من انقلابیم
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   
مهر 1398
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      






رتبه

  • رتبه کشوری دیروز: 21
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 11
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه 90 روز گذشته: 14
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1




  • محرم



      باشكوه‏تر از همیشه!   ...

    رمز ماندگاری انقلاب

    جشن پیروزى انقلاب اسلامى و راهپیمایى ده‏ها میلیونى مردم در هزاران شهر و روستا در اقصى نقاط ایران اسلامى به باشكوه‏ترین شكل ممكن برگزار شد و از این بابت باید شكرگزار خداوند منان و قدردان ملت فهیم و بصیر ایران بود.
    حضور كم نظیر ملت ایران در راهپیمایى امسال آنهم در شرایطى كه مقامات آمریكایى با گزافه گویى، سخن از پایان عمر انقلاب اسلامى ملت ایران سر مى‏‌دادند بسیار حائز اهمیت بود و مى‌‏توان گفت كه ملت با بصیرت ایران چشم دشمن را با این حضور خود كور كرد و همه نقشه‌‏هاى آن‏ها را نقش برآب نمود.
    بخشى از پیام‌‏ها و پیامدهاى راهپیمایى پرشور و شعور امسال ملت ایران را مى‏‌توان چنین بر شمرد:

    ۱- تقویت بنیه جمهوریت و قدرت نرم نظام

    ۲- نمایش قدرت و اتحاد مردمى به دشمن

    ۳- امیدوارى دوستداران داخلى و خارجى انقلاب

    ۴- زمان‏شناسى ملت على‏رغم مشكلات اقتصادى

    ۵- افزایش اتحاد ملت در برابر تهدیدات دشمن

    ۶- نمایش خطاى دوباره در محاسبات آمریكا

    ۷- انجام وظیفه مردم و رسیدن نوبت مسؤولان.
     در كنار پیام‌‏هاى گفته شده مى‌‏توان گفت كه راهپیمایى پرشكوه ۲۲ بهمن دو پیام كلیدى و بسیار مهم نیز داشت.

    نكته اول؛ آن‏كه ملت ایران فریب این ترفند دشمن را نخورده و مى‏‌داند كه راه عبور از مشكلات، سازش و تسلیم نیست كه اگر چنین بود نشانه آن باید كمرنگ شدن حضورشان در این یوم الله مى‏‌شد كه نه تنها چنین نشد بلكه این حضور حماسى نشان داد نگاه ملت به مشكلات اقتصادى، درست برخلاف خواست و نظر دشمن است.

    نكته دوم؛ آن‏كه مردم با حضور خود نشان دادند، اگرچه گلایه‌‏هاى جدى در زمینه مسائل معیشتى دارند اما میان عملكرد مسؤولان و اصل نظام و انقلاب تفكیك قائل هستند و ناكارآمدى و اهمال برخى مسؤولان را به پاى انقلاب اسلامى نمى‌‏گذارند.

    پ ن

    خدارا سپاس امام رضا (ع) ما را طلبید و بیست و دوم بهمن  97 در دریای مردم بصیر مشهد، جشن انقلاب را به تماشا نشستیم. وبنری که در قطار آماده کرده بودیم بالا بردیم.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [جمعه 1397-11-26] [ 10:31:00 ق.ظ ]





      # راز ماندگاری انقلاب در بیعت نسل ها   ...

    بیعت نسل چهارم با آرمان‏ هاى انقلاب‏

    جشن سالگرد پیروزى انقلاب اسلامى، بیعتى مجدد با آرمان‏هاى انقلاب نیز هست. آرمان‏هایى چون استقلال، آزادى، عدالت، مردم سالارى دینى، حكومت اسلامى كه چهل سال پیش ملت ایران براى تحقق آن انقلاب خود را آغاز كرد و به ثمر رساند و امروز نسل چهارم انقلاب اسلامى همچنان بر آن عهد بزرگ ایستاده است. به‏ واقع، نسل جوان امروز نیز با همه تفاوت‏هاى نسلى در سلیقه و سبك زندگى بر سر آرمان‏هاى پدران خود اختلافى ندارد و اگر تفاوت و اختلافى هست، نه در اصل و بنیان كه در ظاهر و شیوه و ابزار تحقق آن است كه در قالب اقتضائات زمانه و تفاوت‏هاى نسلى قابل تفسیر و تبیین است.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1397-11-18] [ 02:56:00 ب.ظ ]





      22 بهمن در محضر یار امام   ...

    * مسؤولیت حضور مردم و مسؤولین در بزرگداشت ۲۲ بهمن و دهه فجر
    آنچه كه براى ما لازم است، این است كه آحاد مردم، مسؤولین، غیر مسؤولین، به‌‏خصوص جوان‏‌ها، به‏‌خصوص كسانى‏‌كه سخن و حرفشان تأثیر دارد، احساس مسؤولیت حضور در صحنه را از دست ندهند. هیچ‌‏كس نگوید من تكلیفى ندارم، من مسؤولیتى ندارم؛ همه مسؤولند. مسؤولیت معنایش این نیست كه اسلحه ببندیم، بیائیم توى خیابان راه برویم؛ در هر كارى كه هستیم، احساس مسؤولیت كنیم؛ مسؤولیت دفاع از انقلاب و از نظام جمهورى اسلامى؛ یعنى از اسلام، حقوق مردم، و عزت كشور. شرط اول: همه باید این احساس مسؤولیت را داشته باشیم. و من مى‏‌بینم كه این احساس مسؤولیت را داریم. این‌‏را مردم كشور ثابت كردند، ثابت مى‏‌كنند؛ حالا یك نمونه‏‌ى واضحش همین ۹ دى بود كه اشاره كردند؛ نمونه‏‌هاى دیگرى هم هست؛ ۲۲ بهمن در پیش است، دهه‏‌ى فجر در پیش است. مردم حضور، آمادگى، سرزندگى و نشاط خودشان را نشان داده‌‏اند، باز هم نشان خواهند داد. مسؤولین كشور بالخصوص، باید همه‌‏ى تلاش خودشان را بگذارند كه مشكلات را با سرپنجه‏‌ى تدبیر، كار مستمر، خسته نشدن، شوق و ذوق و توكل به خدا و كمك خواستن از خداوند برطرف و حل كنند. (۱۷/۱۱/۱۳۹۱)
    * راهپیمایى ۲۲ بهمن؛ نمایش پویایى و زنده بودن انقلاب‏
    شما عملاً زنده و پویا بودن انقلاب را به رخ آنان كشیدید و پایبندى به آرمان‏هاى امام راحل را با شعارهاى خود و با حضور گرم خود، با صداى بلند فریاد كردید. نهیب ملت ایران دشمن را به عقب مى‏‌راند و عزم راسخ او معادلات غلط آنان را به هم مى‏ریزد. مسؤولان كشور قدر این پدیده بى‌‏نظیر را بدانند و با استقامت كامل و روحیّه انقلابى و عمل جهادى به ملت عزیز خدمت و از آرمان‏‌هاى انقلاب دفاع كنند. آینده متعلق به ملت بیدار و بصیر ماست، ما مسؤولان باید بكوشیم از ملت عقب نمانیم. (۲۲/۱۱/۱۳۹۶)

    ضرورت‌‏ها و پیام‌‏هاى حضور ملت ایران در
    راهپیمایى ۲۲ بهمن‏

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 02:52:00 ب.ظ ]





      #راز_ماندگاری_انقلاب ، در جشن ولایت   ...

    حضور مردم در راهپیمایى ۲۲بهمن دشمنان را شگفت‏‌زده مى‌‏كند
    * ۲۲ بهمن؛ روز پیروزى حق بر باطل‏
    در چنین روز فرخنده‌‏اى (۲۲بهمن) حق بر باطل و جنود رحمانى بر اولیاى شیطان و حزب اللَّه بر طاغوت و طاغوتیان غلبه نمود و حكومت عدل اسلامى مستقر گردید و دست انتقام حق از آستین ملت رزمنده ایران بیرون آمد و نصرت اعجازآمیز اسلام بر كفر تحقق یافت. (صحیفه امام، ج‏۱۲، ص‏۴۶)
    * ۲۲ بهمن؛ روز رهایى از استكبار
    در چنین روز مسعودى، همبستگى قشرهاى ملت دلیر روزافزون و ارتش و سایر قواى انتظامى وفادارى خود را به اسلام و ایران نشان دادند و میهن خود را از شرّ طاغوت‏‌هاى زمان كه در رأس آنان دولت آمریكاست رهایى بخشیدند. (صحیفه امام، ج‏۱۲، ص‏۱۴۶)
    * بزرگداشت روز ۲۲ بهمن براى تمامى نسل‏‌ها
    در۲۲ بهمن ثابت شد كه ملت یكپارچه [است‏] ملتى كه مقصدشان یك مقصد الهى است، نه مقصدشان یك مقصد مادى صرفاً، و همه‌‏شان با هم یكصدا هستند، یك مقصد هستند- [قدرت‌‏هاى حامى شاه‏] نمى‌‏توانند كه بر این ملت غلبه كنند، و دیدند كه ملت غلبه كرد بر همه آن‏ها. و آن كسى را كه آن‏ها همه قدرت‏‌هاى خارجى-

    چه ابرقدرت‏‌ها، چه وابستگان به ابرقدرت‏‌ها- مى‏‌خواستند او را نگاه دارند نتوانستند نگاه دارند. وقتى دیدند ملت همه مى‌‏گویند كه ما رژیم فاسد طاغوتى را نمى‏‌خواهیم، آن‌‏ها تسلیم شدند و آن آدم را از این‌جا بردند. و شما بیرونش كردید از این‌جا. این یك درسى است براى ما در طول تاریخ كه اگر ما بخواهیم مقاصد خودمان را، كشور خودمان را به آن‌‏طورى كه مى‏‌خواهیم برسانیم؛ یعنى به ثمر برسانیم نتیجه این همه خون و این همه علیل و این همه رزمنده، باید همه با هم باشیم. این یك درسى است كه ما از ۲۲ بهمن فرا گرفتیم. و باید این درس را با تمام قوا دریابیم؛ و با تمام قوا حفظ كنیم این‏را. ۲۲ بهمن باید سرمشق ما باشد در طول زندگى؛ و براى نسل‏‌هاى آینده كه همه آن‏ها ۲۲ بهمن را، كه غلبه ایمان بر كفر و اللَّه بر طاغوت و اسلام بر كفر بود، باید حفظ كنند و بزرگ بشمارند. بزرگ بشمارند روزى را كه خداى تبارك و تعالى بر ملت ما منّت گذاشت و این ملت را یكپارچه كرد، و ملت را غلبه داد. (صحیفه‏امام، ج‏۱۴، ص‏۸۶)
    * 22 بهمن صحنه اعلام آمادگى ملت به دشمنان‏
    اطمینان كامل دارم كه تمامى مردم در اصول همچون گذشته پشتیبان نظام و انقلاب اسلامى خود هستند كه علاوه بر ده‌‏ها و صدها صحنه اعلام حضور و آمادگى خود، امسال نیز در راهپیمایى‏۲۲ بهمن، حقیقت آمادگى كامل خویش را به جهانیان نشان داد (ه) و واقعاً دشمنان انقلاب را شگفت‌‏زده (مى‏‌كند) كه تا كجا حاضر به فداكارى‏اند. من در این‌جا خود را شرمنده و كوچكتر از آن مى‏‌دانم كه زبان به وصف و تقدیر از آنان بگشایم. خداوند پاداش عظیم این همه اخلاص و رشد و بندگى را خواهد داد، ولى به آنان كه ناآگاهانه مردم شریف و عزیز ما را متهم به رویگردانى از اصول و انقلاب و روحانیت مى‏‌كنند، سفارش و نصیحت مى‌‏كنم كه در گفتار و كلمات و نوشته‏‌ها با دقت و مطالعه عمل كنند و برداشت‏‌ها و تصورات نابجاى خود را به‌‏حساب انقلاب و مردم نگذارند. (صحیفه امام، ج‏۲۱، ص‏۲۸۶) 2مقام معظم رهبری‏(مدظله‌‏العالی):
    پیروزى انقلاب پایان تحقیر ملت ایران بود* ۲۲ بهمن؛ نماد اقتدار حقیقى‏
    در ایران، سالروز پیروزى انقلاب - یعنى بیست و دوى بهمن - به‏‌وسیله میلیون‏‌ها مردم در سرتاسر كشور با شوق و ذوقِ فراوان انجام مى‏گیرد؛ هر سال هم از سال قبل شورانگیزتر و مهم‏تر و بزرگتر؛ این نشان‏دهنده زنده‌‏بودن این ملت و پیشرفت این ملت در اهداف انقلابى است. (۱۴/۳/۱۳۹۱)
    * ۲۲ بهمن؛ تجلى بخش عید ولایت‏
    بیست و دوم بهمن، در حكم عید غدیر است؛ زیرا در آن روز بود كه نعمت ولایت، اتمام نعمت و تكمیل نعمت الهى، براى ملت ایران صورت عملى و تحقق خارجى گرفت. (۴/۱۱/۱۳۶۸)
    * ۲۲ بهمن؛ یادآور ایثار و شهادت‏
    هر گاه و هرجا كه از پیروزى ۲۲ بهمن یادى و نامى آورده مى‏شود، چهره شهید و نقش خونین شهادت، در برابر چشم‌‏ها پدیدار مى‏‌گردد. (۱۹/۱۱/۱۳۶۸)
    * پیام راهپیمایى ۲۲بهمن؛ وحدت و استقامت‏
    پیام این جشن چیست؟ نگاه كنید به شعارهاى مردم، پیام را از شعارهاى مردم باید گرفت. آن‏طورى كه بنده نگاه مى‏كنم، دو پیام در این‏راهپیمایى‌‏هاى بیست‏‌ودوم بهمن وجود داشته است؛ یكى پیام استقامت، یكى پیام وحدت. (۲۸/۱۱/۱۳۹۲)
    راهپیمایى بیست‏‌ودوم بهمن مظهر اقتدار ملى است؛ نشان‏دهنده عزم عمومى ملت ایران است؛ مظهر همان چیزى است كه هر دشمنى را در هر حد و اندازه‏یى از اقتدار نظامى و توانایى‏‌هاى تبلیغاتى و سیاسى، مرعوب مى‏‌كند. (۱۹/۱۱/۱۳۸۳)

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 02:46:00 ب.ظ ]





      #راز_ماندگاری_انقلاب، الهی بودن انقلاب   ...

    رمز و راز ماندگارى و چهل سالگى انقلاب اسلامى‏
    * درحالى كه ملت مسلمان و انقلابى ایران اسلامى تلاش مى‏‌كنند تا جشن‏‌هاى بزرگداشت ۴۰ سالگى انقلاب خود را با شكوه هرچه تمام برگزار كنند، عده‌‏اى معتقدند تفاوت چندانى میان چهل‌مین سالگرد انقلاب اسلامى با سنوات گذشته و آینده وجود ندارد.
    * اولین وجه متمایزكننده ۴۰ سالگى انقلاب اسلامى به جنبه الهى آن مربوط مى‏‌شود چراكه رسیدن به این انقلاب به سن ۴۰ سالگى در مقایسه با سایر انقلابات آسمانى و زمینى چیزى شبیه معجزه است. اعجازى كه‏‌بى‏‌شك بدون اراده او و عنایات و امدادهایش امكان وقوع نداشت. بزرگداشت هرچه با شكوهتر جشن ۴۰ سالگى انقلاب اسلامى در درجه اول تشكر و سپاس از خداوند منان مى‌‏باشد كه چنین منتى را بر مردم مسلمان ایران نهاد.
    * از دیگر دلایل تفاوت چهل سالگى انقلاب اسلامى با دیگر سنوات در این است كه برخى از نیروهاى خودى درون نظام به بهانه این‏كه ماموریت انقلاب تمام شده، دچار انفعال و وادادگى شده‌‏اند. بدیهى است در این مقطع، هنر نیروهاى مدافع انقلاب باید اثبات توانایى انقلاب و تداوم قدرتمندانه آن و تعریف ماموریت‏‌هاى بزرگ در آینده باشد. رسیدن انقلاب به سن چهل سالگى به‏‌طور طبیعى این فرصت را ایجاد مى‏‌كند تا ضمن آسیب‌‏شناسى از عملكرد گذشته و احصاء نقاط قوت خود، راهبرد آینده انقلاب را ترسیم كنند. چهار دهه كشور دارى در شرایط سخت و عبور از بحران‌‏هاى متعدد، تجارب ارزنده‏اى را فراروى مدیران كشور قرار داده كه لازم است به نسل جوان منتقل گردد.
    * یكى دیگر از تفاوت‏‌هاى چهل‌مین سال پیروزى انقلاب اسلامى ، به تاثیر آن بر استمرار انقلاب اسلامى و ماندگارى آن باز می‏‌گردد. این اهمیت زمانى افزایش مى‌‏یابد كه ماندگارى و تداوم انقلاب اسلامى براى غرب غیرقابل باور بوده و به‏‌شدت از این جهت ناخرسند و عصبانى هستند. زیرا هر سال بقاى جمهورى اسلامى به‌‏معناى شكست برنامه‌‏ها و نقشه‏‌هاى آنان براى براندازى نظام اسلامى مى‏‌باشد.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 01:46:00 ب.ظ ]





      #راز ماندگاری انقلاب در حضور 22بهمن   ...

    راهپیمایى ۲۲ بهمن امسال با توجه به شرایط كشور در سطح داخلى و عرصه مواجهه با جبهه استكبار جهانى از اهمیت ممتازى برخوردار است كه بخشى از اهمیت این مسأله را مى‏‌توان در محورهاى زیر مورد بررسى قرار داد:
    ۱- ناكام گذاشتن برنامه‏‌ها و انتظارات دشمن‏،
    ۲-پاسخ به جنگ تمام عیار اقتصادى دشمن‏،
    ۳-پشتوانه‌‏اى براى دولتمردان‏،
    ۴-تجلى وحدت و همبستگى چهل ساله ملت،
    ۵- تجلى مردمسالارى دینى‏،
    ۶- آغاز باشكوه دهه پنجم انقلاب‏،
    ۷- بیعت نسل چهارم انقلاب با آرمان‏‌هاى انقلاب اسلامى‏،
    ۸- بیعت با رهبرى معظم انقلاب ‏درآغاز دهه پنجم انقلاب اسلامی.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 01:36:00 ب.ظ ]





      چرا باید در راهپیمایی ۲۲ بهمن شرکت کنیم؟ رازماندگاری انقلاب   ...

    چرا باید در راهپیمایی ۲۲ بهمن شرکت کنیم؟
    * نظام سلطه با به ‏وجودآوردن فشارهاى جدید ازجمله تحریك برخى افراد و گروه‏‌هاى ناراضى كشور كه در شرایط سخت اقتصادى قرار دارند، با سازماندهى براى ایجاد اغتشاش در كشور و تشدید تحریم‌‏هاى بعد از برجام، درصدد جدایى مردم از حكومت است و به‏‌طور قطع، ۲۲ بهمن را فرصت مناسبى براى دریافت سیگنال‌‏هایى جهت ارزیابى موفقیّت برنامه‌‏هاى خود مى‌‏داند. از همین رو حضور پررنگ مردم در راهپیمایى ۲۲ بهمن امسال، مى‏‌تواند كلیّه سناریوها و برنامه‌‏هاى دشمن را به هم ریخته و ننگ دیگرى را بر پیشانى آن‏‌ها بنشاند.
    * تأثیرات داخلى و خارجی حضور مردم در راهپیمایى امسال‏ عبارتند از:
    ۱- حضور در راهپیمایى ۲۲بهمن آنهم در چهل‌مین سالگرد پیروزى انقلاب اسلامى، تجدید بیعت با آرمان‌‏هاى امام(ره) و مقام معظم رهبری و اصول و اهداف انقلاب اسلامی است. ملت ایران با گذشت ۴۰سال از پیروزى انقلاب اسلامى بدون ترس و توجه به توطئه‏‌هاى دشمنان خارجى نشان مى‏دهند كه از آرمان‏‌هاى انقلاب و اسلام كوتاه نخواهند آمد.
    ۲ - حضور مردم در راهپیمایى‌‏ها یكى از عوامل مهم بازدارنده توطئه بدخواهان انقلاب است. دشمنان، همراهى و اعتقاد مردم به نظام و انقلاب را در این مناسبت‌‏ها ارزیابى مى‏‌كنند، لذا مردم باید براى حفظ امنیت و استقلال كشور، حضور هرچه با شكوه‏تر در راهپیمایى ۲۲ بهمن داشته باشند. حضور مردم در راهپیمایى ۲۲ بهمن امسال نشان از اقتدار ملت است، مردم با حضور باشكوه خود به سران استكبار مى‏‌گویند كه هیچ گزینه‌‏اى اعم از تهدید نظامى و تحریم اقتصادى برایشان ترس‌‏آور نیست.
    ۳- در حال حاضر دشمنان با انواع تهدیدها و تحریم‏‌ها و فشارهاى مضاعفى كه وارد مى‏‌كنند، قصد ناامید كردن مردم از انقلاب را دارند و حضور دشمن شكن آن‏‌ها نشان از تأثیر ناپذیرى مردم از تبلیغات منفى و مسموم دشمن دارد.
    ۴- نظام سلطه با به‌‏وجودآوردن فشارهاى جدید ازجمله تحریك برخى افراد و گروه‏‌هاى ناراضى كشور كه در شرایط سخت اقتصادى قرار دارند، با سازماندهى براى ایجاد اغتشاش در كشور و تشدید تحریم‏‌هاى بعد از برجام، درصدد جدایى مردم از حكومت است و به‏‌طور قطع، ۲۲ بهمن را فرصت مناسبى براى دریافت سیگنال‏‌هایى جهت ارزیابى موفقیّت برنامه‌‏هاى خود مى‌‏داند. از همین رو حضور پررنگ مردم در راهپیمایى ۲۲ بهمن امسال، مى‌‏تواند كلیّه سناریوها و برنامه‏‌هاى دشمن را به هم ریخته و ننگ دیگرى را بر پیشانى آن‏‌ها بنشاند.
    ۵- حضور مردم در راهپیمایى ۲۲بهمن امسال مى‏‌تواند ترجمان خنثى‌‏كننده توطئه‌‏هاى دشمنان باشد. دشمنان مى‏‌بینند كه با وجود همه تهدیدها و خط و نشان كشیدن‏‌ها، ملت ما به‏‌مثابه این فراز ازجمله شهید مظلوم بهشتى است كه فرمودند: ملت ما شیشه است كه اگر شكسته شود، برنده‌‏تر مى‏‌شود.
    ۶- جنبش بیدارى اسلامى كشورهاى منطقه كه حتى به بیدارى انسان‏‌ها در اروپا و آمریكا انجامیده است، چشم به پایمردى و استقامت ملت ما دارد. حضور مردم در راهپیمایى ۲۲بهمن به‌‏صورت گسترده نمایشگر استقامت و پایدارى مردم نسبت به داشتن روحیه آزادگى و زیر سلطه زورمداران عالم قرار نگرفتن است.
    ۳- ضرورت‏‌ها و پیام‌‏هاى حضور ملت ایران در راهپیمایى ۲۲ بهمن‏
    * فرا رسیدن چهلمین سالگرد پیروزى انقلاب اسلامى ایران، دشمنان انقلاب اسلامى را كه آرزوى ندیدن این ایام را در سر مى‏‌یروراندند، آشفته و عصبانى كرده است. در طول چهار دهه گذشته، ملت بزرگ ایران با حضور در صحنه‌‏هاى مختلف انقلاب اسلامى عشق و علاقه و وفادارى خود به انقلاب اسلامى و آرمان‌‏هاى آن‏را نشان داده‌‏اند. یكى از مهم‏ترین مظاهر این حضور را مى‌‏توان در راهپیمایى ۲۲ بهمن ماه مشاهده نمود كه بُهت جهانیان را به همراه داشته است. قرار گرفتن در چهل سالگى انقلاب اسلامى از جهات مختلفى مى‏‌تواند بر اهمیت حضور ملت در راهپیمایى امسال بیفزاید و حضور باشكوه ملت، پیام‏‌هاى بسیارى را به همراه خواهد داشت.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 01:27:00 ب.ظ ]





      راز ماندگار انقلاب و ظلم   ...

     


    از انگیزه ارتشی شدنش گفت:«خواهرم 15 ساله بود هر وقت می‌خواست بیرون برود باید یکی از برادرن او را همراهی می کرد آن روز قرار شد من باهاش بروم نزدیک پارک شهر که رسیدیم، دو نفر از ماشین بنز پیاده شدن که یکی آمریکایی بود از لباسش معلوم می شد، آخه آمریکایی ها توی شهر با شلوارک لی بالای زانو رفت و آمد می کردند! یک پاسبان هم از او محافظت می کرد، همینکه به ما رسیدند به طرف خواهرم حمله کرد و به طرف ماشین می کشید خواهرم جیغ کشید من خواهرم را می کشیدم تا از دستش نجات بدهم، چادرش از سرش افتاد با مشت به جون آمریکایی افتادم پاسبان با باتومش به جان من افتاد تا اونجایی که می توانست کتکم زد خواهرم از دست آمریکایی فرار کرد، آمریکایی مست کرده بود .
    مردم هم با این نا امنی ها عادت کرده بودند و جرات نداشتند اعتراض کنند چون ساواک حسابشون رو می رسید! آمریکایی جسور شده بود می خواست دنبال خواهرم برود که پاسبان دستش را گرفت برد طرف بنز و سوار شدند و رفتند.
    آن سال من کلاس ششم طبیعی رو تموم می کردم وهمیشه آرزو داشتم که پزشکی بخوانم ولی از آن روز تصمیمم عوض شد. در ارتش استخدام شدم تا اینکه درجات ارتش رو پشت سر گذاشتم، هدفم از ارتشی شدن این بود جلوی افرادی که به مردم خیانت می کنند را بگیرم.
    یک روز باماشین از خیابونی رد می شدم که همان پاسبان را دیدم جلوش ترمز کردم در ماشین را باز کردم ازاو خواستم که سوار شود، او هم با خوشحالی سوار شد احساس غرور می کرد که سرهنگ ارتش او را سوار کرده است. رسیدیم روی پل کارون توقف کردم از ماشین پیاده شدم از او خواستم که پیاده بشود، گفتم:هدف تو از شغل پاسبانی چیست؟
    - قربان برای حفظ ناموس وطن!
    - حقوقت را از کجا می گیری؟
    - از مالیات مردم.
    - یادت میاد که از مردم حفاظت کرده باشی؟
    - بله قربان
    - می توانی یکی از آن هارا برایم تعریف کنی؟
    - بله.
    -کمی فکر کرد.
    - اگر یادت نیست من برایت می گویم تا یادت بیاد!
    - چند سال پیش یک دختری از کنار پارک رد می شد که آمریکایی مست به او حمله کرد یادت هست؟درحالیکه دچار شک و تردید شده بود که منظورم از این سوال چیست.
    - آره یادم هست
    - تواز آن دخترچه جوریی دفاع کردی. شروع کرد که بگوید زبانش به من ومن افتاد.
    - خوب به چهره من نگاه کن شاید به یاد بیاری؟ حق داشت من را نشناسد آن زمان من جوان 17 ساله بودم؛اما حالا با لباس ارتشی ورشد قد و قیافه نمی توانست من را بشناسد
    - آن دختر یک برادرهم داشت توحسابی به او کتک زدی ومی‌خواستی دختر را با آمریکایی ببری من برادر دختره هستم، رنگش پرید، افتاد به پایم که من را ببخش، اگر من از تو خواهرت دفاع می کردم آمریکایی من را می‌کشت، من زن و بچه دارم.
    -حتما دختر داری، می دهی به دست آمریکایی مست ؟
    - حالا از این پل میاندازمت توی رود کارون تا خوراک کوسه ها بشی؟
    -یا اینکه همون کتک هایی که به من زدی بهت بزنم؟
    -خودش انتخاب کرد، شروع کردم به کتک زدنش تا می خورد بهش زدم.
    -یادت باشه اسم تو پاسبان این مردم است، نه پاسبان آمریکایی!

    خاطرات سرهنگ ارتش
    سال 1362به عنوان روحانی گروه توپخانه رفته بود اهواز؛ با یک فرمانده ارتشی آشنا شد که بعضی وقت ها که خبری از عملیات و حمله نبود از خاطراتش می گفت و خیلی خدا رو شکر می کرد که در زمان انقلاب خدمت می کند می گفت: اگر همیشه در جبهه باشد هیچ وقت خسته نمی‌شود، برای اینکه مردم از سلطه خارجی و تجاوزات آنها راحت باشند، برای اینکه مردم احساس ذلت نکنند، می گفت از تحقیر شدن در زمان شاه خسته شده بودم و از دوران بد کودکی و نوجوانی اش می گفت: که آمریکایی ها در شهرشان جولان می دادند و بد مستی می کردند و هیچ دختر پسر و زنی جرات نداشت تنهایی در روز روشن در کوچه خیابانهای خرمشهر رفت و آمد کند! هرچه که خوب بود مال آمریکایها بود! خانه خوب با کولرهای مجهز، سربازای ایرانی هم یا گماشته آدم‌های شاه بودند یا محافظ آمریکایی ها! و علاوه بر حقوقشان از مالیات مردم حق توحش می گرفتند!!!!

    موضوعات: فرهنگی, خاطرات  لینک ثابت



     [ 01:10:00 ب.ظ ]





      #راز_ماندگاری_انقلاب دربصیرت   ...

    زن اقلابی و تربیت فرزند

    با پیروزی انقلاب در خانه آنها هم انقلاب شد، بین شان اختلاف پیدا شد

    خانم خانه همسری مهربان متدین بود

     

    تا جاییکه آقای شوهر که روحانی بود بین دوستان از همسرش با عنوان ملکه خانه نام می برد و

     

    از حسنات و امتیازات او سخن ها می گفت.

     

     

    ما و دوستان از شنیدن اختلافشان تعجب کردیم، که خدایا این همه عشق علاقه صمیمیت چی شد و کجا رفت؟!

    حالا با سه تا بچه بعد از 15 سال سابقه زندگی  یک باره همه چیز بهم ریخت.

    ماجرا از این قرار بود که خانم خانه خواهر شهید و پیرو امام خمینی بود و آقای شوهر هم مقلد شریعتمداری بود.

    چون حضرت امام انقلاب کرد و ملت را از یوغ آمریکا نجات داد، مقلدین شریعتمداری هم فکر کردند

    باید مثل مجتهدشان با امام مخالفت کنند.

    خانم متوجه می شود که آقای شوهر لیوانی را که روی آن تصویر امام خمینی است را زیر آب جوش سماور

    می گیرد تا تصویر پاک شود.

    خانم اعتراض می کند که این چه کاری است که شما می کنی؟

    خلاصه بحث های شروع می شود و کار به اختلاف می کشد!

    دوستان به همسر بانو پیشنهاد دادند چرا بحث می کنید “عیسی به دین خود موسی هم به دین خود”

    شما زندگی کنید.

    خانم  خانه یک نکته کلیدی را تذکر داد، گفت من خودم مشکلی ندارم، می توانم محکم

    روی اعتقادم پافشاری کنم و از اصولم کنار نروم و او هم براه خودش باشد ولی مشکل من فرزندانم

    هستند که با روش پدرشان ممکن است که گمراه شوند و جذب دشمنان انقلاب گردند.

    من که برای تربیت فرزندانم در این راه برادر شهید داده ام

    نمی پذیرم که شاه را بیرون کنیم ولی طرفدارش در خانه روی فرزندانم اثر گذار باشد.

    همسر بانو با اینکه از خانواده معروف و متشخص و با آبرویی بود، برای تربیت فرزندان

    از همسرش طلاق گرفت؛

    آنهم در زمانه ای که طلاق بشدت در جامعه مذموم بود و مثل امروزه نبود

    که بخشی از زندگی مردم شده است.

    نا جوانمردانه تر که شوهر، کسانی را که واسطه آشتی کنان آندو می شدند را متهم می کرد

    که همسرم می خواهد با آقای فلانی ازدواج کند!

    درحالیکه اکنون نزدیک به چهل سال است خانم بیوه زندگی کرد،

    تا ثمره شیرین زندگیش را با نمک انقلاب ممزوج کند.

    واقعا چه شیر زنی بود، خداوند او را کمک کند.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 01:04:00 ب.ظ ]





      نوکری که ارباب شد در راز ماندگاری انقلاب   ...

    با اصرار زیاد دعوت کرد، هروقت تهران می رویم یک وعده مهمانشان باشیم.خیلی ادعا داشت، که اهل کارهای خیر هستم و از لاف های گزاف زیاد می گفت.
    با اصرار من همسرم قبول کرد که یک سری بهش بزنیم. البته علت رفتنم را، جذب کمک مالی برای حوزه در نظر داشتم.
    آدرسی که داد، سعد آباد بود، ما هم عمرا می توانستیم، پیدا کنیم.
    قرار شد راننده بفرسته و ماهم دنبالش برویم. خیابان‌های سعدآباد با درختان سپیدار و چنارهای سر بفلک کشیده، چشم انداز زیبا، هوای بدون دود و دم داشت.
    خانه چهار طبقه با زیر بنای 700 متر مربع، زیر زمین استخر، همکف پارکینگ، طبقه اول دست مستاجر و طبقه دوم هم خودشان ساکن بودند.
    وقتی وارد شدیم، فضای خانه خیلی سنگین بود. تزئینات سالن پذیرایی خیلی قدیمی بود. مجسمه های بودا و حیوانات با میز های چوبی قدیمی، معلوم بود که به انتخاب صاحب خانه نبوده است.با سن و سالشان هماهنگ نبود.
    چون اصلیتشان را می شناختم که از اهالی یکی از روستاهای اطراف هادیشهر بودند.


    نتوانستم تعداد اتاقها را بشمارم، مثل یک هتل بود، با راهروهای متعدد با اتاقهای زیاد .
    موقع صرف شام، برای چهار نفر به‌اندازه 20 نفر غذا تهیه کرده بودند.
    احساس بدی داشتم، به بهانه رژیم داشتن، فقط به خوردن سالاد اکتفا کردم. بعد از شام روی بالکن برای میوه خوری نشستیم، بالکن باندازه یک حیاط بود با تاب و سرسره ، انواع وسیله تفریحی.
    شب موقع خواب، با اینکه میزبان سرویس بهداشتی را نشانم داد، نیمه شب گم کردم و نتوانستم تجدید وضو کنم.
    اتاق ها کنار هم بود و قابل تشخیص نبود کدام دستشویی است.مرد میزبان در اتاقی تنها خوابیده بود، به علت بیماری آسم از اکسیژن استفاده می کرد.
    پسر شان هم در یک اتاق مثل پدرش به علت آسم با اکسیژن خواب بود.مادرِ خانه هم تنها در اتاقی خوابیده بود.
    دو تا اتاق هم، مخصوص دخترانش بود که در ارمنستان دندان پزشکی می خواندند.این اتاق‌ها با پنج اتاق دیگر درشان به یک راهرو باز می‌شد.
    آن شب، برای وضو از آب خوردنی که برایمان در اتاق گذاشته بودند، استفاده کردیم. تمام شب را نتوانستم بخوابم، انگار در و دیوار فریاد می کرد.
    همین که هوا کمی روشن شد، با خانم خانه خدا حافظی کردیم؛ در حالیکه همسرش در خواب بود، تا یک مسیری را با راهنمایی او از سعد آباد خارج شدیم، فرار کردیم.


    همسرم در طول سفر ماجرای زندگی او را برایم گفت.
    او درجوانی نوکر یکی از درباریان طاغوت بوده است، وقتی انقلاب پیروز می شود، اربابش نمی تواند همه اموال را به پول تبدیل کند، و با خود ببرد.از این نوکر می خواهد که از خانه و اموالش نگهداری کند تا زمانی که شاید انقلاب شکست خورد، او برگردد و تحویل بگیرد.
    الحمدالله انقلاب هر روز بالید و رشد کرد، و این آقای نوکر با غصب بیت المال، خود یک ارباب جدید شده بود.
    معادنی که بهره برداری می کرد و بقیه اموال درباری طاغوت را در دست داشت.


    اخیرا از طریق آشنایش، با خبر شدیم، آن پسرش فوت کرده است.
    آقای نوکر هم معتاد شده و تمام معادن و مستغلات را از دست داده.است.
    خانمش هم از او طلاق گرفته است، آن خانه طاغوتی را هم از دست داده اند، با دخترانش در خانه ای کوچک در تهران زندگی می کند.
    آقای نوکر هم در زادگاهش در منزلی محقر، تنهایی با اعتیاد روزگار را به مرگ شمارش می کند.

    چه خوب گفته اند بادآورده را آب می برد

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [دوشنبه 1397-11-15] [ 05:47:00 ب.ظ ]





      توهم انتظار فرج   ...

     

    امام صادق(ع) در روایتی ویژگی‌ها و برنامه‌های کسانی را که می‌خواهند از یاران امام زمان(عج) باشند، بیان کرده‌اند.
    «من سرّه ان یکون من اصحاب القائم فلینتظر و لیعمل بالورع و محاسن الاخلاق؛ هر کس خوشحال می‌شود و دوست دارد که درشمارِ یاران حضرت مهدی(عج) باشد، باید سه ویژگی داشته باشد: منتظر بودن، با ورع بودن، اخلاق کریمانه و بزرگوارانه داشتن».
    از امام پرسیدند ورع یعنی چه؟ فرمود: آیا در شب تاریک از میان خارستان عبور کرده ای؟ چگونه حرکت می کنی؟عرض کرد دامن لباسم را بالا میزنم تا خار به لباسم گیر نکند.


    آیا ما که مدعی واقعی انتظار هستیم، یا در توهم انتظار هستیم؟
    چند مدل انتظار داریم.
    منتظرانی که اشک می‌ریزند و در دعای ندبه شرکت می کنند و شب های چهارشنبه به جمکران می روند و چهل چهار شنبه نماز امام زمان می خوانند، تا بلکه روی زیبای امام زمان را ببینند، که این گونه انتظار سازندگی ندارد.
    اللَّهُمَّ أَرِنِي الطَّلْعَةَ الرَّشِيدَةَ وَ الْغُرَّةَ الْحَمِيدَةَ ». «بار خدایا آن طلعت بارشادت و آن پیشانی سفید ستوده شده را به من بنما .
    این گروه دیدن چهره امام مهدی برایشان کفایت می کند.

    در حالیکه دین برای انتظار استراتژی، راهبرد و بیان دارد.انتظار یعنی چشم براه بودن.
    انتظار از باب افتعال است، یعنی منتظرِ باید از منتظَر اثر پذیری داشته باشد.

    در دعای افتتاح می خوانیم :اَللّهُمَّ اِنّا نَرْغَبُ اِلَیْکَ فى دَوْلَةٍ کَریمَةٍ : تُعِزُّ بِهَا الاِْسْلامَ وَاَهْلَهُ ، وَتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَاَهْلَهُ.
    دسته دیگری که آرزوی دیدن ظهور و تشکیل حکومت ایشان را دارند. این گونه انتظار سازندگی دارد، شخص منتظر هم خود را باید آماده کند هم جامعه را؛ یعنی انتظاری تعهد آور و مسئولیت ساز.
    منتظران مصلح، خود باید صالح باشند؛ من چگونه منتظر آقایی هستم که همه وجودش پاکی و خوبی است. و من که خوب نیستم.
    همه حرف مهدویت اینجا است تمام هنر دشمن هم همین جاست.
    انتظار منفی
    انتظار مثبت
    دیدگاه منفی، معتقد است، وقتی حق و حقیقت به صفر رسید جامعه پر از ظلم و فساد شد، حرکت نکن خدا خودش یک آقایی را از آسمان نازل می کند و شما یک جامعه خراب را تحویل او می دهید.پس وظیفه من و شما چیست؟ خیلی زشتتر که گناه کنید، تا بیاید.
    یک حدیث در این رابطه وجود ندارد، که شما دست روی دست بگذارید و اباحگری و گناه را تماشا کنید.
    دیدگاه مثبت، نسبت به خود و جامعه احساس مسؤلیت می کند. تعهد آور است وقتی صبح کردی با امامت عهد ببند، اَللّـهُمَّ اجْعَلْنی مِنْ اَنْصارِهِ وَ اَعْوانِهِ وَ الذّابّینَ … انصاره، اعوانه،آستین بالا می زنم و برای جامعه کار می کنم نوعی عبادت است این سفارش دین است.هر روز با امام زمان بیعت می کنی خودت را به امام می فروشی باید تا شب برای امام زمانت کار کنی گوش و دست و پایت همه در راه او باشد.اما وقتی شب می خوابد فکر می کند، بعضی جاها لغزیدم،سخنی گفتم که نباید می گفتم و جایی رفتم  که نباید می رفتم، شب را نمی تواند بخوابد چون منتظر اوست.

    منتظر حتی در قبر هم منتظر است،  منتظر بیرون امدن هست، عهد و بیعت را فراموش نمی کند.
    یکی از آمریکایی ها ،معاندین و صهیونست ها گفتند، ما که نمی توانیم الگو هایشان را بگیریم، بگویم از مهدی دست بردار یا از امام حسین دست بکش و ابولفضلت و یا زینبت و زهرایت را رها کن، چون دست بر نمی دارند.

    باید تخریب کنیم، این نتیجه بیشتری دارد.باید کاری کنیم که خودشان از الگوهایشان روبرگردانند، تخریب کنند.

    بهمین منظور داعش ساختند تا با نام اسلام و اسلام هراسی مردم را از پیروی ائمه فراری دهند.

    به نظر شما طلاب در کدام بخش منتظرین هستند، منتظر ی که خود را اصلاح کرده است و درپی اصلاح جامعه است، یا خدای نکرده زبانم لال، در پی شکستن کسانی است که اصلاح جامعه را به عهده دارند، در هر موقعیتی که باشد  و در هر حد و توانی که دارد در تلاش است که جامعه را اصلاح کند.

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 12:04:00 ب.ظ ]





      نباید های طلبگی، چرا به معنویت نمی رسیم   ...

    نماز و روزه بی اثر که پروازندارد
    چرا نمازها وروزه هایمان مارا بالا نمی برد و به کمال نمی رساند.
    چرا کلاس های اخلاق که هر هفته توسط استاد اخلاق در جمع طلاب برگزار می شود، باعث رشد عده ای از طلاب نمی گردد.
    اگر طلبه از شب تا صبح نماز بخواند ولی حسود، متکبر باشد، فایده ندارد. وقتی که سواد دارد ولی حاضر نیست به دوستش یاد بدهد.

    تا زمانی که طلبه ناسپاس است، از مدیر و استادی که سال‌های متمادی برایش زحمت کشیده اند علاوه بر اینکه تشکر نمی کند، توهین هم می کند؛ این طلبه به جایی نمی رسد.
    حاج ملا مهدی در جامع السعاده سخن طلایی دارد. می فرماید: ان الاخلاق المذمومه فی القلب هی مغارس المعاصی، اخلاق ناپسند در باطن هر کسی باشد، مزرعه یک سری معصیت است اگر متکبر باشد صد تا گناه دیگر هم می کند.

    اگر بخیل باشد، هزار تا گناه دیگر می‌کند. هر کدام از این اخلاق ناپسند یک مرزعه است. فمن لم یطهر قلبه منها لم تتم له طاعات الظاهره کسی باطن خود را از گناهان پاکیزه نکند، عبادت‌های ظاهری او هم به درد نمی خورد. البته نه اینکه اسم این طلبه را در گروه بی نمازها بنویسند، نه اینکه او را در بی روزه ها بنویسند، اما دیگر اثرات الصلوه معراج المومن مهمل می شود.

    باید باطن را پاکیزه کند تا الصلوه معراج المومن معنا بدهد. می گوید باطنت را که پاک نکنی، این اعمال، تو را به جایی نمی رساند. برای همین است که درجا می زنیم، نمازش را می خواند روزه اش را می گیرد. اما مواظب زبانش نیست.
     طلبه‌ای تا از یک درس نمره اش کم می شود،با استاد قهر می کند، و پشت سر او بدگویی می کند.


    حالا این طلبه به جایگاه تدریس هم می رسد، اگر مدیر او را به عنوان معاون انتخاب نکند، دیگر به صورت مدیر نگاه نمی کند، حتی نمی تواند به او سلام بگوید؛ به جایی می رسد که به مدیر تهمت می زند.
    اگر معاون بوده است، به او تذکری داده می شود، فتنه ای را سامان می دهد؛ که باید خدا کمک کند تا فتنه خاموش شود.
    پس نماز و روزه در گروی پاک سازی باطن از گناهان است، و گرنه اعمال ظاهری باعث پرواز نمی شود؛ بنابراین

    چنین طلبه‌ای هرگز به ثبات اخلاقی نمی رسد!

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [شنبه 1397-11-13] [ 09:28:00 ق.ظ ]





      22 بهمن روز خوش پیروزی   ...

    دهه مبارک فجر
    دهه فجر از 12 تا 22 بهمن ماه،روز هایی ماندگار و فراموش ناشدنی در تاریخ ملت بزرگ ماست، روز های پیروزی انقلاب اسلامی است، انقلابی که رساترین فریاد تاریخ، یعنی امام امت، آن را رهبری کرد و به فرجام رساند و برای حفظ آن با تمام وجود تلاش کرد. انقلابی که مبتنی بر بینش عمیق توحیدی و الهام گرفته از انقلاب سرخ عاشورای حسینی بود،که در آن عده ای قلیل با اعتقادی وسیع و راسخ، نیرو های کفر و باطل را شکست دادند و چشم قدرتمندان را خیره ساختند.
    دهه فجر،فرصت بازنگری در ارزش ها و آرمان‌هاست:وقتی که امام آمد، ستم رفت، شاه رفت و پلیدی و تباهی و سیاهی رخت بر بست. وقتی که امام آمد، لاله ها سر از خاک برآوردند و فرشی برای گام های پر صلابت او شدند.
    وقتی که امام آمد، آزادی به خانه‌ها برگشت، ما استقلال خویش را باز یافتیم و جمهوری اسلامی با دست مبارک او بنیاد نهاده شد.
    پیروزی انقلاب اسلامی ایران،بدون شک معجزه ای الهی بود که به دست معجزه گر مردی از سلاله پاک رسول خداصلی الله علیه و آله به انجام رسید و چشم امید مظلومان و مستضعفان جهان را به خود خیره ساخت.تاثیر سریع انقلاب اسلامی در منطقه و برآشفتن شعله خشم مردم مسلمان و غیر مسلمان در بسیاری از کشورهای تحت سلطه استعمار گواه روشنی بر این مدعا است: زیرا در کمتر مقطعی از تاریخ، شاهد پیروزی و تاثیرگذاری قاطع مردم بر حکومت فاسد بوده ایم.
    مهم ترین و اساسی ترین عامل پیروزی انقلاب اسلامی، قیام مردم برای خدا بود و این نکته اساسی برای غربی ها و افراد سیاسی مادی گرا که پیوسته به دنبال داشتن رفاه بیشتر هستند، قابل درک نبود.حضرت امام(ره) پیش از آنکه مردم را به انقلاب برضد طاغوت وادارد، انقلابی در درون دل هایشان آغاز کرد.بنابراین انقلاب اسلامی ایران، انقلابی بود بر ضد تمام ارزش های به ارث مانده از دوران ستم شاهی: انقلابی بود در روش ها، منش ها، سنت های جاهلی.
    کبری تقی زاده

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [جمعه 1397-11-12] [ 10:20:00 ق.ظ ]





      #راز_ماندگاری_انقلاب در تجربه های متراکم چهل ساله   ...

    تجربه‌‏هاى متراكم چهل ساله انقلاب اسلامى؛ چراغ راه آینده كشور
     انقلاب اسلامى به میزانى كه علیه سیاست‏‌هاى داخلى رژیم شاه بود، به همان میزان نیز علیه حضور و دخالت بیگانگان در كشور و دست‌‏اندازى آنان بر مقدورات ملت بود. به بیان دیگر، آرمان‏‌ها و اهداف این انقلاب در تغییر حاكمان و سرنگونى رژیم خلاصه نشد، بلكه همزمان براى قطع نفوذ بیگانگان و دستیابى به استقلال در همه ابعاد آن، به‏ معناى واقعى كلمه كوشش كرد.

    تحول‏ خواهى در داخل و تلاش براى اصلاح نظام ظالمانه بین‌‏المللى، حمایت از مظلومان و مستضعفان، استكبارستیزى و… ازجمله ویژگى‏‌هاى متمایزكننده انقلاب اسلامى از سایر انقلاب‏‌هاى معاصر است؛ زیرا انقلاب‌‏هاى دیگر، آرمان خود را یا صرفاً محدود به چارچوب‏‌هاى سرزمینى خود تعریف كردند یا این‏كه در صورت داشتن آرمان‌‏هاى فراملى، پس از مدتى با عدول از آن آرمان‏‌ها، حاضر به پذیرش مفروضات حاكم بر نظام بین‌‏الملل شدند. ایران اسلامى، تنها كشور انقلابى است كه در عین رویكرد تعاملى با جهان، همچنان انقلابى مانده و بر مواضع انقلابى و الهام ‏بخش و افزایش عمق راهبردى خود در سطح منطقه و جهان ادامه مى‌‏دهد.


     امروز انقلاب اسلامى ایران پس از چهار دهه كه از عمر پر بركت و افتخارآمیز آن مى‏‌گذرد توانسته است با بر هم زدن معادلات قدرت جهانى، بیش از هر زمان دیگرى جایگاه تأثیرگذار و تعیین ‏كننده خود در عرصه تحولات منطقه‏‌اى و فرامنطقه‏‌اى را تحكیم بخشد و با پیام الهام‏ بخش و عزت آفرین خود، حركت نوین عدالت‏خواهى و آزادى‏خواهى و نداى حق طلبانه ملت‏ هاى ستمدیده و مظلوم را به گوش جهانیان برساند.
     آینده روشن و درخشان و پر قدرت متعلق به اسلام عزیز و انقلاب اسلامى است و انشاالله بزودى بشریت شاهد اضمحلال رژیم‌‏هاى سلطه و خودكامه خواهد بود. تجربه چهل ساله انقلاب اسلامى مملو از دستاوردهاى گرانسنگى است كه مى‌‏تواند چراغ راه آینده نظام اسلامى باشد. در این میان برخى اصول و باورها و شعارها حقیقت خود را در عمل آشكار كرده است. شعارها و باورهایى چون: «ما مى‌‏توانیم»، روحیه انقلابى، اعتماد جوانان، فصل الخطاب بودن رهبرى، صبر و ایستادگى، عدم اعتماد به دشمن، مدیریت جهادى، اقتصاد مقاومتى و….

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 09:54:00 ق.ظ ]





      #راز_ماندگاری_انقلاب در نقش آفرینی چهار نسل پیاپی   ...

    جوانان انقلابى؛ كلیدواژه رهبر انقلاب براى نسل جوان امروز كشور

    در انقلاب‏ اسلامى با چهار نسل پیاپى مواجه بوده ‏ایم:

    نسل اول انقلاب در شكل ‏گیرى انقلاب‏ اسلامى و زمینه ‏سازى براى تشكیل نظام اسلامى در ایران تلاش كرده و تحت رهبرى حضرت امام(ره) موفق به انجام وظیفه اساسى خود شد.

    نسل دوم انقلاب نیز علاوه بر مشاركت در شكل‏ گیرى انقلاب ‏اسلامى به تثبیت و پاسدارى از نظام اسلامى به ‏خصوص در عرصه‏‌هاى جهاد و شهادت و زمینه‏ سازى و پیشبرد ایجاد دولت اسلامى مبادرت ورزید.

    نسل سوم و چهارم انقلاب ‏اسلامى، نسل‏‌هایى هستند كه در دوره جمهورى اسلامى تربیت و رشد یافته و در واقع اولین ثمرات سرمایه‏ سازى انسانى انقلاب ‏اند.
    برخلاف نظریات غربى ارائه‏ شده، خوشبختانه انقلاب‏ اسلامى ایران شاهد گرایشى عمیق‏ تر در نسل سوم نسبت به ارزش‏‌ها و آرمان‏‌هاى اصیل انقلابى است.

    از این جهت، همه‏ چیز براى نقش‏ آفرینى نسل سومى‏‌ها و چهارمى‌‏ها آماده است. پیشرفت و اعتلاى كشور در گرو بها دادن حقیقى به نسل جوان خصوصاً در مدیریت‌‏هاى میانى و حتى كلان و سپردن امور اجرایى كشور به نسل سوم انقلاب‏ اسلامى است.

    اكنون كشور با چالش‌‏هاى گوناگون در حوزه اقتصادى و اجتماعى دست‏‌وپنجه نرم مى‌‏كند كه تبعات آن كم‏‌وبیش معیشت و آرامش عموم مردم را هدف گرفته است. مدیران نسل اول و دومى رمق خدمت در پست‌‏هاى اجرایى را یا تقریباً ازدست‏‌داده‌‏اند یا در آستانه بازنشستگى طبیعى هستند و آن زمانى است كه به ‏ناچار باید عرصه را به‏‌دست نسل سومى‏‌هایى بسپارند كه هنوز مجال سعى و تلاش در محیط حقیقى را نیافته‏‌اند.

    اگر مدیران نسل اولى و نسل دومى، فرصتى را كه انقلاب، سه دهه پیش سخاوتمندانه در اختیارشان گذارده است، از نسل جوان دریغ ورزند، به‏ زودى شاهد حادثه ناگوار توقف تربیت مدیران براى آینده كشور خواهیم بود كه تبعات سنگین و جبران ‏ناپذیرى براى كشور و نظام به همراه دارد.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1397-11-11] [ 07:39:00 ب.ظ ]





      راز ماندگار ی انقلاب شهادت   ...

    شهدا حمید را صدا کردند

    خرمشهر بودیم برای اسکان چادر نداشتیم.بناچار یک طویله را تمیز کردیم و قالیچه انداختیم، با آویزان کردن یک پتو، پرده زدیم.
    ما هفت هشت نفر توی طویله نشسته بودیم، که اعزام جدید آمد چند تا چند تا تقسیم کردند توی چادرها،  مشغول خوردن چای بودیم استکان مان هم شیشه های مربا بود. یکی پتوی طویله را کنار زد گفت: برادرها مهمان نمی خواهید؟  یکی از بچه ها گفت اول اسمت را بگو! گفت: حمید.
    همان شخص گفت: مهمان حبیب خداست، یک چایی بریزید برای آقا حمید.جوانی زیبا، خوش تیپ و برازنده بود.

    چند روزی با ما بود، یکی از بچه ها گفت: حواستون هست حمید نماز نمی‌خواند، - چون همه بچه ها اهل نماز شب و جماعت بودند- بچه های دیگرهم هرکدام گفتند همینطوره؛ منهم باهاش بودم نماز نخواند. یکی ازبچه ها گفت به روحانی گردان بگوییم. حسن گفت: از خودش بپرسیم شاید مشکلی دارد.
    گفتیم: کار خوبیه. حسن رفت تا از او بپرسد، رفت و پکر برگشت گفت: حمید می گوید نماز نمی خوانم.

    همان موقع حمید آمد تو و او هم پکر بود. گفت: من نماز نمی خوانم چون بلد نیستم. چون در محیطی بزرگ شدم که بد بود و کسی نماز نمی خواند تا من یاد بگیرم.  بردیمش پیش روحانی گردان تا نماز یادش بدهد. روحانی از صفر شروع کرد، از وضو تا نماز و رکوع و سجود و احکام  را به جوان 23 ساله یاد داد.
    مدت ششماه با ما بود.یک روز بچه ها از او پرسیدند، تو با این وضعیت زندگی و تربیت و خانواده، اینجا توی جبهه. چکار می کنی؟

    گفت: یک شب جمعه‌ای توی خونه روی مبل نشسته بودم، پدرم آنطرف روی مبل نشسته بود. من ویدئو نگاه می کردم.

    تعجب کردیم! ویدئو، شما ویدئو داشتید؟ گفت :آره تلویزیون کنترلی .

    بابام داشت تلفنی با دوستانش حرف می‌زد. بابام گفت: حمید شامت خوردی ؟ گفتم آره باباجون خوردم.-.می‌گفت: خیلی به پدرم احترام می گذاشتم با اینکه از وضعشون خوشم نمی آمد- بابام رفت بادوستانش گردش.

    مادرم آمد گفت حمید شامت را خوردی؟ گفتم نه، می‌خورم، مادرم هم رفت پارتی!
    آیفن خونه زنگ زد، -پرسیدیم آیفن دارید سال 1363- یکی پشت آیفن اسم خواهرم را برد گفت: بگو فلانی بیاد منتظرم! خواهرم هم رفت گردش شبانه!
    من فیلم جنگی تماشا می کردم، بی اختیارفکر و ذهنم از آن محیط خارج شد، توی حال هوای دیگری بودم، بی اختیار دستم رفت روی دکمه کنترل و تلویزیون روشن شد؛ رزمنده هایی را نشان می داد که آماده رفتن به خط مقدم بودند.خبرنگار می پرسید چه حالی دارید؟
    می گفتند خوشحالیم که شهادت قسمتمان می‌شود! از یکی پرسید گرسنه ای ؟ داشت نان خشک می خورد، گفت گرسنه بودم .من تعجب کرده بودم این‌ها برای کشته شدن می روند و خوشحال هستند. در همین بین یک صدایی شنیدم گفت :"حمید می خواهی باما باشی “؟
    ترسیدم! به این طرف و آن طرف نگاه کردم صدا زدم مامان کسی نبود.فکر کردم شاید از تلویزیون صدا آمده، اسم یکی از رزمنده ها حمید است، رفتم طرف تلویزیون، باز صدا گفت “حمید می خواهی باما باشی"؟
    بازهمان صدا گفت: “نه ما تو را خواستیم و صدا کردیم، تو از ما هستی.”
    خود بخود رفتم طرف کمد و لباس هایم را برداشتم، از خانه رفتم بیرون.
    مساجد همه پاس داشتند. رفتم پیش یکی از برادرها که پاس می داد پرسیدم: ازکجا جبهه می برند.
    گفت: چه عجله ای داری؟ صبر کن پاس من که تمام شد با هم می‌رویم مسجد ما اعزام هست.
    با هم رفتیم  همان جا کنج مسجد خوابیدم، صبح با بقیه برادرها صبحانه خوردم، مسئول اعزام آمد پرسید تخصصت چیه؟

    گفتم رانندگی ماشین های سنگین. گفت: خوب شد راننده لازم داریم، شناسنامه داری؟ بهشان دادم چون سن من بزرگ بود لازم نبود رضایت نامه بدهم.مارا آوردند دوکوهه
    یک لودر بهم دادند گفتند سوار شو، خیلی راحت رانندگی کردم، گفتند خوبه. چون پدرم شغل راه و ساختمان داشت این جور ماشین زیاد دیده بودم.
    دیدند بلدم، مستقیم آوردند خرمشهر.
    یک روز حمید آمد و یک چاقوی قشنگ داشت و گفت: این چاقو را از توی یک خانه پیدا کردم. -خانه های خرمشهر را با سوراخ کردن از داخل وصل کرده بودند تا برای رفت و آمد، از چشم بعثی ها دور باشند .
    یکی از بچه ها گفت: حمید، شاید صاحب چاقو راضی نباشد و یک روز برگردد و دنبال چاقو بگردد.
    حمید، تا شنید گفت صاحبش راضی نباشد، حالا من چکار کنم! اگر روز قیامت یقه من را بگیرد !
    چند نفر راه افتادند تا آن خانه را پیدا کنند و چاقو را سر جایش بگذارند. با حمید رفتیم به هر خانه که می رسیدیم حمید شک می کرد که همان خانه است یانه.
    به او گفتیم: همین جا بگذار، با گریه گفت: خدایا شاهد باش من خیلی گشتم که چاقو را سر جایش بگذارم.
    چند ماه گذشت و در ام الرصاص عملیات ایذایی شد.
    فرمانده ما سید محمد که بعد ها شهید شد. بچه ها را تقسیم کرد. وحمید توی تقسیم نبود.
    حمید گفت: من چی؟ فرمانده گفت: شما همین جا مراقب وسایل و قرارگاه بمان.
    رفت جلوی چشم فرمانده گفت: آقا سید خودت که از ماجرای آمدن من خبر داری. یک حرفی می زنم اگر فهمیدی که هیچ اگر نفهمیدی هرچه تو بگویی انجام می‌دهم.گفت: همان صدایی که از تهران از توی خانه من را صدا زد آورد اینجا، حالا همان صدا می‌گوید بیا پیش ما .
    سید محمد گفت: تو هم با بچه ها برو. یکی از بچه ها گفت: حمید تو که آموزش تیر اندازی ندیدی. حمیدرفت یک تیربار گذاشت روی دوشش و خشاب ها را دور بدن خودش پیچید گفت: این ها را می‌برم تا یک بچه رزمنده باهاش تیراندازی کند.
    رفتیم تا اینکه در یک دوراهی تقسیم شدیم و حسن باهاش بود . می‌گفت دیدم حمید نور بالا میزند، فهمیدم که شهید می شود.
    گفتم اگرشهید شوی چه وصیتی داری گفت برو از پدر مادرم بخواه من را حلال کنند.
    و حرف دیگر که با خدا دارم آنهم این است که جنازه ام برنگردد و هنوز برنگشته است.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [یکشنبه 1397-11-07] [ 09:41:00 ب.ظ ]





      راز ماندگاری انقلاب تحقق حاکمیت دینی   ...

    انقلاب اسلامى؛ تجارت پرسود ملت ایران‏
    براى به‏ دست آوردن انقلاب هزینه داده ‏ایم؛ هزینه‏ هاى سنگینى هم پرداخت شده است امّا صدها برابرِ آن هزینه‏ ها، منافع وجود دارد؛ این یك تجارت پرسود است براى ملّت. . . هرچه جلو آمدیم، هزینه‏ ها سبك‏تر و قابل ‏تحمّل‏تر، امّا منافع كلان‏تر و بیشتر شده است. (۱۴/۳/۱۳۹۵)

    انقلاب اسلامى؛ تحقق حاكمیت دینى‏
    امروز براى اولین بار در تاریخ كشور ما -بلكه در تاریخ كشورهاى اسلامى- بعد از صدر اسلام، دین منشأ و منبع قدرت و تدبیر امور و اداره ‏ى جامعه شده است. (۲۲/۳/۱۳۸۳)V حاكمیت مردم و استقرار مردم ‏سالارى دینى ‏ملت ما تا قبل از انقلاب اسلامى مزه‏ ى حاكمیت مردم را نچشیده بود. از اعلام مشروطیت در ایران تا سالى كه انقلاب پیروز شد، ۷۵ سال طول كشید؛ از این ۷۵ سال، ۵۵ سال دیكتاتورى خاندان پهلوى بود؛ دیكتاتوریِ خشن و وابسته به قدرت‏هاى جهانى؛ یعنى اول به انگلیس، بعد به آمریكا. بدون ملاحظه‏ ى خواست مردم. (۱۲/۵/۱۳۹۲)

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 10:05:00 ق.ظ ]





      گرداب اقیانوس فضای مجازی   ...

    اینترنت گردابی برای جوانان

    اگر می‌خواهیم درگرداب اقیانوس فضای مجازی غرق نشویم، باید غواصی بلد باشیم.

    اولا- یک غواص دائم در اقیانوس شنا نمی کند، چون طولانی ماندن زیر آب به مغز و سایر اعضای بدن صدمه وارد می کند.

    دوم- یک غواص با کنجکاوی و دقت برای یافتن گوهر و مروارید‌هایی است، که بتواند با آن‌ها ثروت عظیمی را بدست آورد.

    سوم- مراقب است تا صید شکارچیانی چون کوسه‌های آدم‌خوار نشود. شخصی که به دعوت دوستانش «با نام مهربان »وارد یک گروه شده بود و به پاسخ گویی مشغول بود. یک روز جوانی که پاسخ های خود را دریافت کرده بود، از مهربان خواهش کرد تا تلفنی هم ارتباط داشته باشند. مهربان قصه ما از جوان می پرسد: چرا می خواهی تلفنی حرف بزنیم؟

    جوان می گوید: احساس می کنم شما مادری مهربان هستید که تمام مشکلات من را می توانید برطرف کنید!

    مهربان پاسخ داده بود، من برای فرزندانم هم مادری نکرده‌ام، چون پدر هستم. آقای مهربان تشخیص داده بود، که جوان از داشتن مادری مهربان محروم بوده است؛ گمان کرده که مهربان یک زن است و می‌خواهد او را جایگزین مادر بدخلقش کند. آشنایی‌هایی که از راه فضای مجازی به وجود می آید، وقتی در دنیای واقعی کنار هم قرار می گیرند؛ تفاوت زیادی را در رفتار یکدیگر می یابند. در دنیای مجازی ارتباط با کلمات و شکلکها بود ولی در دنیای واقعی، دیگر از محتوای‌هایی که با کپی کردن برای یکدیگر ارسال می کنند؛ خبری نیست.بلکه سخنانی است که بدون روتوش کردن می شنود و رفتاری را می‌بیند که قابل  تحمل نیست. برای همین بعد از سه ماه، راهی دادگاه و طلاق می شود، می گوید، آن چه من فکر می کردم در او نمی بینم.

    امام خمینی «ره»در چهل حدیث می فرماید:قوه خیال انسان را گمراه می کند، چون شیطان از راه خیال نفوذ می کند، شیطان راه نفوذی در عقل ندارد. با انضباط می توان از مشکلات فضای مجازی عبور کرد. برای فعالیت در فضای مجازی باید زمان خاصی را معین کنیم، و برای دوری از اعتیاد، گاهی چند روز تعطیل کنیم.

    اگر از اشتباه گذشته تجربه نیاموزیم، قوه خیال انسان را به دام اولی گرفتار می کند. دوباره از نو شروع می کند، باز دنبال یکی دیگر می گردد؛ و گرفتار مشکل تکراری می شود. آدم‌ها هم مثل چسبی هستند که چند بار بچسبانی دیگر خاصیت چسبندگیش را از دست می دهد، این بار بدبین می شود؛ دیگر نمی تواند به کسی اعتماد کند.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [شنبه 1397-11-06] [ 03:47:00 ب.ظ ]





      راز گریه‌های فاطمه(س)   ...

    راز گریه‌های سیاسی

    متاسفانه از بصیرت سهم کمی داریم، تلاش های معصومانه فاطمی را بدون شناخت، با تحلیل‌های دنیایی خود بررسی می کنیم. گریه‌های سیاسی حضرت زهرا (س) را، گریه‌ای با پس زمینه عاطفی، اندوه غم جانکاه رحلت پدر معرفی می کنند.
    در حالیکه سراسر زندگی حضرت زهرا(س) مملو از حرکت ها، حضور سیاسی است .جریان سقیفه و برخورد زهرای مرضیه (س) به دو بعد از ابعاد سیاسی اشاره دارد.
    در سبک زندگی اسلامی این گونه تدبیر شده است، تا زمانی که مرد خانواده در منزل حضور دارد؛ اگر مردی در خانه را بزند، زن نباید برای باز کردن در برود یا گوشی تلفن را بردارد وبا نامحرم ارتباط داشته باشد.
    اما در ماجرای سقیفه، با اینکه امیرالمومنین(ع) در خانه حضور دارد، زهرای مرضیه سه بار برای پاسخ گویی به پشت در می رود، و با رهبران سقیفه گفتگومی کند.
    و آنگونه که از شخصیت یگانه بانوی دوعالم شنیده‌ایم، در زمان حیات پدر بزرگوار از حضور در برابر مرد نابینا هم خود داری کرده بود.

    آن چه در جریان سقیفه اتفاق افتاده است، رابطه فاطمه(س) و علی(ع) از نوع رابطه زن وشوهری نیست حضرت علی(ع) با حضرت فاطمه(س) رابطه امام و ماموم است.مولا علی(ع) امام اوست تا زمانی که مامون حضور دارد اجازه نمی‌دهد امام با دشمنش درگیر شود.
    امام خمینی«ره» در وصیت نامه سیاسی خود نوشتند که گریه ما برای اهلبیت (ع)گریه سیاسی است، بنیان گذار این گریه حضرت زهرا(س) است؛ متاسفانه جامعه شیعه و سیاسی ما از این بعد غافل مانده است.
    کسی که پدر از دست داده یا در خانه می گرید یا سر قبر او می گرید.
    اگر گریه حضرت زهرا (س) برای غم ازدست دادن پدر بود، چه جریانی از گریه او ناراحت می شوند، و اعتراض می کنند که به زهرا بگویید یا روز ها گریه کند یا شب ها!

    زهرا آمد به بیت الاحزان در کنار بزرگراه مدینه گریه می کند، که درخت را هم بریدند.از این اعتراض ها مشخص می‌شود، که گریه‌های حضرت فاطمه(س) سیاسی بوده است.
    باید گریه هامان را سامان دهی کنیم، و در ایام فاطمیه با تمسک و پیروی از زهرای مرضیه (س)، اشک‌هایمان را سیاسی کنیم.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 11:26:00 ق.ظ ]





      #راز_ماندگاری_انقلاب با ایستادگی مردم   ...

    مقام معظم رهبری‏(مدظله ‏العالی): انقلاب احساس عزت را به ملت ایران برگرداند
    بهار ۵۷؛ بهارى كه خزان نداشته است‏
    خصوصیت این انقلاب عظیم اسلامى كه شما ملت ایران راه انداختید این بود كه به فضل الهى آن بهار تا به امروز خزان نداشته است این ایستادگى، این ثبات، این تداوم، این پایبندى به ارزش‏‌ها و اصولى كه انقلاب براى این مردم آورد، همان چیزى است كه امیدها را در دل‏‌هاى ناظران در سرتاسر دنیائى كه مى‌‏بینند و نگاه مى‏‌كنند، پایدار مى‌‏كند. (۳/۳/۱۳۹۰)

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 10:12:00 ق.ظ ]





      #راز_ماندگاری_انقلاب در حرکت امت   ...

    دستاوردهاى عظیم انقلاب اسلامى‏
    همان مقدارى هم كه كار كردیم، به همان مقدارى هم كه حركت كردیم، خداى متعال دستاورد داد. البته دستاوردها خیلى بزرگ است: «من جاء بالحسنه فله عشر امثال‏ها.» ده برابر تلاش ما، خداى متعال به ما داد. ما كجا بودیم در دوران طاغوت در بین امت اسلام و در بین ملل عالم منزوى، گمنام، فراموش شده، در درون خود بدون حساسیت‏‌هاى لازم، بدون آن شجاعت‏‌ها، بدون آن همت‏هائى كه یك ملت را به جهش وادار مى‏‌كند؛ اینجورى بودیم. امروز جوان ما، دانشمند ما، عالم ما، صنعتگر ما، كشاورز ما، آحاد مردم ما، آرزوهاى بزرگ دارند، در راه آن آرزوها حركت مى‏‌كنند و نتیجه‌‏اش را هم دارید مى‌‏بینید. (۲۹/۴/۱۳۸۸)

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [جمعه 1397-11-05] [ 09:40:00 ب.ظ ]





      راز ماندگاری انقلاب در ایمان مردم   ...

    تحول روحى در مردم و تحقق وحدت كلمه‏

    مسلّماً مادامى كه نیت ما خالص است و براى خداست، خداى تبارك و تعالى با ماست و پیروز خواهیم شد. چنان‏چه در این ‏راه قدرت بزرگى كه در مقابل ما بود و پشتیبان او تمام قدرت ‏ها، اعم از اَبَرقدرت‏‌ها و غیره بودند، لكن چون حُسن نیت بود و مردم متحول شده بودند به آن مردمى كه در صدر اسلام بود. . . از این جهت، این پیروزى ما مرهون یك همچو تحول روحى است كه در مردم پیدا شد. و الاّ ما كه نه اسلحه داشتیم و نه نظام بود در كار و نه یك كارهایى داشتیم كه مطابق اصول جنگى و این‌‏ها باشد. فقط چیزى كه بود ایمان در مردم بود، و بحمداللّه وحدت كلمه.

    (صحیفه امام، ج‏۱۰، ص‏۸۰)V            

    غلبه قدرت ایمان بر قدرت شیطان

    شما دیدید كه یك ملتى كه عددش كم و هیچ اسلحه نداشت و هیچ ابزار جنگى نداشت و هیچ نظامیگرى نداشت [ولى‏] ابزار ایمان داشت، با ابزار ایمان غلبه كرد بر یك قدرت شیطانى كه همه‏‌ى قدرت‏‌ها دنبال او بودند. نه همان ابرقدرت‏‌ها، همه‏‌ى قدرت‏‌ها دنبال او بودند. این‏ قدرت ایمان بود كه یك مشت مردم را كه هیچ نداشتند غلبه داد. این همان قدرتى بود كه در صدر اسلام با یك ابزار كم و یك عدد كم غلبه كردند بر روم با آن بساط و بر امپراتورى ایران با آن همه ابزار. آن‌‏ها تهى بودند از ایمان؛ و این‏‌ها دست پر بودند در ایمان، غلبه كردند.

    (صحیفه امام، ج‏۱۱، ص‏۱۹۷)

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 11:02:00 ق.ظ ]





      همیشه خیلی زود دیر می‌شود   ...

    همیشه خیلی دیر متوجه می‌شویم که بایدها و نبایدهای دین برای سعادتمندی دنیا و آخرت کارساز بوده است.
    و برخی که از شانس و اقبال خوبی دارند، متوجه خسارت می‌شوند؛ و تصمیم به برگشتن می گیرند و می‌خواهند عقربه‌های زندگی را به عقب برگردانند که دیگر ممکن نیست.
    یا ژن‌های سلولی تغییر کرده است، یا وقت تنگ است و گرفتار گذر زمان شده ایم، و روزها و فرصت های طلایی را از دست داده‌ایم.
    اصولا به تاثیر طلایی تعبدی بودن اعمال توجه نداریم، گرفتار کنجکاوی عقل در بند نفسمان هستیم؛ که دائم اعصاب متزلزل ما را تحریک می کند.
    درد بشری که موصوف «كَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولًا.»( 11 اسرا) است، دوست داریم خودمان همه چیز را تجربه و آزمایش کنیم، و نتیجه‌اش را ببینیم.
    مثل اعتقاد “سیاست،عین دیانت است” که از مولفه‌های مهم سبک زندگی و رسیدن به کامیابی است.
    از این “باید “نیکو و بجا دوری می‌کنیم، گرفتار سکولار می شویم.بعد از مدتی، متوجه مهم ترین گره زندگی می گردیم ، که در آن گیر کرده‌ایم.
    وقتی بدون خدا و رنگ دین، از نظر مادی توفیقاتی را بدست می‌آوریم، شکست‌هایی که نتیجه تفکر جدایی دین از روش زندگی ما بوده است، زیر چرخ‌های بیرحم افسردگی به انتحار می رسیم، می‌خواهیم قبل از اجلی که خداوند مقرر کرده است، از این دنیا کوچ کنیم.
    زیرا بعد چهار دهه یا بیشتر تلاش و بدست آوردن مادیات، و توفیقات علمی؛ در بعد خانواده که موتور و انگیزه همه تلاش ها بوده است رتبه زیر صفر را بدست میآوریم.
    بعد از تخریب پل‌های جاودانه که نردبان بایدها و نبایده‌هایی که دین تعبیه کرده بود، اگر کورسویی از امید باقی مانده باشد؛ میخواهیم زندگی را همطراز فطرتمان بسازیم .

    همیشه خیلی زود دیر می شود!

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1397-11-03] [ 05:55:00 ب.ظ ]





      حضرت زهرا از کلیسا نجاتم داد   ...

    کلاس ششم قدیم را می خواند، در مسیر خانه تا مدرسه از جلوی کلیسا عبور می کرد. از روی کنجکاوی وارد کلیسا شدم، کشیش با رویی گشاده استقبال کرد.

    من و دوستانم را در ردیف جلو کنار دختران زنار بسته می‌نشاند. این دیدار ها تقریبا هر یکشنبه تکرار می شد.

    با جزوه‌های تبلیغی مسیحیت از ما پذیرایی می کردند.

    تا اینکه یک روز، کشیش سؤالی از من و دوستانم کرد؛ گفت: ما از شما در کلیسا با روی باز و لبخند استقبال می کنیم و در جمع خودمان با صمیمیتمی پذیریم.

    اما روحانیون مسلمان ما را به مسجد راه نمی دهند، و چنین رفتاری را با ما ندارند.

    دوستان بازیگوش و سبک مغز شروع کردند به اراجیف گفتن، که روحانیون مسلمان قشری، و دور از تمدن هستند.

    من از شرم تحمل شنیدن چنین سخنانی را نداشتم، بسیار ناراحت شدم.

    از کشیش اجازه خواستم، رفتم روی سن کنار کشیش پشت تریبون ایستادم، گفتم: پرسشتان را یک بار دیگر تکرار کنید. بعد از پرسش دوباره او، با استمداد از اهل بیت(علیهم السلام)شروع کردم به پاسخ دهی.

    گفتم: حضرت محمد(ص) فقط یک دختر داشت، به نام حضرت زهرا(س) که فخر زمین و آسمان است، یازده نوه که  ائمه معصوم هستند؛ که خداوند نام هیچکدام را در قرآن ذکر نکرده است.

    اما نام حضرت عیسی(ع) و مادر محترمش، مریم مقدس، را به کرات در قرآن ذکر کرده است. برای پاک بودن مریم، از هر تهمتی ، حضرت عیسی می فرماید«انی عبدالله…» و ما مسلمانان حضرت عیسی را به عنوان پیامبر الهی قبول داریم؛ مریم را یکی از چهار زن پهشتی می‌دانیم.

    بنابراین کلیسا برای ما خانه آشناست، و میزبان هم ما را می شناسد.اما شما مسیحیان حضرت محمد(ص) را به عنوان پیامبر الهی قبول ندارید، در نتیجه مسجد خانه شما نیست و میزبان شمارا نمی شناسد!

    تا سخنم به اینجا رسید، کشیش عصبانی شد، و ما را خشونت و توهین از کلیسا بیرون کرد، گفت دیگر حق ندارید به کلیسا بیایید!

    کتاب بحرانهای آذربایجان

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 11:06:00 ق.ظ ]





      ذولفقار خطبه و اشک فاطمی   ...

    در ماجرای سقیفه و غصب مقام جانشینی پیامبر(ص)، توسط منافقان؛ امیرامومنین (ع) طبق وصیت پیامبر(ص)مامور به سکوت بود.

    اگر قرار بود برای جلوگیری از غصب مقام جانشینی پیامر(ص) دفاع کند و خلافت را بدست بگیرد، باید شمشیر می کشید و جنگ می کرد.

    از طرفی دشمنان خارج از مرز های مدینه مدت‌ها بود که منتظر فوت رسول خدا بودند.

    با توجه تعداد انگشت شمار مسلمان واقعی، حضرت علی(ع) پیروز جنگ که نبود، اساس اسلام هم نابود می شد.

     حضرت زهرا(س) قرار نبود با شمیر مبارزه کند بلکه با ذولفقار خطبه و اشک به میدان جهاد شتافت.

    چون ولایت و دین اسلام را از جانش مهمتر بود، در این راه دریغ نکرد و اولین فدایی راه ولایت از اهل بیت شد.

    یعنی باطن دفاع فاطمی با سکوت علوی یکی بوده است هر چند از جهت ظاهر متفاوت بوده است.

    همانند باطن صلح حسنی  و قیام حسینی که چون دوبال بود برای حفظ دین اسلام.

     

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [شنبه 1397-10-29] [ 07:01:00 ب.ظ ]





      افشاگری های مادر پدر   ...

    اعتراض به مردمان بی بصیرت و بی عمل‏
    از نگاه فاطمه(س) اگر اصحاب متساهل، كاهلى را كنار نهاده و به‏ طور جدى در برابر انحراف‏‌ها ایستادگى‏ می‏‌كردند، مشكلات برطرف مى‏‌شد و امور طبق روال صحیح جریان مى‏‌یافت؛ لذا یكبار در میان احتجاجات خود علیه خلیفه به‏‌خاطر غصب فدك، رو به انصار كرد و فرمود: «اى گروه نقباء و بازوان ملت و حافظان اسلام! این چشم پوشى در مورد حق من و این سهل‏‌انگارى از دادخواهى من براى چیست؟

    آیا پدرم، رسول خدا(ص) نمى‏‌فرمود: «(حرمت) هركس در فرزندان او حفظ مى‌‏شود»، چقدر با سرعت مرتكب این اعمال شده‌‏اید، و چه با عجله این بز لاغر، آب از دهان و دماغش فرو ریخت، در صورتى‏كه شما مى‏‌توانید مرا در آنچه چاره‏‌جویى مى‌‏كنم كمك كنید و قدرت (حمایت مرا) در آنچه مطالبه مى‏‌كنم و قصد كرده‌‏ام ، دارید.»
    هنگامى كه زنان مهاجرین و انصار به عیادتش آمدند، تقریبا از ابتدا تا انتهاى سخنانش شوهرانشان را به‌‏شدت ملامت فرمود و در پایان بیاناتش عواقب شوم‏ بى‌‏توجهى آنان به وصایاى پیامبر(ص) در مورد خلافت را متذكر شده و آنان را از آینده‌‏اى پر از زورگویى و هرج و مرج بیمناك ساخت و فرمود: «بشارت باد شما را به شمشیرهاى كشیده و حمله متجاوز ستمكار، و به هرج و مرج عمومى و استبداد ستمگران، كه حقوقتان را اندك داده و اجتماع شما را (به‏‌وسیله شمشیرهایشان) درو خواهند كرد، پس بر شما حسرت باد كه كارتان به كجا مى‏‌رسد
    سوید‏بن غفله مى‌‏گوید: زن‏ها سخنان فاطمه(س) را براى شوهرانشان نقل كردند و آن‏ها براى عرض پوزش نزد آن‏‌ حضرت آمده و گفتند: اگر ابوالحسن قبل از بیعت با دیگرى این مطالب را براى ما مى‏‌گفت، كسى را بر او ترجیح‏ نمی‌‏دادیم.
    حقیقت آن است كه آن‏ها شكى در برترى على(ع) نداشتند و در غدیر خم با آن‏حضرت بیعت كرده بودند، ولى این ‏بار با اتخاذ سیاست تساهل و تسامح عهد خویش را شكستند؛ لذا حضرت زهرا علیها السلام عذر آنان را نپذیرفت .
     بهره بردن از راهبرد سكوت سیاسى
    در مسیر دفاع از حریم ولایت و امامت، فاطمه زهرا(س) شیوه مبارزاتى دیگرى را با سكوت خود آغاز كرد و آن «اعتصاب سخن» با حاكمان وقت بود. این راهبرد و شیوه جدید در اذهان جامعه كه به حضور آن‏ حضرت در صحنه عادت داشتند، سؤال ایجاد مى‏‌كرد كه چه شده است كه فاطمه زهرا(س) سكوت كرده است؟ فاطمه(س) در محاجّه خود عهد كرد كه دیگر با حکومت سخن نگوید.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 05:45:00 ب.ظ ]





      شخصیت پوشالی طلبه مانند کاه روی آب   ...

    برای شناخت ابعاد فکری افراد، راه های گوناگونی در روایات بیان شده است. به عنوان مثال، الناس یعرف بخلیله، افراد را با دوستانش بشناسید.شاید بعضی از افراد با دوستان خوبی همنشین باشند و در سایه این دوستی ها بهره‌های مادی را در نظر می گیرند. بنابراین باید راه های دیگری را بیابیم.

    امام خمینی «ره»پیشنهاد خوبی داده اند:"برای شناخت افراد به آن ها پست یا مقامی بدهید، بعد آن پست را بگیرید” اگر در رفتارش تغییری حاصل نشد، معلوم است که درون برونش یکی بوده است.
    وقتی زمان ریاست جمهوری آقای خامنه‌ای به پایان می رسید، پرسیدند: «چند ماه قبل از رحلت امام (رضوان‌‌ا‌للّه‌‌علیه)، مرتب از من می‌‌پرسیدند که بعد از اتمام دوره ریاست جمهوری، می‌خواهید چه کار کنید. من خودم به مشاغل فرهنگی زیاد علاقه دارم؛ فکر می‌کردم که بعد از اتمام دورۀ ریاست جمهوری، به گوشه‌ایی بروم و کار فرهنگی بکنم.
    وقتی از من چنین سؤالی کردند، گفتم اگر بعد از پایان دوره ریاست جمهوری، امام به من بگویند که بروم رئیس عقیدتی، سیاسی گروهان ژاندارمری زابل بشوم -حتی اگر به جای گروهان، پاسگاه بود- من دست زن و بچه‌‌ام را می‌گیرم و می‌‌روم! واللَّه این را راست می‌گفتم و از ته دل بیان می‌کردم؛ یعنی برای من زابل مرکز دنیا می‌‌شد و من در آن‌جا مشغول کار عقیدتی، سیاسی می‌‌شدم!
    به نظر من، بایستی با این روحیه کار و تلاش کرد و زحمت کشید؛ در این صورت خدای متعال به کارمان برکت خواهد داد».#

    مشکل ما مدعیان انتظار این است که نه نصیحت ناصحان را می پذیریم و نه واعظی در درون داریم که به ما پند دهد.
    بنابراین نه طاقت شنیدن نقد داریم، نه حاضر به اصلاح خود هستیم.
    با این وصف، خود را از استوانه های محکمی برای زمینه سازی ظهور می‌دانیم!
    می خواهیم خود را نساخته دیگران را بسازیم، طبق دستور دین مبین این کار از محالات است.
    وقتی کارکرد اخلاقی ضعیف شد و نتیجه عکس داد، و عذر ما را خواستند، شیاطین انس و جن وارد می‌شوند؛ چنان افسار محکمی را لجام می کنند که از دست کرام الکاتبین هم کاری بر نمی آید.
    تیشه ها بر ریشه ها می خورد و پل های پشت سر و آینده را ویران می کند!
    این چنین، رفتار درونی ما در ذهن عقلا حک می شود، او فرد شایسته ای نبوده است، که این گونه ناسپاسی می کند، در برابر کسانی که سالیان سال برای او زحمت کشیدند و باعث رشد علمی، مادی او شده اند.

    حتی برای شناخت خودمان هم می‌توانیم با این گزینه آزمایش کنیم، که کجای انسانیت هستیم!

    وقتی از معاونت، یا تدریس و مدیریت یا هر پست دیگری ما را برداشتند به احوالات درون خود بنگریم، که آیا دچار بغض کینه شده ایم یانه!

    آیا ما کار را برای خدا انجام می‌دادیم، یا برای نام و نشان و مادیات؛ خیلی سخت است به این مرحله برسیم!

    #بیانات در دیدار با مسئولان سازمان تبلیغات اسلامی در پنجم اسفند1370

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 09:57:00 ق.ظ ]





      راز ماندگاری انقلاب،رشد عقلانیت   ...

    امیر المومنین فرمودند: رَحم الله اِمرأ علم مِن عَینَ فی عَین اِلی عَین
    چهل سال پیش جایگاه ما در دنیا از جهت علمی، اقتصادی، پزشکی، نظامی در چه رتبه‌ای بود؟
    کسانی می توانند در باره قبل از انقلاب قضاوت صحیحی داشته باشند، که حداقل 25 ساله باشد تا بتواند از وضع آن زمان با اطلاع باشد.
    در مراکز نظامی مستشاران آمریکایی حرف اول را می زدند، علاوه برحقوق، حق توحش می گرفتند.
    پزشکان پاکستانی، هندی که از جهت پزشکی سوادشان در حد یک پرستار بود، در بیمارستان‌ها بیماران تیمار می کردند.
    بازار اجناس خارجی در کشور بیداد می کرد، که نتیجه‌اش تب خرید جنس خارجی است که در این زمان وارث آن شده ایم.
    زندگی بیشتر مردم زیر خط فقر بود.
    از جهت علمی، هروقت از ابتکار و خلاقیت سخنی گفته می‌شد، این ضرب المثل را می شنیدیم که یک ایرانی آفتابه ساخت که لوله نداشت!
    اگر انقلابی در گوشه کنار کشور اتفاق می افتاد، بدون اینکه کسی باخبر شود؛ در نطفه خفه می شد.
    شخصیتی مثل رئیسعلی دلواری در تنگستان در غربت با متجاوزین انگلیسی جنگید و به شهادت رسید.
    میرزا کوچک خان جنگلی در جنگل‌های شمال بدست یک هم وطن مزدور به شهادت رسید.
    انقلاب خیابانی و سردار ملی باقرخان و یارانش برای بیرون راندن بلشویک ها از آذربایجان به سرانجامی نرسید.

    اکنون در چه رتبه‌ای هستیم؟
    گویا مردم از جهت عقلانیت در ضعف بودند، یا از اخبار کشورشان بی خبر بودند، که قهرمانانی بزرگ به تنهایی باید با دشمن می جنگیدند.
    انقلاب بزرگ امت ایران به رهبری خمینی کبیر، از همان ابتدا به رشد و شکوفایی عقل مردم منجر شد.
    از همه اقشار، از هر گوشه ایران به سوی خرمشهر روان شدند تا جلوی متجاوز را بگیرند.
    شما کدام انقلاب را سراغ دارید، که یک امت چهل سال در سختترین روزها، از رهبرشان پیروی کنند، این پیروی را حتی در حکومت امیرالمومنین(ع) هم نمی بینیم!
    ایرانی که باید حق توحش به مستشاران بی‌دین پرداخت می کرد، اکنون با اقتدار ناجی ملت هایی مثل بوسنی، لبنان، سوریه، عراق، یمن… شده است.
    مهمترین نقش انقلاب، صدور آن به کشور های دیگر بوده است. روزی که امام خمینی جمعه آخر رمضان را روز دفاع از قدس قرار داد، چه کسی باور می کرد که روز قدس در بیشتر کشورها بزرگ شمرده شود.
    هر روزی که می گذرد اختراع و خلاقیت جوانان در تولید فناوری، پزشکی، هسته‌ای… در کشور حرف اول را می زند، آن هم با وجود کارشکنی های داخلی و تحریم های خارجی.
    اگر همانگونه که جهادگران در هشت سال دفاع مقدس عمل کردند، در این چهل ساز، دولت مردان هم جهادی عمل می کردند؛ اکنون در قله پیروزی بودیم.
    انتهای هدف انقلاب کجاست؟
    هدف انقلاب چه بوده است؟ آماده کردن زمینه فرهنگی و بیدار کردن ملت ها برای ظهور صاحب عصر(عج) و سپردن پرچم به دست مهدی موعود.

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [جمعه 1397-10-28] [ 07:25:00 ب.ظ ]





      فاطمه بانوی برای همه فصول   ...

    شهادت حضرت زهرا(س) به روایت 75 روز
    حضرت زهرا(س)؛
    الگوی مبارزه سیاسی در دفاع از حریم ولایت و امامت
    •در تاریخ مظلومیت شیعه ، شاید واقعه های جانگدازتر و جان‌سوزتر از شهادت صدیقه طاهره حضرت فاطمه زهرا(س) نباشد، چراکه شهادت ایشان در واقع علاوه بر جایگاه والا و بی نظیری که آن حضرت نزد خداوند، رسول گرامی اسلام (ص) و اهل بیت عصمت و طهارت(ع) دارند، نقش ایشان در دفاع از جایگاه رفیع امامت و غصب این حق الهی و شهادت در این مسیر به عنوان اول شهیده راه ولایت قابل توجه و بررسی است. در این زمینه آن حضرت در جایگاه همسر امیرمومنان علی(ع) و نیز در جایگاه معصوم با تمام وجود و توان و قدرت خود از این مقام دفاع کردند؛ چنانکه نحوه شهادت مظلومانه ایشان و وقایع بعد از آن همچون وصیت جانسوز و تاریخی آن حضرت، خود گواهی بر این مبارزه سیاسی است و الگویی با عظمت و ماندگار برای شیعیان در تمام تاریخ است. آنگونه که می توان گفت ویژگی بارز این الگوی سیاسی و خط‌‏مشی بانوی عصمت و طهارت(س) مشى آگاهانه توأم با بینش و بصیرت، اندیشیده و حساب‏شده، انتخابى و گزینش‏شده و مبتنى بر ایمان و عقیده است که با هدف تحقق سعادت و کمال تمامی انسان‌ها و نجات از بردگى‌‏ها و ذلت‏‌ها و تضمین و فراهم آوردن مبادى ارزش‏‌هاى معقول در جامعه به وقوع پیوست.

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1397-10-27] [ 01:22:00 ب.ظ ]





      #راز ماندگاری انقلاب در فطرت ستیز گری باظلم   ...

    هماهنگی و تناسب با فطرت الهی انسان

    موضوعات فطری از ماندگار ترین فصل های زندگی بشر است، شاید در برهه ای روی آن غبار بگیرد ولی مانند آتش زیر خاکستر،  هر آنی که نسیمی به آن دمیده شود؛ شعله ور می شود.

    انقلاب هم مانند نسیمی بر فطرت غبار گرفته اقشار  عوام جامعه دمید، همان‌هایی که از روی جهالت برای تداوم سلطنت شاه دعا می کردند؛ با سخنان امام خمینی«ره» فطرتشان بیدار شد، به دریای بیکران انقلاب پیوستند.

    از عوامل پایداری انقلاب اسلامی، هماهنگی و تناسب با فطرت الهی انسان است. به تعبیر آیت الله خامنه‌ای: «دل میلیون‌ها مردم را به یک سمتى متوجه کردن، کار عادى‌اى نیست . وقتى کسى با فطرت سخن می گوید و از خدا حرف می زند ، فطرت‌ها به او متوجه می شود؛ «لو انفقت ما فى الأرض جمیعا ما الّفت بین قلوبهم و لکنّ اللَّه الّف بینهم».(سوره انفال ، آیه 63) دست قدرت خداست که دل‌ها را به یک سمت هدایت می کند لذا نتیجه همین می شود. در بیست و دوم بهمن، جمعیتى که در خیابان‌ها حضور پیدا می کنند، از جمعیت سال‌هاى قبل بیشتر است؛ نه فقط کم نشده است، کمرنگ نشده است، بلکه پُررنگ‌تر و قوی تر شده است. برخلاف آن چیزى که در طبیعت عالم وجود دارد و گذشت زمان، امواج اجتماعى را خاموش می کند . اما حقیقتى که بر مبنای فطرت انسانی شکل می گیرد، گذشت زمان آن را خاموش نمی کند ، بلکه روز به‌ روز برجسته‌تر می شود.»

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1397-10-26] [ 01:59:00 ب.ظ ]





      حباب های پر از خالی   ...

     

    روزگار سختی است. چگونه به کسانی که به عنوان دست اندر کار در جامعه ما مشغول هستند، اعتماد کنیم؟!
    اشخاصی در پست‌هایی قرار گرفته‌اند که برای رقم زدن سرنوشت این مردم آماده شده است، تاهمه خوشبین با خیال راحت زندگی کنند؛ که افرادی با ایمان به خدا و قیامت هستند!
    زهی خیال باطل که در میان این خیل کثیر، رهزن‌هایی هم ورود کرده اند، با ریش و تسبیح، چادر و مقنعه، برای انباشتن درهم ودینار به بیگانه اعتماد و علاقه قلبی دارند.
    در این میان پدرانی که علاقه به فرزند آن‌ها را به وادی دشمن دوستی کشیده است، و فرزندانی که پدران، آن‌ها را وارد «وَیل» خطرناک انحراف کرده است!
    این دنیا دوستی ایمان‌های ظاهری را که مانند «زَبَد» کف روی آب، به شکل حباب جاری می شود؛ و در طی مسیر حباب ها می ترکد، در آخرمسیر چیزی باقی نمی ماند.
    گره امیدمان به شاخه‌های درخت تناور مخلصین زده ایم، «واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا »( 103 آل عمران )باید مراقبت کنیم که این گره‌‌ها باز نگردد.
    مخلصینی که مانند دری گرانبها در صدف شان گمنام زندگی می کنند، به خاطر درخشندگی نور ایمانشان قلب‌های ناامید را امیدوار می سازند.
    پس اگر مدعی ایمان هستیم، به معاد اعتقاد داریم نباید دوستی دشمنانی چون آمریکا و اروپا وصهیونیسم در دلمان جوانه داشته باشد!
    اگر بود، باید به ضد عفونی عقایدمان بپردازیم که ویروسش دلمان را سیاه نکند.
     ویروس نفاق، آیت اله و حجت الاسلام، جانباز و برادر شهید…. نمی شناسد، بیرحمانه چون موریانه کاخ اعتقادات را ویران می کند.
    «لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ ۚ أُولَٰئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ ۖ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ۚ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ۚ أُولَٰئِكَ حِزْبُ اللَّهِ ۚ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (22، مجادله)
    هرگز مردمی را که ایمان به خدا و روز قیامت آورده‌اند چنین نخواهی یافت که دوستی با دشمنان خدا و رسول او کنند هر چند آن دشمنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشان آنها باشند. این مردم پایدارند که خدا بر دلهاشان (نور) ایمان نگاشته و به روح (قدسی) خود آنها را مؤید و منصور گردانیده و آنها را به بهشتی داخل کند که نهرها زیر درختانش جاری است و جاودان در آنجا متنعّمند، خدا از آنها خشنود و آنها هم از خدا خشنودند، اینان به حقیقت حزب خدا هستند، الا (ای اهل ایمان) بدانید که حزب خدا رستگاران عالمند.»

    شان نزول
    صاحب مجمع البیان می افزاید که این آیه درباره عبدالله بن ابى رئیس منافقین و پسرش عبیدالله نازل شده و این پسر در نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بود در حالتى که پیامبر آب مى نوشید. از رسول خدا صلی الله علیه و آله خواست که مقدارى از آب را در ظرف باقى بگذارد تا پدرش از آن آب بنوشد. شاید خداوند قلب او را از اثر نوشیدن نیم خورده پیامبر پاک گرداند. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ظرف آب را به عبیدالله داد او هم آن را براى پدرش برد. پدرش گفت: در این ظرف چیست؟ گفت: بقیه نوشیدنى رسول خدا صلی الله علیه و آله است. براى تو آورده ام که از آن بنوشى شاید خداوند قلب تو را پاک گرداند. پدرش از روى مسخره گفت: چرا بول مادرت را نیاوردى. پسر نزد پیامبر صلی الله علیه و آله مراجعت کرد و از توهینى که پدرش نسبت به پیامبر صلی الله علیه و آله نمود، اجازه خواست که او را به قتل برساند. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: نه، به اورحم کن و او را ببخش.
    ابن ابى حاتم در تفسیر خود از ابن شوذب روایت کند که این آیه درباره ابوعبیدة جراح نازل شده. موقعى که پدر خود را در جنگ بدر کشته بود چنان که طبرانى و حاکم در مستدرک نیز آن را نقل نموده اند و ابن المنذر در تفسیر خود از ابن جریح نقل کند که ابوقحافه پدر ابوبکر به رسول خدا‌ صلی الله علیه و آله دشنام داده بود. ابوبکر سیلی شدیدى به صورت او زد و او را انداخت. جریان قضیه به گوش رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید. به ابوبکر فرمود: آیا پدرت را زده اى؟ در جواب گفت: یا رسول اللّه اگر شمشیر می‌داشتم با شمشیر او را می‌زدم سپس این آیه نازل گردید.

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [سه شنبه 1397-10-25] [ 10:25:00 ق.ظ ]





      فضای مجازی سنگری برای زدن دشمن   ...

    مقام معظم رهبری، در جایگاه ولایت امر، هر دستوری می دهند؛ طبق دستور شارع مقدس، بر کسانیکه توانایی انجام آن امر را دارند واجب می شود.

    مطالبات مقام معظم رهبری در فضای مجازی چه بود و به کجا رسید؟

    مقام معظم رهبری سال‌هاست که دغدغه غفلت از فضای مجازی را مطالبه کرده اند؛ اما اینکه مطالبات ایشان تا چه حد برآورده شده سؤالی است که پاسخ مشخصی ندارد.

    ایشان زمانی که مباحث اقتصادی و سیاسی مهمی مطرح است می فرمایند: من به اندازه مسائل فرهنگی نگران نیستم. من به خاطر نگرانی های فرهنگی شب ها خواب به چشمم نمی آید. بلند می شوم و نگران هستم. اهمیت فضای مجازی در نگاه مقام معظم رهبری آنقدر زیاد است که می فرمایند: اگر امروز رهبر انقلاب نبودم حتما رئیس فضای مجازی کشور می شدم.

    اخیرا در دیدار با اهل قم فرمودند:«فضای مجازی می تواند ابزاری باشد برای زدن توی دهان دشمنان»

    اکنون این طلاب هستند که در جایگاه پاسخ گویی قرار می گیرند. متهمین ردیف اول، سربازان ولایت هستند که دم از سربازی می زنند و ابزار ها را در اختیاردارند.

    تاکنون چه کرده اند؟

    محتواهای دشمن شکنانه کجاست؟

    مطالبی که بصیرت افزا باشد در کدام پست است؟

    محتواهای خنثی کننده حرکت دشمن را چه کسی نوشته است؟

    مطالب وجدان بیدار کن کو؟

    صرفا با نوشتن دو سه خط شعر و یا کپی کردن از مطالب آماده و تکراری دیگران و بازدید رفتن و لایک کردن یکدیگر و بالا رفتن آمار بازدید پستشان دلخوش هستند که به امر ولایت عمل کرده اند!

    یعنی اگر قرار باشد روزی آقایمان نگاهی به پست ها بیندازد و نمره دهد چند می گیریم؟!

    بیایید به مغزمان حرکتی بدهیم، از در جازدن دوری کنیم، با اخلاص پست بزنیم نه برای لایک شدن، تا وقتی پست هایمان را امام عصر«عج» نگاه می کند، از غفلت های ما اندوهگین نشود.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [یکشنبه 1397-10-23] [ 04:46:00 ب.ظ ]





      باید ‌ها و نبایدهای طلبگی   ...

    خاطرات خوبم از بایدهای طلبگی

    سال 81 بود از داوطلبان پذیرش فقط دونفر قبولی داشتیم!

    این دونفر از بچه های مثبت بودند، حیف بود که یک سال بیکار باشند تا سال بعد.

    تصمیم گرفتیم طلبه خوابگاهی پذیرش کنیم. برای این کار باید درخواست می‌دادیم تا مدارسی که داوطلب زیاد داشتند، تعدادی را برای ما بفرستند.

    توصیه مرکز این بود که قبل از مصاحبه طلبه درخواست کن؛ من میدانستم که این کار شدنی نیست.

    طبیعیه که هر مدیری دوست داره اول خودش بهترین ها را انتخاب کند، بنابراین حرمت خودم را حفظ کردم، بعد از مصاحبه تقاضا دادم.

    در آن سال هم به آن مدرسه اجازه پذیرش بیش از 30 نفر نداده بودند.

    برای همین اسامی پانزده نفر، یعنی از نفر سی و یکم تا چهل  و پنجم را به مدرسه ما منتقل کردند.

    وگوشی مدرسه زنگ می زند و پشت خط صداهای نگران طلابی است که با یک آرزویی برای مدرسه مبدا، که برای خودش اسم و رسمی در کرده بود، شرکت کرده بودند و قبول شده بودند.

    بعد متوجه می شوند که باید بروند به یک مدرسه ای که تازه تاسیس شده و در منطقه مرزی .

    بعد‌ها خودشون می گفتند: از ادامه طلبگی منصرف شده بودیم، وقتی صدای مدیر را می شنیدیم که با محبت و صمیمیت حرف میزد، دوباره عشق طلبگی سر وامی کرد.

    مثلا وقتی می پرسیدند چه چیز‌هایی باید بیاوریم؟ گفته می‌شد، عزیزم شب‌ها روی چی می خوابید؟ تشک پر قو، یا پشم گوسفند هرچی که دوست داری رویش بخوابی با خودت بیار.

    خلاصه کلاس با 17 نفر خوابگاهی تشکیل شد، بقیه هم از سال های قبل روزانه بودند.

    در سه خانه آپارتمانی که از داخل کمد های دیواری به هم وصل کرده بودیم، عین خانه های خرمشهر که در زمان جنگ، برای عبور و مرور رزمندگان با هم متصل شده بود.

    اتفاقا آن سال زمستان سختی را گذراندیم، تمام لوله های آب و فاضلابمان ترکید.

    ولی این 17 نفر طلبه بقدری ساخته شده بودند، فعال، فهمیده، با ادب، ایثارگر، هماهنگ در کارهای مدرسه، که تلخی مشکلات را متوجه نشدم.

    انگار که 17 نفر کمک کاربرای مدیر به مدرسه آمده بودند.

    در نظافت مدرسه، وسایر برنامه ‌ها همکاری داشتند.یکی از این طلبه‌ها به حدی فداکار بود، که به او عنوان جدیدی به او داده بودند. به نام خاله معروف بود.

    خصوصا در درس و مباحثه بسیار فعال بودند، وقتی بهشان گفتم که مدرسه مبدا شما را با این فکر که امتیاز تان از آن سی نفر قبلی کمتر بوده به مدرسه ما فرستاده است؛ تلاششان چندین برابر بیشتر شد.

    همه با معدل بالا قبول شدند. و اکثریتشان در تربیت مدرس ادامه تحصیل دادند. بیشترشان در حوزه های علمیه به عنوان معاون و استاد مشغول فعالیت هستند.

    خصوصا وقتی در مرکز تربیت مدرس مشغول بودند، از طرف مدیرشان از بنده تشکر می کردند که چنین طلابی را داشته ایم.

    بعضی هم در سطح دکتری تحصیل کرده اند.

    تجربه خوب و دوست داشتنی من ازپذیرش اولین دوره خوابگاهی که زمینه شد تا هرسال خوابگاهی بپذیریم.

     

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [شنبه 1397-10-22] [ 10:15:00 ق.ظ ]





      حضرت زینب(س)؛الگوى ماندگار ایثار و بصیرت زن مسلمان‏   ...

    حضرت زینب(س)؛الگوى ماندگار ایثار و بصیرت زن مسلمان
    حضرت زینب كبرى تا حدود پنج یا شش سالگى، تحت اشراف شخص پیامبراكرم(ص) و در آغوش مادر بزرگوارش حضرت زهرا(س) پرورش یافت و از آن پس، مسؤولیت تربیت و پرورش او به‏‌عهده حضرت على(ع) گذارده شد و به‏‌همین‌‏دلیل از همان آغاز دوران كودكى از سرچشمه وحى و فضائل خاندان عصمت سیراب شد و رشد و نمو یافت و آراسته به همه فضایل و خصلت‏‌هاى والاى اخلاقى و الهى گردید و در سایه این كمالات به مرتبه‏اى از منزلت انسانى دست یافت كه شایستگى محرم راز الهى و امین ودایع امامت و ولایت بودن را حداقل در بخشى از عمر شریفشان به خود اختصاص داد. «ابن اثیر» در رابطه با فضائیل و خصائص بانوى نمونه اسلام مى‌‏نویسد: «زینب در فصاحت و بلاغت و زهد و عبادت و فضیلت و شجاعت و سخاوت شبیه‌‏ترین مردم به پدر خود على(ع) و مادر خود فاطمه(س) بود.»

    صفحات: 1 · 2

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 09:55:00 ق.ظ ]





      آتش به اختیاری مردم قم،19 دی ماه   ...

    درس‏ های قیام ۱۹ دی برای امروز
     اولین درس ۱۹ دی ؛ شناخت لحظه و درک صحیح از نیاز زمانه است. مردم قم با این شناخت بود که در ۱۹ دی قیامی را پایه گذاری کردند که در کل کشور شیوع یافت. درک صحیح نیاز لحظه را می‏توان با عنوان شناخت تکلیف خود و بصیرت از وضعیتی که در آن قرار داریم نیز بیان کرد.
     دومین درس ۱۹ دی ؛ برای امروز ما شناخت طرح و برنامه دشمن است. مردم قم در شناخت طراحی تبلیغاتی دشمن برای صدمه به حیثیت و آبروی امام و نقشه‏ای که دربار سلطنتی برای جنگ روانی علیه امام کشیده بود موفق بودند. مردم قم توانستند طرح و برنامه‏ی دشمن را به خوبی بشناسند و با حرکت صحیح خود آن را بی‏ اثر کنند. شناخت طرح تبلیغاتی دشمن و واکنش صحیح به آن درس دوم ۱۹ دی برای امروز ماست.
     سومین درس ۱۹ دی ؛ امید به آینده و توکل به خداست. در شرایط خفقان سال‏ های رژیم سرکوبگر شاه، خصوصا بعد از سال ۵۴ که دستگاه سرکوب کاملا مسلط جلوه می‏کرد بسیاری تصور می‏کردند که مبارزه به نتیجه ‏ای نمی‏ رسد و مشت در برابر درفش و تانک اثری ندارد. اما قیام مردم قم بر اساس امید به آینده و توکل بر خدا و انجام تکیلف برای حصول نتیجه استوار بود.
    چهارمین درسی که می‏توان از ۱۹‏دی برای امروزمان گرفت مجاهدت و خستگی ناپذیری و ایستادگی در میدان است. مردم قم می‏دانستند که شعار مرگ بر شاه و مقاومت در برابر سرنیزه دژخیمان شاه و دست نشاندگان آمریکا هزینه دارد و باید برای این هدف خون داد و در میدان ماند و استقامت کرد. درس‏های ۱۹ دی امروز نیز برای ملت ایران در مبارزه‏ی بزرگتری که علیه استکبار جهانی در پیش دارد مفید و راه گشاست.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1397-10-19] [ 12:18:00 ب.ظ ]





      حجابی که مرا شرمنده کرد   ...

    شهدا شرمنده ایم

    با دیدن چهره های آرایش کرده و رنگین، موهای بیرون گذاشته شده از روسری و شال، مانتو های جلو باز

    و…غیره، بغض راه گلویم رابسته بود.

    روز میلاد حضرت معصومه سلام الله علیها بود.

    مکان مراسم سالن بنیاد شهید شهرمان بود

    نگاهی به پوشش خانم مسئول کردم، چندان تعریفی نداشت.

    بنر بزرگی جلوی جایگاه نصب شده بود، روز دختر مبارک باد.

    تصویر زیبای شهیدی نورانی که بخشی از وصیت نامه اش را نوشته بودند که سفارش کرده بود،

    تداوم سرخی خون من به سیاهی چادر توست!

    این من بودم که باید برای فرزندان و خواهران شهدا سخن می گفتم.

    هر آنچه که قرار بود بگویم، زبانم قفل کرد.

    قرار بود بگویم که شما نزدیکترین فرد به شهدا بودید و بهتر می توانید مردم را به شناخت رفتار و ویژگی های

    شهید هدایت کنید.

    شما هستید که می توانید مردم را به اهداف شهدا آشنا کنید!

    بغض راه گلویم را بست، وقتی دیدم که شهدا تابلو های فریاد هستند و گوش شنوا و چشم بینا نیست.

    و اینکه این دولتهای سرکار آمده با خون شهدا چه کردند؟!

    دولت اصلاحات گفت: شهدا خشونت طلب بودند!

    گفتند ما مردم به اجبار به بهشت نمی توانیم ببریم.

    استاد ازغدی فرمود: حاکمیت بر مردمی که بی حجاب ،مشروب خوار، و روابط دختر و پسر آزاد باشد، آسان است؛

    چون کسی به مسائل مهم مثل اختراعات و پیشرفت فکر نمی کند، تا انتقادی داشته باشد.

    و دراین سی سال، آموزش و پروش با کودک و نوجوان چه کرد؟!

    و این دانشگاه به جوانان ما چه کرد؟!

    و این صدا وسیما با مردم چه کرد؟!

    و ما هم بی تقصیر نیستیم، به عنوان طلبه و مبلغ کار ی نتوانستیم انجام دهیم!

    و این مهم که خراب کردن بسیار آسان است و جبران خرابی ها بسیار سخت است، و مسئله اخلاق کند ترین

    حرکت در تغییر انسان است.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [دوشنبه 1397-10-17] [ 11:00:00 ق.ظ ]





      گلوله از جنس حجاب   ...

    شهدا چادر حیا عفت

    با دیدن چهره های آرایش کرده و رنگین، موهای بیرون گذاشته شده از روسری و شال، مانتو های جلو باز

    و…غیره، بغض راه گلویم رابسته بود.

    روز میلاد حضرت معصومه سلام الله علیها بود.

    مکان مراسم سالن بنیاد شهید شهرمان بود

    نگاهی به پوشش خانم مسئول کردم، چندان تعریفی نداشت.

    بنر بزرگی جلوی جایگاه نصب شده بود، روز دختر مبارک باد.

    تصویر زیبای شهیدی نورانی که بخشی از وصیت نامه اش را نوشته بودند که سفارش کرده بود،

    تداوم سرخی خون من به سیاهی چادر توست!

    این من بودم که باید برای فرزندان و خواهران شهدا سخن می گفتم.

    هر آنچه که قرار بود بگویم، زبانم قفل کرد.

    قرار بود بگویم که شما نزدیکترین فرد به شهدا بودید و بهتر می توانید مردم را به شناخت رفتار و ویژگی های

    شهید هدایت کنید.

    شما هستید که می توانید مردم را به اهداف شهدا آشنا کنید!

    بغض راه گلویم را بست، وقتی دیدم که شهدا تابلو های فریاد هستند و گوش شنوا و چشم بینا نیست.

    و اینکه این دولتهای سرکار آمده با خون شهدا چه کردند؟!

    دولت اصلاحات گفت: شهدا خشونت طلب بودند!

    گفتند ما مردم به اجبار به بهشت نمی توانیم ببریم.

    استاد ازغدی فرمود: حاکمیت بر مردمی که بی حجاب ،مشروب خوار، و روابط دختر و پسر آزاد باشد، آسان است؛

    چون کسی به مسائل مهم مثل اختراعات و پیشرفت فکر نمی کند، تا انتقادی داشته باشد.

    و دراین سی سال، آموزش و پروش با کودک و نوجوان چه کرد؟!

    و این دانشگاه به جوانان ما چه کرد؟!

    و این صدا وسیما با مردم چه کرد؟!

    و ما هم بی تقصیر نیستیم، به عنوان طلبه و مبلغ کار ی نتوانستیم انجام دهیم!

    و این مهم که خراب کردن بسیار آسان است و جبران خرابی ها بسیار سخت است، و مسئله اخلاق کند ترین

    حرکت در تغییر انسان است.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 10:57:00 ق.ظ ]





      بی حجابی و درمان کمردرد   ...

    چند بار برای دیسک کمر به دکتر مراجعه کردم، در پایان معاینه و تجویز دارو، دکترها سفارش می‌کردند که به علت حجاب، شما دچار کمبود ویتامین D می‌شوی، بنابراین باید در منزل بیشتر در معرض آفتاب قرار بگیری!
    من به خاطر حرمت دکتر که شرمنده می شود، حرفی نزدم.
    نگفتم کسانی را می شناسم که از کودکی در زیر آفتاب بزرگ شده اند و اکنون هم هر تابستان زیر آفتاب داغ کشاورزی می کنند.
    و همه این بندگان خدا دیسک کمر دارند و عمل جراحی شده اند!
    و باز نگفتم که آقای دکتر شما هم من را عمل کردید و هم همسرم را و اصلا متوجه نیستید که همسرم یک مرد است و آفتاب او را سوزانده است!
    نگفتم آقای دکتر این وسوسه‌های شیطانی است که شما ناخوآگاه بر زبان می‌آورید.
    نگفتم آقای دکتر همان روزی که من بستری بودم بیمارانی که مانند من عمل دیسک شده بودند هیچ کدام چادری نبودند!
    نگفتم که مادرم یک عمر چادری بود و هرگز دچار کمر درد نشد.
    نگفتم چرا دیوار چادر کوتاه است!
    و این روز‌ها نماینده مجلس با مغز کوچکش تشخیص داده است که چادرش باعث درد در دست و کمر او شده است.

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 10:55:00 ق.ظ ]





      روایات و راز ماندگاری انقلاب   ...

    ما به این سخن نورانی ایمان داریم، و معتقدیم که سخنش برگرفته از احادیثی بوده که پیشوایان دین برای ما گفته اند. تا این مقطع هرآنچه پیشگویی کرده اند را با دو چشم سر همه نظاره‌گر بودیم، هرچند که متوهمین داخلی نمی‌توانند با عقل گُنگشان درک کنند. ولی عقلانیتی که از نفس مسیحایی امام بر مردم دمیده شد، توانستند از همه بحران‌ها عبور کنند.
    امام خمینی کبیر فرمود:با صبر و استقامت، حق بر باطل پیروز است، و خداوند وعده پیروزی داده است و امیدوارم که زمان نزدیک باشد.(صحیفه امام، 16/126) همه دنیا به این سخن اذعان دارند که شد.
    در ادامه جانشین خلفش، فرمود: که اسرائیل 25 سال آینده را نخواهد دید. و اکنون نشانه‌های آن فروپاشی آمریکا و اسرائیل را به تماشا نشسته ایم. جنگ های 33 روزه 22 روزه و اخیرا چند ساعته باآن هم پزی که اسرائیل از گنبد آهنینش می‌داد، در برابر مقاومت شکست خورد.

    ادامه »

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [یکشنبه 1397-10-16] [ 04:36:00 ب.ظ ]





      #راز_ماندگاری_انقلاب_با_همه_موانع   ...

    انقلاب شکوهمند ایران علی رغم موانع بسیار و دشمنان داخلی و خارجی همچنان راه خود را بسوی قله انتظار سپری می کند.
    1. استکبار با ایادی و اذناب آشکار و پنهانش همچنان برای ریشه کنی انقلاب شب و روز در تلاشند.
    2. هشت سال تحمیل جنگ در ابتدای پیروزی که با هزاران کاستی از باقی مانده ‌های طاغوت، از قوت گرفتن انقلاب جلوگیری می کرد.
    3. در همان ابتدای پیروزی گرفتار افراد منافق در رده‌های بالای کشور شدیم؛ که شب و روز در کوشش بودنند تا انقلاب را به شکست بکشانند. گروه بازرگان، بنی صدری‌ها،شریعتمداری‌ها رجوی‌ها،کمونیست‌ها،دمکرات و کوموله، منتظری‌ها….
    4. کودتا‌های پی در پی توسط خائنین و مزدوران داخلی،کودتای نوژه، طوفان طبس، فتح لانه جاسوسی.
    5. تحریم های سنگین از سوی استکبار برای شکست انقلاب و دلسردکردن مردم.
    6. کاهش هنجار‌های دینی توسط مسئولان فرهنگی کشور در مدت چهل سال،با اجرای کنسرت‌ها و فیلم ‌های مستهجن، برای استحاله هویت انقلاب و بی هویت کردن نسل‌های دوم و سوم و چهارم.
    7. جاسوسی، اختلاس آقازادگان و خود مسئولان رده بالای کشوری سبب شد که عده‌ای از انقلاب نا امید شوند.
    8. نفوذ پنهان در اکثر نهاد‌های انقلابی.
    9. ترور نخبگان و مردم کوچه و بازار بصورت دسته جمعی.
    10.خیانت سهوی و عمدی مسئولین رده بالای کشور در معاهدات بین المللی. از بنی صدر، خاتمی، رفسنجانی و روحانی….
    11.تساهل و تسامح در حفظ ارزش‌های دینی، توسط مسئولین

    12.خروج داعش، ادامه جنگ هشت ساله به مرزهای سوریه، عراق، یمن، بحرین….
    دولتی در مراکز علمی، با کتبی که الگوی آن از آن طرف آبی ‌ها نسخه می شود، برای مهد کودک‌ها تا دانشگاه.
    وقتی به این همه موانع فکر می کنیم، از ترس موی به تن انسان سیخ می شود.

    13- استفاده ابزاری از زنان با عنوان‌های گوناگون، مثل نمایندگی مجلس و شورا‌ها، منشیگری در ادرات و شرکت‌های خصوصی،نفوذ زنان مرتبط با دشمن به ادارات برای جاسوسی و آلوده کردن خانواده‌ها، مثل خانواده سپید….
    هرکدام از بندهای بالا برای شکست یک انقلاب نوپا کافی بوده است، چنانچه در کشور‌های همسایه، انقلاب‌هایی شد ولی بلافاصله شکست خورد.
    و اینکه انقلاب همچنان با مقاومت و سرعت قله‌های پیشرفت را طی می‌کند؛ تا جاییکه برای ملت ‌های مسلمان و غیر مسلمان الگو شده، و رایحه خوشش به مشام آزدگان جهان رسیده است؛ اشک شوق را از چشمان منتظران جاری می سازد.
    همه این نعمت‌ها به خاطر گل روی شهدا و رهبری داهیانه مقام ولایت است. چه زیبا فرموده: پروردگارم یریدون لیطفئوا نورالله بافواههم والله متم نوره ولوکره الکافرین.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [شنبه 1397-10-15] [ 09:43:00 ق.ظ ]





      طلبه یعنی طالب خدا بودن   ...

     

    طلبگی یعنی مودبانه طالب خدا بودن

    طلبگی یعنی سرباز بودن برای امام زمان (عج).

    طلبگی یعنی شناخت شیوه ی پیمودن راه حق و از میان برداشتن موانع سلوک، یعنی صفات نکوهیده و برکشیده شده میان خدای متعال و بنده. اوایل فکرمی کردم طلبه همون معنای دانشجو را می دهد با خودم همیشه مرور می کردم که باید درس بخوانم و به دنبال دانش الهی باشم ! مدتی که گذشت یکی از دوستان پای تخته این جمله ی حاج اسماعیل دولابی را نوشت… تکان خوردم… هیچ وقت اینطوری بهش فکر نکرده بودم .

    طلب دانش اشتباه بود و مقصود طلب خداست. خدا اصل ملاک فعالیت های طلبه است.درسته! اما ثمره‌ی طلبگی چیست؟ بله اینکه راه و روش طالب خدابودن را پیداکنیم .

    گاهی وقتا به درودیوار می زنم برای با خدا بودن و به دنبال یک مشاور یک استاد خوب برای پیمودن راه هستیم …

    اما در حوزه با انتخاب راه طلبگی، اساتید خالصانه برایت کمک می کنند.

    دوستان وهمنشین خوب برایت انگیزه می دهند.مشاورها رنگ و بوی خدایی دارند. رنگ زندگی تغییر می کند. و بلآخره آداب پیمودن راه رو برایت یادمی دهند،بقیه اش با خودمان است که چقدر بخواهیم از این نعمت بزرگ الهی استفاده کنیم.

    ن الف

    موضوعات: فرهنگی, دلنوشته  لینک ثابت



    [جمعه 1397-10-14] [ 04:54:00 ب.ظ ]





      راز های ماندگاری انقلاب   ...

    راز ماندگاری انقلاب و پشتیبانی مردم

    امت مسلمان و شیعه که پیروی از امام حسین علیه السلام از راسخترین ارکان اعتقادی شان بوده و هست، برای حفظ دین و ارزش‌های دینی، از گذشته های دور مهمترین دغدغه روز مره آن‌ها بوده است.

    لذا وقتی سلطه بی‌دینی را در همه لحظه‌های زندگی با تمام وجود حس می کردند و رنج می بردند؛ اکثر متدینین آن روز های غم انگیز، حاضر نبودند در ادارات دولتی آن زمان کار کنند. چرا که حقوق دولت طاغوت را حرام می دانستند.

    ناموس فروشی، تحقیر مردم، فرصت دادن به بهائیت، بی غیرت کردن مردان، نابودی حیا از جامعه، برتردانستن کفار و له کردن مردم بینوا و مظلوم …همه و همه مردم منتظر را روز بروز دچار اندوهی بزرگ و بغضی فروخورده کرده بود.

    بنابراین وقتی دم مسیحایی روح الهی، امام خمینی بت شکن زمان، مانند دمیدن اسرافیل در سور؛ در کالبد بی‌جان امت دمیده شد، همه به یک باره قیام کردند.

    بی سواد، باسود، روحانی، بازاری، کارمند، کشاورز، دستفروش، نوجوان سالمند، همه و همه در این رستاخیز شرکت کردند.

    در این قیام جنسیت معنا نداشت.

    مردم متدین این قیام را ادامه قیام حسین بن علی علیه السلام می دانستند. لبیک خود را به امام خمینی کبیر؛ همان لبیک به هل من ناصر حسین می دانستند.

    بنابراین چنین امتی هرگز رهاورد گرانبهایی را که خون‌بهای جان ومال و آبرویشان است، تنها نمی گذارند.

    به همین جهت است که هنوز راه را ادامه داده‌اند و بهترین جوانانشان به کشور های درگیر جنگ داعش اعزام می کنند و در غربت به شهادت می رسند، افتخار می‌کنند.

    امت اسلامی ایرانی به این آیه معتقد بوده و هست،ان الله لا یغییر مابقوم حتی یغییروا ما بانفسهم، که محققا سرنوشت قومی را تغییر نمی دهیم مگر با تغییر خودشان و در ادامه مطمئن است که این کلام خداوند هرگز تردید در آن راه ندارد؛ ان تنصروالله ینصرکم ویثبت اقدامکم، اگر خدارا یاری کنید شمارا یاری می کند و پیروزیتان را تثبیت می کند.

    با توجه به ویژگی مردم ایران، وقتی از رهبری عالم و فرزانه پیروی می کنند، و این تبعیت را همانند اطاعت از رسول خدا(ص) و ائمه هدی می دانند؛ خداوند هم با نص کریمه، فقد نصرکم اله فی مواطن کثیره، در لحظه‌های سخت پیروزشان می کند.

    زیرا معتقد هستند چه بسا، کم فئه قلیله غلبت فئه کثیره؛ چه بسا گروه های کم و گروهای بزرگ غلبه کردند، این اعتقادات را بروز رسانی می کنند.هر وقت که ویروس شک و دودلی از ذهنشان عبور می کند، باگوش دل از سخنان مقام عظمای ولایت خود را تقویت می کنند.

    و این چنین مردم پای انقلابشان ایستاده اند، و آماده هستند تا پرچم انقلاب را با دستان عباس گونه ولایت به دست صاحبش برسانند.

     

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 03:51:00 ب.ظ ]





      راز ماندگاری انقلاب   ...

    پنج ویژگى مهم انقلاب اسلامى در چهل سالگى‏

     چکیده: رهبر معظم انقلاب اسلامى موضوع چهل سالگى انقلاب اسلامى را به ‏صورت ویژه مورد توجه قرار داده اند؛ ایشان در سخنرانى ابتداى سال به مناسبت سال جدید كه تقارن با ۴۰ سالگى انقلاب پیدا كرده است، به تشریح این موضوع پرداختند و مختصات ۴۰ سالگى انقلاب را در این پنج ویژگى معرفى مى‏كنند:

    ۱-دوران پیرى نبودن چهل سالگى انقلاب ۲- دوران عقب گرد نداشتن و ارتجاع در چهل سالگى انقلاب‏۳- دوران پختگى و بانشاط بودن چهل سالگى انقلاب ۴- پیشروى قدرتمندانه و بانشاط انقلاب در چهل سالگى ۵-گرایش و پایبندى عمیق ‏تر نسل سوم و چهارم به انقلاب.

     

              ۱-دوران پیرى نبودن چهل سالگى انقلاب‏

    از دیدگاه رهبر معظم انقلاب اسلامى چهل سالگى انقلاب نشانه پیرى نیست، هر چند در نگاه اول این‏گونه به نظر مى‏رسد. از حیث فیزیولوژى رسیدن انسان به عدد چهل علامت كهولت و افتادن در سراشیبى كهولت سن و جسم تلقى مى‏شود.

    در اینجا سخن از حركت كم نظیرى است كه مسیر حركت تاریخ را تغییر داده است؛ كه نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستى مدعى شد انقلاب اسلامى به‏‌مثابه زلزله‏‌اى است كه نه تنها خاورمیانه، بلكه جهان را خواهد لرزاند. سخن از بزرگ‏ترین حادثه قرن بیستم بود كه به اعتقاد آنتونى گیدنز صاحب‏نظر مطرح حوزه جامعه‏ شناسى، انقلاب اسلامى توجه جهانیان را از ماركسیسم و لیبرالیسم به سمت اسلام جلب كرد.

              ۲- دوران عقب گرد نداشتن و ارتجاع در چهل سالگى انقلاب‏

    موضوع عقب گرد، ارتجاع در خصوص انقلاب‏ها مورد توجه بسیارى از صاحب ‏نظران قرار گرفته است. در این زمینه مهم‏ترین بحث را «كرین برینتون» در كتاب كالبدشكافى چهار انقلاب ارائه كرده است. ایده اصلى برینتون در این كتاب بیان مراحل مختلف انقلاب است. او ۴ انقلاب را با توجه به پیشینه و در عین حال جریان آن‏ها، مورد تحلیل و مقایسه قرار داده است. در این كتاب واقعیت‏هاى تاریخى از ۴ انقلاب انگلیس (قرن ۱۷)، آمریكا (قرن‏۱۸)، فرانسه (قرن ۱۸) و روسیه (قرن ۲۰) بیان شده است.

    چهار انقلاب مذكور رژیم‏‌هاى قبلى خود را دگرگون كرده و كشورهاى نامبرده را نه تنها عمیقاً متحول ساخته بلكه تاریخ غرب و حتى جهان را دگرگون كرده‏اند و بالاخره، این انقلاب‏ها منشا یا حداقل آغاز جنبش نوسازى در آن كشورها بوده‏اند. برینتون در واقع با مطالعه تطبیقى این ۴ انقلاب به همسانى‏‌هاى روند طى شده و فرایند رویدادها دست مى‏‌یابد. مسیر مشتركى كه معتقد است تمامى انقلابات طى مى‏كنند شامل شش مرحله است:

    ۱- مرحله پیش از انقلاب‏

    ۲- وقوع انقلاب‏

    ۳- ماه عسل انقلاب‏

    ۴- حاكمیت میانه ‏روها

    در رابطه با انقلاب اسلامى ایران، این بحث وجود دارد كه آیا نظریه ترمیدور یا حركت دورى انقلاب اسلامى، بر این انقلاب قابل تطبیق است یا خیر؟ به رغم این‏كه برخى خواسته‏اند استقرار دولت موقت در اوایل انقلاب و حضور بنى صدر درپست ریاست جمهورى را مصداق مرحله اول این نظریه و حضور افرادى چون شهید رجایى و حضرت آیت‏الله خامنه اى، به‏عنوان دو چهره ممتاز انقلابى در پست ریاست جمهورى را مصداق مرحله دوم و دوران پس از رحلت امام(ره) را با ویژگى فاصله گرفتن از برخى شعارها و اهداف انقلاب اسلامى به‏ویژه دوران اصلاحات (با ویژگى دوران تشدید این فاصله و بازگشت از ارزش‏هاى اصیل انقلاب) را مصداق مرحله سوم و دوران ترمیدور و حركت دورى انقلاب بدانند، به گونه‏اى كه بسیارى از تحلیلگران ادامه این روند را به استحاله كامل اهداف انقلاب و بازگشت ناپذیرى این فرآیند تعبیر مى‏كردند، اما با انتخابات دروه نهم ریاست جمهورى این فرضیه باطل شد.

    به بیان دیگر به فرض كه نظریه برینتون تا این مرحله از دوران انقلاب اسلامى قابل تطبیق باشد، اما با انتخابات دوره نهم و طرح شعارهاى این دولت كه به اعتراف بسیارى از تحلیلگران داخلى و خارجى همان شعارهاى انقلابى دهه اول بود، این نظریه قابلیت تحلیل خود را از دست مى‏دهد و امكان تطبیق آن بر انقلاب اسلامى وجود ندارد. در واقع باید گفت حضور تیزبین و تفكرات انقلابى و رهبرى هوشمندانه و هدایتگرانه مقام معظم رهبرى در طول سال‏هاى پس از رحلت امام(ره)، هرگز اجازه ظهور چنین اتفاقاتى را نداده است و ایشان در سخنانشان به شكل دقیقى به این نكته اشاره كرده‏اند. این نكته واقعیتى است كه امروزه نیز بسیارى از مخالفین نظام جمهورى اسلامى وانقلاب اسلامى بر آن اعتراف دارند و بر همین اساس تأسف مى‏خورند كه چرا بعد از گذشت بیش از چهار دهه سال از انقلاب اسلامى، هنوز ترمیدور ایرانى رخ نداده است.

    نظریه كرین برینتون، مراحل پس از پیروزى انقلاب اسلامى در ایران را به‏طور نسبى توضیح مى‏دهد كه بیانگر وجود همانندى‏هایى میان انقلاب ایران و انقلاب‏هاى مورد بررسى برینتون است، اما اسلامى‏ بودن انقلاب ایران كه چون چترچوبى خط سیر آن‏را مشخص مى‏كند، بیانگر وجود مسیر مستقیم‏ترى در انقلاب ایران و جهت‏گیرى یكسان آن در طول حیاتش است.

              ۳- دوران پختگى و بانشاط بودن چهل سالگى انقلاب‏

    از دیدگاه رهبر معظم انقلاب اسلامى چهل سالگى انقلاب اسلامى، دورانى است كه با نشاط و پختگى توام شده است. با این توصیف انتظار آن است كه اقدامات، راهبردها و سیاست برآمده از انقلاب اسلامى همراه با استحكام و عقلانیت باشد. به‏طور طبیعى لازم است كه در آستانه ورود انقلاب اسلامى به چهل سالگى، از اتخاذ كنش‏هاى هیجانى، تصمیمات ناپخته و اقدامات غیرمدبرانه به‏شدت اجتناب كرد.

              ۴- پیشروى قدرتمندانه و بانشاط انقلاب در چهل سالگى‏

    سپرى شدن چهل سال از عمر انقلاب اسلامى سبب شده تجربه‏هاى متراكم و روندهایى پر فراز و نشیب هم اینك در دسترس باشد. همین روندها و تجربیات نیز براى حركت پیشروانه و قدرتمند انقلاب اسلامى نقش اساسى و تعیین‏كننده ایفاء خواهد كرد.

    بررسى تحولات و تحلیل روندهاى گذشته انقلاب نشان مى‏دهد كه انقلاب اسلامى، هر چند در مسیر حركت خود با چالش‏ها و موانعى مواجه شده است، اما هیچ گاه دچار خصلت توقف یا عارضه عقب گرد نشده است، بلكه علیرغم همه سختى‏‌هایى كه در مسیر حركت انقلاب وجود داشته و دارد، انقلاب به سمت رسیدن به اهداف و منافع ملى خود پیش رفته است.

              ۵-گرایش و پایبندى عمیق‏تر نسل سوم و چهارم به انقلاب اسلامى‏

    هر چند موضوع شكاف بین نسلى یكى از تهدیداتى است كه انقلاب‏ها و حتى جوامع سیاسى را تهدید مى‏كند و انقلاب اسلامى نیز مى‏تواند از این قاعده مستثنى نباشد، اما بررسى روندها و رخدادهاى مربوط به انقلاب اسلامى نشانگر آن است كه این پدیده خسارت‏آمیز جامعه شناختى، تاكنون دامن گیر انقلاب اسلامى نشده است. اما باید به‏خاطر داشت كه متغیرهاى گوناگون در كنار فضاى تبلیغاتى و جنگ روانى دشمنان به‏طور مداوم و با بهره‏گیرى از همه شیوه‏ها و تكنیك‏‌هاى رسانه‏‌اى به ‏دنبال آن هستند تا نه تنها شكاف نسلى، بلكه منازعه و مناقشه بین نسل‏‌هاى برآمده از تاریخ و حیات انقلاب اسلامى را ایجاد و یا تشدید نمایند.

    در اینجا سخن از حركت كم نظیرى است كه مسیر حركت تاریخ را تغییر داده است؛ كه نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستى مدعى شد انقلاب اسلامى به‏مثابه زلزله‏‌اى است كه نه تنها خاورمیانه، بلكه جهان را خواهد لرزاند. سخن از بزرگ‏ترین حادثه قرن بیستم بود كه به اعتقاد آنتونى گیدنز صاحب‏ نظر مطرح حوزه جامعه‌‏شناسى، انقلاب اسلامى توجه جهانیان را از ماركسیسم و لیبرالیسم به سمت اسلام جلب كرد.

     

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 10:40:00 ق.ظ ]





      نقاشی با کلمات را از کودکی آموزش دهیم   ...

    نقاشی با کلمات
    یکی از هنرهای قرآن این است که از طریق کلمات به نقاشی پرداخته و تابلویی گویا از کلمات ساخته و معانی انتزاعی و موضوعات معنوی و ذهنی و حتی حالات نفسانی را به صورت زنده برای مخاطب خود مجسم نموده است تا در روح و فکر بشر بهتر تاثیر کند، به طوری که انسان احساس کند منظره ای را می‌بیند نه این که شنونده‌ی صدایی باشد.
    تصویر هنری در قرآن تصویری است آمیخته با رنگ و موسیقی کلمه ها و نغمه‌ی عبارت ها و سجع جمله ها به گونه ای که دیده، گوش، حس، خیال، عقل، وجدان و در یک کلمه تمام ابعاد ادراکی بشر را تسخیر کرده و به خود مختص می‌سازد.

    منبع: نقش هنر
    عباسزاده، عباس، مبانی هنر و جلوه‌های آن در قرآن، ص71.
    غلامرضایی، علی اصغر، در آمدی بر ساختار روایت قصه‌های قرآن، ص 162.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1397-10-12] [ 12:25:00 ب.ظ ]





      لطـفا مـرد باشیـد!   ...

     

    بياييد جوانمردانه  زنها را پاس بداريد ..

    اين بار اگر زن زيبارويي را ديديد ..هوس را زنده به گور كنيد ..

    و خدا را شكر كنيد براي خلق اين زيبايي ..

    زير باران اگر دختري را سوار كرديد به جاي شماره به او امنيت بدهيد ..

    او را به مقصد مورد نظرش برسانيد .. نه به مقصد مورد نظرتان ..

    هنگام ورود به هر مكاني ….. با لبخند بگوييد: اول شما ..

    در تاكسي خودتان را به در بچسبانيد نه به او ..

    بگذاريد زن ايراني وقتي مرد ايراني را در كوچه خلوت مي بيند ..

    احساس امنيت كند نه ترس ..

    بياييدفارغ از جنسيت .. كمي مرد باشيد !!

    طلبه

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 12:15:00 ب.ظ ]





      قرآن را با نگاه هنر بخوانیم   ...

    .هدف قرآن از هنر
    هنرتصویرگری در قرآن اسلوبی تفننی و محدود نیست که به طور جسته و گریخته و تصادفی در چند جایی از قرآن به کار رفته باشد بلکه این شیوه یک قانون کلی و روش شایع در قرآن است که به اعتقاد برخی از محققان از نظر کمی، سه چهارم قرآن را در برمی گیرد. در اسلوب قرآن کریم تصویر و نمایش ابزار ارزشمندی است که با تصویرها سیمای پر احساس و خیال، پرورش می‌یابد و از آن معنای ذهنی تعبیر می‌کند. از آن حالت روانی و حادثه محسوس جلوه می‌نماید.پیوسته با سیماهایی که ترسیم می‌کند پله پله ترقی می‌کند و به همه ی آن‌ها زندگی ممتاز می‌دهد و با حرکت سازنده به معنای ذهنی یک هیکل زنده می‌بخشد و ناگهان می‌بینی همین حالت روانی یک تابلوی درخشان است با یک جلوه گاه پر فروغ که نمونه انسانی شاخص و زنده است.
    سید قطب، تصویر فنی:نمایش هنری در قرآن، ص56

    منبع نقش هنر

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [دوشنبه 1397-10-10] [ 01:46:00 ب.ظ ]





      سینمای مذهبی یا غیر مذهبی   ...

    نخستین رویش هنر در ایران توسط غربزدگان
    تئاتر و دیگر هنرهایی که درنیم قرن اخیر یعنی در روزگار غربت و محکومیت ارزش‌های اسلامی و تهاجم همه جانبه به آن، وارد کشور شد، طبیعتاً برپایه ای غیر اسلامی بنا گشت و در جهت مغایر و حتی متضاد با مفاهیم اسلامی رشد کرد.

    غربزدگانی که نخستین رویش این رشته‌های اساسی هنر را در کشور اسلامی ما ارائه کردند، از اسلام کاملا بیگانه و شاید با آن معاند بودند؛ لذا به تدریج این تصور را در ذهن همه، مخصوصا نسل‌های نوخاسته برمی انگیختند که تئاتر و سینما دارای طبیعتی غیر مذهبی و ضد مذهبی است و نمی توان و نباید از آن برای ارائه‌ی پیام‌های اسلامی بهره گرفت.
    درزمینه‌ی معیار اسلامی یا غیراسلامی، غیر از محتوای، شکل هم مؤثر است مثلا در هنرهای تجسمی یک وقت است که عکس یک زن عریان کشیده می‌شود یا یک شکل اغوا گر یا یک منظره‌ی دروغ و تهمت آمیز، این‌ها محتوی است؛ اما ظاهر و شکل هم می‌تواند معیار اسلامی بودن قرار بگیرد، یعنی خود مجسمه، منهای این که این مجسمه انسان پوشیده است یا عریان که از نظر بعضی فتاوی درست کردن آن خلاف شرع است .اینجا دیگر بحث این نیست که این مجسمه‌ی زن، روسری دارد یا ندارد، بحث این است که خود تهیه‌ی این عکس یا مجسمه‌ی انسان اشکال دارد یا ندارد.
    دراجرای نمایشنامه، منهای محتوای آن، نوع بازی می‌تواند در اسلامی بودن یا نبودن اثر بگذارد. فرضا زنی که لباس مردی را پوشیده یا مردی که لباس زنی را پوشیده، این شرعا حرام است. چه آن زن بیاید آیه‌ی قرآن بخواند، یا سخن شهوت انگیزی بر زبان بیاورد.

     منبع:نقش هنر

    [1]بیانات رهبری دومین جشنواره تئآتر دانشجویان کشور 1365/8/14

    [1]بیانات رهبری باواحدفرهنگی روزنامه جمهوریاسلامی1365/9/27

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [یکشنبه 1397-10-09] [ 03:47:00 ب.ظ ]





      هر صفحه قرآن سوژه‌ای برای هنر   ...

    داستان نویسی یکی از شاخه‌های بسیار مهم و مؤثر و رایج هنر بوده و می‌باشد.از آنجا که بشر ذاتاً به سوی قصه جذب می‌شود و از داستان‌هاو حوادث شگفت و بخصوص وقایع و سرگذشت‌های دنباله دار لذت می‌برد و هرچه شگفت تر، جاذبه هم بیشتر، بخصوص در سنین کودکی و جوانی، از این رو داستان به عنوان وسیله ای جهت جلب توجه و جذب افراد، امری مورد توجه بوده و کاربرد فراوانی دارد.
    بسیاری از کسانی که در مقام ساختن افراد یا تبلیغ یک فکر و عقیده و…بوده‌اند از این روش و از این شیوه هنری و تربیتی بهره برداری کرده‌اند. چراکه در داستان- چه به صورت سرگذشت‌های واقعی و چه قصه‌های ساختگی و ابداعی- الگوها و سمبل‌ها و قهرمان‌ها تأثیر بسزایی در ذهن و اندیشۀ شنونده و خواننده می‌گذارند و طرف داستان، سعی می‌کند که خود را با الگوهای طرح شده در داستان، وفق دهد.
    در فضای داستانی، خواننده یا شنونده و تماشاگر فیلم و نمایش، خود را یکی از شخصیت‌های مورد پسند داستان قرار می‌دهد و در لحظه لحظۀ حادثه‌ها زیست می‌کند و درآن فضا تنفس کرده و از رخدادهای قصه متأثر می‌گردد.در نهایت داستان، گویا خواننده و شنونده و بینندۀ قصه و نمایش، یک تجربه¬ی شخصی را گذرانده و مرحله ای را- کوتاه یا بلند- طی کرده است.مرحله ای که در اندیشه و دل و وجدان و روحیاتش اثر می‌گذارد.اثر سطحی یا عمیق و ریشه ای، شبیه اثری که صدا در نوار ضبط صوت باقی می‌گذارد. دفاع از خانواده و سینمای اخلاق و سینمای نظم و اخلاق و مدیریت و مدارا و سینمای برابری همه در ذیل سینمای اسلامی قرار می‌گیرد. به این معنا اگر نگاه کنید در هر صفحه از قرآن و هر روایتی می‌توان سوژه‌های سینمایی پیدا کرد.
    وظیفه ما این است که از انحراف آن جلوگیری کنیم و از آن در راه درست استفاده نمائیم. بیان حقیقت برای انسان جذاب و دوست داشتنی است، پس باید به وسیله هنر ابهامات را از زندگی بشر کنار زد و راه را از سنگلاخ‌های تردید هموار ساخت. هنراستخراج کننده ارزش‌ها و استعدادهای نهفته در درون آدمی است که باعث برقراری یک تعادل در بهره برداری از غرائز انسانی می‌شود. از پتانسیل فراوان هنر در تمامی اشکال آن مثل قصه، نقاشی و شعر و موسیقی می‌توان برای انتقال مفاهیم اخلاقی بهرمند شد و مخاطب را با مفاهیم قدسی آشنا کرد.

    منبع:نقش هنر در انتقال مفاهیم اخلاقی

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [جمعه 1397-10-07] [ 02:51:00 ب.ظ ]





      سلبریتی یا هنرمند دینی   ...

    هنر یک شیوه بیان و ادای مقصود است که اگر به موقع و درست از آن استفاده شود پیام خود را با رساترین و جذاب ترین شکل منتقل می‌کند. هنر دارای خصوصیات متفاوتی است و قرار گرفتن آن در هر مسیری نمایش خاصی از حق و باطل را به همراه خواهد داشت.
    اگر برای مفاهیم دینی از هنر استفاده کنیم، باعث انتقال آن به بهترین و جاودانه ترین طریق ممکن شده ایم. هنردینی در واقع متناسب با فطرت انسان‌ها است و انسان به وسیله آن به یک آرامش خاصی می‌رسد. اگر انسان همواره به دنبال هنر بوده به خاطر این است که هنر با فطرت و وجود انسان در ارتباط است
    هنردینی با القاء غیر مستقیم خود می‌تواند انسان را از مرداب طبیعی خارج سازد و او را به سمت سعادت رهنمون سازد. ما اگر بخواهیم حرفی برای گفتن داشته باشیم ابتدا باید با مفاهیم و اصطلاحات خاص هنر آشنا شویم و بعد از شناخت، از هنر در راستای اعتلای دین استفاده نمائیم، همان¬طور که پیامبران هم از هنر برای تبلیغ دین استفاده کرده‌اند.
    استفاده از تصویر در انتقال مفاهیم نقش بسزایی دارد.منظور از تصویر صرفا عکس و فیلم و…نیست.می توان با استفاده از کلمات نیز مفهومی را به تصویر کشید.در این روش تخیل مخاطب است که نقش تصویرسازی به معنای امروزی اش را بر عهده دارد.قرآن کریم در بیان مفاهیم اخلاقی از تصویر سازی استفاده نموده است.این خود نشان دهنده نقش کلیدی تصویر در تاثیر گذاری بر مخاطب است.امروزه تبلیغات هنری بیشترین تاثیر را براذهان ملت‌ها می‌گذارد وجای تاسف است که ما با داشتن سرمایه گرانمایه و جاودانه سوژه‌های قرآنی و سیره معصومین غفلت زده اسیر سوژه‌های کپی شده غربی‌ها باشیم!

    منبع:نقش هنر در انتقال مفاهیم اخلاقی

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1397-10-06] [ 11:35:00 ق.ظ ]





      لباس کهنه طلبه   ...

    در درس امروز از آئین دانشوری خواندیم که اگر قرار است طلبه خوبی باشیم باید با هوا و هوس مبارزه کنیم.
    یکی از راه‌های خوب شدن، خوشحال بودن از لباس کهنه‌ای است که در تن داریم!
    فکر کردم کار سختی است، خصوصا برای طلابی که از سیکل آماده طلبگی شده اند!
    کمی در احوالات تربیت فکر کردم، دیدم سخت نیست اگر از اول هدفت از زندگی مشخص باشد.
    اگر مقصدت رضایت پروردگار باشد، کارها با اخلاص پیش می رود.
    اعتماد به نفست زیاد می شود، مهمترین مهم ها نگاه خدایت می باشد.
    نگاه مردم برایت بی اهمیت می شود، بله اگر نگاه مردم هم در امتداد دید خدا بود، حتما توجه تو را به خود جلب می کند.
    «سلمان عرض کرد: دختران کسری و قیصر آنگونه بپوشند، و این دختر تو زهرای مرضیه است؛ دختری بزرگ از پدری بزرگتر که در این عالم وجود ندارد، و چادرش ده تا وصله دارد!
    حضرت فرمود: ما برای این دنیا و مادیاتش خلق نشده ایم!»

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [دوشنبه 1397-10-03] [ 05:14:00 ب.ظ ]





      آفتابه نجاتم داد   ...

    گفتم: شما از آفتابه برای آب خوردن سر سفره استفاده می کنید؟

    گفت:نخیر! پرسیدم چرا؟ گفت: چون یادآور مستراح است!

    گفتم: به همان دلیل نباید از گیلاس مخصوص شراب برای آب خوردن استفاده کنیم. 

    نوشابه هایی که در بطری هایی شبیه بطری شراب و ویسکی تهیه می شود، همه برای این است که زشتی شراب فراموش گردد.

    همین طور از پوشیدن لباسهایی که مخصوص کفار است نباید استفاده کرد.

    سخن در باب زیِّ طلبگی بود، و دلایلی که نباید هرچیزی را پوشید  و نوشید و هر ظرفی را برای پذیرایی از مهمان استفاده کرد.

    هرچه توضیح میدادم قانع نمی  شد. تا اینکه آفتابه نجاتم داد!

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [یکشنبه 1397-10-02] [ 05:16:00 ب.ظ ]





      ازدواج بدون عقد   ...

    خبری خواندم، که ملایی از تبلیغ برمی گشت، در مسیر به چادر عشایر رسید.
    پیاده شد سری به آنها بزند. متوجه شد که پسر خان داماد شده است. پرسید عقدشان را چه کسی خوانده است؟ اظهار بی اطلاعی کردند!
    حالا آنها در بیابان دور از امکانات و محل پرسش بودند که بعد سی سال عقدخان  خوانده شد. بیست سال پیش که برای تبلیغ به شهری که اکنون مشغول تدریس و تبلیغ هستم آمدیم. در جمع خانم‌ها مسئله می گفتم، رسیدیم به بحث شیر دهی که به هرکسی حق نداریم شیر بدهیم. متعجب شده بودند، نمی دانستند یک مادر بزرگ نباید به نوه دختریش شیر دهد.
    یکی یکی پیداشدند که ما این کار را کرده ایم حالا تکلیف مان چیست؟

    پ ن

    این یعنی فاجعه در تبلیغ، کم کاری مبلغان، رها شدن مردم در جامعه . فقط بلدیم ناله سر دهیم که امام زمان چرا نمی آیی؟

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 02:02:00 ب.ظ ]





      شب یلدای انتظار   ...

    در شب یلدای انتظار دور هم نشسته ایم، اندوه دوری از مولا را با بغضی فرو خورده در گلو قورت می دهیم. چه شب طولانیی شد این انتظار!

    باید چه کار ها می کردیم که نکردیم، و این صبح طلوع نکرد.

    چه بسیار کارها که باید می‌شد که نشد.

    وقتی خجالت کشیدیم به خواهرمان بگوییم این رفتار تو در هندسه نظام نیست.

    چه بسیار موقعیت ها ترسیدیم بگوییم آهای مسؤل عمل تو ضد ارزش‌های دین است.

    و خیلی وقت‌ها دردفاع ازیک شبهه ناتوان بودیم.

    ما حتی نتوانستیم خودمان را از آلایش‌های نفسانی پاک نماییم، وقتی همه چیز و کار را خراب کردیم.

    بعد گفتیم باید دعا کنیم خودش بیاید همه چیز را درست کند

    و در منیت مان باد کردیم، مانند حبابی شدیم که هر لحظه نزدیک است که منفجر شود.

    در شب یلدای انتظار هیچ منتظری را ندیدیم!

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [جمعه 1397-09-30] [ 11:04:00 ب.ظ ]





      بله به حجاب اجباری   ...

    روی تخت توی اتاق ریکاوری بود، درعالم بیهوشی مطالبی در باره حجابش گفته بود؛ و بیقراری کرده بود. خودش بیاد نمی آورد که چه گفته است. در آخرین لحظه که هوشیاریش کامل شد، شنید مرد پرستاری که بالاسرش بود گفت: ای بابا، انگاری باید این را با حجاب کامل اسلامی می بردیم اتاق عمل!

    در حالیکه کلاه و لباس عمل برتنش بود.

    باید ارزش‌های دینی برای فرد ملکه شده باشد، تا در هر موقعیتی از آن محافظت کند و اجازه ندهد به ان ارزش خدشه ای وارد شود.

    موضوعات: فرهنگی, دلنوشته  لینک ثابت



     [ 02:54:00 ب.ظ ]





      کُشته های ریاست   ...

    رهنمودهاى مقام معظم رهبرى در ابتداى درس خارج‏
     مقام معظم رهبرى در ابتداى درس خارج فقه (سه‏ شنبه‏۲۷ آذرماه) با اشاره به حدیثى از پیامبر گرامى اسلام(ص) درباره‏‌ى «اثرات و تبعات اخروى ریاست» فرمودند: «هیچ‏كس نیست كه بر ده نفر یا بیشتر ریاست و امارت داشته باشد هر كسى‏ كه بر ده نفر، نه حالا بر هشتاد میلیون نفر امارت و ریاست داشته باشد؛ [مگر این‏كه‏] این آدمِ رئیس را كه این‏قدر در دنیا محترم است و رئیس است و مدیر است، چنین آدمى را در روز قیامت وقتى كه مى‏آورند، دست او را به گردنش بسته‌‏اند؛ یعنى دست‏ بسته او را وارد محشر مى‏‌كنند، آن هم به این شكل كه دستش به گردنش بسته است. نفْس این مسؤولیّت و آمریّت و ریاست، یك تبعاتى دارد كه ایجاب مى‏‌كند این ‏را.»
    رهبر معظم انقلاب در خصوص آثار عدم توجه به این حدیث نبوى در پذیرش مسؤولیت‌‏هاى دنیوى فرمودند: «این‏‌ها را باید ما بفهمیم؛ این‏‌ها را باید بفهمیم. دنبال كرسى‏‌هاى ریاست [بودن‏] چه ریاست اجرائى، چه ریاست تقنینى؛ مى‏‌بینید براى نمایندگى مجلس بعضى خودشان را مى‏‌كُشند، اگر چنان‏چه راه پیدا نكنند به هر دلیلى یا مثلاً فرض كنید صلاحیّتش را تأیید نكنند یا رأى نیاورد و غیره، خودش را به آب و آتش و در و دیوار مى‏‌زند كه چرا نشد؟

    عقل نیست، تدبیر نیست. ملاحظه كردید؟ اگر چنان‏چه این ریاست، مایه‏‌ى یك چنین دغدغه‌‏اى است، خب انسان رها كند؛ مگر این‏كه واقعاً متوجّه انسان بشود و واجب باشد براى انسان؛ آن [جا] بله [لازم است‏].»
    به امور اخروى باشد، آثار و بركات زیادى براى جامعه اسلامى دارد كه ازجمله آن‏ها مى‌‏توان به موارد زیر اشاره كرد: ۱- شایسته سالارى و قرار گرفتن افراد لایق در مناصب و مسؤولیت‏‌ها،

    ۲- حل سریع‏تر مشكلات جامعه

    ۳- عدم كوتاهى و قصور مدیران در همه سطوح،

    ۴- افزایش ضریب امنیت ملى كشور

    ۵- كاهش بداخلاقى سیاسى و تخریب دیگران،

    ۶- كاهش هزینه‏‌هاى ناشى از رقابت‏‌هاى انتخاباتى،

    ۷- توجه به شاخصه‏‌هاى اسلامى در سپردن مناصب مدیریتى.

    پ ن
     آنچه موجب نقد و هشدار رهبرى انقلاب در مسابقه براى كسب مسؤولیت‏‌ها در بخش‏‌هاى مختلف نظام قرار گرفته، رفتارهایى است كه بعضاً توسط برخى افراد براى رسیدن به پست و مقام بدون توجه به بار سنگین اخروى مسؤولیت ها صورت مى‏‌گیرد.چراكه، همان‏طور كه پذیرش مسؤولیت با نگاه به تبعات اخروى و تكلیف گرایى، موجب قوام و رشد جامعه مى‌‏شود، پذیرش بدون ملاحظه مسؤولیت اخروى، موجب عقب ماندگى جامعه و رشد پدیده‏‌هاى زشت و ناپسند در جامعه خواهد شد.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1397-09-29] [ 11:47:00 ق.ظ ]





      طلبه بیسواد   ...

    چگونه قدرتمند شویم

    در علوم سیاسی بحث بر سر این است که چه چیزی قدرت می آورد؟

    علمای علم سیاست، گزینه‌هایی مثل پول، زور و… را نام برده اند.

    اما خداوند در قرآن سفارش می کند “وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ وَمِن رِباطِ الخَيلِ تُرهِبونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُم وَآخَرينَ مِن دونِهِم لا تَعلَمونَهُمُ اللَّهُ يَعلَمُهُم ۚ وَما تُنفِقوا مِن شَيءٍ في سَبيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيكُم وَأَنتُم لا تُظلَمونَ” سوره مبارکه الأنفال آیه ۶۰

    هر نیرویی در قدرت دارید، برای مقابله با آنها [= دشمنان‌]، آماده سازید! و (همچنین) اسبهای ورزیده (برای میدان نبرد)، تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید! و (همچنین) گروه دیگری غیر از اینها را، که شما نمی‌شناسید و خدا آنها را می‌شناسد! و هر چه در راه خدا (و تقویت بنیه دفاعی اسلام) انفاق کنید، بطور کامل به شما بازگردانده می‌شود، و به شما ستم نخواهد شد! که قدرتمند باشید.

    این آیه دستور می دهد، که از جهت نظامی تا آنجا که می توانید خود را قوی کنید تا دشمنان از ضربه زدن به شما مایوس شوند.

    آیا قدرت نظامی به تنهایی ضامن پیروزی انسان می شود؟

     این به آن می ماند که یک خانواده همه برای تهیه نان به نانوایی بروند. یا همه برای پختن غذا به آشپزخانه بروند. و به همین منوال همه با هم به یک کار مشغول گردند کارهای خانواده لنگ می ماند.

     باید مادر خانه غذا بپزد و پدر خانه برای درآمد خانه کار کند.

    اگر قدرت سیاسی نباشد، با قوی ترین سلاح‌ها هم  نمی توان پیروز شد، زیرا بدون فکر هر روز به یک نقطه حمله می‌کنند و این باعث شکستشان می شود.

    نتیجه می گیریم که افراد جامعه باید هر گروهی بخشی از جامعه را تقویت کنند.

    گروها باید تقسیم شوند برای تولید علم، مثل پزشکی، مهندسی، علوم انسانی…..

    این قدرت جز با پژوهش بدست نمی‌آید. این طلاب محترم هستند که وظیفه دارند پژوهش را در برنامه خود قرار دهند.

    شاید بعضی بگویند ما نمی توانیم پژوهش کنیم.. قال علیٌ علیه السلام :ِان لَم تَکُن حَلیماً فَتَحلَّم، فَاِنَّهُ قَلَّ مَن تَشَبَّهَ بِقَومٍ اِلاّ اَوشَکَ اَن یَکُونَ مِنهُم.اگر حلیم و بردبار نیستی، خود را به بردباری و حلیمی بزن، چرا که هیچ­کس خود را شبیه کسی نمی­سازد، مگر اینکه امید است از آنان باشد.وسائل الشیعه، ج11، ص212،

    . یعنی اگر پژوهشگر نیستیم تظاهر به پژوهش کنیم.این از روشهای تحمیل ظاهر به باطن است.

    با توجه به اینکه اگرآب در کنار مواد دیگر قرار بگیرد بوی آن را جذب می کند. وقتی آب را در یخچال می گذاریم بوی ترشی و سایر مواد غذایی را جذب می کند. دوسوم بدن ما را آب تشکیل می دهد.

    بنابراین اگر به هر کاری زیاد توجه کنیم، روی ما تاثیر می کند. اگر زیاد به موسیقی علاقه نشان بدهیم، مهارتمان در موسیقی زیاد خواهد شد. اگر به شعر علاقه داشته باشیم، شاعر می شویم. بنابراین باید برای پژوهش تلاش کنیم.

    برای تولید علم باید با قرآن مانوس باشیم و از دریای بیکران قرآن، علوم را استخراج کنیم.

    این وسوسه نباید ما را دچار رکود کند که همه چیز را مفسرین از قرآن کشف کرده اند؛ زیرا چنین تفکری منجر به این نتیجه می شود که سخن خداوند نامحدود توسط مفسرین محدود شده است. درحالیکه خداوند نامحدود و سخنش هم نامحدود است.

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1397-09-28] [ 11:00:00 ب.ظ ]





      دو تا نخاله   ...

    وقتی او را در صحن حضرت معصومه (س)دیدم، فقط دوتا شاخ در نیاوردم؛ عمامه بزرگ، عبا و لباده زیبا بر قامتش خودنمایی می کرد. چشمانم سر خورد به نعلین زرد تا جوراب سفیدش رسید.
    چه کسی باور می کرد این سید خوش‌قد بالا همان طلبه‌ای است، که از در بیرونش می‌کردی از پنجره وارد می‌شد!
    کمی به حافظه‌ام فشار آوردم تا نامش را بیاد بیاورم، زمان به سرعت گذشته بود. بعد 40 سال خیلی تغییر کرده بود.
    خلاصه از میان سلول‌های خاکستری نامش جلوی چشمانم حاضر شد، خیلی عجیب بود. هنوز هم نامش برایم غریب بود.
    باز هم نتواستم مثل همان وقت‌ها بین او ودوستش، اسمشان را تفکیک کنم که کدام “عجیب” بود، و کدام “غریب".
    خودش ابراز کرد استاد من عجیب هستم. دیدی استاد می گفتید که من هرگز آدم بشو نیستم.
    از مقاماتش می گفت: باید بیایی و از نزدیک تماشا کنی و ببینی چه بیا و برویی دارم. از مسجد و مریدانش می گفت.
    خاطراتم مرا به کنار صحن امام رضا(ع) برد، او و دوستش تا مرا دیدند، آمدن جلو و گفتند استاد ما را ببین، مرد کوری که گدایی می کرد نشان دادند، همینکه دهانش را باز کرد تا با مدحی از امام رضا(ع) پولی از زوار بگیرد؛عجیب، مشتی خاک از روی زمین برداشت و داخل دهان فقیر بیچاره ریخت. دوتایی خنده کنان فرار کردند.
    حالا او مقاماتش را شماره می‌کرد. من بازهم اسم واقعیش را نپرسیدم که چیست. به خاطر رفتار بدشان، به عجیب و غریب معروف بودند.
    در درس من شرکت می‌کردند، آن دو را بیرون می‌کردم از پنجره وارد می‌شدند.

    پ ن
    ته قلبم خوشحال بودم که جامعه به روحانیت اعتماد  و نیاز مبرم دارد.
    متاسف بودم که کمبود روحانی داریم، و میدان برای نخاله های این چنینی باز شده است.

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [سه شنبه 1397-09-27] [ 09:26:00 ق.ظ ]





      الهی چی بنویسم خوشت بیاد   ...

    خیلی مطالعه را دوست داشتم، اما افسوس که کتاب یا مجله برای خواندن یافت نمی شد. دهه چهل بود. فقط” کیهان بچه‌ها” وجود داشت، آنهم مجاز نبودم بخوانم. پدر با خواندن این گونه مطالب مخالف بود. عقیده داشت،  مطلبی که نه برای دنیای انسان فایده دارد نه برای آخرت چرا بخوانیم.

    برادرم که دوسال از من بزرگتر بود، پنهانی کیهان بچه ها می خرید و می‌خواند، برای اینکه فقط یک گناه مرتکب شده باشد، که بدون اذن پدر مجله را خوانده‌است، مجله ‌ها را در یک جعبه ای که خودش با تخته به شکل صندوق ساخته بود پنهان می کرد و درش را قفل می کرد. او فکر می کرد که فقط خودش خلاق است نمی دانست که من هم خواهر او هستم خلاقیت دارم. من هم پنهانی لولاهای صندوق را باز می کردم و چندین جلد مجله را بر می داشتم و تا مدت‌ها می خواندم. کیهان بچه ‌ها داستان‌های تخیلی به صورت دنباله دار می نوشت. از جمله داستان‌های تخیلی، داستان آدم آهنی‌ها بود که ابزار های ساخت دست انسان‌ها بود. این آدم آهنی ‌ها یک روز علیه سازندگان خود قیام کردند و سرنوشت آنها را بدست گرفتند!

    این روزها بنا به امر ولایت فقیه در فضای مجازی فعالیت می کنم، متوجه هستم باید مطلبی را بنویسم که قدمی در راه پیشرفت دین و انقلاب باشد.یعنی مطلبی که به درد دنیا و آخرت بازدید کنندگان بخورد. درست همان چیزی که پدر «روحش شاد» در کودکیم از من می خواست.

    و داستان آدم آهنی قصه من به این ماجرا چه ربطی دارد؟

    آنوقت ما قصه را خواندیم ولی حالا آدم آهنی ها را می بینیم که برای ما رتبه بندی می کنند و به مطالب ما ارزش می دهند در حالیکه محتوای مطلبی که نوشته ایم نه فایده دنیایی دارد و نه اُخروی! وقتی مطالب را می خوانم، می‌گویم:پدر آن روز که کیهان بچه‌ها منتشر می شد، در زمان طاغوت بود. و اکنون بعد از چهل سال از انقلاب می گذرد و به خاطر به ثمر رسیدن این انقلاب چه بسیار خون‌های پاک ریخته شد، رهبر و مولایم سفارش پشت سفارش که طلاب در فضای مجازی فعال باشند و شبهه‌های جوان فریب را پاسخ دهند . متاسفانه آدم آهنی ‌های فضای مجازی فرصت نمی دهند تا طلاب متوجه شوند که کدام گزاره به سود دین و اخلاق است. وبلاگ‌ها مملو از گزاره‌های خنثی می باشد، درست عین کیهان بچه‌های دهه چهل که تیراژی میلیونی داشت.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [دوشنبه 1397-09-26] [ 01:40:00 ب.ظ ]





      بچه ها هم انقلابی شدند   ...

    کودکان بزرگ سربازان در گهواره امام خمینی

    سال 1357بود بری خریدن سبزی آمدم سر کوچه بچه های محله دور هم جمع شده بودن و معلوم بود که  نقشه ای  داشتن، یک تایر ماشین آورده بودن سر کوچه آتش زده بودن و داخل کوچه مرگ برشاه می گفتن،  گاردی ها هم نمی تونستن با ماشین وارد کوچه بشن؛ بچه تا گاردی ها را می دیدن تو پس کوچه ها قایم می شدند. دلشون می خواست تظاهراتشون رو به خیابون بکشن از ترس گاردیها نمی تونستن از کوچه خارج بشوند.

    از صبح چند بار بچه ها به سر خیابون سرک کشیده بودند، ولی هنوز ماشین گاردی های شاه با مامورای مسلح ایستاده بودند. بچه ها دیگه حوصلشان سر رفته بود.سرانجام به فکر شون افتاد با یک نقشه گاردی هارا به ترسونند!

    یکی رفت از بقالی محله چندتا قنبیت(نوعی کلم) که به اندازه نارنجک بود گرفت آمد، یکی یک قوطی رنگ بنفش آورد، سریعا رنگش کردن.هرکسی می دید خیال می کرد نارنجکه!

    یکی از بچه ها کلم رو برداشت رفت به نزدیکترین کوچه که به سر خیابون می رسید، از کنار کوچه یکی از کلم هارا به طرف گاردی ها پرتاب کرد، پرتاب کردن کلم همان، رو زمین خوابیدن گاردی ها همان!!

    کلم  چرخید و افتاد توی جوی کنار خیابون و همراه فشار آبی که توی جوی آب بود رفت زیر پل و از دید ماموران گم شد.گاردی ها که خیلی ترسیده بودند سریعا سوار ماشین ها شون شدند و فرار و برقرار ترجیح دادند .

    بچه ها نفس راحتی کشیدند و آماده مرگ برشاه بازی شدند. من هم برای سبزی خریدن  از کوچه خارج شدم و به سبزی فروشی رفتم.

    بچه ها از 6-7-8-9 ساله

    موضوعات: فرهنگی, خاطرات  لینک ثابت



    [جمعه 1397-09-23] [ 10:10:00 ب.ظ ]





      ، دورریز غذای ایرانی ها 40 میلیون گرسنه آمریکایی را سیر می کند.   ...

    درس‏‌هایى از سیره فرهنگى و اقتصادى امام عسكرى(ع) براى جامعه امروز
    با نگاهى به مواعظ و توصیه‏‌ها و نیز شیوه عملى و رفتارى امام عسكرى(ع)، مى‌‏توان سیره عملى و الگویى مبتنى بر مبانى فرهنگى و ارزشى براى جامعه امروز اتخاذ و به‏‌صورتى برنامه‌‏ریزى شده و مدون آن‏را عملى و اجرایى نمود؛ چراكه آن حضرت توانست با وجود فشارها و مشكلات طاقت‏ فرسا در مدت امامت خود، فرهنگ دینى را تبلیغ و از حیث اقتصادى شیعیان را یارى كند. در این ‏رابطه مى‌‏توان به موارد ذیل به‏ عنوان نمونه اشاره نمود:
    ۱. عمل به اصل امر به معروف و نهى از منكر
    امام عسكرى(ع) در سیره عملى خود به اجراى این اصل متعالى قرآنى پایبند بودند و در موارد لزوم به شكل صحیحى از آن بهره مى‌‏بردند. ازجمله این موارد نامه‌‏اى است كه آن حضرت به «اسحاق بن اسماعیل نیشابورى» مرقوم فرمودند و او و دیگران را هشدار داده و با صراحت آنان را درباره عواقب سخت كارشان بیدار نمودند.
    در متن این نامه آمده است: «پس از درگذشت امام پیشین(ع) و بعد از فرستاده دوم من و آنچه از شما به او رسید، خداوند به‏ سبب آمدنش پیش شما، وى را كرامت و عزت عطا كرد و پس از آن‏كه «ابراهیم بن عبده» را بر شما گماردم و نامه‌‏اى هم به‌‏وسیله محمد بن موسى نیشابورى براى شما نوشتم، راه غفلت را پیمودید. در هر حال، باید از خداوند كمك خواست. مبادا درباره خدا كوتاهى كنید و از زیانكاران باشید! از رحمت خدا به دور باد كسى‏كه از اطاعت خدا رو گرداند و پندها و موعظه‏هاى اولیاى خدا را نپذیرد. به راستى خداوند شما را به اطاعت خود و اطاعت پیامبر و اطاعت اولوالامر فرمان داده است.اى اسحاق! خداوند تو و خاندانت را مشمول رحمتش كند اگر سنگ‏هاى سخت و استوار برخى از محتواى این نامه را مى‏‌فهمیدند، از ترس و بیم خداوند متلاشى مى‏شدند و به طاعت خدا در مى‏آمدند و هرچه مى‏‌خواهید بكنید، به زودى خدا و پیامبر و مؤمنان عمل شما را خواهند دید و آنگاه سر و كارتان با خداى داناى نهان و آشكار است.» (تحف العقول، ص‏۴۸۵)
    هم‏چنین آن حضرت به رعایت حقوق برادران دینى و فروتنى در برابر آنان توجه داشته و مى‌‏فرمایند: «كسى‌‏كه به حقوق برادران خود آشناتر باشد، براى اداى آن حقوق بیشتر تلاش مى‏‌كند و منزلتش نزد خدا بالاتر است. هركه در دنیا براى برادران خود فروتنى كند، در پیشگاه خداوند از صدیقان محسوب مى‏‌شود.»
    ۲. ترویج فرهنگ صرفه‏ جویى و پرهیز از اسراف‏
    ترویج فرهنگ صرفه‏ جویى یكى از نمودارهاى اقتصادى سیره امام است كه ایشان اعتقاد داشتند برنامه‏ ریزى درست در زندگى موجب رشد اقتصادى بوده و از زیرساخت‏‌هاى توسعه اجتماعى و بالندگى اقتصادى یك جامعه محسوب مى‏‌شود. در سیره امام حسن عسكرى(ع) در این باره نكات قابل توجهى وجود دارد كه نمونه‌‏اى از آن ماجرایى است كه «محمد بن حمزه سرورى» آن‏را نقل مى‏كند و مى‏گوید: توسط ابوهاشم جعفرى نامه‏اى به محضر امام عسكرى(ع) نوشته و درخواست كردم كه آن حضرت دعا كند تا خداوند متعال در زندگى من گشایشى ایجاد بفرماید. هنگامى جواب را توسط ابوهاشم دریافت كردم، آن حضرت نوشته بود: «پسر عمویت یحیى بن حمزه از دنیا رفت و مبلغ صد هزار درهم ارث باقى گذاشت و این درهم‏‌ها به ارث به تو مى‌‏رسد، پس خدا را سپاسگزارى كن و بر تو باد به میانه‌‏روى؛ از اسراف بپرهیز كه اسراف از رفتارهاى شیطانى است».
    بعد از چند روزى، پیكى از شهر حران آمده و اسنادى را مربوط به دارایى پسر عمویم به من تحویل داد. من با خواندن نامه‏‌اى كه بین آن اسناد وجود داشت، متوجه شدم كه پسرعمویم یحیى بن حمزه همان روزى فوت كرده است كه امام آن خبر را به من داد. به این ترتیب از تنگدستى و فقر رهایى یافته و بعد از اداى حقوق الهى و احسان به برادرهاى دینى‌‏ام، طبق دستور امام زندگى خود را بر اساس میانه‏ روى تنظیم نموده و از اسراف و ولخرجى پرهیز نمودم و به این ترتیب زندگى‏‌ام سامان یافت. درحالیكه در گذشته فردى مبذّر و اسراف كار بودم.» (كشف الغمه فى معرفه الأئمه، ج‏۲، ص‏۴۲۴)
    ۳. برنامه ‏ریزى صحیح در جهت حفظ بیت ‏المال و كنترل امور اقتصادى‏
    از دیگر درس‏‌هاى سیره عملى امام عسكرى(ع) در بحث اقتصادى، توجه به حفظ و نگهدارى اموال مسلمانان و بیم از تباه شدن و از بین رفتن آن‏ها و هزینه كرد آن در مسیر درست و مناسب است. آن حضرت به‏ دلیل توجهى كه به این موضوع داشتند، باوجود شرایط سخت سیاسى و اجتماعى، در بیشتر مناطق شیعه ‏نشین، براى دریافت حقوق شرعى از مردم و صرف آن‏ها در مسیر درست خود، نمایندگان و وكلایى تعیین فرموده بودند تا شیعیان براى حلّ مشكلات شرعى و اجتماعى خود به آن‏ها مراجعه كنند. آن بزرگوار به كارها و امور آن‏ها رسیدگى كرده و آنان را زیرنظر داشتند و با مكاتبه آن‏ها را حمایت و هدایت مى‏كردند. علاوه بر این نیز خود با پیشه نمودن زندگى زاهدانه كه مى‏‌توان آن حضرت را زاهدترین فرد زمان خود یافت، همگان را به عدم تبعیت از الگوهاى رفتارى نادرست تشویق نمو و حتى با كار و تلاش بسیار، عموم را به اهمیت كار و تلاش و فعالیت اقتصادى آگاهى مى‌‏دادند چنان‏كه به نقل تاریخ مى‏‌توان آن حضرت را از فعّالترین افراد جامعه خود عنوان كرد. (ابن شهرآشوب، مناقب آل ابى طالب، ج‏۴، ۳۲۸)

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 11:25:00 ق.ظ ]





      داشت باور می کرد که همسر امام عصر است   ...

    وارد اتوبوس شد، همه بهش نگاه می‌کردند. احساس خوبی داشت، فخر، غرور، بزرگی. دیگر نمی‌توانست تحمل کند. او پیش خود فکر می کرد که همه می‌دانند همسر امام عصر هستم!
    به من زنگ زد، گفت: دیشب خواب دیدم و ماجرای خوابش را گفت: و تعبیرش را می ‌خواست بداند.
    گفتم: شما باید در باره امام زمان(عج) بیشتر مطالعه کنی تا گرفتار این کابوس‌های شیطانی نشوی.
    با تعجب پرسید: این یک کابوس بوده است؟ گفتم: کابوس بدی هم هست.
    اگر شما به این کابوس‌هایتان دلبسته شوید، کم کم باورتان می‌شود که همسر امام عصر هستی، بعد نوبت ادعایتان می‌شود. در نهایت یا سر از تیمارستان در می‌آورید یا زندان!
    برای همین به شما توصیه می‌کنم اطلاعاتتان را دراحوالات امام عصر بیشتر کنید.
    پ ن
    بنده خدا گرفتار همسر بد اخلاقی شده بود، با خودش فکر می کرده اگر همسر امام زمان بود، این بدبختی ها به سراغش نمی‌آمد. شیطان هم منتظر بود تا درخواب به او تلقین کند که توهمسر امام زمانت هستی!

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1397-09-21] [ 07:01:00 ب.ظ ]





      مهدی بی اجازه توی خانه بود   ...

    وارد خانه شد، در را باز کرد، با شگفتی دید که یک نفر توی هالشان نشسته است! یکه خورد این چه کسی است و چگونه وارد منزل شده است؟! هنوز در فکر و تحلیل حادثه بود که مهمان ناخوانده سلام کرد، و در ادامه خودش را معرفی کرد که من مهدی هستم!

    هاج و واج شده بودم، دست و پایم را گم کردم، فرصت فکر کردن برایم نگذاشت، امر کرد که مبلغ یک میلیون تومان ببر به فلان شخص بده، بسیار نیازمند است!

    بلافاصله دستورش را اجرا کردم. ماجرا همچنان ادامه داشت و من تمامی سرمایه‌ای را که داشتم به دستورش به نیازمندان دادم.تا اینکه توانستم اندکی فکر کنم، که این چه جریانی است؟

    آیا امام زمان (عج) بدون اذن صاحب خانه وارد منزل دیگران می شود؟!

    آیا ایشان انسان را وادار می کند که بدون رضایت اموالش را به نیازمندان ببخشد؟!

    متوجه شدم که اطلاعاتم در باره‌ی امام زمان(عج) صفر است.

    موضوع را با یکی از دوستانم  در میان گذاشتم.

    او هم گفت: این شخص که از در بسته وارد خانه شده و فقط صرفا با معرفی خودش که من مهدی هستم ذهن تو را منجمد کرده است.

    دوستش او را راهنمایی کرد که بروند محضر آیت الله بهجت تا مشکل را حل کند.

    ایشان وقتی حادثه را شنیدند، فرمودند: شما معوذتین را بخوانید مشکل حل می‌شود.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [سه شنبه 1397-09-20] [ 02:47:00 ب.ظ ]





      فضای مجازی جن زده   ...

    رفته بود اتاق طبقه بالا را تمیز کند، صدای شبیه جیرجیر شنیده بود. دوباره در را باز و بسته کرد دید صدا از در نبود. موهاش سیخ سیخ شد، احساس کرد بدنش یخ زده.یاد حرف دخترش افتاد. چندماه پیش دخترش تو این اتاق درس می خواند.
    آمد پایین گفت: من دیگه اتاق بالا درس نمی خوانم. مادر پرسید: چرا؟ گفت اینجا یک صداهایی می شنوم.
    برای همین به من زنگ زد، این چه صدایی که توی اتاق هست؟ پرسیدم دخترت داستان اجنه نمی خواند؟ گفت :چرا اتفاقا توی کانال تلگرام گوشیش داستان جن و روح داره و می خوانده.
    بهش گفتم اول از آن کانال خارج بشه، بعد معوذتین را بخوانید و به آب بدمید و به چهار گوشه اتاق بریزید.
    بعد از یک هفته زنگ زد و تشکر کرد و گفت دیگه هیچ صدایی از اتاق شنیده نمی شود.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [دوشنبه 1397-09-19] [ 11:58:00 ب.ظ ]





      کتاب نخوانیم   ...


    تنها بودم، به دیوار اُپن تکیه داده بودم و کتاب جن را می خواندم صدای چرخوندن چیزی شبیه فرفره را روی آن شنیدم،
    بلند شدم روی اُپِن نگاه کردم ، هیچ چیزی ندیدم دوباره مشغول خواندن کتاب شدم،«حجت الاسلام آقای اعتمادی می گفت: در ایام جوانی برای تبلیغ ماه محرم به روستا اعزام شده بودم، و قرار بود بعد از سخنرانی و روضه بروم روستای مجاور که سه کیلومتر فاصله داشت. غروب بود که در مسیر بودم، هوا تاریک شده بود، که دیدم یک نفر از راهی که تقاطع بود آمد پیش من و گفت حاج آقا خواهشی داریم، گفتم :بفرمایید گفت: بیایید برای مراسم ما روضه امام حسین بخوانید. نگاه کردم دیدم فقط نیم تنه دارد از پا ها خبری نیست!

    موهای تنم سیخ شد، فهمیدم که یارو جن است. گفتم : در روستا منتظر من هستند ، باید بروم چون قول داده ام.بعد ها که به استادم گفتم: گفت باید می رفتی در جمعشان روضه می خواندی ، حتما چیزهای برایت مکشوف می شد».
    دوباره همون صدا شروع شد، صدای چرخوندن فرفره؛ گفتم ای بابا انگار که وِل کُن ماجرا نیستید ها. سوره معوذتین را خواندم.دیدم وقتی موجودی را نمی‌بینی ولی صدایش را می شنوی اصلا برایت مطلوب نیست.دانستم که اگر ما صدای موجودات را می شنیدیم و معنای سخنانشان را درک می کردیم، زندگی برایمان بسیار سخت می شد.

    مثلا در بستر خوابیدیم و صدای مورچه و موریانه و سایر حشرات اطرافمان را بفهیم، تا طلوع صبح باید به نقشه هایی که برای وسایل زندگی ما می کشیدند فکر می کردیم.

    قبلا دخترم مشتاق این کتاب شده بود، و بهش نصیحت کرده بودم که نخوان ولی اصرار داشت که بخواند و می‌گفت: میخواهم جن را بشناسم و تسخیرش کنم و از او کار بکشم.

    مثلا موقع امتحانات بیاد و برام پاسخ سؤالات را بگه. خلاصه هرچه بهش نصیحت کردم فایده نکرد، تا اینکه مزاحمت دوستان ناپیدا شروع شد. که با دعاهای خاص نجات پیدا کرد. این همان کتابی بود که شروع به خواندش کرده بودم، کتاب را بستم، گفتم نخواستیم در باره جن اطلاعاتی بدانیم. این هم از اصرار طلاب بود که در باره جن برامون بگو، و گرنه ما را چه بکار از ما بهترون!

    با بسته شدن کتاب، اجنه هم در آن فرو رفتند، درست عین کتاب جُمانجی!

    فردا به طلاب گفتم هرکتابی را نباید خواند.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [یکشنبه 1397-09-18] [ 03:17:00 ب.ظ ]





      این خشت از کجاکج شد   ...

    خدایا مرا با «لقد کرمنا بنی آدم» برجسته کردی و جسمم را در کمال «تبارک الله احسن الخالقين »14 مومن، به نمایش گذاردی.
    از روح خودت در وجودم دمیدی و مفتخرم کردی به «نَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی »، 29 حجر.الهی می دانم که مرا با فطرت پاک آفریدی.
    برنامه‌ای که برایم تنظیم کرده بودی، هرچه جسمم رشد می کرد، باید روحم رشد می کرد و جای خالی در قالب تنم باقی نمی ماند.
    خوب می دانم که اگر فقط به جسمم رسیدگی شود، خیلی هم رشد کنم، شاید در حد یک فیل، یا یک گاو برسم.
    اما رشد من با دو بعد جسم و روح است، که اگر درست تربیت شود از فرشته افضل تر می شوم و خدای نکرده اگر ذره‌ای غافل شوم، در گروه أُوْلَئِکَ کَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ وارد خواهم شد.179 اعراف
    اما اکنون که این قالب تنم بزرگ شده است متاسفانه خلاهایی را در عقل، درک و قلبم احساس می‌کنم.
    نمی دانم بخشی از تربیتم اجباری بوده است، طبق فرمول « وَ الْبَلَدُ الطّیبُ یخْرُجُ نَبَاتُهُ بأذنِ ربّهِ والّذی خَبُثَ لَایخْرُجَ اِلّا نَکداً 58» اعراف
    قرار بود که با این ابزار، فطرت پاک، و راهنمایانی مقدس از اولین پیامبر گرفته تا زمان غیبت امام معصوم(عج) که سایه ولایت برسر ما ریزش رحمت دارد راه بندگی و فلاح را بپویم، اما نمی دانم چه شد که مسیرم به کجراهه منجر شد؟
    نمی‌دانم شاید باید پدر و مادرم به اصل « فلینظر الانسان الی طعامه» توجه می کردند. 24 عبس

    شاید و حتما توجه داشته اند پس باید مراقب مربیانم می بودند که چه غذای روحی برایم تهیه می کردند. و صد البته باید مراقب دوستانم می شدند که با چه کسانی همنشین هستم.
    ورودی‌های عقلم را کنترل می کردند، چشمم، گوشم، دهانم را با تقوا واگسینه می‌کردند، تا هر تصویر و سخن و خوراکی آلوده را پس بزنم.
    خدایا دستم را بگیر

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [شنبه 1397-09-17] [ 05:20:00 ب.ظ ]





      آبرو کیلویی چنده   ...

    تهمت آبرو بردن

    ما گاهی آنقدر به خودمان اطمینان داریم که گمان می کنیم در مسیر درستی قرار داریم.این حس خودخواهی باعث می شود، که خویشتن را هدایت گری مصلح بپنداریم.در حالی که نگاه‌مان به بیرون از یک روزنه تنگ است.

    یعنی فقط عبور یک سلسله را می بینیم، بدون توجه به ابتدا و انتهای آن، عجولانه حکم صادر می کنیم.

    وقتی هم متوجه قضاوت نادرست خود می شویم، جرات پوزش خواهی نداریم.مجموعه این برخوردها از تاثیر گذاری افراد می کاهد.

    فرقی نمی کند چه برچسب زننده باشی و یا برچسب گیرننده، نتیجه بی خاصیت شدن هردو گروه است. شاید در گذشته‌هایی که خیلی نزدیک است، تهمت افراد در بین چند نفر مطرح می شد. اما در این دوره پسا مدرن تهمت‌ها جهانی می شود،چون در کوچه محله مجازی این اتفاق میفتد.

    امام صادق  علیه السلام  فرمود: هر كس به برادر دینی خود تهمت بزند حرمتی میان آن دو به جا نمی‏‌ماند.

    برهمین اساس تهمت زدن گناه بزرگی محسوب می شود.چون حرف چه حق باشد چه باطل اثر خود را بر روی سلول‌های خاکستری می‌گذارد.

    رسول خدا صلي الله عليه واله می فرمایند :هر كس به مرد يا زن مؤمن بهتان بزند يا درباره او چيزي بگويد كه از آن پاک است، پروردگار در روز قیامت او را بر تلّي از آتش نگه می دارد تا از سخن خود درباره آن مومن برگردد.

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 02:11:00 ب.ظ ]





      خودم را شناختم   ...

    هی تلاش می‌کردم تا خودم را بشناسم، که نتیجه‌‌اش شناخت پروردگارم شود.
    نشد نشد که نشد. جلوی آیینه ایستادم به خودم زل زدم و به همه زوایای چهره‌ام نگاه کردم.
    از پدر و مادرم در باره پدران و مادرانشان پرسیدم، فقط پدر بزرگ و مادر بزرگشون را دیده بودند؛ آنهم در کودکی.
    از بزرگی شنیدم باید خودم را بشناسم یعنی: اینکه بدانم چه کسی مرا آفریده است؟
    «من عرف نفسه فقد عرف ربه» بله اقرار می کنم که همه چیز در ید قدرت پروردگارم می باشد.
    ولی باز دلم بیقرار شناخت مولایم بی‌قراری می کرد.
    تا اینکه به این آیه رسیدم: «خداى متعال در آیه29 سوره«الرحمن» به دائمى بودن خلقت و آفرینش اشاره نموده مى فرماید: (خداوند هر روز در شان و کارى است)؛ «کُلَّ یَوْم هُوَ فِى شَاْن».» مولای من هر روز و هر لحظه و آن به آن در وجود من دست به کار است.
    اگر یک آن بخواهد سرنوشتم را که نتیجه رفتار‌های خودم می‌باشد تغییر دهد و امر کند، «کن فیکون» من در تقدیر “اِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّیَ یُغَیِّروا ما بِاَنفُسِهِم“. سوره رعد، آیه11

     قرار می گیرم.و اینگونه شد که به مقدار ارزنی توانستم به شناخت برسم.

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [جمعه 1397-09-16] [ 11:17:00 ق.ظ ]





      خدایا کمکم کن   ...

    تاثیر پذیری نوجوانان
    دشوارترین دوران حیات انسان از جهت تربیتی، دوره نوجوانی است. این دوره که حدود سنی 18-12 سال را در بر می‌گیرد منطبق بر دوره راهنمایی و دبیرستان است.بیشترین مشکلات تربیتی در این دوره پیش می‌آید و اغلب در همین دوره است که فرزندان یا از دست می روند یا در مسیر سعادت گام بر می‌دارند.
    این دوره مرحله انتقال از کودکی به دوران جوانی و بزرگسالی است. نوجوان از یک سو در حال هجرت از وابستگی‌های دوران کودکی است؛ از سوی دیگر توانایی لازم را برای حل بسیاری از مسائل زندگی ندارد و همین نوسان فکری و روانی درماندگی، تزلزل و گاه پریشانی و ابهام را در او ایجاد می‌کند و آرامش روحی او را می‌گیرد.
    در این دوره اگر والدین نتوانند از نوجوان حمایت کنند، فرزندان از حوزه جاذبه خانواده خارج می‌شوند و در معرض جذب و انجذاب عوامل محیطی قرار می‌گیرند.

    منبع: کتاب تاثیر محیط اجتماعی بر تربیت

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1397-09-15] [ 06:55:00 ب.ظ ]





      هنر ساده کردن مفاهیم دینی   ...

    ساده کردن مفاهیم قرآنی
    برای انتقال مفهوم ولایت فقیه به جوانان، مردم عادی و حتی فرهنگیان، با این سؤال که فقیه چه کسی است ؟
    و توضیح این مطلب که فقیه کسی است که از مسایل و احکام دینی آگاهی دارد و مرگ بر ضد ولایت فقیه یعنی چه؟.در ادامه توضیح داد، من طلبه فقیه تر هستم یا امام جمعه شهرستان، امام جمعه شهرستان فقیه تر است یا رهبر، رهبر فقیه تر است یا امام زمان(عج)، امام زمان(عج) فقیه تر است یا پیامبر(ص)؛ پیامبر(ص) فقیه تر است یا خداوند ؟
    با این بیان که اگر سؤال دینی داشته باشید از چه کسی می پرسید.؟در پاسخ گفتند: از علما می پرسیم.
    مبلغ در جواب آن ها گفت :اگر از من طلبه بپرسید و قانع نشوید از امام جمعه شهرستان سؤال می کنید و اگر مطمئن نشدید از نماینده ولی فقیه در استان سؤال می کنید و در ادامه اگر اطمینان پیدا نکردید از مقام رهبری می پرسید و اگر باز هم به جواب نرسیدید آرزو می کنید کاش امام زمان (عج)ظهور کرده بود و از او می پرسیدید؛ و در نهایت برای اطمینان دوست دارید که از پیامبر(ص) بپرسید و اگر برای شما ابهامی باقی ماند دوست دارید تا از خداوند بپرسید، چون اوست که تمامی مصالح و مفاسد احکام را برای بشر وضع نموده است؛ و مرگ بر ضد ولایت فقیه یعنی مرگ بر ضد خدا!

    قابل توجه است که در پایان بحث، فرهنگیان از تفهیم مطلب تشکر کردند .
    در قطار با یک نفر از اهل سنت همسفر شد، همسفر گفت شما با استفاده از مهر در سجده گرفتار بت پرستی می شوید!! در پاسخ به او گفت: اول؛ که ما این کار را از خلفای شما آموخته ایم؟! همسفرش با تعجب پرسید؟ چگونه به این امر رسیدید؟در پاسخ گفت: از وصیت خلفای شما که خواستند در کنار تربت پیامبر (ص)مدفون شوند تا از خاک قبر پیامبر (ص)تبرک بجویند!! ماهم می خواهیم از تربت فرزندش تبرک بجوییم!!
    دوم؛ اگر سجده بر خاک بت پرستی است، شما که روی سجاده پشمی یا نخی و پلاستیکی سجده می کنید پس سجاده پرستی می کنید!!
    اگر سجده برغیر خاک و سنگ مجاز بود؛ ثروتمندان -پیشانی را که جایگاه غرور انسان است -بر خاک نمی ساییدند بلکه مهر های زرین و جواهر نشان انتخاب می کردند!!
    برای کسی که نماز نمی خواند با این دلیل چون از نماز خواندن لذت نمی برم!!! از او پرسید: زمانی که شما بیمار می شوی و به پژشک مراجعه می کنی، پزشک برای شما نسخه می نویسد و دارو می دهد، و او از یک سری خوردنی ها شما را منع می کند شما با یک بار خوردن سالم می شوی یا این که همه داروها را استفاده می کنی تا حالت خوب شود؟!
    بنابراین شما باید خواندن نماز را ادامه دهی و از سایر حرام ها دوری کنی تا لذت نماز را بچشی!!!

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 11:37:00 ق.ظ ]





      هنردر پرده سینمای قرآن   ...

    هنر دینی
    کشف رابطه تبلیغ دین با هنر و تأثیر هنر و کارآیی آن در تبلیغ دینی منوط به تعریف و فهم هنر دینی یا به عبارت دیگر هنر اسلامی ست.هنر اسلامی آن هنری است که تجلی معنویت و تعهد انسان باشد و در خدمت تعالی اندیشه و عمل انسان قرار گرفته و موجب سستی و انحراف در فکر و عمل او نشود. هنری که تنها در خدمت غرائز مادی و پست بوده و تنها خدمت گزار جنبه‌های مادی بشر و احیاناً در خدمت طاغوت‌ها و انسان‌های پست اندیشه و سست عنصر باشد، هنری مبتذل و غیردینی محسوب می‌شود.با توجه به تحقیق های انجام شده بعضی از شاخص‌های هنر دینی عبارتند از:
    ـ باورهای اسلامی (اعتقاد، ایمان و یقین به فرامین و دستورهای اسلام، قرآن و اهل بیت علیهم السلام)؛. مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ 1
    ـ ایجاد کننده روح تعهد و مسئولیت پذیری و امیدواری به خداوند؛ وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكافِرُونَ .2
    ـ اعتقاد به ولایت و تأسی به اهل بیت ؛ أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الأَْمْرِ مِنْكُمْ 3
    ـ داشتن بینش سیاسی و اعتقاد به مبارزه و ستیزه جویی با کفار و منافقین؛ جاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنافِقِينَ وَ اغْلُظْ عَلَيْهِمْ 4
    ـ داشتن روحیه امر به معروف و نهی از منکر (دعوت به خوبی‌ها و نهی از زشتی‌ها)؛ . كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ 5
    ـ اعتقاد به جاودانگی دین اسلام؛ وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الإِْسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الآْخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ 6
    ـ اعتقاد به جاودانگی انسان بعد از مرگ (نمایش بعد جاودانی انسان)؛ اللَّهُ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يَجْمَعُكُمْ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ لا رَيْبَ فِيهِ7
    ـ تقویت روحیه ایثارگری در جامعه (روح حماسی)؛ وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ8
    ـ ایجاد روحیه شهادت طلبی (تصویرپردازی از شهادت و شهید)؛ وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنا آمَنَّا فَاكْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدِينَ9
    ـ مبارزه با اسراف و مصرف گرایی؛ كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ 10
    ـ مبارزه با فقر و فساد و تبعیض؛ وَ إِذا تَوَلَّى سَعى فِي الأَْرْضِ لِيُفْسِدَ فِيها وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْفَسادَ 11
    ـ زنده نگه داشتن یاد شهدا؛ وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ 12
    ـ نمایانگر وحدت و هماهنگی خدا؛ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ
    ـ دعوت انسان به فطرت؛ فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ 13
    ـ نمایانگر بندگی خدا و آزاد کردن انسان از بندگی غیر خدا؛ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ 14
    ـ داشتن زبان مردمی؛ قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيراً مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتابِ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبِينٌ 15
    ـ درهم شکستن آداب و رسوم و سنت‌هایی که برخلاف تعلیم اسلام و سد راه گسترش اسلام است و جانشین کردن آداب و رسوم اسلامی.

    احزاب 23.

    [1] یوسف87.

    [2] نساء59.

    [3] تحریم90.

    [4] آل عمران110

    [5] آل عمران 85.

    [6] اعراف31.

    [7] بقره 205 .

    [8] آل عمران 169.

    [9] انفال 46.

    [10] روم 30.

    [11] نحل 36.

    [12] مائده 15.

    [13] آل عمران .139

    [14] یونس58.

    [15] انعام   50  

    منبع: نقش هنر در انتقال مفاهیم اخلاقی

    نویسنده: نرجس خاتون محمدی

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 11:28:00 ق.ظ ]





      تابلوهای اخلاقی زنده قرآن   ...

    تشبیه‌های قرآن، تابلویی زنده
    قرآن در تشبیه‌های خود برخی حقایق و مفاهیم را چنان دقیق توصیف کرده است که می‌توان تصاویر کامل و دقیق و گویای آن را همچون تابلویی زنده و جذاب در پیش روی خود مشاهده نمود. قرآن در صحنه ای حالت کفار را در روی گردانیدن از مواعظ و آیات روح پرور قرآن به گورخرانی وحشی و رمیده تشبیه نموده که از برابر شیری بگریزند: «كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُّسْتَنفِرَةٌ * فَرَّتْ مِن قَسْوَرَةٍ؛ گویى گورخرانى رمیده ‏اند* كه از مقابل شیرى فرار كرده ‏اند.» در صحنه ای دیگر عالمان یهود را بخاطر سرپیچی از فرامین تورات به الاغی تشبیه نموده که باری از کتاب بر دوش می‌کشند: «مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ یحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ یحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ كَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا یهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ؛ مثل كسانى كه [عمل به] تورات بر آنان بار شد [و بدان مكلف گردیدند] آنگاه آن را به كار نبستند همچون مثل خرى است كه كتاب هایى را برپشت مى‏ كشد [وه] چه زشت است وصف آن قومى كه آیات خدا را به دروغ گرفتند و خدا مردم ستمگر را راه نمى‏ نماید.»
    هرچند تشبیه چنین جماعتی به الاغی که فاقد عقل و شعور است، در بدو امر کافی به نظر می‌رسید، اما توصیف آنان به الاغی که باری از کتاب بر دوش می‌کشد و از کتاب چیزی جز سنگینی آن عایدش نمی‌شود، تصویر دقیقی از عالم نمایان یهود ارائه می‌دهد که با وجود در اختیار داشتن کتابی آسمانی، حظ و بهره ای از معارف آن نبردند و به تعالیم آن بی اعتنایی نمودند.

    نقش هنر در انتقال مفاهیم اخلاقی :نویسنده نرجس خاتون محمدی

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1397-09-14] [ 10:52:00 ب.ظ ]





      جستجوی گره کور در گوگل اعمال   ...

    بدون خدا نگاه کردن برای ما عادی شده است. اگر نگاه خدایی باشد هرگز گرفتار گره‌های کوردر زندگی  نمی شدیم.

    خیلی ساده با ارتکاب رفتار‌های ظالمانه، راه آینده را برای خودمان پر از سنگلاخ و چاه و چاله می کنیم.

     گره کور در زندگی،  مانند طناب هزار گره، پیچ می خورد، فریاد واسفا سر می دهیم و به زمین و زمان ناسزا

    می گوییم.

    بدون اینکه در تونل اعمال گذشته جستجو کنیم، بین افراد همجوارمان با بدگمانی رمل و اسطراب می اندازیم و قرعه را به نام بی گناهان می‌زنیم، خصوصا اگر کف بین یا فال قهوه ای را هم  به آن ضمیمه کنیم.

    در حالیکه همه حوادث ناراحت کننده ما روی طنابی بوده است که در طی زمان روی آن آویخته بودیم، و زمان برداشتن آن‌ها یکی یکی می‌رسد؛ و این همان بِماکَسبت اَیدیهِم است، که خداوند هشدارش را از قبل به ما داده است.

    اگر فتنه‌ای که ما مدیریت کردیم، در گذشته آتش کوچکتری را تولید کرده باشد؛ شاید امروز یا فردا و فرداهای نزدیک پیش نیاید ولی در آینده‌ایی که دیر نیست با آتش چند برابر بزرگتر در زندگی ما رخ خواهد داد.

    پس مراقب رفتار و عمل کرد خود باشیم، و عالم را محضر خدا بدانیم و در محضر خدا معصیت نکنیم.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 01:59:00 ب.ظ ]





      موسیقای کلام قرآن   ...

    . اقسام تصویر آفرینی در قرآن

    در میان آیات قرآن به شیوه‌هایی برمی خوریم که در تصویرگری مفاهیم و مجسم نمودن معانی، نقشی شگرف و سحر آمیز ایفا می‌نمایند. در این جا به برخی از آن‌ها به همراه نمونه‌هایی از صحنه‌های بدیعشان می‌پردازیم:

    الف) تشبیه

    شاید بتوان گفت که در میان فنون بلاغت هیچ یک در مجسم نمودن معانی و تصویرگری مفاهیم، به پای تشبیه نمی‌رسند. تشبیه معنا را آنگونه آشکار می‌سازد که گویی آن را می‌توان با چشم خود دید و با انگشتان خود آن را لمس نمود.آن چه تشبیه ها را از میان همنوعانشان برتری بخشیده، آن است که تشبیه با ایجاد مشابهت میان معنایی معقول با امری محسوس به خوبی معنا را در قالبی مجسم، آن هم در جامه‌ای زیبا در پیش روی مخاطب می‌گذارد. اهل ادب به این حقیقت معترف هستند که قرآن زیباترین، جامع ترین و دقیق ترین تشبیه ها را برای بشریت ارزانی داشته و با تشبیهات خود نقشی سحر آمیز در پرده برداری از معانی و حقایق ایفا نموده است. تشبیه در قرآن تنها یک آرایش کلامی و زیبایی لفظی نیست که هدف از آن تنها ایجاد مشابهت میان اشیا باشد و بس، بلکه قرآن به کمک تشبیه، روح و حیات و نشاط به کالبد الفاظ می‌دمد و معانی ذهنی رابه صورت‌هایی مجسم و زنده در قالب تصاویری بدیع به نمایش می‌گذارد و البته در این میان از عنصر هنر، زیبایی، نظم و موسیقای کلام غافل نمی‌شود و همه را در کنار هم، در نهایت هماهنگی و زیبایی مورد استفاده قرار می‌دهد.

    ادامه دارد

    نقش هنر در انتقال مفاهیم اخلاقی

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 01:28:00 ب.ظ ]





      همه بلاها از دوری قرآن است   ...

    تمام گرفتاری‌های ما و ملت ‌های مسلمان به علت دوری ازقرآن است.

    هرچه می‌کشیم و بلاهایی که بسرمان می‌آید، همه وهمه در ترک قرآن وعمل نکردن به دستورات روشن خداوند است.

    از زندگی فردی گرفته تا اجتماعی،فرقی ندارد،زیرا این افراد هستند که اجتماع را می سازند.

    زمانی که این فرد در زندگی فردی خود به دستورات قرآن اعتقاد ندارد و عمل نمی کند، او را در یک پست اداری شاغل کردید؛ در همان مقام هم او به دستورات قرآن عامل نخواهد بود.

    این سلسله همچنان تا ثریا همچنان کج خواهد رفت.

    فرقی ندارد، هر پستی باشد، مدیریت در رده های کلان کشوری باشد یا  مدیریت در یک پست کوچک روستایی.

    وقتی برخی دردمندانه از دور شدن مسؤلین می نالند و نگران گم شدن اهداف شهدا و مقام رهبری هستند، باید بگوییم: همه دودی است که از دوری قرآن نصیبمان می شود.

    فَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ وَ لا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِماً أَوْ کَفُوراً

     پس در (تبلیغ و اجراى) حکم پروردگارت شکیبا (و با استقامت) باش، و از هیچ گنهکار یا کافرى از آنان اطاعت مکن!24 انسان

    با این پیام ما هرگز مجاز نیستیم سند 2030 و یا FATF را بپذیریم، چون صراحتا دستور خداوند است که از گنهکار و کافر اطاعت نکن!

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [سه شنبه 1397-09-13] [ 12:30:00 ب.ظ ]





      هنر با دستمایه قرآنی   ...

    رابطه انسان و هنر
    از آنجایى كه سعادت انسان و هدایت وى موضوع اصلى دین بوده و هنر نیز توسط انسان پدید مى‌آید، در گذشته رابطه ی جامعه و هنر همچون رابطه ی جامعه با دین بود. اگر دین، دینى الهى، تكریم كننده انسان بوده و آورنده‌ی دین نیز با جامعه قرابت و همزیستى داشت، هنر نیز چنین بود. به این معنا همان طور كه دین قصد هدایت انسان به سمت رستگارى و فلاح و در واقع راهنمایى براى رجعت او به اصل خویش را دارد، هنر نیز باید بتواند انسان را به اصل خویش، متذكر سازد.
    از طرفی دین هم دارای ویژگی هایى است که هنر باید بتواند پاسخ گوى مناسبى براى این ویژگی‌ها باشد. در واقع رابطه ی هنر با انسان از طریق همین ارتباط برقرار مى‌‌‌‌‌‌‌شود  به این ترتیب كه:هنر باید بتواند فضاى مناسبى را براى رشد و كمال انسان فراهم كند و خود واجد معنایى باشد كه معنویت دینى را به ذهن متبادر نماید. هنر باید معنادار بودن حیات را متذكر شود. در واقع به آگاهى، علم و معرفت منجر شود.

    هنر باید مبدأ و به خصوص مقصد نهایى حیات انسان را به او متذكرشود. هنر باید چگونگى زیستن را نیز به انسان تعلیم دهد. هنر باید زیبایى و حسن و تعادل و سایر قوانین حاكم بر عالم وجود كه مخلوق خداوند هستند و از طریق علم شناخته مى‏‌شوند را در تولیدات انسانى به كار بندد. هنر باید جاودانه‏‌ها و جاودانگى‏‌ها را تذكّر دهد. هنر باید از ایجاد غفلت و بى‏‌خبرى در انسان جلوگیرى كند.
    در هنر باید به دنبال ساختن انسان و اثرات دایمى بود و نه اثرات موقّت كه به محض قطع ارتباط با هنر، اثرات مثبت و سازنده آن نیز از بین برود.هنر باید بتواند روح ناآرام انسان را كه مدام در پى اصل خویش است آرام نماید و در واقع باید با زیبایى خود بتواند روح انسان را به ماندن در كالبد مادى، تشویق و ترغیب و راضى نماید.
    بنابراین تغییری که هنر بر روح انسان می‌گذارد تغییری عمیق، ماندگار و طولانی‌تر است.این هدف را قرآن تضمین کرده است.

    نقش هنر در انتقال مفاهیم اخلاقی

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 11:24:00 ق.ظ ]





      با قرآن فیلم بسازیم   ...

    .تشبیه‌های قرآن تابلویی زنده
    قرآن در تشبیه‌های خود برخی حقایق و مفاهیم را چنان دقیق توصیف کرده است که می‌توان تصاویر کامل و دقیق و گویای آن را همچون تابلویی زنده و جذاب در پیش روی خود مشاهده نمود. قرآن در صحنه ای حالت کفار را در روی گردانیدن از مواعظ و آیات روح پرور قرآن به گورخرانی وحشی و رمیده تشبیه نموده که از برابر شیری بگریزند: كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُّسْتَنفِرَةٌ * فَرَّتْ مِن قَسْوَرَةٍ : گویى گورخرانى رمیده ‏اند* كه از مقابل شیرى فرار كرده ‏اند ( در صحنه ای دیگر عالمان یهود را بخاطر سرپیچی از فرامین تورات به الاغی تشبیه نموده که باری از کتاب بر دوش می‌کشند: «مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ یحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ یحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ كَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا یهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ» : مثل كسانى كه [عمل به] تورات بر آنان بار شد [و بدان مكلف گردیدند] آنگاه آن را به كار نبستند همچون مثل خرى است كه كتاب هایى را برپشت مى‏ كشد [وه] چه زشت است وصف آن قومى كه آیات خدا را به دروغ گرفتند و خدا مردم ستمگر را راه نمى ‏نماید
    هرچند تشبیه چنین جماعتی به الاغی که فاقد عقل و شعور است، در بدو امر کافی به نظر می‌رسید، اما توصیف آنان به الاغی که باری از کتاب بر دوش می‌کشد و از کتاب چیزی جز سنگینی آن عایدش نمی‌شود، تصویر دقیقی از عالم نمایان یهود ارائه می‌دهد که با وجود در اختیار داشتن کتابی آسمانی، حظ و بهره ای از معارف آن نبردند و به تعالیم آن بی اعتنایی نمودند.

    نقش هنر در انتقال مفاهیم اخلاقی

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 09:48:00 ق.ظ ]





      همذات پنداری در قرآن   ...

    . دریافت مفاهیم قرآن با تدبر
    نقش رسانگی تصویر در یک متن از دیگر عناصر بیشتر است و کارکرد تصویر در متن، مفهوم ساختن معناست. تصویر در حقیقت شکل هنری ای است که الفاظ آن را بر می‌گیرند.
    در آیات قرآنی به استماع آیات و تدبر در آن‌ها تاكید شده است. این بدان معناست كه شخص، هنگام خواندن آیات به گونه‌ای باشد كه بتواند خود را در آن محیط احساس كند.
    بارها دیده شده است كه خواننده رمان، تحت تاثیر مطالعه آن، واكنش‌های عصبی و عاطفی نشان می‌دهد. توصیف و تصویر رمان نویس از صحنه، چنان واقعی و زیباست كه خواننده به گریه می‌افتد و همراه قهرمان داستان خشمگین می‌شود و یا خوشحال می‌گردد و از شادی فریاد بر می‌آورد.
    این همانند كسی است كه به شكلی خود را با داستان و قهرمانان آن همراه كرده است. كسانی كه به هم پنداری می‌رسند خود را بیرون از داستان و رمان نمی‌بینند و واكنش‌هایی همچون قهرمان نشان می‌دهند. در صحنه‌های فیلم‌های سینمایی نیز این وضعیت بارها برای شما و دیگران اتفاق افتاده است كه شخص، خود را همراه داستان می‌كند و با قهرمان و یا ضد قهرمان، همذات پنداری كرده و با او همراه می‌شود. با وی می‌اندیشد و با وی حركت می‌كند و واكنش‌های عاطفی نشان می‌دهد.
    در آیات قرآنی و نیز روایات توصیه شده كه قرآن را به گونه‌ای بخوانند كه گویی كه مخاطب آن خودشان هستند و قرآن بر خود آنان نازل شده است. در داستان‌هایی كه درباره قاریان قرآن نوشته شده گاه این هم پنداری به تصویر كشیده شده است. در احوالات امام سجاد(ع) نقل شده است، هنگامی كه قرآن می‌خواند در آیات بشارتش، شاد می‌شد و در آیات انذارش می‌لرزید.

    نقش هنر در انتقال مفاهیم اخلاقی

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [دوشنبه 1397-09-12] [ 06:16:00 ب.ظ ]





      هنر در تبلیغ   ...

    استفاده از هنر در تبلیغ دین
    در هرگونه گفتار، نوشتار و یا حتی رفتار، دوانگیزه‌ی توامان وجود دارد: مفهوم آفرینی حس انگیزی سیل معانی و مفاهیم، خود آگاه مخاطبان را هدف می‌گیرد؛ اما گفته و نوشته ای که در شنونده و یا خواننده‌ی خود، حس را بر می‌انگیزد، بیشتر در ضمیر ناخودآگاه او می‌نشیند.خود آگاه آدمیان، هماره در معرض آفت‌ها و آسیب هایی است که هجوم مفاهیم مشابه و نوآیین و دگردیسی‌های بر آمده از عوامل شنیداری و دیداری، بر او تحمیل می‌کند؛ اما آنچه به بال حس در آشیانه‌ی بلند جان انسان‌ها می‌نشیند، کمتر در دسترس تغییر و تحول قرار می‌گیرد.شاید به همین دلیل باشد که آن چه ما در کودکی می‌آموزیم، استحکام و بقای بیشتری دارد؛ زیرا دریافت‌های کودکانه، بیشتر از دهلیز حس است تا رهگذر عقل، از این رو، گویندگان و نویسندگان و یا شاعرانی که آماج کلمات و لحن آنان، ناخود آگاه حس آشنای مخاطبان است، توفیق بیشتری در تاثیر گذاری هدفمند دارند. افزون براین، زبان عاطفه و خیال انگیز، ظرفیتی فراختر از عادات و آداب معمول در زندگی مخاطبان پدید می‌آورد و آنان را برای پذیرندگی و پاسخ‌های مثبت، آماده تر می‌کند.
    به همین سائقه است که عروس قرآن قرن هاست که در حجله‌ی تذهیب نشسته و شاهد نیایش در سراپرده‌ی محراب هایی روی می‌نماید که هر گوشه‌ی آن به هزارذوق و سلیقه آراسته است؛ و باز به همین حجت موجه است که کارکردهای تبلیغی، از هرچه گریز داشته باشند، از هنر و هنروری ناگزیر است. تبلیغ دینی، بی چاشنی هنر و بی هنر آراستگی به ذوق، محرابی را می‌ماند که از بر هم نهادن خشت و گل بالا رفته است یا دست نوشت قرآنی را شبیه و مانند است که نازیبا نویسی، آن را بر کاغذی نامرغوب، سیاه و سفید کرده است. چنین آفرینش هایی، نه چشمی را می‌نوازد و نه دلی را می‌ربایند و ناگزیر به کمترین حضور در چشم و دل بیننده، باید که رضایت دهند.از دیگر سوی، در تبلیغ آن چه قرار است از زبانی و یا قلمی در دلی بنشید، قدسی ترین مفاهیم لامکانی است.چنین آموزه‌های مقدسی، قالبی در خور خود می‌خواهند و اگر در جامه‌ی فاخر در نیاید، سر از پرده‌ی غیرت و غیبت بیرون نمی آورند .نقش و نگاری سزاوار این تشریف شاهانه است که خود بهره‌ها از عالم قدس و رشحه‌ها از دریای ذوق، که خود پرورده‌ی رب جمیل اند داشته باشد.
    یکی از کارهای بشر تبلیغ دین است. به این معنا که مجموعه آموزه‌های وحیانی اسلام را از طریق تمامی اشکال هنر به دیگران برساند.
    از آن جایی که خداوند خود در همه سازه‌ و کارهایش جنبه‌های زیباشناختی و هنری را ملاحظه و به کار گرفته، بر مبلغان دین است که از همه حوزه‌های هنری از هنر نخستین یا هشتمین هنر شناخته شده استفاده کنند. چرا که هرگز هیچ کار و سازه ای را نمی‌توان یافت که دارای هدف و پیامی نباشد حتی اگر گفته شود که هنر برای هنر؛ چرا که در این گزاره نیز هدف به خوبی تعریف شده و دارای پیامی خاص با اهداف خاص است.
    از نظر قرآن، اگر کاری فاقد هنر و پیام باشد اصولا شکل نمی‌گیرد بلکه هر کاری با میزانی از هنر و پیام شکل می‌گیرد و تحقق می‌یابد. اما اگر میزان هنر و پیام در آن بسیار کم باشد، این کار از مصادیق لهو و لعب خواهد بود؛ چرا که این میزان از بی هنری و بی پیامی، از دایره سلامت و صحت خارج شده و به بطلان و فساد متمایل خواهد بود.

    نقش هنر در انتقال مفاهیم اخلاقی

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 04:23:00 ب.ظ ]





      دستانت را به ضریح دعا گره بزن   ...

     کسی که اهل معنا است، می داند که هستی صاحبی دارد و هر لحظه کُلُّ یَوم هُوَ فِى شَأن است. بنابراین هرچه بخواهد شدنی است و هرچه بخواهد نشدنی است.
    آنگاه با آگاهی از فقر ذاتی خود، که اَنتم الفُقراء  است، و اذعان دارد  که او هُوکُل شَی قَدیر است. در سخت ترین شرایط، دستان خود را می گشاید و به ضریح دعا گره می زند،در آغوش امن توکل آرام می گیرد.
    شبنم توکل روی ژنهایش می نشینند، و قطره های رحمت در رگ‌هایش جاری می گردد.
    سلولهای افسرده اش قدرت می گیرند و در برابر سختی ها قیام می کنند، به گروه وَ مَن یَتوکَل عَلی الله فَهُوَ حَسبُه  در می آید و  به حصار آرامش می رسد.

     

     

    موضوعات: فرهنگی, دلنوشته  لینک ثابت



    [یکشنبه 1397-09-11] [ 07:23:00 ب.ظ ]





      هنرِ نهی ازمنکر   ...

    اصولا خداوند در قرآن برای جذب انسان‌ها در عمل به واجبات(معروف ها) ریبایی‌های بهشت را تصویر می‌کشد، و برای تنفر از حرام ها(منکرات) خطر زشتی‌های آن از عذاب جهنم، تصویر سازی می‌نماید.
    همان گونه که پیروان نظریه گشتالت، یادگیری را عبارت از کسب بینش دانسته و عقیده دارند اگر افراد آن چه را که می‌آموزند واقعا بفهمند و نسبت به آن بصیرت حاصل کنند به آسانی می‌توانند به موقعیت‌های جدید انتقال دهند، صاحب نظران تعلیم و تربیت اسلامی نیز به آموزش براساس فهم و آگاهی بخشی تأکید می‌کنند، بلکه برخی با تمایز بین مفهوم فهم و بصیرت با حفظ کردن و به خاطر سپردن، معتقدند فهم یا بصیرت پایه و اساس یاد گیری را تشکیل می‌دهد. ازدیدگاه شهید مطهری، هدف در تعلیم و تربیت اسلامی باید دادن رشد فکری به افراد باشد.
    بنابراین، آن چه باید درجریان انتقال مفاهیم اخلاقی و دینی به افراد، مورد توجه قرارگیرد، تأکید بردرک و آگاهی مفاهیم است، ضمن این که حفظ و تکرار و تلقین شرط لازم آموزش در سنین کودکی است ولی کافی نیست.

    این حقیقت را می‌توان در کلام امیرالمؤمنین علیه السلام یافت که می‌فرماید: «فَضْلُ فِکْروَتَفَهّم اَنْجَعُ مِنْ فَضْلِ تِکْراروَدِراسَة»؛ یادگیری ای که براساس تفکّرو فعالیت فکری مخاطبان باشد، به مراتب مفید تر از تکرار و مرور آن است.

      نقش هنر در انتقال مفاهیم اخلاقی

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 06:10:00 ب.ظ ]





      چاشنی اخلاق   ...

     اخلاق خوب

    با کمی چاشنی گذشت، می توان افراد را به سفره اخلاق جذب کرد، البته به غیر از افراد لجوج که به هیچ لطایف الحیلی رام نمی شوند.
    در سیره معصومین علیهم السلام بسیار سفارش شده است، که اگر با زبان نمی توانید همسایه یا فامیل بد خُلق را بر سر سفره محبت بنشانید؛ با هدیه، افسار محبت را بر گردنش بیاویزید و او را رام کنید.
    انس‌بن‌مالک مى ‏گوید:
    روزی عربی وارد مسجد شد، یکراست رفت سراغ پیامبر صلی الله علیه و آله و شروع کرد به کشیدن ردای حضرت، به حدی فشار آورد که رنگ چهره حضرت کبود شد.
    اطرافیان به طرف مرد عرب هجوم بردند تا ایشان را از دست او نجات دهند.
    رسول خدا با اشاره آن‌ها را منع کرد.
    مرد عرب عقب نشست و پیامبر خدا را رها کرد. رسول خدا دست او را گرفت با خودش به خانه برد به او غذا داد، و مقداری آذوقه هم در خانه بود همراه او کرد . فرمود: همین‌ مقدار داشتم.
    مرد عرب عذر خواهی کرد و رفت. حضرت به مسجد بازگشت، اصحاب عرض کردند، چرا اجاز ندادید ما او را تنبیه کنیم؟ فرمود: وقتی شتر رم می کند، صاحبش او را رها می کند، وقتی آرام شد افسارش را می گیرد. این مرد مانند شتر رم کرده بود.

    علامه مجلسی، بحارالانوار، ج16، ص230.

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [شنبه 1397-09-10] [ 05:15:00 ب.ظ ]





      کاش مدرس‌ها داشتیم   ...

    مدرس الگوى واقعی نماینده مردم  ایران‏
    * شنبه دهم آذر ماه مصادف است با سالروز شهادت شهید سیدحسن مدرس كه در سال ۱۳۱۶ بدست عمال رضاخان در سن ۶۷ سالگى به شهادت رسید.شهید مدرس یكى از پنج مجتهد طراز اول ناظر مجلس دوم مشروطه بود و پس از آن نیز ۵ دوره به‏ عنوان نماینده در مجلس شوراى ملى آن دوران حضور داشت.

    هرچند مدرس در مجلس همفكر و همراه  نداشت و در غربت بود، اما ویژگى‏ هاى فردى خاص این شهید بزرگ و مجموعه فعالیت ‏هاى برجسته وى طوری بود كه در تاریخ  ایران ماندگار شد و به‏ همین ‏دلیل روز دهم آذر ماه به نام «روز مجلس» نامگذارى شده است.
    * آیت ‏الله مدرس، مردانه در مقابل ستم و ظلم ایستاد و در راه دفاع از اسلام به شهادت رسید تا سمبلی براى تمامى مبارزان تاریخ باشد كه در عرصه سیاست فعالیت دارند و می خواهند به‏ عنوان نماینده ملت و در مجلس جمهورى اسلامى خدمت كنند.
    * مهمترین ‏ترین اندیشه سیاسى شهید مدرس یعنی «عدم جدایى دین از سیاست» بهترین راهکار برای سیاستمداران است. او معتقد بود كه وقتى  دینداران متفکر  از سیاست فاصله گرفتند، تفكر جدایى دین از سیاست رواج یافت.

    بنابراین تنها راه نجات از این مشكل، اعتقاد نظرى و عملى دین و سیاست و حضور فقها و علمای مسلمان در صحنه سیاسى است؛ اندیشه‌‌‌‌ای كه خود بر آن معتقد بود و در راستاى عملى‏ نمودن آن «سیاست سلبى و موازنه عدمى» را مطرح كرد.
    * یكى از ویژگى‌های‏ مهم و كلیدى شهید مدرس كه باعث مى ‏شد با صداى بلند حرف حق خود را بیان و در عمل دنبال كند، شجاعت وى بود. نماینده مطلوب، مرعوب نیست. فضاى سیاسى، رسانه اى، تهدید، هجمه و فشار روى وى تأثیرى ندارد و باعث عقب نشینى وى از موضع برحق خود نمى‏ شود. این ویژگى در حیات و سیره سیاسى شهید مدرس بسیار برجسته بود.
    * امروزه لازم است نمایندگان ملت همچون شهید مدرس با بصیرت و شناخت برنامه‌‏هاى دشمنان نظام اسلامى در راستاى تعالی ارزش‏‌هاى اسلامى و انقلابى گام برداشته و با توجه به مصالح كشور و ملت، از معامله با استعمارگران و دشمنان اسلام و ملت بپرهیزند. خوش بینى و سازش با غرب از بزرگترین خطرهایى است كه راه سلطه و نفوذ دشمن را فراهم مى‏ سازد.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1397-09-08] [ 05:24:00 ب.ظ ]





      نامحرم خوابگرد و رختخواب زن   ...

    محور بحث در امنیت خانواده بود، که چرخ زیرین محور خانم خانه است.
    یک خانم باید هوشیار، خلاق و موقعیت شناس باشد.
    با توجه به کلی نگری مردان که از ویژگی روحی آنها است، با جزئی نگری بانوان کامل می شود.
    از این رو بانوان باید مراقب خود و اطرافیانشان باشند.
    با مثال موضوع را توضیح دادیم، تا کاملا جا بیفتد.
    گفتیم:از اول به فرزندان دختر آموزش مراقبت بدهید. شب ها موقع خواب، حتی در منزل خودتان بگویید پشت در اتاق مانعی بگذارند یا با کلید در را قفل کنند.
    وعلت آن را اینگونه توضیح دهید، مهمان یا هر مردی که در خانه ما استراحت می کند، به چند علت ممکن است که اشتباهی به اتاق شما وارد شود.
    خصوصا که توالت های این دوره در کنار اتاق ها قرار دارد، واحتمال ورود اشتباهی مهمان را زیاد می کند. علت دیگر، ممکن است مهمان مشکل خوابگردی داشته باشد، در این خوابگردی وارد اتاق شما شود و در رختخوابتان بخوابد.
    و علت سوم که ممکن است شیطان اورا فریب دهد و وارد اتاق شما شود.
    اینجا بود که یکی از خانم ها گفت: این قسمت سومی را دوستم تجربه کرده است.
    اتاقشان با یک پرده تقسیم شده بود. همسرش هم کنار دوستان و با مهمانان خوابیده بود، که نیمه شب می بیند مردی در کنار او خوابیده است، اعتراض می کند؛ مهمان با غلتیدن از زیر پرده به اتاق مردان می رود!

    فردا ماجرا را به همسرش توضیح داد،  او باور نکرد.
    آموزش این رفتار ها در احادیث معصومین سفارش شده است.
    امام علی علیه السلام می فرماید: سه صفت است که بر مردان زشت و برزنان حسن است، که ترس از آن اوصاف است.

    ترسی که امیرالمومنین برای زنان بهترین صفت معرفی می کند؛ ترس از سوسک و موش …نیست، بلکه همان بدبینی زن نسبت به نامحرمان و مکانهای غریبه است.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 02:36:00 ب.ظ ]





      نکته‌های باریک تر از مو   ...

    عبرت‌های سفر

    به خانم‌ها هشدار می دادم که در سفر ‌ها، هر جایی را برای استراحت انتخاب نکنید. مراقب فرزندان دختر و پسرتان باشید.

    مثلا اگر مسافرخانه یا هتل می روید، مراقب پنجره و سوراخ کلید در و دوربین ‌ها، خصوصا کلید‌های قدیمی که گشاد است باشید.

    در یک اردویی که طلاب را برده بودم قم، در نزدیکی حرم زائرسرایی بود که رایگان اسکان دوروزه می داد.

    وقتی از اطاق مان بیرون آمدم دیدم که خدمتکار زائرسرا خم شده و از سوراخ کلید داخل اتاقی را نگاه می کند، بنده خدا آنقدر محو تماشای منظره داخل اتاق بود که صدای سرفه من را نشنید.

    یکی از خانم‌ها حادثه خطرناکی را تعریف کرد. گفت:در سفر کنار میدان شهر چادر زدیم و داخل چادر خوابیدیم. برای اینکه طلا و جواهراتم را دزد نبرد گذاشتم توی کیفم، کیف را هم محکم در دستم گرفتم. صبح که بیدار شدم دیدم کیفم نیست و پنجره چادرهم باز است .با شگفتی نگاه کردم دیدم پنجره نیست بلکه به اندازه یک برگ A4 بریده شده است.

    با این خاطره ترسناک یاد عموی خدابیامرزم افتادم که در گذشته‌های دور، رفته بود مشهد چون شناسنامه همراهش نبود، کنار صحن خوابیده بود و برای اینکه کفش‌هایش درامان بماند، از آن‌ها به جای بالشت استفاده کرده بود. وقتی صبح که بیدار شده بود از کفش‌ها خبری نبود!

    موضوعات: علمی, فرهنگی  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1397-09-07] [ 01:49:00 ب.ظ ]





      با حق نباشی باید با پا بیعت کنی   ...

    عبدالله بن عمر بن خطاب یا ابن‌عمر(۳ بعثت- ۷۳ق) از صحابه پیامبر(ص) و فرزند خلیفه دوم.
    عبدالله عمر با امام علی (ع) بیعت نکرد، با اینکه از فضیلت امام علی بسیار می گفت. حتی امام حسین (ع) را از رفتن به کوفه منع کرد.

    بعدها درباره بیعت عبدالله بن عمر با حجاج نوشته اند، او شبانه برای اینکه مردم او را نبینند به خانه حجاج برای بیعت می‌رود و حجاج هم به همین دلیل پایش را از زیر تشک بیرون می‌آورد و به او می‌گوید که با پایش بیعت کند.[1]
    منابع اهل سنت او را شخصیتی ضعیف و ساده معرفی کرده‌اند که اعتراض علیه حاکم فاجر را جایز نمی‌دانست. او با سه خلیفه اول بعد از پیامبر(ص) بیعت کرد. عمر او را به عنوان مشاور برای تعیین خلیفه بعد از خود مشخص کرد. عثمان به او قضاوت را پیشنهاد داد اما نپذیرفت. [2]
    پ ن
    اینگونه بیعت‌ها را در روزگار خود می بینیم، و سرنوشت شومشان را هم تماشا می کنیم.
    وقتی شیخ نمر با شمشیر قساوت قصابان سعودی مانند امام و مقتدایش به عند ملیک مقتدر رسید، جمال خاشقچی روزنامه نگار عربستانی؛ کلمه ای از مظلومیت  او ننوشت؟

    همیشه این گونه معروف بوده است که خبرنگاران و روز نامه‌نگاران باید آزاداندیش باشند و واقعیت‌ها را به قلم بیاورند.
    و اخیرا یکی از مسؤللان انصارالله یمن، فاش کرد که خاشقچی گفته بود باید یمن را تکه تکه کنیم تا پیرزو شویم.
    ولی خداوندی که خیرالماکرین است، خاشقچی را به دست دوستانش تکه تکه کرد.

    1.بلاذری، انساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱۰، ص۴۴۷.
    2.ابن اثیر، اسد الغابة، ۱۴۰۹ق، ج ۳، ص۲۳۶.

     

     

    موضوعات: فرهنگی, دلنوشته  لینک ثابت



     [ 01:14:00 ب.ظ ]





      حیله های ظریف یک بانو   ...

    از مراقبت هایی که برای حیثیت یک خانم لازم است، سفارش می کردم. اگر به منزلی برای میهمانی می روید؛ بالای مجلس را برای نشستن انتخاب نکنید، جایی بنشیند که پشت تان به در باشد.
    با تعجب پرسیدند: چرا؟
    گفتم: در اتاق که دائما باز است و میزبان در حال رفت و آمد، و شما هم که برای راحتی چادر از سر برمی دارید.
    خانه میزبان هم مرد دارد که نامحرم است و هر از چند گاهی از جلوی در گذر می کند و شما با دستپاچگی باید چادر به سر کنید که دیگر یک نظر که سهل است چندین نظر دیده می شوید.

    بعد یک تجربه را برایشان گفتم: همسایه غریبی داشتم که به خانه ما رفت و آمد داشت. اغلب برای حل مشکلاتی که از جانب همسرش پیش میآمد.

    و اصرار زیادی داشت که من هم به خانه اش بروم، با شناختی که از همسرش داشتم از رفتن امتناع می کردم.

    تا اینکه از همسایگی ما رفتند، بعد از مدتها مرا دید و فهمیدم که بچه دارشده است . طبق معمول باز اصرار کرد که بیا، و گفت: من میدانم شما به شوهرم اعتماد نداری نمی آیی!

    باز التماس کرد که حتما بیا و صبح تا ظهر شوهرم خانه نیست.

    من هم به خاطر غربتش کادو برداشتم و رفتم هرچه اصرار کرد بالای اتاق بنشین که روبروی در بود ننشستم، پشت در اتاق نشستم.

    دائما هم یاداوری می کرد که شوهرم تا ظهر کلاس دارد .هنوز 10 دقیقه نشده بود که ناگهان در اتاق باز شد، و شوهرش وارد اتاق شد تا به ما خوشامد بگوید!

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 09:41:00 ق.ظ ]





      سرنگونی بنیاد ظلم   ...


    رویدادهای عجیبی در زندگی پیامبر صلی الله علیه و آله رخداده، وقتی حضرت عبدالله و آمنه سلام الله علیها زندگی مشترک خود را شروع کردند آمنه سلام الله علیها پس ازمدتی باردار شد آن موقع حضرت عبدالله برای تجارت به شام رفته بود که موقع بازگشت درمدینه بیمار شد از دنیا رفت.

    زندگی برای آمنه سلام الله علیها بسیار سخت گذشت تنها امیدش در زندگی کودکی بود که در رحم داشت، در دوران بارداری بارها بشارت آسمانی می شنید و به او می گفت ای آمنه فرزندی که در شکم داری که بهترین خلق خداوند و اخرین پیامبر خداست. در سحرگاه جمعه هفدهم ربیع الاول عام الفیل پس از طلوع فجر پس از طلوع خورشید محمد در مکه در منزلی نزدیک خانه خدا چشم به جهان گشود موقع که پیامبر به دنیا آمد همه بت ها از جا کنده شدن و سرنگون شدند و آب دریاچه ساوه در زمین فرو ریخت و خشک شد .هنگام ولادت حضرت محمد صلی الله علیه و آله نور سبز رنگی تمام وجود آمنه سلام الله علیها را فرا گرفت و فروغی درخشنده از بالای سرش تا آسمان بالا رفت و در ان نور افشانی آمنه کاح بصری را در شام دید هنگام تولد محمد ندای از طرف خداوند به آمنه سلام الله علیها آمد که می گفت نام او را محمد بگذارید و گفت: بگو پناه می برم به خدای یکتا از گزند و آسیب هرکسی که حسادت می کند.

    عصمت پناه زاده

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1397-09-01] [ 06:55:00 ب.ظ ]





      نقاشی پیامبرم   ...

     

    ابن عباس گفته است: «رسول خدا صلی الله علیه و آله برروی زمین چهار خط كشید و فرمود آیا می‌دانید این چیست؟گفتند: خدا و رسولش دانا ترند.پس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: بهترین زنان اهل بهشت چهار تن هستند: خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد، مریم دختر عمران وآسیه دختر مزاحم زن فرعون. بِسَنَدَینِ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ خَطَّ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَرْبَعَ خُطَطٍ فِی الْأَرْضِ وَقَالَ أَتَدْرُونَ مَاهَذَا قُلْنَااللَّهُ وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَفْضَلُ نِسَاءِالْجَنَّةِأَرْبَعٌ خَدِیجَةُبِنْتُ خُوَیلِدٍوَفَاطِمَةُبِنْتُ مُحَمَّدٍصلی الله علیه و آله وَمَرْیم ُبِنْتُ عِمْرَانَ وَآسِیةُبِنْتُ مُزَاحِمٍ امْرَأَة ُفِرْعَوْنَ.»
    این روایات شاهد بر این است که پیامبر صلی الله علیه و آله و اهلبیت علیه السلام برای انتقال مفاهیم دینی به دیگران از روش طراحی استفاده کرده‌اند.ارزان ترین و سهل ترین نوع محسوس کردن مفاهیم، روش طراحی است که در هر موقعیتی می‌توان در قطار یا ماشین و… در کنار همسفر خود، با یک برگه کاغذ از این روش استفاده کرد.

     

    بحار الانوار، ج8، ص178.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [سه شنبه 1397-08-29] [ 06:03:00 ب.ظ ]





      پیامبر رحمت و عقیمی   ...

    ناراحت بود، می گفت: هم از نداشتن فرزند اندوهگین هستم هم این حدیث مرا افسرده می کند!
    ادامه داد، وقتی حدیث می فرماید: از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است فرمود: آیا خبر ندهم شما را به بدترین زنها، و آن زنی است که.بداخلاق.و عقیم .و مهر او سنگین باشد و در روايات اسلامي، زن نازا را مذمت كرده اند، در حالي كه گناهي از من سر نزده است تا اين گونه مورد مذمت واقع گردم.
    گفتم: عزیزم این بدی شامل زنانی می شود که با توجه با زایا بودن از بدنیا آوردن فرزند خود داری می کنند.
    گفتم: سرنوشت این گونه خانواده‌ها مثل قوم نوح است، حضرت نوح علیه السلام، وقتی از هدایت امتش مایوس شد، از خداوند خواست تا آن ‌ها را عقیم کند؛ تا در زمان نزول بلا فرزندان کفار وجود نداشته باشند.
    در حدیث آمده است که وقتی خداوند خواست قوم نوح را عذاب کند، تا چهل سال زنان را عقیم کرد تا فرزندی تولّد پیدا نکند.

    موضوعات: فرهنگی, باز آفرینی محتوای دینی  لینک ثابت



     [ 06:02:00 ب.ظ ]





      هوو بیارجایزه بگیر   ...


    ما بعد از سال ها نذر و نیاز و توسل به حضرت ابالفضل، با لطف خداوند صاحب پسری شدیم . امسال تصمیم گرفتیم به سفر اربعین برویم . در راه با چند نفر از اهالی کرمان دوست شدیم ؛ یک جمع کوچک و صمیمی .  همگی سبکبار بودیم به سرعت حرکت می کردیم و عمودها را پشت سر می گذاشتیم . در قسمتی از مسیر به مادری برخوردیم که بر روی ویلچر بود و دختر نوجوانش به سختی او را هل می داد و هر از چند گاهی می ایستاد و کمرش را می گرفت و دوباره حرکت می کرد . دلمان برایش سوخت .کمی عربی دست و پا شکسته بلدم ، تعارف کردیم که کمکشان کنیم . البته تعارفمان حسابی گرفت و من و دوستانم مجبور شدیم تا خود کربلا آن ویلچر را ببریم . ان شااللّه که خدا قبول کند . ☺
    در طول مسیر بقیه ی اعضای خانواده ی آنها نیز به ما پیوستند ولی همه شان زن بودند و هیچ مردی نداشتند که ویلچر را به او بسپاریم . آنها که دیده بودند من کمی عربی بلدم از من سوالاتی در مورد فرهنگ مردم ایران می پرسیدند . از سخنانشان فهمیدم که خیلی به ایران علاقه دارند . همان دختر نوجوان با تعجب از من پرسید چرا مردان ایرانی یک زن می گیرند ولی در عراق مردان بیش از یک زن دارند ؟

    او می گفت که در عراق زن اول خود اقدام به زن گرفتن برای شوهرش می کند تا مقام اجتماعیش بالاتر برود و بتواند در خانه سروری کند و به طور مثال در صندلی جلوی ماشین بنشیند و در خانه کمتر کار کند .

    من که عربی زیادی بلد نبودم که بتوانم برایش توضیح بدهم که ای بابا در ایران زنها همینطوری هم در خانه سروری می کنند و نیازی ندارند که برای اثبات این موضوع ، برای خودشان هوو بیاورند و خودشان را از هستی ساقط کنند؛ برای همین با عربی دست و پا شکسته گفتم : اللّه واحد، زوجه واحد .😉

    موضوعات: فرهنگی, خاطرات  لینک ثابت



    [دوشنبه 1397-08-28] [ 05:07:00 ب.ظ ]





      به بهانه هفته وحدت   ...

    دشمنان وحدت‏
    نگاهى به دشمنان وحدت در میان مسلمانان نیز خود آموزنده و روشن‏كننده حقایق فراوانى است. دشمنان وحدت مشخصا كسانى هستند که در جهت نابودی اسلام و صدمه به اصل آن حركت مى ‏كنند. در حال حاضر دشمنان جهان اسلام از جمله رژیم صهیونیستى، آمریكا و انگلیس در راس دشمنان وحدت نیز قرار دارند و بسیارى از دیگر حركت‏هاى ضد وحدت در داخل و خارج از كشورهاى اسلامى را اینان رهبرى و مدیریت مى‏ كنند. حركتى ضد وحدت و به نفع ایجاد خون ریزى میان مسلمانان را نمى‏ توان یافت مگر آن كه مورد حمایت همین سران استكبار و شرك عالمى قرار دارند و مستكبران عالم به طرق مختلف در جهت تقویت آن‏ها مى‏ كوشند. حتى گروهك ‏هاى تروریستى ضد وحدتى مانند داعش نیز مورد حمایت آمریكا و رژیم صهیونیستى و دیگر كشورهاى ضد اسلامى بودند.
    دشمنان جهان اسلام و اندیشه ‏ى دینى از آن جهت بر طبل تفرقه و دشمنى با وحدت مى ‏كوبند كه شكل‏ گیرى هر مرتبه و سطحى از وحدت منافع و خواسته ‏هاى آن‏ها در جهان اسلام را تهدید مى ‏كند و اصولا با جلوگیرى از وحدت است كه آن‏ها مى‏ توانند منافع و خواسته‏ هاى خود را در كشورهاى اسلامى و در منطقه دنبال كنند. تلاش این كشورها در مقابله با وحدت را به‏ خوبى مى‏ توان از طریق رسانه‏ هاى وابسته به آن‏ها در نقاط مختلف جهان اسلام مشاهده كرد. رسانه ‏هاى وابسته به آمریكا و انگلیس و اسرائیل تلاش مى‏ كنند ازهر مسأله‏ اى براى ایجاد اختلاف و درگیرى و كشتار میان مسلمانان استفاده كنند و از سوى دیگر هر نقطه‏ ى وحدت و اشتراكى را در میان مسلمانان مورد هجمه قرار دهند.
    در میان دشمنان وحدت در رتبه‏ ى بعدى دست نشاندگان و حاكمان وابسته در منطقه قرار دارند كه از اربابان خارجى خود خط مى ‏گیرند و وحدت اسلامى به معنى ریشه كن شدن آن‏ها و از میان رفتن منافع اربابانى است كه آن‏ها را در جهان اسلام حاكم قرار داده‏اند. آل سعود و برخى دیگر از خاندان‏ هاى فاسد و وابسته حاكم در منطقه نمونه ‏هایى مشخص از این دشمنان وحدت هستند كه خون مسلمانان در كشورهاى مختلف ازجمله یمن و سوریه و عراق از چنگال سفاك آن‏ها مى ‏چكد. علت اصلى دشمنى این خاندان ‏هاى فاسد با وحدت آن است كه بقاى خویش را در حمایت آمریكا و انگلیس مى‏ بینند و مى‏ دانند كه متحد شدن مسلمانان و تضعیف سلطه‏ ى آمریكا و غرب به معنى سرنگونى آن‏ها خواهد بود.

    پ ن

    فتنه گرانی مثل مفتی های قمه گردانی، و خلق دهه های محسنیه … همه ریشه اش خواسته یا ناخواسته ضد وحدت است.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [جمعه 1397-08-25] [ 11:18:00 ق.ظ ]





      شهید آنیلی همزاد سلمان فارسی   ...

    ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین

    بعد گذشت حدود 2000 سال، از طی طریق سلمان که توفیق «سلمان منا» از قول پیامبراعظم یافت، دوباره در عصر سقوط انسانیت جوانی از جنس سلمان را به نظاره می نشینیم.
    زندگی شگفت بعضی از آقازاده ها انسان را متحیر می کند.
    یکی چون سلمان فارسی که با داشتن ثروت و رفاه برای یافتن حقیقت، همه گونه فشار، تهدید و زندان را به جان می خرد.
    تا سرانجام به معشوقش می رسد.
    و این دیگری ادواردو آنیلی تک پسر ثروتمندترین کارخانه دار ایتالیا است.
    ادواردو آنیلی زمانی که فقط بیست سال بیشتر نداشت، با مطالعه قرآن، آنهم در آمریکا، کشوری با منحط ترین فرهنگ، عاشق خدای شیعیان می شود .
    و در این راه روشن زندان و تهدید و فشارهای روحی و روانی را تحمل می کند.
    شهید آنیلی بعد از انقلاب موفق به دیدار امام خمینی و مفتخر به بوسه ایشان بر پیشانیش می شود.
    و سرانجام بدست یهودیان به شهادت می رسد.

    شادی روح زلالش صلوات

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1397-08-24] [ 10:18:00 ب.ظ ]





      منبر دیجیتال   ...

    همیشه می شنیدیم که پسر نوح با بدان بنشست و خاندان نبوتش گم شد! و با کمال تاسف اکنون فرزندان بزرگان و به قولی آقازادگانی را می بینیم که هیچ شباهتی با پدران بزرگوار خود ندارند.این خانواده ها به کدام یک از آیات دستوری پروردگار عمل نکردند و یا از آن غافل شدند؟

    تربیت مذهبی
    ارسال رسل و انبیا امکان اصلاح انسان را نوید می‌دهد.
    اصولا باید و نبایدها، اوامر و نواهی دینی، سفارش به توبه، همه نشاندهنده امکان تربیت انسان و مطلوبیت اصلاح است. و سفارش قرآن به خانواده‌ها با این بیان است که «قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ نارا ا » اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد، خودتان و كسانتان را از آتشى كه سوخت آن، مردم و سنگ‌هاست حفظ كنيد: بر آن [آتش‏] فرشتگانى خشن [و] سختگير [گمارده شده‏] اند. از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپيچى نمى‏ كنند و آنچه را كه مامورند انجام مى‏ دهند. پیامبران می‌آیند تا نشانه‌های خدا و راه خوشبختی را به مردم نشان بدهند؛ این یعنی که انسان اصلاح شدنی است و درآیه دیگر می‌فرماید:« قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها»، كه هر كس آن را پاك گردانيد، قطعاً رستگار شد.
    خداوند برای تربیت و اصلاح به پیامبرش دستور می‌دهد که اول از خانواده شروع کن «وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها» كسان خود را به نماز فرمان ده و خود در آن كار پافشاری کن. و بعد دستور می‌دهد که فامیل و اقوامت را تربیت نما«وَ أَنْذِرْ عَشيرَتَكَ الْأَقْرَبين َ خويشاوندان نزديكت را بترسان، در نهایت به او فرمان می‌دهدکه به هدایت و تربیت مردم اقدام نما«وَ أَنْذِرِ النَّاسَ » مردم را از آن روز كه عذاب فرا مى‏ رسد بترسان. متاسفانه در جامعه ما بر خلاف این دستور عمل شده است، یعنی اول از مردم شروع شده است؛ در این مسیر هم دام ها ی شیطان فراهم بوده است که حتی مربیان را هم از خودشان غافل نموده .1

    1-کتاب تاثیر محیط اجتماع بر تربیت

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 06:36:00 ب.ظ ]





      برگزاری دهه های گوناگون به نام دین   ...

    در قرآن برای ایام الله سفارش بسیاری شده است. و ایام الله را روزهایی معرفی می کند که در آن روزها انسان های بزرگ کارهای بزرگی برای نجات بشر انجام داده اند. و تاکید فراوان شده است که چنین روز ها را یاد کنید و زنده نگه دارید.

    معمولا ما دچار افراط و تفریط می شویم، به قول معروف یا از این ور بام میافتیم، یا از آن ور بام. زنده نگه داشتن یاد و خاطره حوادث تاریخ اهل بیت زیبا است. اما نباید این حفظ و حراست ها را  شبیه ماه محرم نمایش دهیم. بگذاریم دهه محرم، اربعین همانطور که از گذشته های دور حرکتی عظیم، و دشمن شکن بوده است، هر سال پر شکوه تر  ادامه یابد.

    مراسم عزاداری سالار شهیدان، امام حسین (علیه السلام) در روایت متواتر آمده است که باید زنده نگه داشته شود. یک وقت طوری نباشد، محبت بی شائبه شیعیان باعث شود که عظمت عزادری ماه محرم تحت شعاع عزاداری های دیگر قرار بگیرد و زمینه‌ساز به‌ حاشیه‌ رفتن مراسم عظیم عاشورای حسینی و موجب رویگردانی جامعه از بزرگداشت مناسبت‌هایی شود که اساس دین و اسلام ناب است.
    خصوصا باید ظرفیت عوام را هم تخمین زد، این چنین کارها باعث می شود که دشمنان برای شبهه افکنی دست بکار شوند،آهای مردم برای شماها زمان شادی نگذاشته اند، کی می توانید مراسم جشن و عروسی هایتان را برگزار کنید. و کمترین اثر این گونه دهه ها باعث می شود که متدینین در سختی بیفتند، اگر جشن بگیرند دچار وجدان درد می شوند که ما در ایام محسنیه گناه کردیم.

    ####

    «استاد ازغدی: مراجع گفتند کل سال را عزاداری نکنید، هی ایام خلق نکنید، کاری نکنید که عزادری برای مردم عادی شود. اگر نصف سال را عزداری کنیم قداست زدایی از اهل بیت می کند باید کاری کنیم که وقتی ایام عزاداری می شود مردم با شور و رغبت در عزاداری شرکت کنند. نباید طوری شود که وقتی شنیدند که عزاداری شروع شده است، بگویند ای بابا بازهم که عزاداری شروع شد. آن روز دیدم یک کتاب قطور برای حضرت محسن نوشته‌اند، کسی که به دنیا نیامده است. امام صادق(ع) فرمود مرد مسلمان همسایه مسیحی را می خواست مسلمان کند. برای نماز صبح او را به مسجد برد، مسیحی بلند شد که برود؛ دستش را گرفت و گفت: الآن ظهر می شود، نماز ظهر را بخوانیم . بعد از ظهر او را برای نماز مغرب و عشا نگه داشت. فردا صبح وقتی رفت سراغش، گفت:معلوم است که مسلمان ها بیکار هستند .»

    به تازگی استفتائی از آیت‌الله مکارم شیرازی صورت گرفته و از این مرجع تقلید پرسیده شده: نظر حضرتعالی در مورد برگزاری مراسم ایام محسنیه چیست؟
    آیت‌الله مکارم شیرازی در پاسخ نوشته است: «توسل به ذیل عنایت معصومین (علیهم‌السلام) و فرزندان آن‌ها کار بسیار خوبی است ولی بهتر این است که برنامه‌های جدیدی که در میان شیعه سابقه نداشته است ترتیب داده نشود.»


    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 11:46:00 ق.ظ ]





      تبلیغ را از پیامبر بیاموزیم   ...

    پیامبران هم از هنر برای تبلیغ دین خدا استفاده می‌کردند. به طور نمونه پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله از هنرهای سمعی و بصری استفاده می‌کردند. نقل شده که روزی پیامبرصلی الله علیه و آله از خانه خارج شد در حالی که در یک دست طلا و در دست دیگر ابریشم داشت و می‌فرمودند:«این دو بر مردان امت حرام و برزنان آنان حلال است»أَنَّهُ خَرَجَ وَفِی إِحْدَى یدَیهِ ذَهَبٌ وَالْأُخْرَى حَرِیرٌوَقَال َإِنَّ هَذَینِ مُحَرَّمَانِ عَلَى ذُكُورِأُمَّتِی حِلٌّ لِإِنَاثِهَا یا برای آموزش نماز می‌فرمودند:«به نماز من بنگرید وهمان گونه که من نماز می‌خوانم نمازبخوانید ، صَلُّواكَمَا رَأَیتُمُونِی أُصَلِّی

    گاهی برای تفهیم یک موضوع و القاء یک ایده، مؤثرترین راه، «نمایش» است و ایجاد صحنه ای که آن محتوا به عینیت بنشیند.در قرآن کریم نیز از این گونه تمثیلها و نمایشها و بیان قصه‌های عبرت آموز، فراوان یاد شده است.
    خمیرمایۀ نمایش، در قالب بیان غیر مستقیم، یا باید تربیتی و آموزشی باشد یا به تفکر وادارد و یا بینش و بصیرتی بدهد

     منبع:کتاب نقش هنر

    مجلسی محمد باقر، بحارالأنوار،ج 82،ص279.

    محدث نوری، مستدرك‏الوسائل، ج 3، ص.219

    موضوعات: فرهنگی, آموزنده  لینک ثابت



    [سه شنبه 1397-08-15] [ 04:44:00 ب.ظ ]





      بابا اگر تو وزیر بودی   ...

    از مدرسه آمد با خوشحالی گفت: مامان  سلام! یه خبر خوب! از آشپز خانه بهش نگاه کردم،

    _سلام عزیزم، چه خبر خوبیه که آنقدر تورا خوشحال کرده؟

    _ مامان قراره بریم تماشای کنسرت.

    _کنسرت!

    _کجا؟!

    _سالن اداره ارشاد.

    _کنسرت، اداره ارشاد!

    _چیه مامان چرا این جوری جواب میدی؟!

    _مگر چه جوری جواب دادم؟

    _آخه خوشحال نشدی!

    _دخترم باید باهم درباره کنسرت حرف بزنیم!

    _مگه کنسرت عیبی داره؟

    _گفتم که باید با هم حرف بزنیم!

    _کی حرف میزنیم، من عصری باید برم مدرسه تا با دوستانم برم کنسرت.

    _ عزیزم اول باید غذا بخوریم بعدش که غبراق و سرحال شدیم و فکرمون کار افتاد  برایت توضیح می دهم.

    بعد از غذا؛

     _ گفتم عزیزم من با کنسرت رفتن تو مخالف نیستم، ولی راضی نیستم در هر کنسرتی شرکت کنی!

    مثلا کنسرت حماسی که اشعار و معانی آن انقلابی و استکبار ستیز باشد را دوست دارم چون انسان را به حرکت و تلاش وامیدارد!

    اما این کنسرت هایی که ارشاد مجوز می دهد موسیقی آن رقص آور است، تا حدی که مرد و زنی که  تماشا می کنند، بی اختیار به هیجان می آیند و همانجا رقاصی می کنند.

    _ مامان پس چرا اداره ارشاد جمهوری اسلامی این کنسرت را اجرا می کنند.

    _ گفتم مشکل اینجاست که ما چهار چوب حکومت اسلامی را تشکیل داده ایم ولی افرادی که این ادارات را به عهده گرفته اند تربیت انقلابی نشده اند.

    _بلند شد رفت جلوی تابلوی عکس بابا ایستاد گفت: بابا اگر تو شهید نشده بودی، وزیر ارشاد می شدی و دستور می دادی تا کنسرت های حماسی اجرا کنند، آنوقت من هم می تونستم برم تماشا کنم.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [یکشنبه 1397-08-13] [ 03:32:00 ب.ظ ]





      مرگ بر آمریکا پر از معانی اشقیا   ...

    مرگ بر آمریکا جمله ای است که تقریبا عمری به اندازه انقلاب شکوه مند ایران دارد.
    این واژه مقدس را امام خمینی «ره» وارد دائره المعارف جهان کرد.
    مرگ بر آمریکا جمله جامع الاطراف است، که شامل همه کسانی که با انقلاب اسلامی، ولایت زاویه دارند می شود. این افراد زاویه دار در هر قشر و پوسته و لباس وجود دارند. مثل مراجع سکولار، نمایندگان و مسئولینی که چشمشان به غرب است.
    خلاصه معانی بسیاری را در خود دارد.
    واژه هایی چون مرگ بر منافق، مرگ برسازشکار، مرگ بر غربزده، مرگ بر لیبرال، مرگ بر فتنه گر، مرگ بر ضد انقلاب، برای همین در طول این چهل سال انقلاب ما با این گونه افراد بسیار روبرو شده ایم.
    به عنوان مثال در دوران اصلاحات قرار بود روز راهپیمایی سیزده آبان طلاب حوزه ما پرچم آمریکا را آتش بزنند.
    در حالیکه از طرف فرمانداری اطلاع رسانی کرده بودند ، نباید شعار مرگ برآمریکا بگویید و سوزاندن پرچم هم ممنوع است.
    طلبه ما پرچم آمریکا را آماده کرده بود با گبریت و نفت در میدان شهر منتظر رسیدن جمعیت بود که معاون فرمانداری با ماشین مدل بالای فرمانداری رسید و گفت با اجازه چه کسی این کار را می کنی؟ طلبه انقلابی گفت ما برای آتش زدن پرچم آمریکا از رهبرمان اجازه گرفته ایم. حوزه ها باید طلاب آتش به اختیار تربیت کنند.
    معاون فرماندار سرافکنده بازگشت.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 02:43:00 ب.ظ ]





      روز مرگ آمریکا   ...

    نقش ۱۳ آبان در تبدیل شعار مرگ بر آمریكا به شعور
    ۱- پیوند روز دانش آموز با روز ملى مبارزه با استكبار جهانى سبب پیشتازى جوانگرایى در عرصه آمریكا ستیزى و استكبار ستیزى شده است. جنایات آمریكا و استمرار آن تا ۱۳ آبان امسال كه از سوى رئیس جمهور این كشور موعد شروع دور جدید تحریم‏ هاى نفتى تعیین گردیده سبب شده تا شعار مرگ بر آمریكا به شعورى ضد آمریكایى نه در ایران بلكه سراسر جهان تبدیل شود.


    ۲- شعار مرگ بر آمریكا واكنش ملت ایران به رفتارهاى خصمانه این كشور در ایران باز مى‏ گردد كه با فلسفه انقلاب اسلامى نیز همخوانى داشت. لذا در بیان ریشه‏ هاى شكل‏ گیرى این شعار مى ‏توان به ماهیت سلطه ستیزى، استكبار ستیزى، برائت از مستكبران و مشركان، دشمن‏ شناسى و بصیرت ملت ایران، سابقه آمریكا در كودتاى ۲۸ مرداد ۳۲، حمایت از رژیم پهلوى، تلاش براى مقابله با قیام ملت ایران و تحمیل جنگ و تحریم ‏هاى اقتصادى اشاره كرد.


    ۳- شعار مرگ بر آمریكا از همان ابتداى طرح آن مخالفانى هم داشته است كه برخى با آن‏ها برداشت ‏هاى انحرافى از مباحث دینى و اخلاقى نظیر لزوم عدم تعیین مصداق براى استكبار و یا پرهیز مومنان از نفرین و لعن همراه بوده است اما تبارشناسى مخالفان نشان مى ‏دهد این مخالفت‏ هایى كه از سوى جبهه ملى، نهضت آزادى، برخى تكنوكرات ‏ها به بهانه تنش زدایى، و جریان تجدید نظر به ‏دلیل تسلیم پذیرى در مقابل قدرت آمریكا داراى پشتوانه اعتقادى و حتى برنامه ‏ریزى براى بازگرداندن آمریكا به كشور صورت ‏گرفته و مى ‏گیرد.


    ۴- شعار مرگ بر آمریكا بنابه دلایل عقلى و نقلى زیادى باید استمرار داشته باشد از جمله آن‏كه؛ كینه توزى آمریكا علیه كشورمان در قالب ‏هاى مختلف جنگ رسانه اى، اقتصادى، سیاسى و فرهنگى ادامه دارد، ایادى آمریكا در ایران و سراسر جهان براى كاهش نفرت عمومى از این كشور هزینه مى‏ كنند، این شعار به باور امام راحل(ره) داراى اثر وضعى و تأثیر عملى است، حذف شعار آمریكا با هدف دفاع از این كشور و وادار كردن مردم به توبه در نگاه به آمریكا باشد، امروز شعار مرگ بر آمریكا ملت ایران فراگیر و جهانى شده و تا تغییر راهبردها و سیاست‏ هاى غلط آمریكا باید ادامه یابد.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [شنبه 1397-08-12] [ 10:25:00 ب.ظ ]





      یاوران زینب در این فراخوان بزرگ کجایند   ...


    اربعین باید سبک زندگی باشد .
    اربعین پاسخ به هل من ناصر حسین برای همیشه تاریخ است، هل من ناصری که امام حسین برای امام زمان یاور می طلبد.
    زائر اربعین کسی است که به این فریاد پاسخ مثبت داده است.
    اربعین یعنی تا قیامت باید با ظلم مبارزه کرد.
    اربعین یعنی که امام حسین پیروزاست و با شهادتش فرج را نزدیک کرده است.
    زائر اربعین باید همان سبک زندگی را در برگشت به وطنش ادامه دهد.
    دوست دار و غم خوار مردم باشد، باید تلاش کند همان سبک و روش را در میان کوچه و محله خود جاری سازد.
    باید موانع زمینه ساز ظهور را برطرف کند؛ و شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل را ورد زبان خود سازد.

    اربعین تمدن سازی می کند، تمدنی علیه تمدن منفعت طلبی مادی غرب. اگر این تمدن اربعینی به جهان برسد، تمدن های مادی غربی که صفر تا صدش بر اساس منفعت است را زیر رو می کند.

    وقتی که فرمانده اربعین یاور جذب می کند از میان کسانی که شمشیر به فرزندانش کشیده بودند، پس آماده باش تویی که شمشیر نکشیده ای حتما جذبت خواهد کرد.

    پس آماده باش تا در این فراخوان تاریخی ثبت نام کنی.

    موضوعات: فرهنگی, دلنوشته  لینک ثابت



    [سه شنبه 1397-08-08] [ 01:20:00 ب.ظ ]






      خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

     
     
    مدرسه علمیه فاطمیه جلفا