویران کردن زیارت گاه های صحابه ، و اولیا الله در اطراف عیینه بود ، که از جمله آنان تخریب قبر « زید بن خطاب» برادر خلیفه دوم بود ، که با واکنش شدید علما و بزرگان مواجه گردید، به دنبال آن امیر عیینه به ناچار ، شیخ را از این شهر بیرون کرد .

همان طور که در بخش ،« عصر ظهور محمد بن عبد الوهاب » اشاره شد ، در قرن دوازده هجری موقعیت بسیار سخت واوضاع بسیار نامناسبی که برای مسلمانان پیش آمد و کشور های اسلامی از هر طرف مورد تهاجم شدید استعمار گران قرار داشت ، کیان امت اسلامی از سوی انگلیس ،فرانسه ، روس و آمریکا تهدید می شد، جامعه اسلامی بیش از هر زمانی نیاز به وحدت کلمه داشت.
در این عصر بیش از هر زمانی مسلمانان نیاز به وحدت وهمکاری بر ضد دشمن مشترک داشتند، ولی متاسفانه «محمد بن عبد الوهاب » مسلمانان را به جرم توسل به انبیا و اولیاء الهی ، مشرک وبت پرست قلمداد کرد ، و فتوا به تکفیر آنان داد، و خونشان حلال ، و قتل آنان را جایز ، و اموال آنان را جزو غنایم جنگی به حساب آورد، و پیروان او به استناد این فتوا هزاران مسلمان بی گناه را به خاک و خون کشیدند، که در قسمت بعدی به تفصیل  بیان خواهد شد. 
                                                                                                                                                           

                                                                                                                            ادامه دارد

پیامبر متمدن

 

در آن اوضاع و احوالی که خیلی‌ها رنگ آب را نمی‌دیدند لباسش همیشه سفید و تمیزبود.

ساده بود، حتی انگار چند جایش را هم وصله زده بود. ولی…همه می‌دانستند پیامبر صلی الله علیه و آله از هر چه بگذرد از عطر نمی‌گذرد.

حتی برخی می‌گفتند رسول خداصلی الله علیه و آله بیش از آنچه خرج نان خانه‌اش می‌کند عطر می‌خرد.

دوستان و نزدیکانش وقتی از سفر برمی‌گشتند برایش عطر می‌آوردند.

آخر از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیده بودند که می‌گفت: من از عطر و نماز لذت می‌برم.


از هر کوچه‌ای رد می‌شد انگار بهار از آن عبور کرده بود. در و دیوار بوی گل می‌داد؛ عطر پیامبرصلی الله علیه و آله .


شمیم عطرش زودتر از خودش همه را از آمدنش با خبر می‌کرد. البته نه زودتر از سلامش.

از دور به همه سلام می‌کرد.ـ پیامبرصلی الله علیه و آله چه عطر خوبی دارد. عطر گل محمدی.مرتب موهایش را شانه می‌کرد.

کنار حوض آب ایستاده بود و گل روی خودش را مرتب می‌کرد. دست مبارکش را نم‌دار می‌کرد و به موهای نرمش می‌کشید و با انگشتانش شانه می‌کرد موهایش را.
یکی از اصحاب که انگار حوصله‌اش سر رفته بود گفت: یا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) چه قدر به ظاهر خودتان عنایت دارید؟ و او که مثل بهار لطیف و مهربان بود گفت: این حق برادران دینی توست که تو را آراسته ببینند.می‌خواست بگوید تو حق نداری برادر دینی‌ات را آزرده کنی. چه با حرف چه با رفتار و چه با ظاهر ژولیده‌ات.

به همه می‌گفت حتماً هفته‌ای یکبار خود را شستشو دهید و اگر با نیت غسل کنید برایتان عبادت هم حساب می‌شود. می‌گفت مؤمن نباید ژولیده و پریشان باشد. خودش هم هیچ‌گاه غسل جمعه را فراموش نمی‌کرد.

ناخن‌هایش همیشه کوتاه و سفید بود.کسی به حضرت عطر تعارف کرد. حضرت قبول کرد و خود را معطر ساخت و می‌فرمود: بویش خوش و حملش آسان است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله گاهی به موهایش روغن هم می‌زد. اول سر مبارکش و بعد محاسنش را با روغن تزئین می‌فرمود.
پیامبری که از همه شیک‌ پوش‌ های امروزی شیک‌پوش‌تر بود، حتی در جنگ لباس سفید و سبزی می‌پوشید که سبزی لباس بر سفیدی چهره رسول الله صلی الله علیه و آله غلبه می‌کرد. البته خیلی در قید قیمت لباسش نبود و گاهی عبا، گاهی جبه و گاهی پیراهن سفید می‌پوشید.اصلاً بیش‌تر لباس‌هایش سفید بود.


وقتی حرف می‌زند مبهوت می‌شوی به زیبایی کلمات و مهربانی صدایش دل بسپاری یا چهره نورانیش یا آن دندان‌ های مرواریدی سفید و مرتبی که چهره او را زیباتر کرده. شنیده‌ ام هر روز و موقع نماز دندان‌ هایش را مسواک می‌زند. می‌فرمود با دهان خوش‌بو با خدا صحبت کنید.

تا دستش را نمی‌شست، دست به غذا نمی‌زد. شب قبل از خواب چشمان زیبایش را سرمه می‌کشید. می‌فرمود سرمه نور دیده را افزون می‌کند.


وقتی می‌خواستند به مسافرت بروند همه وسائل‌ شان را کنترل می‌کردند. غذا، ظرف، آب کافی… زین اسب هم سالم باشد.
راستی، راه طولانی است نعل اسب هم باید عوض شود تا زبان‌بسته در بیابان‌ اذیت نشود.همه سر قرار آمدند و پیامبرصلی الله علیه و آله هم اسباب سفر را آماده کرده بود. با یک بسته اضافه:آینه، سرمه‌دان، شانه، مسواک و قیچی.
امام صادق (علیه السلام) فرمودند، پیامبرصلی الله علیه و آله پس از نماز عشا، ظرف آب و مسواکش را طلب می‌کرد تا روی آن را بپوشانند و کنار بسترش بگذارند. مسواکش از چوب اراک بود.
حضرت صلی الله علیه و آله نیمه شب که برای نماز شب برمی‌خواست اول مسواک می‌زد و بعد وضو می‌گرفت.
فقط این‌ها نبود، با آن‌همه مقام، با بردگان و غلامان هم‌سفره می‌شد. حسرت پیش سلام شدن به دل دوستانش مانده بود.
اگر یکی از مسلمانان بیمار می‌شد به عیادتش می‌رفت.ناراحت هم که می‌شد، اخم نمی‌کرد بچه‌ها را دوست داشت. و دل نازک بود مثل…، مثل… مثل هیچ‌کس. او فقط مثل خودش بود.

او پیامبر همه خوب‌ها و خوبی‌ها و شیک‌پوش‌ها بود.
محمد بهمنی

www.Bahejab.com

 

1 3 4 5
 
مسابقه وبلاگ نویسی حمایت از کالای ایرانی