من انقلابیم
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   
مهر 1398
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      






رتبه

  • رتبه کشوری دیروز: 21
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 11
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه 90 روز گذشته: 14
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1




  • محرم



      مغناطیس عشق حسین   ...

    مغناصیس عشق حسین

    برای حسینی شدن و ثبت نام در یاران کربلای حسین باید به زیور محبت حسین آراسته باشی، تا در اثر کهربای عشق به بصیرت برسی.
    مانند حربن یزید ریاحی، که با کیمیای عشق به فاطمه زهرا سلام الله علیها به بصیرت حسینی رسید.وقتی  که حر با لشکرش راه امام حسین علیه السلام را بست، امام حسین به حر گفت : سکلتک امک، مادرت به عزایت بنشاند، حر گفت: اسم مادرم را آوردی ولی من نمی توانم نام مادرت را بیاورم چون فاطمه زهرا سلام الله علیهاست. و این محبت بود که حر را نجات داد.

    امام حسین با شنیدن این سخن، احتمالا با خود گفت: کاش آن روز در کوچه، پشت در خانه هم کسانی بودند که حرمت مادرم را حفظ می کردند!

    سرانجام محبت به فاطمه زهرا مثل نوری ته دل حر را روشن کرد، بسوی امام حرکت کرد وشرمنده وسر افکنده به اردوی حسین وارد شد.و در کربلای عشق به حسین به شهادت رسید و در میان ستارگان کربلا جاودانه گشت.

    اگر این حب خالص نباشد، هرچند علم بیاموزی و کتاب بنویسی و در زمره مراجع هم قرار بگیری، سرانجام در درس خارج هم استاد باشی شیطان بر زبانت جاری خواهد کرد که در ماه محرم بر منابر از سیاست نگویید!

    یعنی فقط روزه بگیریم و نماز بخوانی، دیگر از امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه با ظلم استکبار سخنی نگوییم.

    در نهایت به اسلام سکولار معتقد می شوی!
    و یا فتوا می دهی که قمه بزنید تا شیعه حسین را در چشم جهانیان مترود کنی!
    حسینی که هر لحظه زندگی و حرکتش عین سیاست بوده است. و اگر قرار است از سیاست در منابر گفته نشود، باید حضرت زینب هم بعد از واقعه عاشورا از ظلم یزیدیان سخنی نمی گفت و فقط از اخلاق و سلوک می گفت! و اگر چنین می شد دیگر نامی از کربلا و اسلامی که امام حسین علیه السلام برای زنده کردن آن به میدان جنگ رفت باقی نمی ماند.
    خدایا ما را یک لحظه از حب حسین جدا نکن.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [یکشنبه 1398-06-17] [ 09:03:00 ب.ظ ]





      مردی که همسرش او را بهشتی کرد   ...

     امروزه ما بسیار با مادران و همسرانی روبرو می شویم که از همسر زهیر هم سبقت گرفته اند، چرا که او در زمان امام معصومش زندگی می کرد و می توانست او را مشاهده کند، و اما این همسران فقط ندای هل من ناصر حسینی را بعد از 14 قرن از زبان عالمان دین شنیدند و از ولی فقیه و نایب امام زمان پیروی کردند.

    در این مسیر پر از سختی همسر خود را تشویق به حضور جبهه های جنگ  و دفاع از حریم حضرت زینب سلام الله علیها کردند.

    تاجر پیشه بود، از طرفداران عثمان، در همان مسیر کاروان کربلا در حرکت بود؛ ولی از روبرو شدن با فرزند رسول خدا فراری بود. به همین خاطر به غلامانش دستور داده بود که هرجا امام حسین اطراق کرد و خیمه زد شما حرکت کنید بدون توقف.

    تا اینکه دست تقدیر او را در یک  وادی وادار به اسکان کرد، زهیر قبول کرد به شرط آب و علوفه دادن به اسبها و خود در خیمه اش در حال خوردن غذا بود.

    زهیر نشسته بود، قاصد حضرت سید الشهدا علیه السلام آمد.عیالش، دخترش، پسرش همه هستند. :همسرش گفت زهیر!آقا با شما کار دارد.لقمه در دستش بود؛ لقمه از دستش افتاد.خشکش زد. عیالش او را می پایید.همه او را زیر نظرداشتند.دُلهم گفت زهیر! مگر از طرف پاره تن زهرا سلام الله علیها نبود؟

    گفت: چرا!گفت: یک لحظه هم تامل نباید بکنی.باید تا اسم امام حسین آمد مثل برق از جا بلندمی شدی.زهیر رفت ولی باتفکر.آقا چه می خواهد بگوید؟ اگر جنگ بخواهد من دیگر حوصله جنگیدن ندارم!

    وقتی برگشت، میخندید! زهیر گفت چشمم که به چشمان حسین فرزند زهرا افتاد تا عمق جانم نفوذ کرد.

    همسرش گفت : مبارکت باشد. دلهم همسر زهیر از زنانی است که با هشدار به همسرش، او را موفق به همراهی امام حسین«علیه السلام» و کسب شهادت نمود.

    هنگامیکه امام سرشکافته شده زهیر را بر زانو گذاشت، و قطرات اشک امام حسین بر روی صورت زهیر جاری شد؛ زهیر چشم هایش را باز کرد، گفت حسین جان اگر هزار بار زنده شوم و قطعه قطعه شوم دست از یاری تو نخواهم کشید.

     (ریاحین الشریعه ج3 ص304)

    موضوعات: فرهنگی, تاریخ  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1398-06-13] [ 09:56:00 ب.ظ ]





      الگوی همه آزادگان جهان   ...

     

    مقام علی علیه السلام
    درباره مقام امیرالمؤمنین علیه السلام زبان های نوعِ بشر و قدرت و تصویر و ترسیم انسان ها عاجز از ارائه کُنه و حقیقت مطلبند؛ بلکه عاجز از تصوّر آن مقام شامخ و کُنه عظمت آن بزرگوارند.

    ما با قیاس به معلومات خودمان می توانیم چیزی را بشناسیم و بفهمیم.

    امیرالمؤمنین علیه السلام از مقیاس های ما خارج است.

    او را با ذرع و پیمانه ای که برای سنجیدن انسان ها و فضیلت ها و مُحسّنات و زیبایی ها در اختیار ماست، نمی شود سنجید و اندازه گرفت.

    او بالاتر از این حرف هاست. آنچه که ما می بینیم درخشش آن بزرگوار است که به چشم هر انسانی ـ حتّی دشمنان و مخالفان ـ می آید؛ چه برسد به دوستداران و یا شیعیان… درخشش را می بینند، امّا ابعاد و جزئیات را نمی توانند درک کنند و ببینند.

    تجلی حکومت الهی
    آن وقتی که این انسان بزرگ اندیش و بزرگ بالاخره بر مسند قدرت و حکومت دست پیدا کرد ـ در آن دوران کاری کرد که اگر سال های سال مورّخان و نویسندگان و هنرمندان بنویسند و تصویر کنند کم گفته اند و کم تصویر کرده اند ـ وضع زندگی امیرالمؤمنین در دوران حکومت قیامتی است.

    اصلاً علی علیه السلام معنای حکومت را عوض کرد. او تجسّم حکومت الهی، تجسّم آیات قرآن در میان مسلمین، تجسّم «اَشِدّاءٌ عَلی الکُفّارِ رِحُمَاءُ بَیْنَهُمْ» و تجسّم عدل مطلق بود.

    او فقرا را به خود نزدیک می کرد و ضعفا را مورد رعایت خاص قرار می داد. برجستگانی که با پول و زور و بقیه وسایل مطرح شدن، خودشان را به ناحقّ مطرح کرده بودند، در نظر علی علیه السلام با خاک یکسان بودند.

    آنچه در چشم و دل او ارزش داشت، ایمان و تقوا و اخلاص و جهاد و انسانیّت بود. با این مبناهای باارزش، امیرالمؤمنین کم تر از پنج سال حکومت کرد. قرن هاست که درباره امیرالمؤمنین می نویسند و کم نوشته اند و نتوانسته اند درست تصویر کنند و بهترین ها معترف به عجز و تقصیر خودشان هستند.

    کار برای خدا
    ... امیرالمؤمنین برای خدا و در راه او کار می کرد. به درد مردم می رسید. مردم را دوست می داشت و خدمت به آنها را وظیفه خود می دانست. با این که حکومت او در جهت خدمت به مستضعفان بود، به این اکتفا نمی کرد؛ شب ها هم، تنها و به صورت فردی، به کمک یکایک مستضعفان می رفت. این زندگی امیرالمؤمنین علیه السلام است.

    ظلم ستیزی علی علیه السلام
    علی علیه السلام در هر سطحی با هر نامی و زیر هر پوششی ظلم ستیز بود. زندگی دشوار امیرالمؤمنین را نگاه کنید. این جنگ های اوست. ببینید با چه کسانی جنگید؟ چه طور جنگید؟ با چه صلابتی جنگید؟ آنها چه کسانی بودند؟ زیر چه نام و عنوان های فریبنده ای پنهان شده بودند؟

    امّا وقتی تشخیص می داد که این ظلم و باطل است درنگ نمی کرد. این راه ماست؛ راه دشواری که باید آن را طیّ کنیم. این راه یکایک کسانی است که ادّعای پیروی امیرالمؤمنین علیه السلام را می کنند؛ راه مقابله با ظلم و ظالم در هر سطحی و یا هر کیفیّتی…

    شخصیّت و فضایل علی علیه السلام
    شخصیّت امیرالمؤمنین علیه السلام ترکیبی از عناصری است که هرکدام به تنهایی یک انسان عالی مقام را اگر بخواهد به اوج آن برسد به زانو در می آورد.

    زهد امیرالمؤمنین و بی اعتنایی و بی رغبتی او نسبت به شهوات زندگی و زخارف دنیایی یکی از این عناصر است.

    علم آن بزرگوار و دانش وسیع او ـ که بسیاری از بزرگان مسلمین و همه شیعه بر آن اتّفاق دارند که بعد از نبیّ اکرم صلی الله علیه و آله وسلم کس دیگری غیر از امیرالمؤمنین از آن علم برخوردار نبوده است ـ یکی از این عناصر است.

    فداکاری آن بزرگوار در میدان های مختلف ـ چه میدان های نظامی و چه میدان های اخلاقی و سیاسی ـ یکی از این عناصر است.

    عبادت آن بزرگوار یکی دیگر از این عناصر است. عدل و دادگری امیرالمؤمنین که پرچم برافراشته شاخصی برای عدل اسلامی است. رأفت آن بزرگوار نسبت به ضعیفان ـ اعم از فقرا، کودکان، زنان و از کارافتادگان ـ یک وادی عظیم و یکی دیگر از ابعاد شخصیّت امیرالمؤمنین است… در همه اینها در حدّ اعلاست.

    قاطعیّت علی علیه السلام
    ... قاطعیّت و صلابت در راه حقّ، این خصوصیّت ـ اگر نگوییم مهم ترین ـ حداقل بارزترین خصوصیت زندگی امیرالمؤمنین است. آن چیزی که اوّل از این دستگاه حکومت مشاهده می شود، این است که امیرالمؤمنین بعد از تشخیص حقّ هیچ چیزی نمی تواند جلوی راه حقّ او را بگیرد. …امیرالمؤمنین از جمله کسانی است که در راه خدا هیچ کس و هیچ چیزی نمی تواند جلوی او را بگیرد و مانع او بشود.

    آنچه را که تشخیص داد بدون هیچ گونه مبالاتی عمل می کند. اگر به سرتاسر زندگی امیرالمؤمنین نگاه کنید، این خصوصیّت را مشاهده می کنید.

    قاطعیّت و صلابت از اولِ نشستن بر مسند حکومت، امیرالمؤمنین این قاطعیّت و صلابت را نشان می دهد؛ یعنی حکومت وقتی که به نام خدا و برای خدا و برای اجرای احکام الهی است، باید تحت تأثیر هیچ ملاحظه ای که مخالف با حقّ باشد قرار نگیرد. این آن منطقی است که امیرالمؤمنین دنبال می کرد.

    صبر و بصیرت علی علیه السلام
    امیرالمؤمنین از اوایل نوجوانی تا هنگام مرگ دو صفت بصیرت و صبر را با خود همراه داشت. بیداری و پایداری او یک لحظه دچار غفلت و کج فهمی و انحراف فکری و بد تشخیص دادنِ واقعیت ها نشد. از همان وقتی که از غارحرا و کوه نور پرچم اسلام به دست پیامبر برافراشته شد… حکومت نبوّت و رسالت آغاز گردید، این واقعیّت درخشان را علی بن ابی طالب علیه السلام تشخیص داد.

    پای این تشخیص هم ایستاد و با مشکلات آن هم ساخت. اگر تلاشْ لازم داشت آن تلاش را هم انجام داد اگر مبارزه لازم داشت آن مبارزه را کرد. اگر جان فشانی می خواست جان خود را در طَبَق اخلاص گذاشت و به میدان برد.

    اگر کار سیاسی و فعالیّت حکومت داری و کشورداری می خواست آن را انجام داد. بصیرت و بیداری او یک لحظه از او جدا نشد. دوّم صبر و پایداری کرد و در این راهِ استوار و صراط مستقیم استقامت ورزید.

    این استقامت ورزیدن، خسته نشدن مغلوب خواسته ها و هواهای نفس انسانی نشدن نکته مهمّی است… همه در این خصوصیت باید سعی کنند که خودشان را به امیرالمؤمنین نزدیک کنند، هرچه همّت و استعدادشان باشد…

    سخنرانی امام خامنه ای در باره امیرالمومنین علی علیه السلام

    پ.ن

    علی علیه السلام انسان کامل
    امیرالمؤمنین علیه السلام یک الگوی کامل برای همه است.

    جوانیِ پرشور و پرحماسه او الگوی جوانان است.

    حکومت سراسر عدل و انصاف او الگوی دولت مردان است.

    زندگی سراپا مجاهدت و سراپا مسئولیت او الگوی همه مؤمنان است.

    آزادگی او الگوی همه آزادگان جهان است.

    سخنان حکمت آمیز و درس های ماندگار او الگوی عالمان و دانشمندان و روشنفکران است.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [شنبه 1397-03-12] [ 06:23:00 ب.ظ ]





      بی بصیرتی یعنی امضای سند ننگین 2030   ...

                              ضد انقلاب یعنی دنبال سازش با آمریکا باشه و انقلابی یعنی مقاوت در برابر سلطه آمریکا

    ضد انقلاب یعنی سخنان امام خمینی را تاویل و تحریف کند وانقلابی یعنی  ادامه دهنده خط امام باشد

    ضد انقلاب یعنی بر خلاف امام خامنه ای حرکت کند وانقلابی یعنی پیرو رهبری بودن

    ضد انقلاب یعنی سخنانش تایید حرف دشمنان ایران باشد وانقلابی یعنی باسخنانش دشمن را نایوس کند.

    ضد انقلاب یعنی از استقلال ایران رنج ببرد وانقلابی شادمان از استقلال است

    ضد انقلاب یعنی مانع اقتصاد مقاومتی شود و انقلابی یعنی اقدام وعمل در اقتصاد

    ضد انقلاب یعنی دنبال واردات خارجی باشدو انقلابی یعنی دنبال صادرات  و تولید ایرانی باشد

    ضد انقلاب یعنی تعطیل کردن شرکت ها و کارخانه هاو انقلابی یعنی کار آفرینی و تولید ثروت

    ضد انقلاب یعنی پذیرش تحقیرهای غرب و انقلابی یعنی رشد  دهنده غرور ملی در جوانان

    ضد انقلاب یعنی فاش کردن اسرار کشور و انقلابی یعنی حفظ اسرار نظام.

    ضد انقلاب یعنی اشرافی زندگی کردن و انقلابی یعنی ساده زیستی

    ضد انقلاب یعنی ناراضی کردن مردم و انقلابی یعنی تلاش برای حل مشکلات مردم

    ضد انقلاب یعنی خوار کردن ارزشها و انقلابی یعنی تروج ارزشها

    ضد انقلاب یعنی سکوت در برابر منکرات و انقلابی یعنی فریاد کشیدن و امر به معروف کردن

    ضد انقلاب یعنی فراموش کردن اهداف شهدا و انقلابی یعنی زنده کردن راه و هدف شهدا

    ضد انقلاب یعنی سکوت خواص در فتنه ها و انقلابی یعنی عمارشدن و بصیرت داشتن

    ضد انقلاب یعنی امضای مخفیانه سند ننگین 2030 یونسکو و انقلابی یعنی محو این سند

     

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [شنبه 1396-02-23] [ 08:56:00 ق.ظ ]





      با بصیرت اصلح را بشناسیم   ...

     


    اصلح کیست؟
    نگاهی به ویژگی های تبیین شده در کلام امام خامنه ای


    آنکه را چوب لای چرخ نظام می گذارد انتخاب نکنید


    رکن اصلی،تدین است


    متدین ، مانعی برای وابسته شدن دارد


    کاندیدی که درک لازم را نداشته باشد به درد نمی خورد


    اصلح باید از بن دندان با فساد مبارزه کند!


    مرد درد باشد


    به تعداد حق تان اسم بنویسید


    انتخاب اصلح یک تکلیف الهی است


    هیچ کس نگوید رای من تنها چه تاثیری دارد


    تخریب نکنید

     

                                                                                         هفته نامه پنجره

                                                                                      طه اورعی

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [یکشنبه 1396-02-03] [ 06:32:00 ب.ظ ]





      رهبری غیب داشته....   ...


    تقویم سال 88 را که ورق میزنیم،

    می بینیم انگار مقام معظم رهبری غیب داشته و می دانسته که قرار است چه حوادثی اتفااق بیفتد!

    از همان ابتدا که اوباما در پیام نوروزی خود دست دوستی دراز کرده بود و آقا،

    این دست چدنی را در دستکش مخملی دانست…

    موضوعات: فرهنگی, آموزنده  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1394-10-09] [ 05:03:00 ب.ظ ]






      خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

     
     
    مدرسه علمیه فاطمیه جلفا