مباهلهمباهله

روز مباهله یعنی روز به چالش کشیدن همه ادیان در زمان برتری دین اسلام و واجب رکنی امامت .

مباهله را باید از مجهول القدرترین اعیاد و ایام اسلامی دانست که در بین عموم مسلمانان و حتی خواص از ایشان مظلوم و غریب است.حضرت آیت الله جوادی آملی حفظه الله در این باره بیان هشدار دهنده و عبرت آموزی دارند: “ازغریب ترین ایام زندگی ما ایام مباهله است.خیلی از ما عالمانه حرف می زنیم و عوامانه فکر می کنیم در نتیجه آن ارکان ولایت را تقریبا از دست می دهیم در حالی که اجزای غیررکنی را خیلی محترم می شماریم.

مانند اول ذیحجه،که سالروز ازدواج مبارک حضرت امیر بافاطمه زهرا (سلام الله علیهما)است.اینها واجبات غیررکنی است.و حال آنکه ما در نماز یک واجب رکنی داریم و یک واجب غیر رکنی ؛در خصوص امامت و ولایت نیز همین طور است ؛عیدغدیر جزء واجبات رکنی امامت است.”مباهله” جزء واجبات رکنی ولایت است و با سالروز ازدواج فرق می کند.در حالی که نه رسانه ها از او نام می برند و نه در حوزه ها خبری هست!!!آن وقت آن مسائل واجبات غیررکنی را خیلی دامن می زنیم .آنها هم واجب هستند امام مثل اجزای نماز است .لکن حمد و سوره کجا  ورکوع و سجود کجا؟!حمد وسوره واجب غیر رکنی است و رکوع وسجود واجب رکنی است. “

 ️زمان مباهله

در باره روز مباهله،تقریبا اختلافی بین مورخان مسلمان نیست،اما در باره سال وقوع مباهله اختلاف است.برخی  مباهله را در سال ششم هجری می دانند،گروهی آن واقعه را سال دهم و عده ای هم سال نهم را ذکر کرده اند.اگر چه در بیشتر کتب تاریخ و تفسیر، سال مباهله را دهم آورده اند،لکن به نظر می رسد سال نهم دقیقتر و صحیحتر باشد،چرا که اکثر مورخان بر این باورند که مباهله قبل از واقعه غدیر اتفاق افتاده است.چنانچه قائل به سال دهم باشیم ،باید قبول کنیم مباهله چند روز بعد از واقعه غدیر به وقوع پیوسته است که چندان درست به نظر نمی آید.

 مباهله در لغت

 «مباهله» از ریشه «بَهْل» به معنای لعن است اما راغب اصفهانی معتقد است که «بهل» (بر وزن اهل)، به معناى رها کردن و قید و بند را از چیزى برداشتن است؛ به همین جهت هنگامى که حیوانى را به حال خود واگذارند تا نوزادش بتواند به آزادى شیر بنوشد، به  او«باهل» مى‏ گویند، و« ابتهال» در دعا به معناى تضرع و واگذارى کار به خدا است؛ مانند سخن خداوند که در آیه مباهله می فرماید: «ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبِین؛ آن گاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم». سپس در پایان می گوید: کسی که ابتهال را به لعن و دوری از خدا تعریف کرده، به این جهت است که استرسال و رها کردن و واگذار کردن بنده به حال خود این نتایج را به دنبال مى ‏آورد.

 مباهله در اصطلاح

با توجه به آیه61 سوره آل عمران، مباهله به معناى نفرین کردن دو نفر نسبت به یکدیگر است بدین ترتیب که افرادى که درباره یک مسئله مهم مذهبى با هم نزاع دارند در یک جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرع کنند و از او بخواهند که دروغ گو را رسوا ساخته و مجازات کند. پس مورد تشریع مباهله، مخصوص اختلافات و منازعات دینی و مذهبى است تا جایى که با گفت و گو حل نشود و کار به انکار و مکابره بکشد. به بیان دیگر مباهله یعنى نفرین کردن یکدیگر تا هر کس بر باطل بوده مورد غضب الاهى قرار گیرد و آن کس که بر حق است شناخته شود و بدین گونه حق از باطل تشخیص داده شود. طبیعی است که طرفین مباهله، باید معتقد به پروردگار باشند تا بتوانند اقدام به چنین کاری نمایند، چون فردی که خداپرست نیست، نمی تواند از خداوند درخواستی داشته باشد.

مباهله در هر زمان قابل وقوع است.

با توجه به شأن نزول آیه شریفه ،مباهله که روى سخنش تنها به پیامبر اسلام (ص) است شاید گفته شود که مباهله، مخصوص زمان پیامبر (ص) است، ولی این سخن درستی نیست و نمی توان مباهله را ویژه زمان پیامبر (ص) دانست، بلکه دیگر مؤمنان نیز مى‏ توانند مباهله کنند؛ زیرا اولاً بر اساس قانون مسلم اصولی، شأن نزول آیه موجب تخصیص آیه نمی شود. ثانیاً شکى نیست که آیه مباهله هرچند یک دستور کلى براى دعوت به مباهله به مسلمانان نمى‏ دهد بلکه روى سخن در آن تنها با پیامبر اسلام (ص) است، ولى این موضوع مانع از آن نخواهد بود که مباهله در برابر مخالفان یک حکم عمومى باشد و افراد با ایمان که از تقوا و خدا پرستى کامل برخوردارند هنگامى که استدلالات آنها در برابر دشمنان بر اثر لجاجت به جایى نرسد، آنها را دعوت به مباهله کنند.ثالثاً: از روایاتى که در منابع اسلامى نقل شده نیز عمومیت این حکم استفاده مى ‏شود: مرحوم کلینی، در کافی حدیثى از امام صادق (ع) نقل کرده که به یکی از اصحاب خویش فرمود: اگر مخالفان سخنان حقّت را نپذیرفتند آنها را به مباهله دعوت کن. از این رو می توان معتقد بود که هر کس با حفظ شرایطی که بیان شد برای اثبات حقانیت خویش در مقابل دشمنان ایمانش بتواند مباهله کند.

 مباهله؛ درسها و پیام ها

۱)  از آن‌جا که مباهله، به‌عنوان آخرین حربه پیامبر، پس از اثر نکردن منطق و استدلال مورد استفاده قرار گرفته، بنابراین منظور آن ظاهر شدن اثر خارجی نفرین است؛ نه یک نفرین ساده بی‌اثر.

۲)  پیشنهاد مباهله را کسی می‌دهد که بر حقانیت خود پافشاری داشته باشد و در این واقعه، پیامبر بود که مباهله را طرح کرد.

۳)  آیه مباهله، مقام نبوت و رسالت پیامبر را هم به روشنی اثبات می‌کند؛ زیرا کسانی که حاضر نشدند با او مباهله کنند، یقین کردند که او فرستاده خداست.

۴)  مباهله، روشنگر این است که حضرت عیسی علیه‌السلام، رسول و پیامبر خداست؛ نه فرزند خدا؛ عابد است و نه معبود؛ مخلوق است و نه خالق.

۵)  زن و مرد، در مسئله دین و دیانت دوشادوش همدیگر هستند (ابناءنا، نساءنا و انفسنا در آیه مباهله اشاره به این مسئله دارد).

۶) در دعا کردن آنچه مهم است، انگیزه‌ها و شخصیت‌هاست؛ نه تعداد (گروه مباهله‌کننده پنج نفر )

۷)  استدلال منطقی آوردن، اولین راه برای بحث با دیگران است.

۸) استدلال را باید پاسخ داد؛ ولی مجادله و لجاجت را باید سرکوب کرد.

۹) اگر شما محکم بایستید، دشمن به دلیل باطل بودنش، عقب‌نشینی می‌کند.

۱۰)  قوام و اساس دین اسلام به خاطر همین پنج نفر است؛ وگرنه پیامبر می‌توانست شخصاً نفرین کند و اهل بیتش را با خودش نیاورد. ولی این قضیه نشان داد که اهل بیت پیامبر، هم‌گام و همراه او برای رسیدن به حق هستند و همواره آماده استقبال از مرگ‌اند.

۱۱) اگر انسان ایمان به هدف داشته باشد، حاضر است خود و نزدیک‌ ترین بستگانش را در معرض خطر قرار دهد. «من بعد ما جاءک من العلمِ»

۱۲) آخرین برگ برنده و سلاح برنده مؤمن، دعاست.«فقل تعالوا ندع»

۱۳) در مجالس دعا، کودکان را نیز با خود ببریم. «أَبناءنا»

۱۴) استمداد از غیب، پس از بکارگیرى توانایى‌هاى عادّى است"نبتهِل”

۱۵) علی ابن ابیطالب جان پیامبر است.(انفسنا)

۱۶) در دعا، حالات اهل دعا مهم است، نه تعداد آنها. گروه مباهله کننده پنج نفر بیشتر نبودند.«أَبْناءَنا»، «نِساءَنا»، «أَنْفُسَنا».

۱۷)  زن و مرد در صحنه‌هاى مختلف دینى، در کنار همدیگر مطرحند.«نساءنا»

۱۸) اهل بیت پیامبر، مستجاب الدعوة هستند.«أَبناءنا»، «نساءنا»، «أَنفسنا»

۱۹) فرزند دخترى، همچون فرزند پسرى، فرزند خود انسان است.«أَبنائنا»، بنا براین امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام فرزندان پیامبرند.

منابع:

۱) تفسیر  نمونه.جلد دوم.صفحه ۴۳۷ تا ۴۳۸

۲) تفسیر نور.جلد دوم.صفحه ۸۴ تا ۸۸

۳) سایت اسراء .کتاب شمیم ولایت .جلسه درس اخلاق و تفسیر

 

موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
آراي كاربران براي اين مطلب
5 ستاره:
 
(1)
4 ستاره:
 
(0)
3 ستاره:
 
(0)
2 ستاره:
 
(0)
1 ستاره:
 
(0)
1 رأی
ميانگين آراي اين مطلب:
5.0 stars
(5.0)
نظر از: یا کاشف الکروب [عضو] 
5 stars

با سلام و احترام تشکر . به وبلاگ من هم نگاهی بییندازید پیشنهادات و انتقادات شما را می پذیرم.

1398/06/02 @ 16:17


فرم در حال بارگذاری ...