من انقلابیم
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   
آبان 1398
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  






رتبه

  • رتبه کشوری دیروز: 3
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 29
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه 90 روز گذشته: 13
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1




  • محرم



      خدا در اتوبوس   ...

    سفر آخرت با چمدان خالی

    با هم همسفر بودیم، خیلی ساکت بود. معلوم بود درونگرا است درست برخلاف من که برونگرا هستم. فکر کردم مسیر طولانی 18 ساعته با یک همراهی که ساکته راه چند برابر می شود. وقتی که کمی چرت زدیم و از پنجره بیرون را نگاه کردم، دیگه تحملم برای سکوت تمام شد. کمی تنقلات از کیفم درآوردم و بهش تعارف کردم تا باب سخن باز شود. اول قبول نمی کرد ولی با اصرارم پذیرفت.
    پرسیدم شما هم تنها سفرمی کنید با اشاره سر پاسخ داد. القصه به حرف آوردمش. گفت: آینده را تاریک و سیاه می بینم، از همه چیز می‌ترسم.هیچ امیدی ندارم، از زندگی بیزارم.خلاصه گرم سخن شده بود، صبر کردم تا هرچیزی که او را آزار می‌دهد روی داریره بریزد. گفتم:با یک مثال، مشکلت را بررسی می کنیم.
    این آقای راننده که می خواهد به مقصدمان برساند، زمانی در جاده می ترسد كه یا بنزین ندارد یا قاچاق حمل كرده یا مسافر اضافه سوار كرده باشد یا با سرعت غیر مجاز حرکت کند، یا جاده را گم كرده یا در مقصد جایی را آماده نكرده و یا مسافرانش نا اهل باشند. در غیر این صورت راننده نباید ترسی داشته باشد. حالا قصه ی من و شما مثل راننده است.مسافران هم زمانی که در مقصد از قبل هتل رزرو کرده باشد و وسایل یک ماه سفر در چمدان داشته باشد؛ هرگز نگرانی نخواهد داشت و دچار افسردگی نمی شود.
    درست عین سفر دنیا و زندگی؛ اگر انسان برای بعد از مرگ خود، زاد و توشه ی لازم را برداشته باشد، كار خلاف نكرده باشد، راه را بداند، در مقصد جایی را در نظر گرفته باشد و دوستانش افراد صالح باشند و حركتش طبق مقررات و مجاز باشد، نگرانی نخواهد داشت.
    گفتم: باید برای زندگی برنامه داشته باشی، یک بخشی از زندگی را برای بندگی خدا و بخشی را برای امرار معاش و بخشی را برای تفریح سالم تنظیم کنی؛ تا هیچ بخشی از بعد زندگی دچار خلا شود. با این وضع هیچ وقت گرفتار یاس و ناامیدی نمی شوی.
    در پایان سفر خیلی خوشحال بود، می گفت: برای شفای درد هایم عازم سفر زیارتی شدم تا بلکه از امام رضا شفا بگیرم؛ ولی امام رضا بوسیله زائرش مرا شفا داد.

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [یکشنبه 1398-03-12] [ 10:55:00 ق.ظ ]





      نوسازی اعتقادی   ...

    چهارشنبه سوزی یا خودکشی و دیگر کشی

     اگر بتوانیم این فرهنگ خرافی را که در چهار شنبه پایانی هر سال به بخش سلامت جامعه آسیب میزند که طبق آمار 16 میلیارد تومن فقط هزینه آتش زدن و پرتاب کردن ترقه و نارنجک بوده را با فرهنگ سازی و راه اندازی کمپین به یک کار شادی آفرین مثبت تبدیل نماییم بهترین جهاد در فضای مجازی خواهد بود.

     که متاسفانه به یک روز ختم نمی شود از یک ماه مانده به اتمام سال شروع می شود وبعد از سال نو هم تا پایان تعطیلات ادامه دارد.

    وهرچند رسانه در این زمینه فرهنگ سازی می کند ،البته در هفته آخر منتهی به چهار شنبه که فایده ای ندارد ،در حالیکه باید در طول سال در برنامه کودک و نوجوان برنامه ربزی کند تا اثر گزار باشد.

    باید مدارس ، منابر در طی سال در باره اثرات مخرب ای شادی سخن بگویند.

     

    فرا رسیدن عید نوروز، مستلزم اموری است که هر یک، بیان حکمی مناسب را می‌طلبد. نکاتی را در این زمینه یادآور می‌شویم:

    ▪ نکته اول، خرید و فروش پول نو:

    یکی از امور رایج در آستانه فرا رسیدن اعیاد و به‌خصوص عید نوروز، خرید و فروش پول نو است، مثلاً شخصی صدهزار تومان پول نو را به صدوبیست هزار تومان یا کمتر و بیشتر می‌خرد. آیا این معامله صحیح است؟

    پاسخ این است که معاوضه مزبور صحیح است و اشکالی بر آن مترتب نیست؛ مشروط به این‌که معاوضه نقد به نقد صورت پذیرفته و نسیه یا پیش فروش در بین نباشد. علت این است که در معاوضه مزبور، «ربا» محقق نشده است. این‌که ربای قرضی نیست، زیرا فرض بر این است که قرضی صورت نگرفته و مبادله به‌طور نقد به نقد انجام شده؛ و اما این‌که ربای معاوضی نیست، زیرا ربای معاوضی در همه موارد حرام نیست، بلکه در چیزهای وزن کردنی و پیمانه‌ای حرام می‌باشد. بنابراین در چیزهای شمارشی مانند پول و امثال آن، کم یا زیاد بودن یک‌طرف اشکال ندارد. (توضيح‌المسایل محشی، امام خمينى قدس‌سره /2/840‌)

    ادامه »

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [دوشنبه 1397-12-20] [ 06:12:00 ب.ظ ]





      نکته‌های باریک تر از مو   ...

    عبرت‌های سفر

    به خانم‌ها هشدار می دادم که در سفر ‌ها، هر جایی را برای استراحت انتخاب نکنید. مراقب فرزندان دختر و پسرتان باشید.

    مثلا اگر مسافرخانه یا هتل می روید، مراقب پنجره و سوراخ کلید در و دوربین ‌ها، خصوصا کلید‌های قدیمی که گشاد است باشید.

    در یک اردویی که طلاب را برده بودم قم، در نزدیکی حرم زائرسرایی بود که رایگان اسکان دوروزه می داد.

    وقتی از اطاق مان بیرون آمدم دیدم که خدمتکار زائرسرا خم شده و از سوراخ کلید داخل اتاقی را نگاه می کند، بنده خدا آنقدر محو تماشای منظره داخل اتاق بود که صدای سرفه من را نشنید.

    یکی از خانم‌ها حادثه خطرناکی را تعریف کرد. گفت:در سفر کنار میدان شهر چادر زدیم و داخل چادر خوابیدیم. برای اینکه طلا و جواهراتم را دزد نبرد گذاشتم توی کیفم، کیف را هم محکم در دستم گرفتم. صبح که بیدار شدم دیدم کیفم نیست و پنجره چادرهم باز است .با شگفتی نگاه کردم دیدم پنجره نیست بلکه به اندازه یک برگ A4 بریده شده است.

    با این خاطره ترسناک یاد عموی خدابیامرزم افتادم که در گذشته‌های دور، رفته بود مشهد چون شناسنامه همراهش نبود، کنار صحن خوابیده بود و برای اینکه کفش‌هایش درامان بماند، از آن‌ها به جای بالشت استفاده کرده بود. وقتی صبح که بیدار شده بود از کفش‌ها خبری نبود!

    موضوعات: علمی, فرهنگی  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1397-09-07] [ 01:49:00 ب.ظ ]






      خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

     
     
    مدرسه علمیه فاطمیه جلفا