من انقلابیم
رفتن به جبهه در تقدیرم نبود، در جنگ نرم برای خدا می‌نویسم





مرداد 1400
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          



رتبه

  • رتبه کشوری دیروز: 21
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 42
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه 90 روز گذشته: 12
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1

خطر کرونا در اجرای قانون ...

 

وقتی کرونا اومد یه سری قوانین رو زیر روکرد. مثلا متمدن ترین افرادهم حق ندارن با یک دیگر دست بدن و یا مادر و کودک نمی‌تونند یک دیگر را ببوسن! خب این تقریبا طبیعیه که افراد برای سلامت خودشون فاصله را رعایت کنند.
خطر زمانی اتفاق می‌افته که کرونا به جون قوانین مصوب یه نهاد یا اداره یا مرکز می‌افته، که دیگه حسابش با کرام الکاتبینه.

درست عین کرونا که میگن هر روز در حال جهش و تغییره، و مدام باید مراقب باشی که نوع جدیدش سراغت نیاد!

همین مشکل هم در مرکز وجود داره، مثلا وقتی یه بخشی مدیرش عوض میشه کلا قوانینش هم میره زیر فایلها و گم گور میشه و قوانین زیر پوستی صادره از مدیر جدید راه میافته و طوفان برزخی تولید می‌کنه!
یه زمانی مرکز مدیریت قانونی را وضع کرده بود البته هنوز هم هست. اگر طلبه‌ای با توجه به فیلترهای مصاحبه و تحقیق و گذر از هفت خوانها به حوزه وارد شد و خان‌هفتم دوره آزمایشی را هم ردکرد و بعد ذات ناجورش را روکرد؛ باید با مستندات صوتی و تصویری او را اخراج کنند! یعنی وقتی به استاد توهین می‌کنه صداش ضبط بشه یا وقتی توی کوچه خیابان با پوشش بد‌ رفت‌وآمد می‌کنه….غیره باید با دوربین دنبالش باشیم تا ازش عکس بگیریم!
اما وقتی همین طلبه اخراجی قدمش به مرکز می‌رسه، دیگر سخن او بدون مستندات، از وحی مُنَزل هم مطمئنتر می‌شه !

یعنی مسئولین مرکز با توجه به حرفهای او حاضرند مدیران و موسسان با سابقه 40 ساله را قضاوت کنند!!!
به نظرتون این کرونا خطر ناک ترنیست!

کرونای ویروسی، سخت ترین حالتش باعث می‌شه انسان از دنیا بره و چه بسا به خاطر سختی بیماری گناهانش آمرزیده می‌شه. چون در حدیث آمده است که چندین اتفاق است که انسان بخشیده می‌شه. یکی بعد از بیماری سخت است که مثل انسان تازه متولده.
اما خدا نیاره که کسی بدون دلیل با حرفهای بی پایه اساس، به کسی تهمت بزنه و دیگران هم باور کنن؛ او دیگر تمام اعمالش نابود می‌شه!

 

موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
[جمعه 1399-05-24] [ 08:51:00 ب.ظ ]

آسیب دست نوشته های طلاب ...

همیشه ظالم‌ها ظاهرا پیروز می‌شوند.تا تاریخ بوده همین طور بوده است. همانطور که امام حسین علیه السلام توسط متجاوزان به شهادت رسید.هرچند پیروز در هر دو روزگار بود ولی باشهادت. همین طور هم شهدا و اولیای خدا من‌جمله شهید بلند قامت روزگار ما سردار حاج قاسم سلیمانی که طبق فرمایش رهبری به کلتی‌الحسنیین رسید. اما با شهادت. چون همیشه افرادی در همه روزگاران وجود دارند که از جهت بصیرت دچار نقصان عقلی هستندو دنباله روی منحرفان هستند.

اکنون مدت بیش از بیست چهارسال سال از تاسیس مرکز مدیریت حوزه علمیه خواهران می‌گذرد. و از آن زمان تا کنون برای کشف حقیقت در حوزه‌ها کارشناسانی را می‌فرستند، که یک برگه به هر طلبه می‌دهند که مشکلات مدرسه را از مدیر و معاونان بنویسید. طلاب خودشان می‌گفتند تا حالا هرچه نوشتیم اثری ندیدیم بنابراین برگه‌ها را طلاب دیگر می‌گرفتند و روی هرکدام خواسته هایشان را می‌نوشتند تا تعداد زیاد باشد و اثر کند. اگر این خواسته ها منطقی و مفید بود چه بهتر اما خدای نکرده این برگه ها دست یک شیطانکی که در بیشتر حوزه‌ها وجود دارد بیفتد، شما تصور کنید که چه اتفاقاتی خواهد افتاد؟!

مثلا این طلبه شیطان روی یک برگه بنویسد که در این حوزه همه ه م ج ن س ..ب..ا ! مرکزی‌های ساده انگار هم بر این باور باشند که هرکسی که اسمش طلبه شد صادق ترین فرد است! روی برگه دیگر بنویسد همه درد معده دارند، روی برگه دیگر بنویسد مارا بزور به نماز جمعه می‌برند…..، همین طور دروغها را به بافد؛ از دروغ گو نباید انتظار یک دروغ داشت.

کار مرکز با تعویض مدیر و کادر و معاونان شروع می‌شود. یا مجوز خوابگاه را حذف می‌کند.حالا این گونه گذارش‌گیری چه طبعات زشت و گناه آلودی دارد.

و کمترین نتایج  خطر ناک گزارش گیری دنیایی عبارت است از:

 1)  همه طلاب  به ه م ج ن..س  …ب  ا متهم می‌شوند.

2)  مدیر و معاون به کم کاری متهم می‌شوند.

3)  مجوز خوابگاه حذف می‌شود.کسانی که می خواستند وارد حوزه شوند چون خوابگاه نبود نمی توانند طلبه شوند.

4)مسؤلین مرکزگرفتار سوءظن می‌شوند.

5) این خبر کذب کافی است که از حوزه به بیرون درز کند، همه طلاب متهم هستند حتی خود شخص نویسنده، چگونه می‌تواند ازدواج کند چون طلبه حوزه‌ای با این وصف است.

6)و دیگرانی‌که دوست داشتند به حوزه وارد شوندمنصرف می‌شوند.

7) از اول به طلاب آموزش داده می‌شود که هرچه دلشان می‌خواهد  به مدیران مدارس نسبت بدهند، در حالیکه زمانی آداب متعلمین آموزش داده می‌شد تا حق بزرگتر و استاد را یاد بگیرند.

مطالب زیر کمترین نتایج اخروی این گونه گزارش گیری است.

1)  در قیامت همه آن طلاب از نویسنده گزارش  دروغ بازخواست خواهندکرد.

2)  همه طلاب از کسانی که در مرکز این دروغ را باور کردند باز خواست خواهندکرد.

3)  همه کسانی که دچار سوظن شدند بازخواست خواهندشد.

4)  کسی که این سخن را در حالیکه با چشم خود ندیده تهمت زده ایمان در قلبش ذوب شده است.

5)  کسانی که به خاطر این دروغ متهم به کم کاری شدند روز قیامت از نویسنده باز خواست خواهندکرد.

6)  کسانی که به خاطر بدبین شدن نتواستند به حوزه وارد شوند طلبه شوند بازخواست خواهندکرد.

واقعا نوبره در یک مرکز علمی اسلامی اینگونه بی‌فکری شود مانند قرون وسطا عمل کنند تا زمینه برای رشد “روح الله های زم” در حوزه‌ها شود. وقتی برگه‌ای بدون نام و مشخصات به طلبه تازه وارد که هنوز هیچ کلمه‌ای از ادبیات دین یاد نگرفته است بدهی و بگویی بنویس و مسؤلین مرکز با استناد به آن نوشته‌ها روی افراد متدین قضاوت کنند!!! یعنی خداوند آنها را از روی عدالت قضاوت نخواهد کرد؟!

با یک طرفه به قاضی رفتند و نه از تفهیم اتهام خبری هست نه از شاکی! و متاسفانه این گونه تربیت از ابتدا باعث می‌شود وقتی طلبه به مقام استادی و یا معاونت هم می‌رسد، این رفتار جزء شخصیت او می‌شود. لذا از استاد و کادر هم می‌خواهند که به همان روش مدیر را قضاوت کن!!! پناه برخدا!!!

فقط صرفا با یک تکه کاغذی که نه نامی دارد و فامیلی افراد مورد قضاوت قرار می‌گیرند! درست عین ساواک زمان طاغوت.

و طلبه شیطان دروغگو هم به تماشای کار شیطانی‌اش می‌نشیند و به ریش همه مسؤلین مرکز و حوزه‌ها می‌خندد؛ با خیال راحت که هیچ اثری  از تهمت و دوروغ  بر جا نگذاشته است و عقل جن هم به او نمی‌رسد.

در حالیکه امروز دنیای ارتباطات است همه از هر راهی می‌توانند اعتراضشان را به مسؤولین برسانند . تازه باید هرکسی حرفی گزارشی می‌دهد بتوانداثبات کند صرفا دهان باز کند هرچه دلش خواست بگوید درست نیست، باید در قیامت همه این کسانی که این راه را پیشنهاد می‌کنند جواب گو باشند.

 بحث ما این بود که افراد دروغگو و کجروندگان و منحرفان به ظاهر پیروز میدان هستند و طبق ستنت های پروردگار مدتی را با همین منوال به ظاهر خوش می‌گذرانند. و کسانی که به آنها تهمت زده شده هم ظاهرا شکست می‌خورند ولی وضع به همین منوال نمی‌ماند و خداوند در کمینگاه منتظر است.خواه بازرس، یا طلبه، یا معاونت مرکز باشد إِنَّ رَبَّک لَبِالْمِرْصَادِ.

شما چه راهی را برای بازرسی از حوزه‌ها پیشنهاد می‌دهید که این آسیب‌ها را نداشته باشد.

موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
[جمعه 1398-12-02] [ 06:43:00 ب.ظ ]

آبرو کیلویی چنده ...

تهمت آبرو بردن

ما گاهی آنقدر به خودمان اطمینان داریم که گمان می کنیم در مسیر درستی قرار داریم.این حس خودخواهی باعث می شود، که خویشتن را هدایت گری مصلح بپنداریم.در حالی که نگاه‌مان به بیرون از یک روزنه تنگ است.

یعنی فقط عبور یک سلسله را می بینیم، بدون توجه به ابتدا و انتهای آن، عجولانه حکم صادر می کنیم.

وقتی هم متوجه قضاوت نادرست خود می شویم، جرات پوزش خواهی نداریم.مجموعه این برخوردها از تاثیر گذاری افراد می کاهد.

فرقی نمی کند چه برچسب زننده باشی و یا برچسب گیرننده، نتیجه بی خاصیت شدن هردو گروه است. شاید در گذشته‌هایی که خیلی نزدیک است، تهمت افراد در بین چند نفر مطرح می شد. اما در این دوره پسا مدرن تهمت‌ها جهانی می شود،چون در کوچه محله مجازی این اتفاق میفتد.

امام صادق  علیه السلام  فرمود: هر كس به برادر دینی خود تهمت بزند حرمتی میان آن دو به جا نمی‏‌ماند.

برهمین اساس تهمت زدن گناه بزرگی محسوب می شود.چون حرف چه حق باشد چه باطل اثر خود را بر روی سلول‌های خاکستری می‌گذارد.

رسول خدا صلي الله عليه واله می فرمایند :هر كس به مرد يا زن مؤمن بهتان بزند يا درباره او چيزي بگويد كه از آن پاک است، پروردگار در روز قیامت او را بر تلّي از آتش نگه می دارد تا از سخن خود درباره آن مومن برگردد.

 

موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
[شنبه 1397-09-17] [ 02:11:00 ب.ظ ]

آتشی را که همسایه به جان زن خوشبخت انداخت ...

فتنه هلاکت عاقبت بد

زندگی آرام و خوشی داشت، روزگار را با شیرینی سپری می کرد؛ که یکباره آتشی به زندگیش افتاد.
هرچه همسرش قسم و آیه آورد که والله بالله من همسر دیگری به غیر از تو ندارم، باورش نشد.
این فکر شیطانی از طرف هرکسی بود درست به خال زده بود!
گرفتار بیماری افسردگی شد، و این بیماری ادامه پیدا کرد تا سر انجام او را به کام مرگ برد.
ماجرا اینگونه شروع شده بود، که مادر و دختر غریبی در همسایگی آن ها ساکن شده بودند، و از طرف همسایه دیگر به این خانم زنگ می زدند و می گفتن که شوهرت با آن دختر ازدواج کرده است.
این خبردروغ و شیطانی بقدری در ذهن زن رسوخ کرد بود تا جاییکه وقتی آن دختر بیچاره ازدواج کرده و باردار شده بود، باز هم او را متهم می کردند که هبوی این خانم است.
تا اینکه یک روز به دادگاه رفت و شکایت کرد که این ها مزاحم من می شوند و حاضر شده بود تا آزمایش دی ان ای بدهد.
خلاصه آتشی را که همسایه به جان زن خوشبخت انداخت و خانه اش را به عزا خانه تبدیل کرد، نوبت او رسید.
با یک همسایه سومی که بیوه بود به سوریه رفتند، بعد از برگشتن آن خانم بیوه ادعا کرد که شوهرش مرا به عقد خود در آورده است!
درست با آتش همان فتنه خانه اش مشتعل شد، و مردی که قبلا همسایه اش را به عزای زنش گرفتار کرده بود، هرچه تلاش می کرد که درستی حرفش  اثبات کند؛ بی فایده بود.
و این استرس ها او را هم مثل زن همسایه گرفتار سرطان کرد و قبل از اینکه دومین سالگرد زن بینوا برسد، راهی خانه قبر شد!
الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ فتنه‌گری (آنان) سخت‌تر و فسادش بیشتر از جنگ و کشتار است191 بقره

در این ماجرا چندین گناه مرتکب شدند.
- فرض می کنیم که مرد همسایه ازدواج کرده بود آیا باید به همسرش گزارش می دادند، که این عمل فتنه گری است، فتنه ای که بدون تیر و تفنگ منجر به مرگ گردید.
- دروغ و تهمتی را به مومن زدن که خود گناهی بزرگ است.
- سوء ظن نسبت به مومنین از گناهان کبیره است.
- ظلم یکی از گناهانی است که انسان در دنیا به کیفرش مبتلا خواهد شد.

موضوعات: باز آفرینی محتوای دینی  لینک ثابت
[جمعه 1397-05-05] [ 07:47:00 ب.ظ ]

امام صادق علیه السلام و پندهایش ...

امام صادق علیه السلام : خاموشی ،گنجی کاهش ناپذیر ، و آرایش حلیم، و پوشش جاهل است.«من لایحضر 4، 396»

چه جذاب روانشناسی کنترل زبان بیان شده است.

تا زمانی سکوت کرده ای  همه چیز را درکنترل خود داری اما همینکه زبان گشودی  واولین سخن را گفتی مورد پرسش قرار می گیری، چرا گفتی برای چه گفتی در باره کی گفتی و…

وهمیشه در احوالات بزرگان است که کم سخن می گفتن و اگر هم لب به سخن باز می کردن گزیده وحکیمانه می گفتند.

خیلی اوقات برای خودمان هم پیش آمده که برای اولین بار با شخصی روبرو می شویم وهیچ شناختی از او نداریم و از ظاهر او هم نمی توانیم به شخصیت او پی ببریم ،ولی همینکه زبان می گشاید می بینیم که چه فرد بی منطقی بوده است!

علی جوانی می گوید: امام صادق رادیدم دست بر دهان غلامش نهاده و می فرماید: زبانت را نگه دار تا سلامت بمانی، مردم را برگردن ما سوار مکن.«کافی2 ، 125

موضوعات: آموزنده  لینک ثابت
[جمعه 1396-04-23] [ 10:07:00 ق.ظ ]