من انقلابیم
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   
آبان 1398
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  






رتبه

  • رتبه کشوری دیروز: 3
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 29
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه 90 روز گذشته: 13
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1




  • محرم



      تقاضای یار ی زنان   ...

     

    با طرح خلافت یزید، در اواخر عمر معاویه، امام حسین «علیه السلام »برای حج به مکه رفت و از مردان و زنان بنی هاشم و خدمتکاران آنان خواست تا با مهاجران و انصار تجمع کنند. 

    امام در تجمع هفتصد تن از تابعان و دویست تن از صحابیان در منی سخنرانی کرد و جنایات حکومت بنی امیه و فضائل اهل بیت علیهم السلام یاد آور شد و دستور داد همه شنوندگان، سخنان او را به مسلمان مورد اعتماد برسانند.

    در این واقعه ، آن حضرت از زنان نیز تقاضا نمودند تا روشنگر اذهان خفته امت گردند. بعد از مرگ معاویه و آغاز سلطنت یزید و بیعت نکردن امام حسین «علیه السلام» فعالیت بانوان شروع شد.

    شیعیان در بصره در خانه بانویی از قبیله عبدالقیس به نام ماریه دختر سعد جمع می شدند.که امام باقر «علیه السلام» در حق این بانو فرمود:ماریه زنی شیعه بود و خانه اش محل اجتماع و مذاکرات شیعیان بود.

    همین اجتماع درون این خانه بود که موجب شد یزید بن نبیط همراه دو پسرش به امام حسین«علیه السلام»به پیوندند و در کربلا به شهادت برسند.

    عامر،سیف بن مالک، ادهم بن امیه نیز از خانه آن بانو عازم کربلا می شوند.(تاریخ طبریج 5 ص 353)

    موضوعات: فرهنگی, آموزنده  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1398-06-28] [ 03:39:00 ب.ظ ]





      عید فطر، پاداش بندگی   ...

     

    ماه رمضان، ویژگی های مهمی دارد که ریشه برکات بزرگ این ماه و پایه نعمت های بی شمار هستند. شکوه ، عظمت و برکات مادی و معنوی ای که از این ماه، نصیب اهل ایمان می شود، از نگاه احادیث اسلامی، قابل توصیف نیستند و اگر مسلمانان شناخت درستی از برکات این ماه بافضیلت داشتند و مواهب و دستاوردهای بزرگ آن را می دانستند، آرزو می کردند که سراسر سال ، رمضان باشد.

    حدیث پیامبر خدا در این مورد ،چنین است: لو یعلم العباد فی رمضان، لتمنت آن یکون رمضان سنه؛ اگر بندگان بدانند که در رمضان، چه نعمت ها و آثاری هست، آرزو می کنند که رمضان، یک سال باشد.

    1-آغاز سال

    آغاز سال در بین ایرانیان باستان اولین روز فروردین است،و در بین اعراب اولین روز ماه محرم است و مسیحیان هم روز میلاد حضرت مسیح علیه السلام آغاز سال می دانندt اما برخی از متون دینی تاکید دارند که ماه رمضان،آغاز سال است؛ برخی از آنها« شب قدر» را آغاز سال می داسته اند؛ و برخی نیز عید فطر را اول سال تعیین کرده اند.

    همچنین که آغاز فروردین، شروع سال طبیعی است(چون زمین جامه نو می پوشد و درختان سبز می شوند)، ماه رمضان هم آغاز سال انسانیت از نگاه اسلام است ،چرا که در این ماه عزیز، حیات معنوی اهل سیر و سلوک، تجدید می شود.

    2- ویژگی میهمانی خدا

    این چه میهمانی است پرهیز از خوردن و نوشیدن و لذت بردن نخستین شرط آن است؟

    پاسخ این سوال: انسان ترکیبی از جسم و جان است همان گونه که جسم نیاز به غذای مادی دارد هویت و حقیقت انسانی او نیز به غذاهای معنوی نیاز دارد.

    منبع : مراقبات ماه رمضان: ری شهری ص 12-16

    موضوعات: فرهنگی, آموزنده  لینک ثابت



    [سه شنبه 1398-03-07] [ 10:41:00 ق.ظ ]





      عذاب برزخی مامون   ...


    شیخ محمد باقر مکی از بعضی موثقین نقل می کند:«وقتی به مسافرت می رفتم، وسز دریا کشتی شکست و من به جزیره ای افتادم. در آن جزیره میمونی را دیدم که از چاهی آب می کشید و در حوضی که آنجا بود می ریخت! در این حال مشاهده کردم، فیلی ازدور پیدا شد و تا کنار چاه آمد و آن میمون را با زجر و عذاب کشت و زیر پاهای خود له کرد و تمام آب حوض را خورد و رفت.

    طولی نکشید دیدم میمون زنده شد و شروع کرد به آب کشیدن و داخل حوض می ریخت. روز بعددیدم همان فیل آمد میمون را کشت و زیر پای خود له کرد و آب حوض را خورد ورفت. باز میمون زنده شد و شروع به آب کشیدن کرد.
    می گوید: من از دیدن این ماجرا بسیار متعجب شدم و در حیرت فرو رفتم. آن میمون فهمید که من در تعجب هستم. نگاهی به من کرد و گفت:فلانی! مگر مرا نمی شناسی؟
    گفتم:خیر،گفت: خدا لعنت کند دشمنان آل محمد صلی الله علیه وآله را.آیا اسم مامون عباسی را شنیده ای؟
    گفتم: بلی،گفت : من همان مامون هستم، از وقتی که مرده ام به سبب ظلمی که به حضرت رضا علیه السلام کرده ام، خداوند مرا به این عذاب گرفتار کرده است که هر روز آب بکشم و داخل حوض بریزم، این فیل بیاید مرا با این نحو بکشد و آب حوض را بخورد و باز خدا مرا زندکند. و خوراک من در این جزیرره فضله های این فیل است و کار من فقط آب کشیدن برای این فیل می باشد.
    منبع کشکول النور،ج1، ص241 به نقل از تحفه الرضویه.

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



    [سه شنبه 1397-08-15] [ 05:41:00 ب.ظ ]





      تبلیغ را از پیامبر بیاموزیم   ...

    پیامبران هم از هنر برای تبلیغ دین خدا استفاده می‌کردند. به طور نمونه پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله از هنرهای سمعی و بصری استفاده می‌کردند. نقل شده که روزی پیامبرصلی الله علیه و آله از خانه خارج شد در حالی که در یک دست طلا و در دست دیگر ابریشم داشت و می‌فرمودند:«این دو بر مردان امت حرام و برزنان آنان حلال است»أَنَّهُ خَرَجَ وَفِی إِحْدَى یدَیهِ ذَهَبٌ وَالْأُخْرَى حَرِیرٌوَقَال َإِنَّ هَذَینِ مُحَرَّمَانِ عَلَى ذُكُورِأُمَّتِی حِلٌّ لِإِنَاثِهَا یا برای آموزش نماز می‌فرمودند:«به نماز من بنگرید وهمان گونه که من نماز می‌خوانم نمازبخوانید ، صَلُّواكَمَا رَأَیتُمُونِی أُصَلِّی

    گاهی برای تفهیم یک موضوع و القاء یک ایده، مؤثرترین راه، «نمایش» است و ایجاد صحنه ای که آن محتوا به عینیت بنشیند.در قرآن کریم نیز از این گونه تمثیلها و نمایشها و بیان قصه‌های عبرت آموز، فراوان یاد شده است.
    خمیرمایۀ نمایش، در قالب بیان غیر مستقیم، یا باید تربیتی و آموزشی باشد یا به تفکر وادارد و یا بینش و بصیرتی بدهد

     منبع:کتاب نقش هنر

    مجلسی محمد باقر، بحارالأنوار،ج 82،ص279.

    محدث نوری، مستدرك‏الوسائل، ج 3، ص.219

    موضوعات: فرهنگی, آموزنده  لینک ثابت



     [ 04:44:00 ب.ظ ]





      اربعین، حرکت عشق و ایمان   ...

    پیاده روى اربعین؛ حركت عشق و ایمان‏
    پیاده روى اربعین؛ احیاء شهداء الهی‏
    جاودانگى قیام عاشورا در اربعین‏
    اربعین؛ شكل‏ گیرى جبهه فرهنگى در مقابل دستگاه تبلیغاتى دشمن‏
    اربعین؛ نماد عزّت اسلامى‏

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



    [شنبه 1397-08-05] [ 05:11:00 ب.ظ ]





      چرا طلبه شدم   ...

    طلبه گفت:من مدیون شاهرخ هستم!
    تعجب کردم،این طلبه جوان با این سن کم چه ارتباطی با شاهرخ و زمان جنگ دارد؟
    پرسیدم شما چرا مدیون شاهرخ هستید؟
    گفت :بعد از چاپ اول کتاب شاهرخ و خواندن کتاب خیلی از شخصیت شاهرخ خوشم آمد.
    و در آن سال مشغول درس و کنکور بودم، و شاگرد ممتاز دبیرستان.
    اما شک و دو دلی من را خیلی آزار می داد، دوستان مسجدی مرا به طلبگی تشویق می کردند و می گفتند اکنون بازار از دکتر و مهندس اشباع شده است.
    و خانواده من را بسوی دانشگاه می کشاند.
    در این افکار بودم که رویای صادقه شاهرخ مرا نجات داد.
    آن شب در خیابان تاریک قدم می زدم و چشم، چشم را نمی دید،نمی دانستم کجابروم.از دور دری باز شد و نور شدیدی بیرون آمد.انگار خانه پر از نور بود.با خوشحالی خواستم وارد شوم که دیدم شخصی کنار در ایستاده . او دستش را جلوی من گرفت و اجازه ورد نداد! سرم را بالا آوردم،دیدم آشناست.بلافاصله او را شناختم، شاهرخ بود با همان هیبتی که در زمان جنگ داشت.بعد دیدم ابراهیم هادی هم در کنار او ایستاده است.شاهرخ رو به من کردگفت:پسرجان اینجا فقط طلبه هارا راه می دهند.
    صبح روز بعد مسیر زندگیم را مشخص کردم با اینکه رتبه خوبی برای دانشگاه داشتم رشته انتخاب نکردم و به گروه شاگردان امام صادق علیه السلام پیوستم.

    کتاب شاهرخ حر انقلاب

    پ ن

    حتما این کتاب را بخوانید بسیار زیبا است. در این کتاب شما با رویش های انقلاب آشنا می شوید که حضرت امام خمینی ره چگونه جوانان را نجات داد.

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



    [سه شنبه 1397-08-01] [ 10:26:00 ب.ظ ]





      ازدواج پولی آخرش زندان است   ...

     

    نامه ای به دخترم

    دخترم مهریه برای معامله نیست! بلکه هدیه ای از طرف همسر است که خداوند قرار داده است! از قرآن برایت شواهدی می اورم که بیشتر بدانی و فکر نکنی که اگر زیاد باشد بیشتر خوشبخت خواهی شد!

    دخترم از مهریه حضرت زهرا علیهالسلام خبر داری ؟! مهریه اش را آمرزش امت پدرش قرار داد!

    دخترم فکر نکنی مهریه زیاد برات شخصیت می اره و از اینکه مهریه ات 14 سکه است شرمنده دوستانت بشی!
    اولین صفت مهریه قرآنی بر طرف کننده ی مشکل اشتغال داماد است آن هم به صورت دراز مدت. زمانی که شعیب علیه السلام به موسی علیه السلام پیشنهاد دامادی دادند، ایشان فاقد شغل بودند.اما نوع مهریه مشکل موسی علیه السلام را حل کرد.

    دلیل مطلب این آیه است:« قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ وَمَا أُرِيدُ هَاتَيْنِ عَلَى أَن تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِندِكَ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ:شعيب گفت من مى ‏خواهم يكى از اين دو دختر خود را كه مشاهده مى ‏كنى به نكاح تو در آورم به اين شرط كه هشت‏ سال براى من كار كنى و اگر ده سال را تمام گردانى اختيار با تو است و نمى‏ خواهم بر تو سخت گيرم و مرا ان شاء الله از درستكاران خواهى يافت »25/قصص

    همانطوری که ملاحظه می شود شعیب علیه السلام پیشنهاد می کند موسی علیه السلام هشت سال اجیر او باشد و این به معنی حل شدن مشکل اشتغال موسی علیه السلام است.

    صفت دوم مهریه قرآنی این است که حل کننده مشکل مسکن داماد است.زمانی که کسی را به عنوان اجیر استخدام می کنند برعهده کارفرماست که مسکن اجیر شده را تامین کند.این رسم الان هم در مناطق روستایی حاکم است.طبق این رسم شعیب علیه السلام مسکن موسی علیه السلام را تامین کردند.چون مهریه او را هشت سال چوپانی قرار داده بود.

    صفت سوم عدم تحمیل مهریه بر داماد است.شعیب علیه السلام داماد خودش را در انتخاب مدت هشت سال و یا ده سال آزاد گذاشت.«.. تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِندِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ...: … به اين شرط كه هشت‏ سال براى من كار كنى و اگر ده سال را تمام گردانى اختيار با تو است و نمى‏ خواهم بر تو سخت گيرم..»

    صفت چهارم مهریه قرآنی متناسب بودن آن با شرایط داماد است.زمانی که موسی علیه السلام وارد مدین شدند از جهت مادی در حد صفر بودند ولی از جهت توانایی جسمی و اخلاقی شرایط فوق العاده ی داشتند.«القوی الامین» بودند.مهریه ی تعیین شده با شرایط گفته شده دارای سنخیت بود.لذا امکان پرداخت آن برای ایشان فراهم بود.

    صفت پنجم مهریه قرآنی این است که داماد برای پرداخت کردنش هم حال دارد ،هم توان دارد و هم وقت دارد.توانش را دارد چون «القوی الامین» است. وقتش را دارد چون جوان است.حالش را دارد چون مهریه زنش حل کننده مشکلات اوست.

    موارد مذکور گوشه ی از معارف قرآن بود که اگر این ها در جامعه ما اجرا شود، قطعا بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.این اوصاف مهریه ی قرانی بود که اصلا قابل قیاس با مهریه ی ایرانی نیست.

    رامیان - حیدری

    موضوعات: فرهنگی, آموزنده, باز آفرینی محتوای دینی  لینک ثابت



    [سه شنبه 1397-05-23] [ 11:23:00 ق.ظ ]





      هرکسی روایتی مبنی بر فضیلت نقاره زنی در حرم امام رضا یافت جایزه بگیرد   ...


     معرفت امام با زیارت جامعه یا کبوتر و نقاره

    روز تولد امام هشتم روزی ما شد که در حرم باشیم.

    خیلی برای غربت امام رضا علیه السلام بوسیله دوستانش غمگین شدم!

    در زمان مامون ملعون که می خواست با مناظره های آنچنانی از محبوبیت ایشان بکاهد.

    و اکنون که امام در حلقه شیعیان است باید با کبوتر و نقاره و پرچم برای امام محبوبت افزایی نماییم !!

    کبوتران علاوه بر شناخت عوامانه به زوار، ریزپرهاشان باعث آسم و بیماری می گردد، که جدیدا یاکریم ها هم در حرم جاخوش کرده اند!

    هزینه تمیز کردن مدفوعشان یک کار بیهوده ای بر دوش افراد می گذارد بلکه باعث می شود زوار عوام کم کم

    به این قضیه اعتقاد پیدا کنند که پر و مدفوع کبوتران حرم هم شفاست و یا شنیدن نقاره یک معجزه است!

    اصل کاربرد نقاره به زمان های گذشته برمی گردد که به علت نبود وسایل ارتباطی برای خبر رسانی وقت

    سحر و یا افطار یا تحویل سال استفاده می شده است،

    در کدام حدیث یا روایت دیده و یا شندیده اید که معنای نقاره یعنی سلام به امام رضا! 

    و اینها بس نبوده جدیدا با پرچم گردانی به شهر های دیگر می خواهیم امام را به مردم معرفی کنیم!!!

    که متاسفانه بعضی از مدارس علمیه هم به استقبال پرچم رفته اند!

    این کار هم روزی مثل قمه زنی می شود یک بدعت جدید، بعد هم فرافکنی می کنیم کار انگلیسی هاست!!!

    این کار ها باعث شده که شاعر هم دوست دارد که کبوتر حرم باشد و یکی دیگر دلش می خواهد آهو شود

    در حالیکه امام رضا علیه السلام آدم می خواهد نه حیوان!!

    اگر بخواهید دل زائر عوام را شاد کنید باید چندین آهو هم در حرم نگهداری نمایید !

    ما در روایت خوانده ایم که روزی مامون امام را وارد  قفس درندگان کرد و این درندگان در برابر امام خاضع شدند

    پس از درندگان هم می توان به حرم وارد کرد!!!این تذهبون ….

    روزی شخصی آمد خدمت امام صادق علیه السلام در حالیکه نسبت به امام رفتار خوبی نداشت، امام به

    آن شخص فرمود :این عصای مرا می بینی می دانی مال چه کسی بوده است ؟

    آن شخص گفت نه نمی دانم ، امام فرمود این عصای پیامبر صلی الله علیه وآله است، آن شخص با شنیدن

    این سخن به طرف عصا دوید و آن را به عنوان تبرک بوسید!

    امام فرمود : من فرزند رسول خدا هستم و ارادت تو نسبت به این چوب بیشتر از من است!!

    ما دیگر با چه زبانی به خانم جلسه ای ها بگوییم که کاری که شما می کنید باعث وهن به اسلام است، چون آنها

    هم یه گهواره دارند که به نام علی اصغر، خانه به خانه می گرداند! و مردم نذوراتشان را در گهواره می ریزند.

    و شبیه خوانها هم یک پرچم دارند به نام حضرت ابولفضل و روز عاشورا در جلوی دسته راه می اندازند و مردم به

    پرچم اسکناس می چسبانند!!

     یک خانم جلسه ای شمشیری را بالای سرش به دیوار نصب کرده بود به نام شمشیر امام زمان و خانم های جلسه

    می رفتند شمشیر را می بوسیدند!

    موضوعات: فرهنگی, آموزنده  لینک ثابت



    [یکشنبه 1397-04-24] [ 10:40:00 ق.ظ ]





      کجای روزه ام خراب است که اثر ندارد   ...

     

    دایما در فکر بودم چرا اصلاح نمی شویم!

    و نمی دانستم مشکل کارمان کجاست؟!

    تا اینکه امروز این مطلب را در کتاب مراقبات ماه رمضان دیدم، داغ شدم،تا بحال نمی دوانستم که به این گونه غذاها هم حرام می گویند !!

    حالا فهمیدم چرا برای عبادت مثل کوه سنگینم! و چرا سخنان حق را می شنوم ولی بهم تاثیر نداره!

    چرا دعاهایم قبول نمی شود….و!

    __________________________________________________________

    «آنچه با مال حلال فراهم می شود؛ ولی در کیفیت و مقدار آن ،اسراف می گردد.»مثل غذاهایی که در میهمانی ها هتل ها بعد از افطار یا مهمانی، درون سطل زباله می ریزند، که باقیمانده غذای ما می باشد!

    منکه برداشتم این بود.شما چی فکر می کنید؟!

    «آنچه با مال حرام تهیه می شود،مثل سفره های افطاری ای که بدون اجازه قانونی، هزینه شان از بیت المال مخلوط به حرام،تهیه می شود.»

    این یکی رو من توفیقشو نداشتم که بخورم نمیدونم شایدم بعضی میهمانی هایی بوده که من از کارشون بی خبر بودم!!

    »مراقبات ماه رمضان ص118

     

    موضوعات: فرهنگی, آموزنده  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1397-02-27] [ 12:33:00 ب.ظ ]





      خبر مهم شیطان در زنجیر افتاد   ...

    روزه به طور طبیعی، زمینه گمراهی را از بین می برد.

    «ان الشیطان لیجری من ابن آدم مجری الدم فضیقوا مجاریه بالجوع» شیطان در انسان جاری می شود، همچون جریان خون، پس باگرسنگی،مجاری اورا تنگ کنید.

    این حدیث به روشنی دلالت دارد که روزه به طور طبیعی نه تنها شیطان را به بند می کشد بلکه کشش های نفس اماره را هم مهار می کند. چون بنده با روزه داری در میهمانی خداوند وارد شده است.

    عنایت پرودگار هم شامل او می گردد. ولی بعضی از افراد با روزه داری گرفتار شیطان می شوند !

    این مربوط به زنگاری گناهان گذشته طرف مربوط می شود.

    مراقبات ماه رمضان ص45-46

    موضوعات: فرهنگی, آموزنده  لینک ثابت



     [ 12:30:00 ب.ظ ]





      دوست داری با انبیا هم درجه شوی   ...

     

    رمضان ماه امت رسول الله

    حفص بن غیاث نخعی از امام صادق علیه السلام نقل می کند که فرمود: خداوند روزه ماه رمضان را قبل ازما به هیچ امتی واجب نکرده بود. فقط بر انبیای گذشته روزه ماه رمضان را واجب کرده بود، و بر امتشان روزه ماهای دیگر را واجب کرده بود.اما بر امت رسول الله فضیلت داده روزه این ماه را همراه با پیامبرشان واجب ساخته است.

    احکام روزه در اسلام:ص27

    ————————–

    پ ن

    درحالیکه با توجه به آیه« کتب علکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم» تصورمی کردیم که بر امت های پیشین هم روزه ماه رمضان واجب بوده است!

     

    موضوعات: فرهنگی, آموزنده  لینک ثابت



     [ 12:28:00 ب.ظ ]





      کسی که گناه میکند روزه نگیرد   ...

     

    امام علی علیه السلام: می فرماید از پیامبر خدا پرسیدم :برترین کارها در ماه رمضان چیست فرمود ای ابوالحسن!؟

    برترین کارها در این ماه پرهیز از حرام است. در ادامه می فرماید:خداوند فرموده است هرکس اعضایش از حرام های من،حفظ نکند،روزه دار نباشد نیازی نیست که به خاطر من،خوراک و نوشیدنی اش را ترک کند.

    و باز از قول رسول خدا که به جابر بن عبدالله می فرماید: ای جابر !این ماه رمضان است.هرکس روزش را روزه بدارد و بخشی از شبش را به عبادت برخیزد و شکم و شهوتش را پاک نگه دارد و زبانش را حفظ کند ، از گناهانش بیرون می شود ، آنگونه که از این ماه بیرون می شود. جابر گفت: ای پیامبر خدا! این سخن ،چه نیکوست! پیامبر خدا فرمود: ای جابر! و این شرط ها سخت است!

    و در ادامه فرمود :هر روزه داری که در پشت سر زنی با دقت بنگرد، تا حدی که استخوانبندی زن از پشت لباسش برای او آشکار شود، روزه اش را افطار کرده است.

    مراقبات ماه رمضان ص159

    موضوعات: فرهنگی, آموزنده  لینک ثابت



     [ 12:25:00 ب.ظ ]





      ای کاش جوانی ماهم مثل علی اکبر بود   ...

     

    سخنان  امام خامنه ای:

    جوانی، یک پدیده درخشان و یک فصل بی بدیل و بی نظیر از زندگی هر انسانی است. در هر کشوری که به مساله جوان و جوانان، آن چنان که حق این مطلب است، درست رسیدگی بشود، آن کشور در راه پیشرفت، موفقیت های بزرگی بدست خواهد آورد. اگر کشوری مثل کشور ما باشد که جمعیت جوان، یک جمعیت غالب و بزرگ و یک نسبت عظیم از جمعیت کل کشور را تشکیل می دهد این قضیه اهمیت بیشتری پیدا می کند.

    درباره مسوولیت هایی که نسبت به جوان وجود دارد، باید بگویم که جوانی این دوره مشعشع و درخشان دوره ای است که اگرچه چندان طولانی نیست، اما آثارش یک آثار ماندگار و طولانی در همه زندگی انسان است. جوانی از بلوغ آغاز می شود. در این جا می خواهم از منظر جوانان به مساله نگاه کنم، تا بزرگترها، پدر و مادرهاو مسوولان، فضای جوانی را که خودشان هم یک روز در آن فضا بودند،به یاد بیاورند.

    جوانی در دوره جوانی به خصوص در آغاز جوانی تمایلات وانگیزه هایی دارد:

    اولا چون در حال تکوین هویت جدید خود است،مایل است شخصیت جدید او به رسمیت شناخته بشود، که غالبا این اتفاق نمی افتد و پدر و مادرها جوان را در هویت و شخصیت جدید اوگویا به رسمیت نمی شناسند.

    ثانیا جوان احساسات و انگیزه هایی دارد; رشد جسمانی و روحی دارد; به دنیای تازه ای قدم گذاشته است که غالبا دوروبری ها، خانواده، کسان، افراد در جامعه، از این دنیای جدید بی خبر و بی اطلاع می مانند، یا به آن بی اعتنایی می کنند; لذا جوان احساس تنهایی و غربت می کند. من مایلم این چیزها را بزرگترها بشنوند و مورد توجه قرار بدهند و دوره جوانی خودشان را به یاد بیاورند.

    ثالثا جوان در دوره جوانی چه اوایل بلوغ و چه بعدها با مجهولات زیادی روبه رو می شود; مسائل جدیدی برای او مطرح می شود که سؤال انگیز است، در ذهن او شبهه هاو استفهامهایی به وجود می آید که مایل است به این شبهه ها وسوالها و استفهام ها پاسخ داده بشود; که در بسیاری از موارد، پاسخ بهنگام و دلنشین داده نمی شود لذا جوان احساس خلا و ابهام می کند.

    رابعا جوان احساس می کند در وجود او انرژی های متراکمی وجود دارد توانایی هایی را در خود احساس می کند هم از لحاظ جسمانی و هم از لحاظ فکری و ذهنی حقیقتا هم توانایی هایی که درجوان هست می تواند معجزه کند می تواند کوه ها را جابه جا کند; اماجوان احساس می کند که از این نیروها و از این انرژی متراکم و ازاین توانایی های او بهره برداری نمی شود، لذا احساس بیهودگی واهمال می کند.

    خامسا جوان برای اولین بار با دنیای بزرگی دردوره جوانی مواجه می شود که این دنیا را تجربه نکرده و از این دنیا چیزهای زیادی نمی داند; بسیاری از حوادث زندگی برای او پیش می آید که تکلیف خودش را در مقابل آنها نمی داند; احساس می کند که احتیاج به راهنمایی و کمک فکری دارد; و از آنجا که پدر ومادرها غالبا اشتغال دارند; به جوان نمی رسند و این کمک فکری به او داده نمی شود; مراکزی که در این زمینه مسوولند، غالبا در جای لازم ودر نقطه نیاز حضور ندارند; لذا این کمک به او داده نمی شودو جوان احساس بی پناهی می کند.

    این احساسات در جوان ما به طورغالب وجود دارد; از یک طرف احساس تنهایی، از یک طرف احساس بی پناهی، از یک طرف احساس توانایی های فراوان و احساس این که ازاین توانایی ها استفاده نمی شود.

    وجود این احساسات، مسوولیت هایی را برای همه وجود می آورد وهمه مسوولیت دارند; مخصوصا دولت، روحانیت، صدا و سیما، بسیج،سازمان ورزش کشور، نهادها و مراکز فرهنگی; اینها مسوولیت های بزرگی در قبال نسل جوان دارند; به خصوص در کشوری مثل کشور ماکه نسل جوان از لحاظ کمیت، متراکم و گسترده; از لحاظ روحیه،دارای روحیه ایمان; از لحاظ آمادگی، آماده کارهای بزرگ; و ازلحاظ استعداد، یک مجموعه بسیار بااستعداد.

    منبع :سایت حوزه

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



    [جمعه 1397-02-07] [ 11:18:00 ق.ظ ]





      ایمان به امام جواد برکت دارد   ...

    قال الجواد علیه السلام:

    المؤمِنُ یَحتَاجُ إلَی تَوفیقٍ مِنَ الله، وَ واعِظٍ مِن نَفسِهِ، وَ قَبولٍ مِمَّن یَنصَحُهُ.

    مؤمن به سه خصلت محتاج است: توفیق از جانب خدا، واعظی از درون خود و پذیرش نصیحت از هر کس که او را نصیحت نماید.

    اگر کسی به امام جواد علیه السلام ایمان داشته باشد، ایمانش کامل است زیرا مومن به پدران بزرگوار او هم ایمان دارد و به فرزندانش امام عسکری و امام زمان هم ایمان دارد.

    زیرا در امامت امام جواد هیچ انشعابی بوجود نیامده است.شیعه در اسلام .علامه طباطبایی

    میلاد حضرت جواد الائمه را به مولامون آقا علی ابن موسی الرضا وحضرت ولیعصر وتمامی شیعیان پاکش تبریک عرض می نماییم. 

     

    امید این که از پیروان راستین آن حضرت باشیم هدیه به ساحت مقدسشان صلوات.
    اللّهمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



    [سه شنبه 1397-01-07] [ 07:25:00 ب.ظ ]





      بدحجابی یعنی اضطراب...   ...

     بد حجاب، بی عفتیريا، بی حیای،

    به شهادت تاریخ در واقعه کشف حجاب و مقدمه حذف عفت، این زنان غیور بودن که تا پای جان مقاومت کردند.بدين‏ سان از فرداي آن روز، بر سر كردن چادر در خيابان‏هاي تهران ممنوع شد و دولت و ساير دستگاه هاي اجرائي در كشور موظف گرديدند براي پيشبرد اين طرح در ولايات مختلف بكوشند. به همين منظور از اقدامات تبليغاتي و انتظامي در حد وسيعي بهره‏ گيري شد و حتي مسؤولين در بسياري از موارد، كاربرد قوه قهريه را نيز در اولويت قرار دادند.
    آموزگاران و دختران دانش‏ آموز از داشتن حجاب ممنوع شدند و افسران ارتش با زناني كه حجاب داشتند راه نمي‏رفتند. در اتوبوس زنان با حجاب را راه نمي‏دادند و در معابر پاسبان‏ ها از اهانت و كتك زدن به زن‏هايي كه چادر داشتند با نهايت بي‏ پروايي و بي‏رحمي فروگذار نمي‏كردند. حتي بعضي از مأموران به‏ خصوص در شهرها و دهات، زن‏هايي را كه پارچه روي سر انداخته بودند، اگرچه چادر معمولي نبود از سر آن‏ها كشيده و پاره پاره مي‏كردند و اگر زن فرار مي‏كرد او را تا توي خانه‏ اش تعقيب مي‏كردند و به اين هم اكتفا نكرده اتاق زن‏ها و صندوق لباس آن‏ها را تفتيش كرده، اگر چادر از هر قبيل مي‏ديدند پاره پاره مي‏كردند يا به غنيمت مي‏بردند.
    اقدامات خشونت‏آميز بر ضد زنان با حجاب‏
    اعمال محدوديت بر ضد زنان با حجاب در آغاز و پس از آن، استفاده از شيوه‏ هاي سركوب‏گرانه پليسي، . در همين زمان، برخي از مغازه‏ دارها نيز هم‏گام با شهرباني، در اعمال محدوديت‏ها شركت و با چسباندن اطلاعيه‏ هايي بر در مغازه خود بدين‏ مضمون كه: «به چادري‏ها جنس نمي‏فروشيم»، با مأموران همكاري مي‏كردند. پس از مدتي به مأموران دستور داده شد خشونت بيشتري به خرج دهند.
    بر اساس گزارش‏ هاي شاهدان عيني، پليس در گوشه خيابان‏ ها مي‏ايستاد و زنان چادري را زير نظر مي‏گرفت و چادر از سر آن‏ها برمي‏داشت و پاره مي‏كرد، به‏ گونه ‏اي‏ كه جوي‏ هاي آب كنار برخي از خيابان‏ها، از چادر انباشته شده بود.

    لعنت بر پهلوی و آتا تورک  که بنیان گذار بی حجابی شدند.

     

    موضوعات: فرهنگی, آموزنده  لینک ثابت



    [یکشنبه 1396-10-17] [ 02:43:00 ب.ظ ]





      امام صادق علیه السلام و پندهایش   ...

    امام صادق علیه السلام : خاموشی ،گنجی کاهش ناپذیر ، و آرایش حلیم، و پوشش جاهل است.«من لایحضر 4، 396»

    چه جذاب روانشناسی کنترل زبان بیان شده است.

    تا زمانی سکوت کرده ای  همه چیز را درکنترل خود داری اما همینکه زبان گشودی  واولین سخن را گفتی مورد پرسش قرار می گیری، چرا گفتی برای چه گفتی در باره کی گفتی و…

    وهمیشه در احوالات بزرگان است که کم سخن می گفتن و اگر هم لب به سخن باز می کردن گزیده وحکیمانه می گفتند.

    خیلی اوقات برای خودمان هم پیش آمده که برای اولین بار با شخصی روبرو می شویم وهیچ شناختی از او نداریم و از ظاهر او هم نمی توانیم به شخصیت او پی ببریم ،ولی همینکه زبان می گشاید می بینیم که چه فرد بی منطقی بوده است!

    علی جوانی می گوید: امام صادق رادیدم دست بر دهان غلامش نهاده و می فرماید: زبانت را نگه دار تا سلامت بمانی، مردم را برگردن ما سوار مکن.«کافی2 ، 125

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



    [جمعه 1396-04-23] [ 10:07:00 ق.ظ ]





      وقتی که حجاب سوت می شود   ...

    پلیس مکزیک برای امنیت زنان از آزار جنسی، به آنان سوت می دهد تا هروقت مورد تجاوز قرار گرفتند با سوت زدن پلیس را خبر کنند!

     

    انگلستان برای حفظ زنان از مزاحمت های مردان، در نقلیه های عمومی مثل مترو و اتوبوس جای مردان و زنان را جدا کرده است.

    البته بعد از اینکه در ایران برای اینکه خانمها با نامحرم در تماس بدنی نباشند اقدام شد، آلمان هم همین کار را انجام داده است .

    سالهای گذشته از اخبار شنیدم ،در یکی از کشورها که نام آن را فراموش کرده ام، برای امنیت خانمها لباسی تهیه شده است که روی آن نقاشی

    شده وقتی خانمی در خیابان متوجه حضور مرد مزاحم می شود، در کناری می ایستد و پارچه نقاشی شده را که از کمرش آویزان شده است

    جلوی صورتش می گیرد ؛ افراد ناظر گمان می کنند که او یک تابلو است!

    در این موضوع چند سوال پیش می آید حالا اگر یک زن مکزیکی در کوچه پس کوچه های شهرش بود صدای سوت را چگونه به پلیس می رساند.

    یا آن زنی که با تابلو کردن خود می خواهد از شر مزاحم خلاص شود، اگر فرد مزاحم از پشت به او نزدیک شد او چگونه متوجه می شود!

    کسانی که معتقد هستند اگر  زنان از حجاب نداشته باشند ، مردان نسبت به زنان حریص نخواهند بود، پس چرا در این کشور های اروپایی و غیر مسلمان، مردان به زنان حریص هستند.

    اگر در دسترس بودن زنان از حرص مردان می کاهد ، چرا در هر لحظه به نوشیدن آب نیاز مندیم ؟!

    چرا هیچگاه از نوشیدن وخوردن نان که هرروز می خوریم بی نیاز نشده ایم؟!

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



    [سه شنبه 1396-04-20] [ 08:06:00 ب.ظ ]





      مشتری بی حجابی خانم ها   ...

    مقصر،آقایان،نگاه ها، بیحجاب،

    وقتی حرف از حجاب میشه همه اشاره ها میره طرف خانم ها!
    البته درسته این خانومه که باید با حجاب در کوچه و خیابان ظاهر بشه! ولی خداوند در قرآن اول ّبه آقایون سفارش حجاب رو می کنه !باور ندارین؟! اینهم آیه 30 سوره نورقُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما يَصْنَعُونَ به مؤمنان بگو چشم هاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گيرند، و فروج خود را حفظ كنند، اين براى آنها پاكيزه ‏تر است، خداوند از آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است.
    خب دیدید که حداوند به آقایون که مشتری کالاهای زنان نامحرم هستن سفارش می کنه که به خانم ها خیره نشید تا آنها هم تشویق نشوند به نمایش دادن.

    یعنی اگر آقایون نگاه نکنند، خانمی که خودش را بزک کرده از نگاه نکردن مردان احساس حقارت می کنه!
    و به آقایون سفارش دیگه ای هم کرده. میگه الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَی النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلی‏ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ
    چنین ترجمه شده است: (مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتریهایی که خداوند (از نظر نظام اجتماع) برای بعضی دیگر قرار داده است و بخاطر انفاقهائی که از اموالشان در مورد زنان می کنند11حجرات
    یک سوال :به نظر شما مردان فقط باید مخارج خانواده را تامین کنند ؟!

    اما یه مرد که قوام بخش خانواده است مسئولیت دیگه ای نداره؟!

    پس امنیت خانواده چی میشه؟

    حراست از خانواده؟

    اگر مزاحمی به خانه تجاوز کرد ،کی باید جلوی مزاحم مقاومت کنه؟!
    همه عقلا اعتراف می کنند که این مردهست که باید جلوی مزاحم را بگیره! حالا تصور کنید که یه مرد اصلا به پوشش همسرش و دختر و خواهر و مادرش توجهی نداره بعد هم به متجاوز بگه تو مزاحم اهل وعیال من نشو !

    این دو رفتار باهم تضاد دارن. پس خداوند وقتی مدیریت اقتصادی ، تربیتی، حراستی را به مردان داده ؛ از آقایون هم توقع داره که در باره چهار گروه زنان که تحت نفوذ او هستند مدیریت داشته باشه.

    اول بهشون نگاه خیره نکنه.

    دوم مواظب باشه تا زنان تحت همایت او با هر پوششی در منظر نامحرمان حاضر نشوند.

    بنابراین این وضع  بد پوشی زنان جامعه متاثر از بی مدیریتی مردان است.

    که اولا: با نگاهشون به زنان نامحرم خریدار کالای آنها شده اند.

    دوم :وظیفه مردانگی شون را فراموش کردند.

    سوم: بعضی از مردان همسران با حجاب خود را وادر به بد پوشی می کنند.

    چهارم :اینکه هرگز برای تشویق همسران، خواهران، دختران و مادران با حیا ی خود هیچگونه تشویقی انجام نداده اند.


    مهمتر از بقیه ،از این سفارش  سومی که خداوند فرموده: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ»(تحريم/6)
    اي كساني كه ايمان آورده‏ ايد! خود و خانواده خويش را از آتشي كه هيزم آن انسان ها و سنگ ها هستند، کوتاهی کرده اند. مگر همسر و خواهر و دختر و مادر اهل او نیستند؟!چرا برای نجات آنها از آتش غافل شده اند ،که در آخرت هم خودشان وهم اهل عیالشان را به جهنم می برند؟!

    لذا هروقت  سخن از سفارش در بحث حجاب می شود، می گویم باید اول به آقایان سفارش کنیم!

     

    موضوعات: آموزنده, باز آفرینی محتوای دینی  لینک ثابت



    [شنبه 1396-04-17] [ 03:55:00 ب.ظ ]





      کنیز بی مزد صهیونیست ها   ...

     


    وقتی 67 سال پیش اروپاییان برای این که برکشورهای اسلامی مسلط شوند یهودیان را که با همه ادیان دشمنی دارند در خاور میانه تقویت و نفوذ دادند و برای تامین امنیت آنها که در محاصره کشور های اسلامی بودند ، سه تاکار کردند.

    -یک از رؤسا وملوک این کشورها را از دست نشانده های خود انتخاب کردند، تا برای کمک با صهیونستها همکاری

    کنند.مثل رضا شاه ملعون در ایران و….

    دوم باید اسلام ضعیف می شد و از بین می رفت پس باید مبلغین حذف می شدند لذا باید ممنوع المنبرو لباس 

    می شد ند.


    سوم برای اینکه مردان مسلمان از علما تبعیت نکنند باید بی غیرت شوند

    پس زنها باید عریان شوند ، باید چادرها را بردارند.

    و با بی حجاب شدن زنها چهار گروه از مردان همراه این زن بی غیرت می شوند شوهر ، برادر، پدر و پسر.


    اگر زنها می خواهند عمله اسرائیل نباشند باید از بد حجابی توبه کنند.

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



     [ 03:43:00 ب.ظ ]





      به یاد بزرگ مردی که با قلبی آرام و روحی مطمئن به خدا پیوست   ...

    سیره امام خمینی رحمه الله علیه

     

    «..تعجب است كه چگونه بسياري از علما و روحانيون كشورها و بلاد اسلامي‌از عظمت و رسالت الهي و تاريخي خود در «اين عصر » كه بشريت تشنة معنويت واحكام نوراني اسلام است غافلند « و عطش ملت‌ها را درك نمي‌كنند » واز التهاب و گرايش جوامع بشري به ارزش‌‌‌‌‌هاي وحي بي خبرند و قدرت ونفوذ معنوي خود را دست كم گرفته‌اند. »

    قاطعیت امام خمینی رحمه الله علیه

    زمانی که امام خمینی رحمه الله علیه امری را وظیفه وتکلیف شرعی تشخیص می دادند، هرچند دیگران مخالفت می کردند، باقاطعیت آن را انجام می دادند.


    جاذبه و دافعه امام خمینی رحمه الله علیه

    امام خمینی رحمه الله ضمن آن که در مقابل خودی ها و انسان های محروم، فروتن بودند، در برابر ستمگران و خائنین هیچ گونه تساهل و تسامحی نداشتند.


    سیمای مردمی امام رحمه الله علیه
    از جمله ویژگی های امام خمینی رحمه الله علیه آمیختگی بعد الهی با روح مردم داری ایشان بود.


    امام خمینی رحمه الله علیه و نظم در زندگی
    امام خمینی رحمه الله علیه ضمن تهذیب نفس و تقوا، برای تمامی ساعات شبانه روز خود، برنامه ای خاص داشتند.


    ساده زیستی امام خمینی رحمه الله علیه
    یکی از پزشکان ایشان می گوید:برای انجام خدمات درمانی، خدمت ایشان رفتم قطعه ای پارچه دیدم که خیلی مرتب تا شده نزدیک ایشان بود .وقتی امام خمینی رحمه الله علیه آن را برداشت وپوشید متوجه شدم که جوراب است ویکی از آنها وصله داشت.

    صفحات: 1 · 2 · 3

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



    [یکشنبه 1396-03-14] [ 08:37:00 ق.ظ ]





      پیروزی ملت ایران مهم است نه یک شخص   ...


    برای تان پیش آمده که در مه غلیظ راه را نتوانید تشخبص دهید؟! اگر جوابتان مثبت است،

    حتما"چراغ مه شکن"را درک کرده اید.در فضای غبار آلود فتنه، بصیرت حکم همان چراغ مه شکن را دارد.

    یکی از افرادی که این چراغ را بدست آورد و آن را در…

    کنار کشیدن در زمان فتنه نوعی کمک به فتنه

    این را هم عرض بکنیم؛ بعضی‌‌ها در فضای فتنه، این جمله‌‌ی «کن فی الفتنة کابن اللّبون لا ظهر فیرکب و لا ضرع فیحلب»(۱) را بد میفهمند و خیال میکنند معنایش این است که وقتی فتنه شد و اوضاع مشتبه شد، بکش کنار! اصلاً در این جمله این نیست که: «بکش کنار». این معنایش این است که به هیچ وجه فتنه‌‌گر نتواند از تو استفاده کند؛ از هیچ راه. «لا ظهر فیرکب و لا ضرع فیحلب»؛ نه بتواند سوار بشود، نه بتواند تو را بدوشد؛ مراقب باید بود.

     

    در جنگ صفین ما از آن طرف عمار را داریم که جناب عمار یاسر دائم - آثار صفین را نگاه کنید - مشغول سخنرانی است؛ این طرف لشکر، آن طرف لشکر، با گروه‌‌های مختلف؛ چون آنجا واقعاً فتنه بود دیگر؛ دو گروه مسلمان در مقابل هم قرار گرفتند؛ فتنه‌‌ی عظیمی بود؛ یک عده‌‌ای مشتبه بودند. عمار دائم مشغول روشنگری بود؛ این طرف میرفت، آن طرف میرفت، برای گروه‌‌های مختلف سخنرانی میکرد - که اینها ضبط شده و همه در تاریخ هست - از آن طرف هم آن عده‌‌ای که «نفر من اصحاب عبد اللَّه بن مسعود …» هستند، در روایت دارد که آمدند خدمت حضرت و گفتند: «یا امیرالمؤمنین - یعنی قبول هم داشتند که امیرالمؤمنین است - انّا قد شککنا فی هذا القتال»؛(۲) ما شک کردیم. ما را به مرزها بفرست که در این قتال داخل نباشیم! خوب، این کنار کشیدن، خودش همان ضرعی است که یُحلب؛ همان ظهری است که یُرکب! گاهی سکوت کردن، کنار کشیدن، حرف نزدن، خودش کمک به فتنه است. در فتنه همه بایستی روشنگری کنند؛ همه بایستی بصیرت داشته باشند. امیدواریم ان‌‌شاءاللَّه خدای متعال ما را و شما را به آنچه میگوئیم، به آنچه نیت داریم، عامل کند؛ موفق کند.۱۳۸۸/۰۷/۰۲
    بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری
    فتنه, عمار
    حدیث, نهج‌البلاغه

    ______________________________________

    پ.ن

    بی بصیرتی یعنی اینکه وقتی کاندید مورد نظرش رای نمی آورد مثل برد باخت فوتبال که طرفدار یک تیمی هست از باخت تیم ناراحت می شه می زنه و می شکنه ،در حالی که این تفکر از بی بصیرتی نشأت می گیره زیرا ملت ایران پیروز این جریان بوده نه یک شخص!!!

     

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



    [جمعه 1396-02-29] [ 12:51:00 ب.ظ ]





      مقام عظمی ولایت ...وجوب شرکت در انتخابات   ...

     

    مردم برای تحقق اهداف خود و ناکام ماندن دشمن، با حضور پرشور و گرم در انتخابات، از میان نامزدهایی که شورای نگهبان براساس معیارهای قانون معرفی می کند، انسانی شایسته، وارسته، مؤمن، انقلابی، «اهل استقامت و عزم و ایستادگی» و برخوردار از همت جهادی را انتخاب کنند که بتواند بهتر از دیگر نامزدها، بار سنگین عزت و پیشرفت کشور را به دوش بکشد و به جلو ببرد.1

    امام خامنه ای(مدظله):

     هدف دشمن این است که مردم احساس کنند راه حل مشکلات ، سازش با غرب است و از درون ، نظام را برای سازش تحت فشار قرار دهند ،همه باید هوشیار باشند، فتنه جدیدی در راه است.

     35 بهار است که همه در این آزمون موفق می شند، مخصوصا پیش کسوتامون ،مثل شهدا پدران و مادران، مادر بزرگامون پدر بزرگامون؛ معلمامون و چه خوب مارو تربیت کردند، دستشون درد نکنه.

    رفتند…سر وقت  وبه موقع  رفتند و مارو هم با خودشون بردند…دشمنا مون عصبانی شدند!!! به قول ایت الله شهید مظلوم بهشتی که فرمود :ای آمریکا عصبانی باش و از عصبانیت بمیر

     قُلْ مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ… بگو با همین خشم (و کینه ای که در دل دارید) بمیرید.

    (سوره آل عمران،آیه 119)

    امتحان پایانـی مانده……

    كه همون انتخابات است….

    كه اگر نرویم…رد می شویم مطمئنا

    اماممان خامنه ای “روحی له الفدا” فرمود:

    “به قصد عبادت بروید”

    میروند رای میدهند…

    و انگشتان را فرو می كنند در چشم شیاطین !

     نمره ی  كامل خواهند گرفت و حتما خدا و رهبر ، امام شهداهم راضی می شود،«ان الله لایغیر به قوم حتی یغیروا ما به انفسهم »
    _____________________
    1.سخنان امام خامنه ای در 25 اردیبهشت

     

    موضوعات: فرهنگی, آموزنده  لینک ثابت



    [یکشنبه 1396-02-03] [ 10:11:00 ق.ظ ]





      پدرم ممنونم از تربیتی که به من ارث دادی   ...

     

     

    خانواده:


    نخست این خانواده است که خشت بنیادین شخصیت کودک را بنا می‌کند، و مسؤلیت مستقیم در تربیت دارد و به همین جهت مورد سلام فرشتگان قرار می‌گیرد.
    اولین کانون مهم تربیتی است که شخصیت اطفال در رابطه با اخلاق و رفتار اهل خانواده، شکل می‌گیرد. « الْخَبِیثاتُ لِلْخَبِیثِینَ وَ الْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثاتِ وَ الطَّیباتُ لِلطَّیبِینَ وَ الطَّیبُونَ لِلطَّیباتِ أُولئِكَ مُبَرَّؤُنَ مِمَّا یقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِیمٌ» 1در انتخاب همسر و هم شأنی زن و مرد قرآن می‌فرماید: زنان پليد براى مردان پليدند، و مردان پليد براى زنان پليد. و زنان پاك براى مردان پاكند، و مردان پاك براى زنان پاك. اينان از آنچه در باره ايشان مى‏گويند بركنارند، براى آنان آمرزش و روزىِ نيكو خواهد بود.
    این نشان از اهمیت کانون خانواده و تأثرات آن‌ها بر یکدیگر است که باید از ابتدا به فکر آن بود.
    «بنابراین انسان تحت تأثیر محیط خانواده در برخورد با افراد و مقررات حاکم بر آن به باورهایی می‌رسد که در صورتی که خارج از اصول و فروع دین باشد، تغییر آن در بزرگسالی بسیار سخت و اکثراً غیر ممکن می‌شود.با توجه به این که روح تقلید در بشر اندک اندک تأثیر می‌کند و اصولاً تمامی رفتارهای تربیتی به مرور بر انسان اثر می‌گذارد و این جاست که خانواده و سایر مراکز تربیتی برای انسان به صورت الگو می‌شود و کودک با چنین روحیه‌ای از این و آن، سرمشق و الگو می‌گیرد، تقلید می‌کند، و خود را با شرایط موجود خانواده تطبیق می‌دهد، و اولین الگوهای خود را از اعضای خانواده انتخاب می‌نماید». 2
    والدین برای کودک جایگاه ویژه ای دارند و این پدر و مادر هستند که به خصوصیات فرزند آگاهی دارند و از نقاط ضعف و قوت فرزند خبر دارند، و خصوصا وقتی تربیت با محبت عجین می‌شود می‌تواند اعجاز کند.در حقیقت شخصیت کودکان نشان دهنده لایه پنهانی رفتار والدین هستند.
    لذا می‌بینیم مولا علی علیه السلام برای ازدواج به برادرش عقیل می‌فرماید: «دختری پاک. با تقوی از خاندانی معروف و صادق و از قبیله‌ای خوشنام و درستکار برای من خواستگاری کن».3 در سیره معصومین برای تشکیل زندگی پاک و خدایی اهمیت بسیاری قایل شده‌اند اینکه برای چه هدفی و چه زمانی و با چه کسانی ازدواج نمایید و برای حفظ این بنیان در چه مکانی اقامت نمایید، لذا طبق دستور اسلام، در جوامع بت‌پرست و فاسد گذشته، مسلمانان هجرت می‌کردند تا خود و خانواده‌شان را از محیط فاسد نجات دهند و بتوانند در محیط پاک فرزندان سالم تربیت کنند.
    «برای انتخاب ارکان این بنیان مهم رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: وقتی کسی به خواستگاری دختر شما آمد اگر اخلاق و دینش را پسندیدید با وی وصلت کنید، و جواب رد ندهید، که اگر ازدواج شما برخلاف این دستورات انسانی باشد مفاسد فراوان و گرفتاری‌های زیادی دامنگیرتان خواهد شد». 4
    و در روایتی دیگر فرمودند:«لا تَنكِحُوا النِساءَ لِحُسنِهِنَّ فَعَسى حُسنُهُنَّ أن يُرديَهُنَّ و لا لِأموالِهِنَّ فَعَسى أموالُهُنَّ أن تُطغيَهُنَّ و اَنكِحُوهُنَّ على الدينِ» «با زنان بخاطر زیبایی شان ازدواج نکنید؛ زیرا چه بسا که زیبایی آنها موجب تباهی و هلاکتشان می‌شود. برای مال و ثروت نیز با آنان ازدواج نکنید؛ زیرا چه بسا که مال و ثروت نیز آنان را به طغیان و سرکشی وا دارد؛ بلکه براساس دینداری (و با ایمان بودن) با آنها ازدواج کنید.». چون اکثریت نسل تربیت شده هر خانواده رنگ و بوی همان خانواده را دارد.

    1نور 26

    2دشتی، محمد، مسئولیت تربیت، ص44.

    3مطهری، مرتضی، نظام حقوق زن در اسلام، ص12.

    4 سید رضی، شرح‏ نهج‏ البلاغة، خ 848 ،ابن ابی الحدید، ج 20، ص335.

    5سید رضی، شرح‏ نهج ‏البلاغة، خ 848،، ابن ابی الحدید، ج 20 ،ص335 .

     

     

    موضوعات: فرهنگی, آموزنده  لینک ثابت



    [دوشنبه 1396-01-21] [ 05:43:00 ب.ظ ]





      پدری که قرآن معرفی می کند   ...


    هـ ) اوصاف پدر قرانی با مبنا قرار دادن حضرت لقمان حکیم

    یکی از صفات بارز پدر قرانی در رابطه با فرزندش توجه به روابط اجتماعی فرزند خود و گوشزد نمودن پیامدهای آن است.« و َلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ: و از مردم به نخوت رخ برمتاب و در زمين خرامان راه مرو كه خدا خودپسند لاف زن را دوست نمى‏دارد» لقمان/18 در این آیه لقمان حکیم از خشنودی خداوند به عنوان یکی از عوامل تربیتی استفاده میکند.

    در آیه مذکور نکته ی جالبی نهفته است  و آن اینکه لقمان حکیم در این نصیحت که به روابط اجتماعی فرزندش ناظر است علت آن را هم عنوان می کند مثلا می گوید با غرور راه نرو چرا که خداوند  آن را دوست ندارد.در نصیحت پیشین گفته بود به خداشرک نورز چون شرک، ظلم بزرگیست. در حالی که وقتی در مورد فروع دین به فرزندش پند می دهد، علت را ذکر نمی کند.

    این که در اصول دین و روابط اجتماعی پشتوانه عقلی پندهای خود را بیان میکند،نشان از اهمیت روابط اجتماعی دارد.

    صفت دیگر پدر قرانی دعوت فرزند خود به میانه روی و ممانعت از ایجاد آلودگی صوتی است.«وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ: و در راه‏رفتن خود ميانه‏رو باش و صدايت را آهسته‏ساز كه بدترين آوازها بانگ خران است»لقمان/19

    لقمان  نصیحت اجتماعی خود را با آوردن یک مصداق برای فرزندش ملموس تر می کند«إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ»قابل توجه پدران جامعه ی ما که نسبت به رفتار فرزندان خود که موجب ایجاد آلودگی صوتی می شود بی تفاوتند! فرزندانی که بدون رعایت آداب رانندگی- اعم از آداب صوتی و تصویری! - در معابر عمومی سلب اسایش می کنند.چنین کسانی بدانند که همانطوری که حمارهم خودش و هم صدایش زننده است، آلودگی صوتی  آن ها هم چنین زنندگی را در جامعه ایجاد می کند.

    مواردی  که در این چند پست به عنوان پدر قرانی مطرح شد،قطره ای بود از دریای بیکران معارف قرانی. اگر فرصتی بود بعدها به طور مفصل تر در این زمینه قلم فرسائی خواهیم نمود.

    و خلاصه این که موضوع پدر قرانی را با یک سوال به پایان می رسانیم و انتظار داریم مخاطبان محترم پاسخ بدهند.

    ابراهیم علیه السلام به فرزند خود پیشنهاد ذبح شدن را داد و فرزندش قبول نمود ولی نوح علیه اسلام به فرزندش پیشنهاد رستگاری داد ولی فرزندش نپذیرفت. حال این که هر دو پدر، پیامبر اولوالعزم بودند. به نظر شما واکنش های متفاوت این دو فرزند ناشی ازچه بود؟

    رامیان- حیدری

    موضوعات: فرهنگی, آموزنده  لینک ثابت



     [ 05:40:00 ب.ظ ]





      اول چادرت را بده بعد میهنت ...   ...

    اول چادرت را بده بعد میهنت …

    فرانتس فانون جامعه شناس و فیلسوف فرانسوی در کتاب خود در مورد استعمار الجزایر می نویسد :

    هر چادری که دور انداخته می شود افق جدیدی را که تا آن هنگام بر استعمار اگر ممنوع بود در برابر او می گشاید، پس از دیدن هر چهره بی حجابی، امیدهای حمله ور شدن استعمارگر، ده برابرمی گردد، هر چادری که می افتد ، هر بدنی که از فشار سنتی چادر رها می شود ، هر چهره ای که به نگاه جسور و نا آرام اشغالگر عرضه می گردد، به این معناست که الجزایری وجود خود را انکار می کند و هتک ناموس را از جانب استعمارگر پذیرفته است.

    رویای رام کردن جامعه الجزایری به کمک زنان بی حجاب که شریک جرم اشغالگرند از مغز رجال سیاسی استعمارگر بیرون نرفته است.

    وصیت نامه شهید عبدالله محمودی: و تو ای خواهر دینی ام، چادر سیاهی که تورا احاطه کرده است از خون سرخ من کوبنده تر است.

    صدیقه علیزاده

    موضوعات: فرهنگی, آموزنده  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1395-10-16] [ 07:19:00 ب.ظ ]





      چهار کلید طلایی   ...

    پیامبر خدا صلی الله علیه و آله
    بدبخت، کسی است که در این ماه بزرگ،از آمرزش الهی محروم بماند.
    بدبخت واقعی، کسی است که این ماه از او بگذرد؛ ولی گناهانش آمرزیده نشوند.پس آن گاه که نیکوکاران به جوایز پروردگار کریماشان دست می یابند، او زیانکار می گردد.
    ماه رمضان، شما را فرا می رسید،ماهی مبارک….در آن شب قدر است که بهتر از هزار ماه است. محروم کسی است که از آن بی بهره بماند.
    امام صادق علیه السلام
    هرکس در ماه رمضان آمرزیده نشود، تا سال آینده آمرزیده نمی شود، مگر آن که روز عرفه را درک کند.
    منبع :مراقبات ماه رمضان،ص 49

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



    [سه شنبه 1395-06-16] [ 06:39:00 ب.ظ ]





      الگوی پدارانه   ...

     

    ج) اوصاف پدر قرانی با مبنا قرار دادن ماجرای حضرت ابراهیم و اسماعیل علیهم السلام

    ادامه ی بحث پست قبل:

    از دیگر اوصاف پدر قرانی که میتوان بر شمرد ، همراه کردن فرزند خود در کارهای نیک است « وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْمَاعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ: و هنگامى كه ابراهيم و اسماعيل پايه‏هاى خانه كعبه را بالا مى‏بردند مى‏گفتند اى پروردگار ما از ما بپذير كه در حقيقت تو شنواى دانايى.بقره 127

    همانطور که در این آیه مشاهده می شود ابراهیم علیه السلام  هنگامی که کعبه را به امر الهی بازسازی می کرد حضرت اسماعیل علیه السلام را هم با خود همراه نمود. بر اساس  برخی از متون تفسیری حضرت اسماعیل علیه السلام  در آن زمان در سن نوجوانی قرار داشت .

    بر اساس اصل روان شناسی، بیشتر الگوپذیری نوجوانان از طریق مشاهده است چون نوجوان  از جهت فکری هنوز به مرحله ای نرسیده است که بتوان مطالب مستدل علمی  را به او انتقال داد لذا مشاهده رفتار های مثبت و یا منفی در شکل گیری شخصیت نوجوان  بسیار مهم است. وقتی که ابراهیمعلیه السلام اسماعیل علیه السلام را با خود همراه کرد ه، در واقع به نوعی مفاهیم ارزشی  مانند اخلاص،  ایثار، نیکوکاری و … را  به صورت غیر مستقیم به فرزندش منتقل می نماید.

    قابل توجه پدران جامعه ی ما که فرزندان خودرا معمولا در مراسمات عزاداری سید الشهدا علیه السلام باخود همراه میکنند اما در سایر مراسمات مذهبی از چنین امری غفلت می کنند در نتیجه بسیاری ازمفاهیم ارزشی اسلامی برای فرزندان جامعه  قابل فهم نیست که این امر سبب می شود فرزندان جامعه ی ما در قبال آن مفاهیم مقدس بی تفاوت باشند.

    صفت بعدی پدر قرانی آن است که به فرزندان خود یاد می دهد که ارزش کارها به بزرگی کارها مربوط نیست بلکه به قبولی آن در نزد الهی مربوط است.« رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا: اى پروردگار ما از ما بپذير» بقره 127

    این صفت هرچند به ظاهر کوچک است اما  بسیاری از مشکلاتی که گریبان گیرخانواده ها ی ما شده ،  نشات گرفته از عدم وجود همین قاعده است. توضیح این که  اگر معیار انسان در زندگی بزرگی کار باشد،  هرچقدر کاربزرگ  باشد به همان اندازه جامعه را در قبال خود طلبکا رخواهد دید ولی اگر معیار،  قبولی نزد خداوند باشد این فرد هر چقدر هم که خدمت کند باز هم خود را  خادم ملت و جامعه خواهد دید.

    و صفت دیگر پدر قرانی  مشورت خواهی از فرزند در مقابل مواردی است که به سرنوشت فرزند مربوط می شود.« فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ: و وقتى با او به جايگاه سعى رسيد گفت اى پسرك من من در خواب [چنين] مى‏بينم كه تو را سر مى‏برم پس ببين چه به نظرت مى‏آيد گفت اى پدر من آنچه را مامورى بكن ان شاء الله مرا از شكيبايان خواهى يافت»صافات 102

    همانطور که در این ایه مشاهده میکنید حضرت ابراهیم علیه السلام از اسماعیل علیه السلام  در مورد قربانی شدن نظر خواهی میکند هرچند دستور به قربانی شدن امر الهی  بود اما چون یک طرف قضیه سرنوشت  فرزندش اسماعیل بود، نظر او را هم جویا شد. این خود درس بزرگی برای پدران جامعه ماست.

    چه بسیار فرزندانی که به جهت عدم نظر خواهی والدین در اموری که به سرنوشت آن ها مربوط می شود  در زندگی دچار شکست های جبران ناپذیری شده اند مانند بسیاری ازدواج های تحمیلی  که سرنوشت تلخی را برای جوانان جامعه ما رقم زده است و علت اصلی آن عدم نظر خواهی و یا عدم توجه به خواسته فرزندان بوده است.

    در مورد حضرت ابراهیم علیه السلام و حضرت اسماعیل علیه السلام نکات دیگری میتوان عنوان نمود اما ما جهت رعایت اختصار از ذکر آن ها خودداری میکنیم تا نوبت به سایر انبیا هم برسد!

    رامیان -حیدری

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1395-06-03] [ 09:47:00 ب.ظ ]





      زن در سینمای انقلاب اسلامی   ...

    سینما، زن و سیاست
    اندیشۀ دوران پهلوی دوم حذف ایدئولوژی در مستعدترین گروه ها و طبقات جامعه و پیشگیری از هر تحول بنیادین بود؛ به جز موراد خاص و فیلم گاو، این سینما، سیاست گریز و سیاست ستیز بود. جو بستۀ سیاسی اقتضای این را داشت. مردم فقیر و کارگران را با شگرد لمپن سازی معنای دیگر و هر نوع دگرگونی و تغییر و بهبود شرایط زیستی – اجتماعی را به اقبال واگذاشت و عنصر تلاش برای دگرگونی را حذف کرد.
    بنابراین از زن به عنوان ابزاری جهت اغوای مردم و جلوگیری از تحولات سیاسی استفاده می شده است.

    زن در سینمای بعد از انقلاب
    پس ازانقلاب اسلامي،بارهنمودهاي امام خميني (ره) سعی شد،حضور زن درسينما از اين تم خارج شده و سيماي حقيقي زن به نمايش درآيد. شأن ومقام انساني زن و قداست مقام مادري و نقش حقيقي زن به عنوان ستون خانواده مورد توجه قرار گيرد و كمتر براي بالابردن رقم فروش و يا ميزان رغبت تماشاگر از حضور زن استفاده ي ابزاري شود اما در سالهاي اخير در سينما و تلويزيون ما شاهد برگشت به رويه فيلم فارسي هستيم.
    اگرچه انديشه ي مادري و نگاه سنت گرايانه به نقش زن و نمود آن در رسانه هاممكن است مورد انتقاد برخي نحله هاي فمينيستي خاص مثل فمينيسم ليبرال و رادیکال شودامادرانديشه ي سينمايي انقلاب اسلامي به هرحال بانوعي پيشرفت درنگاه به زن مواجهیم. دربحثي جدلي مي توان گفت تغییر نگاه از «زن به مثابه ابزار جنسی» به «مادر مربی» پیشرفتی در خور به شمار می رفته است. البته این که این اندیشه در ادامه چقدر تحقق یافته است، جای بحث دارد.
    مثال. در فیلم هایی که سعی کرد به موضوعی اجتماعی بپردازد که در چند سال اخیر ، سینمای ایران رشد داشت.

    دو خط اصلی در این سینما دنبال می شود. یکی در نحله آقای فرهادی و افراد نزدیک به او که شاهد رفتن به سمت سبک زندگی زنانه ایم؛ به معنای سبک زندگی زنانه مستقل از خانواده و مستقل فرزند و حتا مستقل از جامعه.
    در یک وجهه و طرف دیگر، فیلم هایی مثل طلا و مس و نیز خیلی دور خیلی نزدیک، زن را در خانواده تصویرگری می کنند. باید این دو جریان را در سینمای اجتماعی ایران جدی گرفت. جریانی که به دنبال بیرون کشیدن زن از خانواده است و طرح و بحث حل مسائل جامعه زنان ایران در فرا متن خارج از خانواده را دنبال می کند و در نقطه مقابل، جریانی که در پی حل و بحث و پی جویی مسائل زن ایرانی در ساختار و فرامتن خانواده است. این یک دوسویه و دوگانه جدی و دو راهی بسیار اساسی مقابل خط مشی گذاری فرهنگی و هنری و سینمایی در ایران است. 

    سید مجید امامی

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



    [سه شنبه 1395-06-02] [ 10:36:00 ق.ظ ]





      مردی از نسل سیزده ساله ها   ...

    هنوز هیچ کس گام های تجاوز را معنا نکرده بود ،هیچ کلید ومفهومی برای جنگ نداشتند ،ایستادن در مقابل هم وکشتن یکدیگر را وحشیانه وغیر انسانی می پنداشتند ، قومی که در  یک بزنگاه ِهجوم در گیر متجاوز شدند…هنگامی که تانک ها می آمدند ،مادرم وخواهرانم مانده بودند.کجا می توانستند بروند جوان ها ومردان ، پیش از این ها رفته بودند…
    حالا دیگر ستاره های زیادی در کهکشان آن سوی هستی می درخشیدند، ایثار وایستادگی وکشته شدن در راه خدا را باور می کردند.ما نیز باور داشتیم .چه آرامشی آن ها را درخود گرفته بود وما، پشت دیوارهای دل راه رهایی چنین آرامشی می پنداشتیم .تا این که یک شب پدر وبرادرانم به خواب من آمدند ، آن ها گفتند آرام نیستند و من فهمیده بودم تشویش آن ها بی دفاعی وطن وناموس آن هاست . من هنوز خیلی چیزها را نمی دانستم .با خود اندیشیدم تا کجا باید رفت وآموخت؟چند سال باید بگذرد تا من هم مثل پدر مرد بزرگ وگرم وسرد چشیده ای شوم؟ سیزده ساله ماندن را هیچ خوش نداشتم .لااقل در این گرما گرمی که وطن مردی می خواست.
    در این اندیشه ها بودم که به یاد نارنجک ها افتادم .این تنها صلاح ما بود .اما یک نارنجک با یک غول آهنی چه خواهد کرد؟ هیچ!  و مثل برق از ذهنم گذشت که شکار یک تانک ، نارنجک های زیادی می خواهد  اما چطور؟چند نارنجک با یک نفر وآن یک نفر هیچ کس جزء خودم نیست .نارنجک ها را برداشتم .همه را به کمر بستم ودویدم بیرون از خانه .نگاهی به خانه انداختم .خواهران کوچکم را می دیدم که چون پرنده ای بی دفاع ،افتاده در قفس،پنجه های تیز درنده را می بینند.تانک از پیچ خیابان گذشت ، مادرم ، وطنم وهمه آن هایی که بی دفاع کشته خواهند شد .
    سر ها را بالا بگیریدوراست قامت بایستید .فریاد بکشید ،فریاد که ذلت را نمی خواهید ، شمشیر ها را ببینید که چقدر آخته وتشنه خون هستند؟
    انفجار، انفجاری در عین ناباوری ، او حسین بود .همان که سیزده سالگی را برنتابید ، هم او که هزار هزاران ساله شد ،ملک وملکوت را در یک لحظه پشت سر گذاشت .او بود که ثابت کرد تنها گذر سالیان سال گوهر وجود انسانی را صیقل نمی دهد .در محضر حق، زمان خالی از مفهوم است .حسین فهمیده این را از عاشورای حسینی فهمیده بود
                                                                                                        نویسنده:محمد رضا الوند
                                                                                                        جمع آوری وتهیه: خدیجه جوادی

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



    [جمعه 1395-05-29] [ 11:41:00 ب.ظ ]





      محبت به اهل بیت یعنی مثل اویس !   ...

     

    پیامبر مهربانی ها فرمود

    « من مات علی حب آل محمد مات شهیداً»

    کسی که با محبت محمد و آل محمد بمیرد شهید محسوب می شود1.

    اویس قرنی حضرت رسول صلی الله علیه و آله را ندیده چنان در محبت رسول صلی الله علیه و آله خدا ذوب شده بود که وقتی شنید دندان مبارک ایشان در جنگ احد شکسته،  از کسی که خبر آورده بود پرسید :کدام دندان مبارک آن بزرگوار؟ گفت نمی دانم .سپس اویس با سنگ دندان خود را شکست و گفت : «الخلیل موافق لخلیله» دوست باید با دوست خود موافق باشد.

    واعظ سبزواری در کتاب «انسان» خود می نویسد: وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله شنید اویس دندان خود را شکسته ،فرمود: هرکس دندانش درد کند دستش را به همان محل درد بگذارد و سوره حمد را بخواند و ثواب آن را به روح اویس قرنی نثار کند، آن درد انشالله برطرف خواهد شد.2

    1.جامع الخبار ،ص 473

    2 رمضانی، محمد،سی مجلس، ص 202

     

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1395-05-28] [ 07:37:00 ب.ظ ]





      اولویت در تربیت وظیفه کیست؟   ...

    الف) حضرت نوح و پسرش کنعان:

    اولین صفتی که برای یک پدر قرانی می توان عنوان نمود این است که تا آخرین لحظه به فکر نجات معنوی فرزندش باشد هرچند فرزندش کافر باشد: … وَنَادَى نُوحٌ ابْنَهُ …: نوح پسرش را كه در كنارى بود بانگ درداد … هود42

    دومین صفتی که برای پدر قرانی می توان عنوان نمود داشتن مسئولیت در قبال سرنوشت فرزند خود است.َا بُنَيَّ ارْكَب مَّعَنَا…: اى پسرك من با ما سوار شو. هود 42

     سومین صفت خطاب محبت آمیز نسبت به فرزند است: يَا بُنَيَّ….. ای پسرک من هود 42

    چهارمین صفت پدر قرانی این است که باید نسبت به دوستان فرزندش حساس باشد: لاَ تَكُن مَّعَ الْكَافِرِينَ …. با كافران مباشهود 42

    پنجمین صفت این است که پدر قرانی تنها به فکر خانه سالم برای فرزندش نیست بلکه باید محیط زندگی سالمی هم ایجاد کند. با این توضیح که جامعه ی زمان نوح علیه السلام یک محیط کفر آلودی بود که به فرزند نوح هم سرایت کرد.

    حال آن که محیط خانه ی او سالم بود.قابل توجه پدران امروز جامعه ی ما که شاید محیط خانه شان سالم باشد اما محیط جامعه گاهی فاقد سلامتی لازم است لذا باید بیشتر مراقب فرزندان بود. : لاَ تَكُن مَّعَ الْكَافِرِينَ …. با كافران مباشهود 42

    پدر قرانی هیچ گاه وظیفه ی پدری خود را فراموش نمی کند هرچند فرزندش وظیفه ی فرزندی را فراموش کند: فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ابُنِي مِنْ أَهْلِي: گفت پروردگارا پسرم از كسان من است. هود 45

    معیار های مکتبی در پدر قرانی، حاکم بر پیوند های خانوادگیست: يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ…اى نوح او در حقيقت از كسان تو نيست هود 46

    پدر قرانی از این که عواطف پدری در مورد فرزند ناصالحش بر اوغلبه کند، به خدا پناه می برد. رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ:پروردگارا من به تو پناه مى‏ برم.هود.

    رامیان - حیدری

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



    [یکشنبه 1395-05-17] [ 04:17:00 ب.ظ ]





      وظیفه همسر م در تربیت ....   ...




    ب ) اوصاف پدر قرانی با مبنا قرار دادن ماجرای حضرت ابراهیم و اسماعیل علیهم السلام

    یکی از اوصاف پدر قرآنی آن است که از خداوند درخواست فرزند صالح می کند« رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِين . سوره صافات آیه 100

    توضح این که: در این ایه حضرت ابراهیم علیه السلام از خداوند درخواست فرزند صالح می کند و نکته ی جالب این است که خداوند در سوره انبیاء آیه 105 می فرماید بندگان صالح من زمین را به ارث خواهند برد:« وَ لَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُون: و در حقيقت در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد »

    به عبارت دیگر حضرت ابراهیم علیه السلام از خداوند می خواهد به او فرزندی عطا کند که صلاحیت وراثت زمین را داشته باشد.با توجه به این نکته می توان استنباط کرد که صفت دیگر پدر قرآنی آن است که برای فرزندش آرزو های بلندی را در نظر می گیرد اما این آرزو ها از نوع خیالی نیست بلکه با لحاظ شرایط آن چنین آرزوهای می کند.این آروز شاید به ظاهر خیالی باشد- همان حاکمیت بر زمین- ولی فراموش نکنیم که این قاعده ی الهی است که صالحین بر زمین حکمرانی خوهند کرد.

    قابل توجه پدران جامعه ی ما که گاهی برای فرزندنشان آرزوهای خیالی واهی در سردارند که امکان دسترسی به آن آرزوها نه تنها غیر ممکن است بلکه برای فرزندانشان شرایط لازم جهت نیل به آنها مهیا نیست.

    صفت بعدی پدر قرانی این است که به فرزندش به عنوان هدیه ی الهی می نگرد« الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ …. سپاس خداى را كه با وجود سالخوردگى اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد.ابراهیم آیه 39

    لازم به ذکر است که اگر انسان از کسی هدیه بگیرد متناسب با جایگاه هدیه دهنده با هدیه اش برخورد خواهد کرد. به طور مثال اگر انسان از فرماندار شهر هدیه بگیرد یک نوع برخورد خواهد کرد ولی اگر این فرد از دست رئیس جمهور همان هدیه را بگیرد نوع برخوردش قطعا فرق خواهد کرد.مرتبه هدیه دهنده هر قدر بالاتر برود رفتار گیرنده هدیه هم متناسب با ان جایگاه متغیر خواهد بود.مسئولیت انسان هم متناسب با ارزش هدیه ای که دریافت کرده فرق میکند.

    فرزند هرچند هدیه الهی است اما انسان در قبال آن مسئولیت سنگینی به عهده دارد که عبارت است ازتعلیم و تربیت درست فرزند. اگر انسان این مسئولیت را به درستی ایفا نکند خداوند همان نعمت فرزند را به نقمت تبدیل خواهد کرد.

    و شاید بتوان گفت مشکل اصلی خانواده های امروزی ما همین مسئله است .

    ان شالله در پست فرزند قرانی توضیح بیشتری درارتباط دو سویه ی پدر و فرزند خواهیم نوشت.

    صفت دیگر پدر قرانی ناامید نشدن از رحمت الهی در مورد فرزند دار شدن است « الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاء: سپاس خداى را كه با وجود سالخوردگى اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد به راستى پروردگار من شنونده دعاست »ابراهیم آیه 39

    همانطور که در آیه مشخص است حضرت ابراهیم علیه السلام در سن پیری صاحب فرزند شدند « عَلَى الْكِبَرِ» با اینکه سنشان بالا بود اما همچنان به درگاه خداوند دعا می کردند. آری کسی که در چنین سنی از رحمت الهی ناامید نباشد حقش است که خداوند به او فرزندی مانند حضرت اسماعیل و اسحاق عطا کند.

    قابل توجه پدرانی که به هر دلیل صاحب فرزند نمی شوند! برای چنین افرادی حضرت ابراهیم علیه السلام بهترین الگو است. البته به این شرط که ابراهیم وار به سوی خدا روی آورند. یعنی مانند برخی از مسلمان نماها نباشند که در خوشی عبد شیطانند اما در ناخوشی عبد خدا!

    رامیان - حیدری

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



    [دوشنبه 1395-05-11] [ 08:56:00 ب.ظ ]





      امام صادق علیه السلام   ...

     

    • سه کار است که هرکس یکی از آن ها را انجام دهد خداوند بهشت را بر او واجب گرداند؛ انفاق کردن در تنگدستی، خوش رویی با همه عالم و انصاف داشتن.

    •                                                                                           الکافی ج 2 ص 103
    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



    [سه شنبه 1395-04-29] [ 09:32:00 ق.ظ ]





      چادر سر کنم...البته نه مث شنل!!مث بچه ادم!..   ...

    یکی از دوستان گفت چه جالب که توو نوشته هات خبری از گلایه و شکایت نیس…مام گفتیم شاید متقاضی داشته باشه به گلایه ای بکینم

    والا الان مد شده همه از خدا و قسمت و تقدیر گلایه میکنن چرا میگم مد شده؟

    چون واقعا مد شده… مال خیلیا از سر اعتقاد قلبی نیست..البته این خودش جای شکر داره!


    ما نه از این مدل گلایه ها خوشمون میاد نه …نه خوشمون میاد!!


    میخوام از اونایی گلایه کنم که فک میکنن روشنفکری ینی رد دین!!

    فک میکنن مترقی بودن ینی کنارگذاشتنه خدا و پیغمبر

    اگه کنارم نذارن نمیتونن به دیندار بودن خودشون افتخار کنن

    سر اصلیه قضیه توو مشت خودمونه!

    ...........

    اگه منه حرف ربط با اعتقاد..با افتخار تیپ مذهبی بزنم برم بیرون…

    فلان جور شلوارو نپوشم…

    یا چادر سر کنم…البته نه مث شنل!!مث بچه ادم!..

    به نداشتن دوست غیر همجنس افتخار کنم…

    فلان کشور خارجی رفتم شکل اونا نشم…

    هرجا هستم برم سر وقتش نمازمو بخونم…

    به نداشتن عکسای آنچنانی تو فیسم افتخار کنم…

    فک نکنم وبم هرچی مبتذل تر شیکتر!

    فک نکنم حرف حق زدن املیه!

    اونوخ کیه که بتونه با حرفاش این اعتقاد و افتخار رو از من بگیره

     

    حالا اینا نمونه های شایعه….خیلی خیلی بیشتر از اینا برد داره قضیه!

     

    مشکل اینجاس ما خودمون هنو باور نکردیم دینمون حقه! حرف اخره! اند تکامله!


    اون بنده خداهایی که انقلاب صنعتیشون با حذف دین از دایره علومشون همراه بود مسلمون نبودن که!

    یه مشت دستنوشته های بی سند و مدرک و پر از ضدو نقیض و یه فله تحریف و بدعتو به اسم دین به خورد طفلیا داده بودن!

    فک میکنی مسیحیتی که اونا داشتن همون دین الهی بود!؟

    نخیر!!تبدیل شده بود به یه مشت خرافه که هیچ عقل سلیمی نمیپذیرفتشون

    ....…………………….....


    اونا دین خدارو کنار نذاشتن!
    بدعتای کلیسارو کنار گذاشتن!

    یه نگا به فلاسفشون بندازین…خدا رو قبول دارن…اما مسیحیت رو نه!
    این ینی با بدعت مشکل داشتن نه با خدا!

    حالا بعضیا بس که بی اطلاعن! بس که کج فهمن! خیال میکنن مام برای پیشرفت باس دینو کنار بذاریم!!!

    یکی نیست بگه چخماخ..این کجا و اون کجا

    ح-ر

    موضوعات: فرهنگی, آموزنده  لینک ثابت



    [دوشنبه 1395-04-21] [ 06:12:00 ب.ظ ]





      ویژگی حوزه انقلابی   ...

    1- ورود به مسائل سیاسی و پشتیبانی از نظام جمهوری اسلامی

    2- تبیین مفاهیم اسلامی و دفاع از دین اسلام

    3- مواجهه با شبهات و مبارزه با خرافات

    4- توجه به اخلاق و تهذیب نفس در حوزه ­ها

    5- تقویت علمی و حضور در صحنه ‏های فلسفی، فقهی و کلامی دنیا

    6- ایجاد تحول همه جانبه در حوزه­ها

    7- سیاست­گذارى و ترسیم چشم­انداز برای حوزه

    8- تقویت اجتهاد در همه رشته­ ها

    9- تشکیل کرسی هاى آزاداندیشى

    10– آینده­نگری برای حوزه­های علمیه

    11- طرد افرطیها و تکفیریها از سوی علمای شیعه و سنی

    12- گفتمان­سازی در تبلیغ

    13- حضور فعال و مؤثر در مساجد

    14- حفظ قداست روحانیت

    16- ضرورت زمان­شناسی علما و روحانیت شیعه و سنى

    17- صمیمیت و مردمی بودن روحانیت

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



    [یکشنبه 1395-04-20] [ 11:14:00 ق.ظ ]





      یک برداشت   ...

     

    یک برداشت

    شاید برداشت های بهتری هم از کتاب شب های بیقراری بتوان داشت،
    ما نباید به خودمان مطمئن باشیم و خیالمان راحت باشد که هرگز گرد و غبار گناه به ما نخواهد رسید و همین اولین قدم در راه گناه خواهد بود .
    ما نسبت به بعضی مسایل معصوم هستیم، و هرگز به آن هم فکر نمی کنیم چون تبعات زشت آن را با جان و دل حس می کنیم تا جاییکه در خواب هم گرفتار آن نمی شویم،مثل خوردن نجاسات..و… اما زشتی گناهان دیگر را نمی توانیم متوجه شویم.مثلا ناسپاسی گناه بزرگی است که خیلی دیر متوجه تبعات آن می شویم که دیگر نعمت از دست مان رفته است.
    خلاصه در هرصورت اکثر ما گرفتار گناه می شویم، چاره کار هم آن است که باید در پیشگاه پروردگار اعتراف کنیم، چون خداوند دوست ندارد که انسان در برابر دیگران رسوا گردد. و از طرفی زشتی ها در جامعه منتشر و قبح آن از بین برود.
     اصولا مشکل ما باور نداشتن عذاب آخرت است. خداوند مهربان برای رفع جهنمی شدن ما، ماه رمضان و شب های قدر که از بهترین فرصت هایی است که برای آمرزیده شدن بندگان قرار داده است .
    بهترین کار صله رحم است که مهمترین و اصلی ترین مصداق آن اهلبیت علیهم السلام است که پدر شیعیان هستند. بنابراین با دوری از گناه به این ولی نعمتان خود، آنان را یاری کنیم به خصوص امام عصر عج »را که به علت گناهان ما در زندان غیبت مانده است واز مشکلات شیعیان در رنج است.


    کتاب شب های بیقراری:صص116-18-22-23-25-28-52

     

     

     

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



    [یکشنبه 1395-04-06] [ 04:03:00 ب.ظ ]





      نتیجه دعا نکردن   ...

    پیامبر خدا صلی الله علیه وآله:هرروزه داری، دعای مستجاب دارد.و دعای روزه دار رد نمی شود.1 واقعا چه لحظه های نابی در این ماه مبارک وجود دارد! همه خوبی هاسر سفره آماده است! و ما میهمانان غافلیم!

    چه دعا هایی که اگر کرده بودیم اکنون بحرین گرفتار نبود! یمن آزادشده بود! غزه و الخلیل هروز شاهد شهید شدن کودکان و مرد و زن شهر اشغال شده نبودند.داعش در سوریه و عراق کشتار نمی کرد. و مدافعان حرم با خانواده سر سفره افطار بودند.

    مردان شهرمان باغیرت بودند و زنان شهرمان با عفت! این معضلات همه از بی دعایی ماست.
    1.مراقبات ماه رمضان ص77

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



    [جمعه 1395-04-04] [ 04:04:00 ب.ظ ]





      ماه رمضان و نزول کتب آسمانی   ...

    پیامبر خدا صلی الله علیه وآله فرمودند:

    صحف ابراهیم، در شب اول ماه رمضان نازل شد.

    تورات، شش شب از ماه رمضان گذشته ،نازل شد.

    انجیل ،سیزده شب از ماه رمضان گذشته، نازل شد.

    زبور،هیجده شب  از ماه رمضان گذشته ، نازل شد.

    و قرآن، در بیست و سوم ماه رمضان، نازل گشت.

    الکافی ج2 ص629

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



    [یکشنبه 1395-03-23] [ 02:30:00 ب.ظ ]





      من چشمم را برای خواندن قرآن می خواهم   ...

    برنامه روزانه تلاوت قران یکی از ویژگی های حضرت امام« رح»در کنار کارهای مهم روزانه ، هرگز تلاوت قرآن را ترک نمی کردند.ایشان دقیقا سر ساعت مشخص روزی هفت مرتبه قران تلاوت می کردند.یکی از اعضای دفتر ایشان نقل می کند که امام از اول عمرشان ساعتی را برای تلاوت قران اختصاص داده بودند. زمانی که چشمان امام « رح» درد می کرد و پزشکشان سفارش کرده بود که مدتی قرآن نخوانید تا بهبود یابد .امام« رح»یکدفعه خندیدند و فرمودند: من چشمم را برای خواندن قرآن می خواهم چه فایده ای دارد چشم داشته باشم و قرآن نخوانم.

    فرهنگ جمعه

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



    [سه شنبه 1395-03-18] [ 05:52:00 ب.ظ ]





      نکته ناب از آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست   ...

    هم و غم مكاتب مادي و توحيدي
    مكتبهاي مادي تمام همتشان اين است كه مرتع درست بشود! تمام همت اين است كه منزل داشته باشند؛ رفاه داشته باشند - آ نهايي كه راست م يگويند- اسلام مقصدش بالاتر از اينها است.مكتب اسلام يك مكتب مادي نيست؛ يك مكتب مادي معنوي است. ماديت را در پناه معنويت، اسلام قبول دارد؛ معنويات، اخلاق، تهذيب نفس. اسلام براي تهذيب انسان آمده است؛ براي انسا نسازي آمده است.همه مكتبهاي توحيدي براي انسان سازي آمده اند. مامكلفيم انسان بسازيم.) 2( صحيفه امام، ج 7، ص 531

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



    [جمعه 1395-03-14] [ 02:19:00 ب.ظ ]





      وعده دیدار نزدیک است یاران مژده باد.   ...

     

    استفاده از اوقات فراغت
    حضرت امام خمینی ّ«رح »از روز های تعطیل و ایام تابستان به خوبی استفاده می کرد. آیت الله سبحانی می گوید: در سال1330 سه ماه تابستان را در محلات گذراندندو پس از صرف صبحانه از ساعت شش تا دوازه شب مشغول مطالعه می شوند و وقتی خسته می شدند، به اندیشه های خود مشغول می شدند.

    برنامه منظم مطالعه
    جناب آقای سید محمود دعایی می گوید: هنگامی که امام«رح»بعد از شهادت حاج آقا مصطفی به خانه برگشتند، ساعتی بود که ایشان مطالعه خاص خود را می کردند. ایشان نشستند و ساعت شان را نگاه کردند و متوجه شدند که وقت مطالعه است، کتابشان را برداشتند و مطالعه خود را شروع کردند.

    حاج احمد آقا می گوید:
    من از قبل دانستم که امام کتابی را که در آن ساعت برداشته بودند، تا چه صفحه ای می خوانده اند.
    وقتی که از خاکسپاری برگشتند، مشغول مطالعه شدند و به اندازه هر روز مطالعه کردند و آن را زمین گذاشتند و به کار دیگری پرداختند.

    صفحات: 1 · 2

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1395-03-12] [ 12:21:00 ق.ظ ]





      روز وصلش می رسد، ایام هجران می رود   ...


    دوران شاگردی
    از کودکی در نظم و تربیت زبانزد بود و همیشه به وقت در کلاس حضور می یافت. استادش آیت الله شاه آبادی می گوید: روح الله واقعانشد یک روز ببینم که ایشان بعد از بسم الله در درس حاضر نشود، همیشه پیش از آن که بسم الله بگویم، در درس حاضر بوده است.
    آراستگی ظاهر
    از همان کودکی بسیار تمیز و مرتب بود. لباس های خود را با اتوهای زغالی قدیم اتو می کرد و کتاب هایش را در کیف کوچکی می گذاشت و به درس می آمد. طلبه ها او را طلبه خوش تیپ لقب داده بودند.
    گمشده امام
    در حوزه که بودم، همواره احساس می کردم که گمشده ای دارم و برای پیدا کردن این گمشده، بسیار تلاش می کردم.روزی یکی از دوستانم در مدرسه دارالشفاء گفت: گمشده ات در فلان حجره نشسته است. گفتم: چه کسی؟ گفت: آیت الله شاه آبادی. وارد حجره شده، گوشه ای نشستم و پس از اتمام گفت وگوی ایشان با آیت الله حائری یزدی، دنبال ایشان رفتم تا منزل و آن قدر خواهش و التماس کردم تا ایشان پذیرفت به من درس بدهند.
    شیفتگی نسبت به استاد
    استاد شهید مرتضی مطهری می گوید:من هرگز از امام خمینی؟رح؟ نشنیدم که اسم استاد خود مرحوم آیت الله شاه آبادی را بیاورند و دنباله اش روحی فداه(جانم فدایش) را نگویند .
    ادب در برابر استاد
    در مسئله ای فقهی حضرت امام رح نظری مخالف نظر آیت الله بروجردی صحبت کرد، اما ایشان قانع نشدند. امام خمینی؟رح؟ مؤدب و ساکت نشسته بودند، آیت الله بروجردی گفتند: شما صحبتی نمی کنید؟؟ امام؟رح؟ گفتند:شما امر فرمودید.بعد از صحبت امام؟رح؟، آقای بروجردی نظرش عوض شد.
    تذکر به استاد
    در تابستانی که امام خمینی رح تهران بودند، در نماز جماعت آیت الله رفیعی شرکت می کردند. آقای رفیعی منظم در نماز شرکت یک بار که دیر آمدند، امام؟رح؟ بلند شد و به مردم گفت: بیایید با هم به آقای رفیعی بگوئیم مرتب بیایند، این طوری وقت مردم تلف می شود. آقا با تأخیر آمدند، بعد از نماز یک نفر به آقا گفت: امروز سید جوانی به مردم این گونه گفت. آقا پرسید: آن سید جوان کجاست؟ امام؟رح؟ را نشان دادند. چشم آیت الله رفیعی که به امام؟رح؟ افتاد، فرمودند: ایشان حاج آقا روح الله است، مردی فاضل وارسته و با تقوا منظم و مهذب است، حق ایشان است. اگر یک وقت من دیر آمدم، ایشان را جلو بیندازید تا به جای من نماز بخواند.

    احترام به استاد حتی در روزگاررهبری
    حضرت امام؟رح؟ از پاریس برگشتند، پس از مدتی به قم آمدند، به قبرستان شیخان وارد شده و عمامه شان را تحت الحنک کردند و با گوشه آن غبار قبر استادشان حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی را پاک کردند و آنجا نشتند و قرآن و فاتحه خواندند.

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



     [ 12:21:00 ق.ظ ]





      پیشگامی حضرت عیسی علیه السلام در پیروی از ولایت امر   ...

     


    در روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده است«مهدی متوجه می شود که عیسی در قدس در نزدیکی «مناره البضاء» فرود می آید، در حالی که دستهای خود رابربال دو فرشته نهاده، آب از موهایش فرو می چکد. پس مهدی می گوید: جلو بیست و با مردم نماز بخوان! عیسسی می گوید: نماز برای تو اقامه شده است.پس عیسی پشت سر او نماز می خواند و با او بیعت می کند و می گوید: من به عنوان وزیر برانگیخته شده ام، نه به عنوان امیر و امام».2

    حتی حضرت عیسی علیه السلام  در پیروی از ولایت امر پیشگام است.
    کامل سلیمان،یوم الخلاص، ج1،ص553

     

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



    [دوشنبه 1395-03-03] [ 07:07:00 ب.ظ ]





      سایز خاکی   ...


    همیشه حواستان به “سایزتان” باشد

    چطور به خودش اجازه میده با من چنین رفتاری کنه؟

    دلم میخواد! انجامش میدم!فضولیش به هیشکی نیومده!

    همینش مونده بود از من انتقاد کنه!

    آخه کی از تو نظر خواست “…."!

    حقش بود!!! دلم خنک شد!

    مگه من چه گناهی کردم..هان!!!

    تا کی…تا کی می خوای منو بازی بدی خدا…بسسسسه!!

    به تو چه ربطی داره!؟

    فک کرده!منو دست کم گرفته!حالشو می گیرم!!

    …..

    . . .

    بعضی وقتا این حرفا یا شبیهشونو میگیم…مونده به موقعیت و شرایط ، بلند …با فریاد…یا شاید توو دلمون!

    ولوومش فرقی نمیکنه…مهم اینه که میگیم…حتی اگر هیشکی نشنفه!!

    . . .

    عصبانیت…نه!

    حرص خوردن…؟…نچ!

    انتقام؟…نه!

    به آخر خط رسیدن…نه

    فقط یه چیز!…تکبر!

    این تکبر ماست ک باعث میشه خودمونو در حدی ببینیم که این حرفارو بزنیم

    در واقع اینا “باور” شده برای ما…اینکه من کسیم که حق دارم جلوی بابام…مامانم…دوستم…خواهرم…برادرم…فامیلم…همسرم…فرزندم…استادم…

    ولی فقیهم!…خدام!…اینطوری وایسم!

    مگه ما کی هستیم!؟

    . . .

    خدا وکیلی! نکنه وقتی بدنیا اومدیم یه پاکت “پز” هم همرامون بوده! نکنه مامان بابا و جد و آبادمونم خودمون پیش خرید کرده بودیم؟!

    . . .

    نه عزیزم…همش امتحانه…مامان بابای بد یا خوب…زندگی مرفه یا فقیرانه…سیکل یا دکتری …آزرا یا پراید…بالاشهر یا پایین شهر…دماغ عقابی یا سربالا …عمر صد ساله یا سرطان معده…همش…همش امتحانه…پس الکی به چیزی مغرور نشیم…

    نمیگم یه روزی همین غرور زمینمون میزنه…چون اینش مهم نیست…مهم اینه که حواسمون باشه کی هستیم و “سایز"مون چنده!!!

    ……………..

    اینکه غرور در برابر نامحرم از صفات خوب برای خانوم هاست مبحثی ست جدا از عرایض بنده ی حقییییر!

    (پوز تکبرو مالیدم به خاک!)

    با همکاری ح ر

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



    [شنبه 1395-01-14] [ 07:06:00 ب.ظ ]





      رهبری غیب داشته....   ...


    تقویم سال 88 را که ورق میزنیم،

    می بینیم انگار مقام معظم رهبری غیب داشته و می دانسته که قرار است چه حوادثی اتفااق بیفتد!

    از همان ابتدا که اوباما در پیام نوروزی خود دست دوستی دراز کرده بود و آقا،

    این دست چدنی را در دستکش مخملی دانست…

    موضوعات: فرهنگی, آموزنده  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1394-10-09] [ 05:03:00 ب.ظ ]





      خواب خواص   ...

    آبرو، گاهی پاداش“سراپا خدایی بودن” است

    وگاهی پاداش“سکوت”!

    تعجب نکنید: حتما ماجرای حق السکوت را شنیده اید!

    ماجرایی که در آن آقای “الف “ که فرد با نفوذ وصاحب منصبی است،

    در مقابل دیدگان آقایان “ب” حقی را ناحق کرده بودو…

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



     [ 04:58:00 ب.ظ ]





      کوتاه، اما آموزنده   ...

     

    تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه افتاد. او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد و اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذارند، اما کسی نمی آمد. سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت کند و داراییهای اندکش را در آن نگه دارد.

    صفحات: 1 · 2

    موضوعات: نوروز, آموزنده  لینک ثابت



    [یکشنبه 1394-06-01] [ 09:00:00 ق.ظ ]





      دشمن   ...


    همزمان با نوروز، پروژه براندازی وارد فاز عملیاتی شد.القای تقلب،ارائه آمارهای غیر واقعی ،نسبت های

    خرافی به سران دولت، ایجاد توهم بحرانی بودن وضع موجود و لزوم تغییرات بنیادی مهم ترین اقدامات فاز

    اول بود.

    پس از حضور 85 درصدی مردم فاز دوم …

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



    [دوشنبه 1392-10-09] [ 11:28:00 ق.ظ ]





      پارادوکس...یا تناقض کدام....!!!!   ...

    سیاست یک بام دو هوا!!!!!
    تاحالا شنیده بودیم اما لمسش نکرده بودیم!!!
    قصه از این قراره که یک موسسه ایکه ادعا داره که از افراد زیر مجموعه اش خیلی حمایت می کنه،

    وبه خاطر افراد زیر مجموعه اش حاضره … و… رو زیر سوال ببره، دوگونه عمل می کنه.
    براتون با مثال روشنش می کنم.
    قانونشون می گه باید افراد طبق آیین نامه عمل کنند وپروژه تا زمان مقرر به اتمام برسه،

    حالادونفر از افراد که هردو نتوستند به موقع کار را تمام کنند به یکی می گویند توحق ادامه نداری وبه یکی می گویند می تونی ادامه بدی .
    به نظر شما این بی عدالتی نیست؟؟؟؟
    این از نشانه های آخر زمان نیست؟؟؟؟
    شما قضاوت کنید!!!!

    توسط حیرت زده

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1392-08-09] [ 10:50:00 ب.ظ ]





      وقتی اجنه برای تبلیغ دین اسلام بسیج می شوند...   ...

    وقتی جنییان برای تیلیغ دین اسلام احساس تکلیف می کنند وبسیج می شوند…
    . وَ إِذْ صَرَفْنا إِلَيْكَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قالُوا أَنْصِتُوا فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلى قَوْمِهِمْ مُنْذِرِينَ
    قالُوا يا قَوْمَنا إِنَّا سَمِعْنا كِتاباً أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسى مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَ إِلى طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ
    . يا قَوْمَنا أَجِيبُوا داعِيَ اللَّهِ وَ آمِنُوا بِهِ يَغْفِرْ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَ يُجِرْكُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ
    . وَ مَنْ لا يُجِبْ داعِيَ اللَّهِ فَلَيْسَ بِمُعْجِزٍ فِي الأَْرْضِ وَ لَيْسَ لَهُ مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءُ أُولئِكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ .احقاف 29-32
    ویادکن زمانی را که گروهی از جنییان را به سوی تو متوجه ساختیم،آنان به قرآن گوش می سپردند؛ پس چون برتلاوت قرآن حضور یافتند به یکدیگر گفتند، ساکت باشید تاگوش فرا دهیم،پس هنگامی که تلاوت قرآن پایان یافت، به سوی قوم خود بازگشتند وبه هشدار آنان همت گماشتند.
    گفتند ای هم تباران،هماناما[آیاتی از]یک کتاب آسمانی را که پس از موسی نازل شده وکتابهای آسمانی پیش از خود را تصدیق می کند شنیدیم؛کتابی که هرکسی از آن پیروی کند اورا به سوی حق وبه راهی راست رهنمون میشود.
    ای هم تباران، این پیامبررا که بسوی خدا دعوت می کند اجابت کنید وبه او ایمان بیاورید،که اگر ایمان بیاورید خدا گناهان گذشته شما را بر شما می بخشد وشمارا از عذابی دردناک پناه می دهد.
    وکسانی که دعوت کننده به سوی خدا را اجابت نکنند وبه او ایمان نیاورند،[بدانند که]هرگز در پهنه زمین از سلطه خدا خارج نمی شوند وجز خدا سرپرستانی ندارند که آنان را یاری دهند، اینان در گمراهی آشکاری فرورفتند.

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



    [یکشنبه 1392-05-13] [ 04:08:00 ب.ظ ]





      مثل شاه حسین صفوی عقب نشینی کنیم یا مثل مرحوم سید کاظم از اهدافمان کوتاه نیاییم   ...

    بازخواني بيانات رهبر معظم انقلاب براي يادآوري به برخي نامزدهاي رياست جمهوري/
    آيا بايد براي تحريم نشدن عقب نشيني كرد؟/

    رهبر انقلاب: چون اخم مى‏كنند، تحريم مى‏كنند، دندان نشان مى‏دهند، دست‌هايمان را بالا ببريم؟ 
      چون اخم مى‏كنند، تحريم مى‏كنند، دندان نشان مى‏دهند، دستهايمان را بالا ببريم؟ حالا يك قدرى كوتاه بيائيم؟ تحليلتان اين است؟ در داخل كشور ما مجموعه‏ هاى سياسى‏اى هستند كه تحليلشان اين است؛ مى‏گويند وقتى كه طرف خيلى چهره‏ى سگى از خودش نشان مى‏دهد، شما عقب بنشينيد! خوب، شما اين را قبول داريد؟ عقب بنشينيم؟

    ادامه »

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



    [سه شنبه 1392-03-21] [ 10:56:00 ب.ظ ]





      "واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا"   ...


    از امروز تا روز انتخابات، هرکسی که بخواهد اختلاف ها را به میان مردم بکشاند و از احساسات آنها در جهت اختلافات استفاده کند،‌ قطعاً به کشور خیانت کرده است.”


    بیانات امام خامنه‌ای در دیدار با دانش‌آموزان و دانشجویان 8-10-1391

    امامم با چه زبونی باید بگه تا تو بفهمی.

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



    [دوشنبه 1391-12-21] [ 09:17:00 ب.ظ ]





      من می ترسم این کتاب ها اصلا به دست شما ها نرسد   ...

    الآن چند سالی است که کتاب هایی درباره ی سرداران و فرماندهان جنگ باب شده ومی نویسند وبنده هم مشتری این کتاب هایم ومیخوانم. با اینکه بعضی از این ها را من خودم ازنزدیک می شناختم وآنچه را هم که نوشته، روایت های صادقانه است، این هم حالا آدم می تواند کم وبیش تشخیص دهد که کدام مبالغه آمیز است و کدام صادقانه است، بسیار تکان دهنده است؛ آدم می بیند این شخصیت های برجسته، حتی در لباس یک کارگر به میدان جنگ آمده اند؛ این اوستا
    عبدالحسین برونسی، یک جوان مشهدی بنا، که قبل از انقلاب یک بنا بود وبا بنده هم مرتبط بود، شرح حالش را نوشته اند
    ومن توصیه می کنم و واقعا دوست می دارم شما ها بخوانید.
    من می ترسم این کتاب ها اصلا دست شما ها نرسد. اسم این کتاب خاک های نرم کوشک است؛ قشنگ هم نوشته شده. ایشان اول جنگ وارد میدان نبرد شده بود وبنده هم هیچ خبری نداشتم. بعد از شهادتش، بعضی از دوستان ما که به مجموعه های دانشگاهی وبسیج رفته بودند وبا این جوان بی سواد، بی سواد به معنای مصطلح؛ البته سه چهار سالی درس طلبگی خوانده بوده، مختصری هم مقدمات و ابتدایی و این ها راهم خوانده بوده، صحبت کرده بودند، می گفتند آن چنان برای این ها صحبت می کرده وحرف می زده که دل های همه این ها را در مشت می گرفته؛ به خاطر همین که گفتم، یک معرفت درونی را، یک ادراک را، یک احساس صادقانه را و یک فهم از عالم وجود را منعکس می کرده؛ بعد هم بعد از شجاعت های بسیار وحضور در میدان های دشوار ، به شهادت می رسد؛ که حالا کاری به جزئیات آن ندارم .این زیبایی هایی که آدم در زندگی یک چنین آدمی یا شهید همت وشهید خرازی می تواند پیدا کند ویا این هایی که حالا هستند، نظیرش را شما کجا می توانید پیدا کنید؟کجا می شود پیدا کرد؟

    مقام معظم رهبری
    دیدار با جمعی از کارگردانان ومسئولان سینما وتلویزیون
    ۲۳-۳-۱۳۸۵

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1391-03-11] [ 01:10:17 ب.ظ ]





      هیچ کدام ازاینها چیزی نیست   ...

    روحیه امام تا آخرین نفس وتا آخرین لحظه ی حیات هیچ تغییری نکرد وهمانطور که آن روز حرف می زدند در مقابل مرگ نیز همان طور بسیار عادی برخورد می کردند.

    یکی از بستگان به ایشان گفته بود که چیزی نیست حال شما خوب خواهد شد. گفتند: نه آمدنش چیزی هست ونه رفتنش چیزی هست ونه مرگش چیزی هست. هیچ کدام از این ها چیزی نیست.

    حجت الاسلام امام جمارانی

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



     [ 01:05:05 ب.ظ ]





      تلاش کنید   ...

    تلاش کنید همان گونه باشید که می گویید

    تلاش کنید همان گونه رفتار کنید که از دیگران انتظار دارید

    تلاش کنید همان گونه رفتار کنید که گرفتار عذاب وجدان نشوید

    تلاش کنید تا راست گویی و صداقت عادت شما شود

    تلاش کنید همیشه دنبال یادگیری باشید

    تلاش کنید با پیدا کردن دوستان جدید دوستان قدیمی را هم حفظ کنید

    تلاش کنید برای خوب کار کردن خوب هم استراحت کنید

    تلاش کنید اگر از کسی رنجیده اید، با خود او صحبت کنید، نه پشت سر او

    تلاش كنيد وقتي به موفقيتي مي رسيد، آنهايي كه در اين راه به شما كمك كرده اند را فراموش نكنيد.

    تلاش كنيد تا عهدي شكسته نشود و اگر هم مي شكند ،شما نباشيد.

    تلاش كنيد تا باور كنيد ديگران وظيفه اي در قبال شما ندارند و عامل سعادت يا شقاوت هر كس خود اوست.

    تلاش كنيد قدردان لطف ديگران باشيد و با رفتار و گفتارتان آنها را از محبت پشيمان نكنيد.

    تلاش كنيد به هر چيز آنقدر بها بدهيد كه استحقاقش را دارد.

    تلاش كنيد دنيا را با زيبايي هايش ببينيد.

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1391-03-10] [ 09:35:45 ق.ظ ]





      نجار   ...


    نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده میکرد.
    یک روز او با صاحبکار خود موضوع را در میان گذاشت.
    پس از روزهای طولانی و کار کردن و زحمت کشیدن، حالا او به استراحت نیاز داشت و برای پیدا کردن زمان این استراحت میخواست تا او را از کار بازنشسته کنند.
    صاحب کار او بسیار ناراحت شد و سعی کرد او را منصرف کند، اما نجار بر حرفش و تصمیمی که گرفته بود پافشاری کرد.
    سرانجام صاحب کار در حالی که با تأسف با این درخواست موافقت میکرد، از او خواست تا به عنوان آخرین کار، ساخت خانه ای را به عهده بگیرد.
    نجار در حالت رودربایستی، پذیرفت در حالیکه دلش چندان به این کار راضی نبود.
    پذیرفتن ساخت این خانه را بر خلاف میل باطنی او صورت گرفته بود.
    برای همین به سرعت مواد اولیه نامرغوبی تهیه کرد و به سرعت و بی دقتی، به ساختن خانه مشغول شد و به زودی و به خاطر رسیدن به استراحت، کار را تمام کرد.
    سپس او صاحب کار را از اتمام کار باخبر کرد.


    صاحب کار برای دریافت کلید این آخرین کار به آنجا آمد.
    زمان تحویل کلید، صاحب کار آن را به نجار بازگرداند و گفت: این خانه هدیه ایست از طرف من به تو به خاطر سالهای همکاری!
    نجار، یکه خورد و بسیار شرمنده شد.
    در واقع اگر او میدانست که خودش قرار است در این خانه ساکن شود، لوازم و مصالح بهتری برای ساخت آن بکار می برد و تمام مهارتی که در کار داشت برای ساخت آن بکار می برد.
    یعنی کار را به صورت دیگری پیش میبرد.

    پیام: این داستان ماست. ما زندگیمان را میسازیم. هر روز میگذرد. گاهی ما کمترین توجهی به آنچه که میسازیم نداریم، و ناگهان در زمانی در اثر اتفاق غیرمترقبه میفهمیم که مجبوریم در همین ساخته ها زندگی کنیم. گرچه اگر چنین تصوری داشته باشیم، تمام سعی خود را برای ایمن کردن شرایط زندگی خود میکنیم ولی افسوس که نمی دانیم که چه زود فرصت ها از دست می روند و گاهی بازسازی آنچه ساخته ایم، ممکن نیست. شما نجار زندگی خود هستید و روزها، چکشی هستند که بر یک میخ از زندگی شما کوبیده میشود. یک تخته در آن جای میگیرد و یک دیوار برپا میشود. مراقب سلامتی خانه ای که برای زندگی خود می سازید باشید.

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



    [سه شنبه 1391-03-09] [ 11:27:08 ب.ظ ]





      باغچه دل   ...

    اگر در گلدان زندگی ات گلی نروییده است

    و اگر دستاوردی نداری، دیگران را سرزنش نکن.

    جهتی که در زندگی برگزیده ای، نادرست بوده است.

    تا دیر نشده تغییر جهت بده و زندگی را به گونه ای دیگر مورد توجه قرار ده،

    اطمینان داشته باش باغچه دلت بهاری خواهد شد.

    موضوعات: آموزنده  لینک ثابت



    [جمعه 1391-02-15] [ 05:33:17 ب.ظ ]





      برترین الگوی زندگی   ...

    اطرافیان منتقد داشته باش نه ثناگو.
    امام حسین علیه السلام :
    رسول الله صلی الله وعلیه وآله قبول نمی کردند
    که کسی اورا بسیار ستایش ومدح گوید.
    معانی الاخبار
    Try to have critic friends rather than
    The ones who always praiseyou

    متاسفانه این مشکل اکثریت ماست
    وقتی ازما تعریف می کنند عیب خودمون روهم
    از فضایل وشجاعتها به حساب میاریم

    ادامه »

    موضوعات: نوروز, آموزنده  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1391-01-16] [ 11:32:45 ق.ظ ]





      کوتاه اما آموزنده   ...

     

    روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت
    ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان یک پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد

    پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد
    مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است

    به طرف پسرک رفت تا او را به سختی تنبیه کند
    پسرک گریان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو ، جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب کند
    پسرک گفت:"اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند. هر چه منتظر ایستادم و از رانندگان کمک خواستم کسی توجه نکرد. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم
    “برای اینکه شما را متوقف کنم ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم “
    مرد متاثر شد و به فکر فرو رفت…

    برادر پسرک را روی صندلی اش نشاند ، سوار ماشینش شد و به راه افتاد…
    در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب کنند!
    خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف می زند
    اما بعضی اوقات زمانی که ما وقت نداریم گوش کنیم ، او مجبور می شود پاره آجری به سمت ما پرتاب کند

    این انتخاب خودمان است که گوش کنیم یا نه!

     

    موضوعات: نوروز, آموزنده  لینک ثابت



    [یکشنبه 1391-01-13] [ 07:53:06 ب.ظ ]






      خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

     
     
    مدرسه علمیه فاطمیه جلفا