من انقلابیم
رفتن به جبهه در تقدیرم نبود، در جنگ نرم برای خدا می‌نویسم





مرداد 1400
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          



رتبه


    زنان زلیخا صفت ...

    همسایه کوچه های خاطرات

    زکیه خانم زن مومنی بود، همیشه تسبیح به دست در حال ذکر گفتن بود. شوهرش هم مرد متدینی بود. پنج تا فرزند داشتند، سه تا پسر و دوتا دختر.
    سوژه مورد نظر قیافه اروپایی داشت و مجرد بود به نام عاصف که توی دام چند تا زن شیطون افتاد.
    عاصف با یک زن شوهر دار به نام منیژه رابطه دوستی برقرار می کند، به دلایلی نامعلوم ارتباطشون قطع می شود.
    یک روز منیژه با چند تا از زنهای هم تیپ خودش گعده داشتند، از زنها می پرسه که چه کسی حاضره با یک مرد دوست باشه؟
    زلیخا از این پیشنهاد استقبال می کند.
    عاصف هم هر وقت شوهر زلیخا میرفت ماموریت، مهمون زلیخا بود.
    تا اینکه یک روز شوهر زلیخا فهمید که او خیانت کرده است.
    فورا زلیخا را طلاق داد و پسر و دخترش را برداشت از آن شهر کوچ کرد و رفت.
    پدر عاصف وقتی فهمید پسرش با زن شوهر دار ارتباط داشته است هرچه به او گفت این زن برای تو حرام ابد شده است؛ بگوش عاصف نرفت که نرفت.
    عاصف با زلیخا ازدواج کرد و فرزند معلولی حاصل ازدواجشان بود.
    زلیخا عادت کرده بود که هر از چند سالی مرد عوض کند؛ این بار با مرد صاحبخانه ارتباط داشت!
    پ ن
    اشتباه پدران و مادران، وقتی فرزندشان بزرگ می شود؛ به سن بلوغ می رسد، به فکر ازدواج فرزندشان نیستند.
    اگر پدر مادر عاصف به موقع برای او همسر انتخاب می کردند، او هرگز گرفتار زنهای شیطان صفت نمی شد.

     

    موضوعات: فرهنگی, خاطرات  لینک ثابت
    [سه شنبه 1398-02-10] [ 08:23:00 ب.ظ ]

    نسل سوخته ...

    همسایه های کوچه

    وقتی به روز های گذشته فکر می کنم، گاهی خیلی غصه می خورم؛ بخش اعظم خاطراتم به زمان قبل از انقلاب بر می‌گرده.

    بنده خدا زن همسایه زمیله خانم هر دوسال یه پسر به دنیا میاورد، دل زنهای همسایه غنج می زد که بازهم بچه پسره، و بعضیها هم حسادتشون تحریک می شد.

    زمیله خانم ویار یخ جویدن داشت، برای همین تمام دندانهاش ریخته بود. خلاصه سر جمع هشت تا پسر و چهار تا دختر از مجموع زایمانهایش به ثمر نشست.

    عباس در سن سیزده سالگی مریض شد و بدنش کهیر زد و دکتر ها نتوانستند تشخیص بِدن که چه بیماریی داره و به گفته زمیله خانم بینوا عباسش را کشتند.

    حسن و حسین و سجاد و مقداد هم به بهانه مبارزه با طاغوت عضو مجاهدین خلق (منافقین )شدند که به تدریج تبدیل شدن به طاغوتی جدید، حسن و حسین و سجاد تو ی خانه های تیمی کشته شدند.

    مقداد هم  که با دختر عمویش ازدواج کرده بود، فرار کرد رفت اروپا و نماینده منافقین در یکی از کشور های اروپایی شد، دوری از خانواده باعث افسردگی  او شد.

    احمد و مرتضی و جواد هم که توفیق عضویت در گروه منافقین را نداشتند،آدم های بی هویتی شدند.جواد هم بر اثر تصادف از نعمت فرزند معیوب شد.دختران  این خانواده هم از نظر فکری نیم بند بودند .

     

    خلاصه تنها فرزندی که احتمالا از فساد و بی هویتی نجات یافت و پرونده اش سفید ماندعباس بودکه با بیماری از دنیا رفت.

    خدا مادرشان را رحمت کنه.

    پ ن

    خدا طاغوت و منافقین را لعنت کند که نسلی از جوانان را گمراه کرد و شدن نسل سوخته. بچه دارشدن تنها بدنیا آوردن نیست بلکه تربیت دینی و دعا برای خوش عاقبتی از مهمترین نکته هاست که باید هواسمون بهش باشه.

     

     

     

    موضوعات: فرهنگی, خاطرات  لینک ثابت
    [دوشنبه 1398-02-09] [ 03:47:00 ب.ظ ]

    من، تو و او ... ...

    من در اتوبوس به کودکی که گریه می کند شکلات می دهم

    تو با اخم و تندی می گویی: این بچه مادر ندارد؟!

    او اجازه نمی دهد نوزادی را که در آغوشش ادرار کرد، دعوا کنند…

     

    من زیر بازوی پیرمرد را می گیرم و آرام از خیابان رد می کنم؛ پیرمرد دعا می کند که خدا موسی مرا عوض دهد

    تو غیرخودت را نمی بینی

    او جویای حال همسایه یهودی اش می شود، همسایه ای که هر روز مایه ی آزارش می شد…

     

    من در قنوت وتر نیمه شبم احساس می کنم به خدا بسیار نزدیک شدم

    تو «ترن یو» را بر «ترن هوایی» ترجیح می دهی

    او شبی به معراج رفت…

     

    من مراقبم آدرس را گم نکنم

    تو فقط به لذت راه می اندیشی

    او راه درست را به من و تو نشان داد…

     

    من آه می کشم و بغضم را برای چندمین بار فرو می دهم

    تو از سطح پایین فیلم خنده ات می گیرد

    او نگران من و توست…

     

    من یک مسلمانم

    تو شاید به خدا هم اعتقادی نداشته باشی

    او برگزیده خدا در آسمانها و زمین است…

                                                               مهجده انتظاری

     

     

    موضوعات: فرهنگی, متن ادبی  لینک ثابت
    [شنبه 1398-02-07] [ 08:29:00 ب.ظ ]

    منتظر ان عملی ظهور ...

    انتظار سبز با خون سرخ

    ضرورت تحقق عینى و عملى فرهنگ انتظار در جامعه اسلامى و در عصر غیبت‏
    فرهنگ «انتظار» اگرچه فرهنگى ارزش آفرین و تعالى بخش است، اما تحقق ارزش‏هاى این فرهنگ متعالى مستلزم تعامل و مشاركت همگانى براى عمل به آموزه‏هاى مهدوى و تحقق عینى ارزش‏هاى دینى و الهى در جامعه اسلامى است، و هیچگاه به‏ معناى نشستن و در انتظار ماندن نخواهد بود. به‏ همین‏ دلیل فرهنگى را شكل مى‏‌دهد كه عامل تغییر و تحول ارزشمند و صحیح است. مقام معظم رهبرى در مورد معنا و مفهوم «انتظار» مى‌‏فرمایند: «انتظار حركت است؛ انتظار سكون نیست؛ انتظار رها كردن و نشستن براى این‏كه كار به خودى خود صورت بگیرد، نیست. انتظار حركت است. انتظار آمادگى است. این آمادگى را باید در وجود خودمان، در محیط پیرامون خودمان حفظ كنیم. و خداى متعال نعمت داده است به مردم عزیز ما، به ملت ایران، كه توانسته‏‌اند این قدم بزرگ را بردارند و فضاى انتظار را آماده كنند. این معناى انتظار فرج است. انتظار فرج یعنى كمر بسته بودن، آماده بودن، خود را از همه جهت براى آن هدفى كه امام زمان(ع) براى آن هدف قیام خواهد كرد، آماده كردن. آن انقلاب بزرگ تاریخى براى آن هدف انجام خواهد گرفت. و او عبارت است از ایجاد عدل و داد، زندگى انسانى، زندگى الهى، عبودیت خدا؛ این معناى انتظار فرج است.»
    بنابراین لازم است كه علاوه بر ترویج بزرگداشت عید بزرگ نیمه شعبان كه جایگاه بسیار والایى در اندیشه شیعى دارد، با برنامه ‏ریزى‏‌هاى درست و هدفمند در جهت عملى نمودن فرهنگ انتظار گام برداریم و اقداماتى انجام گیرد كه از یكسو بصیرت و آگاهى همگانى نسبت به شرایط حاكم بر جهان و مظلومیت ملت‏هاى مختلف صورت پذیرد و از سوى دیگر، با ایجاد وحدت همگانى میان ملت‏هاى مسلمان و عمل به تعالیم الهى، زمینه‏سازى مبارزه با طاغوت‏هاى زمان با هدف عدالتگسترى و ظلم ستیزى فراهم گردد.
    با توجه به این معنا و مفهوم از انتظار است كه در روایات اسلامى براى شیعیان در دوران غیبت وظایف و انتظاراتى توصیف شده است تا با رفتار و كردار دینى و اجتماعى خود جامعه‏‌اى مهدوى را سامان دهند و زمینه ظهور آن حضرت را فراهم نمایند. در ادامه به برخى از این ویژگى‏ها اشاره مى‌‏نماییم:
    ۱- ذكر بیان خصوصیات و ویژگى‏هاى امام دوازدهم و ارزش و بركات وجودى آن حضرت كه در روایات اسلامى از آن تعبیر به «خورشید در پس ابر» شده است و گرامى داشتن كرامات و فضائل آن حضرت در نزد محبان و منتظران.
    ۲- توجه به جایگاه والاى معنوى و انسان ‏ساز «نیمه شعبان» در میان شیعیان و ترویج اعمال خاص این مناسب در شب و روز آن همانند احیاى نیمه شعبان و خواندن ادعیه خاص این ماه همچون مناجات شعبانیه؛
    چنان‏كه در سیره اولیاى الهى و در توصیه‏‌هاى آنان به این روز و ماه مبارك توجه خاص شده است. حضرت امام(ره) در سیر و سلوك معنوى خود به این ماه مبارك و ادعیه‏ هاى معرفت بخش آن توجه ویژه داشتند و در این ‏رابطه‏ فرمودند: «ماه رمضان، ماه نبوت است و ماه شعبان، ماه امامت. ماه رمضان، لیله‏القدر دارد و ماه شعبان، شب نیمه شعبان دارد كه تالى لیله ‏القدر است. ماه رمضان مبارك است براى این‏كه لیله ‏القدر دارد و ماه شعبان مبارك است براى این‏كه نیمه شعبان دارد. ماه رمضان، مبارك است كه قرآن بر او وارد شده است و ماه شعبان مبارك است كه ادعیه ائمه(ع) در او وارد شده است. ماه مبارك رمضان كه قرآن‏را وارد كرده است، قرآن مشتمل بر تمام معارف و تمام مایحتاج بشر است و ماه شعبان كه ماه امامان است، ادامه همان حقیقت است و همان معانى در تمام دوره ‏ها.» (صحیفه نور، ج‏۲۰، ص‏۸۲)
    ۳- ترویج فرهنگ معنوى انتظار با اشعار به جایگاه دعا براى تعجیل در فرج حضرت مهدى(ع) به‏ عنوان راهكارى براى ایجاد مطالبه و خواست عمیق عمومى جامعه اسلامى براى آمدن آخرین عدالت گستر حقیقى بشر؛
    باتوجه به این هدف است كه در روایات منقول از ائمه هدى(ع) و نیز خود آن حضرت(ع)، عمده‏ترین وظیفه عصر غیبت «دعا براى تعجیل فرج» عنوان شده است؛ در توقیع «اسحاق بن یعقوب» كه محمدبن عثمان آن‏را دریافت كرده است، حضرت مهدى(عج) فرموده اند: «وَ أَكثِرُوا الدُّعاءَ بِتَعجِیلِ الفَرَجِ، فَإِنَّ ذلِكَ فَرَجُكُم؛ براى تعجیل در گشایش، زیاد دعا كنید زیرا این، گشایش و آسایش شما خواهد بود.»
    ۴- آگاهى‏ بخشى نسبت به حقایق رخ داده در عالم با هدف ایجاد انقطاع و ناامیدى بشر از حكومت‏ها و اقدامات بشرى؛
    چنان‏كه مشخص است دنیاى امروز در چنبره رسانه‏اى حكومت‏هاى مستكبر جهان قرار داشته و آنان به هر وسیله‏ جوامع مختلف را از حقیقت اقدامات خود دور نگه مى‏دارند تا موانع سد راه سیاست‏هاى ظالمانه خود را محو كنند. به‏ همین‏ دلیل از مهم‏ترین اقدامات براى زمینه‏ سازى ظهور حضرت حجت(ع)، اطلاع ‏رسانى همگانى و ارتقاء دانشى و معرفت بخشى عمومى است تا ملت‏هاى مظلوم جهان از حقیقت امر آگاه شده و با ناامیدى از شیوه مدیریت حاكمان خود، به شكل واقعى امیدوار به ظهور مصلح حقیقى شوند. باتوجه به این موضوع است كه امام صادق(ع) از عوامل زمینه ساز ظهور حضرت را اینچنین بیان مى‏فرمایند: «إِنَّ هذَا الأَمرِ لا یَأتیكُم إِلاّ بَعدَ أَیاسٍ؛ این امر [ظهور ]محقّق نخواهد شد، مگر بعد از مأیوس شدن [مردم‏].» هم‏چنین امام رضا(ع) فرمود: «فَإِنَّهُ إِنَّما یَجى‏ءُ الفَرَجُ عَلَى الیَأسِ وَ قَد كانَ الَّذینَ مِن قَبلِكُم أَصبَرَ مِنكُم؛ به درستى كه گشایش، بعد از یأس و ناامیدى خواهد بود و كسانى هم كه قبل از شما بوده‏اند بیش از شما صبر پیشه كرده بودند.»
    5- ارتقاى فكرى و فرهنگى جامعه با اقدامات عملى و تحقق عینى عدالت؛ ازجمله عوامل زمینه ساز ظهور، اقدامات عملى فردفرد جامعه اسلامى در جهت تحقق عینى ارزش‏ها و مبانى اسلامى در جامعه است تا با سامان دادن جامعه‏اى مهدوى و ارزش‏هاى آن، زمینه ظهور فراهم شود و جامعه‏ اى الگو براى جوامع دیگر كه مبتنى بر اندیشه‏ هاى سكولار و لیبرال هستند، شكل گیرد. چنان‏كه در دعاى عهد مى‏ خوانیم: اَللهُمَّ إِنّى أُجَدِّدُ فِى صَبیحَةِ یَومِى هذا وَ ما عِشتُ فِیهِ مِن أَیّامِ حَیاتِى عَهداً و عَقداً وَ بَیعَةً لَهُ فِى عُنُقى، لا أَحُولُ عَنها، وَ لا أَزُولُ أَبَداً؛ پروردگارا من در صبحگاه امروز عهد و پیمانى كه برگردنم است، تجدید مى‏كنم كه هرگز آن‏را از گردنم برندارم و از آن جدا نشوم. اگر آمادگى، شرط حضور و ظهور باشد و از سوى دیگر، این امر به دست انسان صورت گیرد، طبیعى است كه او مى‏ تواند در تعجیلِ ظهور ایفاگر نقش مهمّى باشد.

    • مسأله انتظار فرج حضرت مهدى(ع)، تا به امروز امید را در دل مظلومان و مستضعفان جهان زنده نگه داشته و علاوه بر آن، بهترین ‏انگیزه براى قیام و مبارزه حق طلبانه علیه مستكبران جهان بوده و هست. مهم‏ترین تحول شكل ‏گرفته برمبناى این فرهنگ تعالى بخش، انقلاب اسلامى ملت مسلمان ایران است كه با اتكا به این آموزه امید بخش انجام شد و به پیروزى رسید.


     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
    [پنجشنبه 1398-01-29] [ 01:20:00 ب.ظ ]

    ظهورت به تماشا بنشینیم ...

    فرهنگ انتظار؛ زمینه ساز مبارزات مردمى و انقلابى جهان با الگوپذیرى انقلاب اسلامى‏
    با امید به وعده حقیقى الهى یعنى برپایى حكومت عدالت گستر مهدوى در جهان، تمامى دل‏هاى امیدوار و مظلومین جهان در تمامى اعصار و دوران‏ها نه تنها از تلاش براى اقامه احكام الهى و شریعت اسلام از پاى ننشسته، بلكه همواره با امید به ظهور حضرت، با هر وسیله و طریق ممكن به‏ دنبال زمینه‏ سازى براى برپایى حكومت عدل و عدالت آن منجى رهایى بخش اقدام نموده‏ اند. بنابراین مسأله انتظار فرج حضرت مهدى(ع)، تا به امروز امید را در دل مظلومان و مستضعفان جهان زنده نگه داشته و علاوه بر آن، بهترین‏ انگیزه براى قیام و مبارزه حق طلبانه علیه مستكبران جهان بوده و هست. مهم‏ترین تحول شكل‏ گرفته برمبناى این فرهنگ تعالى بخش، انقلاب اسلامى ملت مسلمان ایران است كه با اتكا به این آموزه امید بخش انجام شد و به پیروزى رسید و نه تنها رهایى ملت مسلمان ایران از چنگال طاغوتیان زمان را تحقق بخشید بلكه الگوى بسیارى از جریان‏هاى انقلابى و مبارزاتى علیه حكومت‏هاى ظلم و جور خویش گردید و جوانان مومن منطقه و جهان اسلام با دیدن رشادت‏ها و مجاهدت‏هاى جوانان مسلمان و غیور ایرانى در عرصه‏ هاى مختلف جنگ تحمیلى و سال‏هاى پس از آن تا به امروز كه دستاوردهاى مختلفى در عرصه‏ هاى گوناگون به همراه داشته است، امیدى تازه یافته و حركت‏هاى جهادى خود را سامان داده‏اند و حماسه‏ هاى‏بى ‏بدیلى خلق كرده ‏اند كه مثال بارز آن در شكست داعش در عراق با همكارى و مجاهدت نیروى بسیج مردمى عراق و نیز مقاومت شجاعانه و در عین حال مظلومانه ملت مسلمان یمن در مقابل حملات اعتلاف عبرى -عربى مى‏باشد كه به حق باید گفت بهترین تجلى فرهنگ مهدویت و مبارزه با طاغوت با الگوگیرى از انقلاب اسلامى ایران است و امید است كه به پیروزى نهایى منجر گردد.
    مقام معظم رهبرى این حركت عظیم را حاصل حركت پیروزى بخش انقلاب اسلامى مى‏دانند كه بر مبناى فرهنگ انتظار شكل گرفت: «تشكیل نظام جمهورى اسلامى یكى از مقدمات این حركت عظیم تاریخى است. هر اقدامى در جهت استقرار عدالت، یك قدم به سمت آن هدف والاست. انتظار معنایش این است.»
    بنابراین وظیفه ما ملت منتظر ایران این است كه در این زمانه كه انقلاب اسلامى و حركت عظیم مردم ایران با جان نثارى و ایثار و شهادت و مبتنى بر فرهنگ انتظار شكل‏گرفته، همگى مجدانه و ایثارگونه در راستاى تحقق عدالت و ارزش‏هاى اسلامى تلاش كنیم و این انقلاب را به دست صاحب اصلى آن حضرت ولى عصر(ع) برسانیم. انقلابى كه مستضعفین عالم كه گرفتار شر و ظلم ظالمان زمان در نقاط مختلف عالم شده‏اند، بدان چشم امید دوخته‏اند و منتظرند تا با ظهور حضرت به رهایى و آزادى دست یابندو عدالت اجتماعى عینى و واقعى را تجربه كنند.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
     [ 01:14:00 ب.ظ ]

    من کجای منظومه ظهور ...

    وظیفه ما در منظومه ظهور

    نیمه شعبان؛ ولادت حضرت قائم(ع) و روز جهانى مستضعفان،‏ امید مستضعفان جهان به حكومت عدل آخرین منجى بشریت است‏
    •هدف از بعثت انبیاء الهى از حضرت آدم تا حضرت خاتم(ص) طبق بیان قرآن كریم، عبادت خداوند و تحقق عدالت و قسط در عالم و مبارزه با ظلم و هواپرستى و دنیاطلبى و هدایت بشر به صراط مستقیم سعادت و رستگارى عنوان شده است. آیه ۳۶ سوره نحل در این ‏رابطه مى‏فرماید: «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِى كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ؛ همانا در بین هر امتى، رسولى فرستادیم كه خدا را عبادت كنید و از طاغوت بپرهیزید.» آیه ۲۵ سوره حدید نیز مى‏‌فرماید: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ؛ همانا فرستادگانمان را با دلایل روشن فرستادیم و با آنان كتاب و میزان را فرو فرستادیم تا زندگى مردم بر پایه قسط استوار گردد.» و نیز آیه ۱۵ سوره شورى كه مى‏فرماید: «وَقُلْ آمَنتُ بِمَا أَنزَلَ اللهُ مِن كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَیْنَكُمُ؛ بگو: به آنچه خدا فرستاده از كتب الهى ایمان دارم و به من امر شده است كه عدل را در میان شما برپا دارم.»
    تحقق این اهداف متعالى مستلزم برپایى حكومتى است كه در آن اصول فرامین الهى در قالب كاملترین نسخه هدایت بشر به سعادت اخروى و دنیوى یعنى دین اسلام به نحو كامل اجرا گردد و با تحقق آن ‏جامعه‌‏اى سراسر دینى شكل گیرد كه بستر و زمینه سعادت بشر را فراهم سازد و نیز با اجراى عدالت و قسط در جامعه و سركوب نمودن ظالمان، حق مظلومان عالم را به آنان اعطا نماید.
    اما این جبهه حق طلبانه و هدایت گرانه در جدال و تقابل همیشگى با دنیاپرستان و هواخواهان و به‏ اصطلاح قرآن، طاغوتیان زمان بوده و این دشمنان، پیامبران و اولیاى الهى و دعوت حق طلبانه آنان را سد راه خواسته ‏ها و تمایلات خود قلمداد نموده و درصدد حذف آنان به هر شكل ممكن بوده‏اند. آنگونه كه شاهد شهادت مظلومانه امامان معصوم (ع) شیعه به‏ عنوان جانشینان برحق پیامبر خاتم و تنها والیان آخرین دین الهى در طى سال‏هاى پس از رحلت حضرت رسول(ص) بوده ایم.
    باتوجه به این موضوع، تقدیر الهى بر آن مقدر گردید كه آخرین ذخیره الهى و چراغ هدایت بشر یعنى امام دوازدهم، حضرت مهدى(ع) بعد از شهادت پدر بزرگوار خویش، در سایه غیبت قرار گرفته و هدایت پیروان خویش را به دور از دیدگان عموم عهده دار شوند. مولودى كه از سال‏ها قبل از ولادت آن حضرت در نیمه شعبان سال ۲۵۵یا ۲۵۶ ه. ق، وجود مقدس حضرت رسول(ص) و ائمه اطهار(ع) بر آن خبر داده بودند تا شیعیان آمادگى پذیرش آن‏را داشته و امید و انتظار خود براى حكومت آخرین عدالت گستر الهى را از دست ندهند و با متابعت حقیقى از دستورات ائمه اطهار(ع) و عمل به شریعت اسلام و مبارزه با ظالمان عالم، زمینه ساز ظهورش گردند. فرزندى كه رسالت نهایى و ناتمام انبیا و امامان را به انجام خواهد رساند كه همانا برپایى حكومت عدل و قسط و برچیدن بساط ظالمان و ستمگران عالم خواهد بود؛ وعده‏اى كه نور و امید را در دل مظلمومان عالم از همان آغاز تا كنون زنده نگه داشته و به انتظارش نشسته‏اند. پیش بینى‏اى كه در بین شیعیان قبل از ولادت آن حضرت، از حضرت رسول(ص) تا پدر بزرگوار ایشان نسل به نسل منتقل و تكرار شد و قلب شیعیان را امیدوارتر كرده و مى‏كند. چنان‏كه در روایتى این‏گونه وعده داده شده است كه: «از امام حسن عسكرى(ع) فرزندى تولد خواهد یافت كه تخت و كاخ جباران و ستمگران را واژگون خواهد كرد و عدل و داد را جانشین ظلم و ستم ستمگران خواهد نمود.»
    با توجه به این هدف نهایى غیبت است كه حضرت امام خمینى(ره) در بیانات خود مى‏ فرمودند: «قضیه غیبت حضرت صاحب، قضیه مهمى است كه به ما مسائلى (را) مى‏ فهماند، مِن‏ جمله این‏كه براى یك همچو كار بزرگى كه در تمام دنیا، عدالت به‏معناى واقعى اجرا بشود. در تمام بشر نبوده كسى الا مهدى موعود كه خداى تبارك و تعالى او را ذخیره كرده است براى بشر. هر یك از انبیا كه آمدند، براى اجراى عدالت آمدند و مقصدشان هم این بود كه عدالت را در همه عالم اجرا بكنند، لكن موفق نشدند، حتى رسول(ص) كه براى اصلاح بشر آمده بود و براى اجراى عدالت آمده بود و براى تربیت بشر آمده بود، باز در زمان خودشان موفق نشدند به این معنا و آن كسى‏كه به این معنا موفق خواهد شد و عدالت را در تمام دنیا اجرا خواهد كرد، نه آن هم این عدالتى كه مردم عادى مى‏ فهمند كه فقط قضیه عدالت در زمین، براى رفاه مردم باشد، بلكه عدالت در تمام مراتب انسانیت، فقط براى حضرت مهدى موعود است كه عدالت را در تمام عالم گسترش بدهد.» (صحیفه نور، ج‏۱۲، ص‏۲۰۷)
    مقام معظم رهبرى نیز به همین موضوع اشاره كرده و ویژگى بارز نیمه شعبان را «امید بشریت» عنوان نموده و می‏فرمایند: «روز نیمه شعبان روز امید است. این امید، مخصوص مجموعه شیعیان یا حتّى مخصوص امت مسلمان هم نیست. اصلِ امید به یك آینده روشن براى بشریت و ظهور یك موعود، یك منجى، یك دست عدالت‏ گستر در سرتاسر جهان، تقریباً مورد اتفاق همه ادیانى است كه در عالم سراغ داریم. غیر از حالا دین اسلام و مسیحیت و یهودیت، حتّى ادیان هند، بودایى و ادیانى كه نامى از آن‏ها هم در ذهن اكثر مردم دنیا نیست، در تعلیمات خود یك چنین آینده‏اى را بشارت داده‏اند. این در واقع امید بخشیدن به همه انسان‏ها در طول تاریخ است و پاسخگوئى به نیاز انسان‏ها به این امید، كه حقیقتى هم با آن بیان شده است.»

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
     [ 01:11:00 ب.ظ ]

    آماده این شرایط هستی ...

    آمام عصر ارواحنا فداه، بعد از ظهور به313 یاران چنین شرط می کند:

    «هیچ برنامه روشنی برای شما ارائه نمی دهم، مگر این که با من هم پیمان شوید که سی خصلت را همواره مراعات کنید و هرگز هیچ یک از آنها را تغییر ندهید و رها نکنید، در برابر پیمانی که شما با من می بندید، من هم با شما پیمان می بندم، هشت خصلت را همواره مدنظر داشته باشم.»
    آنان عرض می کنند: ما گوش به فرمان و مطیع هستیم، ای پسر پیامبر خدا! هر شرطی که می خواهی مطرح فرما، پس از آن که یاران اعلان آمادگی کردند، حضرت صاحب الزمان(عج)، به طرف کوه صفا حرکت می کند و آنان نیز همراه آن حضرت حرکت می کنند، در آنجا امام زمان(عج) خطاب به آنان می فرماید: «اما آن سی نکته ای که باید منشور هم پیمانی شما با من باشد، مواردی است که در ذیل می آید:
    1- هرگز از اطاعت من سرپیچی نکنید و از هیچ یک از اصول توافقات عقب نشینی نکنید.
    2- هرگز دست به دزدی نزنید.
    3- هرگز به زناکاری آلوده نگردید.
    4-هرگز فعل حرام انجام ندهید.
    5- هرگز به فحشا و فساد گرایش نداشته باشید.
    6- به ناحق هیچ کس را نزنید.
    7- به زراندوزی و جمع کردن طلا مبادرت نکنید.
    8- به جمع کردن نقره مشغول نشوید.
    9- گندم را احتکار نکنید.
    10- هرگز جو را احتکار نکنید.
    11- هیچ مسجدی را خراب نکنید.
    12- هرگز شهادت باطل ندهید.
    13- هرگز از مؤمنین بدگویی نکنید.
    14- هرگز ربا نخورید.
    15- در سختی ها بردبار باشید.
    16- بر هیچ خداپرستی لعنت نفرستید.
    17- هرگز شراب نخورید.
    18- هرگز لباس زربافت (بافته شده از تار و پود طلا) نپوشید.
    19- هرگز پارچه ابریشمی را به روی خود نیندازند.
    20- لباسی که از دیباج «پارچه ابریشمی رنگ شده» دوخته شده است را نپوشید.
    21- دشمن شکست خورده در حال فرار را تعقیب نکنید و نکشید.
    22- هیچ خون ناحقی را نریزید.
    23- با هیچ مسلمانی به حیله و نیرنگ برخورد نکنید.
    24- حتی بر کفار هم تجاوز و ستم نکنید.
    25- با منافقان به تجاوز و ستم برخورد نکنید.
    26- هرگز لباس دوخته شده از ابریشم بر تن نکنید.
    27- در زندگی ساده زیست باشید و خاک، فرش زندگی شما باشد.
    28- از فساد و فحشا همواره بیزاری بجویید.
    29- امر به معروف را سرلوحه زندگی خویش قرار دهید.
    30- همواره نهی از منکر کنید.
    هرگاه شما نسبت به این 30مورد ذکر شده با من پیمان بستید، این حق را خواهید داشت که من هم در مورد هشت چیز با شما پیمان بسپارم:
    1- متعهد می شوم، شما دوستان خاص من باشید و دیگران را بر شما ترجیح ندهم.
    2- لباس هایی را که می پوشم، مانند لباس های شما باشد.
    3- غذا و خوراکم مانند غذای شما باشد.
    4- مرکب سواری من همتراز مرکب شما باشد.
    5- در همه حال و هر زمان با شما باشم.
    6- همواره همراه با شما حرکت کنم.
    7- در زندگی به مقدار کم راضی باشم.
    8- زمین پر از ظلم و جور شده را پر از عدل و داد کنم.
    پس همگان، خدا را آن گونه که شایسته است، عبادت می کنیم، من به عهدم با شما وفا می کنم و شما هم به عهدتان با من وفادار بمانید.»

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
    [چهارشنبه 1398-01-28] [ 03:34:00 ب.ظ ]

    توهم انتظار ...

    انتظار واقعی

    به ما میگن توهم انتظار داشتن، ما منتنظر خیالی هستیم.
    چون درد انتظار ما درد خصوصی است.
    اگر منتنظر هستیم چون می خواهیم مشکلات خودمان حل شود. چون شنیده ایم که اگر ظهور اتفاق بیفتد دیگر گرسنه ای…. یافت نمی شود. هرچند این سخن درست است اما اینگونه نیست که من فقط برای حل مشکلات خود بخواهم که در ظهور تعجیل شود.
    بلکه باید« برای ایجاد انتظار فرج، باید اعتراض را در دل احیا کرد؛ …کسانی که وضع موجود خود، بدون حضور حضرت راضی هستند… قطعا منتظر موعود محسوب نمی شوند. این ها نه تنها به اینکه دیگر انسان ها خدا را نمی شناسند و یاتحت ستم طاغوتیان به سر می برند، هیچ اعتراضی ندارند، بلکه حتی به محرومیت خویش از مواهب بی حد عالم هم معترض نیستند.» انتظار عامیانه عالمانه عارفانه .پناهیان

    وقتی ذکر مرگ بر آمریکا می‌شنویم، دلمان می گیرد که چه کار دارید تحریکش می کنید میآید با ما می جنگد. امام زمان خودش میآید او را از بین می برد!

    وقتی حرف از کمک به مردم فلسطین می شود، می گوییم مگر ما ضامن دیگران هستیم.

    بله امام زمان زمانی می آید تا مردمی باشند که احساس همدردی و حل مشکلات دیگران از مهمترین کارهایشان باشد.علاوه بر این که اعتراضی به ظلم و فساد فراگیر جهانی نداریم ، آگاهی از نعمات ظهور هم نداریم و اضافه بر این دو، اعتقاد درستی هم به عدل گسترده جهانی پس از ظهور نداریم.
    همین طوری و ذوقی مدعی انتظار هستیم. در حالیکه بارها و بارها خوانده ایم و شنیده ایم که دو سوم شیعیان غربال خواهند شد و اصلا در خیالمان هم خطور نمی کند شاید یکی از غربال شده ها من باشم.
    نشانه‌ی آن آسان است که خودمان را محک بزنیم، وقتی به ما می گویند شما صلاحیت تدریس، معلمی، معاونت، نمایندگی و ریاست جمهوری را نداری با همه چیز و همه کس قهر می کنیم.

    یکی با ولایت فقیه قهر می کند و آن دیگری با امام جمعه قهر می کند خب وقتی امام زمان هم ظهور کند با او قهر می کند و هدایت او را نمی پذیرد!

    مگر قرار نیست امام با ظهورش عدالت را در جامعه گسترش دهد؟ خیلی ساده، کسی که صلاحیت گرفتن پست مدیریتی، یا فرهنگی و غیره را ندارد ، و در آن پست ماندنش یعنی ظلم و برکناریش یعنی عدل.

    ما معنای عدالت را نمی فهمیم، از عدالت آنچه به سودمان است تحلیل می کنیم؛ هی لاف انتظار فرج می زنیم.

    این بهترین نشانه برای غربال شدنمان است.در زمانه ظهور کسانی که توانایی نقد شدن را دارند می توانند در منظومه ظهور رشد و پرواز کنند. در غیر این صورت اگر هزار سال هم شیعه اینگونه انتظار بکشد اتفاقی در عالم نخواهد افتاد.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
    [دوشنبه 1398-01-26] [ 10:42:00 ق.ظ ]

    من خودم شیطانم ...

    من خودم شیطانم

    خدا نیاره روزی که ما رهبر شیطان شویم.

    خیلی خطرناکه که انسان بعد از سالها عبادت و تحصیل علم چنان سقوط کند که شیطان افتخار کند که پیرو اوست. این حرف من نیست این سخن خداوند است که هشدار می دهد . وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانْسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ و بخوان بر این مردم (بر قوم یهود) حکایت آن کس (بَلْعَم باعور) را که ما آیات خود را به او عطا کردیم، و او از آن آیات بیرون رفت و شیطان او را (تبعیت )کرد تا از گمراهان عالم گردید.اعراف 175

    چرا ما فکر می کنیم که از ما بهتران هستیم و به خودمان مطمئن هستیم که هرگز چنین اتفاقی برای ما پیش نخواهد آمد.

    چه کسی چنین تضمینی به ما داده است، و خون مان را رنگین تراز دیگران می بینیم.

    خوبه در این دوران معاصر شاهد سقوط افراد بزرگی بودیم که صاحب ادعا بودند؛ لازم نیست در تاریخ غور کنیم و دنبال مصداق بگردیم.

    خدایا در این ماه شعبان و اعیاد مبارکش قسمت می دهیم و مقدسین این ماه مارا از مکر شیطان حفظ کن.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
    [جمعه 1398-01-23] [ 07:18:00 ب.ظ ]

    فرزندی عباس گونه تربیت کرد ...

    مادر شهید ام البنین

    گفت : مادر چرا گریه می کنی ؟

    گفتم: نمی خواستم تو را از دست بدهم.

    گفت : من دوست داشتم در این راه باشم وشهادت آرزوی من بود،

    وقتی تو گریه می کنی من غصه دار می شوم. از آن وقت هیچ وقت گریه نکردم.


    گفت: برای اینکه تعطیلات تابستان به  کوچه خیابان نروند و اوقات فراغت شون پر باشه ، براشون دارقالی زده بودم، و هر روز برای بافتن فرش بهشون مزد می دادم و گفته بودم که فرش هم مال خودتون باشه. .


    از روحیات پسر شهیدش می گفت: به جای اینکه من مادرش بودم مواظبش باشم اون مواظب من بود. شبها اگر لحافم کنار میرفت میرفت می کشید روی من مبادا سرما بخورم.

    از قد وبالاش می گفت که چقدر رعنا بود.

    از ایثار …..

    شهید امینی روحش شاد

    موضوعات: خاطرات  لینک ثابت
    [سه شنبه 1398-01-20] [ 09:22:00 ب.ظ ]

    مادران عباس تربیت کنند! ...

    عباس وفاداری به ولایت
    برای جرعه‌ای آب

    به خــط زده بود؛

    تا شیــــرخواره‌ای را، از دوزخی که تــو ساخته بودی، رها کند….

    کمین کردی،

    دست راستش را انداختی؛

    از پـــــا نیفتاد!

    دست چپش را انداختی؛

    نایســـــتاد!

    آب مشکش را گرفتی،

    آبــــــــــرویش ریخت…..

    با عمــــود آهنیــــن،

    دشت را محــــــــــراب کـــوفه ساختی؛

    با ســـــــر از اسب فـــرود آمد؛

    (راستی بدون دست چگونه سجده کرد از روی اسب؟!

    انگار

    او هم مثل پــــدر

    در نمـــــــاز بود، که فرقش شکافت!)

    باشد،

    اصلا تــو راست می‌گویی؛

    جـــنگ بــوده!

    اما؛

    به چشـــــــــــم‌هایش چـــرا تیـــــــــــر زدی؟!

    نکند

    تو هم فهمیدی

    “عبـــــــــــاس”

    شرم دارد به چشم‌های

    “حســــــــــــــــــــــــــین”

    نگاه کند….!

    زهرا

    موضوعات: سروده های طلاب  لینک ثابت
     [ 09:19:00 ب.ظ ]

    در ماه شعبان بهشتی شویم ...

    شعبانم آرزوست

    ماه شعبان؛ ماهى كه بهشت بر بندگانش واجب مى‏‌شود. ماه شعبان از چند منظر از اهمیت بسزایى برخوردار است؛

    اولاً؛ شخصیت‌‏هاى بزرگ و ارزشمندى از ستارگان آسمان ولایت و امامت در ماه شعبان دیده به جهان گشودند. ولادت با سعادت حضرت اباعبداللّه الحسین(ع) در روز سوم ماه شعبان اتفاق افتاده، ولادت با سعادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) در روز چهارم این ماه، ولادت حضرت امام سجاد(ع) در روز پنجم شعبان و ولادت پر بركت قطب عالم امكان حضرت ولى اللّه الأعظم مهدى موعود(عج) در پانزدهم ماه شعبان اتفاق افتاده است.

    ثانثاً؛ ماه شعبان منسوب به پیامبر اكرم(ص) است.

    ثالثا؛ ماه شعبان مقدمه ورود به ماه پر فیض رمضان است.
     مولاى متقیان امام على(ع) درباره این ماه پر فضیلت مى‌‏فرمایند: «از آن روز كه پیام پیامبر(ص) را درباره شعبان شنیده‏‌ام هرگز روزه آن ماه را از دست نداده‌‏ام و اگر خدا بخواهد هرگز نیز آن‏را از دست نخواهم داد.»

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
    [جمعه 1398-01-16] [ 11:36:00 ق.ظ ]

    درمیان اولین و آخرین ...

    مبعث یعنی فرودآمدن جبرئیل درحرا. یعنی بازگشایی راه های آسمان به حریم بسته ی انسانیت.
    اشرف مخلوق رب العالمین
    آن چهل ساله نگارِنازنین
    درمیان اولین وآخرین
    یافت اورا حق تعالی اینچنین
    قلب اورابهترینِ قلب ها
    عاشق وخاشعترینِ قلب ها
    دل مطیع واَوسع اندر ظرفیت
    من شَرِح آن سینه ی باعافیت
    روزمبعث طالعِ رب الفلق
    دیده اش رانور دیگرداده حق.
    عیدمبعث یعنی آغاز راه رستگاری وطلوع تابنده ی مهرهدایت وعدالت.

    مبعث یعنی اقرأبسم ربک الذی خلق.
    سلام برمبعث پیام خیزش انسان ازخاک تاافلاک.

    سلام برمبعث انفجارنور وظهور همه ی ارزش ها درصحنه ی حیات بشر.
    گرفکر رهایی ز غم وراه نجاتی
    بایدکه به کوری دوچشمان حسود
    براحمد وآلش بفرستی صلوات

    زهرا محمدی

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
    [سه شنبه 1398-01-13] [ 05:29:00 ب.ظ ]

    پایا ن فصل فرزند کشی ...

    مبعث مبارک
    ابرهای تیره و تاریک جاهلیت سراسر عربستان را فرا گرفته بود.کردارهای زشت و ناروا،فرزندکشی و هرگونه فضایل اخلاقی را از میان برده و جامعه ی عرب در سراشیبی بدبختی عجیبی قرار گرفته بود. گروهی بی نام و نشان و بیابان گرد تهی دست بودند که فاصله ی مرگ و زندگی انان بیش از حد کوتاه شده بود.در این هنگام ستاره ی صبح سعادت دمید و محیط تاریک عربستان با میلاد مسعود رسول گرامی روشن شد و یک ملت عقب افتاده را پی ریزی نمود..طولی نکشید که شعاع این نور سراسر جهان را روشن ساخت و با مبارزه ی قاطع و پی گیریت بت پرستی را که ریشه ی همه ی بدبختی های ان مردم بود ریشه کن نمود و نظام یکتاپرستی را جایگزین ان ساخت و اداب و رسوم غلط را از بین برد و همه ی مردم را بر اساس حق و عدل تعلیم داد و انتقام گری ها،صلح و صفا را از در بین مسلمانان معرفی کرد و زن را از اسارت بدبختی نجات داد و به او شخصیت والای انسانی داد.و همچنین نظام امت و امامت را برقرار ساخت و یک امت واحد را تشکیل داد و همه را در برابر یک دین خاضع کرده و فرمانبردار مطیع یک پیشوا گرداند و بالاخره نوری از وجود ان حضرت به سوی اسمان بلند شد که شعاع ان فرسنگ ها راه را روشن کرد…
    تولد پیامبر در عام الفیل در سال 570میلادی و در ربیع الاول بوده و عبدلمطلب برای عرض سپاس گزاری به در گاه الهی گوسفندی کشت و گروهی را دعوت کرد و در ان جشن با شکوه که از تمام مردم دعوت شده بود. نام فرزند خود را محمد نامید، او خواست با این نام در اسمان و زمین ستوده باشد و دیگر نام او احمد بود که مادرش امنه او را به ان نامید.
    منبع:کتاب سیره ی پیامبران
    معصومه تقی نژاد

    موضوعات: فرهنگی, تاریخ  لینک ثابت
     [ 05:24:00 ب.ظ ]

    مبعث زیباترین عید ...

    مبعث،نور انسانیت و نوری که در کل جهان فراگیر شد،توسط انسانی که شریف ترین مخلوقات است. مردی که خورشید گرمایش را و ستارگان نورشان را از او می گیرند و آفرینش همه آسمان ها و زمین و هرچه در آن است به خاطر وجود اوست،این نعمت بزرگ،نوری است بر تمام ظلمت های جهان برای انسان هایی که طالب هدایت بودند و هستند. خداوند برای تمامی انسان ها با پیامبری محمد(ص) حجت تمام می کند و دینش را کامل می گرداند.هر انسانی در هر جای دنیا تنها از طریق این دین است که سعادتمند می شود،دینی که پیامش بیداری است برای تک تک انسان ها مگر کسانی که با حق و عدالت مبارزه می کنند و انکار می کنند جهان پس از مرگ را.
    اسلام مبارزه می کند با جمودی ها و جهالت ها و خاموشی هایی که تاکنون در سرتاسر جهان باقی است . امیدواریم تنها باقی مانده خداوند با ظهورش حکومت اسلامی را در کل جهان برپا کند. پریسا عبادی نوشته از خودم

    عبادی

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
     [ 05:18:00 ب.ظ ]

    روزها ی مبارک ...

     می خواهم خرافه را معنی کنم
    یک معنی من درآوردی

    من درآوردی ها همیشه هم درست نیستند
    بعضی من درآوردی ها خانمان آدم را بر می اندازند
    از “من درآوردی های خانمان برانداز” میتوان کافیست دل پاک باشد را نام برد
    البته این من درآوردی را من در نیاورده ام
    تا جایی که دانش اندکم قد میدهد من درآوردی ابو محمد است
    ابو محمد حسن بن محمد بن حنفیه*
    آنهم در قرن اول هجری…آنهایی ک خود را متجدد میدانند حالش را ببرند!!!

    داشتم می گفتم
    من درآوردی ها همیشه هم درست نیستند
    بستگی دارد
    البته نه به شانس
    که خود شانس از همه بی شانس تر است!!!
    کدام عقل عاقلی علل را نادیده میگیرد و میگوید شاااانس!؟
    اصلا معلوم نیست این شانسه روییده از بوته دقیقا چه تعریفی دارد که لوک خوش شانسش هم خوش شانس نبود!

    بگذریم
    داشتیم خرافه را تعریف من درآوردی میکردیم
    “خر” که واضح است (فکرتان جاهای بی ادبانه نرود) یعنی زیاد!!!
    “آف” هم فارسی نبشته ی “off"** است…به معنای خاموش و اندکی عامیانه تر “تعطیل” “ه” هم که ما به ازای فعل اسنادی “است” است ، خب خرافه تبیین شد،بدین ترتیب بی اعتبار بودنش نیز ثابت گردید…به این می گویند اثبات (بی)اعتبار(ی) در ضمن تعریف!!

    ****یک اختلاسی بکند اسمش کوتاه شود بد نیست
    **البته مفهوم حراج و تنزیل قیمت انتزاع شده از off هم اینجا کارآمد است!خوب هم کارآمد است!!
    ***خودمانیم من درآوردی هایمان بدک هم نیست

    پ.ن

    …………………………………………………

    روزهای سپید یا ایام البیض، به روزهای سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم هر ماه قمری گویند.به باور مسلمانان ایام البیض ماه‌های رجب، شعبان و رمضان، دارای فضیلت بسیار می‌باشند. «ایام البیض» یعنی روزهایی که شب‌هایش سفید است. منظور، سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم ماه قمری است که «شب‌های مهتاب» دارند.

    سیزدهم روز از ماه های قمری بسیار عزیز است ، خصوصا که مولا امیرالمومنین در چنین روزی از روز ماه یعنی سیزدهم بدنیا آمده است.

    اما خرافه که نه ریشه عقلایی و نه شرعی دارد در زبانها انداخته که عدد سیزده نحس است!!!

    درحالیکه هر روزی که در آن روز گناه نکنی عید است!!!این سخن از کلام معصومین است ولی متاسفانه خرافه در ذهن ما حک شده است!!

    یا صدای کلاغ که در حقیقت ذکر است و ظاهر صدایش به زبان آذری یعنی برف«قار قار»، ولی خرافه الغا می کند که نحس است، در حالیکه برف سفید است و برکت پرودگار مایه سبزی و رویش است!!!

    .
    در زمان #هخامنشیان فردی بنام مُردخای مشاور خشايار شاه ميشه که یهودی مخفی بوده
    ملکه ایران وَشتی نام داشته،برای علت قتل وی دو نقل وجود داره
    تو جشن های نوروزی خشایار شاه انقدر مست کرده بوده که به همسرش میگه باید برهنه جلوي سپاهیان بری،زن ایرانی چون حیا و عفت داشته سرباز میزنه
    در نقل دوم مردخاي میخواسته خشایار شاه رو علیه یونان بشورونه
    ولی #وشتی قبول نمیکنه که حمله و کشت و کشتار راه بیفته بنابراین #مردخای توطيه چینی میکنه که این وشتی ميخواد پادشاه رو مسموم کنه..در هر حال وشتی ملکه ایران حذف میشه.
    این وسط مردخای دختر برادرخودش هاداسا رو هم بین اونانفوذ میده.
    هاداسا چون یک اسم کاملا یهودی بوده عوض میکنن اسمشومیزارن ‘ اِستِر
    دو نقل براش هست که اول خود یهودیها میگن ما با کمک علوم غریبه استر رو محبوب پادشاه کردیم
    و در نقل بعدی چون پادشاه دوست داشته هر شب داستان عاشفانه گوش کنه،زنی از پشت پرده با صدای زیبا براش داستان میخونده
    استرو در این جایگاه قرار میدن که پادشاه ازش خوشش بیاد در هر حال… استر انتخاب میشه و یک یهودی میشه بانوی اول دربار #ایران و تا به این مقام ميرسه یکی یکی یهودیها رو در دربار به مقامهای بالا انتصاب میکنه
    وزیر قدرتمند ایرانی هامان متوجه میشه که استر هر دو سه شب یکبار میره به مردخای گزارش میده
    در طی این بررسی ها هامان متوجه نفوذ یک شبکه یهودی تو دربار میشه.در حضور استر به پادشاه میگه که بله، همچین نفوذی اتفاق افتاده،غافل از اینکه خود استر هم یهودیه!
    استر سریع خبرو میرسونه و اینها شب سیزدهم فروردین حکم قتل هامان و هفتادو چهار هزار ایرانی رو از #خشایار_شاه میگیرن…
    روز 13 فروردین 15قوم ایرانی قتل عام میشن!!!
    عده ای از ایرانیان از حکم صادر شده مطلع میشن و به کوهها می گریزند!
    تمامی این جریان به تقل از کتاب خود یهودی هاست که، اگه دروغه پس بقیه کتابشونم هم اعتباری بهش نیست و اگه راسته غلط کردن باید جواب پس بدن!
    #سیزده_فرودین تو خونه نمیمونن به تبعیت از اجدادشون که توخونه قتل عام نشن!
    شمایی که تو سیزدهم میری تو باغ و دشت و صحرا دایره تنبک میزنی حواست باشه متوجه باش که در عزای اجدادت داری میرقصی!!!
    این روز باید روز #استکبارستیزی و #صهيونيزم ستیزی باشه.
    برعکس یهودیها تو سیزدهم فروردین جشن پوریم میگیرن (البته پوریم شون میچرخه تو سالها)
    جشن ایرانی کشی میگیرند!
    تو آیینشون دارند که این روز باید انقدر شراب بنوشی و سیاه مست شوی.
    روز هامان سوزان راه میندازن.
    جشن ایرانی کشی راه میندازن ولی تو خبر نداری چون رسانه دست اینهاست.
    با همکاری ح.ر

     

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
    [دوشنبه 1398-01-12] [ 05:41:00 ق.ظ ]

    کتابی با بهار به طعم خدا ...

    خاطرات سفیر

    نیلوفر شادمهری در کتاب خاطرات سفیر به بیان چالش‌های یک بانوی مسلمان به عنوان دانشجوی ممتاز ایرانی در فرانسه می‌پردازد که با نگارشی صمیمی و ساده، خواننده را به خوابگاهی در پاریس می‌برد و او را با رویدادها، تجربه‌ها و خاطراتش شریک می‌کند.

     خاطرات دختر مسلمانی که در کشور فرانسه، هر چند برای ادامه‌ی تحصیل در مقطع دکتری حضور دارد اما سفیری شده است برای دفاع از حقیقت اسلام. مواجهه‌ی او با آدم‌های مختلف و اتفاقات متفاوت این خاطرات را جذاب‌تر می‌کند، از قبول نشدنش در بهترین دانشگاه فرانسه تنها به دلیل حجابش و دست ندادن با سرشناس‌ترین اساتید مرد تا برگزاری دعای عهد در اتاق خوابگاه و خواندن دعای کمیل برای «یک سلیم النفس».

     نیلوفر شادمهری در این کتاب، حدود سی خاطره را به رشته‌ی تحریر درآورده که این مجموعه در واقع بخش اندکی از تمام خاطرات ایشان است.

     در بخشی از کتاب خاطرات سفیر می‌خوانید: عصر رفتم توی آشپزخونه، یه جماعت دور میز بودن. یکی پرسید:«توجدیدی؟»(سؤال رو تو رو خدا!) جواب دادم:«آره»پرسید:«ازکدوم کشوری؟» وای- چقدرتند حرف می زد! اصلا عادت به آهسته و شمرده حرف زدن ندارن. یه دختری، که سنش از همه بیشتر بود و نسبت به بقیه لباس نامناسبتری پوشیده بود خودش و دیگرون رو بهم معرفی کرد….بگذریم، به هر کدوم سلام کردم و جمله ای گفتم که بفهمن از آشنایی با هر کدوم خوشبختم وخوشوقتم و خوشحالم و….به عمر، برای اینکه فلسطینی بود …..چند تا«خوش»اضافه تر گفتم. اماعمر عجب آدمی بود!….چپ چپ نگاهم کرد و اولین چیزی که گفت این بود:«توشیعه ای؟»چشمتون روز بد نبینه!هنوز«آره» از دهنم در نیومده بود که شروع کرد:«واسه چی شماها می گید ]حضرت [علی باید به جای پیامبر مبعوث می شد؟…..

    پ ن

    باید خودتون کتاب را بخونید گام به گام و لحظه  به لحظه با خانم سفیر توی خوابگاه و در مباحثاتش با دوستان مسیحی، سنی و لائیک همراه باشیدتا تماشا کنید که چگونه از مسیحی آمریکای منتظر ظهور  می سازد و  یک سنی را علاقهمند به اهل بیت می کند!

    حتما این کتاب را تهیه کنید و بخونید و به دیگران هدیه بدهید. تبلیغ دین را یاد بگیرید.

     

     

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
    [پنجشنبه 1398-01-08] [ 11:58:00 ب.ظ ]

    سیزده بدر رهبری ...

    درختان مدرسه علمیه فاطمیه جلفا

    بهانه‏ اى براى با هم بودن‏
    در اين روز های غباری كه آسمان رنگ باخته و خاکستری شده است و ماشين و دود و سر و صدا همه جا هست، مردمان به‏ دنبال لحظه‏ اى براى آرامش و بهانه ‏اى براى ديدن همديگر و با هم بودن هستند.
    شايد سيزدهم نوروز، تنها يك بهانه است؛ بهانه ‏اى براى آشتى با طبيعت و به ياد زلالى آب، استوارى كوه، و چشم نوازى درخت از صبح زود، هر چند خانواده را مى‏ بينى كه به خارج شهر مى‏ روند. در آن‏جا، خانواده‏ ها با شور و نشاط و دسته دسته، در كنار آب و سبزه يا زير درختان بساط خود را مى‏ گسترانند. بچه‏ ها بازى مى‏ كنند، مادران مشغول پخت و پز مى‏ شوند و پدرها هم از همه جا صحبت مى‏ كنند و در يك كلام، همگى روز خوشى را پشت سر مى‏گذارند. در این خوشی ها بهار به طعم خدا را با تمام سلول‌های بدن خود می‌چشند.
    آموزش زندگی با طبیعت
    فرهنگ احترام به طبيعت را بايد از كودكى آموخت و در بزرگسالى به كوچكترها آموزش داد. «روز طبيعت»، فرصت بسيار مناسبى است تا اين درس بزرگ را به فرزندان آینده ساز بياموزيم. آن‏ها بايد بدانند كه طبيعت زيباى سرزمينمان ايران، خانه بزرگ تر همه ما به شمار مى ‏آيد و ضرر آسيب رساندن به درختان و سبزه زارها، ابتدا به خودمان برمى گردد.  همان گونه که مادران گلدانهای خانه را مراقبت می کنند،اگر كودكان ياد بگيرند كه درختان، ريه‏ هاى تنفسى زمين هستند و بدون آن‏ها، حيات روى زمين رو به نابودى رود، هيچ گاه به از بين رفتن طبيعت شگفت‏ انگيز كشورمان راضى نخواهند شد. كودكان امروز، پدران و مادران فرداى اين سرزمين‏ اند و با اين فرهنگ‏ سازى درست، مى ‏توان عشق به طبيعت را در دل آن‏ها كاشت.
    اگر این کار یک برنامه ای در این روز باشد که هر کسی با خود نهالی را به طبیعت ببرد و با دستان فرزندش در زمین بکارد و آب به پایش بریزد و تاریخ کاشت را به شاخه در خت آویزان کند تا سال آینده چقدر بزرگ خواهذ شد، در ذهن کودکش حفظ جنگل فطری خواهد گشت.
    طبيعت در كلام معصومان‏
    پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: «نخل را نسوزانيد و آن‏را در آب غرق نكنيد. درخت بارور را قطع ننموده و زراعت و كشاورزى را به آتش نكشيد؛ زيرا شما نمى ‌دانيد، شايد در آينده به آن نيازمند شويد.»
    حضرت على علیه السلام فرمود: «نگاه كردن به سبزه، موجب شادابى است».
    حضرت امام صادق علیه السلام فرمود: «زندگى با سه چيز خوش است: هواى پاك، آب فراوان و گوارا، و زمين آماده كشاورزى.»
    طبيعت در كلام مقام معظم رهبرى‏
    مقام معظم رهبرى، حضرت آيت‏ الله خامنه‏ اى، با اشاره به اين‏كه هر سال درختكارى مى‏‌كنند و به كاشت درخت پردازند، درباره اهميت درخت، اين سبزينه حيات مى ‏فرمايند: «درخت، مظهر حيات در طبيعتى است كه ما آن‏ را با نگاه عاميانه،بى‏ جان مى‏‌پنداريم». ايشان سپس ادامه مى‌‏دهند: «درخت و گياه، تاكنون تنها راهروهايى هستند كه انسان از طريق آن‏ها، توانسته به منابع عظيم و متنوع غذايى در زير خاك دسترسى پيدا كند…. اگر گياه نباشد، انسان نيست. اگر گياه نباشد، حيوان نيست. با توجه به چرخه پيچيده طبيعت و تأثير متقابل آب و هوا و خاك و درخت بر روى يكديگر، اگر گياه نباشد، هوا هم نيست. گياه، يك پايه اساسى وجود است».

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
    [دوشنبه 1398-01-05] [ 11:39:00 ق.ظ ]

    نحوست سیزده از کجاست ...

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
     [ 11:29:00 ق.ظ ]

    پیش بینی های رهبرم ...

     

     

    دشمن نمی فهمد رهبرم وقتی سخنی می گوید، حتما این سخن به منبع الهی متصل است. دشمن حق دارد نفهمد چون خداوند فرموده دشمنان تان را از احمق ها قرار داده ام.

    بیش از ۷ سال پیش بود که حضرت آیت‌اللّه خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنرانی خود در جمع معلمان  پیش‌بینی‌ای از آینده جوامع غربی ارائه دادند؛ شاید در همان زمان برخی در داخل و خارج نسبت به آن پیش بینی، خوش‌بین نبودند و یا آن را یک اشتباه می پنداشتند اما اکنون شرایط به گونه ای پیش رفته که آینده جوامع غربی بسیار تیره و تاریک جلوه می‌کند اما باز هم آنها در حال بزک کردن خود هستند.

    حضرت آیت الله خامنه‌ای در دیدار هزاران نفر از معلمان سراسر کشور در اردیبهشت سال 90 درباره آینده اروپا فرمودند: «فقط این نیست که در کشور‌های شمال آفریقا و منطقه‌ی غرب آسیا که امروز ما در آنجا قرار داریم، حرکات بیداری‌ای به وجود آمده باشد؛ این حرکت بیداری تا قلب اروپا خواهد رفت. آن روزی پیش خواهد آمد که همین ملت‌های اروپائی علیه سیاستمداران و زمامداران و قدرتمندانی که آن‌ها را یکسره تسلیم سیاست‌های فرهنگی و اقتصادی آمریکا و صهیونیسم کردند، قیام خواهند کرد. این بیداری، حتمی است. حرکت ملت ایران، امتداد و عمقش اینهاست».

    به همین علت خیلی خوشبین و مطمئن هستم ، که اگر خداوند توفیق بدهد و عمر ما را تا 20 سال دیگر افزایش دهد نابودی اسرائیل را خواهیم دید ان شاءالله

    رهبر معظم انقلاب اسلامی اخیرا در دیدار با آقای رمضان عبدالله رهبر جهاد اسلامی فلسطین و هیئت همراه ایشان باز هم پیشبینی خود مبنی بر عدم وجود رژیم صهیونیستی تا 25 سال آینده را تکرا کردند.

    ایشان در این دیدار در این مورد فرمودند: “رژیم صهیونیستی همچنان‌که قبلاً گفته‌ایم به شرط مبارزه‌ی همگانی و متحد فلسطینی‌ها و مسلمانان با صهیونیست‌ها در ۲۵ سال آینده وجود خارجی نخواهد داشت.”

     بی‌بی‌سی برای کم اهمیت جلوه دادن این سخنان ابتدا شرطی را که رهبری در این خصوص قائل شدند را غیر قابل دسترس می داند به همین دلیل این تاکید رهبری را که پیش از این هم در سال 94 تکرار شده بود را نوعی سخن تبلیغی بر می شمرد و اینگونه می نویسد: “شرطی که آیت الله خامنه ای برای تحقق این پیش بینی مشخص کرده، شاید چندان دور از دسترس به نظر برسد که بیان چنین وعده ای، صرفا نوعی بیان تبلیغاتی تلقی شود. به علاوه، امکان دارد تحلیل رهبر ایران به طور کلی این باشد که اسرائیل در نهایت نابود خواهد شد و ذکر زمان مشخص، تنها نوعی بیان کلی باشد.”

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
    [شنبه 1398-01-03] [ 09:54:00 ب.ظ ]

    بانوی کربلا ساز ...

     

     

    حضرت زینب«علیها سلام»بانوی بزرگوار بنی هاشم و دختر بزرگ امام علی «علیه السلام» است

    و پس از وفات حضرت فاطمه «سلام الله علیها»، اداره امور داخلی خانه با ایشان بود.

     

    امروزه در عرف ما، چنین زنی راکه چنین موقعیتی داشته باشد، بانوی اول می نامند.

    حال، حضرت زینب«علیها سلام»با چنین جایگاهی اسیر شده و همه خویشانش به شهادت رسیده اند.

    آیا احساس ضعف می کند؟ هرگز.

    موضوعات: تاریخ  لینک ثابت
    [جمعه 1398-01-02] [ 05:57:00 ب.ظ ]

    دختر فاطمه در اعلی علیین ...

    سال 1360قمری بانوی خسته از سفر چهل روزه که باندازه چهل سال نه به اندازه تمام قرون که نه به اندازه 1400اندی سال و بلکه تا قیامت قلب سوخته دارد.با لباس ژنده ولی استوار بدون شیون و با اعتدال، خطبه می خواند.

    با منطق و آرامش تمام با حمد و ستایش خداوند و شکر ثنای او و مدح  پیامبر و صلوات بر او اهل بیتش می فرستد .

    در خطبه، داستان را مختصر شرح می دهد و مردم را بر می انگیزد و آنان را به توبه و تاثر وا می دارد.

    با همه شرایط، هنگامی که سخنان حضرت زینب علیها سلام و یزید مقایسه می کنیم

    حضرت زینب علیها سلام در اعلی علیین می بینیم که با شخصی در اسفل سافلین سخن می گوید.:«اگر پیشامدهای ناگوار روزگار مرا به سخن

    گفتن با تو وا داشته، ولی در چشم من بی مقداری وسرزنشت بزرگ و ملامتت بسیار است..»

    (سفر شهادت ، در قلمرو و اندیشه امام موسی صدر، ص200.)

    موضوعات: تاریخ  لینک ثابت
     [ 05:56:00 ب.ظ ]

    بهار به طعم خدا ...

    بهار به طعم خدا

    خدایا با این همه مهربانی هایت بندگانت را می کشی!

    چگونه می توان از پس این همه خوبی ها بر آمد. یا مَنْ اَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ، وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ کُلِّ شَرٍّ، یا مَنْ یُعْطِى الْکَثیرَ بِالْقَلیلِ، یا مَنْ یُعْطى مَنْ سَئَلَهُ، یا مَنْ یُعْطى مَنْ لَمْ یَسْئَلْهُ وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ ، تحَنُّناً مِنْهُ وَ …پروردگارا چگونه از پس این همه توفیق کمر راست کنم، مهمانی ایام البیض و اعتکاف در خانه‌ات و تقارن میلاد فرزند کعبه با نوروز را چگونه می توانم سپاسگذار باشم!

    بارلها سفره‌ای گسترده ای در این بهار که پر از طعم خودت می باشد!

    تمام حس های پنج گانه‌ام با تمام وجود به فعالیت افتاده است، سرشار از لذت یاد خدا شده است.

    همه سلول هایم طعم خدا را می چشد، از شدت خوشی نمی دانم کدام خواسته هایم را در این احسن حال بخواهم.

    زبانم به لکنت افتاده است، شگفت زده هستم؛ که دیگر بار در این برهه زیبای هستی قرار خواهم گرفت!

    می خواهم دعا کنم، َیا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ، نمی دانم کدام احسن حال را بخواهم!

    نَفسَم درگیر خواهش ها و آرزوهاست، منیت هایم می خواهد در آن لحظه ای حساس فریبم دهد.

    اول آرزوهای خودت را بخواه؛ اما عقلم که در این روزها کمی چابک شده است، بامشت ستبرش نَفسم را به گوشه ای پرتاب می کند، آهسته درگوشم زمزمه می کند، اول ظهور حضرت یار را بطلب که اگر او پرده غیبت را پاره کند همه آرزوهای ابناء بشر که تو هم یکی از آنها هستی برآورده می شود.

     در کنارم مانند مربی مهربان می شمارد، پیروزی مردم مظلوم یمن  بخواه !

    سقوط مستکبرانی، چون آمریکای جهانخوار و اذناب حقیرش را؛ مثل صهیونیستها و سلاطین احمق عرب!

    سفارش کرد که طول عمر امام خامنه ای را بخواه که پرچم انقلاب را او به دست توانای صاحبش برساند. عقلم گفت: حواست به مسلمانان جهان هست، که برایشان آرزو کنی که هرچه زودتر با ولایت امیرالمومنین بیشتر آشنا گردند، و قلبشان با نور ولایت روشن گردد تا دست دشمنان داعش ساز  را از سرشان کوتا و نا امید کند.

    عقلم وقتی دید شاگرد خوبی هستم گفت: هدایت جوانان دنیا را بخواه! گفت یادت نرود برای کفار هم دعا کنی، که خداوند دلهایشان را به نور توحید منور کند.

    بعد بیادم آورد، برای ازدواج جوانان و تن به کار دادن پسران هم دعا کنم؛ تا این فرهنگ برهنگی به فرهنگ عفاف و حیا تبدیل گردد.

    عقلم گفت یادت نرود برای افزایش جمعیت دعا کنی تا مادران از تنبلی خارج شوند، برای فرزند دارشدن برنامه ریزی کنند.

    همینطور آرزوهایم را یک به یک به گوشم می خواند، که دیدم سجاده‌ام از قطرا ت اشک خیس شده است، با صدای توپ تحویل سال از مناره مسجد از دنیای آرزو های خوب خارج شدم..

    خدا را سپاس گفتم از اینکه توفیق بهاری به طعم خدا را به بندگانش چشاند، آرامشی در تک تک سلول هایم نفوذ کرد، و احساس کردم که همه دعاهایم مستجاب خواهد شد.

    بیقراری هایم تمام شده بود، بهاری به طعم خدا همه وجودم را سرشار.کرده بود؛ دوست داشتم از این طعم شیرین به هم بچشانم.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
    [چهارشنبه 1397-12-29] [ 12:59:00 ب.ظ ]

    چه کسی شیعه است ...

    به پیروان امیرالمومنین از کی شیعه گفتند؟.
    اولین کسانی که به این نام مفتخر شدند، و جزء ارکان اربعه شیعه قرار گرفتند؛ چهار شخصیت بزرگ هستند که نامشان در تاریخ تشیع ثبت گردید.
    این چهار شخصیت بزرگ، کسانی هستند که طبق فرمایش رسول خدا، بهشت مشتاق ورود آن ها است.
    حتما شما هم مشتاق هستید تا بدانید که این چهار بزرگوار چه کسانی هستند؟
    این ها کسانی هستن که در امر ولایت امیرالمومنین پایداری و دفاع جانانه از حقانیت وجود مقدس امیر المومنین در خیانت پلید سقیفه.کردند.
    و پیامبر اکرم در حق ایشان فرمود: علی جان انت وشیعتک هم المفلحون.
    این شخصیت ها که مفتخر به دریافت عنوان شیعه از زبان پیامبر شدند، حضرت سلمان فارسی، ابوذر غفاری، عمار یاسر، مقدادبن اسود بودند.
    بعد از رحلت پیامبر اعظم شیعیان دیگری هم بودند مانند حذیفه بن یمان معروف به صاحب سر رسول خدا، ابوالهیثم، عثمان بن حنیف و سهل بن الحنیف انصاری،حزیمه بن ثابت معروف به ذوالشهادتین هرچند که جایگاه رفیعی در پیروی از حضرت علی علیه السلام دارند ولی در رتبه دوم هستند.

    خدا یا ما چه رتبه ای داریم؟!

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
    [دوشنبه 1397-12-27] [ 02:43:00 ب.ظ ]

    عید نوروز از دیدگاه ائمه(ع) ...

    دعای هنگام تحویل سال یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول والاحوال حول حالنا ال احسن الحال

    ای دگرگون کننده قلبها و دیده ها! ای تدبیرگر شبها و روزها! ای متحول کننده سالها و حالتها! حالات ما را به نیکوترین حالات تبدیل نما!

    آداب دینی عید نوروز در روایات، اعمال و آداب مختلفی برای این روز بیان شده که خود حاکی از ارزش و اهمیت این روز دارد:

    ۱-طهارت و پاکیزگی این دستورالعمل شبیه آدابی است که در سایر اعیاد اسلامی رعایت می شود.قال الصادق علیه السلام «اذا کان یوم النیروز فاغتسل والبس انظف ثیابک و تطیب باطیب طیبک و تکون ذلک الیوم صائما»هرگاه نوروز فرا رسد غسل کرده و پاکیزه ترین لباسهایت را پوشیده و از معطرترین عطرهایت استفاده کن و آن روز را روزه بگیر.

    ۲- هدیه دادن از امیرالمؤمنین علی علیه السلام چنین نقل شده که فرمودند «اتی علی علیه السلام بهدیة النیروز فقال علیه السلام ما هذا؟ فقالوا یا امیرالمؤمنین الیوم النیروز! فقال علیه السلام اصنعوان کل یوم نیروزا»در روز نوروز هدیه ای برای امیرالمؤمنین علی علیه السلام آورده شد. حضرت فرمودند این هدیه چیست؟ آنان پاسخ دادند امیرالمؤمنین امروز نوروز است امام فرمودند: هر روز را برای ما نوروز کنید. در هدیه آنچه مهم است، ارتباط روحی و ایجاد محبت است نه مقدار و کیفیت … و در این زمینه نباید به تکلف افتاد.امام صادق علیه السلام در مورد اهمیت هدیه می فرماید: «تهادوا تحابوا فان الهدیة تذهب بالضغائن.»به یکدیگر هدیه دهید تا بین شما محبت ایجاد شود زیرا هدیه کینه ها را از بین می برد.

    ۳- پیامبر اکرم در مورد یاد و ذکر خدا در اعیاد چنین می فرماید: «زینوا اعیادکم بالتکبیر»اعیاد خود را با یاد و ذکر عظمت خدا زینت دهید.

    ۴- صله رحم و دیدار با دوستان در این روز ارتباط با بستگان و فامیل ار اعمال نیکو و شایسته است، در روایات، نتایج و آثار فراوانی برای صله رحم بیان شده است

    قال الباقر علیه السلام «صلة الارحام تزکی الاعمال و تنمی الاموال و تدفع البلوی و تنسی ء الاجل »ارتباط با خویشان، اعمال را پاکیزه می کند، دارائیها را افزایش می دهد و بلاهارا دور می کند و مرگ آدمی را به تاخیر می اندازد.اگر افرادی از بستگان قطع ارتباط کرده باشند، مناسب است انسان مؤمن در ایجاد ارتباط پیشقدم شده و به کینه توزیها و وسوسه های شیطان پشت پا بزند،

    رسول گرامی اسلام می فرماید: «صل من قطعک و احسن الی من اساء الیک و قل الحق و لو علیک »با آنکه با تو قطع ارتباط کرده، ارتباط ایجاد کن و آنکس که به تو بدی کرده به او نیکویی بنما و حق را گرچه به ضررت باشد اظهار کن.علاوه بر دیدار از فامیل، دیدار و زیارت برادران دینی ارزش بسیاری دارد، چنانکه در روایت آمده که زیارت برادر دینی، زیارت خداوند محسوب می شود.

    قال الصادق علیه السلام «من زار اخاه فی الله، قال الله عزوجل ایای زرت و ثوابک علی و لست ارضی لک ثوابا دون الجنة »هرگاه کسی برادرش را در راه خدادیدار کند، خداوند می فرماید: تو مرا زیارت کردی و پاداش تو بر من است و برای تو ثوابی کمتر از بهشت راضی نمی شوم.

    امام صادق(ع) به مُعلی فرمود: «در روز نوروز، پاکیزه‌ترین لباس خود را بپوش و با بهترین عطر خود را معطر نما و این روز را روزه بگیر و بعد از نوافل ظهر و عصر، چهاررکعت با دوسلام نماز بخوان».

    ادامه »

    موضوعات: فرهنگی, مباحث فرهنگی  لینک ثابت
     [ 11:32:00 ق.ظ ]

    تا مبناى احسن حال چه باشد؟ ...

     

    «يا مقلب القلوب و الابصار يا مدبر الليل و النهار يا محول الحول و الاحوال؛ حول حالنا الي احسن الحال»

    در آستانه سال نو، مهم‏ترين مسئله‏ اي كه معمولاً ذهن‌ها را به خود معطوف مي ‏سازد، نو شوندگي در ابعاد مختلف به‏ ويژه محيط زندگي و ادب و آداب آن است، چه آن‏كه آدمي مي‏‌خواهد به ‏لحاظ فردي و خانوادگي و فاميلي و حتي زندگي اجتماعي و سياسي لااقل از طبيعت كه با حيات دوباره ‏اش آغازي ديگر را براي ثمربخشي بيشتر تجربه مي‏كند، عقب نماند.

    بهار ۱۳۹8 از راه رسيد و مثل هميشه و هر ساله نويد شور و نشاط و شكوه و شكوفه مي‌‏دهد، طبيعت لباس نو بر تن و حياتي دوباره را آغاز مي ‏كند تا بدين‏وسيله سفره بركات و نعمت هاي الهي را براي اشرف مخلوقات يعني انسان بگستراند تا چه ميزان از انسان ها، عِباد شکور باشند و راه پاكي و سعادتمندي را پيشه كنند و چه ميزان كفران نعمت كرده و با معصيت و نافرماني، بي‏راهه حيرت و سرگرداني را اختيار نمايند. چه آن‏كه طبق كلام وحي: «فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَي‏هَا؛ قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّي‏هَا؛ وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّي‏هَا»؛ دو جهت بيشتر بر سر راه قوه اختيار انسان وجود ندارد، يا راه سعادت است و شكر كه نشانه ‏هاي آن صفات حسنه و نيك است و در مسير و سبك زندگي توأم با تقوي و پاكي متجلي می‏ گردد و يا بي‏راهه شقاوت و پستي كه صفات رذيله و ناپسند را همراه با سركشي و ذلت به نمايش مي‏گذارد. در حالت اول، هرچه هست، امنيت و آرامش و محبت و ايثار و گذشت و برادري و برابري و احترام و ادب و كرامت انساني است و در جهت دوم جز پلشتي و كِبر و پليدي و شهوت و فسق و اذيت و ظلم و… نيست.

    در نگاه نخست، مستضعفان و محرومان و ملتهاي مظلوم و قدس شريف مسأله اول جهان اسلام است و اما در نگاه دوم، اگرچه ۷ ميليون يمنی مظلوم غذايي براي خوردن نداشته و همزمان شكم‏بارگان رژيم سعودي با بيش از هزار و پانصد خدمه و همراه در پي خوش‏گذراني و عياشي در خارج از مرزهاي كشورشان اردو بزنند و يا ملت مظلوم بحرين، عراق، سوريه، فلسطين و… در آتش فتنه‏ هاي شوم آمريكايي انگليسي دست و پا بزنند، فرقي نمي‏‌كند چراكه در اين نوع نگاه، عاطفه و شرافت انساني به مسلخ برده شده و لگدمال گرديده است.

    ايام تحويل سال و آغاز بهاري ديگر، بهانه ‏اي است تا به‏ خود آمده و پلشتي‏‌هاي اخلاقي و رفتاري را از صحن جانمان بيرون رانده و جان تازه‏اي به روح و قلبمان ببخشيم كه البته مبناي سيره و زندگي بزرگان نيز همواره همين بوده است. هنر آن نيست كه تحت هر شرايطي، همواره بر اخلاق زشت و مواضع غلطمان پاي بفشاريم بلكه هنر آن است كه در مسير رشد و تعالي و كمال، با استعانت از خداي متعال در جهت اصلاح و هدايت نفس خويش گام برداشته و هر لحظه و آنی نو شوندگي و آرامش درون را تجربه كنيم.

    در اين مجال ضمن تبريك سال نو، هديه‏ اي به رسم يادگار از مرحوم آيت‏‌الله سيدعلي قاضي طباطبايي استاد اخلاق بسياري از بزرگان عرصه ادب و عرفان، كه حديثی قدسي است (به نقل از تذكرة المتقين، ص ۲۲۳) تقديم مي‏ نماييم كه به‏ حق نقشه راه و مبناي مباركي است براي سبك زندگي انساني و سعادتمندانه: از نبي مكرم اسلام(صلي‏ الله  ‏عليه‏ وآله) نقل است كه فرمودند:

    «قال الله تبارك و تعالي:

    أكْثِرْ مِنَ الزّادِ، فَإِنَّ الطَّريقَ بَعيدٌ بَعيدٌ.

    وَ جَدِّدِ السَّفيْنَةَ، فَإِنَّ الْبَحْرَ عَميقٌ عميقٌ.

    وَخَفِّفِ الْحَمْلَ، فَإِنَّ الصِّراطَ دَقيقٌ دَقيقٌ.

    وَأخْلِصِ الْعَمَلَ، فَإِنَّ النّاقِدَ بَصيرٌ بَصيرٌ.

    وَأخِّرْ نَوْمَكَ إِلَي الْقَبْرِ.

    وَفَخْرَكَ إِلَي الْميْزانِ.

    وَشَهْوَتَكَ إِلَي الْجَنَّةِ.

    وَراحَتَكَ إِلَي الاَّْخِرَةِ.

    وَلَذَّتَكَ إِلَي الْحُورِ العينِ.

    وَكُنْ لي ، أكُنْ لَكَ.

    وَتَقَرَّبْ إِلَيَّ بِاسْتِهانَةِ الدُّنْيا.

    وَتَبَعَّدْ عَنِ النّارِ لِبُغْضِ الْفُجّارِ وَحُبِّ الاَْبْرارِ.

    فَإِنَّ الله لايُضيعُ أجْرَ الْمُحْسِنينَ.»

    «اي پسر آدم! توشه ‏ات را زياد كن كه راه دور است دور، و كشتي‏ات را تازه و نو كن كه دريا ژرف است ژرف، و بارت را سبك ساز كه جاده باريك است باريك، و كردارت را خالص گردان كه سنجشگر بيناست بينا، و خوابت را براي وقت مرگت و فخر و باليدنت را براي هنگام سنجش اعمال بگذار و خواهش نفساني‏ات را براي بهشت و آسايشت را براي آخرت و لذتت را براي حورالعين واگذار، و تو براي من باش تا من براي تو باشم و با حقير و پست شمردن دنيا به من نزديك شو و به‏وسيله دشمني با نابكاران و دوستي با نيكان، از آتش دوزخ دور شو زيرا كه خداوند پاداش نيكوكاران را ضايع نمي‏كند.»

    برداشت از فرهنگی جمعه

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
     [ 11:23:00 ق.ظ ]

    حال خوب در سال 98 ...

    حال  خوب
    حال خوب
    چگونه حالمان خوب شود؟!
    در سال جدید برای حال خوب جامعه چه تصمیمی گرفته ایم؟!
    آیا ایده جدیدی دارید؟!

    آیا در دعای تحویل سال برای احسن الحال چه گزینه هایی از نظر گذراندید؟!


    حال هرکسی زمانی خوب می شود که تلاش کند حال همسایه دیوار به دیوارش خوب باشد!

    حال خوب فقط به فقر مادی نیست، بلکه فقر فرهنگی سخت ترین فقر است و تاثیر زیادی در رفتار انسان دارد!

    اگر فقر فرهنگی مردم اصلاح شود، چه بسا فقر مالی هم در سایه اصلاح فرهنگ جامعه رشد کند!

    وقتی مردم گرفتار فقر فرهنگی هستند، چشمشان را به غرب می دوزند؛ آنچه خود دارند از بیگانه می طلبند.گرفتار اسراف و خرید اضافه و تجمل گرایی می گردند. این کار انسان را بسوی فقر مادی می برد.

    حال هرکس به خوبی حال فامیل و مردم شهر بستگی دارد!

    ما وقتی حالمان خوب می شود که سایه جنگ از سر مردم یمن برداشته شود!

    حالمان زمانی خوب می شود که مردم سوریه در رفاه و آسایش باشند!

    حالمان زمانی خوب می شود که دشمنان از شکست دادن ما نا امید شوند!

    زمانی نا امید می شوند که بازار کالای ایرانی پر رونق باشد!

    کارگر ایرانی از صبح تا غروب در کارخانه مشغول باشد!

    همسرش منتظر دست پر شوهر خسته از کار روزانه به خانه بیاید!

    حالمان زمانی خوب می شود که مرغ همسایه را غاز نبینیم!

    تا همگی باهم پایان یک روز خوب را زیر سقف مهربانی و امید جشن بگیرند!

    تلاش کنیم تا فرهنگ جامعه رو به احسن حال برود!

    فرهنگی پیشرو و خلاق شایسته امت آخر الزمان!

    پس تلاش کنیم که حال همه خوب باشد !

    کی می خواهیم به سفارش معصومین عمل کنیم؟!

    فرموده اند : هرآرزوی خوبی برای خود داری برای دیگران هم بخواه!

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
     [ 10:53:00 ق.ظ ]

    امام جواد جوان ترین امام ...


    زندگینامه امام نهم (ع )
    آن حضرت در ۱۰ رجب المرجب و به روایتى در ۱۹ رمضان المبارک سال ۱۹۵ هجری قمری در مدینه منوره به دنیا آمد.
    پدر بزرگوارشان حضرت امام علی ابن موسی الرضا (علیه آلاف تحیه و الثناء) و مادر گرامیشان بانویى پرهیزکار به نام سبیکه می‎باشد که امام رضا (ع) وى را خیزران نامید.
    سبیکه از اهالى نوبه در سرزمین مصر و از خاندان قبطیه همسر رسول خدا (ص) بود.
    امام نهم شیعیان (ع) مانند جده اش فاطمه زهرا (س)، زندگانی کوتاه و عمری سراسر رنج و مظلومیت داشت و نهایتاً در آخر ماه ذی‎القعده سال ۲۲۰ هجری قمری در سن ۲۵ سالگی به شهادت رسید، مرقد شریف آن حضرت (ع) در کاظمین در جوار مرقد مطهر جد بزرگوارشان حضرت امام موسی کاظم (ع) قرار دارد.
    امام محمد تقی (ع) همچنین به باب الحوائج شهرت دارد.
    جواد (بخشنده) و تقی (پرهیزگار) مشهورترین القاب آن حضرت (ع)، و رضی و متقی از دیگر القاب ایشان است.
    امام جواد (ع) هنگام شهادت جانگداز پدر ارجمندش حضرت امام رضا (ع) در اواخر ماه صفر سال ۲۰۳ هجری قمری، ۸ ساله بود که مقام امامت به ایشان انتقال یافت.
    دوران ۱۷ ساله امامت حضرت جوادالائمه (ع) با حکومت مأمون و معتصم خلفای جنایتکار عباسی، همزمان بود.
    یکی از همسران امام جواد (ع) ام الفضل دختر مأمون عباسی بود که از وی فرزندی نداشت.
    زوجه دیگر آن حضرت (ع) هم سمانه مغربیه و مشهور به ام ولد بود.
    حضرت جوادالائمه (ع) دارای ۴ فرزند پسر و ۴ دختر به اسامی حضرت ابوالحسن امام علی النقی الهادی (ع) امام دهم شیعیان، ابواحمد موسی مبرقع، ابواحمد حسین، ابوموسی عمران، فاطمه، خدیجه، ام کلثوم و حکیمه(امین امام عسکری وشاهد ولادت امام زمان علیهم السلام، می‌باشد.
    هنگامی که امام رضا (ع) در سال ۲۰۰ هجری قمرى، به دعوت و اجبار مأمون عباسى از مدینه به طوس (خراسان) رفت، فرزند خردسالش امام جواد (ع) که شش سال بیشتر نداشت و مانند دیگر افراد خانواده آن حضرت (ع) در مدینه ماند، جانشین ایشان در این شهر بود. حضرت ثامن الحجج (ع) در این سفر، هیچ یک از اعضای خانواده خود را به همراه نبرد و در آنجا تنها زندگی می‌کرد.
    امام جواد (ع) تنها برای غسل و اقامه نماز بر پیکر نورانی پدر در طوس حضور یافت.
    البته در برخی اسناد تاریخی هم آمده است که امام جواد (ع) علاوه بر این، در سال ۲۰۲ هجری قمری نیز برای دیدار پدر بزرگوار خود در زمانی که ولیعهد مأمون بودند، به طوس (مرو) رفت و سپس به مدینه بازگشت.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
    [یکشنبه 1397-12-26] [ 07:48:00 ب.ظ ]

    در عالم ذر چه کردم ...

    عالم ذر

    بارلها از احوالاتم می فهمم در زمان« الست» از اولی ها نبوده‌ام، تا در گروه اصحاب یمین باشم؛ خدا کند از گروهی نباشم که به ‌اجبار از آتش عبور کرده‌ باشم  و در صف اصحاب شمال باشم.

    عالم ذر یکی از عوالمی است که همه باید طی کنیم تا به عالم مثال شبیه عالم دنیاست برسیم.

     در چهارماه ده روزگی روح به انسان دمیده می شود قبل از آمدن همه خلایق به دنیا خداوند از ذریه آدم اقرار گرفت  که من پروردگار شما هستم؟

     عالم ذر قبل از عالم دنیا است زمانی که همه ارواح از ابتدا تا قیامت در عالم عقول بوده‌اند بعد از تنزل به عالم مثال وارد شده اند، در عالم مثال عوالم بسیاری وجود دارد  که عالم ذر هم یکی از آن عوالم است .در عالم ذر خداوند از مخلوقاتش به سه چیز اقرار می گیرد،

     اول اقرار از ربوبیت خودش که من پروردگار شما هستم،

    دو م  اقرار به نبوت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله.

     سوم اقرار به ولایت ائمه علیهم السلام بوده است.

    اتفاقی مهمی که در عالم ذر افتاد، هر کسی  که زودتر اقرار کرد؛ به بهترین جایگاه رسید.خداوند پرسید آیا من پروردگار شما هستم؟ شاگرد اولی ها گوی سبقت را ربودند، زودتر پاسخ دادند که «بلی» تو رب و الله هستی.

    یک عده دیرتر پاسخ دادند، و یک عده از غافلان و مشروطی ها اصلا پاسخ ندادند.

     و بعد برای آزمایش اقرار، خداوند آتشی افروخت و دستور داد تا همه وارد شوند و باز همان‌هایی که اول پاسخ داده بودند، زودتر وارد آتش شدند و عده ای که دیر تر پاسخ داده بودند، دیرتر وارد آتش شدند.ارواح براساس انتخابشان، مرتبه آن‌ها در دنیا مشخص شد. سرانجام آن‌هایی که پاسخ نداده بودند بالاجبار وارد آتش شدند. اولی ها نامشان شد اصحاب یمین و آن به زور وارد آتش شدند اصحاب شمال.

    از امام معصوم پرسیدند چگونه پیامبر انتخاب شد؟ فرمود:اولین کسی که به ربوبیت خداوند اقرار کرد و پاسخ داد پیامبر صلی الله علیه و آله بود برای همین می شود سید الانبیا و واسطه فیض الهی.

     خدای حکیم می خواهد انسان‌ها را بیاورد به دنیا بعضی را در امت موسی  قرار دهد و بعضی را در امت‌های دیگر.چون کارش حکیمانه است بنابراین درعالم ذر، با کمترین شباهت مانند آزمون سراسری  امتحان گرفت تا جای اعتراضی نباشد. همانگونه که افراد درکنکور شرکت می کند و هر کسی بر اساس رتبه اش وارد دانشگاه های گوناگون می شود. حالا ممکن است کسی با رتبه بالایی به یک دانشگاه با اساتید قوی وارد شود ولی قرار نیست این دانشجو تلاش نکند و فکر کند که من در دانشگاه مهمی قبول شده ام لازم نیست تلاش کنم ؛ شاید چنین کسی در نهایت با تنبلی از دانشگاه اخراج شود. عالم ذر هم مانند کنکور است.همین طور یک دانشجو با رتبه کم در یک دانشگاه ضعیف و دور افتاده قبول شود اما با تلاش خود بتواند قله‌های علمی را طی کند.

     بر همین اساس ممکن است کسی در عالم ذر دیر پاسخ داده باشد و یا بزور وارد آتش شده باشد اما در دنیا در خانواده موفقی قرار بگیرد و توفیق یارش شود و خود را به رتبه اصحاب یمین برساند.

    انسان وقتی وارد دنیا می شود، تازه در دنیا تلاش انسانها شروع می شود؛ «الدنیا مزرعه الاخره» تا رتبه خودشان را بالا ببرند. این هم به معنای جبر نیست.

    ممکن است یک نفر در عالم ذر زود بلی گفته است و در خانواده شیعی هم باشد ولی راه انحرافی را انتخاب کند و آن دیگری پیامبر زاده باشد، و آن دیگری در خانواده پستی باشد ولی خودش با تلاش راه هدایت را انتخاب کند.ممکن است در آن عالم ذر به موقع جواب نداده است ولی در دنیا در خانواده و محیط مساعد قرار گرفته باشد و پیشرفت کند.

    خدا کند بتوانیم به اصحاب یمین نزدیک شویم.

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
     [ 02:07:00 ب.ظ ]

    چهارشنبه های زهرایی ...

    خانمهای محجبه
    قرار بر این شده خانمهای بدحجاب به شما گل بدهند!؟!؟!؟
    با دقت تا آخر بخوانید…..‌.‌

    جنبش چهارشنبه های سفید با هدف تحقیر حکم اسلامی حجاب ایجاد شده است. در این طرح مقرر شده خانم ها و آقایانی که با حجاب مخالفند با شال و لباس سفید به علامت اعتراض به حجاب به خیابان ها بیایند. این طرح ادامه طرح آزادی های یواشکی زنان ایران است که بعد از مشخص شدن سرمنشا آن که رژیم صهیونیستی بود ،تغییر شکل داده است. در این طرح خانم های بدحجاب با شالی سفید و در حالی که شاخه گل سفیدی در دست دارند به خانم های محجبه گل هدیه میدهند. و سعی می کنندآ نها را به چالش بکشانند و از عکس العملشان فیلم و عکس می گیرند.
    لذا:
    ۱- از پذیرش گل خودداری کنید.
    ۲- هر واکنش منفی در برخورد با این افراد از سوی گردانندگان اصلی طرح ،تجزیه تحلیل شده و در رسانه های صهیونیستی استفاده می شود،و از سویی موجب کدورت و دو دستگی و تفرقه بین هموطنان می شود، لذا از هر نوع برخورد تند و غیرمحترمانه اجتناب نموده و باکمال عطوفت و مهربانی و تبسم ،هدیه انها را نپذیرید.
    ۳-با گفتن جملات کوتاه مثل جملات زیر از کنار آ نها عبور کنید.
    بهشت حجابم را به شاخه گلی نمی فروشم.
    نگاه شهیدان از شاخه گل برایم اهمیت بیشتری دارد.
    گنج حجابم با ارزش تر از شاخه گل سفید است…
    ۴- اصلا و به هیچ وجه با طرف مقابل وارد بحث نشوید،آنها میخواهند که شما را به بحث و مجادله کشانده و با فیلمی که از شما گرفته می شود نتیجه خود را بگیرند،هدیه را با لبخند قبول نکنید،جمله ای را بگویید و رد شوید.

    توجه توجه :
    “طرح چهارشنبه های زهرایی

    نذرفرهنگی وتوزیع رایگان و صلواتی کتاب بسیار موثر “مهدیه و لباسهای سخنگو “
    اولین کتاب داستانی پیرامون چرایی حجاب ویژه دختربچه‌ها این مادران فردای کشور
    در روزهای چهارشنبه در مکانهای شلوغ و پرتردد
    جهت تهیه ونذرفرهنگی کتاب موثر مهدیه ولباسهای سخنگو وهمکاری و اجرای طرح چهارشنبه های زهرایی در شهرخودتان کلمه مقدس یازهرا را به آی دی

    ارسال با با تلفن ۰۹۱۲۵۲۱۸۵۷۰از ساعت ۱۰الی۱۳تماس حاصل فرمائیدوالسلام جبهه فرهنگی خودجوش محجبه ها

    (لطفا در گروهها ودوستان ومدیران کانالها و تمام فعالین فرهنگی به اشتراک بگذارید اجرتان با حضرت زهرا سلام الله علیها)

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
    [جمعه 1397-12-24] [ 10:19:00 ق.ظ ]

    بهشت مادرانه یا فضای مجازی ...

                                                     

    فرزندی که از همان ابتدای کودکی، هنوز دست چپ و راست خود را نمی شناسد؛ به جای اینکه با قصه های گنجشگ کوچولو و بزبزقندی آشنا می شود؛ ناخواسته با گوشی موبایل مامان و بابا انس می گیرد.بنابراین هرگز از قصه هایی که می تواند شخصیت کودک  را رشد دهد لذت نمی برد.
    خصوصا که بازی های هالیوودی هم داشته باشد.
    تربیت امروزی ما برای کودکان یا تلوزیون است یا گوشی موبایل، یعنی فضای مجازی .
    بعد از مدتی کودک را به مهد کودک می سپاریم، آنجا هم که از تشعشعات سند 2030 بهرمند می گردد.
    وقتی به مدرسه رفت یک نفس راحتی می کشیم که تربیت را به معلمان مدرسه واگذار کرده ایم.
    حالا که فرزندمان به سن بلوغ رسیده است و رفتارش اصلا شبیه پدر و مادرش نیست، فریاد وانفسا سر می دهیم، که وای براین مسؤلین؛ ببینید فرزندم را به چه روزی انداخته اند.

    وقتی خودت برای تربیت فرزندت وقت نگذاشتی از مسئولین چه توقعی داری؟هرچند مسئولین هم در جامعه سازی و پاکی فرهنگ بسیار  موثر هستند.
    باید گفت: مادر عزیز، گِل خام کودک دست خودت بود. البته برای راحتی خودت، برای اینکه زحمت نکشی یک قصه را ده بار بیست بار تکرار کنی؛ دلبندت را با گوشی موبایل به کوچه های پر پیچ وخم فضای مجازی هدایت کردی.
    کودکان قصه را بسیار دوست دارند، مادر زرنگ می تواند خواسته های خود را در قصه  بگنجاند و به کودک القا کند که باید چگونه رفتاری داشته باشد.
    مثلا برای تحریک غذا خوردن، داستان گنجشک کوچولویی که غذا نخورد و مریض شد، و نتوانست با دوستانش بازی کند. این قصه ها سبب رشد فکری کودک می شود و کودک خودش تصویر سازی می کند. اما وقتی از تلویزیون یا گوشی بازی را تماشا می کند دیگر قدرت تصویر سازی او فعال نمی شود.
    اینگونه ذهن کودکان به رکود کشیده می شود. کاش فقط رکود فکری بود؛ آسیب های جسمی روانی و انحرافی مهمترین بخش تربیت فضای مجازی است.

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
    [پنجشنبه 1397-12-23] [ 06:23:00 ب.ظ ]

    توقع فرج در نوروز ...

    نوروز

    ظرفیت‏هاى دینى و ملى نوروز
    در جامعه اسلامى
    •ازجمله عوامل شكل دهنده فرهنگ هر ملتى، آداب و رسوم اجتماعى و باورهایى است كه به ‏صورت رفتارهاى اجتماعى و سنت‏ها پذیرفته شده و و مولفه‏هاى فرهنگ ساز هرجامعه ‏اى را شكل مى‏دهند.
    این مولفه‏ ها ریشه در اعتقادات دینى، قومیتى، سرزمینى و آداب و رسوم اجتماعى هر قوم و ملیتى خاص دارند كه در اثر تعمیم رفتار به شكل باورها و آداب و رسوم فرهنگى نمایان مى‏ شوند. این آداب و رسوم به‏ دلیل ثمرات و نتایج اجتماعى، خانوادگى و فردى مثبت و ثمربخشى كه به همراه دارند، همواره از سوى افراد هرجامعه نكو داشته مى‏ شوند. ازجمله آداب و رسوم فرهنگ ایرانى توجه به نو شدن سال جدید و آغاز بهار طبیعت است كه از دیرباز در فرهنگ باستانى ایران به آن توجه شده و به ‏عنوان «عیدنوروز» جشن گرفته مى‏شود و با آداب و رسوم خاصى همچون تمیز كردن خانه، دید و بازدید از اقوام و خویشاوندان، رفتن به دامن طبیعت و توجه به حفظ و نگهدارى آن و مسائلى از قبیل همراه است.
    پس از ورود دین مبین اسلام به سرزمین ایران، از آن‏جا كه دین اسلام همواره در جهت تعالى بخشى و هدفمند نمودن باورها و اعتقادات فرهنگى و اجتماعى بوده است، به آداب و رسوم فرهنگ ایرانى كه از ثمرات دینى و منافع معنوى نیز برخوردار بود، نیز توجه نموده و ضمن زدودن باورهاى نادرستى كه از پشتوانه عقلى و دینى برخوردار نبودند، به تحسین باورها و آداب و رسوم شایسته و ثمربخش توجه كرده و حتى آن‏ها را تحسین كردند. این باورها و نتایج ثمربخش، موضوعاتى است كه مى‏توان با توجه به آموزه‏هاى اسلامى بدان نظر داشته و به ارتقاء آن در جامعه اسلامى و بهره‏بردارى از فواید آن براى جامعه و نظام اسلامى اقدام نمود. چنان‏كه مقام معظم رهبرى به این ثمرات مهم توجه داشته و دلیل تداوم و ماندگارى این جشن باستانى در جامعه اسلامى ایران را استفاده از آن براى «معرفت، دین، معنویت، اخلاق اسلامى و نزدیكى به خدا» معرفى مى فرمایند.
    V توجه به ابعاد معرفت بخش و معنوى نوروز با تامل در جلوه‏ هاى آفرینش‏
    واقعه ‏اى كه بهانه عید قراردادن نوروز از ابتدا بوده است، نوشدن طبیعت همراه با آغاز فصل بهار و دگرگونى جهان طبیعت و رویش و نوزایش آن است؛ مسأله‏ اى كه نشان از قدرت بى‏ منتهاى خالق هستى در خلق موجودات و اشاره به حیات دوباره آن‏ها پس از نابودى است. نشانه‏اى عینى از واقعه ‏اى كه در عالم معاد باید براى انسان به ‏صورت حتمى رخ دهد و انسان بعد از ممات در عرصه عالم آخرت، حیاتى دوباره اما ابدى و لایزال را كسب كند. اما مسأله معاد، موضوعى است كه انسان همواره به‏ دلیل قرارگرفتن در عالم مادیات دنیایى، همواره از آن غفلت كرده و توجه نمى‏ كند و به‏ همین‏ دلیل نیز دچار ابتلائات دنیایى مى‏ شود.
    اما توجه به این جلوه از عالم طبیعت این ثمره را به همراه دارد كه انسان را به تفكر در عالم هستى و مبدا و معاد وادار مى‏ كند و اگر انسان جویاى حقیقت باشد، با فطرت خداشناسانه خود راه درست و صراط مستقیم را مى‏ پیماید. این همان نشانه ‏اى است كه در قرآن بدان توجه داده شده و بهترین شاهد عینى بر اثبات برهان خداشناسانه «نظم» در عالم خلقت است. چراكه گردش فصول طبیعت و آمدن منظم روزها و شب‏ها پس از دیگرى و جلوه ‏هاى زیباى آن، همگى نشان از خالقى حكیم و قادرى متعال دارد. خداوند در قرآن به این نشانه ‏هاى زیباى آفرینش اشاره نموده و آن‏را نشانه ‏اى از وجود خود عنوان مى‏كند: «وجعلنا اللیل والنهار ءایتین فمحونآ ءایة اللیل وجعلنآ ءایة النهار مبصرة… ولتعلموا عدد السنین والحساب وكل شى ء فصلنه تفصیلا؛ ما شب و روز را دو نشانه توحید و عظمت خود قرار دادیم سپس نشانه شب را محو كرده، و نشانه روز را روشنى بخش ساختیم تا (در پرتو آن،) فضل پروردگارتان را بطلبید (و به تلاش زندگى برخیزید)، و عدد سال‏ها و حساب را بدانید و هر چیزى را به‏ طور مشخص و آشكار، بیان كردیم.» (اسرا/۱۲) به ‏همین‏ دلیل تمامى آفرینش نشانه ‏اى از خلقت خداوند براى كسانى است كه تامل و ادراك حقیقت را داشته باشند: «ان فى خلق السموت والارض واختلف الیل والنهار لایت لاولى الالبب» (آل عمران/۱۹۰)
    به ‏همین‏ دلیل نوروز كه با سفر و گشت و گزار در عالم طبیعت همراه است، بهترین فرصت براى تامل در آیات و نشانه‏ هاى خلقت است تا در وجود انسان «تحول» به بهترین حالات و احوال كه همان خداشناسى و خودشناسى و معادشناسى است، تحقق یابد و حركتى به‏ سوى تعالى معنوى و روحى را فراهم سازد و به حقیقت دعاى آغاز سال نو، اجابت گردد كه از خداوند متعال مى‏خواهیم «حول حالنا الى احسن الحال.»
    تحولى كه به فرموده مقام معظم رهبرى لازمه هر حركت بزرگى است و «انسان اگر بخواهد در وضعیت جامعه خود، كشور خود و زندگى خود، تحوّل ایجاد كند، باید این تحوّل را در خود آغاز كند - تحوّل اخلاقى، تحوّل درونى، رفتن به‏ سوى صفا و انسانیت، عبودیت پروردگار و تسلیم در مقابل اراده خداوند عالم و آفریننده هستى - كه این تحوّل، سعادت انسان‏ها را متضمّن است.»
    در روایتى كه صریحاً به كلمه «نوروز» اشاره شده است این منظور یعنى جنبه معرفت بخشى و تحول آفرینى آن با اشاره به وقایع خاص و تأثیرگذارى كه در آن روز رخ داده و در سرنوشت عالم اثرگذار است، اشاره شده است تا مومنان به این روز با دید بصیرت و معرفت نگاه كنند.
    معلّى بن خنیس نقل مى‏كند كه در نوروز نزد امام صادق(ع) بودم، فرمود: «امروز را مى‏شناسى؟ گفتم روزى است كه ایرانى‏ها بزرگش دارند و به هم هدیه دهند. فرمود: به كعبه‏اى كه در مكه است، این شیوه براى امرى است دیرین كه تفسیرش كنم برایت تا بفهمى… فرمود: در نوروز بود كه خدا از بنده‏ هایش پیمان گرفت او را بپرستند و شریك با او نیاورند، نوروز همان روزى است كه پیغمبر(ص) براى امیرالمؤمنین(ع) در غدیر خم بیعت گرفت و اقرار به ولایت او كردند، و خوشا بر آن‏كه بدان ثابت ماند، واى بر آن‏كه آن‏را بشكند، و روزى است كه رسول خدا(ص) على(ع) را به وادى جن فرستاد تا از آن‏ها پیمان ستد، و روزى است كه به اهل نهروان پیروز شد و ذو الثدیة را كشت، و روزى است كه قائم ما خاندان ظهور كند با كارگزاران و خدایش به دجّال پیروز گرداند و او را بر كناسه كوفه بدار زند، هیچ نوروزى نیاید جز آن‏كه ما در آن توقع فرج داریم، زیرا آن از روزهاى ما است كه ایرانیان آن‏را نگه داشتند و شما آن‏را گم كردید.» (ر. ك: آسمان و جهان، ترجمه كتاب السماء و العالم بحار، ج‏۳، ص‏۱۰۲)

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
     [ 10:05:00 ق.ظ ]

    نباید های طلبگی و زاویه های انحرافی ...

    یک طلبه ساده دل با زاویه کم انحراف، تبدیل می‌شود به یک طعمه برای شیاطین انس و جن. زاویه انحرافی با چاشنی کینه و انتقام از تذکر اخلاقی مدیر، چماقی می گردد برای له کردن همکارجدید یا مدیر جدید که بخواهند او را از پستش خارج کنند.
    در این هنگامه وساوس شیطانی، شیاطین کمکی هم از راه میانبر به سر قرار می رسند؛ بدون هیچ هزینه خواهی، فقط برای برهم زدن آرامش میان طلاب تا نتوانند با آرامش پله های علم و معنویت را طی کنند.
    خداوند می فرماید: الفتنة اشد من القتل، فساد فتنه شدید تر از قتل است.
    در این معرکه حیله ها و بازار مکاره که از هرسو، سیبل هجمه ها می شوی، هجوم طلاب فریب خورده، فشار از مرکز و استان که باید جواب همه را یک تنه بدهی؛ تا آب سردی باشی بر روی آتش شعله ور جهالت افراد معدود غافل از دوربین خداوند.
    در حالیکه او همیشه در کمین گاه غفلت زدگان فتنه گر است إِنَّ رَبَّک لَبِالْمِرْصَادِ.
    خصوصا وقتی که به شهدا متوصل می شوی، و چنگ به دامان پاک شان می زنی؛ به مادرگمنام شان حضرت زهرا علیها سلام قسم می دهی، می گویی اگر شماها اکنون با جسمتان حضور داشتید، حتما یاور حوزه بودید.
    در کمترین زمان فرماندهی را به عهده می گیرند درست مثل زمان دفاع مقدس، چنان رمز گشایی می کنند که اصلا باورت نمی شود.
    از مکر و فتنه کسانی پرده برمی دارد که هرگز در مخیله ات هم نمی گنجید که بوسیله آنها پروژه فتنه اداره می شد.
    فتنه گر بی اختیار انگشتش برای شماره گرفتن، شماره موسس را می گیرد بدون حرف و سخنی، تیر های مکر و حیله اشرا ابراز می کند.
    نقشه لو می رود، لانه زنبور مهاجم کشف می شود؛ فتنه گر ها یکی یکی برای اعتراف زبان می گشایند و فتنه گر رسوا می شود.
    اینجاست که دود به چشم طلبه زاویه دار می رود و از خانه ای که متعلق به نام حضرت فاطمه سلام الله علیها است طرد می گردد.

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
    [چهارشنبه 1397-12-22] [ 04:40:00 ب.ظ ]

    مادری با بهشتی پر برکت ...

    وقتی با طلاب جوانی که از انباشت کار های منزل و فرزند داری و دروس مانده شکایت دارند ، تعجب می کنم.
    و سخنانشان را نمی توانم درک کنم.
    چون درس هایم را در کنار فرزند داری و کارهای منزل انجام داده ام بدون اینکه حقی از کودکانم ضایع گردد.
    با توجه به سختی کارهای منزل و بچه داری که در دهه 60- 70 وجود داشت. از پوشک خبری نبود؛ هر شب باید تشتی از کهنه بچه را با دست می شستم، ظروف از صبح تا شب هم باید شسته می شد و  همین طور لباسهای چرک، آنهم ساعت 12 شب که آب لوله کشی جاری می شد.
    رخت و لباس را توی تشت می ریختم و روی آنها با پاها لگد کوب می کردم.
    دروس را هم به علت هجرت از قم غیر حضوری می خواندم.
    هنگام خواندن و نوشتن اجبارا بر روی شکم دراز می کشیدم و فرزندم روی کمرم استراحت می کرد، یعنی گهوار اش بودم، این برنامه همینطور ادامه داشت تا آخرین فرزند.
    هنگام نماز ایستاده در آغوشم بود و در رکوع باهم بودیم و در سجده کنارم ولو می شد.
    هر هفته برای دیدار از خانواده شوهر از شهر به روستا هم سفر می‌کردیم، یعنی سفرها هم همچنان پا برجا بود.

    مهمانی دادن هایم که کمترین تعدادش 30 نفر می شد.

    همه هفته ها در نماز جمعه بودیم و در برنامه های اجتماعی حضوری پر رونق داشتم.
    درس بچه های بزرگتر را هم باید آموزش می دادم، هیچ وقت بچه ها را بدون صبحانه به مدرسه نفرستادم.
    وقتی ظهر از مدرسه می رسیدند بوی غذای های سنتی اشتهایشان را برای خوردن غذا چند برابر می کرد.
    برای اشتغالات درسی هرگز از وقت کودکان و همسر داری کم نگذاشتم، فرصت هایم برکت داشت، و هر کاری به وقت خودش انجام می شد.
    حتی موقع درد زایمان، بعد از آرامش چند دقیقه ای کتاب را مطالعه می کردم، که مادرم شگفت زده می‌پرسید یعنی اینقدر واجب است که با این وضع درس بخوانی.
    همیشه لباس و مانتوی مدرسه بچه ها را خودم می دوختم، حتی از غبای فرسوده همسر برای پسرم شلوار بیرون می دوختم.
    لباس مردانه شوهر را هم خودم می دوختم.بعضی اوقات دوستان هم تقاضای دوخت لباس داشتند دریغ نمی کردم.
    ترشی جات و مرباجات ….را هم خودم تهیه می کردم. خداوند برکت داده بود درختان میوه هم پر بار بود و سوغاتی هایم از لواشک و برگه زردالو انبوه بود.
    از جهت سلامتی در طول تحصیل چندین بار زیر تیغ جراحی رفتم.
    این بهشتی بود که برای تربیت فرزندان داشتم که بسیار پر برکت بود. البته همه این برکات از فضل پروردگارم بود.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
    [دوشنبه 1397-12-20] [ 06:53:00 ب.ظ ]

    نوسازی اعتقادی ...

    چهارشنبه سوزی یا خودکشی و دیگر کشی

     اگر بتوانیم این فرهنگ خرافی را که در چهار شنبه پایانی هر سال به بخش سلامت جامعه آسیب میزند که طبق آمار 16 میلیارد تومن فقط هزینه آتش زدن و پرتاب کردن ترقه و نارنجک بوده را با فرهنگ سازی و راه اندازی کمپین به یک کار شادی آفرین مثبت تبدیل نماییم بهترین جهاد در فضای مجازی خواهد بود.

     که متاسفانه به یک روز ختم نمی شود از یک ماه مانده به اتمام سال شروع می شود وبعد از سال نو هم تا پایان تعطیلات ادامه دارد.

    وهرچند رسانه در این زمینه فرهنگ سازی می کند ،البته در هفته آخر منتهی به چهار شنبه که فایده ای ندارد ،در حالیکه باید در طول سال در برنامه کودک و نوجوان برنامه ربزی کند تا اثر گزار باشد.

    باید مدارس ، منابر در طی سال در باره اثرات مخرب ای شادی سخن بگویند.

     

    فرا رسیدن عید نوروز، مستلزم اموری است که هر یک، بیان حکمی مناسب را می‌طلبد. نکاتی را در این زمینه یادآور می‌شویم:

    ▪ نکته اول، خرید و فروش پول نو:

    یکی از امور رایج در آستانه فرا رسیدن اعیاد و به‌خصوص عید نوروز، خرید و فروش پول نو است، مثلاً شخصی صدهزار تومان پول نو را به صدوبیست هزار تومان یا کمتر و بیشتر می‌خرد. آیا این معامله صحیح است؟

    پاسخ این است که معاوضه مزبور صحیح است و اشکالی بر آن مترتب نیست؛ مشروط به این‌که معاوضه نقد به نقد صورت پذیرفته و نسیه یا پیش فروش در بین نباشد. علت این است که در معاوضه مزبور، «ربا» محقق نشده است. این‌که ربای قرضی نیست، زیرا فرض بر این است که قرضی صورت نگرفته و مبادله به‌طور نقد به نقد انجام شده؛ و اما این‌که ربای معاوضی نیست، زیرا ربای معاوضی در همه موارد حرام نیست، بلکه در چیزهای وزن کردنی و پیمانه‌ای حرام می‌باشد. بنابراین در چیزهای شمارشی مانند پول و امثال آن، کم یا زیاد بودن یک‌طرف اشکال ندارد. (توضيح‌المسایل محشی، امام خمينى قدس‌سره /2/840‌)

    ادامه »

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
     [ 06:12:00 ب.ظ ]

    سرت برگردانی کتک می خوری ...

    نهی از منکر با لنگه کفش

    اتوبوس در حرکت بود، از قم به تهران می رفت.
    مسافر جلویی که مرد بود دائم برمی گشت پشت سرش را نگاه می کرد. من هم که روی صندلی پشت سر او نشسته بودم معذب بودم از اینکه مرد نامحرم برمی گرده و عقب اتوبوس را نگاه می کند.
    سرم را بردم پشت سرش، بدون اینکه کسی بشنود، آهسته گفتم اگر یک بار دیگر به برگردی به پاشنه کفشم می کوبم روی مخت، لطفا به روبرویت نگاه کن!
    بنده خدا به قدری ترسیده بود که تا تهران توی صندلیش فرو رفته بود!
    این اتفاق در سال 1351 بود، من فقط 18 سال داشتم.
    بعدها حدیثی را دیدم که بیان می کرد اگر کسی امر به معروف ونهی از منکر کند خداوند ابهتی برایش قرار می دهد که دیگران از او می ترسند و منکر را ترک می کنند. ولی اگر اهل نهی از منکر نباشد خوفی از سوی گناهکاران در دلش می افتد.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
     [ 06:04:00 ب.ظ ]

    رختخوابی که مسجد است ...

    همیشه، در احوالات اولیا خدا فکر می کردم که چگونه شب ها را تا صبح عبادت می‌کردند؛ یا در زندگی عرفای بزرگ می خواندیم که شب ها تا صبح در مسجد بیتوته می کرده و در حال مناجات با خدا بوده است.

    یا شهادت که آرزوی همه خوبان عالم است و بانوان خوب همیشه در آرزوی این نعمت الهی غمی را در بقچه دلشان نوازش می کنند.

    و آرزو می‌کردم کاش این توفیقات نسیب ماهم می‌شد که اگر می شد چه می‌شد.!

    بعد خودم را توجیه می کردم که در کدام مسجد اجازه می دهند که شب تا صبح بمانی و مناجات کنی! و فرض این باشد که مسجدی در نزدیکی خانه ات باشد و درِ آن تا صبح هم باز باشد، قدرت جسمانی من این نیرو را ندارد تا صبح بیداری را تحمل کند و اگر چنین شود حتما صبح سر دردی عجیب مبتلا خواهم شد!

    موضوع مهمتر اینکه جواب همسر و فرزنداری را چگونه باید پاسخ داد!

    اما در پس این آرزو ها، حدیث نورانی را شنیدم؛ از غفلتی که سالیان دراز در تاریکی آن غرق شده بودم افسوس خوردم!

    راهکاری که انسان را هدایت می کند که تا صبح در مسجد باشد و هم در حال عبادت باشد و همسر و فرزندانش در کنارش باشند، اگر در حال خواب از دنیا رفت پاداش شهادت بگیرد.

    تاکید پیامبر(ص)به گرفتن وضو قبل از خواب:

    ۱. کسی که با وضو بخوابد گویا شب تا صبح بیدار (و به عبادت مشغول بوده) است.» (وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۲۶۶)

    ۲. کسی که با وضو بخوابد، بسترش تا صبح مسجد و خوابش نماز او است و اگر کسی بدون وضو بخوابد، تا صبح مانند مرداری است که بسترش قبرش است.» (مستدرک الوسائل، ج ۱ ، ص ۴۲)

    من نام علی الوضوء ان ادرکه الموت فی لیله مات شهیدا. کسی که با وضو بخوابد، اگر در شب مرگ به سراغش آمد، این شخص شهید از دنیا رفته است.وسائل الشیعه، ج 1، ص 262.

    حیفم آمد که این حدیث نورانی را پست نکنم، اگر وضو گرفتید و قبل از خواب با حدثی وضو باطل شد؛ در کنار رختخواب تیمم کنیم؛ که هم تا صبح در مسجد باشیم و در حال عبادت و اگر از دنیا رفتیم ؛ اجر شهید داشته باشیم.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
    [یکشنبه 1397-12-19] [ 02:13:00 ب.ظ ]

    شب لیله الرغائب ...

    شوهر چینی

    شب لیلة الرغایب بود ،در میان جمعی از جوانان مهمان بودم گفتند برای مان از این شب بگو، پرسیدم می‌دانید چرا لیلة الرغائب می ‌نامند.
    هرکسی چیزی گفت: یعنی شب آرزوها!
    گفتم خیر این نیست. با شگفتی پرسیدند پس معنای آن چیست؟ گفتم شب پاک سازی قلبها که هرچه داریم از آنجا نشات می گیرد

    .
    چنانچه برای هر کاری روزی را انتخاب می کنید، برای این کار مهم هم باید روزی را انتخاب کنید. خصوصا که باید کم کم آماده شوید تا در ماه رجب و بعد ماه شعبان که سر انجام ماه مهمانی خدا می رسد با آرزوهای الهی ورود کنید.

    ####################
    پرسیدم فلسفه چهارشنبه سوری را می دانید چیه؟
    گفتند یه کاریه که پیشینیان انجام می دادند فقط همین!


    گفتم خیر در زمانها ی گذشته وقتی زباله های هرکسی جمع می شد، مانند امروز نبود که شهرداری مسئول جمع آوری آن باشد لذا زباله ها دم در هر خانه ای انباشت می شد.
    هر روز هفته یکی نفر زباله هایش را می سوزاند، این کار باعث می شد که هر روز محله پر از دود باشد، آلودگی همه شهر و روستا را پر می کرد . بعد تصمیم گرفتند همه  اهالی چهار شنبه آخر هفته پاکسازی کنند.باز هم دود مزاحم می شد. تصمیم گرفتند که زباله هارا در بیرون روستا و یا شهر بریزند وچهار شنبه آخر سال برای پاک سازی، زباله ها را بسوزانند. و نامش را گذاشتند چهار شنبه سوزی که بعدها بر اثر شهر نشینی و مامور شدن افرادی برای از بین بردن زباله ها دیگر لزومی به این کار نبود . مردم به یاد آن روزها آتشی را خارج از شهر می افروختند ، که اکنون این کار مثبت پیشینیا ن تبدیل به تولید زباله و انفجار و خرابی و کشتار وخودسوزی شده است!

    #############
     امشب همگان دعا خواهید کرد و هرکسی دعای و آرزویی دارد که مطمئنا تا زمانی که شما از کالای ایرانی حمایت نمی کنید بسیاری از دعا هایتان اجابت نخواهد شد! چشمهایشان گرد شده بود، دعا چه ارتباطی با حمایت از تولید ملی دارد!


    چون اگثرا جوان بودند و در جستجوی کار و خانم های مجردی که در آرزوی ازدواج و بعضی به فکر خرید خانه و آن دیگری در تلاش تا همسرش به خانه برگردد….با شگفتی گفتند یعنی آرزوهای ماهم سیاسی شده است!؟

     کسانی که دنبال کارند تا زمانی که با کالای ایرانی قهرند ،بازار اشتغال هم خاموش است چون کارگر و کارمند ومهندس خارجی با خرید شما مشغول است و دعا به جان شما می کند که سفره اش پر از نان است!

    و دختران مجرد دم بخت هم با خرید اجناس خارجی و پز دادن به فامیل و در و همسایه ،جوان کارمند و کارگری که کار کند و حقوقی داشته باشد تا ازدواج کند نخواهد یافت صد سال هم دعا کند مستجاب نمی شود.

    بعضی گفتند جنس ایرانی زود خراب می شود چاره ای نداریم. گفتم چاره شما هم در واردات شوهر چینی  و کره ای…است که برایتان از اون ور آبها بیاید منتظر باشید تا صبح دولت تان بدمد .

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
    [جمعه 1397-12-17] [ 05:33:00 ب.ظ ]

    شب میلها و گرایشها ...


    نسیم دلنوازرجب ازره رسید. عیدامدوخبری بس نکوآورد.خبرتولدمولاجهانگیرشد
    رایحه ی ولایت عالم رافراگیرکرد
    رایحه ای بس دلنواز وروح انگیز.
    سلام بر ولی خدا
    سلام برماه رجب’

    ماه بندگی.

    ماه بارش باران رحمت برسراسرگیتی.
    ماه صیام و شب زنده داری.دیوار کعبه بشکافت
    فرشته ای برزمین خداپانهاد

    . خداعلی نامیدش.

    محبوب دل خلق جهان افریدش.

    آمدتابشارت دهددلهارا به ولایتش.

    به خلافتش. به عدالتی شگفت در وجود  فواره وارش.
    آمدتااکسیرجاودانه ونجات بخش ولایت رابرمابنوشاند

    وعبادت مان رامعنایی شگفت بخشد.
    امدتا مصداق “وضوی بی ولایت آب بازیست"باشد.
    امدوعالم محوتمایایش گشت.
    خوش آمدی فرشته ی خدا..

    همچوعلی نیست پادشاهی نیست
    غیرمولاهیچ مشکل گشایی نیست
    برای قلبم اینچنین آشنایی نیست
    همچو شیعه ی حیدر اینچنین مقتدایی نیست
    ذوالفقار بی غلاف خداست علی
    حیدرمقتدر شجای ماست علی
    تپش های دلم گوید فراوان یاعلی
    جان علی ویاعلی و جان علی.
    ای شده نورولایت ازتوجوشان یاعلی.
    #زهرا_محمدی
    ___________________________________________________________________________________________________

    پ.ن

    🔹توجه:
    پنجشنبه شب،شب لیله الرغائب است.

    اعمال زیر را حتما مطالعه کنید زیرا سفارشاتی از سوی نبی اکرم صلوات الله علیه آله و سلّم آمده که گفتم برای شما هم یادآوری کنم:

    👈روز پنج شنبه اول ماه رجب - در صورت امکان و بلا مانع بودن - روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد مابین نماز مغرب و عشا دوازده رکعت نماز اقامه شود که هر دو رکعت به یک سلام ختم می‌شود و در هر رکعت یک مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود.
    چون دوازده رکعت به اتمام رسید، هفتاد بار ذکر «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ الاْمِّیِّ وَعَلی آلِهِ» گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذکر «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ» گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذکر «رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَتَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ اِنَّکَ اَنْتَ الْعَلِیُّ الاَعْظَمُ» گفته شود. دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذکر «سُبُّوحٌ قُدّوُسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ» گفته شود.

    در اینجا می‌توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود.
    —————————————–
    🔸پیامبر اسلام در فضیلت این نماز گفته‌است که:
    کسی که این نماز را بخواند، شب اول قبرش خدای متعال ثواب این نماز را با زیباترین صورت و با روی گشاده و درخشان و با زبان فصیح به سویش می‌فرستد. پس او به آن فرد می‌گوید: ای حبیب من، بشارت بر تو باد که از هر شدت و سختی نجات یافتی. میّت می‌پرسد تو کیستی؟ به خدا سوگند که من صورتی زیباتر از تو ندیده‌ام و کلامی شیرین تر از کلام تو نشنیده‌ام و بویی، بهتر از بوی تو نبوئیده‌ام. آن زیباروی پاسخ می‌دهد: من ثواب آن نمازی هستم که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردی. امشب به نزد تو آمده‌ام تا حق تو را ادا کنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود و قیامت بر پا شود، من سایه بر سر تو خواهم افکند.

    🌸شب آرزو ها دعایمان این باشد که
    برای ظهور امام عصر علیه السلام دعا کنیم.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
     [ 05:30:00 ب.ظ ]

    طلبه و توبه ماه رجب ...


    ماه رجب ماه بزرگ خداست و ماهی در حرمت و فضیلت به آن نمی رسد و قتال با کافران در این ماه حرام است و رجب ماه خداست کسی که یک روز از ماه رجب را روزه دارد مستوجب خشنودی خدا می گردد و غضب الهی از او دور می گردد و دری از درهای جهنم بر روی او بسته می شود هر کس که سه روز از آن را روزه بگیرد بهشت بر او واجب می گردد .رجب نام نهریست در بهشت از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر است .ماه رجب ماه استغفار امت است ،پس در این ماه باید بسیار طلب امرزش کنیم که خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است زیرا که رحمت خداوند در این ماه بسیار است،
    خدایا از تو درخواست می کنم مانند کسی که بسیار گناهکار است و گناهانش او را به هلاک انداخته و عیب هایش او را به بند کشید ،و مدت هاست که بر خطاها عادت کرده و کارهایش با رنج ها و معصیت های بزرگ همراه است، از تو درخواست می کنم که توبه اش را بپذیری و از گناه پاکش کنی و از آتش جهنم آزادش سازی و از آنچه به عهده دارد عفوش نمایی.خدایا می دانم خیلی مهربانی ،خدایا من به سوی تو تقرب می جویم واز تو می خواهم در این ماه مرا غریق رحمت وسیعت و نعمتهای سامان بخشت گردانی.خدایا می دانم ستایش مخصوص توست که خزائن رحمتت تمامی ندارد وهر کس در امان توست دیگر ترسی ندارد،پروردگارا اگر گناهی کردم این بخاطره اعتمادم بر کرم تو بود،چرا که توبه بندگانت را می پذیری و گناهانشان را عفو می کنی و خطاهایشان را می بخشی و تویی که دعای خلق را اجابت می کنی و به بندگانت نزدیکی بخصوص در این ماه ، و به همه ی بندگانت نظر داری من اکنون دست به سوی تو دراز کردم از خطاهایم به در گاهت توبه می کنم و با میل و رغبت از تو می خواهم که بهره ام را از عطاهایت افزون فرمایی ، ای خدای من قسم به این ماهت ای نجات بخش من از هر سختی ، ای پناهنده من از هر خطا،نشاطم را بسیار و کامل فرما، و عاقبت های بد کارها را از من دور کن ..
     برداشته از دعاهای رجب

    سمیه معصومی

    موضوعات: دلنوشته  لینک ثابت
     [ 05:28:00 ب.ظ ]

    کودکانی گرفتار دژخیم ...

    ویژگی های کودکان مستبد

    1-این کودکان برای فرار از تنبیه و درگیری، از مقرارات خشک پیروی می کنند وبه این ترتیب رضایت والدین را جلب می‌کنند.

    2-کودک یا تسلیم  می شود یا پرخاشگر

    3-به درون ریزی خشم و بروز مشکلات هیجانی و روانی مبتلا می شود.  

    4- به لذت های زودگذر تمایل پیدا می کند(وابستگی به اینترنت وابستگی جنسی)

    5- به دنیای تخیل پناه می برد

    6- هنگام ناکامی با خصومت واکنش نشان می دهد.

    7- احساس خود ارزشمندی پایین دارد.

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
    [سه شنبه 1397-12-14] [ 04:19:00 ب.ظ ]

    کودکان در جهنمی به نام بهشت ...

    سبک فرزند پروری استبدادی

    این گروه از والدین بیشتر به دنبال خواسته ها و آرزوهای  نرسیده خود هستند.

    1-            دستورات بدون استدلال به کودکان می دهند.

    2-            والدین سرد و طرد کننده هستند.

    3-            برای کنترل فرزندان بر سر آنها فریاد می کشند.

    4-            دائما عیجویی و تهدید می کنند.

    5-            استفاده مکرر از تنبیه و جریمه توی جیبشان است.

    6-            سرکوبی اختلافات به جای حل آنها

    7-            قوانین مشخصی ندارند

    8-            این گونه والدین آرمانها و آرزوهای خود را به کودک دیکته می کنند، هرچند با نیاز ها و توانایی های کودک متفاوت باشد.

    9-            هنگامی که والدین ناخشنود هستند، محبت و دوست داشتن خود را دریغ کرده و آن را به اطاعت کودک وابسته و مشروط می کنند.

    موضوعات: دلنوشته  لینک ثابت
     [ 04:03:00 ب.ظ ]

    شخصیت نمایشی ...

    اختلال های شخصیت

    یکی از موارد این اختلال، شخصیت نمایشی است. بیماران این اختلال دائما خواستار توجه و تشویق دیگران بوده و با رفتار های نمایشی یا خودآرایی سعی در جلب نظر دیگران دارند.

    این نتیجه کم کاری خانواده ‌ها می باشد.

    دین اسلام در باره دختران سفارش ویژه دارد، که مخاطب آن پدران هستند که باید در تربیت دختر توجه داشته باشند.

    پدران باید محبت بیشتری به دختران ابراز نمایند. وقتی پدری دخترش را از جهت زیبای و تشویق کند، چون پدر غیر هم جنس است؛ باعث می شود دختر از مردان بیگانه توجه را گدایی نکند.

    بعد از بلوغ و ازدواج دختر به همسران سفارش می کند، که دوست داشتنی ترین سخن یک مرد به همسرش گفتن این سخن است که دوستت دارم. و زن هرگز این سخن را فراموش نمی کند.

    در تعبیر بسیار جالب دیگری خداوند در کریمه 49 سوره شوری لِلَّهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ یخَلُقُ مَا یَشَاءُ یهَبُ لِمَن یَشَاءُ إِنَاثًا از دختر به عنوان هدیه استفاده می کند وانسان‌ها باید از این هدیه خداوند خوشحال شوند. بدیهی است این تعبیر بهترین تعبیر ممکن برای دختر است. در ادبیات معصومین (ع)هم چنین ادبیاتی متداول است. هم چنانکه پیامبر اسلام (ص) در تعبیری از دختران به باقیات صالحات تعبیر می شود.

    نتیجه این کم کاری، می شود اختلال شخصیت، آنهم به صورت نمایشی که فرد می خواهد خود را جلوه دهد تا خلا های درونیش را التیام بخشد.

    موضوعات: فرهنگی, دلنوشته  لینک ثابت
     [ 01:34:00 ب.ظ ]

    بهشت مادران یا جهنمی سوزان ...

    اختلال سلوکی

    یکی از بیماریهای روانی، اختلال در سلوک است که در فرایند رشد در دوران طفولیت  یا نوجوانی بروز می کند. لجبازی ، رفتار خصمانه، تخطی از هنجار‌های اجتماعی و رفتار‌های ایذایی نشانه‌های این اختلال است.

    رفتار هایی که به صورت تکانش‌های غیر قابل کنترل و مکرر رخ می دهند و اغلب شامل موارد زیر می باشد.

    1-اختلال انفجاری متناوب؛ دوره های خشونت آمیز و آشوب گرانه که منجر به تخریب اموال یا آسیب دیدن دیگران می شود.

    2-جنون دزدی؛ عادت بیمارگونه به دزدی اشیا و متعلقات دیگران، بدون نیاز به آن.

    3-جنون آتش افروزی؛ لذت بردن از ایجاد حریق آتش افروزی مکرر. وغیر ارادی.

    4-قمار بیمارگون؛ اشتغال ذهنی شدید به قمار کردن.

    5-وسواس موکندن؛ میل مفرط و غیر قابل کنترل و کندن موهای صورت، به ویژه ابروها و مژه ها.

    پ ن

    وقتی دخترم را برای کلاس اول ابتدایی به مدرسه بردم ، برای آرامش او لحظه ای با او وارد کلاس شدم.در کنارش روی نیمکت نشستم.همکلاسی های او ، دور من جمع شدند، هرکدام پرسشی داشتند! و متعجب بودند که آیا من هم قرار است با آنها در کلاس درس بخوانم! در میان آنها دختری توجهم را جلب کرد. کودک اصلا مژه نداشت.آن روز من گمان کردم که او مشکل رویش مژه دارد.

    تا اینکه بعد از چند سال که همان دختر به سن بلوغ رسیده بود، با مادرش در مجلس عروسی کنار هم بودیم و اتفاقا با هم فامیل شده بودیم.

    هنگام غذا شد، دخترک آمد و از مادرش دعوت کرد؛ بیا سر میزی که من آماده کرده ام غذا بخوریم. مادرش جواب منفی داد و دخترک گریان رفت. به او گفتم: چرا دعوتش را نپذیرفتی، کودکان نیاز به محبت دارند و باید بوسیده شوند خصوصا دختران.

    گفت شاید باور نکنی از زمان تولد  تا کنون او را یک بار هم نبوسیدام!!!!

    قال الامام الصادق – (عَلَیْهِ السَّلامُ):
    مَن قَـبَّلَ وَلَدَهُ كَـتَبَ اللّهُ‏ عَزَّوَجَلَّ لَهُ حَسَنَةً وَمَن فَرَّحَهُ فَرَّحَهُ اللّهُ‏ يَومَ القيامَةِ، وَمَن عَلَّمُهُ القُرآنَ دُعىَ بِالبـَوَينِ فَيُكسَيانِ حُلَّتَينِ يُضى‏ءُ مِن نورِهِما وُجوهُ اَهلِ الجَنَّةِ؛
    هر كس فرزندش را ببوسد ، خداوند عزّوجلّ براى او ثواب مى‌‏نويسد و هر كسى كه او را شاد كند ، خداوند روز قيامت او را شاد خواهد كرد و هر كس قرآن به او بياموزد ، پدر و مادرش دعوت مى‏‌شوند و دو لباس بر آنان پوشيده مى‌‏شود كه از نور آنها ، چهره‌‏هاى بهشتيان نورانى مى‏‌گردد. (کافی-جلد 6-ص49 )

    آنجا بود که که متوجه شدم، کندن مژه هایش به خاطر بی توجهی خانواده است. وقتی بیشتر تحقیق کردم فهمیدم، که کودک به منزل عمویش که در همسایگی آنها بوده میرفته و با دختر عموها بازی می کرده است ، هنگامی که پدر به خانه می آمد با شکایت مادر کودک تنبیه می شده است.

     

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
     [ 11:13:00 ق.ظ ]

    بهشت مادران یا جهنم ...

    چگونه یک فرد گرفتار شخصیت پارانوئید می شود.؟

    کودکانی که از نظر خانوادگی، شیوه تربیتی شدیدا کنترل شده همراه با تحقیر و تنبیه بدنی باشند، گرفتار شخصیت پارانوئید می شود.

    خصوصا اگر علت تنبیه،

    فاش کردن اسرار خانواده، تنبیه باعث می شود که کودکان از بازگوکردن مطالب خود اجتناب کنند و خود نیز به افرادی پرخاشگر، عصبی و بیش کنترل کننده تبدیل شوند.

    وابستگی به والدین،  در واقع والدین برای کاهش وابستگی و مستقل کردن فرزندان از روش تنبیه و طرد کردن استفاده می کنند.این امر باعث می شود کودکان کم کم به افرادی سرد و دوری گزین تبدیل شوند.

    احساس نا ایمنی شدید باشد؛ به علاوه به علت ناتوانی مادر در مراقبت صحیح و همراه با محبت در دوران نوزادی و طفولیت، اعتماد بنیادین که بایستی در سال اول زندگی شکل بگیرد، در این افراد شکل نگرفته و به بی اعتمادی تبدیل شده است.

    اگر فردی دارای چهار نوع علامت از علائم زیر باشد،مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید است.

    1-منفی باف است و گمان می کند که دیگران می خواهند از او سوء استفاده کنند یا فریبش دهند.

    2-به دوستان و بستگان خود بی اعتماد است و در وفاداری آنها شک دارد.

    3-به هیچ کس اعتماد نمی کند؛ زیرا می ترسد از اطلاعات او علیه خودش استفاده شود.

    4-در گفته ها و حوادث معمولی، معانی تحقیر آمیز و تهدید کننده می بیند.

    5-کینه توز است و تحقیر، بی اعتنایی و اهانت دیگران را نمی بخشد.دائما گمان می کند دیگران در حال حمله به رفتار و شخصیت وی هستند و او را زیر سؤال می برند. بر همین اساس همواره به دیگران حمله می کند و پاسخ پرخاشگرانه از خود نشان می دهد.

    6-نسبت به وفاداری همسر یا شریک زندگی بسیار بدبین وشکاک است.

    بهشتی که تبدیل به جهنم کودک می گردد.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
    [یکشنبه 1397-12-12] [ 01:56:00 ب.ظ ]

    نباید های طلاب ...

    شخصیت ضد اجتماعی

    اگر در مجموعه دوستان یا فامیل، طلاب یا خدای نکرده فرزندان با شخصی مواجهه شدید که علائم بالینی مانند خود خواهی شدید، نبود وجدان و عدم پشیمانی یا شرم از آزار و توهین، آسیب دیگران، در پرونده رفتاری داشت.

    یا با رفتار تکانشی، چرب زبان و ظاهرا جذاب، ریاکار و غیر قابل اعتماد، بی اعتنا به مقررات و ارزش های اجتماعی بود.

    و از طرفی دروغگوی حرفه ای، با احساس خود بزرگ بینی و ارزشمندی داشت.

    علاوه بر همه موارد بالا، عدم همدلی با دیگران، مسئولیت نا پذیری، نپذیرفتن اشتباهات خود، بی توجهی به حقوق دیگران، قانون شکن و فریبکاری ، جسور و بی ملاحظه بود.

    این یعنی که گرفتار بیماری روانی شخصیت ضد اجتماعی است.

    شیوع این بیماری در بین زنان8/0 و مردان 5/4 گرفتار این بیماری میشوند.

    سن شروع  ازاوایل نوجوانی  می باشد و مردان 5 برابر زنان مبتلا می شوند.

    علل روانشناختی: بد رفتاری دیگران باوی در کودکی  و آشفتگی شدید خانواده باعث ای ن بیماری می گردد.

    درمان: فوقوالعاده مشکل است، چون اغلب بیماران مبتلا خواهان بهبودی نیستند  حتی وقتی اقدام به درمان می کنند بیشتر برای متقاعد کردندیگران است  نه تغییر خودشان.

    با این حال اگر خواستید معالجه کنید باید به فنون درمان توجه داشته باشید

    1-برجسته کردن رفتارهای هنجار شکنانه برای خانواده

    2-نشان دادن عواقب وخیم رفتار به خودش

    3-به آخر خط رساندن بیمار،در تنگنا قرار دادن

    4-مچ گیری  وآشکار ساختن تناقض ها و دروغ گویی هایش

    5-برانگیختن احساس ندامت و گناه فرد

    علائم بهبودی: ایجاد احساس ندامت و شرمساری و اندوه شدید.

    خدا هیچ کسی را گرفتار این بیماری نکند، ما که نتوانستیم بیمار را معالجه کنیم؛ خدا باید شفایش دهد.  هنگام پذیرش طلبه باید خدا کمک کند، چون شناسایی این گونه داوطلبان بسیار دشوار است.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
    [شنبه 1397-12-11] [ 01:59:00 ب.ظ ]

    بهشت_مادری ...

    تب منشی گری یا بردگی مدرن

    آبی به صورتش زد، به آینه ربروش نگاه کرد، چشم هاش پف کرده بود؛ سرش درد می کرد، برای کم خوابی دیشب بود.حتما آقای رئیس این وضع ناراحت می‌شود، چون خیلی به تیپ ظاهر منشی اهمیت میده!
    بچه را توی خواب شال و کلاه کرد، بدون خوردن صبحانه و بدون خداحافظی با همسرش بچه به بغل از خانه زد بیرون.
    از ترسش به آشپزخانه نگاه نکرد، تا چشمش به انبوه ظرف های تلمبار شده روی میز نیفته، چون اصلا دوست نداشت ظروف نشسته بماند.
    همیشه دوست داشت آشپزخونه برق بزنه و همه چیز سر جای خودش باشه.
    با وزش هوای سرد پائیزی کودک بیدار شد، شروع کرد به گریه ، این کار هر روزشان بود.
    کودک می دانست که باز هم باید برود مهد کودک و پیش خانم یاسی تا عصر بماند.
    اصلا دوست نداشت بره مهد؛ همیشه دنبال مادرش کریه می کرد،این روی اعصاب زن جوان اثر بدی داشت، حتی سر کار هم صدای گریه را می شنید.
    خانم جوان در یک موسسه منشی بود، با در آمدی که فقط کفاف پرداخت هزینه بیمه، مهد و ایاب و ذهاب و مانتو و کفش خودش می شد.
    با خودش فکر می کرد، با این وضع آرش هم توقع داره که توی پرداخت قسط خرید تلویزیون جدیدی که خریدند کمک کنم!
    دیشب بعد از رفتن مهمونا کلی باهم حرفشون شده بود.
    آرش می گفت خسته شدم از بس غذای حاضری و کنسرو شده خوردم.
    دیشب وقتی دست پختم  را دید گفت کاش همیشه بوی غذای واقعی توی خونه باشه.
    مگر چقدر عمر داریم که با هم بودن را تجربه کنیم،
    از صبح سرکار تا غروب، بعد هم میایی خسته و کوفته!
    یک ریال هم نداری توی خرج خونه که هر روز در حال تعویض تجملات آن هستی کمک کنی!
    تکلیف این طفلکی چی می‌شودکه مثل گوشت قربونی هر روز باید صبح زود از بچگی بیدار بشه بره مهد کودک و هر ماه هم یک جور مریضی بگیره، حالا خرج دوا دکترش بماند!

    مگر تو چند تا دست داری؟ هشت پا که نیستی، هم کار بیرون هم خانه؛ همه را باهم جمع کنی؟

    اصلا متوجه نیستی که مردی به نام آرش شوهر توست!
    رسید به مهد کودک، دید دربسته است، با عجله دستش را روی زنگ گذاشت؛ کسی در ا باز نکرد.
    به ساعتش نگاه کرد هفت و نیم بود، همیشه این موقع در باز بود.
    تعجب کرد، بچه گریه می کرد خوابش کم شده بود!
    ساک وسایل بچه را گذاشت کنار در ،و گوشی را از کیف دستی برداشت، شماره مدیر مهد را گرفت، صدایی مردی از آن طرف جواب داد، الو چرا صبح جمعه مزاحم می شوید می خواهیم روز تعطیل راحت یه چرتی بزنیم!
    از ترس قلبش به شدت می زد، خیلی ترسیده بود و خجالت کشید که روز جمعه مزاحم شده و خودش و بچه را هم بی خواب کرده و این همه راه آمده تا مهد کودک همه الکی شده بود!

    پ ن

    وقتی به زندگی معصومین و سفارش آن ها در تامین یک زندگی ایده آل، معلوم می‌شود که بسیار عقب هستیم .مردانی که باید در کنار همسر به آرامش برسند تا بتوانند در جامعه زیر چرخ سنگین کار تاقت فرسا در فرایند تولید و ساختن جامعه و امرار معاش  برای خانواده تلاش کنند؛ در محیط های پرتنش روزگار را می گذرانند!

    کودکانی که  قرار است مردان و زنان آینده باشند و پدران و مادرانی صبور و پر مهر باشند تا بتوانند فرزندانی قوی را تربیت کنند، خودشان محروم از آغوش پر مهر مادری سرشار از آرامش، بدون تربیت بزرگ می شوند.

    و این تسلسل همچنان ادامه دارد، و می رود که نسلی بی حوصله بدون احساس مانند ربات در جامعه جایگزین گردد.

    باید دوباره برگردیم و به سیره معصومین با چشمان باز نگاه کنیم.

    حضرت علی علیه السلام و فاطمه زهرا علیهاسلام از رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم خواستند کارهای روزانه‌ی آن ها را تقسیم کند.
    رسول خدا فرمود:« کارهای داخل منزل با فاطمه و کارهای خارج از منزل با علی باشد.»
    فاطمه علیهاسلام می‏ فرماید: کسی نمی‌داند من چقدر خوشحال شدم از اینکه رسول خدا مرا از معاشرت با مردان بازداشت.

    گرچه کارهای داخل منزل مربوط به زن و کارهای خارج از منزل مربوط به مرد است ولی این بدان معنی نیست که مرد هرگز نباید در منزل کمک کند و همیشه انتظار داشته باشد همسرش همه چیز را مهیا کند!

    نه چنین نیست بلکه گاهی زن احتیاج به همکاری و همفکری دارد و باید شوهرش با تفاهم و خوشروئی به یاری او بشتابد. مثلا در دوران حاملگی یا نقاهت زایمان و یا زمان شیردادن کودک، باید مردان هم به امور داخل منزل کمک دهند.

    امام صادق علیه السلام فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام برای منزل هیزم می‏آورد، آب تهیه می‏ کرد، منزل را جارو می‏ کرد، در پاک کردن عدس کمک می‏ کرد. فاطمه علیهاسلام هم گندم و جو آرد می‏ کرد، خمیر درست می ‏نمود و نان می‏ پخت.
    توضیح:  روح اسلام زن را برای تربیت نسلی پر صلابت معرفی می کند و مرد باید برای تامین چنین پروژه‌‌ای دست به کمر بزند و خانواده را با نانی حلال  و روحی پر مهر به ثمر برساند.
    منابع: بحارالانوار، ج 43، ص 81، ح 1.

    به امید روزی که زنان عاقل شوند.

     

     

    موضوعات: فرهنگی, باز آفرینی محتوای دینی  لینک ثابت
    [پنجشنبه 1397-12-09] [ 12:08:00 ب.ظ ]

    بهشت مادری ...

     

    امروز برای نهار دلمه با برگ مو آماده کرده ایم! بوی دلمه به معنای واقعی کلمه مستمان کرد! خصوصا که برگ ها تازه و لطیف بوده و از درخت انگور حیاطمان چیده شده اند! لذت خاصی دارد کدبانوی منزل با آرامش خاطر و بدون دغدغه های خودساخته به «تدبیر منزل» بپردازد.

    «تدبیر منزل» اصطلاحی است که جناب ارسطو به عنوان یکی از اقسام عملی فلسفه از آن نام می برد! اگر بخواهیم عبارت مذکور را کمی علمی­ تر مطرح کنیم باید عرض کنیم خدمتتان که ارسطو فلسفه ی نظری را شامل

    « متافیزیک»،« ریاضیات» و « طبیعیات» و فلسفه ی عملی را شامل«تدبیر منزل»،« سیاست مدن» و « اخلاق» می­ دانند و تدبیر منزل یا کدبانوگری مقام والاییست که بر عهده ی فرشته عشق گذاشته شده. همسر داری، بچه داری و خانه داری هریک به تنهایی «هنر» هستند و رسما هنرمند بانوئیست کدبانوی بهشت است!

    ادامه »

    موضوعات: فرهنگی, باز آفرینی محتوای دینی  لینک ثابت
     [ 11:58:00 ق.ظ ]

    حضرت فاطمه (س)و تحلیل سقیفه ...

    مقابله با توطئه ترور شخصیت على(ع) و دفاع از ولایت‏
    حضرت زهرا(س) بهترین راه برای مبارزه با برنامه تخطئه و فریب دشمن را آگاهی رساندن و بصیرت افزایی درباره تبیین شخصیت ولی زمان و ویژگی‌های متمایزکننده او قرار داده بود. به همین دلیل در مواقع مختلف از مجاهدت‌‏هاى حضرت على(ع) در لحظه‌‏هاى سرنوشت‌‏ساز جنگ‏‌هاى صدر اسلام سخن می گفت و رشادت‏‌ها و جانبازى‌‏ها و دلاورى‏‌هاى مولى امیر المومنین علی (ع) را به‏‌خاطر مردم مى‏‌آورد و مى‏‌فرمود: «هرگاه آتش جنگ را برافروختند، خدا آن‏را خاموش كرد یا هرگاه شاخ شیطان سر برآورد یا اژدهایى از مشركین دهان باز كرد، (رسول خدا(ص))، برادرش (على‏بن ابى‏طالب(ع)) را در كام (اژدها و شعله فتنه‏‌ها) افكند، و (على(ع)) هم بازنمى‏‌گشت مگر آن‏كه گردن سركشان را پایمال شجاعت خود سازد و آتش آنان را با (آب) شمشیرش خاموش كند.» و گاه از شأن و منزلت على(ع) در پیشگاه الهى و نزد پیامبر(ص) سخن به‏‌میان مى‏آورد و بدین‏وسیله با صداى بلند و فریاد رسا اعلان مى‏‌داشت كه آن‏كه او را خانه‏‌نشین كرده‏‌اند، پس از رسول خدا(ص) بیشترین حق را در اعلان كلمة الله و احیاى حاكمیت اسلام داشته است، به‌‏طورى كه هرگاه اسلام به خطر مى‏‌افتاد، نبى اكرم(ص) به كمك او اسلام را از خطر مى‏‌رهاند.
    یكى دیگر از اقدام‌‏هاى روشنگرانه آن‏حضرت، افشاى ماهیت جریان براندازى و بیان ریشه‏‌هاى سیاست‏‌ستیز با على(ع) بود. آن‏حضرت معتقد بود كسانى‏كه على(ع) را از صحنه بیرون كرده‌‏اند، از شدت عمل او در برابر مخالفان دین و قاطعیتش در مقابل دشمنان اسلام و زیاده‌‏خواهان و افزون‏‌طلبان بیم دارند، آنان مى‌‏دانند على(ع) در اجراى عدالت ذره‏اى كوتاهى نخواهد كرد و در راه تحقق احكام الهى از مرگ نمى‌‏هراسد، ازاین‌‏رو او را كنار زدند تا به‏‌آسانى به اهداف شخصى و خواسته‌‏هاى نفسانى‏شان دست‏یابند. دختر پیامبر(ص) فرمود:«به چه دلیلى از ابوالحسن انتقام گرفته‏اند؟ به خدا قسم! به‏خاطر سختى شمشیرش و بى‏باكى نسبت به مردنش و شدت تاختنش (بر آنان) و مجازات (كردن با) آسیب زدنش در جنگ و خشم كردن او در راه خدا، از او انتقام گرفتند.»
    شاید آن‏روزها بسیارى از اصحاب و تابعین و كسانى‏كه تازه مسلمان شده بودند نمى‌‏توانستند باور كنند دست‌‏هایى كه على(ع) را كنار زده‌‏اند از سر هواپرستى چنین ظلمى را مرتكب شده باشند؛ چون آن‏ها نیز ظاهرا سال‏ها در ركاب نبى اكرم(ص) شمشیر زده و به اسلام گرویده بودند، به‏‌علاوه برخى از آن‏ها جزء دانشمندان جامعه به‏‌حساب مى‌‏آمده‌‏اند، لذا كسى جرأت نمى‌‏كرد به آنان گمان بد برده و آن‏ها را به خیانت متهم نماید.
    مردم دو دسته بودند: یك دسته از ریشه دشمنى و مخالفت با على(ع) خبر نداشتند و دسته دیگر شهامت بیان حقایق را نداشتند، ولى حضرت زهراء علیها السلام با كمال شجاعت ماهیت كینه‏‌توزانه آنان را افشا كرد و ریشه‌‏هاى فاسد عداوت با مولى را برملا ساخت. حضرت فاطمه علیها السلام با این حركت خود تحلیل وقایع پیچیده سقیفه را آسان كرد و رمز و راز غربت و مظلومیت على(ع) را گشود.

    موضوعات: فرهنگی  لینک ثابت
    [یکشنبه 1397-12-05] [ 06:26:00 ب.ظ ]

    تماشای حضرت فاطمه لیاقت می خواهد ...


    توجه به آراستگى ظاهرى و باطنى در خانه براى همسر
    از ویژگى‏هاى شایسته خانواده آرمانى در اسلام، آراستگى ظاهر و باطن همسران براى یكدیگر است. زینت باطنى آن حضرت عبادت معشوق حقیقى در تمامى لحظه ‏هاى زندگى بود.

    اهتمام حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها به این موضوع تا آن اندازه بود كه در شب عروسى خود نیز به عبادت توجه خاص داشتند.

     در شب ازدواج، امام على علیه السلام فاطمه زهرا سلام الله علیها را نگران و گریان دید، فرمود: چرا ناراحتى؟ پاسخ داد: در پیرامون حال و رفتار خویش فكر كردم، به یاد پایان عمر خویش و منزلگاه دیگر به نام قبر افتادم كه امروز از خانه پدر به خانه شما منتقل شدم و روزى دیگر از اینجا به ‏طرف قبر و قیامت خواهم رفت، در این آغازین لحظه ‏هاى زندگى، تو را به خدا سوگند مى ‏دهم كه بیا تا به نماز بایستیم تا باهم در این شب خدا را عبادت كنیم.

    علاوه بر این آن حضرت به زینت‏ هاى ظاهرى و اهمیت آن در خانواده نیز توجه خاص داشتند.

    آن بانوى گرامى براى زینت و استحباب، انگشترى به دست مى‏ كرد و از زبان رسول خداصلی الله علیه و آله، به دست كردن انگشتر را سفارش مى ‏فرمود: «هركس انگشترى عقیق به دست كند، همواره خیر مى ‏بیند.» هم‏چنین همواره بر آن بود در محیط خانه و خانواده، خوش‏بو و آراسته باشد و موهبت زیبایى و جمال‏ بى‏ مانندش را تنها براى همسرش على علیه السلام بیاراید و او همیشه نزد خود عطر نگه مى‏ داشت. ام‏ سلمه مى ‏گوید: «از ریحانه پیامبر خداصلی الله علیه و اله عطر خواستم و گفتم: سرورم! آیا عطر و بوى خوشى نزد خویش دارید؟

    ایشان فرمود: آرى و بى ‏درنگ شیشه عطرى آورد و اندكى از آن‏را بر كف دستم ریخت. بوى خوشى از آن برخاست كه هرگز به مشامم نرسیده بود.» حتى آن بانوى گرامى اسلام در واپسین لحظه‏ هاى زندگى‏ اش به این موضوع توجه داشت و به اسماء فرمود: «عطر مرا كه همیشه خود را با آن عطرآگین مى‏ كردم، بیاور»

    موضوعات: فرهنگی, تاریخ  لینک ثابت
     [ 06:23:00 ب.ظ ]