سه قوه در نظام عدالت تبدیل به امامت می شود

 

 13) شما هم به مبدا ادراک و هم به مبدا اقدام نیاز دارید؛ زیرا مبدئی که شما می‌خواهید از آن اقدام کنید؛ بعد منجر به برنامه‌ریزی، عمل، اقدام و… شود؛ آن عقل عملی است که منشا این عقل نظری و گواهی است که پشتوانه این کار هستند.

14) دو وحدت در اینجا وجود دارد یک وحدت طولی و یک وحدت عرضی؛ وحدت عرضی وحدت است که می‌خواهیم یک قوه را به وحدت برسانیم. وحدت طولی نیز یعنی می‌خواهیم خود این قوا را به همدیگر نزدیک کنیم، خود این قوا بایستی با همدیگر آن تفرق، تشتت و دوری شان از همدیگر گرفته شود و به همدیگر نزدیک شوند؛ قوه‌ی‌ عاقله نیز تحت سیطره‌ی آن قوه عاقله و نفس عادله قرار می‌گیرد.

15) در جهاداکبر از یک طرف داریم با مصادیق می‌جنگیم و از طرف دیگر با مفاهیم(وجودات) می‌جنگیم؛ داریم با مصادیق متشتته‌ی آن قوه می‌جنگیم؛ بعد حالا به جنبه نابش که رسیدیم؛ جنبه نابش را هم باید به همدیگر متصل کنیم. یک فرد حکیم شجاع عفیف؛ یعنی نباید سه بعد یا سه قوه بشود؛ به تعبیردیگر ما می‌خواهیم به وحدت قوا برسیم.

16) قوا اولا به عدالت درونی خودشان اقتدا کنند؛ یعنی در درون هر قوه‌ای یک نظام امامت وجود دارد؛ چون یک نظام عدالت در درون آن قوه وجود دارد؛ آن قوه باید در درون خویش تمرین وحدت و امامت ‌کند؛ این قوه وقتی که به اینجا برسد و به امام خودش اقتدا کند و به مرز عدالت می‌رسد؛ به مرز عدالت که می‌رسد آمادگی وصل شدن به قوه دیگر را دارد؛ اگر این قوه به مرز عدالت نرسد آمادگی اتصال به آن قوه‌ی بالاتر وپائین تر خودش را ندارد.

17) گاهی اوقات جنبه کثرتی قوای مختلف با یک دیگر ترکیب می شود که در این مورد واقعا جهاداکبر تبدیل به جنگ ترکیبی می‌شود. سخت ترین مرتبه‌ی جهاداکبر آنجایی است که قوا ترکیب می‌شوند با همدیگر. در  چنین  شرایطی، آن فطرت درونی به کمک شما می آید،  و آن نقطه مرکزی قوه هم وجود دارد، یعنی خود آن نقطه‌ی مرکزی قوه، بخش تعادلی آن قوه هم است به عنوان یک فرصت. یک فرصت فطرت است، یک فرصت آن نقطه‌ی مرکزی آن قوه است.یک فرصت شریعت است که به کمک شما می‌آید.

18) برای منظومه‌ی اقدام در جهاد اکبر ابتدا سه مرحله کلی را از حضرت امام نقل می‌کنیم. ایشان می‌فرماید: برای هر تحول اخلاقی و تربیتی ابتدا ناگزیر به این هستید که التزام و تقید به ظواهر شرع بکنید؛ یعنی ارتباط با شریعت  ایجاد بکنید. اصطلاحا در علم اخلاق به آن تحلیه می‌گویند، سپس می‌گوید: این ارتباط با شریعت وقتی به دل می‌نشیند و رسوخ می‌کند که شما بروید در مرتبه اینکه خودتان را از اشکالات و ضعف‌ها خالی کنید.بروید به مرتبه تخلیه، بعد برای اینکه این به معنای واقعی کلمه در اعماق جان شما بنشیند باید به مرحله‌ی تجلیه بروید و آن رابطه یعنی اعتقاد دورنی مثل اعتقاد بیرونی، یعنی اعتقادات برای شما کاملا درونی سازی بشود. سه تا مرحله کلی را می گویم بعد یک مقدار جزئی تر و میدانی تر می‌آیند این را تطبیق می‌دهند. نزدیک به هشت گام، نه گام این ها را بیان می‌کنند.

بحث همچنان ادامه دارد

مطالب گذشته این بحث

ادامه »

موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت