من انقلابیم
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   
مهر 1398
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      






رتبه

  • رتبه کشوری دیروز: 21
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 11
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه 90 روز گذشته: 14
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1




  • محرم



      خانم جلسه ای مدعی فقاهت   ...

    با نقاب دعا شیطانی بود

    خبر دادند که یک خانم جلسه ای هر روز توی خانه اش مراسم دارد، سخنرانی می کند، نذری میدهد.
    ادعا دارد که با امام زمان ارتباط دارد، تزئینات اتاقش شمشیری است، یعنی مال امام زمان است؛ همه با بوسیدن شمشیر تبرک می جویند.
    روضه خوانی زیبایی دارد، در میان اوج روضه می گوید ای امام زمان اکنون تو در محفل ما حضور داری!
    مدعوین مجلس هر کدام خوابی می بینند که تعبیرش به عهده خانم جلسه ای است. “خواب دیده که خانم فلانی انگشترش را نذر مجلس کرده است” پس باید انگشترش را بدهد تا قربانی بخرند و نذری بدهد!
    مریدانی به نام نهاد های انقلابی بدیدن این خانم می آمدند و اظهار می کردند که قدر این خانم را بدانید، او قادر است پشت دیوار را ببیند!
    این خانم سواد کلاس پنجم داشت، ولی کتابخانه ای داشت با دوره های تفسیر و کتب حدیث عربی.
    اگر مریدانش می خواستند در نماز جمعه شرکت کنند می گفت: مصلی نماز جمعه را در زمین غصبی ساخته اند!
    وقتی اسناد خرید زمین مصلی به افراد نشان دادند ؛ این بار حقه جدیدی را درست کرد گفت: مصالح مصلی را از راه دزدی تهیه کرده اند.
    از من خواستند که برای مریدان او توضیح بده که او کذاب است. موضوع مشکلی بود، چون در هفته یکبار در خانه اش سفره رنگین با لقمه های چرب می داد، مشکل بود که اثر لقمه ها را با یک سخنرانی بتوان شستشو داد.
    به ناچار با یک مقدمه شروع کردم.شیطان هر کسی همشکل خود اوست. اگر کسی طلبه باشد، شیطانش هم طلبه است، اگر با سواد باشد، شیطانش هم باسواد است، اگر فقیه باشد شیطانش هم فقیه است. مثل انسان و سایه اش، کسی که قدش کوتاه باشد سایه اش هم کوتاه است. آدم‌های باهوش هم، شیطانشان باهوش است، این‌طور نیست که آدم باهوش باشد، اما شیطانش ابله باشد.  در ادامه گفتم شیطان  هرگز به من نمی گوید: آرایش کن و بدون پوشش برو توی خیابان بگرد!یا بگوید برو با نامحرمان ارتباط نامشروع برقرار کن!
    شیطان با هویت طلیگی سراغ من می آید، مرا تشویق می کند که ریا کنم، یا گرفتار تکبر شوم، یا حسادت کنم.یا در وادی فتنه گری وارد شوم!
    این خانم برای فریب شما خانم های نماز خوان، وسوسه غصبی بودن مصلی را مطرح می کند؛ بنابراین تلاش می کند با روضه خوانی و چیدن کتب علمی ذهن شمارا پر از تصاویری کند که او را شخصیت دانایی بشناسید، تا سخنان او را باور کنید.

    اول ضربه ای که وارد کردیم عروسش را جذب طلبگی کردیم، بعد هم کارهایش از رونق افتاد.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [جمعه 1398-03-31] [ 11:08:00 ق.ظ ]





      لباس کهنه طلبه   ...

    در درس امروز از آئین دانشوری خواندیم که اگر قرار است طلبه خوبی باشیم باید با هوا و هوس مبارزه کنیم.
    یکی از راه‌های خوب شدن، خوشحال بودن از لباس کهنه‌ای است که در تن داریم!
    فکر کردم کار سختی است، خصوصا برای طلابی که از سیکل آماده طلبگی شده اند!
    کمی در احوالات تربیت فکر کردم، دیدم سخت نیست اگر از اول هدفت از زندگی مشخص باشد.
    اگر مقصدت رضایت پروردگار باشد، کارها با اخلاص پیش می رود.
    اعتماد به نفست زیاد می شود، مهمترین مهم ها نگاه خدایت می باشد.
    نگاه مردم برایت بی اهمیت می شود، بله اگر نگاه مردم هم در امتداد دید خدا بود، حتما توجه تو را به خود جلب می کند.
    «سلمان عرض کرد: دختران کسری و قیصر آنگونه بپوشند، و این دختر تو زهرای مرضیه است؛ دختری بزرگ از پدری بزرگتر که در این عالم وجود ندارد، و چادرش ده تا وصله دارد!
    حضرت فرمود: ما برای این دنیا و مادیاتش خلق نشده ایم!»

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [دوشنبه 1397-10-03] [ 05:14:00 ب.ظ ]





      معلم عشق طلبه   ...

     

    خداوند متعال عشق و ایثار را خلق کرده بود،عشق سراب بود،

    حقیقت معنایی نداشت،و دلها تشنه ی عشق بود،عطش انسان ها به اخرسیده بود،

    ایثار با دلسردی و یاس گوشه ای نشسته بود،چرا که عشق و ایثار بی معنا ترین حقیقت های زندگی بودند!
    انگار دنیا چیزی را کم داشت تا معنای عشق و ایثار رابه کمال برساند!

    نوری در دل تاریک وظلمانی دنیا روشن شد،دلهای سرد و بی نور منور شدند،

    غل و زنجیر زنگ زده ی دلها از هم گسست،و عینک های آهنی ازمقابل چشمان بشریت به کنار رفتند…مخلوق عظیم الشانی به نام معلم خلق شد،

    و با آغاز خلقت این مخلوق،بهار نیزمتولد و متبلور شد!نفس عشق گرم شد،ایثار به نشانه ی ادب درمقابل مقام معلم سر تعظیم فرود آورد…همه جا گلباران شد..

    و در میان این بحبوحه،بابا در باران نان آورد!و هیچکس نفهمید که بابا با چه سختی و با دست های پینه بسته نان آورد،

    جز آن معلمی که جوانه ی عشق به پدر و مادر را در وجود کودک دبستانی رویاند!عقربه های بی رحم زمان به سرعت سپری میشدند و معلم ما همچنان مشغول تعلیم عبودیت به انسانیت بود…

    و در این میان زمان چه کینه توزانه دانه دانه سپیدی را در میان موهای معلم به یادگارمیگذاشت ،

    او همچنان مشغول بود،و زمان همچنان چین و چروک هایی بر سر و صورت و پیشانی او نقاشی میکرد،

    باز هم فداکارانه مشغول تعلیم بود و هیچوقت به این فکر نمیکرد که وقتی این پروانه های زیبا از پیله رها شوند و به پرواز درآیند چقدر آشیانه را بوی تنهایی و غم فراخواهد گرفت!

    چرا که او شعله ی عشق را عاشقانه در دل فرزندانش روشن میکرد و نهال عشق چون حقیقی باشد هیچگاه نمی خشکد!و همیشه جوان و سرسبز است

    تقینژاد.

    موضوعات: دلنوشته  لینک ثابت



    [سه شنبه 1396-02-12] [ 11:25:00 ب.ظ ]





      طلبه نالان عاشق ماه رجب   ...

    بنام خالق پیدا و پنهان که پیدا و نهان داند به یکسان
    ماه رجب،ماه عاشقی
    راه گم کرده وسرگردانم،همچومرغ عشق در سوی تو من نالانم
    نمیدانم چه کردم با دلم،آن میدانم که باز حیرانم
    این حوالی بود آن نور امید،این دل چه کرده است با من که حیرانم هنوز
    میرسد باز نشانی از سوی یار،آری این ماه،ماه عشق است چه خوشحال است دلم
    چه خوشحال است دلم باز می یابد تورا،همه باید تو باشی ،چون امید است در دلم
    سر در خاک گذارم به هوای عشق تو،می ستایم من تورابه امید بوی تو
    آری همه باید او باشد …
    محبوبه نوروزی

    موضوعات: دلنوشته  لینک ثابت



    [یکشنبه 1396-02-03] [ 09:42:00 ق.ظ ]





      عدالت در تقرب به خدا بین طلبه ومیلیاردر   ...


    فضل الهی با حساب است

    در حدیثی آمده است که عده ای از فقرا آمدندخدمت رسول خدا (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) رسیدند و عرض کردند : ای رسول خدا ! ثروتمندان برا? انفاق اموالی  دارند و ما  نداریم، استطاعت حج دارند و ما نداریم، و پول آزاد کردن بردگان دارند و ما نداریم .

     

    پیامبر (صلیاللّه علیه و آله و سلّم ) فرمود : هر کسی صد بار ((تکبیر)) بگوید افضل است از آزاد کردن یک برده، و کسی که صد بار ((تسبیح خدا)) بگوید افضل است از اینکه یکصد اسب را برای جهاد زین و لجام کند، و کسی که صد بار ((لا اله الاالله )) بگوید، عملش از تمام مردم در آن روز برتر است، مگر اینکه کسی بیشتر بگوید .

    این سخن به گوش اغنیاء رسید، آنها نیز به سراغ این اذکار رفتند، فقرا خدمت پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) رسیدند و عرض کردند : سخن شما به گوش آنها رسیده و آنها هم مشغول ذکر شده اند ! پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) فرمود : ذلک فضل الله یؤتیه من یشاء : ((این فضل الهی است به هر کس بخواهد می دهد)) (اشاره به اینکه این برای امثال شما است که اشتیاق انفاق دارید و وسیله آن در اختیار ندارید، و اما برای آنها که ثروتمندند راه وصول به فضل الهی از طریق انفاق از ثروت هایشان است ) . ** مجمع البیان جلد 10 صفحه 284 . ***

    تفسیر نمونه جلد 24 صفحه 112

     

     

     

    موضوعات: علمی  لینک ثابت



    [شنبه 1396-02-02] [ 06:15:00 ب.ظ ]





      طلبه بی تقوی در فضای مجازی   ...

    بسم تعالی
    گوشی را برداشتم وارد فضایی شدم پر از بی حرمتی و حتاکی
    فیلم هایی بس عجیب در این چار چوب غریب.
    یکی می گوید با ادب سلام یکی با عکسی می گوید حرفی بی کلام
    یکی می گذارد پستی دیگری می کند لایکی .
    فضا فضایست دور و پر از شور. دختری عکس … می گذارد و پسری دختر نما لایکش
    می کند .
    ای وای که ساخته دست بشر اینگونه می شود به دست بشری دگر عامل فسخ و فجور .
    خلاصه باید گفت که از این زندان بدون حصار و میله برایمان همه ی جهان را زندان کرده اند. پس راه چاره آموزش تقوای کلام در فضای مجازی است.
    یا علی به امید مطلبی دیگر…

    تولیدی خودم زهرا نعمت الهی

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1395-12-25] [ 10:53:00 ب.ظ ]






      خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

     
     
    مدرسه علمیه فاطمیه جلفا