من انقلابیم
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   
مهر 1398
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      






رتبه

  • رتبه کشوری دیروز: 21
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 11
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه 90 روز گذشته: 14
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1




  • محرم



      از لایک شدن بیزارم   ...

    چگونه بنویسم !
    و چقدر سخت است نوشتن!
    می خواهم با اخلاص بنویسم!
    اما چگونه!
    نوشتن در این زمانه سخت شده است!
    می خواهی توجه دیگران را نبینی!
    می خواهی لایک شدن ها را نبینی!
    چگونه تقوای رسانه را حفظ کنم!
    و چگونه گرفتار شرک رسانه نشوم!
    می ترسم، نگرانم، انگار که همه کس و همه چیز در پی آن هستند تا اخلاص تو را محک بزنند!
    اگر کسی هم تورا لایک نکند، ابزار وسایل رسانه تو را شمارش و جزء اولین های تولید محتوا می نگارد؛ و نا خود آگاه شیطان را به مخیله تو نفوذ می دهد.
    کم کم به این خطر فکر می کنم که مبادا در این مسیر علاوه بر این که ثوابی برایم حاصل نشود، باید پاسخ گو هم باشم.
    خدایا به اخلاص بندگان پاکت قسم ما را از کید پنهان شیطان محفوظ بدار.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [جمعه 1397-08-04] [ 04:55:00 ب.ظ ]





      من مانده از اربعین   ...

    1- راهپيمايى عاشقان حسينى در اربعين سرور و سالار شهيدان يك حركت فرهنگى بزرگ، يكى از شعائر الهى، رمز جاوادنگى نهضت حسينى، پيام رسان كربلا و نماد وحدت مسلمين مى ‏باشد لذا برگزارى با شكوه، امن و آرام اين مراسم خوشايند دشمنان اسلام نبوده و به هر طريقى سعى مى ‏كنند از انعكاس رسانه ‏اى آن خوددارى كنند.
    ۲- حماسه اربعين امسال در حالى با حضور ميليون ‏ها زائر عاشق از بيش از ۴۰ كشور جهان با شكوه هرچه بيشتر در حال برگزارى است كه رسانه ‏هاى وابسته به استكبار جهانى براى ديده نشدن آن دست به سانسور شديدى زده ‏اند. اين در حاليست كه راهييمايى اربعين بزرگترين رويداد فرهنگى جهان از نظر ارزش خبرى و جذابيت ‏هاى تصويرى به ‏شدت مورد استقبال افكار عمومى جهان قرار داشته و دارد.
    ۳- اربعين بهترين صحنه و بهترين پديده براى حركت به ‏سمت تمدن نوين اسلامى است. پديده اربعين مى‏ تواند پيام انقلاب اسلامى، پيام تشيع و مكتب اهل‏بيت علیهم السلام را به اقصى نقاط جهان منتقل كند.

    اربعين با نگاه تمدنى، نمايشگاهى از مجموعه ارزش‏ هاى الهى و انسانى است كه مكتب اهل‏بيت علیهم السلام را به ‏مثابه يك مكتب جهانى و نجات بخش معرفى‏ كند تا زمينه ‏هاى فكرى و رفتارى لازم براى ظهور منجى بشريت را فراهم سازد.

    و اين نگاهى است كه ما بايد آن‏ را تبليغ كنيم و امام حسين علیه السلام را به‏ عنوان الگوى انسان‏ هاى آزاده به جهان تشنه حقايق معرفى نماييم.
    ۴- زيارت اربعين به ‏دليل تأثيرى كه در زنده نگهداشتن قيام عاشورا و ادامه حيات اسلام دارد همواره مورد عنايت و تأكيد امامان معصوم علیهم السلام قرار داشته تا جايى كه امام عسكرى علیه السلام اين زيارت را يكى از نشانه‏ هاى پنج‏گانه مومنان در كنار نمازهاى‏ هاى واجب و مستحب، انگشتر به دست راست كردن، پيشانى برخاك نهادن و آشكارا گفتن بسم الله برشمرده ‏اند.
    ۵- اربعين هر سال؛ جريان مكرر پيام‏ رسانى عاشورا و استمرار ماموريت بازماندگان نهضت حسينى در طول تاريخ است تا زمانى كه فرزند آن حضرت و منتقم خون شهيدان ظهور نمايد. اربعين؛ تداوم فرهنگ عاشورايى در گستره تاريخ تا آخرالزمان و زنده نگه داشتن پيام خون خدا براى تمام بشريت است كه هر انسان مومنى بايد در آن ايفاى نقش كند و فرهنگ و تفكر عاشورايى را به تمامى جهانيان معرفى نمايد.
    ۶- قطعاً تلاش دستگاه رسانه‏ اى غرب در سانسور اين حماسه بزرگ ‏بى ‏نتيجه مانده و افكار عمومى تشنه دنيا به ابعاد اين حركت مسلمانان، ريشه ‏هاى آن در كربلا و عاشورا و علل علاقه و دلدادگى شيعيان به مولايشان اباعبدالله الحسين علیه السلام توجه خواهند نمود.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 02:26:00 ب.ظ ]





      شخصیت یا هویت کاغذی   ...

    شخصیت و هویت الهی شهید

    شهید مجید شریف زاده

    خون از گلویش شتک می زد، توان سخن گفتن نداشت؛ دکتر می خواست با قیچی لباس رزمش را پاره کند تا بتواند او را از مرگ نجات دهد.

    که با دستش به لباسش چنگ زد و با اشاره فهماند که نباید لباسم را که متعلق به بیت المال است پاره کنید!

    دکتر ناچار شد لباس او را سالم از تن خونینش خارج کند!

    به نقل از مادر شهید

    پ ن

    اینگونه شهیدان از بیت المال مراقبت کردند، و جنگ را در سخت ترین روز های بی کسی ایران در جنگ احزاب به پیروزی رساندند.

    این یعنی اسراف نکردن، یعنی حمایت از کالای ایرانی و تولید ملی.

    در همین راستا هشت سال در پشت جبهه، کار مادران شهیدان و بانوان بسیجی ابتکار و خلاقیت در بازسازی و مرمت لباس های پاره شده و سوراخ شده رزمندگان و شهیدان بود تا دوباره مورد استفاده قرار گیرد.

    حال ما را چه شده است که گمان می کنیم و یا دچار توهم شده ایم که هر روز در بازار های شهر ها دنبال شخصیت  و یا هویت جدیدی می گردیم؟!

    چرا از شهیدان که بهترین چراغ راه هستند پیروی نمی کنیم؟!

    دیگر چه بهانه ای داریم؟!

    وقتی از لباس ساده و پاکیزه پیامبر و مولایمان امیرالمومنین و سیده بانوان دوجهان می شنویم ، می گویم که آنها را با چشمان سر ندیدیم تا رفتارشان برایمان یقین بیاورد.

    شهیدان را که دیدیم و می بینیم که نزدیک ترین افراد بوده اند، چه جوابی خواهیم داشت؟!

    #یادداشت_روز

     

      

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [جمعه 1397-07-20] [ 10:40:00 ق.ظ ]





      تربیت نسل جدید در سایه دین   ...

    قسمت اعظم یادگیری‌هایی که شخصیت افراد را تحت تأثیر قرار می‌دهد نه در فضای معمولی محیط‌های طبیعی، بلکه در محیط بسیار پیچیده که به وسیله رفتار افراد دیگر خلق و ایجاد شده است، انجام می‌پذیرد.

    منظور از محیط پیچیده اجتماعی یعنی الگوهای فرهنگی، طبقه اجتماعی، ساختار خانواده، سیستم‌های تعلیم و تربیت و الگوهای استخدامی است.

    هر کدام از اینها به نوعی تأثیرات خود را روی شخصیت افراد نشان داده‌اند.
    اعضای یک طبقه اجتماعی بر روی نحوه گفتار، نوع پوشش، امکان بازآفرینی فعالیت‌ها، نحوه تلقی از استعدادها و اهداف زندگی تأثیر می‌گذارد.

    آنچه که افراد در دوران کودکی خویش تجربه می‌کنند، مانند تنبیه‌های انضباطی والدین، الگوهای غذایی، شیوه بروز احساسات و عواطف، ممانعت‌ها و انتظارات غالبا پایه و اساس شخصیت افراد در سنین بزرگسالی است.

    در ارتباط با این موضوع ساختار خانواده هم دخیل است. یعنی تعداد خواهران و برادران، تعداد افراد خانواده، وجود پدر یا مادر، تماما نشان داده‌اند که نقش عمده‌ای در تحول شخصیت کودک به عهده دارند.

    در خارج از محیط خانه، شخصیت به وسیله مشخصه‌های محیط اجتماعی مثل مدرسه، میزان تحصیلات، شغل و محل کار تأثیر می‌پذیرد.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [یکشنبه 1397-07-08] [ 04:23:00 ب.ظ ]





      نگذاریم کودکمان مسیح علینژاد شود   ...

    گل یا تیغ

    مشکلی که امروز دنیا از آن ضرر می‌بیند نبود امکانات نیست، بلکه نبود تربیت صحیح و تأثیرگیری کودک و نوجوان ما از افراد تربیت ناشده است.
    طبق دستور قرآن، انسان حامل دو بعد منفی و مثبت است.خداجو …و هلوع منوع …است.
    انسانی که ظرفیتی این گونه دارد و با فطرتی پاک آفریده شده است؛ در اختیار خانواده و تحت امر مربیان قرار می‌گیرد و چنانچه همه در صراط مستقیم باشند می‌تواند بهترین نتیجه را بدهد. ولی برعکس اگر از یک سو خانواده مؤدب به آداب نباشد و از سوی دیگر مربیانی که از میان همین خانواده‌های بی‌مبالات، مسؤولیت مهم تربیت و مراکز فرهنگی و رسانه را به عهده دارند، اگر کودک و نوجوانی توانست از این هفت خوان‌های ویرانگر به سلامت عبور کند نیاز به معجزه دارد؟!

    برگرفته از کتابچه قرآنی: تاثیر محیط اجتماع بر تربیت

    به قلم نرجس خاتون محمدی

    پ ن

    بیایید به فکر کودکان و نوجوانان باشیم، نتیجه رها شدن کودک و نوجوان، ریزش ها است که دودش به چشم همه خواهد رفت.

    دشمن بیکار ننشسته، هر روز تربیت می کند؛ یکی را مثل ریگی جلاد جانها تربیت می کند یکی دیگر را دزد افکار دختران و پسران مثل مسیح علینژاد.

    اینها همه در این کشور متولد شدند، رشد کردند و  دست آخر هم سقوط کردند!

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [شنبه 1397-07-07] [ 02:45:00 ب.ظ ]





      حسین ای آرزوی همیشه تاریخ   ...

    کربلا زنده است چون حسین زنده است 

    مقام معظم رهبری :آنچه باید دیده شود
    آنچه باید دیده شود چگونگى بزرگداشت مراسم عزادارى‏ ها به‏ لحاظ كمى و كیفى است. آمار شركت كنندگان در مجالس عزادارى‏ ها و دستجات سینه زنى و زنجیر زنى به اندازه‏اى متفاوت و با عظمت گزارش گردید كه از سوى دشمنان نظام اسلامى قابل كتمان نبود.

    صداى آمریكا اذعان كرد عزادارى حسینى در شهرهایى مانند كابل كه امنیت لازم را هم نداشتند با هجوم مردم به مساجد برگزار شد. این رسانه حضور عزاداران در لندن را به رغم حادثه‏اى كه افراطیون با زیر گرفتن حاضران انجام دادند، ده ‏ها هزار نفرى ذكر كرد و گفت در سیدنى استرالیا بیش از ۵ هزار نفر به خیابان‏ ها آمده بودند.


    كثرت جمعیت در شهرهایى مانند اردبیل، زنجان، بم، یزد، بندرعباس و… كه همه ساله با شكوه فراوان برگزار مى‏شد، امسال با چنان گستره و رشد فزاینده‏اى برگزار شد كه به تصویر كشیدن آن از توان قلم، بیان و دوربین‏ هاى خبرنگاران داخلى و خارجى خارج بود.

    آنچه به ‏طور مشترك مورد اذعان همه ناظران مراسم‏ هاى كوچك و بزرگ قرار گرفت این بود كه در گذشته هرگز شاهد چنین هجمى از حضور مردمى نبوده ‏اند. جمله ثابت گزارشگران تأكید بر متفاوت بودن محرم امسال بود.


    تمایز عزادارى محرم امسال منحصر به داخل كشور ایران نبود. این مراسم در سراسر جهان هم به‏ لحاظ گستره و تعداد شهرها و هم به‏ لحاظ حضور بیشتر عزاداران متفاوت از گذشته برگزار شد. محرم امسال حتى در برخى شهرهایى كه برگزارى چنین مراسماتى ممنوع اعلام شده بود نیز در اشكال متختلف برگزار گردید و چهره شهر در ماتم آل الله مشكى پوش شد.

    در این ‏رابطه مى‏توان به شهر القطیف در شرق عربستان و برخى از شهرهاى كشمیر و پاكستان اشاره كرد.
    در سایر كشورها نیز از عراق و لبنان تا هند و پاكستان، كشورهاى آسیاى میانه تا سراسر آفریقا، از قلب اروپا تا جنوب آسیا، از انگلیس و آلمان تا كانادا و آمریكا و بسیارى از نقاط جهان و هر كجا كه مراسمى بر پا شد با حضور چشمگیر عزاداران حسینى مواجه بود. گویى كه هرچه بر ظلمت و تاریكى جهان افزوده مى ‏شود، مصباح هدایت حسین علیه السلام پرفروغ‏تر از قبل نمایان گردیده و انسان ‏هاى زیادى را از منجلاب فساد فراگیر كنونى نجات مى‏ بخشد.


    علاوه بر كمیت و میزان جمعیت معزا، تفاوت در محرم امسال از لحاظ كیفى نیز كاملا مشهود بود. یكى از وجوه بارز این تفاوت به حضور پرشور و با شعور جوانان مربوط مى‏شد كه عاشقانه در سوگ مولایشان اشك ماتم مى‏ ریختند.

    وجه دیگر این تفاوت به مشاركت برادران و خواهران اهل سنت در مجالس و هیئات سیدالشهداء باز مى‏ گردد. حضور اهل تسنن در مراسمات كشورهاى مختلف به‏ ویژه استان‏ هاى سیستان و بلوچستان، كردستان، كرمانشاه، هرمزگان، آذر بایجان ‏ها، خراسانات، گلستان و دیگر نقاط سنى نشین در حالى با شور و شعور وصف ناپذیرى صورت می‏گرفت كه دشمنان اسلام سعى زیادى داشتند تا از این مراسم به‏ عنوان نقطه اختلاف شیعه و سنى استفاده كنند.

    لكن اراده الهى بر این بود كه مراسم امسال در كشورهایى مثل پاكستان و افغانستان كه معمولاً با حمله متعصبین به خاك و خون كشیده مى‏شد، امسال با آرامش برگزار گردد.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [جمعه 1397-07-06] [ 10:45:00 ق.ظ ]





      روز اول مدرسه وضو گرفت بعد رفت دستشویی   ...

    روز اول مدرسه اول وضو گرفت

    روز اول مدرسه اش بود، نیمه شب با صدای شیر آب روشویی بیدار شدم؛ به ساعت نگاه کردم چهار نیمه شب بود.

    کنجکاو شدم که چه کسی است، همسرم را در رخت خوابش دیدم، فکر کردم که کدام یک از دخترانم هست، به طرف روشویی رفتم دیدم ، زینب است.

    پرسیدم چکار می کنی؟ گفت وضو می گیرم تا نماز بخوانم.

    گفتم برو بخواب ساعت هفت باید بیدار شوی بروی مدرسه.

    گفت نه باید نماز بخوانم و بعد درس هایم را تمرین کنم.

    خلاصه حریفش نشدم، که بخوابد.

    اول وضو گرفت بعد رفت دستشویی و  بعد نمازش را خواند، رفت سراغ کتاب هایش از میان کتاب هایش کتاب قرآن و دینی اول را باز کرد و شروع به خواندن کرد.

    دیدم چون در کلاس حفظ قرآن شرکت می کرده، بنابر این از میان کتاب هایش آن را انتخاب کرده است.

    به نکته مهمی پی بردم که در سفارش معصومین تاکید شده است، قبل از آموختن علم به کودکانتان قرآن را بیاموزید.

    در روایتی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) است که می فرماید: “فرزندانتان را بر سه ویژگی تربیت کنید: محبت پیامبرتان، محبت اهل بیت علیهم السلام و قرآن".(کنز العمال، ج 16، ص 456)

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [سه شنبه 1397-07-03] [ 03:04:00 ب.ظ ]





      هویت از دست رفته   ...

    هویت از دست رفته

    خیلی غمگین شدم، از اینکه می دیدم جوان چهار شانه با هیکلی 80 کیلویی، شلواری پوشیده که چند جایش پاره و نخ نما شده بود.

    جوانی که باید به فکر آینده روشن خودش و جامعه اش باشد، و همیشه می گویند جوانان آینده سازان جامعه هستند.

    از خصلت جوان نو و زیبا پوشی است، چه شده که جوان مسلمان  هویت خود را از دست داده است؟!

    کمبود و خلا او چیست؟!

    چه به سر جوان ما آمده است که اینگونه مبتذل شده است؟!

    اگر جوان ایمانش به خدا تقویت شود و رنگ الهی بگیرد،  هرگز گرفتار چنین پوشش هایی نمی شود.

    این جوان از این طرف دنیا از جوان اروپایی و آمریکایی که به علت محرومیت مالی در تنگنا قرار دارد و قدرت خرید شلوار نو ندارد و بناچار از لباس پاره و مندرس استفاده می کند، تقلید می کند. چون از نزدیک او را نمی بیند و از محرومیت او بی خبر است؛ گمان می کند که کار او مد روز است، شاید فردا روز او چهار دست و پا روی زمین بخزد، این جوان هم خزنده خواهد شد!

    یک لحظه فکر ی مثل برق از ذهنم گذشت، که چرا بدبینی شاید برای همدردی با جوان فقیر اروپایی خود را به این روز انداخته است، با خودم گفتم این حدس و گمانت را جایی نگو که مرغ پخته هم خنده اش می گیرد!

    چه خوب قرآن فرموده است، ان الله لا یغیر مابقوم حتی یغیر ما بانفسهم.

    آینده و سرنوشت افراد تغییر نمی کند مگر اینکه خودشان تغییر کنند.

    تا زمانی که بانوان ما مجذوب رنگ موی سر زنان اروپایی هستند و فرزندانشان هم مجذوب شلوار جین پاره هستند؛ سرنوشت ما تغییر نخواهد کرد.

    تا به حال دیده اید یا شنیده اید که زنهای اروپایی رنگ مویشان مانند زنان ایرانی کنند؟!

    یا از لباس ایرانی ها تقلید کنند؟!

    این یک غصه بزرگ است که ما ایرانی ها گرفتار آن هستیم.

    این تذهبون به کجا چنین شتابانیم؟!

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [دوشنبه 1397-07-02] [ 05:37:00 ب.ظ ]





      گریه بر امام حسین باید سیاسی باشد   ...

    گریه سیاسی

    واقعا امام خمینی همه این روز ها را می دیده است، سخنانی که در باره هر موضوعی فرموده اند امروز ما با آن درگیر هستیم. یکی از آن موضوعات مسئله عزادری برای امام حسین علیه السلام که باید زنده کننده روح اسلام باشد.

    گریه ای که روح شهامت و مبارزه با ظلم را در خرد ها متبلور سازد، و انسان را به حرکت در آورد. ‘گریه بر عزای حسین باید پیوسته رویش داشته باشد که دارد. این همه مدافع حرم همه از گریه سیاسی بر عاشورا است.

    اگر اندکی ریزش داریم اینها از اول مشکل اعتقادی داشته اند که  می توانستند در روز تاسوعا به خوش گذرانی بپردازند.

    امام خمینی در لزوم تلاش سیاسى در مجالس مذهبى و عزادارى تأكید داشتند: «مجلس عزا نه براى این است كه گریه بكنند براى سید الشهداء اجر ببرند، البته براى این هم هست…بلكه مهم آن جنبه سیاسى است كه ائمه ما در صدر اسلام نقشه ‏اش را كشیده ‏اند كه تا آخر باشد» (صحیفه امام، جلد ۱۶ صفحه ۳۴۶)

    امام گریه‏ ى بر سید الشهداء را نیز گریه سیاسى مى‏ دانستند و خاطرنشان ‏كردند: «مسأله، مسأله گریه نیست، مسأله، مسأله تباكى نیست، مسأله، مسأله سیاسى است كه ائمه ما با همان دید الهى كه داشتند مى‏ خواستند كه این ملت ‏ها را با هم بسیج كنند» (صحیفه نور، جلد ۱۳، صفحه ۱۵۳)

    ایشان همواره بر حفظ جنبه ‏هاى سیاسى آموزه ‏هاى اهل بیت تأكید داشتند و خاطرنشان مى‏ كردند: «امروز ما به مجالس تعزیه و روضه بیشتر احتیاج داریم از سابق. این اجتماع سرتاسرى كشور، این دسته جات سرتاسرى كشور، امروز دیگر یك رنگ سیاسى پیدا كرده است و حق هم همین است… اگر ۳۵ میلیون جمعیت در این ماه محرّم، در این دهه محرّم، اجتماعات داشته باشند، خطبا هم بروند مسائل روز را برایشان بگویند و تعزیه بگویند و گریه بكنند براى سیدالشهدا، این یك شعارى است؛ یك شعار الهى است. «امروز دیگر ما انقلاب كرده ‏ایم، روضه دیگر لازم نیست» از غلط هایى است كه تو دهن ‏ها انداخته‏ اند؛ مثل این است كه بگوییم امروز ما انقلاب كرده ‏ایم، دیگر لازم نیست كه نماز بخوانیم.

    انقلاب براى این است. انقلاب كردیم كه شعائر اسلام را زنده كنیم، نه انقلاب كردیم كه شعایر اسلام را بمیرانیم. زنده نگه داشتن عاشورا یك مسأله بسیار مهم سیاسى - عبادى است. عزادارى كردن براى شهیدى كه همه‏چیز را در راه اسلام داده یك مسأله سیاسى است؛ یك مسأله‏اى است كه در پیشبرد انقلاب اثر بسزا دارد.ما ملت گریه سیاسى هستیم، ما ملتى هستیم كه با همین اشك‏ ها سیل جریان مى‏ دهیم و خرد مى ‏كنیم سدهایى را كه در مقابل اسلام ایستاده است.» (صحیفه امام، جلد ۱۳، صفحه ۳۲۷)

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [شنبه 1397-06-31] [ 05:26:00 ب.ظ ]





      اگر هزار سال هم عزاداری کنیم   ...

    اگر هزار سال هم عزاداری کنیم و اشک بریزیم، اما جهت گیری نداشته باشیم؛ و اهداف امام حسین را دنبال نکنیم هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. هیچ مشکلی از جامعه حل نخواهد شد، ربا خوار، شراب خوار، قاچاقچی، اختلاسگر، ظالم در کار خودشان خواهند بود.

    اگر در زمان جنگ رزمندگان ما توانستند با قلت نفر و نبود ادوات جنگی و عدم آمادگی پیروز شوند، به خاطر پیروی از امام حسین علیه السلام بود.

    واگر الآن مسئولان دولتی نمی توانند مشکلات کشور را حل کنند چون از روش امام حسین علیه السلام دور شده اند و به روش فراعنه عمل می کنند.

    وقتی مسئول اداره به کارمندش می گوید حق نداری در نماز جماعت که در مسجد جنب اداره است شرکت کنی، وقتی شهردار شهر در مراسم پارتی مختلط دستگیر می شود، خب با این وضع چهار شنبه سفید شکل می گیرد.

    سخن معصوم که از روی هوا نیست وقتی فرمودند الناس علی دین ملوکهم.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [جمعه 1397-06-30] [ 03:54:00 ب.ظ ]





      هنوز هم عاشورا دفع و جذب دارد مراقب باشیم (امام خامنه ای)   ...

    مراقب باشیم عاشورا دفعمان نکند

    روش امام حسین علیه السلام نیز سیاسى بود امام حسین علیه السلام اصلاح امت و جلوگیرى از انحراف در اسلام را از یك طریق كاملا غیر سیاسى و یا با كار فرهنگى و عبادى صرف دنبال نكرد، صرفا به دعا و عبادت و یا مسجد و موعظه اكتفا نكرد، بلكه حركتى كاملا سیاسى ایجاد كرد، به مبارزه حكومت جور رفت در برابر طاغوت ایستاد، انقلاب و قیامى برپا كرد كه حركتى كاملا سیاسى اجتماعى و هماهنگ با روح تعالیم اسلامى بود.
    اگر حضرت امام حسین علیه السلام فقط در مسجد و مدرسه به‏ سر مى ‏بردند و قیام نكرده بودند شاید براى عده‏ اى این شبهه مى ‏شد كه آیا حضرت به سیاست التفات داشتند یا خیر.

    آن وقت این شبهه شاید جاى طرح داشت كه آیا اسلام امام حسین سیاسى بوده است یا خیر. البته در آن صورت هم باید مى‏ دانستیم كه مصالحى حضرت را مجبور كرده است كه آشكارا علیه حكومت جور قیام نكند همین مسجد و مدرسه هم سیاسى است؛ اما حال كه امام حسین قیامى تمام عیار كرده است و به ‏صراحت كار خود را قیام معرفى كرده است و فرموده است: (انما خرجت لطلب الاصلاح) یعنى قیام كردم تا امت جدم را اصلاح كنم؛ آیا در چنین شرایطى اصلا جاى شك و شبهه هست كه آیا كار امام حسین سیاسى بوده است یا خیر.

    امام به موعظه و توصیه و دعا و خطبه اكتفا نكردند. خون خود را براى اثبات حقانیت و در راه هدفى كه داشتند سرمایه كردند. امام حسین علیه حكومت جنگیدند. خون ایشان و اصحابشان در این‏ راه ریخته شد. با این احوال دیگر سخن از شك و شبهه در سیاسى بودن حركت حضرت مثل انكار روشنایى روز است.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 11:39:00 ق.ظ ]





      اگر بصیرت نباشد خودمان بنی امیه می شویم   ...

    حوزه و عزاداری سکولار مورد تایید قرآن نیست

    پیام قیام امام حسین‏ در نفى هیأت و عزادارى سكولار
    •امام حسین علیه السلام در یك حادثه ‏بى‏ هدف و تصادف ناگهانى به شهادت نرسید، بلكه یك قیام كاملا طراحى شده و هدفمند بود كه عاشورا را رقم زد.

    امام حسین علیه السلام در یك انفجار كور و بى ‏هدف به شهادت نرسید، بلكه از قبل در نامه‏ هاى متعدد و در پیام‏ ها و سخنرانى‏ هاى مكرر اهداف قیام خود را كه اصلاح امت اسلامى و جلوگیرى از انحراف در دین بود مطرح كرده بود. امام حسین علیه السلام اصلاح امت و جلوگیرى از انحراف در اسلام را از یك طریق كاملا غیر سیاسى و یا با كار فرهنگى و عبادى صرف دنبال نكرد، صرفا به دعا و عبادت و یا مسجد و موعظه اكتفا نكرد، بلكه حركتى كاملا سیاسى ایجاد كرد، به مبارزه حكومت جور رفت در برابر طاغوت ایستاد، انقلاب و قیامى برپا كرد كه حركتى كاملا سیاسى اجتماعى و هماهنگ با روح تعالیم اسلامى بود.
    از این جهت است كه در طول تاریخ زیارت امام حسین و عزادارى بر او نیز همیشه سیاسى بوده است. بنى امیه و بنى عباس از عزادارى و زیارت امام حسین مى‏ ترسیدند زیرا این عزادارى‏ ها جنبه‏ ى سیاسى و اجتماعى داشت.

    عزادارى اى نبود كه صرفا بر سر زدن باشد و بر سر ظالم زدن را ترغیب نكند. عزادارى‏اى نبود كه صرفا گریه باشد ولى ایستادن در برابر دشمن را موجب نشود.

    اكنون نیز هیأت ‏ها و عزادارى‏ ها باید سیاسى باشند. سیاسى بودن جداى از سیاست زده بودن است. سیاست اسلامى را در پیش گرفتن غیر از جناح بازى و سوء استفاده از منبر براى مقاصد گروهى و گروهكى است. 

    هیأت سكولار و عزادارى فارغ از سیاست و اجتماعى از مسیر امام حسین علیه السلام منحرف شده است و از این جهت است كه رهبر معظم انقلاب تأكید مى ‏كنند كه هیأت سكولار و عزادارى سكولار نداریم.

    همان‏طور كه حوزه‏ ى سكولار و دین سكولار نداریم و نباید داشته باشیم، زیرا هیأت و حوزه و عزادارى و دین سكولار خلاف آن‏چیزى است كه اولیاء دین ایجاد كردند.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 11:18:00 ق.ظ ]





      دست عباس در آستین حججی هاست Ashura   ...


    این وهابیون عاجز چشم عباس را دور دیده اند.گمان می کنند که عباس زینب دست نداره!!!!

    دست های عباس، گردن یاغیان بیدین را خواهد شکست.شاید به نظر دلسوخته ها این زمان طولانی باشد.

    سالار کاروان اسراء کربلا هنوز پیام دار د.هرچند کمرش خمیده شده اما صبور است.

    صبح نزدیک است!!!!

     یا ابا صالح شرمنده ایم!!!!

    محسن حججی آمد تا جای عباس را پر کند که کرد!

    اگر دست های عباس را قطع کردند !!

    محسن را مثله کردند!!!

    در زمانه ای که مستکبرین ادعای روشنفکری و خردورزی دارند!!!!!

    عده ای از جوانان کال دنیای اسلام زباله های فکری آنان را نشخوار می کنند!!!

    می دانیم که اگر شما را به عمه ات زینب قسم دهیم بر نمی گردانی این انسان های گمراه  را یا  دستشان بگیر و هدایتشان کن و یا از صفحه زمین …

    موضوعات: فرهنگی, دلنوشته  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1397-06-28] [ 06:37:00 ب.ظ ]





      بذر معرفت عاشورایی   ...

    َ    بصیرت معرفتAshura

    جلوه ‏هاى شكوهمند واقعه عاشورا
    عاشورا اوج فداكارى و ایثار است. همه تاریخ، همه عالم، مسأله عاشورا و حسین‏ بن ‏على علیه السلام و اصحاب وفادار او را با این خصوصیت شناخته‏ اند؛ فداكارى، ایثار در راه خدا و در راه تحقق اهداف الهى، لیكن مسأله عاشورا فقط این نیست. برجسته‏ ترین و نمایانترین خصوصیت عاشورا، همین فداكارى و شهادت است، ولى در ماجراى عاشورا، حقایق دیگرى هم وجود دارد.

    از آغاز حركت از مدینه، بذر معرفت پاشیده شد -این یكى از خصوصیات حادثه عاشورا است- بذر بصیرت پاشیده شد. اگر مردمى، امتى از بصیرت برخوردار نباشند، حقایق گوناگون، كار آن‏ها را اصلاح نخواهد كرد؛ گره از مشكلات آن‏ها گشوده نخواهد شد. بنابراین اخلاص، موقع‏ شناسى، پاشیدن بذر یك حركت فزاینده تاریخى، از خصوصیات مهم عاشورا است. ماجرا فقط در ظهر عاشورا تمام نشد؛ در واقع از ظهر عاشورا یك جریانى در تاریخ شروع شد كه همچنان رو به افزایش و گسترش است. (۶/۹/۱۳۹۰) مقام معظم رهبری

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 06:20:00 ب.ظ ]





      برای شکست استکبار باید حسینی بود   ...

    عاشورا راه شکست استکبارAshura

    هدف قیام عاشورا؛ شكست تفكر طاغوتى بنى امیه‏
    یعنى بنى امیه را تا ابد شكست داد.

    یعنى این اسلامى كه بنى امیه مى‏ خواست بد نمایش بدهد و با ادعاى خلافت برخلاف موازین انسانى عمل بكند، آن‏ را سیدالشهداعلیه السلام با نثار خون خودشان آن رژیم را، رژیم فاسد را شكست داد. (صحیفه نور، ج‏۷، ص‏۲۵۱)

    بساط معاویه را كه مى‏ خواست اسلام را به ‏صورت یك امپراطورى در آورد، برگرداند به زمان جاهلیت و آن اوضاع جاهلیت، شكستش دادند.

    یزید و اتباع یزید دفن شدند تا ابد و لعن مردم برآن‏هاست تا ابد لعن خدا هم بر آن‏هاست. (صحیفه نور، ج‏۱، ص‏۱۵۳) 

    مقام معظم رهبری‏(مدظله ‏العالی): حادثه عاشورا باعث حفظ حقیقت و نورانیت اسلام شد

    نهضت عاشورا؛ رمز جاودانگى اسلام ناب محمدى صلی الله علیه و آله هیچ‏وقت نباید امت اسلامى و جامعه اسلامى، ماجراى عاشورا را به‏ عنوان یك درس، به ‏عنوان یك عبرت، به‏ عنوان یك پرچم هدایت از نظر دور بدارد.

    قطعاً اسلام، زنده به عاشورا و به حسین‏ بن‏ على علیه السلام است. همان‏طور كه فرمود: «و انا من حسین»؛ بنابراین معنا، یعنى دین من، ادامه راه من، به ‏وسیله حسین علیه السلام است.

    اگر حادثه عاشورا نبود، اگر این فداكارى عظیم در تاریخ اسلام پیش نمى‏ آمد، این تجربه، این درس عملى به امت اسلامى داده نمى ‏شد و یقیناً اسلام دچار انحرافى مى‏ شد، از قبیل آنچه كه ادیان قبل از اسلام دچار آن شدند و چیزى از حقیقت اسلام، از نورانیت اسلام باقى نمى‏ ماند. عظمت عاشورا به این است.

    مقام معظم رهبری‏(مدظله ‏العالی)(۱/۹/۱۳۹۱)

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [سه شنبه 1397-06-27] [ 05:52:00 ب.ظ ]





      چرا عاشورا بوجود آمدAshura   ...

     حسین کربلا Ashura

    حضرت امام خمینی‏(ره): كُلُّ یَوْمٍ عَاشوُرا
    یعنى مقابله همیشگى با ابرقدرت‏ها

    حكومت طاغوتى بنى ‏امیه؛ تهدیدى براى اساس اسلام‏


    گاهى كه وقایع روز عاشورا را از نظر مى‏ گذرانم، این سؤال برایم پیش مى ‏آید كه اگر بنى‏ امیه و دستگاه یزیدبن معاویه تنها با حسین علیه السلام سر جنگ داشتند، آن رفتار وحشیانه و خلاف انسانى چه بود كه در روز عاشورا با زن‏هاى بى ‏پناه و اطفال بى ‏گناه مرتكب شدند؟

    بچه خردسال چه تقصیر داشت؟

    زن‏ها چه تقصیر داشتند؟

    نظرم این است آن‏ها با اساسْ سر و كار داشتند، بنى ‏هاشم را نمى‏ خواستند، بنى ‏امیه با بنى ‏هاشم مخالفت داشتند، نمى‏ خواستند شجره طیبه باشد. (صحیفه امام، ج‏۱، ص‏۲۴۳)

    مبارزه با طاغوت‏ هاى زمانه‏ گریه‏ كردن بر عزاى امام حسین علیه السلام، زنده نگه‏داشتن نهضت (است؛) زنده نگه‏داشتن همین معنا (است) كه یك جمعیت كمى در مقابل یك امپراتورى بزرگ ایستاد؛ دستور است؛ آن دستور عمل امام حسین علیه السلام؛ دستور است براى همه؛ «كُلُّ یَوْمٍ عَاشُورَا وَ كُلُّ أَرْضٍ كَرْبَلاء»؛ دستور است به این‏كه هر روز و در هرجا باید همان نهضت را ادامه بدهید، همان برنامه را.

    امام حسین علیه السلام با عده كم، همه‏ چیزش را فداى اسلام كرد؛ مقابل یك امپراتورى بزرگ ایستاد و «نه» گفت؛ هر روز باید در هرجا این «نه» محفوظ بماند. (صحیفه امام، ج‏۱۰، ص‏۳۱۵)

    عاشورا با «نه» خود، یزیدیان را در طول تاریخ نفى كرد و به گورستان فرستاد. (صحیفه امام، ج‏۱۴، ص‏۴۰۵)
     «كُلُّ یَوْمٍ عَاشُورَا»؛ یعنى مقابله همیشگى با ظلم تا سرحد شهادت‏
    عاشورا را زنده نگه دارید كه با نگه‏داشتن عاشورا كشور شما آسیب نخواهد دید. (صحیفه امام، ج‏۱۵، ص‏۳۳۳)

    «كُلُّ یَوْمٍ عَاشوُرا وَ كُلُّ أَرْضٍ كَرْبَلا»؛این یك عبارت آموزنده است، نه معنایش این است كه هر روز كربلا است، هر روز بنشینید گریه بكنید؛ ببینید چه كرده، كربلا چه صحنه ‏اى بوده، هر روز این صحنه باید باشد؛ مقابله اسلام با كفر؛ مقابله عدل با ظلم؛ مقابله عدد كم با ایمان زیاد؛ در مقابل عدد زیاد با بى‏ ایمانى.

    نه از جمعیت كم بترسید و نه از شكست بترسید؛ شكستى در كار نیست. وقتى كار براى خدا باشد، شكست تویش نیست. كشته بشوید، بهشتى هستید؛ بكشید هم بهشتى هستید. (صحیفه امام، ج‏۱۰، ص‏۸)

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 05:35:00 ب.ظ ]





      بركات عشق به امام حسین علیه السلام در کلام رهبری   ...

     آثار برکات عاشورا

     آثار و بركات فردى‏

    برگزارى مجالس عزادارى و اهتمام به آن، فوائد، آثار و بركات فردى فراوانى دارد كه به برخى از آن آثار اشاره مى‏ شود.

    اوّل: آمرزش گناهان‏

    طبق روایات، اگر كسى وارد جلسه عزاى امام حسین علیه السلام شود و عزادارى كند، گناهان او آمرزیده مى‏ شود. چنان‏كه از پیامبرصلی الله علیه و آله و ائمّه طاهرین علیهم السلام روایاتى در اهمیّت عزادارى و این‏كه گریه بر مصائب اهل بیتعلیهم السلام بهشت را واجب ‏گرداند، وارد شده است.

    بحمدالله همیشه جلسات عزادارى رونق داشته و سزاوار نیست كسى خود را از فیض آن و نتایج مفید آن محروم سازد.

    دوّم: ثواب فراوان‏

    در روایات معصومین علیهم السلام براى عزادارى و زیارت امام حسین علیه السلام ، ثواب حج و عمره بیان شده است. حتّى در روایات آمده است كه افضل از همه اعمال است.

    سوّم: حسن عاقبت‏

    دست عنایت امام حسین علیه السلام روى سر عزاداران قرار مى ‏گیرد و به این واسطه، از عاقبت سوء و سرنوشت بد، مصون و در امان خواهند ماند. حسن عاقبت سه معنا دارد: اوّل این‏كه ذلت بعد از عزت پیدا نمى‏ كند. دوّم این‏كه تا آخر عمر، حالت انحراف براى او پدید نمى‏ آید و سوّم این‏كه هنگام مرگ، اهل بیت علیه السلام به فریاد او مى‏ رسند و او نزد ایشان سربلند است. جلسات عزادارى، هر سه معناى حسن عاقبت را براى عزاداران پدیدار مى‏ سازد.

    چهارم: استجابت دعا

    از دیگر فوائد عزادارى، استحابت دعا است. استجابت دعا در جلسات عزادارى، مصادیق فراوانى دارد و همواره بسیارى از نیازمندان، حاجات خود را در عزادارى امام حسین علیه السلام گرفته‏ اند و مى ‏گیرند.

    هم‏چنین از منابع روایى برمى آید هر كس بر مصایب ائمه اطهار خصوصاً امام حسین علیه السلام بگرید و از این بابت محزون گردد:

    ۱. در روز جزاء با ائمه هدى علیهم السلام محشور خواهد بود.

    ۲. حضرت سیدالشهداءعلیه السلام براى سوگوار خود از خداوند طلب آمرزش مى‏ كند.

    ۳. عزادار اباعبداللّه علیه السلام مصداق كسى است كه در شادى اهل عترت شادمان و در حزن آنان اندوهناك و محزون است.

    ۴. در هنگام احتضار سوگوار اباعبداللّه علیه السلام ، ائمه هدى علیهم السلام حاضر مى‏ شوند و عزرائیل را به مراعات حال وى توصیه می ‏كنند به‏ حدى كه ملك الموت از مادر نسبت به او رؤوف‏تر است.

    ۵. سوگوار حماسه ساز عاشورا، از آب گواراى كوثر جرعه ‏هایى مى ‏نوشد و به میوه‏ هاى جنّت متنعم مى‏ شود.

    ۶. شفاعت رسول خداصلی الله علیه و آله شامل عزاداران امام حسین علیه السلام مى‏ شود.

    ۷. قبر ماتم دار كربلا نورانى است و از عذاب برزخى مصون مى ‏باشد.

    ۸. خداوند از این‏كه عزادار امام حسین علیه السلام را عذاب كند، پروا مى ‏كند.

    ۹. سوگواران و زائران در پرتو عرش الهى در مجلس منوّر در محضر اباعبداللّه هستند.

    آثار روانى و تربیتى عزادارى سید الشهداعلیه السلام

    مسأله گریه و عزادارى بر حضرت سید الشهداعلیه السلام آثار سازنده و تربیتى متعددى دارد ازجمله:

    ۱- زنده داشتن یاد و تاریخ پرشكوه قهرمانان نهضت‏ حسینى.

    ۲- الهام روح آزادگى، شهادت‏ طلبى، ایثار و حقیقت‏ جویى.

    ۳- پیوند عمیق عاطفى بین امت و الگوهاى راستین.

    ۴ -  اقامه مجالس دینى در سطح وسیع و آشنا شدن توده‏ ها با معارف دینى.

    ۵ - پالایش روح و تزكیه نفس.

    ۶ - اعلام وفادارى نسبت به مظلوم و مخالفت با ظالم و…

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [دوشنبه 1397-06-26] [ 09:32:00 ب.ظ ]





      غدیر را چگونه زنده نگه داریم امام خمینی کیبر   ...

    غدیر؛ تعیین الگوی همیشگی حکومت اسلامی است.وجود مقدس پیامبر صلی الله علیه و آله در روز غدیر امت را

    به حال خود رها نکرده است، برای امت رهبر تعین کرده است.

    غدیر از علی علیه السلام است، نه علی علیه السلام از غدیر.مساله ای نیست که بنفسه برای حضرت امیر یک

    مساله ای را پیش آورد،، حضرت امیر علیه السلام مساله غدیر را ایجاد کرده است.

    غدیر درس برپایی حکومت عدل است. انحرافی که پیدا شده است، علاوه بر همه انحرافات، همین انحراف است

    که باور کردیم که سیاست به ما چه مربوط است.

    وجه رنده نگه داشتن غدیر؛ تبعیت است. نه برای جشن و چراغانی و مداحی، این  کارها بشود خوب است، اما

    باید بگیریم و یاد بدهیم که چگونه از غدیر پیروی کنیم.

    غدیر تمسک به ولایت علی علیه السلام و زنده نگهداشتن غدیر و تبعیت از مقاصد حضرت است.

    کسانی که مدعی هستند که ما شیعه هستیم، باید در قول، فعل و نوشتن و گفتن و همه چیز، از او پیروی کنند.

    صحیفه نور

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [سه شنبه 1397-06-06] [ 03:11:00 ب.ظ ]





      چرا به قرآن عمل نمی شود   ...

    آیات هدایت گر قرآن که از آن غافلیم

    قرآن از ما خواست به هنگام نماز روى خود را از بيت ‏المقدس به سمت مسجد الحرام بگردانيم تا يهوديان

    بر ما منّتى نداشته باشند. «لئلا يكون للناس عليكم حجّة» «1»

    ولى امروز ما با دست خود، خود را وابسته مى‏ كنيم تا بر ما حجّت داشته باشند.

    قرآن فرمود: «لَن يجعل الله للكافرين على المؤمنين سبيلا» «2»

    و امروز كفار بر ما همه نوع سلطه ‏اى دارند.

    قرآن فرمود: «لا تؤتوا السفهاء اموالكم»«3» 

    و امروز سرمايه كشورهاى اسلامى به دست چه كسانى است؟

    قرآن مى‏ فرمايد: «لا تَظلمون و لا تُظلمون» «4»

    و در جامعه ما گروهى ظالم و گروهى مظلوم و بعضى نسبت به زيردستان ظالم و نسبت به ابرقدرت ‏ها

    مظلوم هستند.

    قرآن مى ‏فرمايد: «تؤدّوا الامانات الى اهلها» «5»

    آيا امروز مسئوليت ‏ها و بودجه‏ ها و امكانات به دست كيست؟

    قرآن مى‏ فرمايد: «لا تطع منهم آثما او كفوراً» «6»، «لا تطيعوا امر المسرفين» «7»،

    «لاتطع من اغفلنا قلبه عن‏ ذكرنا و اتّبع هواه و كان امره فُرطا» «8»

    و در آيات متعدّد مى‏خوانيم: «لا تتّبعوا اهواء قوم قد ضلّوا من قبل» «9»، «لا تتّبع سبيل المفسدين» «10»،

    «لا تتّبع اهوائهم» «11»، «لا تتّبعان سبيل الذين لا يعلمون» «12»

    و امثال اين آيات كه ما را از پيروى گنهكاران، كفار، اسراف كاران، غافلان، هواپرستان، غير معتدلان،

    بدسابقه‏ ها، فسادگران و جاهلان نهى مى ‏كند.

    آيا براستى در جوامع اسلامى، آيات فوق مورد توجه قرار گرفته و به آن عمل مى‏ شود؟

    ______________________________

     (1). بقره، 150.

     (2). نساء، 141.

     (3). نساء، 5.

     (4). بقره، 279.

     (5). نساء، 58.

     (6). دهر، 24.

     (7). شعراء، 151.

     (8). كهف، 28.

     (9). مائده، 77.

     (10). اعراف، 142.

     (11). شورى، 15.

     (12). يونس، 89.

    تفسیر نور

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [دوشنبه 1397-06-05] [ 11:58:00 ق.ظ ]





      بهترین فرصت در بهترین مکان دنیا   ...

     عمل به قرآن در حج بهترین فرصت

     

    يكى از فرصت ‏هاى استثنايى زمانى و مكانى فرصتى است كه زائران خانه خدا در مكه و مدينه به سر مى‏ برند.

    مدينه شهرى كه بيشترين معصوم را در بردارد و صدها آيه قرآن و هزاران حديث از آنجا منتشر شد.

    مكّه ‏اى كه بهترين نقطه زمين و فرودگاه جبرئيل و نقطه معراج رسول خدا صلى الله عليه و آله

    و قربانگاه اسماعيل و هجرت‏گاه ابراهيم و شكنجه ‏گاه مسلمين صدر اسلام است.

    در سرزمين وحى، خود را در برابر آينه قرآن قرار دهيم و زشتى و زيبايى خود را بنگريم كه استناد

    به قرآن دقيق‏ تر، سريع‏تر، مؤثّرتر و مورد اتفاق همه مسلمانان مى‏ باشد.

    قرآن مى‏ فرمايد: «انّ الصلوة تنهى عن الفحشاء و المنكر» «1» ولى نماز ما، نه خود و نه جامعه ما را

     از فحشا و منكر باز نداشت. مشكل چيست؟

    در مكه، سنگ‏ ها مرمر، آب زمزم، قبله بدون انحراف، جمعيت ميليونى، زير پا نفت، قرائت

    امام جماعت عالى است، پس چرا اين نماز جلو بزرگ‏ترين منكرات را كه تجاوز دشمنان به

    كشورهاى اسلامى و قتل عام مسلمانان است نمى ‏گيرد.

    مشكل در اين است كه به شرايط و امورى كه بازدارنده انسان‏ ها از فساد و منكر است توجّه نمى ‏شود.

    ______________________________

    تفسیر تور

     (1). عنكبوت، 45.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [یکشنبه 1397-06-04] [ 11:48:00 ق.ظ ]





      زندگی با عاشورا   ...

     

     

    برای مراسم عروسی دعوتم کرده بود، نرفتم، گله کرد چرا نیامدی اگر مرده بودم حتما برای عزا می آمدی؟

    گفتم: عزیز دلم، بیام توی عروسیی که پر از گناهه چکار کنم؟

    گفت: دوماهه محرم و صفر سیاه پوشیدم و گریه کردم، برای دسته عزاداری گوسفند قربانی کردم،

    خب برای ازدواجم شادی کردیم، کی گفته شادی گناهه؟!

    در حالیکه چشمم به تابلوی زیبای « کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا »که بالای سرش خودنمایی میکرد نگاه می کردم،

    گفتم :پس معنای کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا که بالای سرت به دیوار کوبیده ای چی می شه؟!

    گفت: تو میگی که همیشه سیاه بپوشیم و گریه کنیم؟!

    گفتم: من کی چنین حرفی زدم؟!فدات بشم، چون به معنای عاشورا و کربلا توجه نکردی؛.ازش پرسیدم

    امام حسین علیه السلام برای چی از مدینه خارج شد و به طرف کربلا رفت ؟

    گفت : برای اینکه با یزید بیعت نکنه.

    گفتم : چرا نخواست با یزید بیعت کنه؟

    گفت:چون یزید اهل گناه و ظلم بود و خودش را جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله می دانست.

    گفتم: یعنی امام حسین علیه السلام برای دوماه محرم و صفر با یزید بیعت نکرد؟!

    گفت: چرا مسخره می کنی؟!

    گفتم تو خودت این حرف را زدی، دوماه گریه کردم وسیاه پوشیدم کافیه،.

    در حالیکه امام حسین علیه السلام با قیامش تا قیامت به همه مردم پیام داد که زندگی شون بدون ظلم باشه.

    و حالا تو می گی که ما تو عروسی کدام ظلم را انجام دادیم .

    در حالیکه گناه یعنی ظلم، یعنی ضد عدالت.

    و عدالت یعنی قرار دادن هر چیزی سر جای خودش،.گناه کردن و انجام ندادن واجب، یعنی قرار ندادن کار در جای خودش، می شه ظلم، وقتی در عروسی شما رن و مرد نامحرم درهم می شوند و با آهنگ نامشروع مجلس آلوده می شه.

    و انجام گناهان دیگر مثل اسراف در خوردنی ها و …، این یعنی بر خلاف کل یوم عاشورا….،

    من همین طور پشت سرهم از تخلفاتشان در سایر کارهایشان می گفتم که دیدم با دهان باز و چشم های

    گرد شده به من نگاه می کنه!

    گفت: اینها رو که گفتی همه کارهای گناه و حرام و ظلم بود!

    گفتم: بله پس خیال کردی ثواب می کنی!

    گفت: پس چطور شادی کنیم و عروسی و جشن بگیریم؟!اصلا چطوری زندگی کنیم؟!

    گفتم: آفرین حالا شدی مثل یه آدم عاقل و بالغ.

    .کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا به ما می گه در تمام زندگی با ظلم مبارزه کن.

    یعنی، این ظلم چه از طرف دوست تو باشه یا از طرف همسایه ات باشه و یا از طرف هر کسی دیگری باشه.

    حتی خودت!

    گفت: خودم!

    گفتم بله خودت، اگر سرکار میری نباید کم کاری کنی، باز تعجب کرد این دیگه کجاش ظلمه؟!

    گفتم باز که رفتی سر خونه اول، مگر نگفتم: عدالت یعنی قرار دادن هرچیزی سر جای خودش، کم کاری هم،

    از مصادیق ظلمه مثلا شما باید در یک روز به 10 تا پرونده رسیدگی کنی ولی با دیر رفتن و سر کار؛ چرت زدن

    و غیره…، و در نتیجه رسیدگی نکردن به پرونده ها، این یعنی ظلم و به شعار کل ارض کربلا و کل یوم عاشورا عمل نکرده ای!

    اگر در تمامی ابعاد زندگی این شعار مقدس ساری و جاری باشه .

    از درونش اقتصاد مقاومتی، انقلابی عمل کردن و جهادی عمل کردن، حفظ کانون خانواده متولد می شه.

    کارگر با تولید کیفیت دار و تاجر در واردات و صادرات حلال، پزشک در معالجه، دانشجو در آموختن،

    استاد در آموزش دادن، معلم در تربیت کودک و نوجوان و همینطور از پایین ترین رده

    تارده بالای مسئولین کشوری در معاهدات و مذاکرات با کفار و خارجی و غیر خارجی تحت تاثیر قرار می گیرند.

    اینها رو که گفتم:عمل به تکالیف بود، در حالیکه عاشورا و کربلا درس های مهمتری هم داشته از جهت انسانیت،

    آزادگی، ایثار، فداکاری و رسیدگی به محرومان، گذشت، دلسوزی و هدایت گمراهان، همه و همه روش

    زندگی عاشورایی است.

    زمانی که به سبک زندگی عاشورایی عمل کردیم یعنی در لبیک گویی به هل من ناصر حسینی صادق بوده ایم،

    در غیر این صورت خودمان و دیگران را فریب داده ایم وخدای ناکرده به روش یزیدیان عمل کرده ایم.

    در آخر گفت: متاسفم برای خودم، فکر می کردم هم در عاشورا خیلی ثواب کرده ام و همینطور در عروسیم؛

    در حالیکه با جهالتم ثواب عاشورا را در عروسی پر از گناه سوزاندم، و کارهای اشتباه دیگرم سر جای خودش!!

    باز جای شکرش باقیه که تا دیر نشده سبک زندگیم را عوض کنم، و ممنونم که بهم تذکر دادی!

    موضوعات: فرهنگی, خاطرات  لینک ثابت



    [شنبه 1397-06-03] [ 07:42:00 ب.ظ ]





      حج مورد نظر مقام معظم رهبری‏(مدظله‏العالی):   ...

    فلسطین حج برائت مشکلات مسلمین
    موسم حج، فرصت تأمل و تعمّق در قضایاى مهم جهان اسلام است‏‏


    ظرفیت‏ هاى فردى و اجتماعى حج ابراهیمى‏
    حج مى ‏تواند بنده‏ ى مؤمن و اهل خشوع و تدبّر را به مقامات معنوى نائل سازد و از او انسانى والا و نورانى

    بسازد؛ همچنان‏كه مى‏ تواند از او عنصرى بابصیرت و شجاع و اهل اقدام و مجاهدت پدید آورد.

    هر دو سوى معنوى و سیاسى و فردى و اجتماعى در این فریضه ‏ى‏بى ‏نظیر، بسى برجسته و نمایان است و جامعه

    ‏ى مسلمان، امروز به هر دو جنبه بسى نیازمند. (9/6/1396)


    توجه به ابعاد اجتماعى حج ابراهیمى‏


    حج مظهر وحدت اسلامى است، رنگ ‏هاى مختلف، پوست‏ هاى مختلف، ملّیّت ‏هاى مختلف، شناسنامه ‏هاى

    مختلف، مذاهب مختلف، سلیقه‏ هاى مختلف همه در كنار هم و مثل هم. همه باهم طواف مى‏ كنند، باهم سعى

    می كنند، باهم در عرفات و مشعر وقوف مى‏ كنند؛ این وحدت خیلى چیز مهمّى است.

    همدلى اسلامى، مظهر واقعى همدلى و هم‏زبانى در حج است؛ نه‏ فقط براى ملّت ایران، [بلكه‏] براى همه‏ ى

    مسلمانان جهان؛ براى امّت اسلامى. (31/5/1394)

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1397-06-01] [ 01:26:00 ب.ظ ]





      حج مور دقبول امام خامنه ای   ...

    حج مقبول حج مشکور حج بامناسک اسلام ناب

    لزوم تدبّر در مناسك حج ابراهیمى‏


    من به همه‏ ى برادران و خواهران مسلمان كه در محشر عظیم حج گردآمده ‏اند متواضعانه توصیه مى ‏كنم كه در حج

    تدبر كنند و آن دو نكته‏ ى اصلى را یعنى دل سپردن به خدا و نزدیك كردن خود به ذات مقدس الهى در اندیشه و

    عمل با عبودیت خالص و حقیقى از یكسو و اجتناب و برحذر بودن از شیطان‏ ها و دشمنان راه و جهت الهى از سوى

    دیگر، براى خود تأمین كنند. (14/2/1374)


    حج فرصتى براى تعمق و تأمل در مسائل جهان اسلام ازجمله فلسطین‏


    یكى از مسائلى كه در حج باید مورد توجّه قرار بگیرد، مسأله ‏ى فلسطین است.

    مسأله‏ ى فلسطین، مسأله‏ ى اوّل دنیاى اسلام است. خوشبختانه در قضیّه‏ ى فلسطین، مسلمانان دست برتر را

    بتدریج پیدا كردند. (16/6/1393)

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [یکشنبه 1397-05-28] [ 01:38:00 ب.ظ ]





      حج در کلام امام خمینی کبیر   ...

    حج در کلام امام خمینی کبیر

    حج؛ عرصه نمایش توان مادى و معنوى مسلمانان است‏


    مراسم حج؛ تجلى‏ بخش وحدت امت اسلامى‏
    «حج تجلّى و تكرار همه صحنه‏ هاى عشق آفرین زندگى یك انسان و یك جامعه متكامل در دنیا است و مناسك حج مناسك زندگى است، و از آن‏جا كه امت اسلامى از هر نژاد و ملتى باید ابراهیمى شود تا به خیل امت محمدصلی الله علیه وآله پیوند بخورد و یكى گردد و ید واحد شود، حج تنظیم و تمرین و تشكیل این زندگانى توحیدى است.» (صحیفه امام، ج 21، ص 77)


    توجه به پیام رهایى ‏بخش حج‏
    «گردش به دور خانه خدا نشان دهنده این است كه به غیر از خدا، گرد دیگرى نگردید و رجم عقبات رجم شیاطین انس و جنّ است، شما با رجم، با خداى خود عهد كنید تا شیاطین انس و ابرقدرت‏ها را از كشورهاى اسلامى عزیز برانید.

    امروز جهان اسلام به دست آمریكا گرفتار است، شما براى مسلمانان قاره‏ هاى مختلف جهان پیامى از خداوند ببرید؛ پیامى كه به غیر از خدا بردگى و بندگى هیچ‏كس را نداشته باشید.» (صحیفه امام؛ ج‏10، ص‏160)


    حج و برائت از مشركان و كافران‏
    «سنت پیامبر(ص) و اعلان برائت كهنه شدنى نیست و نه تنها اعلان برائت به ایام و مراسم حج منحصر نشود كه باید مسلمانان فضاى سراسر عالم را از محبت و عشق نسبت به ذات حق و نفرت و بغض عملى نسبت به دشمنان خدا لبریز كنند و به وسوسه خناسان و شبهات تردید آفرینان و متحجرین و منحرفین گوش فرا ندهند و لحظه‏ اى از این آهنگ مقدس توحیدى و جهان‏ شمول اسلام غفلت نكنند. (صحیفه نور، ج 20، ص 112)

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [شنبه 1397-05-27] [ 01:20:00 ب.ظ ]





      حج در فرامین امام خامنه ای   ...

    امنیت  و رفاه حجاج باید محفوظ بماند

    موسم حج، فرصت تأمل و تعمّق در قضایاى مهم جهان اسلام است.

    سرنوشت انقلاب‏ هاى منطقه و تلاش‏ هایى كه از سوى قدرت ‏هاى زخم ‏خورده از این انقلاب‏ ها براى انحراف آن‏ها به

    كار مى ‏رود، در شمار این قضایا است.

    نقشه‏ هاى خائنانه براى اختلاف‏ افكنى میان مسلمانان و ایجاد سوء ظن میان كشورهاى بپاخاسته با جمهورى

    اسلامى ایران، مسأله ‏ى فلسطین و كوشش براى منزوى كردن مبارزان و خاموش‏كردن جهاد فلسطینى، تبلیغات

    اسلام‏ ستیزانه‏ ى دولت‏ هاى غربى و حمایت آنان از اهانت‏ كنندگان

    به مقام قدسى پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله،

    زمینه‏ سازى براى جنگ‏ هاى داخلى و تجزیه‏ ى برخى از كشورهاى مسلمان، ترساندن دولت‏ ها و

    ملت‏ هاى انقلابى از معارضه با سلطه‏ خواهان غربى و ترویج این توهّم كه آینده ‏ى آنان

    در گرو تسلیم در برابر آن متجاوزان است… و مسائل مهم و حیاتى دیگرى از این قبیل، در شمار قضایاى مهمى

    است كه در فرصت حج و در سایه‏ ى همدلى و همگرایى شما حج‏ گزاران باید مورد تأمل و تعمق قرار گیرد.

    (4/8/1391) 2

    موضوعات: فرهنگی, دلنوشته  لینک ثابت



    [جمعه 1397-05-26] [ 01:42:00 ب.ظ ]





      حجی که امام خمینی سفارش کرد   ...

    توچه به ابعاد سیاسی حج

    مراسم حج ابراهیمى؛ اجتماعى براى حل معضلات جوامع اسلامى‏
    «در حج…. باید بررسى از اوضاع مسلمین در هر سال بشود كه مسلمین در چه حال هستند. این سفر حج براى این مسائل بوده است، براى «قیام ناس» بوده است، براى این بوده است كه مسلمین مشكلات مسلمین را درك كنند و در رفعش كوشش كنند.» (صحیفه امام، ج‏18، ص‏52)
    توجه به ابعاد سیاسى و اجتماعى حج ابراهیمى‏
    «فریضه حج در میان فرایض، از ویژگى خاصى برخوردار است و شاید جنبه سیاسى و اجتماعى آن بر جنبه ‏هاى دیگرش غلبه داشته باشد، با آن كه جنبه عبادى‏ اش نیز ویژگى خاصى دارد.» (صحیفه امام؛ ج‏15، ص‏168)
    مشكل جوامع اسلامى؛ عدم درك فلسفه سیاسى اجتماعى حج ابراهیمى‏
    «بزرگ‏ترین درد جوامع اسلامى این است كه هنوز فلسفه واقعى بسیارى از احكام الهى را درك نكرده و حج با آن همه راز و عظمتى كه دارد، هنوز به ‏صورت یك عبادت خشك و یك حركت ‏بى‏ حاصل و بى‏ ثمر باقى مانده است.» (صحیفه نور، ج 9، ص 176)
    «میلیون‏ها مسلمان هر سال به مكه مى‏روند و پا جاى پاى ابراهیم واسماعیل وهاجر مى‏گذارند ولى هیچ‏كس نیست ازخود بپرسد ابراهیم علیه السلام و محمدصلی الله علیه و آله كه بودند و چه كردند و چه هدفشان بود، از ما چه خواستند.

    گویى به تنها چیزى كه فكر نمى ‏شود همین است مسلّم حج ‏بى ‏روح وبى ‏تحرّك و قیام، حج‏ بى ‏برائت، حج ‏بى‏ وحدت و حجى كه از آن هدم كفر و شرك برنیاید حج نیست.» (صحیفه نور، ج 2، ص 229)

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [سه شنبه 1397-05-23] [ 01:14:00 ب.ظ ]





      ازدواج پولی آخرش زندان است   ...

     

    نامه ای به دخترم

    دخترم مهریه برای معامله نیست! بلکه هدیه ای از طرف همسر است که خداوند قرار داده است! از قرآن برایت شواهدی می اورم که بیشتر بدانی و فکر نکنی که اگر زیاد باشد بیشتر خوشبخت خواهی شد!

    دخترم از مهریه حضرت زهرا علیهالسلام خبر داری ؟! مهریه اش را آمرزش امت پدرش قرار داد!

    دخترم فکر نکنی مهریه زیاد برات شخصیت می اره و از اینکه مهریه ات 14 سکه است شرمنده دوستانت بشی!
    اولین صفت مهریه قرآنی بر طرف کننده ی مشکل اشتغال داماد است آن هم به صورت دراز مدت. زمانی که شعیب علیه السلام به موسی علیه السلام پیشنهاد دامادی دادند، ایشان فاقد شغل بودند.اما نوع مهریه مشکل موسی علیه السلام را حل کرد.

    دلیل مطلب این آیه است:« قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ وَمَا أُرِيدُ هَاتَيْنِ عَلَى أَن تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِندِكَ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ:شعيب گفت من مى ‏خواهم يكى از اين دو دختر خود را كه مشاهده مى ‏كنى به نكاح تو در آورم به اين شرط كه هشت‏ سال براى من كار كنى و اگر ده سال را تمام گردانى اختيار با تو است و نمى‏ خواهم بر تو سخت گيرم و مرا ان شاء الله از درستكاران خواهى يافت »25/قصص

    همانطوری که ملاحظه می شود شعیب علیه السلام پیشنهاد می کند موسی علیه السلام هشت سال اجیر او باشد و این به معنی حل شدن مشکل اشتغال موسی علیه السلام است.

    صفت دوم مهریه قرآنی این است که حل کننده مشکل مسکن داماد است.زمانی که کسی را به عنوان اجیر استخدام می کنند برعهده کارفرماست که مسکن اجیر شده را تامین کند.این رسم الان هم در مناطق روستایی حاکم است.طبق این رسم شعیب علیه السلام مسکن موسی علیه السلام را تامین کردند.چون مهریه او را هشت سال چوپانی قرار داده بود.

    صفت سوم عدم تحمیل مهریه بر داماد است.شعیب علیه السلام داماد خودش را در انتخاب مدت هشت سال و یا ده سال آزاد گذاشت.«.. تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِندِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ...: … به اين شرط كه هشت‏ سال براى من كار كنى و اگر ده سال را تمام گردانى اختيار با تو است و نمى‏ خواهم بر تو سخت گيرم..»

    صفت چهارم مهریه قرآنی متناسب بودن آن با شرایط داماد است.زمانی که موسی علیه السلام وارد مدین شدند از جهت مادی در حد صفر بودند ولی از جهت توانایی جسمی و اخلاقی شرایط فوق العاده ی داشتند.«القوی الامین» بودند.مهریه ی تعیین شده با شرایط گفته شده دارای سنخیت بود.لذا امکان پرداخت آن برای ایشان فراهم بود.

    صفت پنجم مهریه قرآنی این است که داماد برای پرداخت کردنش هم حال دارد ،هم توان دارد و هم وقت دارد.توانش را دارد چون «القوی الامین» است. وقتش را دارد چون جوان است.حالش را دارد چون مهریه زنش حل کننده مشکلات اوست.

    موارد مذکور گوشه ی از معارف قرآن بود که اگر این ها در جامعه ما اجرا شود، قطعا بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.این اوصاف مهریه ی قرانی بود که اصلا قابل قیاس با مهریه ی ایرانی نیست.

    رامیان - حیدری

    موضوعات: فرهنگی, آموزنده, باز آفرینی محتوای دینی  لینک ثابت



     [ 11:23:00 ق.ظ ]





      کاش ازدواجی با روش حضرت زهرا می کردم   ...

    ازدواج آسمانی حضرت فاطمه و حضرت علی مبارکباد

    اگر برای هر لحظه از زندگی روی کره خاکی بخواهیم برنامه و دستورالعمل داشته باشیم، که در وانفسای روزگار گرفتار نشویم، باید به بهترین الگویی که خداوند از زندگی بهترین بشر برایمان اهدا کرده به چسبیم.


    اگر می خواهیم در ازدواجمان بعد اندک زمان کوتاه که هنوز نقل و آثار تزیینات شب عروسی به در و دیوار اتاقمان باقی مانده، به طلاق فکر نکنیم، بیایید قبل از ازدواج یک دوره برنامه از خواستگاری تا ازدواج بهترین گزینه های عالم را مرور کنیم.


    اصلا یکی از شروط ازدواجمان را با فرد مورد نظر، مطالعه این کتاب و عمل به عملکرد این دو زوج مقدس قرار دهیم.

    کتابی که در این مورد خیلی ساده .و آسان به نگارش در آمده است کتاب مرحوم محمد دشتی در مجموعه فرهنگ سخنان فاطمه زهرا سلام الله علیها گرد آوری شده است.

    ازدواج از دیدگاه فاطمه علیها السلام

    1-مشورت با دختر

    پدران و مادران نباید با فشار فرزندان خود را وادار به ازدواجی کنند که بنا بر مصالحی که به سود دیگر فرزندان است اتفاق بیافتد. مثلا به دخترشان بگویند تو با پسر فلانی ازدواج کن تا آنها هم با ازدواجادخترشان با برادرت راضی شوند!

    یا اینکه پدر خواستگار با پدرت دوست است و تو باید این ازدواج را به پذیری.

    پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله این اصل تربیتی، روانی را بدقت رعایت می‏ کرد و به امت اسلامی سفارش می‏ فرمود، تا از ظلم و ستم دوران جاهلیت دوری گزینند، و پدران و مادران بدون مشورت و رضایت دختران در امر ازدواج اقدامی نکنند. چنانکه پیامبر نسبت به ازدواج دخترش با او مشورت کرد و فرمود:
    دخترم فاطمه! پسر عمویت علی (علیه السلام) از تو خواستگاری نموده است. پاسخ تو چیست؟
    فاطمه (علیه السلام) به پدر احترام کرد و فرمود نظر شما چه می‏ باشد؟
    پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:
    اذن الله فیه من السماء
    خدا از آسمان اجازت فرمود.
    فاطمه (علیها السلام ) گفت: (در حالی که تبسم بر لب داشت):
    حدیث 8 :
    رضیت بما رضی الله لی و رسوله
    (خشنودم به آنچه که خدا و پیامبر او برای من رضایت دادند)

    2- احترام متقابل دختر به نظر پدر

    زمانی که پدر همسری هم کفو را برای دخترش و پسرش انتخاب کرده است، و دختر هم از جهت فکری می تواند بفهمد که این انتخاب مطابق موازین اسلامی استف باید به انتخاب پدر احترام بگذارد.

    دختران و پسران باید بدانند که مربیان دلسوزشان آرزوی سعادت و تکامل و بهروزی آنها را دارند و در امر ازدواج نباید نظریات پدر و مادر را نادیده انگارند.
    آنگاه که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله برای دخترش ارزش و اعتبار قائل شد و در ازدواج با علی (علیه السلام) با او به مشورت نشست، حضرت زهرا (علیه السلام) نیز به پدر احترام کرد و رای و نظریه پدر را محترم شمرد و فرمود:

    حدیث8
    رضیت بما رضی الله لی و رسوله
    (خشنودم به آنچه که خدا و پیامبر او برای من رضایت دادند) 

    3- پرهیز از ارزشهای دروغین در ازدواج
    در امر مقدس ازدواج که پایه تربیت انسان های کامل است، نباید به ارزش های دروغین و آداب و رسوم ناروا و ناپسند توجه نمود بلکه سلامت جسم و جان و دین دختر و پسر را باید اساس پذیرش قرار داد. اینکه فلانی زیبا سات و فلانی ثرتمند، در روایت آمده است که هرکسی برای زیبایی و ثروت ازدواج کند روی خوشبختی را نخواهد دید.
    بزرگان قبائل و سرمایه دارانی با باورهای زشت مادی و جاهلی، از دختر پیامبر صلی الله علیه و آله خواستگاری نمودند، ولی جواب منفی شنیدند.
    پیامبر و فاطمه (علیها السلام ) در شرایطی به ازدواج امام علی (علیه السلام) پاسخ دادند که نه سرمایه‏ ای داشت و نه باغ و زمین و اموالی فراهم آورده بود.
    در این ازدواج مقدس، توجه فاطمه علیها السلام به ارزش های معنوی و سلامت و عصمت همسر آینده ‏اش بود.
    وقتی صبح عروسی پیامبر صلی الله علیه و آله پرسید:
    کیف رایت زوجک؟
    (دخترم! شوهرت را چگونه دیدی؟)
    پاسخ داد:(ای پدر! بهترین شوهر دیدم)
    حدیث 10 :قالت: یا ابة خیر زوج
    4- شکوه از طرفداران ارزشهای جاهلی در ازدواج:
    بسیاری با ارزش های مادی و جاهلی به ازدواج و شوهر آینده می‏ نگرند، و به سرزنش این و آن می‏ پردازند. ارزش های انسانی و اسلامی همسران خودساخته را چیزی نمی‏ شمارند، و با کنایه و اشاره و به سرزنش روی می ‏آورند.
    حضرت زهرا علیها السلام از این گرایش جاهلی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله شکایت می ‏کند:
    حدیث 11 :قالت فاطمه علیها السلام : یا رسول الله صلی الله علیه و آله!
    دخل علی نساء من قریش و قلن لی زوجک رسول الله صلی الله علیه و آله من فقیر لا مال له
    ای رسول خدا! زنانی از قریش به منزل من وارد شدند و سرزنش آغاز کردند و گفتند: پیامبر، تو را همسر کسی قرار داد که فقیر است و سرمایه‏ ای ندارد.
    حالات معنوی حضرت فاطمه علیها السلام در شب ازدواج

    شب ازدواج و آغاز لحظه های شروع یک زندگی نوین برای هر زن و مردی شیرین و خاطره انگیز است.

    شبی که سرنوشت یک زندگی شیرین تا پایان عمر، رقم می زند را با انواع خرافات و حرام ها و اسراف هایی که باعث مشکلات بسیاری می شود بوجود می آورند.

    امام علی علیه السلام در شب عروسی، فاطمه زهرا علیها السلام را نگران و گریان دید، پرسید:
    چرا ناراحتی؟
    حضرت زهراعلیها السلام پاسخ داد: پیرامون حال و رفتار خویش فکر کردم.

    به یاد پایان عمر و قبر خود افتادم که امروز از خانه پدر به خانه شما منتقل شدم و روزی دیگر از اینجا به طرف قبر و قیامت خواهم رفت.

    پس تو را به خدا سوگند می دهم که بیا: تا به نماز بایستیم و با هم در این شب خدا را عبادت کنیم.

    فرهنگ سخنان فاطمه علیها السلام

    موضوعات: فرهنگی, باز آفرینی محتوای دینی  لینک ثابت



    [دوشنبه 1397-05-22] [ 10:40:00 ق.ظ ]





      به به چه ازدواج پربرکتی   ...

    ازدواج آسمانی با زوج بهشتی مبارک

    اول ذى الحجه؛ سالروز ازدواج امام على علیه السلام و حضرت فاطمه ‏ى زهراسلام الله علیها(2 ق)؛ روز ازدواج‏
    ازدواج آسمانى حضرت زهراسلام الله علیها و حضرت على علیه السلام ؛
    الگویى براى جوانان‏ در اولین روز آخرین ماه قمرى حضرت على بن ابى طالب علیه السلام پیشواى پارسایان با حضرت فاطمه سلام الله علیها برترین بانوى جهان پیمان عشق بست و خدا، والاترین فرستاده خویش را بر این پیمان گواه گرفت. این ازدواج، عمرى به گستردگى آفتاب و حیات عالم یافت و یاد و نام این واقعه شورانگیز، شادى بخش تمامى تاریخ شد تا آن‏كه امروز نیز دلدادگان ذریه آن كانون عشق و مودت، از پرتو انوار رحمت و عنایت تنها باقیمانده از دامان حضرت زهراسلام الله علیها و امید به نجات بخشى او زندگى خود را آغاز مى‏ كنند.


    فاطمه زهراسلام الله علیها دختر پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله و از دوشیزگان ممتاز عصر خویش بود و انتساب آن حضرت به مقام رفیع پدرى چون پیامبر خاتم و مادرى چون حضرت خدیجه، بزرگانى از صحابه و مهاجرین را راغب به ازدواج با آن بانوى بى همتا نمود و یا حتى پیشنهاد پرداخت مهریه‏ اى سنگین براى دریافت پاسخى مثبت دادند، اما از آن‏جاكه آن حضرت برخوردار از مقام عصمت و طهارت خاندان رسالت و والاترین كمالات معنوى، دینى و اخلاقى و برترى بر تمامى بانوان عالم بودند و مقدر بر این بود كه از دامان آن حضرت شجره طیبه ولایت رشد و نمو یابد، براى ایشان كفو و همتایى غیر از برادر و وصى رسول خاتم، حضرت على علیه السلام كه همچو فاطمه زهراسلام الله علیها پرورش‏ یافته دامان پیامبر و آراسته به والاترین صفات دینى و الهى و مقام عصمت و امامت بود، وجود نداشت. به‏ همین ‏دلیل بود كه رسول خدا درباره ازدواج حضرت زهراسلام الله علیها منتظر وحى الهى بود تا سرانجام جبرئیل بر پیامبرصلی الله علیه و آله نازل شد و گفت: «اى محمد! خدا بر تو سلام مى‏ رساند و مى‏ فرماید فاطمه را به عقد على درآور، خداوند على را براى فاطمه و فاطمه را براى على پسندیده است.»


    با ابلاغ این دستور بود كه زیباترین كانون عشق و مودت و خانواده نمونه تمامى اعصار شكل گرفت، خانواده ‏اى كه مكرراً از سوى حضرت رسول صلی الله علیه و آله موردستایش قرار مى‏ گرفت و آن حضرت از آن در واقعه‏ هاى مهمى همچون مباهله و حدیث آل عبا، به‏ عنوان اهل‏بیت یاد مى‏ فرمودند و در قرآن نیز در موارد متعددى مانند آیه تطهیر، از اهل‏بیت به بزرگى یادشده است. این خانواده الگویى شد براى پیروان حق و حقیقت و سعادت تا با دنباله ‏روى از سیره آن همسران آسمانى، كانون خانواده خویش را بر مبناى ارزش‏ هاى الهى و انسانى و عشق و محبت بنا نهند و شیوه رفتارى و سبك زندگى آن بزرگواران در اقدام به امر ازدواج و تشكیل خانواده و نیز همسردارى و تربیت فرزندان را كه تا آخرین لحظات زندگى زناشویى خود سراسر از مهر و محبت و دلدادگى و همراهى بود را الگوى خود قرار دهند. * معیارهاى دینى و الهى انتخاب همسر

    موضوعات: فرهنگی, تاریخ  لینک ثابت



    [جمعه 1397-05-19] [ 10:41:00 ق.ظ ]





      طلبه هم فرزندش را می کشد   ...

    طلبه هم مرتکب گناه سقط جنین می شود

    بسیار افسرده و اندوهگین بود، دائما نگران دخترش که مبادا در مدرسه غش کند.
    می گفت من باعث مشکلات این بچه بی گناه شده ام!
    باز گفت: وقتی باردار شدم، چون ناخواسته بود، تلاش کردم که سقط شود، هرچه که لازم بود خوردم و هر وزنه سنگینی را بلند کردم، انگار که کودکم با دست های کوچکش به من چسبیده بود و التماس می کرد که من حق زندگی دارم، به چه جرمی مرا از این حق نا امید می کنی، خلاصه سقط نشد که نشد!
    با تعجب پرسیدم یعنی شمای طلبه هم از این کارها کردی؟!
    گفت: آن زمان دائما تبلیغ می کردند فقط دوتا فرزند کافیه، من هم که دوتا داشتم یک دختر و یک پسر؛ از طرفی دبیر بودم و مشغول کار در بیرون از منزل.
    و حالا این بچه هر روز دچار یک مشکلی می شود، معده اش قدرت جذب غذا ندارد، و در مدرسه غش می کند.
    دائما در حال مداوا بودند، تا زمانی که به سن بلوغ رسید؛ صورت و سرش رشد کرد ولی بقیه اندامش کوچک ماند.
    دختری سرشار از هوش و استعداد!
    مادر با دیدن فرزندی که خود را باعث بیماری او می دانست روز به روز افسرده تر می شد!

    گفتم: مگر شما خودت خواسته بودی که بدنیا بیایی، از فرزندت توقع داشتی که از تو اجازه بگیرد!؟

    مگر قرآن را نخوانده ای که سفارش می کند، اگر ایمان دارید؛ نباید علاوه گناهان زیر فرزندان خود را بکشید!

    يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَى أَنْ لَا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا وَلَا يَسْرِقْنَ وَلَا يَزْنِينَ وَلَا يَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ فَبَايِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ﴿۱۲﴾ممتحنه
    اى پيامبر چون زنان باايمان نزد تو آيند كه [با اين شرط] با تو بيعت كنند كه چيزى را با خدا شريك نسازند و دزدى نكنند و زنا نكنند و فرزندان خود را نكشند و بچه ‏هاى حرامزاده پيش دست و پاى خود را با بهتان [و حيله] به شوهر نبندند و در [كار] نيك از تو نافرمانى نكنند با آنان بيعت كن و از خدا براى آنان آمرزش بخواه زيرا خداوند آمرزنده مهربان است .

    فتوای مقام معظم رهبریhttps://www.isna.ir/news/

    موضوعات: فرهنگی, باز آفرینی محتوای دینی  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1397-05-18] [ 10:10:00 ق.ظ ]





      قدم هایی که در مسیر دین نباشد خداوند به فلک می بندند   ...

    گناه کیفر دارد

    وقتی از حرام بودن موسیقی مطرب می گفتی، او را معیار حلال بودن معرفی می کردند.
    وقتی از رقاصی نهی می کردی باز هم انگشت ها بسوی او نشانه می رفت.
    چرا ؟! چون خواهر شهید بود!
    چون خواهر طلبه بود!
    چون شوهر خواهرش سپاهی بود!
    نسبت های خوشنام مقدسی که در نظام اسلامی جایگاه داشت، را با خود یدک می کشید.
    و اصلا حرمت این نسبت ها را رعایت نمی کرد، در عروسی فامیل و دوست، یک ضبط کوچک را به گردنش می آویخت و رقاص میدان بود، در زمانه ای که خانواده ها امکانات پخش موسیقی را نداشتند!
    تا اینکه در یک تصادف که به هیچ یک از مسافران صدمه ای نرسید حتی به کوچک ترین عضو که کودک چند ماهه ای بود!
    اما متاسفانه این رقاص جاهل مقصر یا قاصر، از دوپا فلج شد و برای همیشه ویلچر نشین شد.
    زیرا این پاها، طلبه، شهید و پاسدار را بدنام می کرد!
    اگر ما از نعمت هایی که خداوند به رایگان در اختیارمان قرار داده شاکر نباشیم، علاوه که آن نعمت افزایش نخواهد یافت بلکه گرفتار عذابی شدید خواهیم شد.

    از سوی دیگر خداوندمهربان است و دوست ندارد پرونده بندگان خوبش بیش از این آلوده شود، بنابراین نعمت را می گیرد.
    وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ ۖ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ، ابراهیم 7و (باز به خاطر آرید) وقتی که خدا اعلام فرمود که شما بندگان اگر شکر نعمت به جای آرید بر نعمت شما می‌افزایم و اگر کفران کنید عذاب من بسیار سخت است.

    موضوعات: فرهنگی, باز آفرینی محتوای دینی  لینک ثابت



     [ 09:40:00 ق.ظ ]





      خانم جراح معتقد بود دروس حوزه درس روح است   ...

    دروس حوزوی برای تعمیر دل است

    خیلی برام جذاب بود، وقتی می دیدم که بیشتر همکلاسی هایم یا دکتر جراح قلب است یا عضو هیئت علمی دانشگاه است یا دبیر دبیرستان است!
    یک روز که با دخترخانم جوانی، کنار هم در اتوبوس هم سفر شدیم.
    برای شرکت در امتحانات غیر حضوری به قم می رفتم، متوجه شدم که هم سفر جوانم کتابی را مطالعه می کند که همان کتابی است که من می خوانم!
    برایم سوال شد، پرسیدم، شما هم در این درس امتحان دارید؟!
    باب آشنایی ما شروع شود.
    گفت: همزمان با شرکت در آزمون پزشکی در آزمون حوزه هم شرکت کردم، چون علاقه دارم به دروس حوزوی و معتقدم هرکسی در هر رشته ای لازم است که این دروس را بخواند؛ چون سایر علوم برای ظواهر زندگی و مادیات است، اما این درس برای جلای روح است!
    و اکنون هم تصمیم دارم دروس حوزه را تا آخرش ادامه بدهم.
    و گفت: ما خانوادگی در حال تحصیل حوزه هستیم، مادرم، خوهرانم، هر کدام هم از تحصیلات کلاسیک بهرمند هستند ولی این دروس را برای آدم شدن و تربیت دلمان می خوانیم نه برای اشتغال!
    آن زمان در دوره سطح یک جامعه الزهرا مشغول بودیم، به او پیشنهاد دادم، این دوره ما در حال اتمام است و برای غیر حضوری ها ادامه تحصیل ندارند؛ بیا برویم پیش مدیر آموزش و بخواهیم که برای ما سطح دو بگذارند.
    او هم پذیرفت باهم نامه ای تنظیم کردیم و به بخش آموزش دادیم و اینگونه شد که همچنان در حوزه ادامه تحصیل دادیم!

    در سطح سه با همکلاسی  که جراح قلب بود و خیلی هم موفق، می گفت: بعد از کار مطب ساعت 9 تا 10 شب کلاس تفسیر دارم!

    این آشنایی ها مرا به یاد میرزا جهانگیر خان قشقایی انداخت، خانی که وقتی سیم تارش شکست، از  پیرمردی که کنار  در حوزه ای نشسته بود، آدرس تعمیر تار را خواست. پیرمرد گفت: برو داخل حوزه تار دلت را تعمیر کن. ومیرزا جهانگیر خان شد استاد علوم حوزوی!

    دیدم چه زیبا به آیه لولا نفر من کل فرقه عمل می کنند.
    این خانم جوان  آدرس بیمارستان محل کارش را داد که هر وقت نیاز داشتم سری بهش بزنم.

    موضوعات: فرهنگی, باز آفرینی محتوای دینی  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1397-05-17] [ 10:32:00 ق.ظ ]





      عروس برای آقای داماد می رقصد   ...

    رقص زن برای شوهر باید باشد

    خاله داماد به عروس گفت: باید برقصی، عروس حیا کرد گفت: بلد نیستم برقصم .
    خاله که دلخور بود چرا داماد که پسر خواهرش بود، دختر او را نگرفته است، با تمسخر گفت: مادرت اشتباه کرده است دختر بی عرضه اش را فروخته است!
    خانم طلبه ای که حضور داشت، رو کرد به خاله گفت: عروس حیا کرد به شما که بزرگتری نگفت رقصش مخصوص است!
    همه مهمانان و خاله چشمشان گرد شده بود، رقصش مخصوص است، یعنی چی؟
    خانم طلبه گفت: عروس فقط برای آقای داماد می رقصد و فقط مجاز است که برای شوهرش برقصد نه شماها!
    فتوای مراجع برای رقص زن  http://www.shia-news.com/fa/news/

    موضوعات: فرهنگی, باز آفرینی محتوای دینی  لینک ثابت



     [ 09:06:00 ق.ظ ]





      کلیپ نماهنگ عشق ساخته طلاب   ...

    در این کلیپ طلاب در نقش حضرت ابراهیم و همسرانش و اسمائیل نمایشی را اجرا کردند، و در سفر هجرت هاجر  و تا ذبح حضرت اسمائیل ادامه دارد. تماشای این نمایش زیبا که توسط چهار نفر و یک کودک اجرا شده است جذاب و خالی از لطف نیست.

    شما با تماشای این نماهنگ به سعی صفا و مروه می روید و از چشمه سار زمزم سیراب می شوید، و بر یکتا پرستی هاجر غبطه می خورید؛ و اذعان می کنید که خداوند چه به جا نماز طواف نسا را برای بزرگداشت هاجر، بر همه مردان و زنان واجب کرده است.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [سه شنبه 1397-05-16] [ 11:50:00 ب.ظ ]





      یکی از نامردان گفت اجازه نمی دهم همسرم با شوهر شما دست بدهد   ...

    دست دادن با نامحرم

    از دست دادن با مهمانان مرد نامحرم امتناع کرد، همه هاج و واج مانده بودند که چرا بی حرمتی کرده است!
    گفت: شما نامحرم هستید و طبق فرمان خداوند حق ندارم با شما دست بدهم، و اگر این کار را انجام دهم به خدا و رسولش بی احترامی کرده ام، یک طلبه هرگز این اشتباه را مرتکب نمی شود!
    احترام من به شما در حد خوش آمد گویی و پذیرایی گرم و با کرامت است.
    بعضی ها متوجه شدند که کار درستی است، یکی از مردان نامرد گفت حالا که قرار است شما به من دست ندهی، من هم اجازه نمی دهم همسرم با شوهر شما دست بدهد؛ گفتم آفرین بر شما تازه شما داری به آیه قوا انفسکم و اهلیکم نارا عمل می کنی!

    موضوعات: فرهنگی, باز آفرینی محتوای دینی  لینک ثابت



     [ 07:44:00 ب.ظ ]





      خانم پرستار، طلبه شد تا احکام محرم و نامحرم یاد بگیره   ...

    لبخند با نامحرم گناه است

    طلبه ها و همکلاسی هاش براشون سوال شده بود، که دانشجوی پرستاری برای چی آمدی طلبه شوی!

    می گفت:رشته پرستاری به من انسانیت اسلامی را آموزش نمی دهد، آمده ام تا آدمیت را بیاموزم!

     

    قرار شد برای استاد در روز معلم همه همکلاسی ها با هم یک پلاک طلا بخریم.

    من و همدرسم رفتیم طلافروشی برای خرید، برای تخفیف گرفتن از طلافروش، به همدرس گفتم شما چونه بزن؛ بنده خداهم پذیرفت و خرید انجام گرفت.

    وقتی از طلا فروشی خارج شدیم، با دو دستش زد به صورتش گفت: دیدی خراب کردم.

    پرسیدم چی شده، گفت: من برای همین آمدم طلبه شوم؛ تا با احکام ارتباط محرم و نامحرم و سایر مسائل آشنا شوم .

    چون در رشته پرستاری به ما آموزش می دهند در حال حرف زدن لبخند بزنیم تا بیمار احساس خوبی داشته باشد.

    این تمرین کار دست من داد، بی اختیار با آقای طلا فروش هم با لبخند حرف زدم! 

    موضوعات: فرهنگی, باز آفرینی محتوای دینی  لینک ثابت



     [ 05:02:00 ق.ظ ]





      تربیت کودک مهمتر است یا تدریس در ....   ...

    طلبه مادر تربیت کودک یا تدریس

    سطح سه فلسفه را گرفت، بسیار توانمند در تدریس، وضع مالی زندگی زیر متوسط، با همسری طلبه، خانه استیجاری.

    مدرسه هم به استاد فلسفه و منطق به شدت نیازمند، پیشنهاد استادی را نپذیرفت، پرسیدم چرا!

    گفت: اگر می بینی حجابم و رفتارم مطابق شرع است، همه به خاطر این است که در تمام دوران کودکی  و نوجوانی خودت تربیت ما را به عهده گرفتی، به دست مربی مهد کودک و غیره نسپردی و لجظه به لجظه رشدمان را درصد کرده ای.

    اکنون من هم از مادری چون تو آموخته ام که مهمترین وظیفه ام تربیت است، در مرحله بعد اگر فرصتی بود برای دیگران وقت خواهم گذاشت.

    خداوند فرموده است:

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ 6 تحریم،

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خود را با خانواده خویش از آتش دوزخ نگاه دارید چنان آتشی که مردم (دل‌سخت کافر) و سنگ (خارا) آتش‌افروز اوست و بر آن دوزخ فرشتگانی بسیار درشت‌خو و دل‌سخت مأمورند که هرگز نافرمانی خدا را (در اجرای قهر و غضب حق) نخواهند کرد و آنچه به آنها حکم شود انجام دهند.

     و بعد از آن«وَاَنْذِرْ عَشيرَتَكَ الاَقرَبينَ وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤمِنينَ» 214 شعرا، [خويشاوندان نزديكت را انذار كن و بال و پر خود را براي مؤمناني كه از تو پيروي مي‏كنند بگستران] را فرموده است . بعد از آن مرحله الناس می رسد.

     

    موضوعات: فرهنگی, باز آفرینی محتوای دینی  لینک ثابت



    [دوشنبه 1397-05-15] [ 05:18:00 ق.ظ ]





      وقتی در ازدواج به اعتقاد کم راضی می شوی   ...

    درحفظ دین نیم بندعمل نکنیم

    وقتی در حفظ ارز ش های دینی به حد اقل راضی می شویم،
    افسرده بود، از من راه کار می خواست!
    اجازه دادم هرچه در دلش هست بازگو کند تا تخلیه شود، گفت و گفت و گفت:حرف آخرش این بود چرا خدا سرنوشت مرا اینگونه رقم زد!؟
    شکایت از همسرش داشت، که از روزی که ازدواج کرده ایم دائما با یک زنی در ارتباط است!
    پرسیدم موقع خواستگاری با هم حرف زدید؟ از چه معیارهایی باهم سخن گفتید؟ پوشش تو آن زمان چگونه بود؟
    گفت درسته الآن چادری هستم و لی زمانی که به خواستگاریم آمد، چادری نبودم!
    و موقع آشنایی پرسیدم نماز می خوانی گفت، بعضی وقت ها می خوانم، من هم گفتم نماز های صبحم قضا می شود!
    در پاسخ به او: سرنوشت را خودت رقم زده ای، به گردن خدا می اندازی! اولا پوشش و آرایش تو، مردانی شبیه خودت را جذب می کند، که اهل نماز نباشد و به ارزش های دین پایبند نباشد، ارتباط با دیگران بدون معیار داشته باشد!دوم از او پرسیدی نمازش را و فهمیدی که بی توجه به نماز است!
    در حالیکه پیامبر فرموده وقتی خواستگار آمد از اهل مسجد بپرسید اگر او را شناختند دختر بدهید.

    کجای این سرنوشت را خداوند رقم زده است؟!
    یک سری راهکار برای جذب شوهرش به او نشان دادم، بلکه همسرش از آن ارتباط دست بکشد، که یک شب گوشی هسرش زنگ می زند و خانم برداشته و صدای زن با عتاب به او گفته گوشی را بده سیامک، خانم تازه عروس با دلخوری از سیامک که تو تاکی می خواهی این ارتباط را ادامه دهی، با قهر رفت خانه پدرش.
    فردا صبح همه خبر کشته شدن سیامک را شنید، معلوم شد که زن شوهر دار بوده و شوهرش به قضیه شک داشته که زن به دروغ گفته که سیامک مزاحم من است.
    باهم نقشه می کشند که او را دعوت به خانه کند، وقتی همسر سیامک قهر کرد و رفت او هم با خوشحالی به خانه زن رفت،  و با نقشه شوهرش او را کشتند و جنازه را در حیاط بیمارستان انداختند .

    خداوند چه زیبا در قران معیار معرفی کرده است،


    الخبیثات للخبیثین و الخبیثون للخبیثات و الطیبات للطیبین و الطیبون للطیبات 26 نور

    زنان ناپاک از آن مردان ناپاکند، و مردان ناپاک نيز به زنان ناپاک تعلّق دارند؛ و زنان پاک از آن مردان پاک، و مردان پاک از آن زنان پاکند!

    موضوع هم کفو بودن در تدین و تقوا  است که متاسفانه به مسائل مادی منطبق کرده اند، و این باعث بسیاری از مشکلات خانواده ها ر ا بوجود می آورد و زیر ساخت طلاق ها همین مسئله است.

    متاسفانه امروزه مشکل ما مسلمانان شناسنامه ای و جغرافیایی به همین مبنا بر می گردد، که دستورات دین را سلیقه ای عمل می کنیم، بعد معتقد می شویم که دین و خدا من رادچار مشکل کرده است!

    يُريدونَ أَن يُفَرِّقوا بَينَ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيَقولونَ نُؤمِنُ بِبَعضٍ وَنَكفُرُ بِبَعضٍ وَيُريدونَ أَن يَتَّخِذوا بَينَ ذٰلِكَ سَبيلًا﴿۱۵۰﴾
    می‌خواهند میان خدا و پیامبرانش تبعیض قائل شوند، و می‌گویند: «به بعضی ایمان می‌آوریم، و بعضی را انکار می کنیم» و می‌خواهند در میان این دو، راهی برای خود انتخاب کنند…

     

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 05:17:00 ق.ظ ]





      چگونه طلبه در مقابل نامحرمان لبخند بزند   ...

    تدریس خانم طلبه در مقابل مردان تدریسی خشک باید باشد

    وقتی پیشنهاد ورود به حوزه را به دختر دادم،گفت: من رشته ام ریاضی است و طرح های زیادی برای جشنواره خوارزمی دارم؛ اگر بیام حوزه آن فرمول هایی که کشف کردم، عبث می شود!

    گفتم: افراد زیادی هستند که از این فرمول ها کشف می کنند، اما این طلبگی است که در غربت مانده است.

    اولا، خداوند در قرآن به طلبگی سفارش کرده است، و ما کان المؤمنون لینفروا کافة فلولا نفر من کل فرقة منهم طائفة لیتفقهوا فى الدین .1122 توبه، شما را چه شده که برای کار های فرهنگی بسیج نمی شوید از هر گروهی یک نفر باید به این مهم بپردازد.

    دوم، در هیچ جای قرآن به پزشکی و مهندسی سفارش نکرده است.

    چون از خلقت بشر، انسان ها به صورت خود جوش پزشکی و مهندسی را پیگیر بوده است.

    وقتی بقایای انسان های شهر سوخته که سابقه چندین هزار ساله دارد، روی چشم و کاسه سرشان اثر جراحی وجود دارد و یا اهرام مصر از مهندسی عجیبی برخوردار است؛ معلوم می شود که این حرفه ها و مهارت را خداوند در انسان به ودیعه قرار داده است.

    سوم، خصوصا اگر در کشور دکتر و مهندس کم باشد می توان از خارج استخدام کرد، ولی برای حفظ ارزش های دین و انتشار آن نمی توان از خارج طلبه استخدام کنیم!

    چهارم، با توجه به روحیه شما، اگر دانشگاه بروی هر استادی که خلاف شرع حرفی بگوید، تو ساکت نمی مانی؛ و آن ها هم حتما در برابر اعتراض تو عکس العمل نشان خوهند داد!

    پنجم، اگر می خواهی با دانشجویان در ارتباط باشی و هدایت گری کنی، با تحصیلات حوزه وارد دانشگاه شو و به عنوان استاد کار کن و دانشجویان را هدایت کن.

    اتفاقا بعد سطح سه در رشته فلسفه از دانشگاه برای تدریس دعوت شد، نپذیرفت؛ گفت: اگر کلاس خصوص دانشجویان دختر باشد حاضرم اما در کلاس مختلط معذورم.

    پرسیدم چرا گفت: باید در حین تدریس با چهره ای گشاده و گاهی لبخند تدریس کنم، اگر مردان باشند جایز نیست که لبخند بزنم!

     

    موضوعات: فرهنگی, باز آفرینی محتوای دینی  لینک ثابت



    [یکشنبه 1397-05-14] [ 05:18:00 ق.ظ ]





      طلاب حتما برای ازدواج از تست pmcاستفاده کنند   ...

    مشاوره قبل از ازدواج تستpmc

    با شنیدن خبر ازدواجش خیلی خوشحال شدم، خصوصا وقتی شنیدم که با طلبه ازدواج کرده است.
    خوشحالیم چندان نپایید که برای مشاوره کمک فکری خواست، بشدت ناراحت شدم.
    گفتم مگر تحقیق نکرده بودی؟

    گفت: چون روابط عمومی بالایی دارد، از هرکسی پرسیدیم تعریف کردند! اما بعد از جاری شدن عقد به مرور متوجه ضعف اعتقاد و بی اخلاقی ها و مشکلات رفتاری داماد شدم.

    علاوه بر این در خانواده شان 15 نفر روحانی دارند که اعتماد من را جلب کرد، من در حوزه با اساتید پاک طینتی که داشتم  به روحانیت بسیار خوشبین بودم.

     

    گفت: طلبه پایه پنجی که قراره بازپذیری شرکت کنه، نماز نمی خوانه، روزه نمی گیره، رفتاری به شدت ضد اخلاقی داره، خواهرانش می گویند دوستان دختر زیادی داشته است.

     یکی از روحانیونشان که عقد ما را جاری کرد، وقتی وارد اطاق زن ها شد با همه زن های نامحرم دست داد، از ترس پشت مهمان ها پنهان شدم که با من دست ندهد!
    آقای داماد از من خواست تا با دایی او دست بدهم، گفتم نامحرم است، گفت: اشکال ندارد، زن برادرم من را می بوسد، هیچ اتفاقی نیفتاده است!

    از مدرسه اش پرسیدیم گفتند: هرسال در یک مدرسه درس خوانده و اخراجش کرده اند.

    گفت: تعجب می کنم که طلبه این رفتار را داشته است، گفتم مگر نمی گویی که اخراجی بوده، شما را فریب داده است؛ و آنهایی که در فامیلشان با آن رفتار وجود دارند هم نمی توانند خیلی در جامعه فعال شوند.

    مردم ما فهیم هستند طلبه جاهل را از غیر جاهل تشخیص می دهد، اگر بر خلاف آن باشد تحمل نمی کنند. تو این وضع و حال جامعه این جور افراد فکر می کنند که چون یک عده به پست های بالایی رسیدند؛ حتما اینها هم موفق می شوند!

    گفتم: چون جامعه گسترده شده است و شما با افرادی از غیر محل خود ازدواج کرده ای، باید با مشاوره انتخاب می کردی، هرچند بسیار اتفاق افتاده که از میان فامیل هم افرادی پیدا می شود که آنچه ظاهرشان نشان می داده، نبوده اند
    گفتم اگر قبل از ازدواج با من مشاوره می کردی، راهنمایی ات می کردم که به مرکز مشاوره قم زیر نظر حوزه علمیه برادران مراجعه کنی و از هر دوی شما تستpmc رایگان می گرفتند؛  از هرچه دروغ در پس ذهنش پنهان بود با خبر می شدی!

    دلداریش دادم که خدا را شکر که قبل از رفتن به خانه داماد متوجه  خباثتش شدی.
    این تستpmc در قم و مشهد وجود دارد و برای طلاب رایگان است.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [شنبه 1397-05-13] [ 09:25:00 ب.ظ ]





      همه متوجه رفتار عجیب خانم منشی شده بودن   ...

    منشی زن یک ابزار برای درآمد زایی دولتها وشرکتها

    آمد بهم گفت: دنبال کار هستم، اگر شما قبول کنی بروم سر کار، حس می کنم که کارم اشتباه نیست.
    پرسیدم چه کاری؟
    گفت: منشی یک مطب می شوم.
    پرسیدم: دکتر مرد است یا خانم؟
    -دکتر مرد است.
    -فردا بیا باهم برویم یک جایی!
    -رفتیم مطب دکتر چشم، یک شماره گرفتم و منتظر نشستیم.
    منشی با آرایش غلیظ نشسته بود، بعد از هر سه مریض، یک سینی چای و بیسکوییت می برد به اتاق دکتر و در را هم می بست!
    بعد از اینکه از اطاق بیرون می آمد، و پشت میزش می نشست؛دائما با انگشت هایش بازی می کرد، و بی اختیار ادا اطوار در می آورد، همه مریض ها مرد و زن متوجه رفتار عجیب منشی شده بودند.
    نوبت ماشد، داخل شدیم، یک اتاق نیمه تاریک، که چراغ کم نوری کنار دکتر روشن بود، بعد از معاینه چشم خارج شدیم.
    - دیدی این یک منشی بود، تو به عنوان یک طلبه می خواهی در چنین فضایی منشیگری کنی!
    اگر این آقای دکتر از جهت دینی مسلمان واقعی بود، یک مرد را استخدام می کرد!
    ولی او یک دختر را استخدام کرده که هم برای خودش جاذبه جنسی دارد و هم برای مشتری هایش و علاوه بر این حقوق کمتری به او می دهد!
    و این یعنی بردگی جنسی

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 10:17:00 ق.ظ ]





      تا چند وقت شب ها کابوس رئیس می امد بسراغم!   ...

    زنان منشی یعنی بردگی جنسی

    بعد از اتمام درسم وقتی مدرکم را گرفتم، خانواده فشار روی فشار که باید بروی سرکار.

    این هم زحمت کشیدی برای چی، خلاصه وسوسه ها کار خودش را کرد، و من طلبه دست به کمر یا علی گفتم؛ و رفتم و رفتم تا کار پیدا کنم!

    خلاصه یک کار بدون دردسر پیدا کردم، روز اول آقای رئیس صندلی و میز و تلفنم را نشان داد.

    نشستم روی صندلی پشت میز و شاد از اینکه بلاخره پیش خانواده روسفید شدم، بعد فکر کردم الان که کسی غیر از من و آقای رئیس اینجا نیست و شیطان قسم خورده که هر وقت دونفر نامحرم یک جا باشند، نفر سوم من هستم، خودم را توجیه کردم این جا اداره است و منظور حدیث جای خلوتی مثل خانه و یا مکان دیگری است.

    بعد از نیم ساعتی که گذشت، بوی ادکلن مردانه به مشامم خورد؛ در فکر بودم این بو از کجاست و اینقدر نزدیک است!؟

    چشمتون روز بد نبینه؛ که ناگهان صدای رئیس را از پشت سرم شنیدم، برگشتم دیدم دستش را روی لبه صندلیم گذاشته است و به من گفت: به نظرم بهتر است با روسری  و کمی آرایش اینجا باشی!

    صدای ضربان قلبم را می شنیدم، نزذیک بود از سینه ام بیرون بزند، احساس می کردم که رئیس می شنود!

    بلافاصله از جایم بلند شدم، و وسایلم را برداشتم، گفتم آقا شما اشتباه گرفته اید قبل از هر چیزی من یک طلبه هستم!

    با سرعت از اداره بیرون آمدم و تا خانه دویدم، تا چند وقت شب ها کابوس رئیس را می دیدم!

    موضوعات: فرهنگی, دلنوشته  لینک ثابت



    [جمعه 1397-05-12] [ 05:57:00 ب.ظ ]





      چاره بالا رفتن سن ازدواج   ...

    زنان کارمند شوهران بیکار 

     برای سر کار رفتن خانم تازه عروس حرفشون شد عروس که دانشجوی رشته شیمی محض بود می گفت پس برای چه درس می خونم وقتی نباید سرکار برم.

    همسر گفت : من نمی گویم شاغل نباش! شغلی انتخاب کن که باعث بالا رفتن سن ازدواج جوانان نشود!

    خانم که چشم هایش گردشده گفت: سرکار رفتن من باعث بالا رفتن سن ازدواج دیگران می شود!؟

    گفت: شما جای یک مرد را اشغال می کنی که نتیجه آن خانه نشینی یک مرد و بی شوهری یک دخترمی باشد.

    خانم:پس به نظر شما هیچ خانمی شاغل نشود؟

    منظورم هر شغلی را اشغال نکند، شغل های را انتخاب کند که در ارتباط مستقیم باخدمات دهی به خانم ها باشد .

    اگر شما که تخصص شیمی داری در یک کارخانه استخدام شوی جای یک مرد را می گیری در نتیجه او بیکارمی شود.

    و برای ازدواج باید صبر کند تا روزی که شاغل شود و دختری که می خواهد با او ازدواج کند او هم باید صبر کند! به همین سادگی سن ازدواج بالا می رود!

    شغل شما خدمت دهی به بانوان هم نیست. مثل معلمی، پزشکی… اگر دنبال پول هستی، خداوند برمن واجب کرده که زحمت بکشم و عرق بریزم تا نان حلال  و امنیت زندگی را تامین کنم و از این کار لذت ببرم و آن را عبادت بدانم !

     

    و برای نگهداری فرزند مان هم  باید یک نفر را استخدام کنیم و برای پخت غذا  و رسیدگی به نظم خانه هم باید یک نفر را استخدام کنیم،برای ایاب ذهاب شما به کارخانه باید یک نفر را استخدام کنیم.

    باید حساب کنیم حقوق دریافتی شما کفاف استخدام سه نفر را می دهد و در نهایت برای خودت چی می ماند؟

    با توجه آرامش یک مادر که نیاز همه اهل خانواده است که باید از این نعمت سیراب شوند؛ چقدر از این سهم برای ما می ماند؟!

    برای تغذیه آرامش که نمی توانیم کسی را جایگزین کنیم!

    روایت مهمی است که  در رابطه با جهاد زن صحبت می کند.

    «جِهَادُ الْمَرْأَةِ حُسْنُ التَّبَعُّل‏»1

    جهاد زن، حسن شوهرداری است.

    (روایت را ترجمه می کنند به، جهاد زن خوب شوهرداری کردن است، ترجمه اشتباه نیست، اما معنای حسن بسیار عمیق و وسیع است.

    امام خامنه ای در توضیح این روایت فرموده اند: «هر تلاشی که یک مرد در میدان های مختلف انجام می دهد، به میزان زیادی مرهون همکاری، همراهی، صبر و سازگاری همسر اوست؛ همیشه همین طور بوده است. فرموده اند: «و جهاد المرأة حسن التبعل». حسن التبعل یعنی چه؟ عده ای خیال می کنند جهاد زن این است که فقط وسایل راحتی مرد را فراهم کند. حسن تبعل فقط این نیست؛ این جهاد نیست؛ جهاد این است که زنان مبارز، مؤمن و فداکار وقتی شوهرهایشان مسئولیت های سنگینی دارند، بار آن سنگینی به میزان زیادی روی دوش آن ها می افتد. شماها مأموریت دارید. خدمات شما همین طور است. وقتی مرد خسته می شود، اثر خستگی او در خانه ظاهر می شود. وقتی به خانه می آید، خسته، کوفته و گاهی بد اخلاق است و این بداخلاقی و خستگی و بی حوصلگی ناشی از محیط کار، به داخل خانه منعکس می شود. حالا این خانم اگر بخواهد جهاد بکند، جهاد او این است که با این زحمت ها بسازد و آن ها را برای خدا تحمل کند؛ این می شود حسن التبعل.»

     

    خانم تسلیم منطق شرعی، عقلی آقا شد ، خیالش راحت شد و خدا را سپاس گفت که می تواند به مسئولیت

    شیرین مادری و همسریش بپردازد.

    1نهج البلاغه

    موضوعات: مباحث فرهنگی  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1397-05-11] [ 07:06:00 ب.ظ ]





      برای چه طلبه شدی   ...

    برای شناخت خدا طلبه شوید

    من طلبه ام، یعنی دنبال علم هستم.

    علمی که مرا با خودم و خدایم آشنا کند.

    وقتی طلبه شدم، خواندم«من عرف نفسه فقد عرف ربه»

    یعنی چی خودم را بشناسم، من که مشخصات شناسنامه ام را حفظم!

    منظور شناسایی عارفانه است، من باید خودم عارفانه بشناسم.

    از کجا آمده ام، چه کسی مرا آورده است!؟ به کجا خواهم رفت؟!

    خب اینکه کاری نداره، بخواهی برایش دنبال علم بروی؟!

    همه میدونن که از طریق پدر مادرشون بدنیا آمده اند و یک روز هم بعد از صد و بیست سال می میریم!

    گفتم نشد نمی خواهی با ما راه بیایی، چرا مثل بچه تنبل ها زیر آبی جواب می دهی.

    اینکه باید اول خودمان را بشناسیم تا بتونیم خدا را بشناسیم، یعنی بدانیم که وجود من در هستی نبود، خداوند مرا آفرید؛ بماند که مراحل آفرینشم ،وارد آن مقوله نمی شوم.

    و اکنون هم هر لحظه و آنی در حال آفرینش من هست!

    باز هم که حرف های فلسفی زدی، یعنی چه که در حال آفرینش توست!؟

    مگر چند بار خلقت می کند؟!

    با قرآن جوابم را دادم،  «کُلُّ یَوم هُوَ فِى شَأن» الرحمن؛  در هر لحظه در کاری است .من از لحظه کودکی تا این سن چه تغییراتی داشته ام، و هر لحظه و ثانیه نفس می کشم، و تمام سلول های بدنم در فعل و انفعال است!

    من در آفرینش مستمر پروردگارم دائما و آن به آن با خدا هستم، پس چگونه او را فراموش کنم که خودش گفته نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريد16 ق،  از رگ گردن به من نزدیکتر است.

    اینگونه نیست و نبوده که خداوند یک روزی مرا آفریده باشد و بعد در گوشه ای تماشا کند!

    وقتی دانستم که همه چیز من در ید قدرت لایزال اوست، بنابراین او را کمی شناخته ام!

    موضوعات: فرهنگی, باز آفرینی محتوای دینی  لینک ثابت



     [ 09:19:00 ق.ظ ]





      چکار کنم تا فامیل باهم قهر نکنند   ...

    اتحاد فامیل یک نعمت الهی

    یه فامیل بهم ریخته بودند، همه با هم قهر کرده بودند.

    سرموضوعات بی اهمیت دنیایی، حالا اگر موضوع اعتقادی بود، ارزش داشت که بگویند نتونستیم با هم کنار بیاییم!

    اما مسائلی مثل اینکه تو نیامدی دیدن من که بیمار بودم یا عید را تبریک نگفتی و از از این حرف و نقلها؛

    که از طرف خانم ها به آقایون هم منتقل می شود و کم کم یک گلاف صد تا گره را می بافند که هیچ رمال

    و حکیمی هم قدرت باز کردن ندارد.

    همه این مشکلات به خاطر دوری از قرآن و اهل بیت است.

    خداوند می فرماید: وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ ۗ وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ آل عمران 134

    در این آیه به کسی که از طرف فامیل و همسایه دینی دچار ظلم شده است سه دستور می دهد که بدهکارتر

    می شوی و مسئولیت بیشتری پیدا می کنی.

    اول اینکه چون به تو ظلم شده باید الْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ کنی غضبت را کنترل کنی، با تغییر محل و

    نوشیدن آب خنک و یاد خدا کردن مثل ذکر و نشستن روی زمین، اگر فامیل محرم است لمس کردن

    و بغل کردن.

    دوم باید او را ببخشی و کینه ای از او در دلت نگه نداری، الْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ باشی با دعا در حق او

    که خدایا اورا ببخش.

    سوم باید به او احسان کنی، با هدیه ای و یا دعوت از او به خانه ات. وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ

    یه روز همسایه با من برخورد بدی کرد و در ادامه قهر کرد، پدر شوهرم از ولایت آمده بود با سوغات فراوان.

    از سوغاتی ها توی یه سینی بزرگ گذاشتم از همه چیز ،کره محلی و کشک و ماست کیسه ای و نان تنوری…. غیره

    بردم در خانه همسایه، وقتی من را با سینی سوغاتی دید خیلی خوشحال شد و از آن تاریخ به بعد دوستی و

    همسایگی مان تداوم پیدا کرد.

    اتحاد بین فامیل و همسایگان یکی از نعمت های الهی می باشد که در فرهنگ دین اسلام بسیار سفارش شده است، از امام حسن علیه السلام روایت داریم که مادرم زهرا شب تا صبح برای همسایگان دعا کرد، پرسیدم مادر پس خودمان را کی دعا می کنی ؟فرمود فرزندم اول جار ثم الدار.

    موضوعات: فرهنگی, باز آفرینی محتوای دینی  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1397-05-10] [ 07:21:00 ب.ظ ]





      کاخ شیشه ای آرزوهای خیالیش یک باره ترک خورد و فروریخت   ...

    آرزوهای طولانی سمی مهلک برای نا امیدی

    هر روز همه را در حیاط جمع می کرد، و با هیجان تعریف می کرد، از همسرش که چقدر خوش تیپ است و دو تا پسرش که چقدر باهوش هستند.
    و ماشین مدل بالایی که دارند، ویلاهایی که در شمال دارند و هر سال چند سفر اروپایی می روند!
    رئیس تیمارستان از کار تکراری زن جوان تعجب کرده بود!
    علت این تکرا ها و سخن ها چیست؟
    با خانواده ی او تماس گرفت فقط اتفاقاتی که برایش افتاده بود را گفتند، و ریئس تیمارستان قانع نشد.
    خانواده اش گفتند: ازدواج کرد وبچه دار نشد.آقای رئیس از آنها آدرس دوستان دوران دبیرستان بیمار را گرفت.
    وقتی با یک یک آنها صحبت کرد، به منشا بیماری او پی برد.
    آنها گفتند: در دوران تحصیل همیشه می گفت: می خواهم در رشته پزشکی تحصیل کنم، با یک مهندس که باید بسیار زیبا و خوش تیپ باشد ازدواج کنم.
    حتما دوتا پسر خواهم داشت که بسیار زیبا وزرنگ باشند.
    هر سال سفر های خارجی به فرانسه و انگلیس خواهیم رفت. ماشین مدل بالا می خرم، در شمال ویلا می خریم….
    با شرکت در کنکور رد شد، و در ازدواج هم به داماد قد کوتاه وبد قیافه بکار بله گفت!
    ودر اتاق استیجاری زندگی را شروع کرد، و فرزند دار هم نشد.
    بنابراین این خانم با آرزوهای طولانی، و کاخهای شیشه ای و خیالی که در دنیای توهم ساخته بود، یکباره شکست و فروریخت!
    ویران شدن آرزوهای وهمی و خیلی باعث بهم ریختن اوضاع درون برون زن جوان شد.
    وسالها بود که در تیمارستان همه روزه داستان آرزوهای تخیلی خود را بازگو می کرد!
    حالا با توجه به این گونه حوادث ما باید با آرزو هایمان چکنیم؟!

     

      آرزوی مورد نهی

    آن چه ناپسند است و در روایات و آیات گوناگون ما را از آن نهی کرده‌اند، داشتن آرزوی طولانی است؛ یعنی آرزوهایی که متناسب با میزان توانایی و استعداد و در محدوده قدرت ما و حتی عمر کوتاه ما نمی‌باشد. چیزی که نکوهش شده «طول امل» یعنی آرزوهای غیر معقول و غیرمنطقی و دور از دسترس است که معمولا جز غم و غصه و حسرت و غلطیدن به ورطه گمراهی و دور شدن از حدود و چارچوب دین فایده ای ندارد.
    اقسام آرزو
    علمای اخلاق آرزو را بر دو قسم تقسیم می‌کنند:
    آرزوهای واقعی

    آرزوهای صادق، مثبت و سازنده که همچون اکسیر ناب وجود  انسان را سیراب و پر نشاط و معنویت می کند.
    ← آرزوهای بیهوده

    آرزوهای کاذب و دور و دراز، که از مهم‌ترین رذایل اخلاقی بوده و انسان را از پروردگار دور ساخته و به انواع گناهان آلوده می‌کنند. این آرزوها همچون سراب در کویر زندگی ظاهر می‌شوند و هر لحظه انسان را تشنه تر می‌سازند تا از شدت تشنگی هلاک سازند.
    اگر آرزوهای انسان در راستای رضایت خداوند باشد و خصوصا در جهت رفع مشکلات جامعه انسانی باشد چه بسا انسان به آن ها می رسد و حتی با احتمال زیاد خودش منشا ایجاد آن آرزو ها باشد.

    مثلا آرزو کند که کاش دختر بینوایی بدون جهییزیه به خانه بخت نمی رفت؛ خداوند به قدرت و مکنت می دهد تا او واسطه انجام این کار خیر شود. و همین طور آرزوهای دیگر!

     «فمن کان یرجوا لقآء ربه فلیعمل عملا صــلحا و لا یشرک بعباده ربه احدا  کهف/آیه۱۱۰.
    پس هر که به لقای پروردگارش امید دارد، باید کاری شایسته انجام دهد، و هیچ کس را در عبادت پروردگارش شریک نکند!
    . امام علی علیه‌السّلام می‌فرماید: «اتقوا خداع الآمال فکم من مؤمل یوم لم یدرکه و بانی بناء لم یسکنه و جامع مال لم یاکله»
    از فریب آرزوها بپرهیزید. چه بسیار کسانی که آرزو داشتند روزی را (در آغوش ناز و نعمت بگذارنند) و هرگز به آن نرسیدند. چه بسیار کسانی که خانه و قصری ساختند ولی هرگز در آن ساکن نشدند و چه بسیار کسانی که اموال زیادی اندوختند ولی هرگز از آن نخوردند.
     غرر الحکم و درر الکلم، ص۳۱۳،  چاپ دوم.

    باید این گونه آرزو می کرد، خدا کمک کند در رشته ای قبول شوم که بتوانم به مردم کمک کنم.

    خدا کند مردی برای ازدواج در مسیرم قرار گیرد که خدا آشنا باشد، و فرزندانی سالم صالح در تقدیرم باشد.

    در زندگی محتاج دیگران دیگران نباشم و بتوانم دست دیگران را هم بگیرم.

     

    موضوعات: مباحث فرهنگی, باز آفرینی محتوای دینی  لینک ثابت



    [سه شنبه 1397-05-09] [ 10:11:00 ق.ظ ]





      پیام قرآن به گوش های کر اثر ندارد   ...

    قرآن هدایت است برای متقین

    بار ديگر خود را در آينه قرآن ببينيم. قرآن با فريادِ «ما كنتَ متّخذ المضلّين عضدا» «1»

    فرمود: منحرفان را ياور خود نگيريد! ولى متأسفانه ما گرفتيم.به آمریکایی ها اعتماد کردیم، قلب راکتور با بتن مسدود کردیم.

    قرآن با فريادِ «فلن اكون ظهيراً للمجرمين» «2»

    فرمود:هرگز ياور مجرمان نباشيد! ولى ما در برخى موارد ياور مجرمان شديم. از حقوق بگیران نجومی پشتیبانی کردیم.

    قرآن با فريادِ «انّ العزّة للّه جميعا» «3» و «انّ القوّة للّه‏ جميعاً» «4» و فريادِ «لن يخلقوا ذُبابا» «5»

    و فريادِ «كمثل‏ العنكبوت» «6»متاسفانه ما گمان کردیم با خارجی تکلم کردن و با آنها نشست و برخاست کردن برای ما حیثیت میاره.

    به ما گفت، تمام عزت و قدرت براى خداست. قدرت‏ هاى غير الهى مثل تار عنكبوت سست و ضعيف هستند

    و توان آفريدن يك مگس را هم ندارند، ولى بسيارى از مسلمانان در برابر اين فريادها مثل پسر نوح كه مى‏ گفت:

    «سآوى الى جبل يعصمنى» خود را به ابرقدرت ‏ها وابسته كردند.وقتی کم آوردن مثل خاوری ها به خارج کشور گریختند.

    در آن زمان پسر نوح گمان مى ‏كرد كوه او را نجات مى ‏دهد و در اين زمان آن ها گمان مى‏ كنند قدرت‏ ها

    آن ها را نجات مى ‏دهند. (آيا با مشاهده فرار شاه ايران و آوارگى منافقان و ذلّت صدام با آن همه وابستگى

    به اين و آن، كافى نيست كه باور كنيم كه خدا مى ‏فرمايد: «أيبتغون عندهم العزّة»

    و باور كنيم كلام خدا را كه مى ‏فرمايد: «هم للكفر أقرب منهم للايمان»

    ). كهف، 51.

     (2). قصص، 17.

     (3). يونس، 65.

     (4). بقره، 165.

     (5). حج، 72.

     (6). عنكبوت، 41.

     (7). بقره، 47.

     

    موضوعات: فرهنگی, باز آفرینی محتوای دینی  لینک ثابت



    [دوشنبه 1397-05-08] [ 12:10:00 ب.ظ ]





      سرزنش و ناسپاسی او بلافاصله پاسخ داد عین فیلم های کلید اسراره   ...

    ناسپاسی  کندمنشا سلامتی خودرا به خودش بداند

    تشخیص سونوگرافی دختر بود، خانواده شوهر عزادار شدند؛ سفارش پشت سفارش و نصیحت پشت نصیحت که بچه را سقط کن!
    مادر حاضر نشد، برای بار دوم رفتند سونگرافی، این بار چشم هاشون روشن شد؛ وای خدایا بچه پسره!
    مادر باردار این بار عزیز شده بود، بچه که بدنیا آمد، ناقص بود، لب شکری و بدون کام!
    دوباره شروع شد، بچه را گرسنه نگه دارید تا تمام کنه!
    عروس بعدی خانواده بار دار شد، سر سفره نشستند؛ مادر شوهر خواهر شوهرها می پرسند؟

    زن داداش نتیجه سونگرافی چی بود؟

    عروس باردار با ناز، چی می خواد باشه؛ مادر سالم، بچه طبیعی سالم پسر!
    تا زمان بدنیا آمدن کودک این حرف نقل ها ادامه داشت.
    بچه بدنیا آمد، درست عین پسر عمویش ناقص با شکاف دهان و بدون کام!
    مادر شوهر این بار به عروس دوم زورش رسید کودک را گرسنه نگاه داشتند تا تلف شد.
    در حالیکه این گونه نقص ها درمان دارد.

    آزار  مومن در اسلام گناه است و به طور کلی شکستن دل انسان مومن که به تعبیر روایات، احترام او از کعبه بیشتر است، دارای آثار وضعی و جانبی فراوانی است و دلی که شکست به سادگی التیام نمی یابد و جبران آن دشوار است،

    در حدیث آمده است که خداوند می فرماید:(” انا عند المنکسره قلوبهم"؛ من همدم قلب های شکسته هستم)، یعنی انسان دل شکسته در پیشگاه خداوند دارای جایگاه ویژه ای است و مورد توجه خداوند می باشد و دعا و نفرین انسان دل شکسته خیلی زود اثر می بخشد.

    شکستن دل انسان و ناراحت کردن او از گناهانی است که دارای عواقب بدی است و باید خیلی سریع از آن توبه کرد و در این مورد فقط پشیمان شدن و طلب آمرزش از خداوند کافی نیست بلکه باید به نحوی دل آن فرد را به دست آورد و او را از خود راضی و خشنود نمود و با عذرخواهی و جبران کردن به وسیله ی احسان و یا هدیه ای و یا کلمات دلنشیتی اندوه و گرفتگی را از آن فرد برطرف نمود چون دل شکستن آثار بدی به دنبال دارد و شکستگی او در اعمال و زندگی و آسایش ما تاثیر منفی دارد و ار جبران نشود، علاوه بر ناخشنودی الهی، عذاب اخروی را در پی دارد.

    دیگر اینکه خلقت انسان ها در دست خداوند است، و سالم و یا ناقص بودن و پسر یا دختر بودن بدست افراد نیست که دیگران آن را امتیازی برای خود بدانند!


    4.6523

    منبع : بحار الانوار ، منتهی الامان - /ن

    موضوعات: فرهنگی, باز آفرینی محتوای دینی  لینک ثابت



     [ 05:17:00 ق.ظ ]





      برای اینکه پسرش به جبهه نرود تمام دندانهایش را کشید   ...

     مرگ فرار به جلو

    خودش را سرزنش می کرد، می گفت کاش پسرم شهید شده بود.
    کمتر غصه می خوردم، دلم خوش می شد که پیش خدا اجری دارم، این جور مردن، نفله شدنه.
    قرار بود پسرش بره سربازی، تو بحران جنگ بود، به هر دری زد که معافیت بگیره نشد، آخرین تیرش را توی ترکش گذاشت و این دفعه حقه اش گرفت.
    جوون بیچاره دهانش عین پیرمردها شده بود،
    یه دونه هم دندون توی دهنش نبود.
    برده بود پیش دندان پزشک، دکتر هم نامردی نکرده بود همه را از دم کشیده بود.
    وقتی برگه معافیتش را گرفتند خوشحال شدند و خواستند یه جشن و سوری بگیرند.
    توی باغشون درخت گردوی بزرگی بود، جوون بیچاره که از مرگ گریزان بود، رفت بالای درخت تا چند تا گردو برای مهمونا بچینه؛ که ناگهان خودش چیده شد و با سر از درخت افتاد و در دم جان سپرد.
    مهمانی تبدیل به عزا شد، و حالا پدر و مادرش افسوس می خوردند که کاش پسرشان شهید شده بود.
    در حالیکه شهادت یک انتخاب است نه اتفاق!

    أَینََما تَکُونُوا یدْرِککمُ الْمَوْتُ وَلَوْ کنتُمْ فِی بُرُوجٍ مُشَیدَةٍ 78 نساء

    ترجمه هر جا باشد، مرگ شما را در می یابد، هر چند در برجه ای محکم باشید.

    از مرگ فرار می کنیم منتها فرار رو به جلو، یعنی خود را به سوی مرگ می بریم آنهم با سرعت، گاهی شاید حضرت عزرائیل هم تعجب می کند!

    عین داستانی  که حضرت عزرائیل مردی را با تعجب نگریست، آن مرد به حضرت سلیمان پناه برد و تقاضا کرد او را به مصر بفرستد، بعد فرستادن تاجر به مصر حضرت سلیمان از عزرائیل پرسید چرا به او بد جور نگاه کردی؟

    گفت چون قرار بود جان او را امروز در مصر بگیرم !
    .

     

    موضوعات: فرهنگی, باز آفرینی محتوای دینی  لینک ثابت



    [یکشنبه 1397-05-07] [ 09:38:00 ق.ظ ]





      خیلی غم انگیز   ...

    پدر مادرم بهترین ارثیه را برای من باقی گذاشت 


    وقتی توی عزای پدر و مادرشون که در یک تصادف جانشان را است داده بودند، دیدمشون، که با همه فامیل صمیمی شده بودن، و توی همه برنامه ها و جمع های فامیلی شرکت می کردند؛ تعجب کردم.


    انگار تا اون زمان زندانی بودند و زنجیر به دست وپاشون بسته بودند!
    چون توی هیچ کدام از مناسبت های فامیلی حضور نداشتند.
    و اگر کسی به خونه آنها می رفت پشت در بسته می ماند.


    و حالا همه با خودشون می گفتند، این بچه ها تا حالا کجا بودند، چرا سال ها بود با کسی رفت و آمد نداشتن، و حالا افسوس که دیگر دیر شده بود؛ البته برای پدر و مادری که نتوانستند و یا نخواستند با صله رحم، عمری با برکت را میان فرزندان خود روزگار را به خوشی بگذرانند.

     از مصلحت عمر افراد بی خبریم، و شاید پیمانه عمرشان به سر رسیده بوده؛ ولی میدانیم که قطع رحم عمر را کوتاه می کند و بلعکس صله رحم عمر را طولانی می کند.


    برای اگثر فامیل سخت و غم انگیز بود که به خانه ای قدم بگذارند و سرسفره ماتم آن ها بنشینند، در حالیکه در زمان شادی های اون خونه جایشان خالی بوده است!

    امام باقر علیه السلام :هر كس داراى سه خصلت باشد تا سزاى آنها را نبيند هرگز نخواهد مرد

    ثَلَاثُ خِصَالٍ لَا يَمُوتُ صَاحِبُهُنَّ أَبَداً حَتَّى يَرَى وَبَالَهُنَّ الْبَغْيُ وَ قَطِيعَةُ الرَّحِمِ وَ الْيَمِينُ الْكَاذِبَةُ هر كس داراى سه خصلت باشد تا سزاى آن ها را نبيند هرگز نخواهد مرد: ستم و از خويشاوندان بريدن و قسم دروغ خوردن .

    « خصال شیخ صدوق»

    یعنی بخشی از کیفر این گناهان دامن افراد را در دنیا می گیرد.

    موضوعات: فرهنگی, باز آفرینی محتوای دینی  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1397-05-04] [ 05:08:00 ب.ظ ]





      وضو با نصف لیوان آب   ...

    نماز در بین زمین . اسمان با نصف لیوان آب

    از سفر عمره مفرده برمی گشتیم، زمان نماز صبح را در هواپیما بودیم؛ به علت انتظار در فرودگاه، خستگی چیره شد تا در حال پرواز چرتی بزنیم.
    برای اینکه نمازمان قضا نشود، خواستیم نمازمان را در حال پرواز اقامه کنیم، برای وضو تعدادی حاجی پشت در روشویی جمع شده بودند؛ دیدم به من فرصت نخواهد رسید و دیگر اینکه در یک روشویی تنگ که با توالتش یکی بود و سنگ توالت تقریبا به کنار روشویی چسبیده بود، امکان نجس شدن چادر و لباس زیاد بود،

    گفتم بهتر است که ما همین جا بیرون از روشویی وضو بگیریم.
    آخر هواپیما که دیگر صندلیی برای نشستن نبود، یک فضای کوچک خالی وجود داشت؛ از مهماندار یک لیوان آب گرفتم رو به پنجره و پشت به مسافران کف هواپیما نشستم، یه چفیه که در طول حج همراهم بود، روی پاهایم ولو کردم.
    یه وضو دلچسب گرفتم، وقتی تمام شد، می خواستم بقیه لیوان را بنوشم؛ که یه خانمی که بالای سرم ایستاده بود تماشا می کرد، گفت: بقیه آب را بده من وضو بگیرم!
    یعنی با یک لیوان آب دو نفر وضو گرفتیم آن هم وضوی شاداب!

    نماز را هم بین صندلی های هواپیما که محل عبور افراد هست، روی یک روزنامه با مهر همراهمان اقامه کردیم، خیلی شیرین بود، بالای ابرها باشی و روحت هم بپرواز در آید به روحمان چسبید.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1397-05-03] [ 01:18:00 ب.ظ ]





      ماه عسلی که ماه مرگ شد   ...

    ماه عسلی که ماه مرگ شد

    مادر جوان مرده اشک می ریخت، با افسوس می گفت :کاش پاهایم شکسته بود ،همراهشان مشهد نمی رفتم.

    فرصت دادم از باب تسلا دهی _ تا داغدیه با حرف زدن آرامش یابد- پرسیدم :مادر جان مگر در

    تصادف جوان تان از دنیا رفته؟!
    از سر درد آهی کشید،گفت:برای اولین بار حقوقش نذر کرده بود که من را ببرد زیارت مشهد.اصرار کرد

    ولی من قبول نمی کردم، گفتم:پسرم تو تازه داماد هستی با عروس برو، گفت:

    مادر تو جوراب بافی من را به مدرسه فرستادی به خاطر زحمات تو من به این حقوق رسیدم ازدواج کردم،

    امکان نداره بدون شما مشهد نمی روم.


    بغض گلویش را گرفت و راه سخن گفتنش را بست.
    کمی آب ولرم به او دادم تا خش های حنجره اش که با گریه مجروح شده التیام یابد.

    ادامه داد، توی سفر می شنیدم که دائما با پسرم درگیر است، فکر کردم شاید سر پول است.

    هر چه پس انداز داشتم بهش دادم؛ وقتی مشهد رسیدیم فهمیدم درگیری سر من است که

    چرا مادرت را آورده ای!


    یک هفته بود از مشهد که برگشتیم که این اتفاق افتاد.
    پرسیدم چی شد؟
    گفت: پسرم توی خانه تنها بوده و عروسم از مشهد که برگشت قهر کرد رفت خونه پدرش.

    که برادرش میاد خونه پسرم با کلید عروس وارد خانه می شود، وقت اذان صبح بوده که پسرم آمده بود

    توی حیاط وضو بگیرد که برادرش با چاقو بهش حمله می کنه وقتی که می خواد فرار کنه

    پسرم به لباسش چنگ می زند تا دم در و بین در و کوچه می افتد!

    یکی از همسایه ها که برای خرید نان توی کوچه بود قاتل را دید به کلانتری خبرداد.


    من با افسوس آهی کشیدم گفتم:چه سخن درستی که حضرت علی علیه السلام فرموده الحسود لا یسود.

    حسود بزرگى و برترى نمى ‏یابد؛ یعنی انسان حسود از طریق حسادت ورزیدن نسبت به دیگران، به بزرگی،

    آقایی، مقام عالی و بلند مرتبگی دست نمی‌یابد؛ .

    عروس خانم حسود بعد از بیوه شدن و به دنیا آوردن یک فرزند یتیم که آن را هم پدر بزرگ از او گرفت،

    باز هم به بزرگی و آرامش نرسید.

     

     

    موضوعات: فرهنگی, باز آفرینی محتوای دینی  لینک ثابت



     [ 11:20:00 ق.ظ ]





      با این حدیث ما را شیعه نمی گویند   ...

    با این حدیث به ما شیعه نمی گویند
    امام رضا علیه السلام گروهی از اهل خراسان را که خود را از شیعیان می دانستند در مرو نپذیرفتند تا پس از گذشت مدت دوماه که گروه خراسانی متوجه شدند که در شیعگی واقعی نیستند.
    و سر انجام با توبه آنها امام رضا علیه السلام به دیدارشان رضایت داد.
    در پاسخ به سوال شان که ما چه کرده ایم اجازه دیدار نمی دهید؟!
    امام رضا علیه السلام فرمود: شما خود را شیعه علی می نامید درحالیکه امام حسن و حسین علیهم السلام ابوذر، سلمان، مقداد، عمار و محمد بن ابی بکر شیعه او هستند که با فرمان های علی علیه السلام مخالفت نکرده اند. و اموری را که نهی کرده، مرتکب نشده اند، در حالیکه شما در بیشتر اعمالتان با امام مخالفت می کنید.
    اگر بگویید ما دوستدار و محب او و دوستدار دوستان او و دشمن دشمنان او هستیم، من شما را در این گفتارتان انکار نمی کنم. #

    #بحار النوار ج 65 ص157

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [دوشنبه 1397-05-01] [ 08:18:00 ب.ظ ]





      شیعه واقعی اجناس خارجی نمی خرد   ...

     

    شیعه واقعی کیست؟

    دسته بندی شیعیان

    1-شیعه ارثی: به کسی که از پدر مادر شیعه بدنیا آمده و با آنها پروش یافته اند می گویند، از رفتاری

    که یک شیعه باید داشته باشد نشانه ای ندارد جز پدر و مادرش!

    دلش در گرو غربی هاست، امیدش به آمریکا و اروپاست.

    نگاهش به ماهواره و فضای مجازی مبتذل است که چه مدلی برایش تجویز می کنند.

    2-شیعه لفظی: در زبان می گوید من شیعه هستم، ولی در عمل پاسخی ندارد.

    نه از قیامت و روز محشر ترسی به دل دارد. فقط دل خوش به این سخن باطل است که قلبت پاک باشد

    کافی است.

    3-شیعه سطحی: عملشان سطحی است و به عمق تشیع نرسیده است از تشیع فقط توسلات و

    عراداری ها را بلد است . از کجا معلوم که شیعه هستند؟! مثل صادق شیرازی ها که دست در دست انگلستان

    مشغول تئوریزه کردن افکار شیعیان هستند.

    شیعه ای است که هر روز با بادی به سمتی می جهد . یک روز طلبه می شود فردا پشیمان است

    و دچار افسردگی می گردد، که چرا وقت خود را در حوزه تلف کردم.

    4-شیعه جغرافیایی:کسانی که در کشور شیعه نشین متولد شده اند جزو افراد آن کشور حساب می شوند.

    مثل اکثر مردم در کشور آذربایجان، که بسیاری از آنها فقط می دانند که مسلمان شیعه هستند؛ دیگر از

    رفتار مسلمانی اطلاعی ندارند. یا مثل افراد بسیاری در کشور خودمان که فقط نامشان شیعه هست.

    5-شیعه واقعی: تمام ویژگی های معرفی شده از سوی ائمه را دارد.

        قلبش پر از ایمان است، اگر دنیایی از کفر روبروی او بایستند از هدف خود دست بر نمی دارد،

    مثل شهدا و رزمندگانی که در جبهه های حق علیه باطل می جنگند.

    بسیجیانی که شب و روز برای پیشرفت نطام اسلامی تلاش می کنند.

          طلابی که برای ساختن خود و جامعه شب و روز به نحو احسن درس می خوانند و تقوا کسب می کنند.

    اگر حجاب دارد بر اساس بینش قرآنی است.

            اگر طلبگی را انتخاب کرده است بر اساس “آیه 122 توبه معتقد بوده است. وَ ما کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا کَافَّةً

    فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ،

    و نمی شود که مومنان همگی اعزام شوند پس چرا اعزام نشوند از هر گروهی جمعی از آنان تا

    دانش دین بیاموزند و مردم خویش را هشدار دهند آن گاه که به سوی آنان بازگردند تا مواظبت و توجه کنند.”

            به نماز اول وقت اهمیت می دهد، اگر کلاس درسش در زمان نماز است اعتراض می کند تا به

    نمازش برسد.

          راز دار است، اخبار سری نظام را به دشمنان گزارش نمی کند .

    در صرف اموال خود و بیت المال اسراف نمی کند و حقوق های نجومی دریافت نمی کند.

    برای اجناس خارجی هزینه نمی کند. از تولید داخلی استفاده می کند.

    در همسر داری به شیوه حضرت زهرا  سلام الله علیها زندگی می کند، هرگز با این تفکر که که اگر در

    زندگی صرفه جویی کنم، همسرم پولدار می شود و برایم هبو می آورد دچار اسراف نمی شود!

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 10:15:00 ق.ظ ]





      تو شیعه نهروانی هستی   ...

    توشیعه نهروانی هستی

    سخن در باره انقلابی بودن شد، گفتیم که جنگ از کربلا تا کنون جاری است، و ما همیشه در آرزوهای مان

    می گوییم “یالیتناکنا معک یا حسین” و اکنون هم جنگ جاری است.

    یک وقت بود فرمان رسید که مسلح شوید و به سوی جبهه ها روان گردید.

    در جبهه اگر پیر هستید بارنگ کردن ریش و سر خود را جوان نمایش دهید تا دشمن احساس قدرت نکند.

    اکنون هم دشمن هست، خونریز هم هست، سفاک و بیرحم هم هست،علاوه بر این ها کافر هم هست.

    پس جنگ ما از پیر و جوان گفتن “مرگ بر آمریکا” است، آن هم بعد از نماز فریضه.

    همه مسجد یک صدا فریاد کشیدند مرگ بر آمریکا!

    پیری که همیشه در صف اول نماز جماعت است، آمدجلو ،گفت عرضی دارم، مگر شما نمی گویید

    غیبت حرام است؛

    پس چگونه مرگ بر آمریکا را توصیه می کنید؟!

    در پاسخش گفت: تو به معاویه و یزید و عمر سعد و شمر لعنت می کنی یا نمی کنی؟!

    گفت : بله لعنت می کنم!

    گفتم آنها که مسلمان بودند، پس چرا غیبت نمی دانی، و قاتلانی چون ترامپ و امثال او را که کافر هستند

    سزاوار مرگ نمی دانی؟!

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [شنبه 1397-04-30] [ 03:40:00 ب.ظ ]





      قلب عروس با شکستن آینه شکست   ...

    خرافات، چشم هم چشمی، آبروی شیشه ای

    ناجی استخر آمد و دستی  به آب جکوزی زد و گفت :شنیدم اگر هر جا آب دیدی باید خودت را

    با هاش خیس کنی و گرنه بدیومی داره!

    ####

     

    آمده بود دنبالم قرار بود باهم بریم بازار، عطسه کرد؛ گفتم یغفرکِ الله، گفت برای اینکه

    نحوستش رد بشه گفتی!؟

    گفتم این ذکر ی است که مستحب موقع عطسه گفته بشه و شما هم باید می گفتی، یرحمکِ الله.

    علاوه بر آن عطسه برای سلامتی مفیده و فقط باید جلوی دهان را گرفت تا ترشحاتش

    به بیرون پرتاب نشه.  

    گفت عجب ما  هم هر وقت عطسه کنیم اگر تک باشه، کار ا انجام نمی دهیم

    و معتقد هستیم که بد یومی داره!

     ####

     

    بله برون عروس بود، کلاغ سرحالی روی درختان سپیدار حیاطشان که قدمتی

    150 ساله داشت غار غار کرد، گویی او هم برای عروس سپید بختی را آرزو کرده بود.

    همه مهمانها لب به دندان گزیدن و زیر لب  وردی خواندند که از نحوست غار غار کلاغ بکاهند.

    کلاغ بیچاره گفته بود غار غار به زبان ترکی یعنی برف، برف هم سفید است و برکت دارد.

    ####

    اتاق عقد را با آینه و شمعدانی تزیین کرده بودند، بی سلیقگی کرده بودند، به جای اینکه آینه

    را جایی بگذارند که پشتش دیوار باشد، صندلی عروس را آنجا گذاشته بودند.

    افراد هم دائما در حال رفت و آمد بودند و از کنار آینه تردد می کردند، که ناگاه

    دامن مهمانی به گیره آینه گیر کرد و آینه افتاد و شکست.

    عروس با دیدن این شکست قلبش شکست، و مادر عروس گریان شد

    که دیدی دختر بدبخت شد.

    ####

     

    شب عروسی بود، طایفه داماد آمدند تا عروس ببرند.

    یکی از جمع نسوان پیشنهاد داد  عروس چادر توری سفید  سرکند که شگون دارد!

    و  آن دیگری گفت: اگر چادر نازک باشد خوب است که موهای سرش هم خراب نمی شود!

    خود عروس مشکل را حل کرد، چادر مشکی را مانند عبا بر دوش گذاشت و با سنجاق

    محکم کرد، بعد پارچه مربع شکل بزرگی مثل روسری بر روی سر و صورتش انداخت،

    گفت آماده ام؛ این طوری هیچ کس متوجه نمی شود که عروس کدام است!

    پچ پچ زنها شروع شد ، رنگ سیاه بدیمنی دارد بد شگون است!

    ####

    مهر برون بود، گفتند اگر مهریه کم باشد آبرویمان می رود.

    چاره ای نیست هر چند در وسع امکانات داماد نیست، برای حفظ آبرو

    به تعداد سال تولد عروس سکه می کنیم!

    ####

    در حالی که خداوند در قرآن کریم، سفارش دیگری دارد،  منشا نحوست

    و بدیمنی ها را در غافل شدن از یاد پروردگار معرفی کرده است.

    وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَىٰطه 124

    هرکسی در دنیا از یاد پروردگار  دوری کند، زندگی برایش سخت و ظاقت فرسا خواهد شد

    و در قیامت هم کور دل محشور می شود.

    گناه هانی مثل بی حجابی، موسیقی های لهوی، اسراف در مراسمات

    و سایر گناهان را که منشا بدیمنی است فراموش کرده ایم.

    در سوره یس آیه19  می فرماید  قَالُوا طَائِرُكُمْ مَعَكُم ۚ أَئِنْ ذُكِّرْتُمْ ۚ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ

    ،رسولان گفتند: آن فال بد که می‌گویید اگر بفهمید و متذکر شوید (آن جهلی است که)

    با خود شماست، بلکه شما مردم مسرف (و پر هوا و هوس) هستید.ْ

    در رویات داریم که امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:إنَّ مِن بَرکة المَرأةِ قِلَّةَ مَهرِها وَ مِن شُؤمِها

    کَثرةِمَهرِها؛وسائل الشیعه

    از برکت زن، کم بودن مهریه اش و از بدیُمنی او زیادی در مهریه اش است.

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 12:12:00 ق.ظ ]





      امام خامنه ای و حج ابراهیمی   ...

    فرصت تحقق همدلى مسلمانان در مراسم حج‏


    اجتماع مسلمانان در حج، یك فرصت بزرگ است؛ این فرصت را نباید از دست داد؛ از این فرصت بهترین استفاده‏اى كه مى ‏شود كرد، همدل كردن مسلمانان با یكدیگر است؛ در اجتماعات، همه ‏باهم شركت كنند؛ در مراسم

    معنوى، عبادى، نماز، همه‏ باهم شركت كنند؛ همه‏ باهم به خداى متعال سجده كنند؛ در مقابل خانه‏ ى خدا، خدا را

    عبادت بكنند. (16/6/1393)


    حج فرصتى براى بیان عقاید و خواسته‏ هاى امت اسلام‏


    در مراسم حج، امّت اسلامى مى‏ تواند مواضع صحیح و مورد اتّفاق و قبول خود را بیان كند؛ …

    ملّت‏ها، شعوب. دولت‏ ها ممكن است جور دیگرى فكر كنند، جور دیگرى عمل بكنند -كه مى‏ بینیم خیلى از دولت‏

    هاى مسلمان متأسّفانه راهى غیر از خواست ملّت ‏هایشان در پیش مى‏ گیرند و حركت مى ‏كنند- امّا دل ملّت‏ها

    چیز دیگر است. اینجا جایى است كه ملّت‏ ها مى‏ توانند موضع خود را در قضایاى مختلف ابراز كنند. (8/5/1396)

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [دوشنبه 1397-04-25] [ 01:32:00 ب.ظ ]





      هرکسی روایتی مبنی بر فضیلت نقاره زنی در حرم امام رضا یافت جایزه بگیرد   ...


     معرفت امام با زیارت جامعه یا کبوتر و نقاره

    روز تولد امام هشتم روزی ما شد که در حرم باشیم.

    خیلی برای غربت امام رضا علیه السلام بوسیله دوستانش غمگین شدم!

    در زمان مامون ملعون که می خواست با مناظره های آنچنانی از محبوبیت ایشان بکاهد.

    و اکنون که امام در حلقه شیعیان است باید با کبوتر و نقاره و پرچم برای امام محبوبت افزایی نماییم !!

    کبوتران علاوه بر شناخت عوامانه به زوار، ریزپرهاشان باعث آسم و بیماری می گردد، که جدیدا یاکریم ها هم در حرم جاخوش کرده اند!

    هزینه تمیز کردن مدفوعشان یک کار بیهوده ای بر دوش افراد می گذارد بلکه باعث می شود زوار عوام کم کم

    به این قضیه اعتقاد پیدا کنند که پر و مدفوع کبوتران حرم هم شفاست و یا شنیدن نقاره یک معجزه است!

    اصل کاربرد نقاره به زمان های گذشته برمی گردد که به علت نبود وسایل ارتباطی برای خبر رسانی وقت

    سحر و یا افطار یا تحویل سال استفاده می شده است،

    در کدام حدیث یا روایت دیده و یا شندیده اید که معنای نقاره یعنی سلام به امام رضا! 

    و اینها بس نبوده جدیدا با پرچم گردانی به شهر های دیگر می خواهیم امام را به مردم معرفی کنیم!!!

    که متاسفانه بعضی از مدارس علمیه هم به استقبال پرچم رفته اند!

    این کار هم روزی مثل قمه زنی می شود یک بدعت جدید، بعد هم فرافکنی می کنیم کار انگلیسی هاست!!!

    این کار ها باعث شده که شاعر هم دوست دارد که کبوتر حرم باشد و یکی دیگر دلش می خواهد آهو شود

    در حالیکه امام رضا علیه السلام آدم می خواهد نه حیوان!!

    اگر بخواهید دل زائر عوام را شاد کنید باید چندین آهو هم در حرم نگهداری نمایید !

    ما در روایت خوانده ایم که روزی مامون امام را وارد  قفس درندگان کرد و این درندگان در برابر امام خاضع شدند

    پس از درندگان هم می توان به حرم وارد کرد!!!این تذهبون ….

    روزی شخصی آمد خدمت امام صادق علیه السلام در حالیکه نسبت به امام رفتار خوبی نداشت، امام به

    آن شخص فرمود :این عصای مرا می بینی می دانی مال چه کسی بوده است ؟

    آن شخص گفت نه نمی دانم ، امام فرمود این عصای پیامبر صلی الله علیه وآله است، آن شخص با شنیدن

    این سخن به طرف عصا دوید و آن را به عنوان تبرک بوسید!

    امام فرمود : من فرزند رسول خدا هستم و ارادت تو نسبت به این چوب بیشتر از من است!!

    ما دیگر با چه زبانی به خانم جلسه ای ها بگوییم که کاری که شما می کنید باعث وهن به اسلام است، چون آنها

    هم یه گهواره دارند که به نام علی اصغر، خانه به خانه می گرداند! و مردم نذوراتشان را در گهواره می ریزند.

    و شبیه خوانها هم یک پرچم دارند به نام حضرت ابولفضل و روز عاشورا در جلوی دسته راه می اندازند و مردم به

    پرچم اسکناس می چسبانند!!

     یک خانم جلسه ای شمشیری را بالای سرش به دیوار نصب کرده بود به نام شمشیر امام زمان و خانم های جلسه

    می رفتند شمشیر را می بوسیدند!

    موضوعات: فرهنگی, آموزنده  لینک ثابت



    [یکشنبه 1397-04-24] [ 10:40:00 ق.ظ ]





      وقتی که به تو ظلم شود بدهکارتر می شوی   ...

    اگر کظم غیظ کنی وعفو کنی واحسان کنی گلی هستی در کنار تیغ

    یه فامیل بهم ریخته بودند، همه با هم قهر کرده بودند.

    سرموضوعات بی اهمیت دنیایی، حالا اگر موضوع اعتقادی بود، ارزش داشت که

    بگویند نتونستیم با هم کنار بیاییم!

    اما مسائلی مثل اینکه تو نیامدی دیدن من  که بیمار  بودم یا عید را تبریک نگفتی و از از این حرف و نقلها؛

    که از طرف خانم ها به آقایون هم منتقل می شود و کم کم یک گلاف صد تا گره را می بافند که هیچ رمال

    و حکیمی هم قدرت باز کردن ندارد.

    همه این مشکلات به خاطر دوری از قرآن و اهل بیت است.

    خداوند می فرماید:  وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ ۗ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ آل عمران 134

    در این آیه به کسی که از طرف فامیل و همسایه دینی دچار ظلم شده است سه دستور می دهد که بدهکارتر

    می شوی و مسئولیت بیشتری پیدا می کنی.

    اول اینکه چون به تو ظلم شده باید الْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ کنی غضبت را کنترل کنی، با تغییر محل و

    نوشیدن آب خنک و یاد خدا کردن مثل ذکر و نشستن روی زمین، اگر فامیل محرم است لمس کردن

    و بغل کردن.

    دوم باید او را ببخشی و کینه ای از او در دلت نگه نداری، الْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ باشی با دعا در حق او

    که خدایا اورا ببخش.

    سوم باید به او احسان کنی، با هدیه ای و یا دعوت از او به خانه ات. وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ

    یه روز همسایه با من برخورد بدی کرد و در ادامه قهر کرد، پدر شوهرم از ولایت آمده بود با سوغات فراوان.

    از سوغاتی ها توی یه سینی بزرگ گذاشتم از همه چیز ،کره محلی و کشک و ماست کیسه ای و نان تنوری…. غیره

    بردم در خانه همسایه، وقتی من را با سینی سوغاتی دید خیلی خوشحال شد و از آن تاریخ به بعد دوستی و

    همسایگی مان تداوم پیدا کرد.

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [شنبه 1397-04-23] [ 04:35:00 ب.ظ ]





      خانه امام رضا کجاست   ...

    قدمگاه خانه امام رضا مرو ترکمنستان

    مرو از شهرهای خراسان قدیم بود که در سال 22 هجری قمری توسط «احنف بن قیس» فتح شد، مرو در دوره خلفای اموی به دلیل اسلام ستیزی و سیاست‌های نژاد پرستانه به پایگاهی علیه امویان تبدیل شد و قیام بنی عباس از مرو آغاز شد تا اینکه با روی کار آمدن مأمون  ملعون مرکز خلافت عباسی به مرور منتقل شد.

     

    از زمان ورود حضرت رضا علیه السلام یعنی در سال 201 ق تا زمان شهادت ایشان در سال 203 ق، حوادث گوناگونی در پیرامون امام روی داد که مناظرها، گفت‌وگوهای امام رضا علیه السلام و مامون، و همچنین ماجرای ولایت عهدی در طی این مدت بر اهمیت منطقه مرو در زمان حاضر به لحاظ جایگاهی که حضرت رضا علیه السلام در 2 سال آخر عمر پربرکتشان داشته‌اند، دارا است.

     

    اما متأسفانه به علت کوتاهی‌هایی که دولت های میزبان در نگهداری شایسته از آثار بجامانده از آن دوران سرنوشت ساز و تاریخی داشته است، اکنون تنها دیواره‌هایی خرابه از آن ایام تنها به یادگار مانده است و دیگر نشانی از عظمت کاخ مامون و خانه ساده و محقر حضرت رضا  علیه السلام چیز دیگری باقی نمانده است.

     

    این درحالی است که طی چند سال اخیر و به علت پیگیری‌های مستمر رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در احیا قدمگاه مبارک حضرت رضا علیه السلام در مرو قدیم و ثبت این منطقه تاریخی در آثار یونسکو این منطقه رونق خاصی به لحاظ وجود حضور زائرین و مردم محلی به خود گرفته است.

     

    لازم به یادآوری است که این منطقه تاریخی با این وجود همواره مورد توجه سیل عظیمی از مردم منطقه خصوصا ساکنین نواحی همجوار بوده به‌طوری که مردم محل با آداب و رسوم خاص خود و با ارادتی که همواره نسبت به اهل بیت دارند از نقاط دور و نزدیک کشور ترکمنستان به زیارت و بازدید از محل زندگی حضرت رضا و دیگر اماکن تاریخی بجامانده از آن دوران تاریخی آمده و زیارت این منطقه را همسنگ زیارت آرامگاه حضرت رضا  علیه السلام در مشهد می‌دانند.

     

    این در حالی است که در گفت‌وگویی کوتاه با زائرینی که بعضا صدها کیلومتر را برای زیارت دیواره‌های بجامانده از زمان حضور حضرت رضا علیه السلام طی کرده‌اند، این نتیجه به دست می‌آید که ترکمن‌ها در سخنان خود از امام رضا علیه السلام به عنوان یک دانشمند بزرگ تعبیر می‌کنند.نگاه آنان به امام علیه السلام نگاهی عینی است و مایلند از این امام بزرگوار و رفتار ایشان الگو بگیرند.

     

    منبع خبر گذاری فارس

     

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 10:35:00 ق.ظ ]





      بعضی خاطرات را باید هر روز تکرار کرد   ...

     

    یا حضرت معصومه دستم به دامانت

    طلبه شده بود در بین فامیل و دوستان برای ازدواج هم شان نداشت، در قم هم غریب بود.مهر دختر ترشیده به

    پیشانی اش هک شده بود .

    یک روز که با جمعی گفت گو می کردند،پیشنهاد دادند که تو باید با مرد متاهل ازدواج کنی!

    این حرف مانند تیشه ای قلبش  را شکست.

    رفت حرم بی بی و حسابی گریه کرد و گفت خانم جان یا میل به ازدواج را از ذهنم پاک کن یا برایم همسری

    مناسب انتخاب کن.

    در حال گریه بود که خانمی به او می گوید لطفا شماره تلفن تان رابدهید،با بی میلی و گراهت شماره دوستش را

    می دهد.فردا ی آن روز به دوستش تلفن می زنند و شماره دختر خانم را می خواهند.

     

    طرف یه خواستگار پر و پا قرص بود، که هرچه دختر رد می کرده او بیشتر اصرار می کرده.تلفنی گفته من زیبا

    نیستم و از شما بزرگترم ،

    خواستگار گفته من مشتاق همسر طلبه هستم.

    خلاصه بی بی فی المجلس همسرهم کفو را  معرفی می کند.


    بابی انت وامی یا فاطمه معصومه


    به نقل از: م.ج

    موضوعات: فرهنگی, خاطرات  لینک ثابت



    [جمعه 1397-04-22] [ 04:44:00 ب.ظ ]





      سمفونی زیبایی که شنیدم   ...

    سمفونی تسبیح خدا

    وقتی که از عمق وجودت ذکر خدا را زمزمه  میکنی، تمامی کائنات با تو هم صدا می شوند، و یک سمفونی زیبا را

    می نوازند.

    یک نفر که طعم و مزه این سمفونی را شنیده بود می گفت:از پنجره اتاقم حیاط را نگاه می کردم، کاشی های کف

    حیاط، چمن های باغچه، برگ درختان همه باهم موسیقی زیبایی را می سرودند که هرگز در عالم بیداری

    نشنیده ام و نمی توانم توصیفش کنم!

    از خواب بیدار شدم، نیمه شب بود، با خودم گفتم؛ چقدر در غفلتی که جماد و نبات و گیاهان در حال تسبیح

    هستند و تو درخواب غفلت هستی!

    به یاد این آیه افتادم که خداوند به داوود می گوید: وَلَقَدْ آتَینَا دَاوُدَ مِنَّا فَضْلاً یا جِبَالُ أَوِّبِی مَعَهُ وَالطَّیرَ ...سبا10

    و همانا داوود را از سوی خود فضیلتی دادیم (و گفتیم:) ای کوه‌ها! با او (در تسبیح خدا) هم نوا شوید و

    (ای) پرندگان! (همراهی کنید)

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1397-04-21] [ 09:01:00 ب.ظ ]





      تو برای ما چه کار کردی   ...

    هر رفتاری با دیگران داشته باشی همان را خواهی دید

    خیلی ناراحت بود، از رفتار فامیلش شاکی بود؛ می گفت خیلی براشون زحمت کشیدم .

    اما ناسپاسی می کنند، زحمات من را فراموش کرده اند و می گویند: تو برای ما چه کار کردی؟

    گفتم کمی به رفتار خودت مراجعه کن، ببین تو در برابر کسانی که بهت خدمت کردند ناسپاسی نکردی؟

    او فراموش کرده بود، ولی من به یاد داشتم که در برابر خدماتی که براش انجام داده بودم، ناسپاسی کرده و گفته بود:تو برای من چه کار کردی؟

    اگر دوست داری که رفتار خوبی با تو داشته باشند با دیگران رفتار خوب داشته باش!

    این دنیا دار مکافات عمل است، به قول قدیمی ها می گفتند از هر دستی بدهی از همان دست می گیری!

    خداوند می فرماید:وَمَا أَصَابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ 30 شوری

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1397-04-20] [ 04:16:00 ب.ظ ]





      تدبیر منزل با کاربری جدید   ...

     تولید صد در صد ایرانی

    تغییر کاربری لباسهایی که به تنمان تنگ شده یا از مد خارج شده یکی از طرفند های

    بنده از روزگاران گذشته بوده است.

    به عنوان مثال لباس هایی که گران قیمت بودند و بعد از تنگ شدن تبدیل به لباسی با دو رنگ که

    بخشی از یک تیکه پارچه ای که به لباس اصلی نزدیک باشد تهیه می کردم و باز از لباس با مدل دیگری

    استفاده می کردم .

    شاید یک لباس به مدت دهسال یا بیشتر در مجالس عروسی یا مهمانی های مفصل قابل استفاده بوده است.

    یا از لباس بابا برای پسرم لباسی جدید می دوختم.

    و از لباسی که برای خودم تنگ شده بود برای دخترم می دوختم.

    و تازگی از چادر مشکی هایی که قابل استفاده نیست شلوار بیرون دوختم، که در تابستان خنک تر است.

    این روش در بین دخترانم هم ادامه دارد، آنها هم از لباسهای مستعمل شوهرش برای فرزندش لباس

    تهیه می کند.

    با این روش هم در زندگی قناعت می شود ،هم از اسراف دوری می کنیم، و به اقتصاد

    خانواده کمک می شود، البته با افتخار!

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [یکشنبه 1397-04-17] [ 08:27:00 ق.ظ ]





      از نوجوانی جنایت کار بود   ...

    نهروانیان زمان معاصر

    ماجرای شهادت 17000 شهید ترور را مطالعه می کردم، که یاد چندتا از بچه های محل افتادم

    که بعد ها از عضو گروهک منافقین شدند.

    وقتی خصوصیات زندگی آنها را در حافظه ام مرور می کنم، می بینم که خیلی دگم و خشک مقدس بودند

    یعنی قدرت تحلیل مسائل را نداشتند.

    وقتی که نوجوان ده یازده ساله بودند، وقت اذان که می شد روی پشت بامشان اذان می گفتند.

    از دیوار خانه همسایه و فامیلشان بالا می رفتند وارد حیاط آنها می شدند و چشمشان به زن و دختر آنها 

    که می افتاد، اعتراض می کردند، که خجالت نمی کشید که بی حجاب هستید!

    و قتی مادرش می خواست از پسرش تعریف کند، می گفت : یه روز  یک شعر یا ترانه ای را زمزمه می کردم

    که پسرم به من حمله کرد گلوی مرا گرفت به حدی فشار داد که نزدیک بود خفه شوم!

    اعتراضش به خاطر این بود که تو غنا می خوانی و حرام است!

    این رفتار شان مرا به یاد خوارج نهروان می اندازد که وقتی از کنار باغی عبور می کردند،

    از خوردن خرما هایی که در بیرون باغ ریخته بود خود داری می کردند و خوردن آن را حرام می دانستند

    درحالیکه صحابی پیامبر و همسر باردارش را با قساوت به شهادت رساندند.

     پ ن

    خواندن ترانه حرام و لی خفه کردن مادر ثواب بوده

    بی اجازه از دیوار خانه بالا رفتن را مجاز دانسته  و امر به معروف و نهی ازمنکر میکردن

    موضوعات: فرهنگی, دلنوشته  لینک ثابت



    [سه شنبه 1397-04-12] [ 10:46:00 ب.ظ ]





      فریب مشاورین دانشگاه و تحصیلات را نخورید مواظب غیرت و شرف خواستگار تان باشید   ...

    ناموس غیرت شرف وجدان سرمایه یک مرد است

    از بنیاد شهید دعوت کردند برای راهنمایی فرزند شهید به منزلشان بروم، بامسئول بسیج خواهران که اوهم خواهر شهید بود رفتیم .

    همسر شهید از اتفاقی که برای دخترش افتاده بود حرف زد.

    گفت: دخترم که فوق لیسانس دارد با اجازه مشاورین دانشگاه برای آشنایی قبل از ازدواج، با جوانی که دکتری می خواند، ارتباط برقرار می کند.

    منتها زمان این آشنایی و ارتباط طولانی شد و من به دخترم اعتراض کردم، یا بیاد خواستگاری یا قطع کن.

    دخترم پیام من را به آقای دانشجو رساند، در پاسخ گفت من هنوز آمادگی ازدواج ندارم!

    وقتی دخترم این حرف را زد گفتم معلومه که لات و اوباش است.

    دخترم این حرف من را به پسره خبر داد.

    حالا پسره از من شاکی شده و دخترم هم بسیار ناراحت است که تو باعث شدی که او از ازدواج با من منصرف

    شود.

    در همان لحظه که ما آنجا حضور داشتیم، آن آقای دانشجو زنگ زد و هرچه دلش می خواست به همسر شهید

    گفت : مسئول بسیج خواهران گوشی را از همسر شهید گرفت گفت همین الآن بیا بنیاد شهید ماهم میاییم.

    چهار نفری رفتیم بنیاد شهید، مشاور و رئیس بنیاد وما دورهم نشستیم.

    آقای باصطلاح دانشجوی دکتری شروع کرد، این خانم باید ثابت کند که من لات و اوباش هستم!

    همسر شهید و دخترش هم آرام آرام گریه می کردند.

    مشاور بنیاد هم التماس حقیرانه می کرد، خانمها احساساتی هستند و این خانم طی دوسال به شما وابسته شده

    است و از این حرف های ذلیلانه آور که در شان یک خانم نیست.

    بنده هم ساکت نشسته ام و با این حرف ها ضربان قلبم تند شد و از این همه بی غیرتی عصبانی شدم.

    گفتم: آقای محترم من ثابت می کنم که شما طبق دستور خدا و ائمه معصومین و عقلا، لات هستید.

    در کجای دین اسلام چنین مجوزی داده شده است که یک مرد نامحرم با یک خانم مدت دوسال ارتباط داشته 

    باشد تا ازدواج کنند!

    شما اگر خواهری داشتید و پسری با او دوسال ارتباط داشت و همگان هم متوجه ارتباط آن دو باشند و بعد

    بگوید من قصد ازدواج ندارم، شما چه می کردی، اگر بی تفات باشی، شما بی ناموس هستی!

    اگر شما پدر باشی و پسری این رفتار را به سر دختر شما بیاورد، و شما بی تفاوت باشی، شما بیشرف هستی!

    و اکنون که بعد از دوسال آشنایی می گویی آمادگی ازدواج نداری شما بی غیرت هستی.

    همه این صفات که شمردم در فرهنگ اسلامی معرف خصوصیات یک لات و اوباش است.

    من متاسفم از اینکه آینده سازان کشورم، در حد دکتری هستند؛ و به قصد  ازدواج ارتباط برقرار می کند و بعد از

    دوسال می گوید که قصد ازدواج ندارم!

    کسی که شرم نمی کند از خون پدر این دختر که برای حفظ ناموس ای مملکت، که دیگر سایه اش روی سر

    خانواده اش نیست تا در لحظات این چنینی از خانواده محافظت کند، شما خودت بگو چه نامی بهتر از لات

    شایسته اوست.

    سکوتی سنگین بر افراد حاضر در جلسه حاکم شد.

     رئیس راننده را صدا کرد گفت: بیا حاج خانم را برسان منزل.

    بعد از دوماه مادر دختر از من تشکر کرد که دخترم نجات دادی و او با فرزند شهیدی که دکتر بود ازدواج کرد.

    موضوعات: فرهنگی, دلنوشته  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1397-04-06] [ 02:37:00 ب.ظ ]





      دختری که از ترس دایی به کوچه پناهنده می شد   ...

    مادران غافل دختران بی پناه

    گوشیم زنگ زنگ زد:صدای یک دختر خانم بود.

    -      سلام، خانم می تونم یک سوال بپرسم؟

    -      سلام عزیزم بپرس

    -      خانم دایی چقدر محرمه؟

    -      اگر شما جوان هستی و دایی هم جوان است در حد دست دادن.

    -      دایی من وقتی کنارم می نشیند بعض از قسمت های بدنم را لمس می کند!

    -      عزیزم چرا به مادرت نمی گویی؟

    -      دایی ام تحصیل کرده است  و مادرم باور نمی کند!

    -      شماره مادرت را بده من بهش بگویم.

    -      می فهمه من به شما گفتم با من دعوا می کند!

    -      شماره دایی را بده به اداره آگاهی بدهم تا تنبیه شود.

    -      نه نمی تونم شماره اش را بدهم.

    -      مادرت اهل شرکت در مراسمات ماه محرم و زیارت عاشورا هست، من در منازل سخنرانی دارم ، آنجا مطرح کنم مادرت بشنود.

    -      نه، اهل مراسم این جور جاها نیست.

    -       پس از من چکاری ساخته است که زنگ زدی؟

    -      مادرم جلسه انجمن اولیاء مدرسه شرکت کی کند.

    -      من به مشاور مدرسه می گویم تا به مادران تذکر و آگاهی بدهد.

    -      دخترم مواظب خودت باش.

    -      هروقت دایی ام میاد خانه ما و مادرم می رود بیرون، میروم توی حیاط و درب کوچه را باز می گذارم، اگر دایی به سراغم آمد فرار کنم توی کوچه!

    -      بغض راه گلویم را بسته بود ، بدون خداحافظی گوشی را قطع کردم.

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [سه شنبه 1397-04-05] [ 05:22:00 ب.ظ ]





      گریه ی دختر فریب خورده امانش نمی داد   ...

    دوستی های حرام حسرت پاکدامنی

    پشت خط صدای لرزان یک دختر خانمی بود، گریه امانش نمی داد تا حرفش را بگوید.

    گفت یک سوال دارم.

    دوستم من را به یک جوان معرفی کرد تا با هم آشنا شویم که ازدواج کنیم.

    باز گریه اش شروع شد.

    تو را به خدا به کسی نگویی ،آبرویم میره.

    گفتم من که شما را نمی شناسم که آبرویت بره.

    گفت: من همراه دوست پسرم رفتم، وحالا یک سوال دارم آیا با یک بار معاشرت ممکن است باردار شده باشم!؟

    و  اگر اتفاق افتاد می توانم سقط کنم گناه داره یا نه!؟

    گفتم بیا حضوری صحبت کنیم، خلاصه قرار شد در یک مکان مخفی با هم حرف بزنیم.

    آمد خیلی با ترس از شناخته شدن، معلوم شد که از روستا برای کار به شهر آمده است و در یک منزل اجاره ای بایک دختر دیگر مثل خودش هم اتاقی هستند.

    هم اتاقی که خودش از اون هفت خط ها بوده و مرتکب فحشا، این دختر بدبخت را به یکی از همون دوست پسر هایش معرفی می کند.

    در ادامه گفت:پیامکی برایم آمد که می خواهم با تو آشنا شوم، ومن اعتنا نکردم، متوجه شدم برایم 5هزارتومان شارژ فرستاد و دوباره درخواستش را تکرار کرد.

    بعد از اینکه تصویرم را فرستادم خواست که ارتباط زنده باشد، قرار گذاشتیم، گفت باید بیایی به خانه، تا مادرم شما را ببیند و بپسندد.

    منهم رفتم و  زنی را دیدم، گفت: مادرم است ، بعد آن زن از خانه خارج شد و من با او تنها شدم، وقتی متوجه فاجعه شدم می خواستم از پنجره طبقه دوم خانه خودم را به پایین پرتاب کنم که نگذاشت و گفت به خواستگاریت می آیم و ازدواج می کنیم،و حالا حتی جواب تلفنم را هم نمی دهد.

    حالا من مانده ام نه جرات دارم که به خانواده ام بگویم نه می توانم ازدواج کنم، چون نگران هستم که از عکس و تصاویر من به همسر آینده ام اطلاع دهد و اگر به او بگویم چه اتفاقی برایم افتاده آیا حاضر به پذیرش من خواهد بود.

    در نمازهایم از خدا می خواهم که مرا ببخشد، دوستم می گوید باگناه بزرگی که مرتکب شده ای نمازهایت فایده ای ندارد، و من را بی بی نمازی تشویق می کند.

    پ.ن

    با توجه به نقش  زن در قران كريم و دين  اسلام ، و سفارش معصومین علیهم السلام، متاسفانه اين شان و منزلت نزد برخي زنان ناديده گرفته شده و به دوستيابي هاي مخفییانه گرايش پيدا مي كنند، اين مساله نه تنها در دختران جوان و مجرد كه در ميان برخي از زنان متاهل نيز باكمال تاسف به چشم مي خورد. 

     تصمیم گرفتیم با نشاندادان یک مصداق  که نمونه ای از خروار است به برخي از عوامل و عواقب اين فاجعه پنهان بپردازیم.

    اگر متدین به دستورات قرآن  و اهل بیت باشیم، مانند یک مشاور دلسوز  و مهربانتر از مادر   راه را  از چاه به انسان نشان می دهند و هدایت می کنند.

    خداوند از دوستی های زنان و مردان که مخفیانه و نامشروع باشد هشدار می دهد و آن را مساوی حبط اعمال معرفی کرده است.

    وَلَا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ ۚ 25 نساء

    و…. نه زناکار و رفیق و دوست‌باز،

    وَلَا مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ ۗ … مائده 5

    ….نه زناکار و رفیق‌باز. ….

    امام علی علیه السلام در انتخاب دوست هشدار داده و همنشینی با دوستان بد وگمراه را پاره ای از آتش دانسته است.

    امام علی عليه السلام:صاحِبُ السُّوءِ قِطْعَةٌ مِنَ النّارِ،همنشين بد پاره اى از آتش است

    .منبع:غرر الحكم :  5824

    وباز برای زنان سه صفت را فضیلت دانسته که یکی ترس است، ترسیذن از تنهارفتن به مکانهای ناشناس و با نامحرمان تنها شدن و ….

    طبق روایت سه چیز است که برای مردان بد است اما برای زنان فضیلت می باشد. این سه چیز عبارتند از تکبر، ترس، بخل که هر سه از صفات رزیله است.

    شهید مطهری تحلیل این روایت را این طور بیان کرده است که صفات رزیله بد است ولی رفتار متکبرانه و رفتار ناشی از ترس و رفتار بخیلانه برای زنان فضیلت است.

    این دختر خانم به هیچکدام هشدار ها عمل نکرده بود، تنهایی به به شهر آمده و ساکن منزلی شده و که همنشینش دوستی بد اندیش شده بود که او را به دوستی باپسر نامحرم تشویق کرد و باز جرات  کرد و پنهانی با نامحرم دوستی کرد  و جسارت رفتن با نامحرم به مکانی ناشناس را تحربه کرد ، همه این کارهای او برخلاف دستورات و راهنمایی های خدا و ائمه بوده است.

    ####

    نظر شما برای راهنمای او چیست؟

    مشکلات پیش آمده او از چه چیز های نشات گرفته است؟

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [دوشنبه 1397-04-04] [ 10:39:00 ق.ظ ]





      یک طلبه اگر با مبانی دین آشنا نباشد چگونه تبلیغ کند   ...

     تبلیغ هنرمندانه دین وظیفه طلبه کاربر فضای مجازی است

    تبلیغ در دنیای امروز با سالهای دهه قبل از انقلاب و حتی دهه 60 متفاوت شده است.

    امروز در سایه تکنولوژی و به بیانی گرفتار انفجار اطلاعات شده ایم، تبلیغ منبری و کتابی و مقاله ای باید با تغییرات هنرمندانه مطرح و ارائه شود تا مخاطب علاقمند به پیگیری شود.

    یک مبلغ باید به مبانی دینی کاملا آشنایی داشته باشد، وقتی سخنی می گوید یا می نویسد مخاطب را قانع کند.

    بنابراین باید با علوم حوزوی به طور قوی آشنا باشد. وقتی یک طلبه که یک کاربر فضای مجازی است و در ادامه تحصیلش در دروس حوزوی دچار تردید شده است، یعنی که خود او با علوم حوزوی به طور عمیق آشنا نیست و فلسفه آموختن درس اصول و فقه و عقاید را متوجه نشده است.

    و با حفظ کردن و کسب نمره بیست و در نهایت دریافت مدرک، خود را دانش آموخته حوزوی می داند ولی قدرت حل ساده ترین مسئله اعتقادی را ندارد.

    مثلا خانم طلبه ای که همیشه نمره هایش بیست بود و به غیر از بیست رضایت نمی داد، معتقد بود نباید دعا کنیم برای فرج، چون همینکه امام زمان ظهور کند، قیامت خواهد شد و من خیلی کار دارم که باید انجام دهم ،لذا آمادگی ندارم برای ظهورش!

    خب مشکل اینجاست که دروس را برای نمره خوانده است نه برای یاد گیری و استفاده کاربردی در زندگی، بنابراین طلبه علاوه بر مباحثه دروس باید مطالعه غیر درسی هم داشته باشد، یعنی برای دل خودش کتاب هایی را انتخاب کند و بخواند.

    حالا مقام ولایت توقع دارد که مبلغین در فضای مجازی وارد شوند و شبهات را پاسخ دهند، مسلم کسی که مخاطب ایشان است طلاب هستند که باید با انگیزه، اول پاسخ شبهه خود را هضم کنند و بعد در اختیار دیگران قرار دهند.

    ####

    فعاليت سايت هاي اينترنتي‏ با هدف تهاجم به تفكرات اسلامى و شيعى

    امروز دشمن از همه‏ روش ها استفاده مى ‏كند. من ديروز در جمع جوان ها مى‏ گفتم كه امروز صدها سايت اصلى و هزاران سايت فرعى در اينترنت‏ وجود دارد كه هدف عمده ‏شان اين است كه تفكرات اسلامى و به خصوص تفكرات شيعى را مورد تهاجم قرار دهند. تهاجم هم تهاجم استدلالى نيست؛ از روش هاى تخريبى و از روش هاى روان‏شناسانه و غيره استفاده مى ‏كنند. همه‏ اينها پاسخ دارد؛ پاسخ هايش هم مشكل نيست؛ بايستى از اين وسايل استفاده كرد. بايد از آنچه در اختيار داريم، حداكثر استفاده را بكنيم. ما نه از صداوسيمايمان، نه از مطبوعاتمان و نه از بسيارى از منابر عظيم عمومى‏مان، چنان‏كه بايد و شايد، استفاده نمى ‏كنيم. اين ضعف هاى ماست؛ اين ضعف ها را بايستى كم كنيم. بايد روز به روز نقاط ضعف را كم و نقاط قوت را زياد كرد و اين ممكن است.[1]

                                                              



    [1]   بیانات در دیدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى، (27/ 11/ 1379).

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [شنبه 1397-04-02] [ 08:20:00 ب.ظ ]





      اگر طلبه علومی را که می خواند کاربردی نباشد چه باید کرد   ...

    طلبه باید بامباحثه دروسش را تثبیت کند

    http://blog101.kowsarblog.ir/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF

    اگر پست قبلی را دیده باشید دانشجوی نخبه سه تاپرسش از من کرده بود.

    که اولیش این بود که بشر با توجه به پیشرفت علم و عقل چه نیازی به دین دارد؟

    گفتم : اول اینکه عقل و علم بشر همه چیز را نمی تواند کشف کند ،چون علم چیزهایی را که قابل حس هست را می تواند تجربه کند.

    بشر با علم و عقل نمی تواند به زندگی پس از مرگ، و تاثیر معنویات بر زندگی پی ببرد!

    مثلا تاثیر صله رحم بر عمر طولانی را با علم نمی فهمد، و از تاثیر ایثار بر عظمت روح فهمی ندارد.

    دوم اینکه دین آمده تا به بشر کمک کند که مجبور نباشد هر کاری را بوسیله تجربه به درستی و اشتباه آن پی ببرد، مگر انسان چه مدت عمر می کند تا مدتی را با تجربه و علم آموزی بتواند فرصت سوزی کند!

    این تجربه کردن ها چه بسا به هلاکت انسان منجر می شود و یا باعث تغییر ژن و خوی انسانی می شود.

    مثلا خوردن غذا های حرام انسان را به موجوددرنده خویی تبدیل می کند .

    قساوت افرادی که در شکنجه گری ها دست دارند نشان دهنده همین بی دینی است که علم نتواسته آنها را نجات دهد.

    و کسی که بمب اتم را روی ژاپن انداخت و انسانهای بیگناهی در یک لحظه نابود کرد بیسواد نبود وحتما علومی را آموخته بود و که این ماموریت را به عهده گرفت ولی متوجه زشتی کارش نشد.

    برای همین دین آمده تا به بشر بگوید خدایی که شما را آفریده نسخه زندگی را هم به شما معرفی کرده تا در مسیر زندگی در چاه وچاله نیفتید.

    خداوند علاوه برعقل درونی بشر یک عقل بیرونی را هم برای انسان معرفی کرده است، آنهم وجود مقدس پیامبران هستند که مکمل تکامل فکری بشر هستند.

    و این مختصری از جواب بود که نوشتم بعد از او پرسیدم که قانع شدید یانه چون جوابش مثبت بود رفتیم سر بحث دوم.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 10:03:00 ق.ظ ]





      چرا طلاب انگیزه درس خواندن ندارند   ...

     مدرک گرایی حفظ دروس بدون مباحثه

     

    قرار شده بود هفته ای یک روز برای مشاوره دینی برویم دانشگاه،

    روزی که بنده رفتم، آقای روحانی که مسئول فرهنگی دانشگاه بود؛ یک دانشجوی آقا را آورد و  دانشجو را  معرفی کرد.

    گفت : این آقا دانشجوی نخبه ماست که همزمان در دو رشته فنی درحال تحصیل است و کتاب تالیف کرده است و اختراع هم دارد.

    درحالیکه من با این پیش فرض که برای دانشجویان دختر مشاوره خواهم داد، آنهم در مسائل ارتباط دختر و پسر.

    حالا شما فکر کنید که من طلبه فقط احکام خوانده باشم و دعا و ذکر بلد باشم، آیا می توانم پاسخگوی یک دانشجوی نخبه به قول خودشان باشم آنهم بدون اطلاع قبلی از سوالات.

    وقتی با سوالات دانشجو مواجهه شدم، متوجه شدم که عمدا این سوالات را مطرح کرده اند تا از یک سو توانایی یک طلبه را بسنجند، از طرفی گمان می کردند که یک خانم طلبه حتما از پاسخ گویی به یک آقا خود داری خواهد کرد!

    گفتم: بنده آماده هستم تا سوالات شما را پاسخ بدهم.

    جوان گفت: هر سوالی داشته باشم می توانم بپرسم گفتم بله تا جاییکه پاسخ آن را می دانم جواب شما را می دهم و آنجاییکه ندانم موکول می کنم به یافتن پاسخ در فرصتی دیگر خواهم گفت.سوالات دانشجو عبارت بود از:

    1-با توجه به پیشرفت علم بشر و رشد عقلی انسان چرا باید به دین اعتقاد داشته باشیم؟

    2- چرا باید بانوان حجاب داشته باشند، در حالیکه من بیشتر اوقات به خارج کشور سفر می کنم  و با زنان بی حجاب ارتباط دارم برایم مشکلی پیش نیامده است؟

    3- چرا خود ارضایی کار بدی است؟

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [جمعه 1397-04-01] [ 11:10:00 ب.ظ ]





      طلابی که فکر می کنند دروس حوزوی نمی تواند پاسخ گوی شبهات باشد   ...

    ایادروس حوزوی می تواند پاسخ گو باشد

    عضو انجمن اولیا بودم، رفته بودم مدرسه تا به اوضاع احوال دخترم و سایر بچه ها سری بزنم.

    مدیر سوالش را این چنین شروع کرد، با یک قیافه حق به جانبی گفت : چندتا از بچه ها سوال اعتراضی به قوانین اسلام داشتند، منهم جوابشون را دادم حالا شما گوش بده ببین درست گفته ام؟

    پرسیدم سوالشان چه بود؟

    گفت: می گویند چرا در اسلام ارث زن  و دیه زن نصف مرد است؟

    و این ظلم به زنان است برای همین ما دیگر نماز نمی خوانیم!

    مدیر گفت: من در جوابشان گفتم ، خداوند هرکسی را چیزی خلق کرده است کسی حق ندارد اعتراض کند یکی سنگ، یا چوب، و حیوان آفریده شده است. شما اگر بخواهید نماز نخوانید باید بروید مسیحی یا یهودی شوید آن وقت مشکلی نخواهید داشت!

    گفتم: چه کسی می گوید برای مسیحی و یهودی نماز واجب نیست؟!

    با تعجب پرسید مگر برای آنهاهم نماز واجب است؟

    گفتم بله که واجب است مگر در قرآن نخوانده های” یا مریم اقنتی لربّك و اسجدی و اركعی مع الراكعین” آل عمران(43)

    در استمرار گفت‏ و گوی ملائكه با مریم(علیهاالسلام) فرشتگان با ابلاغ پیام الهی به گونه ‏های كه عظمت مطلب را مى ‏رساند از آن حضرت خواستند كه در برابر آن سه فضیلت و بشارت (اصطفای نفسى، تطهیر نفسی و اصطفای نسبی) سه حق‏شناسی به جا آورد و در خضوع دائم و سجده و ركوع و دارای آیین نمازگزاران باشد كه سجده و ركوع از اجزای مهم نمازند و سجده برترین جزء نماز است.

    حضرت مریم وقتی در معبد بود به دین حضرت موسی علیه السلام بود که باید نماز می خواند و بعدا هم که حضرت عیسی متولد می شود باز هم نماز وجود دارد.

    اینکه اکنون مسیحیان و یهودیان نسبت به نماز و حجاب و سایر مناسک دین بی خبر هستند دلیل نبودن نماز و حجاب در این دینها نیست.

    بعد براش توضیح دادم مگر حدیث معراج را نشنیده ای که حضرت رسول در معراج،  روایتی است که شیخ صدوق از امام صادق علیه السلام نقل می کند که فرمود ؛« زمانی که پیامبر به معراج رفت ، خداوند پنجاه نماز را واجب کرد ، پیامبر پس از گرفتن این دستور از پیامبران عبور می کرد و هیچ کس به او چیزی نگفت تا آنکه به موسی بن عمران رسید و او سوال کرد که خداوند چه چیزی را به تو امر کرد ؟ پیامبر پاسخ داد خواندن پنجاه نماز ، موسی گفت برو از خدایت تخفیف بخواه زیرا امت تو توان خواندن این تعداد نماز را ندارند ، پیامبر از خداوند تخفیف خواست و خداوند ده نماز را کم کرد …باز موسی گفت از خدایت تخفیف بخواه زیرا امت تو توان به جا آوردن ندارند ، پیامبر نیز تخفیف خواست و خداوند ده نماز دیگر کم کرد، …باز با موسی ملاقات کرد و موسی گفت برو از خدایت تخفیف بخواه که امت تو توان به جا آوردن ندارند ، پیامبر نیز چنین کرد و خداوند ده نماز دیگر کم کرد و مجموعا بیست نماز واجب شد ، موسی باز گفت از خدایت تخفیف بخواه که امت تو توان بجا آوردن ندارند ، پیامبر نیز تخفیف خواست و خداوند ده نماز کم کرد ، موسی باز گفت از خدایت تخفیف بخواه، خداوند پس از آن پنج نماز کم کرد و تنها خواندن پنج نماز در روز را واجب کرد …موسی باز گفت برو از خدایت تخفیف بخواه .

    پیامبر در این مرحله پاسخ داد که من دیگر از خداوند حیا می کنم که از او این درخواست را کنم و این شد که پیامبر با وجوب خواندن پنج نماز بازگشت …»الفقیه ج۱ ص۱۹۷

     باید یک طلبه حد اقل هرماه یک کتاب غیر درسی را مطالعه کند وبعضی مطالب آن را یاداشت کند تا با نوشتن مطلب در ذهنش ماندگار شود.

    اگر طلبه دروس حوزوی که مبانی هستند را نخوانده باشد هرگز نمی تواند بصورت متقن جواب گوی شبهات باشد.

    حالا شما فکر می کنید که اگر بنده دروس حوزوی را نخوانده بودم بداهه می توانستم این مطالب را بگویم!

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 09:55:00 ق.ظ ]





      کم کاری در فضای مجازی چه خواهد شد   ...

     فضای مجازی تبلیغ دینی


    واقعا هیچ فکر کرده ایم که در روز واپسین در حضور شهدا، چه جوابی خواهیم داد؟

    در برابر زحمات و خون هایی که شهدا برای به ثمر رساندن انقلاب تقدیم کردند و زمینه را برای تبلیغ دین فراهم کردند.
    قبل از انقلاب مگر کسی جرات داشت ،حرفی بزند اگر هم منبری وجود داشت که ساواک به او کاری نداشت، چون سخنانش یا خنثی بود و یا در تعریف طاغوت بود.
    بنا براین برای تبلیغ در فضای مجازی باید کمر همت ببندیم ،با مطالبی پرمحتوا و بروز به مقابله شبهات برویم، باید گوش جان بسپاریم به فرامین امام خامنه ای:

    ####
    ظرفيت بي‏ سابقه فضاي مجازي براي ترويج معارف اسلامى
    امروز اين جوان هاى دانشجو و غيردانشجو را كه مشاهده مى‏ كنيد ـ حالا من دانشجوها را مى‏ گويم ـ همه‏ شان تقريباً و تغليباً مشتاق اند از مفاهيم اسلامى و معارف اسلامى چيزهايى را بشناسند و چيزهايى را بفهمند و سر دربياورند. من و شما بايد زمينه فراهم كنيم كه بتوانيم به آنها جواب دهيم.

    اين فرصت تا امروز كى براى روحانيت وجود داشته؟
    علاوه بر اين، ابزارهاى تسهيل‏ كننده، مثل رايانه ‏ها و ارتباطات اينترنتى و فضاى‏ مجازى‏ و سايبرى هم كه الان در اختيار شماست.

    اگر بتوانيد اين ها را ياد بگيريد، مى‏ توانيد يك كلمه حرف درست خودتان را به هزاران مستمعى كه شما آنها را نمى ‏شناسيد، برسانيد؛ اين فرصت فوق ‏العاده‏ اى است؛ مبادا اين فرصت ضايع شود.

    اگر ضايع شد، خداى متعال از من و شما روز قيامت سؤال خواهد كرد: از فرصت اين همه جوان، اين همه استبصار، اين همه ميل و شوق به دانستن، شما براى ترويج معارف اسلامى چه استفاده ‏اى كرديد؟

    نظام اسلامى چنين خدمتى به ما معمّمين و روحانيون كرده. مگر مى ‏توانيم خودمان را كنار بگيريم؟

    سخنان مقام ولایت در دیدار علمای همدان

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1397-03-31] [ 10:00:00 ب.ظ ]





      مجهز وارد فضای مجازی شویم   ...

    مجهز وارد فضای مجازی شویم

    برای انتخاب رشته فرزندانمان، به مشاورین تحصیلی مراجعه می کنیم.

    برای ثبت نام کودکانمان به چندین مدرسه سر می زنیم تا از نحوه تدریس و البته گاهی تربیت معلمان آگاه شویم.

    برای آزاد گذاشتن فرزندان در فضای مجازی کدام یک از رسانه ها و کانال ها را بررسی کرده ایم؟

    آیا فرزندانمان را مجهز به الف بای فضای مجازی کرده ایم؟

    ####

    اهداف دشمن از ايجاد فضاي مجازي

      تغيير در شيوه‎هاي انتقال فکر

    امروز دو خصوصيت وجود دارد كه بار من و شما را سنگين مى‏ كند. يك خصوصيت پيشرفت شيوه‏ هاى انتقال فكر است.

    شما ببينيد تلويزيون، راديو، وسايل الكترونيكى، اينترنت‏ و ديگر وسايل ارتباطاتى، امروز در دنيا در خدمت چه اهدافى قرار دارند.

    امروز استكبار به اين اكتفا نمى‏ كند كه شمشير نشان بدهد.

    شمشير هم نشان مى‏ دهد، اما در كنار او به ده‏ ها شيوه‏ ديگر متوسل مى ‏شود براى اينكه آن فكر غلط، آن راه خطا، آن روش ستمگرانه و طغيان‏گر را بر ملت ها تحميل كند… امروز طبق اطلاعات قطعى ثابت شده است كه مؤسسه‏ عظيم هاليوود و شركت هاى بزرگ سينمايى با سياست هاى استكبارى آمريكا همراهى و همكارى مستمر و باب ميل دارند.

    اين مؤسسه‏ بزرگ فيلمسازى و سينمايى كه ده ‏ها كمپانى بزرگ فيلم‏ساز از هنرمند و از كارگردان و از بازيگر و از نمايش‏نامه‏ نويس و فيلم‏نامه‏ نويس و سرمايه ‏گذار در آن گرد هم جمع شدند، در خدمت هدفى دارند حركت مى‏ كنند.

    آن هدف عبارت است از اهداف سياست استكبارى كه دولت آمريكا را هم همان سياست ها دارد مى‏ چرخاند. اين ها چيز كوچكى نيست. #

    #سخنان مقام رهبری در دیدار با علمای کردستان

    ادامه داردمجهز وارد شویم

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1397-03-30] [ 03:04:00 ب.ظ ]





      استفاده از تولیدات داخلی درپیشگاه خداوند مقبول است   ...


    رفتار های ناهنجار خیلی زود اثر سوء خود را بر سبک زندگی مردم می گذارد و از طرف دیگر تغییر روش بد به سختی و کندی پیش می رود، اصولا کار فرهنگی زمان بر است.بنا براین برای عادت دادن مردم به اقتصاد مقاومتی و حمایت از کالای ایرانی باید فرهنگ سازی شود.

    از طریق رسانه های دیداری و شنیداری ؛باید در کتب درسی دانش آموزان و دانشگاهیان این مهم توضیح داده شود و با توجه به مذهبی بودن مردم ایران، می توان با فتاوای مراجع دینی این موضوع را بزرگ نمایی کرد، که استفاده از تولیدات داخلی درپیشگاه خداوند مقبول است.

    باید در بزرگ راه ها در معابر پر رفت و آمد فواید استفاده از تولیدات داخلی و زیان های استفاده از واردات خارجی بیان شود.البته نه به صورت شعار و عمل بر خلاف آن.

    وقتی در ماجرای تنباکو با فتوای میرزای شیرازی استفاده از تنباکو که تولید داخلی بود ولی امتیازش را خارجی گرفته بود تحریم می شود و منجر به لغو امتیاز می گردد.چرا در استفاده از کالاهای خارجی از این سرمایه معنوی استفاده نمی شود.
    وقتی به آشپزخانه ها نگاه می کنی، پر است از وسایلی مثل ماکروفرو انواع دستگاه ها برای پختن کیک و کباب …
    متاسفانه خانواده ها براثر تنبلی به مواد خوراکی تولید شده و پخته شده بیرون معتاد شده اند، مثل انواع ترشی جات ، مرباجات، رب و کیک ، آب میوه های آماده.غذاهای آماده…که بسیاری از آنها بامواد نگه دارنده تولید شده است و خارجی هستند، که علاوه بر ضرر اقتصادی بیماری زا هم هستند. و تجار بی بصیرت با تانکر های مخصوص نفت از چین رب وارد می کنند و در قوطی هایی با مارک ایرانی به مردم عرضه می کنند .


    متاسفانه این بیماری تنبلی به روستاهای ایران که معروف به قطب خوراکی های سالم بودند هم نفوذ کرده است. همیشه وقتی از روستا گذر می کردی بوی نان تازه به مشام انسان می رسید، که ناخودآگاه بوی نان را دنبال می کرد تا لقمه ای از آن تهیه کند!
    اکنون چند سالی می شود که دیگر در روستاها نان نمی پزند و از نانوایی می خرند و چون نان ها مرغوب نیست خرد می شود و دور ریز نانشان زیاد شده است.درحالیکه زمانی خود نان می پختند هرگز چنین مشکلی نداشتند!
    دیگر در روستاها کسی مرغ نگهداری نمی کند که هم بعضی اضافات غذا را دور نریزد و هم از تخم مرغ  و گوشت آن به اقتصاد خانواده کمک کند.
    شما در روستا دیگر بانگ خروس و بع بع گوسفند را نمی شنوید و حتی صدای گاو را هم نخواهید شنید. روستایی هم مثل شهر نشینان از تخم مرغ، مرغ ماشینی ،شیر و ماست پاستوریزه استفاده می کند.
    مردم لباس هایشان را خود می دوختند که این کار به اقتصاد خانواده کمک می کرد ولی متاسفانه در این سبک زندگی که در پیش رو داریم دیگر کسی همت دوختن زیرشلواری هم ندارد!
    این قضیه باعث شده که لباس های حاضری دست دوخت خارجی، با مد های گوناگون که در شان و اندازه افراد نیست بپوشند که در نتیجه به همه چیز شباهت دارند جز آدم نرمال!

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [دوشنبه 1397-03-28] [ 10:04:00 ق.ظ ]





      کالای ایرانی با اقتصاد مقاومتی قرآنی   ...

     مدل قرآنی حمایت از کالای ایرانی                                           
     از آن جایی که سال95 از سوی رهبر معظم انقلاب سال سال اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل نام گذاری شد.

    لازم است، با نگاهی قرانی به این موضوع  بپرداریم ان شالله که خیر دنیا و آخرت برایمان داشته باشد!


    تعارف که نداریم! اقتصادُنا مریضٌ ! هر مریضی هم نیازمند طبیب است. البته نسخه ی درمان اقتصاد مریض ما نه در طب سنتی پیدا می شود و نه در طب سوزنی و چینی، و نه در پزشکی مدرن!


    داستان خواب معروف عزیز مصر و تعبیر آن توسط حضرت یوسف را همگی بلدیم حتی فیلمش را هم دیدیم! خوب است به برخی جوانب این داستان از بعد اقتصادی نگاه شود و درس گرفته شود چرا که نقل این داستان ها برای عبرت و درس گرفتن است البته برای صاحبان خرد!


    حضرت یوسف علیه السلام پس از تعبیر خواب عزیز مصر، «خشکسالی» را مشکل آتی مملکت مصر دانستند و به فکر چاره افتادند. پس نفس «تشخیص مشکل» گام اولیه و اساسی در حل مشکل و حتی بحران اقتصادی می تواند باشد.

    بدیهی است اگر تشخیص اولیه درست باشد، می¬توان انتظار نتیجه ی مطلوب را داشت والا چنین انتظاری معقول نیست.
    البته شاید یادآوری یک مطلب در ابتدای بحث لازم باشد و آن هم این که در زمان حضرت یوسف علیه السلام چرخ اقتصاد بر روی کشاورزی و دامداری می چرخید و خبری از صنایع امروزی (حتی سانتریفیوژ!) نبود.

    منظور این که اگر کشوری به لحاظ ذخایر ارضی فقیر هم باشد باز هم با یک مدیریت خوب می توان مشکل اقتصادی مملکت را حل کرده. چه رسد به این که کشور از لحاظ منابع و ذخایر ارضی موقعیت نسبتا ممتازی داشته باشد.

    نکته:در اقتصادی که مدنظر قرآن است، سعی بر این است که با استفاده از سلاح پویایی اقتصاد، حاکمیت سیاسی دولت اسلامی در روابط با بیگانگان حفظ شود، زیرا در روابط خارجی بین دولت‌ها، مناسبات اقتصادی و سیاسی بسیار به هم پیوسته و درهم تنیده‌اند، هم اکنون وابستگی سیاسی‌ای که در بسیاری از کشورهای به ظاهر مسلمان مشاهده می‌شود، نتیجه‌ی مستقیم وابستگی اقتصادی آن‌ها به ابرقدرت‌ها است.

    از این رو برای حفظ اعتبار و حیثیت اسلامی، دولت‌های اسلامی موظف هستند از هرگونه عملی که راه نفوذ کفار را برای تسلط بر مسلمین می‌گشاید، خودداری کنند و پیشاپیش راه‌های نفوذی آنان را با تدبیر و سیاست ببندند و از آن جا که بزرگ‌ترین راه نفوذ آنان، تأمین نیازمندی‌های اقتصادی است، از این رو اِعمال سیاست اقتصادی خودکفا و همیاری عموم اقشار در قطع وابستگی و بستن راه‌های نفوذی آنان، از مهم‌ترین مسؤولیت‌های ملت اسلامی است.


    پس، تشخیص مشکلِ مملکت، مسیر را برای درمان هموار می کند. حضرت یوسف علیه السلام با درک این مطلب اقدام به ذخیره سازی گندم برای هفت سال بعد نمودند. قطعا ذخیره کردن گندمِ هفت سال، آن هم هفت سال قبل از وقوع خشکسالی، تدبیر و درایت خاصی می طلبد و الحمد لله که دولت فعلی هم دولت تدبیر و امید نامیده شده است.
    القصه! 1. تشخیص درد 2. پیدا کردن درمان 3. داشتن راهکار مناسب، بخش اعظم حل هر مشکلی خصوصا مشکل اقتصادی می تواند باشد. توضیح مراحل دیگر اقتصاد قرآنی، بماند برای پست آتی.
    ________________________________________
    بعد نوشت 1: مراحل دیگر اقتصاد رو بی خیال لطفا! فعلا تدبیر این دولت فراعقل بشریه! بذارید با تدبیر اینا کمی اوضاع بر وفق مراد بعضیا بچرخه بینیم چی میشه.والله!

    رامیان

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 09:36:00 ق.ظ ]





      زیباترین عید، عید بندگی...   ...

     


    زیباترین شروع:بسم الله
    زیباترین دین:اسلام
    زیباترین خانه:کعبه
    زیباترین استاد:امام صادق(ع)
    زیباترین عمو:حضرت ابوالفضل(ع)
    زیباترین غنچه:حضرت علی اصغر(ع)
    زیباترین سرانجام:شهادت
    زیباترین لباس:احرام
    زیباترین ندا:فطرت
    زیباترین دوست:کتاب
    زیباترین روز:جمعه
    زیباترین بیابان:عرفات
    زیباترین میعاد:معاد
    زیباترین کلام:لااله الاالله
    زیباترین آواز:اذان
    زیباترین شهید:امام حسین(ع)
    زیباترین بنا:حضرت ابراهیم
    زیباترین پرچمدار:حضرت عباس
    زیباترین پیرمرد:حبیب ابن مظاهر
    زیباترین آواره:سلمان
    زیباترین شب:قدر
    زیباترین خاک:تربت
    زیباترین رحمت:باران
    زیباترین کلمه:محبت
    زیباترین لحظه:پیروزی
    زیباترین سوره:حمد
    زیباترین سلسله:انبیاء
    زیباترین بانگ:تکبیر
    زیباترین پارسا:حضرت علی(ع)
    زیباترین زندانی:امام موسی بن جعفر
    زیباترین صابر:حضرت ایوب
    زیباترین مهاجر:هاجر
    زیباترین عمل:عبادت
    زیباترین چشمه:زمزم
    زیباترین نیکی:نیکی به پدرومادر
    زیباترین عهد:وفا
    زیباترین ناله:نیایش
    زیباترین جنگ:جنگ با نفس
    زیباترین انسان:پیامبر (ص)
    زیباترین ستون:دین
    زیباترین مادر:حضرت فاطمه(س)
    زیباترین منتقم:حضرت مهدی(عج)
    زیباترین سخن گو:حضرت زینب
    زیباترین قربانی:حضرت اسماعیل
    زیباترین کوشش:فی سبیل الله
    زیباترین سنگ:حجرالاسود
    زیباترین آغوش:آغوش مادر
    زیباترین سرمایه:زمان
    زیباترین زمین:کربلا
    زیباترین ابزار:قلم

    زیباترین عید: قربان
    زیباترین شعار:صلوات برمحمد وآل محمد(الله هم صل اله محمد و آل محمد)

    طلبه

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1397-03-24] [ 11:50:00 ق.ظ ]





      حواس هفت گانه من، در جهنم است   ...

    حواس پنجگانه و قوه خیال و وهم در جهنم است

    نمی دانم در این روزهای آخر مهمانی پروردگار، چقدر به مقررات میزبان مهربان عمل کرده ام.

    آیا با همه وجود در میهمانی بودم یا اینکه بخشی از وجودم در میهمانی حضور داشته است؟

    آیا چشم هایم با من حاضر بود؟ و فهمید که باید با من روزه بگیرد، یا اینکه من به تنهایی با دستگاه گوارشم

    روزه بودم!

    آیا گوش هایم با من هماهنگ بود،؟که نباید هرصدایی را بشنود.

    آیا زبانم با من روزه بود؟ یا اینکه من تشنه و گرسنه را وادار به گفتن سخنانی کرد که نباید گفته می شد!

    آیا حس بویایی من، توانست روزه بگیرد و هر عطری را استشمام نکند!

    آیا حس لامسه با من همراه بود و روزه گرفت و از لمس نامحرم خودداری کرد؟

    آیا قوه خیال من، باطل را تصور کرد یا نکرد.

    آیا وهم مرا به سرزمین توهمات باطل برد یا نه؟

    این ها که در من وجود دارد و در تمامی ماه رمضان با من بوده و من فقط گرسنگی و تشنگی را برخود هموار

    کردم، و از نوشیدن حلال خدا که یک قطره آب بود بر خود سخت گرفتم.

    زهی خیال باطل، از این هفت قوه که در هیچ لحظه ای اجازه ندارند مرتکب حرام شوند چه مهمان خدا باشند و

    در حال روزه باشم یا نباشم غافل بودم.

    و غافل تر اینکه، این ها درهای جهنم من هستند که معروف است که جهنم هفت در دارد.

    پس در های بهشت من کجاست و چند تاست؟

    درهای بهشت  هم همین هم اعضا و قوه ها هست منتها به اضافه یک نور افکن قوی به نام عقل.

    و وظیفه من در ماه رمضان تقویت این نور افکن است تا با تقویت اراده ام بر شدت نورش بیفزایم، تا بتواند بر

    آن هفت قوه اثر کند و در طول سال یاریگر من باشد.

    این عقل است که می گوید به هر چیزی نگاه نکن و هر سخنی را نگو و هر سخنی را گوش نده و…

    خداوند در قرآن کریم می فرماید:

    .«وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ * لَها سَبْعَةُ أَبْواب لِکُلِّ باب مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ؛ و دوزخ، ». هفت در داردو براى هر درى، گروه معینى از آنها تقسیم شده‌اند». (حجر/ 43 و 44)

    جهنم میعادگاه همه آنها (گمراهان) است.

    در حالى که آیات قرآن مى‌گوید: جهنم هفت در دارد، و قابل توجه این که: در حدیث امام باقر(علیه‌السلام) مى‌خوانیم: «بهشت، هشت در دارد»، این تفاوت، اشاره به این است که: هر چند درهاى ورود به بدبختى و عذاب فراوان باشد، ولى با این حال درهاى وصول به سعادت و خوشبختى از آن افزونتر است،

     

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [سه شنبه 1397-03-22] [ 12:52:00 ب.ظ ]





      دعا کنیم در برزخ از راز آیات متشابه آگاه شویم   ...

    قرآن را با ایمان حقانیت آن بخوانیم

    قرآن را بخوانیم و یاد بگیریم و تلاش کنیم تا با ایمان به قرآن نکات آن را بدقت در ذهنمان بسپاریم،

    در  این صورت اگر توفیق داشتیم با ایمان به قرآن از دنیا رفتیم و در عالم برزخ کلاس آموزش گذاشتند، می توانیم راز آیات متشابهات را بفهمیم.
    حتما این را شنیده ایم که میان اهل فلسفه، عرفان و کلام اسلامی، این مساله، محل نزاع بوده است که آیا روح آدمی پس از جداشدن از جسم، در عالم دیگر، تکامل برزخی می یابد یا خیر؟
     بعضی از متفکران معتقدند تکامل برزخی در عالم مثال(برزخ در متون دینی)، نیاز به حرکت از قوه به فعل دارد، و حرکت نیز بدون ماده امکان پذیر نیست، بنابراین در عالم برزخ که ماده ای وجود ندارد، از حرکت هم خبری نخواهد بود، تکامل نیز وجود نخواهد داشت.
    عده ای دیگر چون ملاصدرا، موسس حکمت متعالیه، معتقدند که جسم برزخی حکم ماده را دارد و روح(نفس ناطقه انسانی)در اثر کسب معارف و نیز تغذیه از خیرات و مبرات اهل دنیا، رشد کرده و مسیر تکاملی خود را همچنان ادامه خواهد داد.
    اما با توجه به مجامع روایی، این نکته عرفانی و کشف فلسفی را تایید می کند.

    به عنوان نمونه یک روایت را ذکر می کنیم.
    « حفص می‌گوید: حضرت موسی بن جعفر ـ علیه السّلام ـ به مردی فرمودند: «أتحبّ البقاء فی الدّنیا»؛ آیا بقای در دنیا را دوست داری؟

    آن شخص كه از تربیت شدگان مكتب امامت بود، عرض كرد: آری
    آن حضرت پرسیدند: چرا؟
    عرض كرد: برای آن كه به قرائت سورة محبوب خود، «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» بپردازم#
    امام كاظم ـ علیه السّلام ـ پس از لحظه‌ای سكوت فرمودند: «یا حفص! مَن مات مِن أولیائِنا و شیعتنا و لم یُحسنِ القرآنَ عُلّمَ فی قبره لیرفع اللهَ به مِن درجته فإنّ درجاتَ الجنة علی قدر آیات القرآن یقالُ له: اقرأ وارقَ. فیقرأُ ثم یرقی»
    اگر از شیعیان ما، كسی قرآن را به خوبی فرا نگرفته باشد (چون به حقیقت آن ایمان دارد) در جهان برزخ، قرآن به او تعلیم داده می‌شود تا خدای سبحان با معرفت قرآن بر درجات او بیفزاید؛ زیرا درجات بهشت به اندازه آیات قرآن است؛ به قاری گفته می‌شود: بخوان و بالا برو. او نیز می‌خواند و بالا می‌رود.
    #(بحار، ج 89، ص 348). )

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [دوشنبه 1397-03-21] [ 03:00:00 ب.ظ ]





      سبک زندگی خانواده های ناپاک مثل خانه ی عنکبوت است   ...

     خانواده ناپاک مثل خانه عنکبوت سست است

     

    به مشکلات خانواده ها فکر می کردم،و از اینکه کودکان معصوم در دست مادرانی اژدها صفت بزرگ می شوند و مردان مفلوکی که باید همسر این ماردوشان باشند و سر در کنار این زنهاروی بالین بگذارند تاسف می خورم! 


    در حدیث معراج علامت هایی از این زنان را خوانده بودم،که پیامبر اعظم در سفر معراج سرنوشت این موجودات را دیده بودند و جبرائیل هم در مورد آن ها برای پیامر اعظم توضیحاتی داده بودند.


    و دنبال نشانه ای از این درنده های دوپا بودم، و ردآن ها را از آیه های قرآن جستجو کردم.
    که ببینم خداوند در مورد این ددمنشان چه هشداری داده است؟!


    واقعا خانواده، این نهاد پاک که تربیت نسل را به عهده دارد و زن ومرد در این کانون باید با آرامش زندگی کنند و در سایه سار این بهشت کوچک، آرامش را به جامعه جاری کنند.


    چرا؟ خانواده هایی را می بینیم که طبق فرمایش قرآن مهر «مَثَلُ الَذینَ اتَّخذوا مِنْ دونِ اللّهِ اولیاءَ کمَثلِ العنکبوتِ اتَّخَذَتْ بیتاً وَ اِنَّ أَوْهَنَ البیوتِ لبیتُ العنکبوتِ» 90 عنکبوت بر آن حک شده است.

    مثل کسانی که غیر از خدا اولیای خود برگزیدند، مثل عنکبوت است که خانه ای را برای خودانتخاب کرد، در حالی که سست ترین خانه ها. خانه عنکبوت است.
    با آیات سوره عنکبوت روبرو شدم، که می فرماید سست ترین خانه ها خانه عنکبوت است!


    واز طرفی متوجه کشفیات جدید دانشمندان شدم که می گویند از تار های عنکبوت محکم ترین لباس را می بافند.
    بعد از مطالعه و جستجو در مطالعات مفسرین ، به یافته جدیدی رسیدم که بسیار جالب بود.


    همیشه شنیده ایم که قرآن بطن های فراوانی دارد، ولی به این روشنی وملموس متوجه نشده بودم!


    بررسی در زندگی عنکبوت نشان می دهد که وظیفه لانه سازی به عهده عنکبوت ماده است، وقتی که عنکبوت ماده باردار می شود و نوزادانش متولد می شوند؛ ابتدا همسر خود را می کشد و بعد نوزادان را از لانه بیرون می کند.


    واین سبک زندگی عنکبوت است که معروف به سست ترین خانه ها شده است.


    یعنی کانون خانواده ای وجود ندارد، درست مثل زنهایی که از مسیر پاکی خارج می شوند و با نامحرمان ارتباط دارند و چه بسا همسر را به قتل می رسانند و فرزندان را رها می کنند.

     

    http://eajazquran14.blogfa.com/post/24

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1397-03-16] [ 08:17:00 ب.ظ ]





      الگوی همه آزادگان جهان   ...

     

    مقام علی علیه السلام
    درباره مقام امیرالمؤمنین علیه السلام زبان های نوعِ بشر و قدرت و تصویر و ترسیم انسان ها عاجز از ارائه کُنه و حقیقت مطلبند؛ بلکه عاجز از تصوّر آن مقام شامخ و کُنه عظمت آن بزرگوارند.

    ما با قیاس به معلومات خودمان می توانیم چیزی را بشناسیم و بفهمیم.

    امیرالمؤمنین علیه السلام از مقیاس های ما خارج است.

    او را با ذرع و پیمانه ای که برای سنجیدن انسان ها و فضیلت ها و مُحسّنات و زیبایی ها در اختیار ماست، نمی شود سنجید و اندازه گرفت.

    او بالاتر از این حرف هاست. آنچه که ما می بینیم درخشش آن بزرگوار است که به چشم هر انسانی ـ حتّی دشمنان و مخالفان ـ می آید؛ چه برسد به دوستداران و یا شیعیان… درخشش را می بینند، امّا ابعاد و جزئیات را نمی توانند درک کنند و ببینند.

    تجلی حکومت الهی
    آن وقتی که این انسان بزرگ اندیش و بزرگ بالاخره بر مسند قدرت و حکومت دست پیدا کرد ـ در آن دوران کاری کرد که اگر سال های سال مورّخان و نویسندگان و هنرمندان بنویسند و تصویر کنند کم گفته اند و کم تصویر کرده اند ـ وضع زندگی امیرالمؤمنین در دوران حکومت قیامتی است.

    اصلاً علی علیه السلام معنای حکومت را عوض کرد. او تجسّم حکومت الهی، تجسّم آیات قرآن در میان مسلمین، تجسّم «اَشِدّاءٌ عَلی الکُفّارِ رِحُمَاءُ بَیْنَهُمْ» و تجسّم عدل مطلق بود.

    او فقرا را به خود نزدیک می کرد و ضعفا را مورد رعایت خاص قرار می داد. برجستگانی که با پول و زور و بقیه وسایل مطرح شدن، خودشان را به ناحقّ مطرح کرده بودند، در نظر علی علیه السلام با خاک یکسان بودند.

    آنچه در چشم و دل او ارزش داشت، ایمان و تقوا و اخلاص و جهاد و انسانیّت بود. با این مبناهای باارزش، امیرالمؤمنین کم تر از پنج سال حکومت کرد. قرن هاست که درباره امیرالمؤمنین می نویسند و کم نوشته اند و نتوانسته اند درست تصویر کنند و بهترین ها معترف به عجز و تقصیر خودشان هستند.

    کار برای خدا
    ... امیرالمؤمنین برای خدا و در راه او کار می کرد. به درد مردم می رسید. مردم را دوست می داشت و خدمت به آنها را وظیفه خود می دانست. با این که حکومت او در جهت خدمت به مستضعفان بود، به این اکتفا نمی کرد؛ شب ها هم، تنها و به صورت فردی، به کمک یکایک مستضعفان می رفت. این زندگی امیرالمؤمنین علیه السلام است.

    ظلم ستیزی علی علیه السلام
    علی علیه السلام در هر سطحی با هر نامی و زیر هر پوششی ظلم ستیز بود. زندگی دشوار امیرالمؤمنین را نگاه کنید. این جنگ های اوست. ببینید با چه کسانی جنگید؟ چه طور جنگید؟ با چه صلابتی جنگید؟ آنها چه کسانی بودند؟ زیر چه نام و عنوان های فریبنده ای پنهان شده بودند؟

    امّا وقتی تشخیص می داد که این ظلم و باطل است درنگ نمی کرد. این راه ماست؛ راه دشواری که باید آن را طیّ کنیم. این راه یکایک کسانی است که ادّعای پیروی امیرالمؤمنین علیه السلام را می کنند؛ راه مقابله با ظلم و ظالم در هر سطحی و یا هر کیفیّتی…

    شخصیّت و فضایل علی علیه السلام
    شخصیّت امیرالمؤمنین علیه السلام ترکیبی از عناصری است که هرکدام به تنهایی یک انسان عالی مقام را اگر بخواهد به اوج آن برسد به زانو در می آورد.

    زهد امیرالمؤمنین و بی اعتنایی و بی رغبتی او نسبت به شهوات زندگی و زخارف دنیایی یکی از این عناصر است.

    علم آن بزرگوار و دانش وسیع او ـ که بسیاری از بزرگان مسلمین و همه شیعه بر آن اتّفاق دارند که بعد از نبیّ اکرم صلی الله علیه و آله وسلم کس دیگری غیر از امیرالمؤمنین از آن علم برخوردار نبوده است ـ یکی از این عناصر است.

    فداکاری آن بزرگوار در میدان های مختلف ـ چه میدان های نظامی و چه میدان های اخلاقی و سیاسی ـ یکی از این عناصر است.

    عبادت آن بزرگوار یکی دیگر از این عناصر است. عدل و دادگری امیرالمؤمنین که پرچم برافراشته شاخصی برای عدل اسلامی است. رأفت آن بزرگوار نسبت به ضعیفان ـ اعم از فقرا، کودکان، زنان و از کارافتادگان ـ یک وادی عظیم و یکی دیگر از ابعاد شخصیّت امیرالمؤمنین است… در همه اینها در حدّ اعلاست.

    قاطعیّت علی علیه السلام
    ... قاطعیّت و صلابت در راه حقّ، این خصوصیّت ـ اگر نگوییم مهم ترین ـ حداقل بارزترین خصوصیت زندگی امیرالمؤمنین است. آن چیزی که اوّل از این دستگاه حکومت مشاهده می شود، این است که امیرالمؤمنین بعد از تشخیص حقّ هیچ چیزی نمی تواند جلوی راه حقّ او را بگیرد. …امیرالمؤمنین از جمله کسانی است که در راه خدا هیچ کس و هیچ چیزی نمی تواند جلوی او را بگیرد و مانع او بشود.

    آنچه را که تشخیص داد بدون هیچ گونه مبالاتی عمل می کند. اگر به سرتاسر زندگی امیرالمؤمنین نگاه کنید، این خصوصیّت را مشاهده می کنید.

    قاطعیّت و صلابت از اولِ نشستن بر مسند حکومت، امیرالمؤمنین این قاطعیّت و صلابت را نشان می دهد؛ یعنی حکومت وقتی که به نام خدا و برای خدا و برای اجرای احکام الهی است، باید تحت تأثیر هیچ ملاحظه ای که مخالف با حقّ باشد قرار نگیرد. این آن منطقی است که امیرالمؤمنین دنبال می کرد.

    صبر و بصیرت علی علیه السلام
    امیرالمؤمنین از اوایل نوجوانی تا هنگام مرگ دو صفت بصیرت و صبر را با خود همراه داشت. بیداری و پایداری او یک لحظه دچار غفلت و کج فهمی و انحراف فکری و بد تشخیص دادنِ واقعیت ها نشد. از همان وقتی که از غارحرا و کوه نور پرچم اسلام به دست پیامبر برافراشته شد… حکومت نبوّت و رسالت آغاز گردید، این واقعیّت درخشان را علی بن ابی طالب علیه السلام تشخیص داد.

    پای این تشخیص هم ایستاد و با مشکلات آن هم ساخت. اگر تلاشْ لازم داشت آن تلاش را هم انجام داد اگر مبارزه لازم داشت آن مبارزه را کرد. اگر جان فشانی می خواست جان خود را در طَبَق اخلاص گذاشت و به میدان برد.

    اگر کار سیاسی و فعالیّت حکومت داری و کشورداری می خواست آن را انجام داد. بصیرت و بیداری او یک لحظه از او جدا نشد. دوّم صبر و پایداری کرد و در این راهِ استوار و صراط مستقیم استقامت ورزید.

    این استقامت ورزیدن، خسته نشدن مغلوب خواسته ها و هواهای نفس انسانی نشدن نکته مهمّی است… همه در این خصوصیت باید سعی کنند که خودشان را به امیرالمؤمنین نزدیک کنند، هرچه همّت و استعدادشان باشد…

    سخنرانی امام خامنه ای در باره امیرالمومنین علی علیه السلام

    پ.ن

    علی علیه السلام انسان کامل
    امیرالمؤمنین علیه السلام یک الگوی کامل برای همه است.

    جوانیِ پرشور و پرحماسه او الگوی جوانان است.

    حکومت سراسر عدل و انصاف او الگوی دولت مردان است.

    زندگی سراپا مجاهدت و سراپا مسئولیت او الگوی همه مؤمنان است.

    آزادگی او الگوی همه آزادگان جهان است.

    سخنان حکمت آمیز و درس های ماندگار او الگوی عالمان و دانشمندان و روشنفکران است.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [شنبه 1397-03-12] [ 06:23:00 ب.ظ ]





      اجناس نجس را از خاك پاك ایران بیرون کنیم   ...

    جنس خارجی را نجس بدانیم

    دومین دلیل و راهكار سید احمد کاشانی:

    حمایت از تولید ایرانى؛ راهكار قطع سلطه اقتصاد خارجی

    «دفاع در مقابل كفار، اگر استقلال کشور های اسلامی را می خواهید، واجب است به اجماع و نصوص قطعیه و فرقی نمى‏ كند.

    وجوب دفاع از آن‏ كه كفار از راه جنگ و استعمال ادوات جنگ از قبیل توپ و تفنگ، و اراده سلطه بر مسلمین داشته باشند .

    یا از راه علم و تدبیر مسلمین را غافل نموده و سلطه بر ایشان یابند و یا از راه تجارت و راه ‏هاى دیگر…. خلاصه، عزم كفار بر ضعیف کردن مسلمین است،

    گاهى از راه جنگ و گاهى از راه حیله و تزویر و علم و تدبیر…… یا این‏كه کالای خود را در کشورهای اسلامی وارد مى‏کنند .

    و به این طریق اموال آن‏ها را مى ‏برند و راه كسب و تجارت را به رویشان مى ‏بندند تا به این وسیله آن‏ها فقیر و پریشان شوند….

    و اگر از راه كسب و تجارت، قصد نابودی مسلمین نمودند، دفاع به این نحو خواهد شد كه ترك استعمال کالاهای آن‏ها را نموده، از ورود  و تجارت كفار درکشور های اسلام مانع شوید.

    و این اجناس نجس را از خاك پاك مسلمین خارج كنیم تا نه اجنبى مغازه و كارخانه  داشته باشد و نه با او معاشرت شود .

    و باید کالا و منسوجات ایرانی را ترویج نمود و  تجارت و كسب را در کشور های اسلامی منحصر كرد و با مسلمین و و با شركت‏هاى بزرگ عقد قرار داد بست. 

    مدارس براى تحصیل انواع علوم و صنایع  افتتاح نمود تا اشاعه‏ ى علم و صنعت و كسب و تجارت شود».

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [جمعه 1397-03-11] [ 05:14:00 ب.ظ ]





      بغض در گلو مانده علما در حمایت از کالای ایرانی   ...

    علما حمایت از کالای ایرانی

    راهكارهاى سید احمد كاشانى براى برون‏ رفت از وضع نابسامان اقتصادى‏


    سید احمد پس از ذكر دردمندانه و سوگمندانه از اوضاع و احوال اقتصادى و سیاسى مسلمین درصدد ارائه‏ ى دلایل و راهكارهاى خود براى برون‏ رفت از این شرایط برآمده است:
    دلیل و راهكار اول: افزایش سرمایه و توسعه تجارت؛ پشتوانه اقتدار مسلمین‏
    «…پوشاک مسلمین از منسوجات كفار باعث تقویت كفار و تضعیف مسلمین است؛ به جهت آن‏كه رواج تجارت و کسب منشأ قوت ثروت مى ‏باشد ..

    اگر منسوجات كفار منسوخ شود و لباس مسلمین در منسوجات خودشان منحصر شود حتما راه كسب صد هزار جمعیت اقلاً مهیا خواهد گردید و راه تحصیل معاش جمع كثیر از مسلمین آماده خواهد شد….

    ما گروه مسلمین به نبود تجارت و كسادى کالاهای تولید ملی، كسب خود را ضعیف نمودیم.

    خلاصه قدرت كفار و استیلاى كفار بر ما میسر نشد مگر به جهت ثروت ایشان و ضعف و ذلت ما میسرنشد مگر به‏ سبب فقر و مسكنت ماو كفار به جهت ثروتشان مذاهب باطله و كتب ضاله خود را ترویج مى‏ كنند.… ،

    به همین ‏جهت است كه یكى از رؤساى فرنگ مى ‏گوید: قوت ما از سه چیز شد: اول، كشیش؛ دوم، تجارت؛ سیم، توپ ومن حقیر مى ‏گویم: اگر از تجارت، مال پیدا نکرده بودند نمى ‏توانستند به تهیه‏ ى توپ و تقویت كشیش بپردازنداگرچه این دو نیز اسباب قوت دولت و ملت مى ‏باشد ولكن منشأ آن‏ها تجارت است.»

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1397-03-09] [ 03:58:00 ب.ظ ]





      فریاد علما در حمایت از کالای ایرانی   ...

    سیره علما در حمایت از کالای ایرانی

    سید احمد بن فخرالدین موسوى كاشانى و حمایت از كالاى ایرانى‏
    در  دوره مظفر دین شاه مى‏ توان به اقدامات «سید احمد بن فخرالدین موسوى كاشانى» از علماى زمان  شاه قاجار، اشاره كرد.

    او از جمله علمایى است كه از رواج تولیدات دولت‏ هاى بیگانه در ایران به‏ شدت ناراحت و نگران بوده است؛ ازاین ‏رو با بیانى تند و دلسوزانه درصدد بیدارى و آگاهى بخشیدن به مردم از اوضاع مملكت و نفوذ گسترده و پنهان بیگانگان از راه سلطه بر بازارهاى تولید و عرضه‏ ى ایران برآمده است.
    این عالم ریزبین و نكته‏ سنج، متذكرانه درصدد هوشیار نمودن مردم است در جایى مى ‏گوید:

    «هان، هان، اى دوستان و برادران! لختى سر از خواب غفلت بردارید و از بى‏هوشى به خود آیید و حجاب را از دیده بردارید و عقل و علم را راهنمای خود نمایید و كمى به هر طرف نظر دقت و عبرت افكنید….

    ملاحظه كنید كه دشمنان دین و مملكت ازهرجهت، اطراف مسلمین را احاطه کرده اند، راه كسب و تجارت را از هر سو بر ایشان مسدود كرده و به روش های گوناگون با کالاهای خود، ما را چون اطفال بازى داده، هر دم به رنگى و هر ساعت به نیرنگى، چنگال نفوذ خود را در کشور های اسلام محكم می کنند…..

    و بازار مسلمین پراز اجناس فرنگی و لباس خارجی شده است. تجار نباید مامور فروش کالای كفار شوند و مردم دیندار نباید لباس خارجی بپوشند……

    لختى تفكر كنید و تعمق نمایید و در عظمت اسلام نگاه کنید كه چه بود مرزهای مملكت اسلامى از منتهاى آفریقا تا پشت دیوار چین؟

    وا اسفا چگونه غربیان بر ما مسلط شدند، راه كسب و تجارت را از مسلمین گرفتند و به همین جهت مارا پریشان و زیر دست خود نمودند؟»
    (مكتوبات و بیانات سیاسى و اجتماعى علماى شیعه، ج ۲، صص ۱۰۲-۱۰۴)

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [دوشنبه 1397-03-07] [ 05:39:00 ب.ظ ]





      زندگی به سبک ابوحمزه   ...

    زندگی به سبک ابوحمزه

    رفته بودم سنوگرافی و اولین بار بود که صدای تپش قلبش را شنیدم،

    با شنیدن صدای قلبش ضربان قلبم تند شد.

    خانم پزشک خیلی سفارش کرد که برای ادامه زندگی نوزاد باید مواظب باشی!


    بچه ،فقط به تو وابسته است، باید در تمام دوره بارداری در استراحت کامل باشی،و گرنه زبانم… ممکنه که بچه ات زنده نمونه ،قلبم هری ریخت.
    نوزاد تو مانند یک میوه نارسه که با یک دم برگ به شاخه درخت وصل است، هر وزش بادی و یا ضربه نوک پرنده ممکن است آن را از شاخه جدا کند!

    ادامه »

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [شنبه 1397-03-05] [ 03:20:00 ب.ظ ]





      فتوای امام خمینی برحرام بودن تجارت خارجی   ...

    ایرانی تولید حمایت

    حضرت امام خمينى(ره)،قبل از آغاز نهضت اسلامى و پس از شروع آن، همیشه يكى از مدافعان استفاده از كالاهاى ايرانى و رويگردانى از مصرف اجناس خارجى بودند.


    اين ويژگى، بعدها در آثار فقهى ايشان نيز، جلوه ‏اى تام و تمام داشت.

    در مسأله شماره ۲۸۳۱ رساله عمليه ايشان آمده است: «اگر در روابط تجارى با اجانب خوف آن است كه به بازار مسلمين صدمه اقتصادى وارد شود و موجب اسارت تجارى و اقتصادى شود، واجب است قطع اين‏گونه روابط، و حرام است اين نحو تجارت.»

    اين رويكرد، پس از رحلت حضرت امام(ره) و آغاز دوران رهبرى حضرت آيت ‏ا… خامنه‏ اى نيز، تداوم پيدا كرده و از سوى ساير علماى اعلام نيز، مورد حمايت و پشتيبانى قرار گرفته است.

    نامگذارى سال ۱۳۹۷، به ‏عنوان سال «حمايت از كالاى ايرانى» خود نمونه‏ اى بارز از چنين انديشه و رويكردى محسوب مى ‏شود.
    حضرت امام خمينى(ره) رهبر كبير انقلاب اسلامى درباره شهيد آيت ‏الله سيد حسن مدرس مى‏فرمايند:

    «در آن وقت لباس كرباس ايشان زبانزد بود؛ كرباسى كه بايد از خود ايران باشد مى ‏پوشيد.»

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [جمعه 1397-03-04] [ 07:28:00 ب.ظ ]





      شهید نواب و حمایت از کالای ملی   ...

    نواب حمایت از تولید داخلی استقلال

    دغدغه علما همیشه حفظ استقلال و تامین رفاه ملت ایران بوده است.
    شهيد نواب صفوى، رهبر فدائيان اسلام كه در مبارزه با نفوذ استعمار عزمى جدى داشت،

    بارها در خلال سخنانش برای فرهنگ سازی و اصلاح فکر مردم، از رجحان كالاى ايرانى بر خارجى سخن گفت.(او به روشنی متوجه بود که چگونه دشمن ریشه فقر را در ایران نهادینه می کند تا زمینه نفوذ و  چپاول ثروت و وابستگی را برای ایرانیان ابدی نماید)

    او در يكى از جلسات تهران «فخريه»، در سخنرانى‏ اش در مسجد چراغى ساخت ايران را روى دست گرفت و از مردم خواست به جاى راحت‏ طلبى و استفاده از توليدات غربى با خريد كالاى ايرانى به تقويت بنيه اقتصادى ایرانیان كمك كنند.

    ما چه کرده ایم و چه می کنیم و به کجا می رویم«این تذهبون» تکویر 26

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1397-03-02] [ 09:49:00 ق.ظ ]





      سید حسن مدرس و حمایت از البسه ایرانی   ...

    حمایت از کالای ایرانی سیره علما

    علما چه خون دلهایی خوردند تا  مردم ایران متوجه خطر نفوذ و وابستگی به خارجی هارا متوجه شوند. برای حفظ استقلال ،قدم اول را حمایت از تولید داخلی می دانستند ،که ویروس فقر و  بیکاری را می توان با واکسن حمایت از کالای ایرانی ایمن  کرد.


    شهيد سيد حسن مدرس  طرح حمايت از البسه ايرانى را به مجلس برد. او سه سال پيش از سقوط قاجاريه طرحى را پيشنهاد كرد كه بر مبناى آن، البسه همه كارمندان دولت، بايد از منسوجات ساخت ايران تهيه مى‏ شد. پيشنهاد شهيد مدرس، در همان جلسه به تصويب رسيد؛ اما بعدها هيچ اقدامى براى اجرايى شدن آن صورت نگرفت.

    صدایی که با مظلومیت در گلو با زبان روزه خفه شد!

    از ما سوال خواهد شد، که هرچند آن زمان نبوده اید ولی تاریخ را خواندید چرا عبرت نگرفتید و به دستور سید حسن مدرس شهید عمل نکردید!؟

    لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ «23 انبیاء»

    او (خداوند) از آنچه انجام مى‌دهد سؤال نمى‌شود، امّا آنها (مردم، در انجام كارهايشان) مورد بازخواست قرار مى‌گيرند.
    نکته ها

    مسئوليّتِ پاسخگويى انسان در قبال كارهايى كه انجام مى‌دهد، بارها در قرآن مطرح شده است، از جمله: «فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ» «1» به پروردگارت سوگند كه از همه‌ى مردم سؤال خواهيم كرد. و يا در جايى ديگر مى‌خوانيم: «وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ» «2» آنها را متوقّف كنيد، آنها بايد بازخواست شوند. به هر حال در روز قيامت، از افكار و نيات، از جوانى و عمر، از درآمد و مصرف، از انتخاب رهبر و اطاعت از بزرگان، سؤال خواهد شد.

    1.حجر 92

    2.صافات 24

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [سه شنبه 1397-03-01] [ 02:18:00 ب.ظ ]





      صدای گریه اش با ذکر بک عرفتک   ...

    بک عرفتنی با تو تو را شناختم

    با شنیدن صدای گریه اش بیدار شدم، حساس شدم که کیست و برای چه گریه می کند؟

    پاورچین رفتم پشت در اتاق شناختمش ؛سال اول ورودش به حوزه بود.


    موقع مصاحبه گفته بود ، اگر تحقیق کنید حتما از تحقیق میافتم،چون پدر مادرم اهل نماز نیستند.

    حالا او طلبه پایه اول بود، که داشت ابوحمزه می خواند:

    خدایا ممنونتم که خودت را به من شناساندی.


    خدایا ممنونتم که دعوتم کردی، اگر دعوت تو نبود من هرگز نمی دانستم توکیستی!


    خدایا سپاسگذار تو هستم که خواندمت و بهترین جواب را دادی.

    خدایا ممنونتم که راه را نشانم دادی.

    ….بكَ عَرَفتُكَ وَ أنْتَ دَلَلْتَنِی عَلِیكَ وَ دَعوتَنِی إلَیكَ وَ لُولا أنْتَ لم أدْرِ مَا أنْت

    پ ن

     

    یكی از آن جمله‌های كلیدی دعای ابوحمزه، بِكَ عَرَفتُكَ وَ أنْتَ دَلَلْتَنِی عَلَیْك . این بِكَ عَرَفتُكَ را جدی بگیریم، که اگر خدا می خواست که نشناسیم ، وای بر ما می شد!

    خدایا! به وسیله تو ما تو را شناختیم .

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [یکشنبه 1397-02-30] [ 01:08:00 ب.ظ ]





      کجای روزه ام خراب است که اثر ندارد   ...

     

    دایما در فکر بودم چرا اصلاح نمی شویم!

    و نمی دانستم مشکل کارمان کجاست؟!

    تا اینکه امروز این مطلب را در کتاب مراقبات ماه رمضان دیدم، داغ شدم،تا بحال نمی دوانستم که به این گونه غذاها هم حرام می گویند !!

    حالا فهمیدم چرا برای عبادت مثل کوه سنگینم! و چرا سخنان حق را می شنوم ولی بهم تاثیر نداره!

    چرا دعاهایم قبول نمی شود….و!

    __________________________________________________________

    «آنچه با مال حلال فراهم می شود؛ ولی در کیفیت و مقدار آن ،اسراف می گردد.»مثل غذاهایی که در میهمانی ها هتل ها بعد از افطار یا مهمانی، درون سطل زباله می ریزند، که باقیمانده غذای ما می باشد!

    منکه برداشتم این بود.شما چی فکر می کنید؟!

    «آنچه با مال حرام تهیه می شود،مثل سفره های افطاری ای که بدون اجازه قانونی، هزینه شان از بیت المال مخلوط به حرام،تهیه می شود.»

    این یکی رو من توفیقشو نداشتم که بخورم نمیدونم شایدم بعضی میهمانی هایی بوده که من از کارشون بی خبر بودم!!

    »مراقبات ماه رمضان ص118

     

    موضوعات: فرهنگی, آموزنده  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1397-02-27] [ 12:33:00 ب.ظ ]





      خبر مهم شیطان در زنجیر افتاد   ...

    روزه به طور طبیعی، زمینه گمراهی را از بین می برد.

    «ان الشیطان لیجری من ابن آدم مجری الدم فضیقوا مجاریه بالجوع» شیطان در انسان جاری می شود، همچون جریان خون، پس باگرسنگی،مجاری اورا تنگ کنید.

    این حدیث به روشنی دلالت دارد که روزه به طور طبیعی نه تنها شیطان را به بند می کشد بلکه کشش های نفس اماره را هم مهار می کند. چون بنده با روزه داری در میهمانی خداوند وارد شده است.

    عنایت پرودگار هم شامل او می گردد. ولی بعضی از افراد با روزه داری گرفتار شیطان می شوند !

    این مربوط به زنگاری گناهان گذشته طرف مربوط می شود.

    مراقبات ماه رمضان ص45-46

    موضوعات: فرهنگی, آموزنده  لینک ثابت



     [ 12:30:00 ب.ظ ]





      دوست داری با انبیا هم درجه شوی   ...

     

    رمضان ماه امت رسول الله

    حفص بن غیاث نخعی از امام صادق علیه السلام نقل می کند که فرمود: خداوند روزه ماه رمضان را قبل ازما به هیچ امتی واجب نکرده بود. فقط بر انبیای گذشته روزه ماه رمضان را واجب کرده بود، و بر امتشان روزه ماهای دیگر را واجب کرده بود.اما بر امت رسول الله فضیلت داده روزه این ماه را همراه با پیامبرشان واجب ساخته است.

    احکام روزه در اسلام:ص27

    ————————–

    پ ن

    درحالیکه با توجه به آیه« کتب علکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم» تصورمی کردیم که بر امت های پیشین هم روزه ماه رمضان واجب بوده است!

     

    موضوعات: فرهنگی, آموزنده  لینک ثابت



     [ 12:28:00 ب.ظ ]





      قبل از رمضان به آخرش   ...

    روزه تیمار شدن اصلاح روح و جسم

    یادداشت حجت الاسلام پناهیان پس از ترخیص از بیمارستان و در آستانۀ پایان ماه مبارک رمضان

    بسم الله الرحمن الرحیم بیماری‌های جسمی تا حدی تیمار شد و از بیمارستان نتایجی حاصل شد ولی با بیماری‌های فراوان روحی چه کنیم که در درمانگاه رمضان تیمار نشد و باقی ماند؟

    اطباء روح می‌گویند اگر یک بیماری در رمضان اصلاح نشود، پس از آن ممکن است آثارش به صورت بدخیم ظاهر شود.

    قبل از خروج از بیمارستان، گذشته و آیندۀ مرا اسکن کردند و مبهوتِ ازدست‌رفته‌ها و مقهور دست‌نیافتنی‌ها شدم.

    در اتاق مجاور، جانباز قطع نخاعی از آشنایان دوران نوجوانی بستری بود که در حال شیمی درمانی بود و مرا به گذشته برد.

    به زیارتش رفتم؛ چقدر در برابر لبخندهایش و رضایتمندی‌اش از زندگی سی ساله بر روی ویلچر، کوچک و حقیر بودم، و چقدر مقاومتش در چشمانم عظمت داشت.

    چهره‌اش دیگر هیچ شباهتی با دوران نوجوانی نداشت، دوست ندارم چهرۀ هیچ جانبازی را پیر ببینم.

    برای من او هنوز همان نوجوان باحیا و بی‌ادعایی بود که بود، و چقدر راحت از خودش گذشت ولی چقدر سرمایه‌دار شده بود.

    گذشته‌های از دست رفته‌ام را به یاد آوردم و خاطرات همۀ شهیدان و جانبازانی را که در همین بیمارستان چند صباحی با آنها همنشین بودم برایم تازه شد.

    آدم چقدر در پایان ماه رمضان تازه دلش برای خوب بودن تنگ می‌شود.

    نالۀ دو نوجوان که بر بالین مادرشان اشک می‌ریختند و از اتاق روبرو به گوش می‌رسید مرا به آینده برد.

    پزشکان دیگر نمی‌توانستند کاری برای مادرشان انجام دهند.

    آینده‌ای که بی‌تردید همۀ ما به نوعی با آن مواجهیم و به آن بی‌توجهیم. (قَدْ تَناوَلَ الاَقْرِبآءُ اَطْرافَ جنازَتی …) یقیناً در آن زمان، بیش از هر وقت دیگری دلمان برای تمام رمضان‌های از دست رفته تنگ خواهد شد.

    ما از آن گذشته و دیونی که خوبان به گردن ما دارند نمی‌توانیم رها بشویم و به این آینده که معلوم نیست دور باشد به سرعت نزدیک می‌شویم. این معمّا ظاهراً هیچ‌گاه حل نمی‌شود که چرا حرکت بی‌رحمانه و مقتدرانۀ زمان را که از روی ما عبور می‌کند متوجه نمی‌شویم.

    ما همانطور که حرکت زمین را متوجه نمی‌شویم، عبور زمان را هم درک نمی‌کنیم. معلوم نیست چرا ما این توهّم را داریم که همه چیز ثابت است. ما تنها پس از مرگ، صدای غرش مهیب حرکت زمین و زمان را احساس خواهیم کرد و تنها پس از خروج از این جهان عظمت کائنات را درخواهیم یافت؛ اگر دریابیم. هم‌اکنون راه نجات از رنج تمام آسیب‌هایی که به خودمان زده‌ایم،

    پناه بردن به همین خدایی است که در لحظات آخر ماه مبارک رمضان در مهربان‌ترین حالت خود قرار دارد.

    از همۀ دوستانی که برای شفای برادر کوچک خود دعا فرموده‌اند تشکر می‌کنم و برای این لحظات پایانی التماس دعای بیشتر دارم و دعاگوی همۀ دوستان هستم. خدایا ما را ببخش که خاطرات خوبی را در این ماه مبارک خلق نکردیم.

    تنها دست‌مایۀ ما از این ماه رمضان تهی‌دستی ماست و اینکه از خود راضی نیستیم. ای خدایی که ازخودراضی بودن را دوست نداری، از ما بی‌دلیل راضی باش و از فضلت به ما ببخش و ما را در آغوش رحمت خود بگیر و رها نکن. # علیرضا پناهیان سی اُم ماه مبارک رمضان 96

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



     [ 12:27:00 ب.ظ ]





      کسی که گناه میکند روزه نگیرد   ...

     

    امام علی علیه السلام: می فرماید از پیامبر خدا پرسیدم :برترین کارها در ماه رمضان چیست فرمود ای ابوالحسن!؟

    برترین کارها در این ماه پرهیز از حرام است. در ادامه می فرماید:خداوند فرموده است هرکس اعضایش از حرام های من،حفظ نکند،روزه دار نباشد نیازی نیست که به خاطر من،خوراک و نوشیدنی اش را ترک کند.

    و باز از قول رسول خدا که به جابر بن عبدالله می فرماید: ای جابر !این ماه رمضان است.هرکس روزش را روزه بدارد و بخشی از شبش را به عبادت برخیزد و شکم و شهوتش را پاک نگه دارد و زبانش را حفظ کند ، از گناهانش بیرون می شود ، آنگونه که از این ماه بیرون می شود. جابر گفت: ای پیامبر خدا! این سخن ،چه نیکوست! پیامبر خدا فرمود: ای جابر! و این شرط ها سخت است!

    و در ادامه فرمود :هر روزه داری که در پشت سر زنی با دقت بنگرد، تا حدی که استخوانبندی زن از پشت لباسش برای او آشکار شود، روزه اش را افطار کرده است.

    مراقبات ماه رمضان ص159

    موضوعات: فرهنگی, آموزنده  لینک ثابت



     [ 12:25:00 ب.ظ ]





      فروش کتب طلاب در حمایت از کالای ایرانی   ...

    سیره علما حمایت از کالای ایرانی تحریم کالای خارجیطلبه محترم در کجای این تاریخ حضور دارید!؟

    علما و طلاب در اين حركت ملى جلودار شدند تا جايى كه؛ طلاب براى مقابله با استقراض خارجى كتاب هاى خود را فروختند و به دولت کمک کردند.

    پس از قرار داد ننگين ۱۹۰۷ كه ايران را به دو منطقه تحت نفوذ انگليس و روسيه تقسيم مى ‏كرد، يكى از راه‏ هايى كه علما براى مقابله با نفوذ و دخالت بيگانگان به كار بردند، حمايت از توليد ملى و تحريم كالاهاى خارجى بود.

    در اصفهان، آيت‏ الله آقا نجفى اصفهانى با سخنان آگاهى بخش، مردم را به خطرهاى اين قرارداد ذلت بار هشدار داد و مبارزه‏اى منفى عليه بريتانيا آغاز كرد.

    او به مردم سفارش كرد: كالاهاى انگليسى را نخرند و به جاى آن از توليدهاى داخلى استفاده كنند. راهى كه با موفقيت در زمان ميرزاى شيرازى(ره) در مبارزه با كمپانى رژى و تحريم تنباكو تجربه شده بود.    

       در گزارش سفير انگلیس آمده است: آقا نجفى روزى در مسجد شرح مفصلى از فوائد متروك داشتن پارچه های اروپايى بيان نمود و مى‏ گفت: او و ساير علما از اين به بعد به ترك منسوجات فرنگى خواهند كوشيد.

    علماى شيراز نيز در اعتراض به اين كار، خريد و فروش كالاهاى اروپايى را حرام اعلام كردند.

    پ ن

    وقتی که در آن زمان دولت ایران مجبور شده بود برای جبران کسری بودجه از خارجی ها قرض کند و با همین قرض بخشی از اقتصاد ایران بدست آنها میافتاد،علما چاره را در تامین از طریق داخل دانستند و طلاب کتب خود را فروختند تا این کسری بودجه ترمیم شود ،  طلبه  محترم در کجای  این تاریخ حضور دارید!؟

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [سه شنبه 1397-02-25] [ 11:49:00 ق.ظ ]





      مراقب هدفتون در فضای مجازی باشید   ...

    فضای مجازی انقلاب تبلیغ

    اهمیت فضای مجازی به اندازه اهمیت انقلاب اسلامی است

    این سخن گهر بار امام خامنه ای را می توان یکی از الهامات الهی دانست که در زمانی که مردم دنیا از یک صفحه کوچک تنها با یک سیم کارت تلفن آن هارا به انواع شبکه ها در هر مکانی که باشند متصل  می نماید.

    در حالی که سال های قبل از انقلاب ، مردم برای شنیدن یک اعلامیه حضرت امام باید در کنار ضبط صوت  ها می نشستند ونواری را که با چند واسطه به دستشان رسیده بود گوش می دادند آنهم ممکن بود با صدایی که غیر مفهوم  باشد و یا از روی دست نوشته های افرادی که تکثیر کرده بودند بخوانند.

    صفحات: 1 · 2

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [دوشنبه 1397-02-24] [ 06:03:00 ب.ظ ]





      آخوند خراسانی :حمایت از کالای ایرانی   ...

    لباس تقوی پاکی ملی ایرانی

    وقتی به سیره علما نگاه می کنیم، همگی بر حفظ بازار داخلی و تولید ایرانی یک نظر و فتوا داشتند. و خطر نفوذ خارجی و رشد فقر و بیکاری را در استفاده از کالای خارجی می دانستند. اهمیت موضوع بقدری روشن بوده که استفاده و خریدن پارچه خارجی را لباس ذلت می دانستند.

    و مهمتر اینکه معلوم می شود خارجی ها از واردات پارچه که بیشترین  نیاز ملت ایران بوده را در دستور کار خود قرار داده بودند، با همین روش نساجی ایران و تولید پنبه را نابود کردند!

    لباس ذلت را از تن خارج كنيد
    آخوند خراسانى(ره) در ۱۳۱۵ ق به دعوت تنى چند از علماى ايران، همراه با گروهى ديگر از مراجع تقليد فتواهايى در تحريم كالاهاى خارجى و حمايت از كالاهاى ایرانی و به ‏منظور رفع نياز كشور به بيگانگان صادر نمود و در تأييد «شركت اسلاميه»، علاوه بر خريد منسوجات آن، بر كتاب لباس التقوى، واعظ هم تقريظى نوشت:

    «بر مسلمان لازم است كه لباس ذلت [توليد خارج‏] را از تن بيرون كنند و لباس عزت [ساخت ایران ] را بپوشند.» هم‏چنين در نامه‏ اى به مظفرالدين شاه، او را به حمايت از اين شركت تحریک نمود.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [شنبه 1397-02-22] [ 12:54:00 ب.ظ ]





      فضای مجازی کوثرنت مورد رضایت امام خامنه ای است   ...

    فضای مجازی طلبه سفارش  امام خامنه ای

    نمی دونم علت چیه؟

    این همه دغدغه امام خامنه ای برای فضای مجازی و سفارش برای ورود طلاب به این عرصه ، و اتفاقا وجود امکان فضایی پاک خصوصا برای بانوان طلبه ولی متاسفانه درصد بسیاری از مطالب کوثرنت یا بلاگ نه برای دنیای انسان و نه برای آخرت فایده ای ندارد!

    گاهی برای خواندن مطالب که وقت می گذارم احساس می کنم که متهم به وقت گذرانی برای مطالبی  می شوم که آقای قرائتی می فرماید یک سری خواندنی های ما جز وقت گذرانی چیزی نیست و انسان در قیامت باید جواب گو باشد!

    از نظر مقام رهبری این فضا به اندازه انقلاب اسلامی اهمیت دارد.این فضا مثل یک رودخانه‌ی پر از آب و خروشان است که می‌آید و دائماً هم بر آب آن افزوده و خروشان‌تر می‌شود. اگر ما برای این رودخانه تدبیر کنیم و برنامه داشته باشیم؛ زه‌کشی کنیم و هدایت کنیم این رودخانه را تا به سد بریزد، می‌شود فرصت. اگر رهایش کنیم و برنامه‌ای برای آن نداشته باشیم، می‌شود یک تهدید. (بیانات در دیدار علما و روحانیون خراسان شمالی،۱۳۹۱/۰۷/۱۹)

    کوثرنت تابلویی شده برای ابراز احساسات روزمرگی های طلاب ! نشان دادن تضویر گلهای خانگی، غذا های که پختند ،درسته که یک بانو باید آشپزی بلد باشه ، اما این فضا مکانی است که دیگران باید از آن در افزایش  معرفت دینی و سبک زندگی اسلامی بهرمند گردند.

    اطلاعات معرفتی ،دینی ،علمی بسیار اندک که شاید در وبلاگ های گوگل بیشتر یافت شوذ!

    مطالبی کم عمق و سطحی ‘گاهی انحرافی و بعضا خرافی که نشان دهنده اطلاعات کم نویسندگان است،خواننده را به یاد روایتی در مورد نشانه های  قبل از ظهور می اندازد که می فرماید جامعه ای که علم در آن افول می کند و خرافات و جهل در بین مردم شایع می شود.

    عده ای هم زحمت می کشند مطالب مفید را منتشر می کنند ولی متاسفانه اهالی کوثرنت با بی توجهی از آن عبور می کنند!

    واما یک موضوعاتی که با عنوان فریبنده تزیین داده می شود، بدون توجه به انحراف آن اهالی کوثرنت با آب و تاب تشویق می کنند  و مورد تشویق دستگاه قرار می گیرد!

    در حالیکه زیادی تایید نمی تواند دلیل بر محتوای مفید باشد، چون از این لایک ها در فضای مجازی ایستاگرام و غیره بیشتر از این است در حالیکه محتوا کاملا انحرافی است. پس بازدید زیاد نمی تواند معیار باشد.بلکه باید دید چقدر بهره مند شده اند و باز خورد آن را باید سنجید.

    گمنامی به طلبه ای در حجره اش سفارش کرده بود، که یک زمانی یک اسب در اختیار شما می گذارند ولی میدان سوار کاری نداری. و زمانی میدان راداری و اسب نداری.

    که هیچکدام ازاین دونعمت بدرد شما نمی خورد ،ولی یک اقبال به شما رو می آورد هم میدان داری و هم اسب آن زمان است که نباید فرصت را از دست بدهی!

    علاوه بر اینکه این میدان با اسبش در اختیار طلاب قرار گرفته است و از بیت المال برای آن هزینه می شود، از وقتی که صرف می شود هم مورد پرسش قرار خواهیم گرفت!

     

    حالا به قول امام خامنه ای این امکان تا کنون کی در اختیار روحانیون و طلاب بوده است!؟

    نمی دانم با این وضع به کجا رهسپاریم؟

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [جمعه 1397-02-21] [ 04:09:00 ب.ظ ]





      قیطان ایرانی بر لباس آيت‏ الله مرعشى   ...

    دکمه های خارجی را دور بریزیم


    آيت ‏الله مرعشى و حمايت كالاى ملى‏
    آيت ‏الله مرعشى نجفى از نمونه همين مردان خداست كه داستان نرفتنش به حج به ‏خاطر عدم استطاعت مالى
    زبان زد خاص و عام ايرانيان و حتى غيرايرانيان
    شده است.

    تهیه کتب بزرگترین کتابخانه در جهان اسلامش خود داستانی شگفت انگیز است که این مرد بزرگ از راه برنج کوبی
    هزینه خرید کتب را بدست می آورده است،
    حالا ما هستیم و اجناس خارجی که حتی برای معالجه اعضای بندنمان هم پزشکان غربزده ایمپلنت های خارجی
    را توصیه می کنند!


    اين روحانى بزرگوار درباره لباسش مى‏ گفت: از روزى كه من خود را شناختم، يك ذره لباس خارجى مصرف نكردم.

    ايشان هرچه لباس مى‏ پوشيد، ساخت داخل بود،

    روزى خياطشان گفته بود: آقا دكمه‏ اى كه ما مى ‏گذاريم از خارج مى‏ آيد، و ايشان در پاسخ تأكيد كرده بود

    كه اگر كالايى غير ايرانى است استفاده نكنيد، به جايش از همين قيطان‏ هايى كه ساخت ايران هست،
    دكمه درست كنيد تا دكمه آن هم خارجى نباشد.

    یعنی از نوک انگشتان پا تا فرق سر خارجی هستیم!

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1397-02-20] [ 04:50:00 ب.ظ ]






      خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

     
     
    مدرسه علمیه فاطمیه جلفا