آراي كاربران براي اين مطلب
5 ستاره:
 
(4)
4 ستاره:
 
(0)
3 ستاره:
 
(0)
2 ستاره:
 
(0)
1 ستاره:
 
(0)
4 رأی
ميانگين آراي اين مطلب:
5.0 stars
(5.0)

نظر از:  

عالی و دلنشین بود.

1398/04/10 @ 10:10

نظر از: محمدی [عضو] 

متشکرم

1398/04/10 @ 14:42

نظر از: عابدی [عضو] 

5 stars

عالی بود وپر از نکته

1398/04/09 @ 08:16

نظر از: محمدی [عضو] 

اینم یه جور تبلیغ بود

1398/04/10 @ 00:03

نظر از: پینــــــــار [عضو] 

حالا شما که به جو و ضعیت اگاه بودین
چرا خواهرتون همرا خودتون بردین؟

1398/04/06 @ 00:04

نظر از: محمدی [عضو] 

قرار بود بریم خونه برادر شوهر خواهرم

1398/04/06 @ 16:49

نظر از: پینــــــــار [عضو] 

5 stars

عه!
ساکن اونجا بود؟ هست؟

1398/04/06 @ 23:27

نظر از: محمدی [عضو] 

اهل قفقاز هستند پدر شوهرش میاد ایران که درس طلبگی بخونه که انقلاب کمونیستی میشه و راه ایران و روسیه قطع میشه و او مجبور میشه در ایران ازدواج کند و همسر و فرزندانش در آن کشور میماند و در ایران ازدواج می کند و صاحب فرزند می شود.

1398/04/07 @ 23:23

نظر از: پینــــــــار [عضو] 

5 stars

چه جالب :)

1398/04/08 @ 13:36

نظر از: مریم [عضو] 

5 stars

واااااای… داستان جالب، تاثیرگذار و ترسناکی بود

1398/04/05 @ 17:46

نظر از: محمدی [عضو] 

تبلیغ در حالت سخت

1398/04/06 @ 16:50


فرم در حال بارگذاری ...

آبان 1398
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
رتبه
  • رتبه کشوری دیروز: 12
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 66
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه 90 روز گذشته: 18
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1
محرم