<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>من انقلابیم - آخرین نظراتروی  نسیم مشرق زمین بر چهره ی گل میزند </title>
		<link>https://blog101.kowsarblog.ir/?disp=comments</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://blog101.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=308595" />
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
		<item>
			<title> عصمت پناهزاده [بازدید کننده]
            function show_list(element){
                var list = '#list-www-'+element;
                var b = '#show-list-'+element;
                if ($(list).is(":hidden")){
                    $('div[id^="list-www-"]').hide();
                    $(list).fadeIn();
                    $( list ).offset({ top: $(b).offset().top + 30, left: $(b).offset().left - 145 });
                }
                else
                    $(list).fadeOut();
            }
         in response to: نسیم مشرق زمین بر چهره ی گل میزند</title>
			<pubDate>21:05:18 +0330 یکشنبه، 28 آذر 1395</pubDate>
			<dc:creator><span class="user anonymous" rel="bubbletip_comment_173401">عصمت پناهزاده</span> <span class="bUser-anonymous-tag">[بازدید کننده]</span><script type="text/javascript">
            function show_list(element){
                var list = '#list-www-'+element;
                var b = '#show-list-'+element;
                if ($(list).is(":hidden")){
                    $('div[id^="list-www-"]').hide();
                    $(list).fadeIn();
                    $( list ).offset({ top: $(b).offset().top + 30, left: $(b).offset().left - 145 });
                }
                else
                    $(list).fadeOut();
            }
        </script></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">c173401@https://kowsarblog.ir/</guid>
			<description>&lt;p&gt;درموردولادت پیامبر&lt;br /&gt;
رویدادهای عجیبی درزندگی پیامبر رخداده وقتی عبدالله وامنه زندگی مشترک خودراشروع کردند امنه پس ازمدتی باردار شد ان موقع عبدالله برای تجارت به شام رفته بود که موقع بازگشت درمدینه بیمارشد ازدنیا رفت زندگی برای امنه بسیار سخت گذشت تنها امیدش در زندگی کودکی بود که در رحم داشت در دوران بارداری بارها بشارت اسمانی می شنید وبه او می گفت ای امنه فرزندی که در شکم داری که بهترین خلق خداوند و اخرین پیامبر خداست بدها در سحرگاهی جمعه هفدهم ربیع الاول عام الفیل پس از طلوع فجر پس از طلوع خورشید  محمد در مکه در منزلی نزد یک خانه خدا چشم به جهان گشود موقع که پیامبر به دنیا امد همه بت ها از جا کنده شدن وسرنگون شدند واب دریاچه ساوه در زمین فرو ریخت و خشک شد هنگام ولادت حضرت محمد نور سبز رنگی تمام وجود امنه را فرا گرفت و فروغی درخشنده از بالای سرش تا اسمان بالا رفت ودر ان نور افشانی امنه کاح بصری را در شام دید  هنگام تولد محمد ندای از طرف خداوند به امنه امد  که می گفت نام اورا محمد بگذارید و گفت بگو پناه می برم به خدای یکتا از گزند و اسیب  هرکسی که حسادت می کند&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;عصمت پناهزاده&lt;/p&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>درموردولادت پیامبر<br />
رویدادهای عجیبی درزندگی پیامبر رخداده وقتی عبدالله وامنه زندگی مشترک خودراشروع کردند امنه پس ازمدتی باردار شد ان موقع عبدالله برای تجارت به شام رفته بود که موقع بازگشت درمدینه بیمارشد ازدنیا رفت زندگی برای امنه بسیار سخت گذشت تنها امیدش در زندگی کودکی بود که در رحم داشت در دوران بارداری بارها بشارت اسمانی می شنید وبه او می گفت ای امنه فرزندی که در شکم داری که بهترین خلق خداوند و اخرین پیامبر خداست بدها در سحرگاهی جمعه هفدهم ربیع الاول عام الفیل پس از طلوع فجر پس از طلوع خورشید  محمد در مکه در منزلی نزد یک خانه خدا چشم به جهان گشود موقع که پیامبر به دنیا امد همه بت ها از جا کنده شدن وسرنگون شدند واب دریاچه ساوه در زمین فرو ریخت و خشک شد هنگام ولادت حضرت محمد نور سبز رنگی تمام وجود امنه را فرا گرفت و فروغی درخشنده از بالای سرش تا اسمان بالا رفت ودر ان نور افشانی امنه کاح بصری را در شام دید  هنگام تولد محمد ندای از طرف خداوند به امنه امد  که می گفت نام اورا محمد بگذارید و گفت بگو پناه می برم به خدای یکتا از گزند و اسیب  هرکسی که حسادت می کند</p>

<p>عصمت پناهزاده</p>]]></content:encoded>
			<link>https://blog101.kowsarblog.ir/نسیم-مشرق-زمین-بر-چهره#c173401</link>
		</item>
			</channel>
</rss>
