سفر به سرزمین آرزوها

سفر به سرزمین آرزوها

اولین مکانی که باید در آن جا حاضر می شدیم میقات جحفه بود. در مسجد جحفه بعد از غسل احرام، لباس های زیبای ظاهری را از تن کندیم، و با تن پوشی سفید مثل کفن  خود را ملبس کردیم.

خانه خدا یکی از بهترین مکان ها برای بازسازی انسان است، خداوند ما را از دنیا کَند و در میقات جحفه ملافه‌ای که یادگار کفن است بر تن ما کرد……

. از پس سالها انتظار، پژواک اذان ابراهيمى در سراپردۀ عالم انسانى: وَ أَذِّنْ فِي النّٰاسِ بِالْحَجِّ ، مرا واله و حيران خود كرده است.

در اين فراخوان، با شوق لقاءْ به حجاز عشق و ميقات مى‌كشاندم، با احرام به حرم الهى و بلد امن مكّه مى‌برد، به زمزم و صفا مى‌رساند، در عرفان عرفات غرق مى‌كند، در شب روشن مشعرْ روشنایی بدون غروب خورشيد حق را مى‌نماياند، به مُناى عشق مى‌كشاندم و تا در مسلخ آرزوها، دوستىِ غير او را ذبح کنم و شيطان و نفس سركش انسانى را رمى نمایم تا آنگاه كه مرا خالص گرداند و واصل نماید و به درون كعبه بخواندم و آنگاه خداى تعالى خود به كعبۀ دلم درآيد؛ كه «القلب حرم الله» ، و شاید که مرا به محضر احبابْ بار دهد و نهال محبت و مودّت اهل‌بيت نبوت علیهم السلام را در جانم غرس كند، و خسی شوم در میقات.

ساعت پروازمان ساعت 3 نیمه شب بود، نگران نماز صبح شدیم، که باید نماز را در هواپیما اقامه کنیم، خلاصه دست به دامن شهدای گمنام شدیم که مشکل نمازمان حل شود که خوشبختانه هواپیما از جده با تاخیر به فرودگاه رسید؛ درست بعد ازاقامه نماز حجاج در فرودگاه.

صفحات: 1 · 2

موضوعات: فرهنگی, خاطرات  لینک ثابت



[دوشنبه 1398-05-21] [ 09:26:00 ق.ظ ]