من انقلابیم
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   
آبان 1398
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  






رتبه

  • رتبه کشوری دیروز: 3
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 29
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه 90 روز گذشته: 13
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1




  • محرم



      تجربه نگاری تربیتی   ...

    موقع خواباندن پسر دوسال و نیمه اش، از قصه گرفته تا مسائل سیاسی برایش می گفت تا بخوابد.
    کودک گفت: من یک پسرآمریکایی هستم!(شاید از بحث خانوادگی که در باره آمریکا شده بود این واژه را شنیده بود و در ذهن داشت و نمی دانست که آمریکا چیست؟)
    مادر پاسخ داد، شما آمریکایی نیستی، شما پسر خوب و ناز من هستی.
    کودک پرسید آمریکا چیست؟ مادر توضیح داد، آمریکا یک آدم بدی است که می‌خواهد اسباب بازیهای شما بگیرد و بابا و مامان ها را بکشد و خانه هایشان را خراب کند.
    برای همین شهیدان با آمریکا می جنگنند تا آمریکای بد نتواند بیاد بچه ها را اذیت کند.
    کودک گفت: من پسر یک شهید هستم!

    پ ن

    دشمنان  از کودکی روی آنها کار می کردند و  آنها را با شخصیت و هویت دلخواه خود تربیت می کردند.

    معاویه ملعون برای اینکه تخم دشمنی امیر المومنین را در دلها بکارد، از همان دوره شروع کرد. مثَل غلط معروف را بنیان گذاری کرد.

    برای هر خانواده یک بره فرستاد و گفت معاویه برای کودکتان هدیه داده است،وقتی کودک با بره انس گرفت، شبانه مامورانش را با نام علی فرستاد و بره ها را برد و شایع کرد که «نعوذ بالله» علی دزدید.

    و بدینگونه کینه  امیرالمومنین را قلب کودکان کاشت و نتیجه اش را در کربلا برداشت کرد.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [دوشنبه 1398-05-21] [ 09:58:00 ق.ظ ]





      تجربه زندگی طلبگی از کودکی   ...

    از بچگی طعم زندگی طلبگی را با تمام وجود و تک تک سلولهای خاکستری مغزمون چشیدیم. من بودم و هفت هشت خواهر برادرای دیگر، با یک پدر طلبه که باید شکم این همه نون خور را سیر می کرد.
    سر کوچه ی ما یک کبابی بود با مهتابی سبز و ریحانهای سبز ترد و نان سنک، که هر ظهر قبل از نهار بوی کبابش اشتها را تحریک می کرد!
    من و هیچ یک از برادرانم هرگز از این میل سخنی بر زبان نیاوردیم، این زمان به سالهای دهه چهل قبل از انقلاب مربوط است. اتفاقا بعد ازدواج، منزلی که اجاره کردیم، کنار مغازه کبابی بود با همان مختصات خانه پدری!
    منتها با این تفاوت که در خانه پدری کودک بودم، ولی در موقعیت جدید من دوران بارداری را می گذراندم، آنهم در سن 17 سالگی.
    این بوی کباب باز هم اشتهای مرا تحریک می کرد و همسرم یک طلبه بود، با شهریه ای شصت تومان و منزلی که کرایه اش نود تومان بود! یعنی علاوه برکسری کرایه باید هزینه آب و برق و مخارج خورد و خوراک راهم تامین می کرد.
    القصه ما همینطور که در کودکی پا روی نفسمان گذاشته بودیم، این هنر در زمان بارداری هم یاری مان کرد نفسمان را لگد کوب کردیم؛ هرگز از بوی کباب سخنی به میان نیاوردیم.
    این سرکوب کردنها در تربیت فرزندان بسیار تاثیر گذار بود، باعث شد که به شدت قدرت نه گفتن داشته باشند.
    وقتی یک مادر باردار گرفتار خرافات می شود که اگر هوس چیزی کرد باید حتما از آن بچشد، اگر نچشد روی بچه اش تاثیر بد می گذارد، برعکس اثر می کند و سبب می شود که کودک و ارضای خواسته هایش کم تحمل شود و نتواند کنترل نفس داشته باشد.

    این مقاومت نفسانی در زمانی که  وسعت مالی هم به لطف خداوند پیش آمد باز هم هرگز برای لذت غذایی را نخوردیم بلکه فقط برای رفع نیاز بدن؛ منظور هیچ وقت به قول خرافاتی ها عقده ای نشدیم.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1398-05-09] [ 11:59:00 ق.ظ ]





      فرزندی عباس گونه تربیت کرد   ...

    مادر شهید ام البنین

    گفت : مادر چرا گریه می کنی ؟

    گفتم: نمی خواستم تو را از دست بدهم.

    گفت : من دوست داشتم در این راه باشم وشهادت آرزوی من بود،

    وقتی تو گریه می کنی من غصه دار می شوم. از آن وقت هیچ وقت گریه نکردم.


    گفت: برای اینکه تعطیلات تابستان به  کوچه خیابان نروند و اوقات فراغت شون پر باشه ، براشون دارقالی زده بودم، و هر روز برای بافتن فرش بهشون مزد می دادم و گفته بودم که فرش هم مال خودتون باشه. .


    از روحیات پسر شهیدش می گفت: به جای اینکه من مادرش بودم مواظبش باشم اون مواظب من بود. شبها اگر لحافم کنار میرفت میرفت می کشید روی من مبادا سرما بخورم.

    از قد وبالاش می گفت که چقدر رعنا بود.

    از ایثار …..

    شهید امینی روحش شاد

    موضوعات: خاطرات  لینک ثابت



    [سه شنبه 1398-01-20] [ 09:22:00 ب.ظ ]





      این خشت از کجاکج شد   ...

    خدایا مرا با «لقد کرمنا بنی آدم» برجسته کردی و جسمم را در کمال «تبارک الله احسن الخالقين »14 مومن، به نمایش گذاردی.
    از روح خودت در وجودم دمیدی و مفتخرم کردی به «نَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی »، 29 حجر.الهی می دانم که مرا با فطرت پاک آفریدی.
    برنامه‌ای که برایم تنظیم کرده بودی، هرچه جسمم رشد می کرد، باید روحم رشد می کرد و جای خالی در قالب تنم باقی نمی ماند.
    خوب می دانم که اگر فقط به جسمم رسیدگی شود، خیلی هم رشد کنم، شاید در حد یک فیل، یا یک گاو برسم.
    اما رشد من با دو بعد جسم و روح است، که اگر درست تربیت شود از فرشته افضل تر می شوم و خدای نکرده اگر ذره‌ای غافل شوم، در گروه أُوْلَئِکَ کَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ وارد خواهم شد.179 اعراف
    اما اکنون که این قالب تنم بزرگ شده است متاسفانه خلاهایی را در عقل، درک و قلبم احساس می‌کنم.
    نمی دانم بخشی از تربیتم اجباری بوده است، طبق فرمول « وَ الْبَلَدُ الطّیبُ یخْرُجُ نَبَاتُهُ بأذنِ ربّهِ والّذی خَبُثَ لَایخْرُجَ اِلّا نَکداً 58» اعراف
    قرار بود که با این ابزار، فطرت پاک، و راهنمایانی مقدس از اولین پیامبر گرفته تا زمان غیبت امام معصوم(عج) که سایه ولایت برسر ما ریزش رحمت دارد راه بندگی و فلاح را بپویم، اما نمی دانم چه شد که مسیرم به کجراهه منجر شد؟
    نمی‌دانم شاید باید پدر و مادرم به اصل « فلینظر الانسان الی طعامه» توجه می کردند. 24 عبس

    شاید و حتما توجه داشته اند پس باید مراقب مربیانم می بودند که چه غذای روحی برایم تهیه می کردند. و صد البته باید مراقب دوستانم می شدند که با چه کسانی همنشین هستم.
    ورودی‌های عقلم را کنترل می کردند، چشمم، گوشم، دهانم را با تقوا واگسینه می‌کردند، تا هر تصویر و سخن و خوراکی آلوده را پس بزنم.
    خدایا دستم را بگیر

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [شنبه 1397-09-17] [ 05:20:00 ب.ظ ]





      خدایا کمکم کن   ...

    تاثیر پذیری نوجوانان
    دشوارترین دوران حیات انسان از جهت تربیتی، دوره نوجوانی است. این دوره که حدود سنی 18-12 سال را در بر می‌گیرد منطبق بر دوره راهنمایی و دبیرستان است.بیشترین مشکلات تربیتی در این دوره پیش می‌آید و اغلب در همین دوره است که فرزندان یا از دست می روند یا در مسیر سعادت گام بر می‌دارند.
    این دوره مرحله انتقال از کودکی به دوران جوانی و بزرگسالی است. نوجوان از یک سو در حال هجرت از وابستگی‌های دوران کودکی است؛ از سوی دیگر توانایی لازم را برای حل بسیاری از مسائل زندگی ندارد و همین نوسان فکری و روانی درماندگی، تزلزل و گاه پریشانی و ابهام را در او ایجاد می‌کند و آرامش روحی او را می‌گیرد.
    در این دوره اگر والدین نتوانند از نوجوان حمایت کنند، فرزندان از حوزه جاذبه خانواده خارج می‌شوند و در معرض جذب و انجذاب عوامل محیطی قرار می‌گیرند.

    منبع: کتاب تاثیر محیط اجتماعی بر تربیت

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1397-09-15] [ 06:55:00 ب.ظ ]





      هنر با دستمایه قرآنی   ...

    رابطه انسان و هنر
    از آنجایى كه سعادت انسان و هدایت وى موضوع اصلى دین بوده و هنر نیز توسط انسان پدید مى‌آید، در گذشته رابطه ی جامعه و هنر همچون رابطه ی جامعه با دین بود. اگر دین، دینى الهى، تكریم كننده انسان بوده و آورنده‌ی دین نیز با جامعه قرابت و همزیستى داشت، هنر نیز چنین بود. به این معنا همان طور كه دین قصد هدایت انسان به سمت رستگارى و فلاح و در واقع راهنمایى براى رجعت او به اصل خویش را دارد، هنر نیز باید بتواند انسان را به اصل خویش، متذكر سازد.
    از طرفی دین هم دارای ویژگی هایى است که هنر باید بتواند پاسخ گوى مناسبى براى این ویژگی‌ها باشد. در واقع رابطه ی هنر با انسان از طریق همین ارتباط برقرار مى‌‌‌‌‌‌‌شود  به این ترتیب كه:هنر باید بتواند فضاى مناسبى را براى رشد و كمال انسان فراهم كند و خود واجد معنایى باشد كه معنویت دینى را به ذهن متبادر نماید. هنر باید معنادار بودن حیات را متذكر شود. در واقع به آگاهى، علم و معرفت منجر شود.

    هنر باید مبدأ و به خصوص مقصد نهایى حیات انسان را به او متذكرشود. هنر باید چگونگى زیستن را نیز به انسان تعلیم دهد. هنر باید زیبایى و حسن و تعادل و سایر قوانین حاكم بر عالم وجود كه مخلوق خداوند هستند و از طریق علم شناخته مى‏‌شوند را در تولیدات انسانى به كار بندد. هنر باید جاودانه‏‌ها و جاودانگى‏‌ها را تذكّر دهد. هنر باید از ایجاد غفلت و بى‏‌خبرى در انسان جلوگیرى كند.
    در هنر باید به دنبال ساختن انسان و اثرات دایمى بود و نه اثرات موقّت كه به محض قطع ارتباط با هنر، اثرات مثبت و سازنده آن نیز از بین برود.هنر باید بتواند روح ناآرام انسان را كه مدام در پى اصل خویش است آرام نماید و در واقع باید با زیبایى خود بتواند روح انسان را به ماندن در كالبد مادى، تشویق و ترغیب و راضى نماید.
    بنابراین تغییری که هنر بر روح انسان می‌گذارد تغییری عمیق، ماندگار و طولانی‌تر است.این هدف را قرآن تضمین کرده است.

    نقش هنر در انتقال مفاهیم اخلاقی

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [سه شنبه 1397-09-13] [ 11:24:00 ق.ظ ]





      هنرِ نهی ازمنکر   ...

    اصولا خداوند در قرآن برای جذب انسان‌ها در عمل به واجبات(معروف ها) ریبایی‌های بهشت را تصویر می‌کشد، و برای تنفر از حرام ها(منکرات) خطر زشتی‌های آن از عذاب جهنم، تصویر سازی می‌نماید.
    همان گونه که پیروان نظریه گشتالت، یادگیری را عبارت از کسب بینش دانسته و عقیده دارند اگر افراد آن چه را که می‌آموزند واقعا بفهمند و نسبت به آن بصیرت حاصل کنند به آسانی می‌توانند به موقعیت‌های جدید انتقال دهند، صاحب نظران تعلیم و تربیت اسلامی نیز به آموزش براساس فهم و آگاهی بخشی تأکید می‌کنند، بلکه برخی با تمایز بین مفهوم فهم و بصیرت با حفظ کردن و به خاطر سپردن، معتقدند فهم یا بصیرت پایه و اساس یاد گیری را تشکیل می‌دهد. ازدیدگاه شهید مطهری، هدف در تعلیم و تربیت اسلامی باید دادن رشد فکری به افراد باشد.
    بنابراین، آن چه باید درجریان انتقال مفاهیم اخلاقی و دینی به افراد، مورد توجه قرارگیرد، تأکید بردرک و آگاهی مفاهیم است، ضمن این که حفظ و تکرار و تلقین شرط لازم آموزش در سنین کودکی است ولی کافی نیست.

    این حقیقت را می‌توان در کلام امیرالمؤمنین علیه السلام یافت که می‌فرماید: «فَضْلُ فِکْروَتَفَهّم اَنْجَعُ مِنْ فَضْلِ تِکْراروَدِراسَة»؛ یادگیری ای که براساس تفکّرو فعالیت فکری مخاطبان باشد، به مراتب مفید تر از تکرار و مرور آن است.

      نقش هنر در انتقال مفاهیم اخلاقی

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [یکشنبه 1397-09-11] [ 06:10:00 ب.ظ ]





      منبر دیجیتال   ...

    همیشه می شنیدیم که پسر نوح با بدان بنشست و خاندان نبوتش گم شد! و با کمال تاسف اکنون فرزندان بزرگان و به قولی آقازادگانی را می بینیم که هیچ شباهتی با پدران بزرگوار خود ندارند.این خانواده ها به کدام یک از آیات دستوری پروردگار عمل نکردند و یا از آن غافل شدند؟

    تربیت مذهبی
    ارسال رسل و انبیا امکان اصلاح انسان را نوید می‌دهد.
    اصولا باید و نبایدها، اوامر و نواهی دینی، سفارش به توبه، همه نشاندهنده امکان تربیت انسان و مطلوبیت اصلاح است. و سفارش قرآن به خانواده‌ها با این بیان است که «قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ نارا ا » اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد، خودتان و كسانتان را از آتشى كه سوخت آن، مردم و سنگ‌هاست حفظ كنيد: بر آن [آتش‏] فرشتگانى خشن [و] سختگير [گمارده شده‏] اند. از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپيچى نمى‏ كنند و آنچه را كه مامورند انجام مى‏ دهند. پیامبران می‌آیند تا نشانه‌های خدا و راه خوشبختی را به مردم نشان بدهند؛ این یعنی که انسان اصلاح شدنی است و درآیه دیگر می‌فرماید:« قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها»، كه هر كس آن را پاك گردانيد، قطعاً رستگار شد.
    خداوند برای تربیت و اصلاح به پیامبرش دستور می‌دهد که اول از خانواده شروع کن «وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها» كسان خود را به نماز فرمان ده و خود در آن كار پافشاری کن. و بعد دستور می‌دهد که فامیل و اقوامت را تربیت نما«وَ أَنْذِرْ عَشيرَتَكَ الْأَقْرَبين َ خويشاوندان نزديكت را بترسان، در نهایت به او فرمان می‌دهدکه به هدایت و تربیت مردم اقدام نما«وَ أَنْذِرِ النَّاسَ » مردم را از آن روز كه عذاب فرا مى‏ رسد بترسان. متاسفانه در جامعه ما بر خلاف این دستور عمل شده است، یعنی اول از مردم شروع شده است؛ در این مسیر هم دام ها ی شیطان فراهم بوده است که حتی مربیان را هم از خودشان غافل نموده .1

    1-کتاب تاثیر محیط اجتماع بر تربیت

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1397-08-24] [ 06:36:00 ب.ظ ]





      نگذاریم کودکمان مسیح علینژاد شود   ...

    گل یا تیغ

    مشکلی که امروز دنیا از آن ضرر می‌بیند نبود امکانات نیست، بلکه نبود تربیت صحیح و تأثیرگیری کودک و نوجوان ما از افراد تربیت ناشده است.
    طبق دستور قرآن، انسان حامل دو بعد منفی و مثبت است.خداجو …و هلوع منوع …است.
    انسانی که ظرفیتی این گونه دارد و با فطرتی پاک آفریده شده است؛ در اختیار خانواده و تحت امر مربیان قرار می‌گیرد و چنانچه همه در صراط مستقیم باشند می‌تواند بهترین نتیجه را بدهد. ولی برعکس اگر از یک سو خانواده مؤدب به آداب نباشد و از سوی دیگر مربیانی که از میان همین خانواده‌های بی‌مبالات، مسؤولیت مهم تربیت و مراکز فرهنگی و رسانه را به عهده دارند، اگر کودک و نوجوانی توانست از این هفت خوان‌های ویرانگر به سلامت عبور کند نیاز به معجزه دارد؟!

    برگرفته از کتابچه قرآنی: تاثیر محیط اجتماع بر تربیت

    به قلم نرجس خاتون محمدی

    پ ن

    بیایید به فکر کودکان و نوجوانان باشیم، نتیجه رها شدن کودک و نوجوان، ریزش ها است که دودش به چشم همه خواهد رفت.

    دشمن بیکار ننشسته، هر روز تربیت می کند؛ یکی را مثل ریگی جلاد جانها تربیت می کند یکی دیگر را دزد افکار دختران و پسران مثل مسیح علینژاد.

    اینها همه در این کشور متولد شدند، رشد کردند و  دست آخر هم سقوط کردند!

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [شنبه 1397-07-07] [ 02:45:00 ب.ظ ]





      آتش به اختیاری دختر ده ساله   ...

    دخترم که ده سالشه رفته بود استخر دیده بود یه باند موسیقی درحال نواختنه می ره به خانم مسئول می گه این موسیقی حرامه خاموشش کنید! اون مسئوله هم میگه نمیتونم خاموشش کنم! دختر کوچولو ما هم که همراه زن عموش رفته بود، با فریاد بلند داد میزنه زن عمو بیا بریم اینها موسیقی را خاموش نمیکنند! خانمه هم فورا موسیقی را خاموش می کنه!

    وقتی ماجرا رابرام تعریف کرد ازش پرسیدم ازکجا به این نتیجه رسیدی؟!

    گفت ازقصه استخر خودت!

    وقتی دخترم ازم می خواست که براش قصه بگم ،همیشه  ازنهی منکرام که کرده بودم به عنوان قصه های واقعی می گفتم. تااین که یه روز براش قصه ماجرای امر به معروف کردن توی استخر شنا را برش گفتم! اون قصه از این قرار بود که وقتی وارد استخر شدم از تعجب شاخ در نیاورد شانس آوردم!چند تا باند گذاشته بودن با یه صدای سرسام آور توی استخر چند برابر شده شده بود! ناجی ها هم مشغول رقصیدن دور استخر بودن! در حالیکه گوشهامو گرفته بودم رفتم طرفش اوهم با خوشحالی دستهاشو به طرفتم باز کرده بود و دعوتم می کرد برای رقصیدن! گفتم خانم این صدایی راه انداختید من اومدم برای آب درمانی!؟ گفت خب این بهترین درمانه! گفتم خاموشش نمی کنید؟! گفت همه می خوان برای یه نفر که نمی تونیم خاموش کنیم گفتم: پس برم گزارش استخر و بدم! پرسید به کی گزارش میدی ؟!گفتم این دیگه گفتنی نیست! رفتم به مومسئولی که موبایل هار تحویل گرفته بود،گفتم خانم گوشیمو بده میخام گزارش بدم این چه وضعیه صداش اعصابم را می خراشه! اوهم گفت خب خانم همه می خوان برای یه نفر که نمی تونیم خاموش کنیم! گفتم اینجا هرکسی هرچی بخواد براش مهیا میکنید ؟!مثلا یکی بخواد فیلم برداری کنه ،یکی بخواد شراب بخوره و یکی بخواد شوهرش را بیاره اجازه میدید؟! وقتی حرفهام گوش کرد، من رفتم یه گوشه تا به دخترم که برام کارت استخر را تهیه کرده بود اعتراض می کردم که این چه استخری من را فرستادی؟! شنیدم مسئول استخر با اشاره به همکاراش دستور داد برید همه چیز و جمع کنید! گوشی رو تحویل دادمم برگشتم دیدم باند هارو جمع کردن مث بچه آدم نشستند سرجاشون!

    .امام صادق علیه ‏السلام :
    بَادِرُوا اَحدَاثَکُم بِالحَدِیثِ قَبلَ اَن تَسبِقَکُم اِلَیهِم المُرجِئَة
    فرزندانتان را با کلام [ما] آشنا کنید پیش از آن که مرجئه (و دیگر فرقه‏ هاى منحرف عقیدتى) بر شما سبقت بگیرند [ و آنان را منحرف سازند].
    فروع کافى، ج2، ص94.

     

    موضوعات: باز آفرینی محتوای دینی  لینک ثابت



    [جمعه 1396-05-06] [ 11:41:00 ق.ظ ]





      وقتی یه دختر چهار ساله نهی از منکر می کند   ...

    زهرا زینب

    هنوزچهار سالش تموم نشده بود فرستادمش مهد کودک بعد از یه هفته گفت :خانم معلمم رو دست ندارم!

    پرسیدم :چرا گفت:موهاش و میزاره بیرون ،گفتم دخترم شماها همه دخترید نامحرم نیستید!گفت: بابا آمده بود دفترش، پیش بابا موهاش بیرون بود!گفتم خب بابات که بهش نگاه نمی کنه برا همین موهاش بیرون بوده!

    گفت بابا نگاه نکنه اون باید موهاش و می پوشوند!

    گفتم من میام مهد بهش میگم که موهاشو بپوشونه!

    گفت خودم بهش میگم!

    باورم نشد که جدی میگه!

    بعد از مدتی رفتم مهد کودک تا از وضعش پرس وجو کنم، دیدم معلمش مقنعه شو کشیده پایین ابروهاش، منهم فکر کردم حتما نامحرمی اون دور برهاس ولی متوجه شدم که از نامحرم خبری نیست!

    خانم معلمش گفت: چه دختر بی تربیتی داری؟!

    با تعجب پرسیدم مگر چکار کرده؟!

    گفت: اومده راست راست توی چشم من نگاه می کنه میگه خانم معلم من تورا دوست ندارم چون تو موهات رو پیش نامحرم بیرون میزاری!!

    موضوعات: خاطرات  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1396-05-04] [ 11:59:00 ب.ظ ]





      پدرم ممنونم از تربیتی که به من ارث دادی   ...

     

     

    خانواده:


    نخست این خانواده است که خشت بنیادین شخصیت کودک را بنا می‌کند، و مسؤلیت مستقیم در تربیت دارد و به همین جهت مورد سلام فرشتگان قرار می‌گیرد.
    اولین کانون مهم تربیتی است که شخصیت اطفال در رابطه با اخلاق و رفتار اهل خانواده، شکل می‌گیرد. « الْخَبِیثاتُ لِلْخَبِیثِینَ وَ الْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثاتِ وَ الطَّیباتُ لِلطَّیبِینَ وَ الطَّیبُونَ لِلطَّیباتِ أُولئِكَ مُبَرَّؤُنَ مِمَّا یقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِیمٌ» 1در انتخاب همسر و هم شأنی زن و مرد قرآن می‌فرماید: زنان پليد براى مردان پليدند، و مردان پليد براى زنان پليد. و زنان پاك براى مردان پاكند، و مردان پاك براى زنان پاك. اينان از آنچه در باره ايشان مى‏گويند بركنارند، براى آنان آمرزش و روزىِ نيكو خواهد بود.
    این نشان از اهمیت کانون خانواده و تأثرات آن‌ها بر یکدیگر است که باید از ابتدا به فکر آن بود.
    «بنابراین انسان تحت تأثیر محیط خانواده در برخورد با افراد و مقررات حاکم بر آن به باورهایی می‌رسد که در صورتی که خارج از اصول و فروع دین باشد، تغییر آن در بزرگسالی بسیار سخت و اکثراً غیر ممکن می‌شود.با توجه به این که روح تقلید در بشر اندک اندک تأثیر می‌کند و اصولاً تمامی رفتارهای تربیتی به مرور بر انسان اثر می‌گذارد و این جاست که خانواده و سایر مراکز تربیتی برای انسان به صورت الگو می‌شود و کودک با چنین روحیه‌ای از این و آن، سرمشق و الگو می‌گیرد، تقلید می‌کند، و خود را با شرایط موجود خانواده تطبیق می‌دهد، و اولین الگوهای خود را از اعضای خانواده انتخاب می‌نماید». 2
    والدین برای کودک جایگاه ویژه ای دارند و این پدر و مادر هستند که به خصوصیات فرزند آگاهی دارند و از نقاط ضعف و قوت فرزند خبر دارند، و خصوصا وقتی تربیت با محبت عجین می‌شود می‌تواند اعجاز کند.در حقیقت شخصیت کودکان نشان دهنده لایه پنهانی رفتار والدین هستند.
    لذا می‌بینیم مولا علی علیه السلام برای ازدواج به برادرش عقیل می‌فرماید: «دختری پاک. با تقوی از خاندانی معروف و صادق و از قبیله‌ای خوشنام و درستکار برای من خواستگاری کن».3 در سیره معصومین برای تشکیل زندگی پاک و خدایی اهمیت بسیاری قایل شده‌اند اینکه برای چه هدفی و چه زمانی و با چه کسانی ازدواج نمایید و برای حفظ این بنیان در چه مکانی اقامت نمایید، لذا طبق دستور اسلام، در جوامع بت‌پرست و فاسد گذشته، مسلمانان هجرت می‌کردند تا خود و خانواده‌شان را از محیط فاسد نجات دهند و بتوانند در محیط پاک فرزندان سالم تربیت کنند.
    «برای انتخاب ارکان این بنیان مهم رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: وقتی کسی به خواستگاری دختر شما آمد اگر اخلاق و دینش را پسندیدید با وی وصلت کنید، و جواب رد ندهید، که اگر ازدواج شما برخلاف این دستورات انسانی باشد مفاسد فراوان و گرفتاری‌های زیادی دامنگیرتان خواهد شد». 4
    و در روایتی دیگر فرمودند:«لا تَنكِحُوا النِساءَ لِحُسنِهِنَّ فَعَسى حُسنُهُنَّ أن يُرديَهُنَّ و لا لِأموالِهِنَّ فَعَسى أموالُهُنَّ أن تُطغيَهُنَّ و اَنكِحُوهُنَّ على الدينِ» «با زنان بخاطر زیبایی شان ازدواج نکنید؛ زیرا چه بسا که زیبایی آنها موجب تباهی و هلاکتشان می‌شود. برای مال و ثروت نیز با آنان ازدواج نکنید؛ زیرا چه بسا که مال و ثروت نیز آنان را به طغیان و سرکشی وا دارد؛ بلکه براساس دینداری (و با ایمان بودن) با آنها ازدواج کنید.». چون اکثریت نسل تربیت شده هر خانواده رنگ و بوی همان خانواده را دارد.

    1نور 26

    2دشتی، محمد، مسئولیت تربیت، ص44.

    3مطهری، مرتضی، نظام حقوق زن در اسلام، ص12.

    4 سید رضی، شرح‏ نهج‏ البلاغة، خ 848 ،ابن ابی الحدید، ج 20، ص335.

    5سید رضی، شرح‏ نهج ‏البلاغة، خ 848،، ابن ابی الحدید، ج 20 ،ص335 .

     

     

    موضوعات: فرهنگی, آموزنده  لینک ثابت



    [دوشنبه 1396-01-21] [ 05:43:00 ب.ظ ]





      پدری که قرآن معرفی می کند   ...


    هـ ) اوصاف پدر قرانی با مبنا قرار دادن حضرت لقمان حکیم

    یکی از صفات بارز پدر قرانی در رابطه با فرزندش توجه به روابط اجتماعی فرزند خود و گوشزد نمودن پیامدهای آن است.« و َلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ: و از مردم به نخوت رخ برمتاب و در زمين خرامان راه مرو كه خدا خودپسند لاف زن را دوست نمى‏دارد» لقمان/18 در این آیه لقمان حکیم از خشنودی خداوند به عنوان یکی از عوامل تربیتی استفاده میکند.

    در آیه مذکور نکته ی جالبی نهفته است  و آن اینکه لقمان حکیم در این نصیحت که به روابط اجتماعی فرزندش ناظر است علت آن را هم عنوان می کند مثلا می گوید با غرور راه نرو چرا که خداوند  آن را دوست ندارد.در نصیحت پیشین گفته بود به خداشرک نورز چون شرک، ظلم بزرگیست. در حالی که وقتی در مورد فروع دین به فرزندش پند می دهد، علت را ذکر نمی کند.

    این که در اصول دین و روابط اجتماعی پشتوانه عقلی پندهای خود را بیان میکند،نشان از اهمیت روابط اجتماعی دارد.

    صفت دیگر پدر قرانی دعوت فرزند خود به میانه روی و ممانعت از ایجاد آلودگی صوتی است.«وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ: و در راه‏رفتن خود ميانه‏رو باش و صدايت را آهسته‏ساز كه بدترين آوازها بانگ خران است»لقمان/19

    لقمان  نصیحت اجتماعی خود را با آوردن یک مصداق برای فرزندش ملموس تر می کند«إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ»قابل توجه پدران جامعه ی ما که نسبت به رفتار فرزندان خود که موجب ایجاد آلودگی صوتی می شود بی تفاوتند! فرزندانی که بدون رعایت آداب رانندگی- اعم از آداب صوتی و تصویری! - در معابر عمومی سلب اسایش می کنند.چنین کسانی بدانند که همانطوری که حمارهم خودش و هم صدایش زننده است، آلودگی صوتی  آن ها هم چنین زنندگی را در جامعه ایجاد می کند.

    مواردی  که در این چند پست به عنوان پدر قرانی مطرح شد،قطره ای بود از دریای بیکران معارف قرانی. اگر فرصتی بود بعدها به طور مفصل تر در این زمینه قلم فرسائی خواهیم نمود.

    و خلاصه این که موضوع پدر قرانی را با یک سوال به پایان می رسانیم و انتظار داریم مخاطبان محترم پاسخ بدهند.

    ابراهیم علیه السلام به فرزند خود پیشنهاد ذبح شدن را داد و فرزندش قبول نمود ولی نوح علیه اسلام به فرزندش پیشنهاد رستگاری داد ولی فرزندش نپذیرفت. حال این که هر دو پدر، پیامبر اولوالعزم بودند. به نظر شما واکنش های متفاوت این دو فرزند ناشی ازچه بود؟

    رامیان- حیدری

    موضوعات: فرهنگی, آموزنده  لینک ثابت



     [ 05:40:00 ب.ظ ]





      ...روش تربیت امام صادق (ع) ...   ...

    دوران تربیتی معصومین معصوم عليهم السلام

     دوران حيات چهار تن از ائمه هدي عليهم السلام كه از زمان امام سجاد(ع) آغازمی شود و تا بخش‌هايي از دوران امام كاظم(ع) ادامه می يابد، از منظر ترويج تعليم و تربيت اسلامي نقطه عطفي است در تاريخ پر فراز و نشيب زندگاني امامان معصوم عليهم السلام.

    در اين ميان حيات شيخ الائمة امام صادق (ع) هم از منظر طولاني‌تر بودن عمر ايشان از ساير ائمه اطهار عليهم السلام و هم از نگاه تغييراتي كه در دستگاه خلافت رخ داده بود، از برجستگي ويژه‌اي برخوردار است.

    در اين دوره با گسترش حوزه‌هاي علميه، فرصت طلايى بسط و نشر معارف اسلام ناب و پرورش شاگردان براى امام صادق(ع) به‌وجود آمد و عبارت جمله “قال الصادق” شعار علم حديث شد.


     حضرت صادق(ع) را رييس مذهب مي‌نامند،

    تنها امامي كه بيشترين فرصت را براي بيان معارف ديني پيدا كرد، اين امام بزرگوار است. امامان معصوم(ع) براي زمان امام صادق (ع) مقدمه چيني كردند، به منظور گسترش معارف ديني در جامعه آن روزگار و امامان بعد از ايشان نيز از بركات امام ششم(ع) خوشه چيني كردند.

     رئيسان تمامي مذاهب اهل سنت براي امام صادق(ع) احترام ويژه‌اي قائل بودند،  بسياري از مشتركات احكام مذاهب اسلامي حاصل زحمات امام صادق(ع) است و اين به دليل اين بود كه بسياري از رئيسان مذاهب اهل سنت شاگرد امام صادق(ع) بودند و از ايشان درس‌هاي فراواني گرفتند.

    دوران حيات ائمه “عليهم السلام” را به سه دوران تقسيم و تصريح مي‌شود: دوره اول سه امام بزرگوار محور رسالت امامان امر ولايت و سرپرستي جامعه اسلامي بود، دوره دوم كه از امام سجاد(ع) آغاز مي‌شود تا نيمه‌هاي حيات امام كاظم را در بر مي‌گيرد و رسالت حضرات معصومين(ع) تعليم و تربيت است. دوره سوم نيز امامان ديگر و حتي دوران غيبت صغري را در مي‌گيرد كه دوره آمادگي مردم براي غيبت و پذيرش نيابت ائمه هدي عليهم السلام و مراجعه به علما است.

    ادامه »

    موضوعات: علمی  لینک ثابت



    [یکشنبه 1395-04-27] [ 01:25:00 ب.ظ ]






      خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

     
     
    مدرسه علمیه فاطمیه جلفا