فرزندی عباس گونه

مادر شهید ام البنین

گفت : مادر چرا گریه می کنی ؟

گفتم: نمی خواستم تو را از دست بدهم.

گفت : من دوست داشتم در این راه باشم وشهادت آرزوی من بود،

وقتی تو گریه می کنی من غصه دار می شوم. از آن وقت هیچ وقت گریه نکردم.


گفت: برای اینکه تعطیلات تابستان به  کوچه خیابان نروند و اوقات فراغت شون پر باشه ، براشون دارقالی زده بودم، و هر روز برای بافتن فرش بهشون مزد می دادم و گفته بودم که فرش هم مال خودتون باشه. .


از روحیات پسر شهیدش می گفت: به جای اینکه من مادرش بودم مواظبش باشم اون مواظب من بود. شبها اگر لحافم کنار میرفت میامد می کشید روی من مبادا سرما بخورم.

از قد وبالاش می گفت که چقدر رعنا بود.

از ایثار …..

شهید امینی روحش شاد

اشتراک گذاری این مطلب!

چرا چادر گرو رفت

 چادر فاطمه برات عبور از صراط

چرا حضرت علی علیه السلام عبای خود را گرو نگذاشت؟
چرا لباس حضرت زهرا سلام الله علیهاگرو نگذاشت؟

اولا: که قرار بوده شخصیت حضرت زهراسلام الله علیها را با چادرش  که  نماد حیا و عفت است، معرفی کند

دوم:لباس یک زن که باید در حجاب باشد و از دید نامحرمان مخفی باشد نباید آشکار شود.

سوم:لباس بیرون یک زن باید کاملا عاری از جذابیت جنسی باشد.

یک بار حضرت علی علیه السلام مقداری جو از یک یهودی به وام گرفت، یهودی در گرو وام چیزی طلبید، علی علی علیه السلام چادری پشمین متعلق به فاطمه سلام الله علیهارا نزد یهودی به گرو نهاد.


یهودی آن را در اطاقی گذاشت و چون شب شد زن او برای کاری به آن اطاق وارد شد و مشاهده کرد نوری در آنجا می درخشد که همه اطاق، از آن روشن است. نزد شوهر خود بازگشت و خبر داد که در آن اطاق نوری بزرگ و درخشان دیده است، یهودی از گفتار زنش شگفت زده شد و فراموش کرده بود که در آن اطاق چادر فاطمه سلام الله علیهااست.

با شتاب برخاست و به آن اطاق آمد و مشاهده کرد نور چادر حضرت زهرا سلام الله علیها است که از هر سو پرتو افکن است، چنان که گویی ماه درخشانی از نزدیک می تابد! تعجب کرد و بیش از پیش در محل چادر خیره شد و دریافت که آن نور از چادر فاطمه سلام الله علیها است.

از خانه بیرون آمد و نزد وابستگانش شتافت و زنش نیز وابستگان خود را خبر کرد و حدود هشتاد تن از یهودیان گرد آمدند و این موضوع را مشاهده کردند و همه به دین اسلام در آمدند.»#

#بحار، ج 43، ص 40

 

دلیل از احادیث
هنگامی که همگان در محشر جمع می شوند،در این هنگام منادی پروردگار به خلائق که از اولین تا آخرین آنان بر صراط گرد آمده‌اند، ندا‌می دهد:

«یَا أَیُّهَا الْمُحِبُّونَ لِفَاطِمَةَ تَعَلَّقُوا بِأَهْدَابِ مِرْطِ فَاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ»#
ای دوست‌داران فاطمه! به رشته‌های چادر او در آویزید.
با این فرمان، جمع کثیری از آفریدگان که در شمار محبِّین حضرت زهرا سلام الله علیها هستند، با تمسّک به رشته‌های چادر آن حضرت، داخل بهشت می‌شوند.
بر اساس این روایت نورانی، در روز قیامت حضرت فاطمه سلام الله علیها چادری دارند که رشته‌های مختلف دارد و بهشتی‌ها باید هرکدامشان به یکی از این رشته‌ها چنگ بزنند و به بهشت بروند.
چادر یا پوشش حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها در این روایت، کنایه از شخصیت آن بانوی گرامی در قیامت است. اساساً قرآن کریم چادر را نشانه شخصیت زنان می‌داند.
#تفسیرالإمام ‏العسكری، ج 432

 

اشتراک گذاری این مطلب!

چالش زن معاصر غافل از فاطمه سلام الله علیها

چالش زن معاصر

زن معاصر گرفتار حیرت و سرگردانی شده است.
از زندگی لذت نمی برد، از جسم خودش ناراضی است،از همسرش رضایت ندارد ،از فرزندانش راضی نیست.


اگر رضایت داشت، دائما در حال تغییر نبود.امروزه بیشترین هزینه را زنان دارند. برای تغییر بینی، سینه، شکم، پوست صورت، لب ها، موی سر، ابرو،گونه ها ، اگر راضی بوداین همه طلاق وجود نداشت.
….یه نگاهی به فضای مجازی بیندازید متوجه می شوید که کاملا مطابق فضای واقعی شده و منطبق بر هم هستند.
چرا زن در پست ترین وضعیت زندگی می کند؟
چون راه را گم کرده است. چون الگو ندارد، نسخه ندارد، والگویش جابه جا شده است.


خداوند برای شناخت انسان هشت راه قرارداده است و برای بهشتی شدن هم هشت در معرفی کرده است.
و برای جهنمی شدن هم هفت راه قرار داده است و برای جهنم هم هفت در قرار داده است.
اول درهای جهنم را معرفی می کنیم.
حس چشایی، شنوایی، بویایی، حس لامسه، حس بینایی، قوه خیال، توهم.
انسان اگر فقط بخواهد با این ابزار زندگی کند از همین دنیا وارد جهنم شذه است. پس چه کند؟

دقیقا همین ابزار و در ها برای بهشت هم معرفی شده است منتها به اضافه یک ابزار دیگر که نامش عقل است.

ما باعقل ازیک سری خطرات دوری می کنیم. مثل خطر آتش، … اما بعضی از خطرات را خودمان متوجه نمی شویم ،بلکه بوسیله عقلا به ما گفته می شود، مانند

کمر بند ایمنی، وسایل گازسوز،کسی که ماشین را ساخته می داند که با سرعتی که ماشین حرکت می کند،اگر ترمز کند سرنشین با همان سرعت به جلو پرتاب می شود لذا برایش کمر بند ایمنی را توصیه می کند .


در زندگی بشر یک اعمالی وجود دارد که انجام دادن و یا ندادن آن باعث خسران انسان می شود که خالق انسان از او آگاه هست.

با عقل متصل به وحی باید از این  هفت درگاه مراقبت کرد وگر نه گرفتار همان بلایی می شویم که زنهای جامعه شده اند!


برای آسایش و سعادت بشر علاوه بر عقل باطنی ، عقل ظاهری را هم برایش آفریده است. عقل ظاهری عبارت است از پیامبران و معصومین.


یکی از عقول ظاهری وجود مقدس زهرای مرضیه سلام الله علیها است.
که لحظه به لحظه زندگی او برای تمامی بشر تا قیامت هدایت و راهنما می باشد.
از جزئی ترین نکته های زندگی گرفته تا موضوعات کلان جامعه وجهانی شدن درس دارد.


وقتی با همسرش سخن می گوید، چه گونه خطاب می کند؟ علی جان جانم به فدایت.
وقتی کودکش را تربیت می کند، در پاسخ او که مادر جان شما از شب تا صبح برای دیگران دعا کردی، می فرماید اول جار ثم الدار اول همسایه ها.
در اقتصاد به کمترین مصرف قانع می شود.
در اجتهاد پاسخگوی سوالات و شبهات مردم است.
در عبادت در آن سن کم اثر عبادت در اعضای او نمایان است.


در اجتماع فعال است، در جنگ های رسول خدا اطاق جنگ تشکیل می دهد و کارهایی که زنان در پشت جبهه می توانند انجام دهند فرماندهی می کند.
در دفاع از ولایت چندین راه را برای روشن شدن اذهان جامعه انجام می دهد


در تمامی عرصه ها حجاب را در کمال احسن حفظ می کند و در نهایت به شهادت می رسد.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

فاطمه سلام الله علیهاسیاست مدار تاریخ

زهرا در اوج سیاست:

مشى سياسى حضرت فاطمه سلام الله علیهامشى اعتراض، بى ‏اعتنائى، عدم تأييد دستگاه رهبرى،

مشى به محاكمه و استيضاح كشاندن رهبر و خليفه موجود امت،

مشى مظلوميت و سرانجام كه فرياد به جائى نرسد، گريستن است،

آن‏ هم نه براى عقده دل خالى كردن بلكه براى بيدار كردن و هشيار ساختن اذهان به سوئى كه در آن‏جا حقى را زنده دفن كرده‏ اند.


مشى سياسى فاطمه سلام الله علیها مشيى آگاهانه، توأم با بينش و بصيرت،

انديشيده و حساب‏شده، انتخابى و گزينش‏ شده و مبتنى بر ايمان و عقيده است،

هدف آن سعادت انسان ها و نجات از بردگى‏ ها و ذلت ‏ها و تضمين و فراهم آوردن مبادى ارزش ‏هاى معقول در جامعه است.

او مى‏خواهد جامعه ‏اى بسازد كه در آن انسان ها زندگى كنند نه چون بره تسليم و بی‏رأى و بى‏ محتوا.


و آنچه در اين‏ راه از شأن و سياست او به‏ دور است، حيله‏ گرى، فريبكارى، وعده‏ هاى تو خالى در دل،

تحميق در استحمار مردم، گندم‏ نماى جو فروش بودن است. 

اين سره و خالص بودن بدان خاطر است كه سياست فاطمه سلام الله علیها از اسلام مايه مى‏ گيرد و در اسلام حيله و نيرنگ نيست،

بر سر مردم كلاه گذاردن نيست، با خلق خدا حُقه‏ بازى كردن وجود ندارد،

بايد راست و مستقيم به پيش رفت، چه مردم بپذيرند و چه نپذيرند.

سياست نان را به نرخ روز خوردن سياست نامردمى است و شأن اسلام ازآن پاك و مطهر است.


او در اين سياست كه الهى است، راست و با استقامت به پيش مى‏ رود و در آن باكى از كتك خوردن، بدن خود را به رنج افكندن ندارد.

او درس جرأت وشهامت را از پدر خود گرفته و در مكتب و خانه على علیه السلام و در سايه همگامى با او آن‏ را تقويت نموده است.

براى او هدف الهى مهم است و در دفاع از هدف بايد ايستاد.

اشتراک گذاری این مطلب!

زهرا مظلومه زندگی می کند

 زهرا مظلوه سیاست مدار

الف. تهديد غاصبان خلافت به نفرين‏

پس از رحلت رسول اكرم صلی الله علیه و آله هنگامى كه حضرت على علیه السلام در حال غسل و كفن و دفن پيامبرصلی الله علیه و آله بود، بعضى از بازيگران سياسى با مسموم كردن جوّ، در «سقيفه بنى ساعده» خلافت را غصب كردند و خليفه ‏اى را بر خلاف حديث غدير خم و خط ‏مشى پيامبر صلی الله علیه و آله و رسالت الهى انتخاب نمودند. عده ‏اى از بازيگران سياسى براى مشروعيت بخشيدن به خليفه وقت و مقبوليت خلافت غصب‏ شده و بر حق نشان دادن آن و سرپوش گذاردن بر مسير انحرافى، بيعت گرفتن از خليفه ذى‏ حق را عَلَم كردند و براى بيعت گرفتن از حضرت على علیه السلام به در خانه فاطمه سلام الله علیها آمدند، ولى با امتناع حضرت فاطمه سلام الله علیها در گشودن در مواجه شدند. به‏ همين ‏دليل، دَرِ خانه او را به آتش كشيدند، فاطمه سلام الله علیها را مورد هجوم قرار دادند و او از شدت درد بى‏هوش شد و فرزند خود را سقط كرد. آنان حضرت على علیه السلام را براى بيعت گرفتن با خليفه وقت به مسجد بردند. زمانى كه حضرت فاطمه سلام الله علیها به هوش آمد، سراغ امام بر حق، على علیه السلام را گرفت.

وقتى متوجه شد كه او را به مسجد برده ‏اند، بلافاصله دست فرزندان خردسالش حسن و حسين عليهماالسلام را گرفت و به مسجد رفت. هنوز مردم عوام جامعه و مهاجران و انصار برخوردهاى باكرامت و بزرگوارانه پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله با فاطمه زهراسلام الله علیهاو سخنان پيامبر را نسبت به دخت گرامى‏اش از ياد نبرده بودند و احترام و تكريم خود را نسبت به فاطمه زهراسلام الله علیها در باطن ضمير خويش در نظر داشتند. وقتى كه فاطمه زهراسلام الله علیها به مسجد رفت و غاصبان خلافت را تهديد كرد كه اكنون خدا را به يارى مى‏ طلبم، با تهديد او، غاصبان خلافت تا حدى جا خالى كردند و از بيعت گرفتن با حضرت على علیه السلام دست برداشتند و در اين مبارزه، فاطمه زهراسلام الله علیها با پيروزى به خانه برگشت.

ب. مبارزه منفى (گريه كردن)
در مرحله ديگر، فاطمه زهرا(س) تاكتيك «گريه» را انتخاب كرد و به‏ عنوان يك حربه سياسى از آن بهره برد.


ج. تبديل تهديد به فرصت‏
حربه سياسى ديگر، سخنرانى با تكيه بر غصب «فدك» بود كه به ‏دنبال غصب آن توسط خليفه وقت،


د. جلب ياور و حمايت سياسى‏
حضرت فاطمه(س) همچون سياست‏مدارى قهرمان، به تكليف و رسالت الهى خويش عمل مى ‏كرد و براى روشن ساختن افكار عمومى از انحراف مسير امامت، چهل شبانه‏روز دست حسن و حسين عليهماالسلام را مى‏گرفت و سوار بر مركبى مى ‏شد و همراه با حضرت على(ع) به درِ خانه مهاجر و انصار مى‏رفت تا آن‏ها را نسبت به غفلتى كه دچار آن شده‏اند و انحراف موجود، بيدار سازد و غافلان و راحت‏طلبان را هوشيار سازد. ف
ه. اعتصاب سخن (سكوت سياسى)
در مسير دفاع از حريم ولايت و امامت، فاطمه زهرا(س) شيوه مبارزاتى ديگرى را با سكوت خود آغاز كرد و آن «اعتصاب سخن» با حاكمان وقت بود. صديقه طاهره(س) شيوه‏اى سياسى را آغاز كرد كه تداوم‏دهنده تاكتيك‏ها و شيوه‏هاى مبارزاتى قبلى آن‏حضرت بود. تمامى اين شيوه‏ها در راستاى يكديگر معنا مى‏دهند.


ز. وصيت‏نامه سياسى‏
تاكتيك كوبنده ديگرى كه صديقه طاهره(س) اتخاذ كرد و ضربه سهمگينى بر حكومت وقت وارد آورد، وصيت‏نامه سياسى آن‏حضرت است؛ وصيت‏نامه‏اى كه براى بيدار ساختن افكار خفته و توجه افكار عمومى و عدم بهره‏بردارى حاكمان سياسى وقت از مراسم سوگوارى و دفن آن‏حضرت نگاشته شد.

ح. مقابله با توطئه ترور شخصيت على علیه السلام و دفاع از ولايت‏

گاه از مجاهدت ‏هاى على علیه السلام در لحظه‏ هاى سرنوشت‏ ساز جنگ‏هاى صدر اسلام ياد مى‏ كرد و رشادت‏ ها و جانبازى‏ ها و دلاورى‏ هاى مولى را به ‏خاطر مردم مى‏ آورد و مى ‏فرمود: «هرگاه آتش جنگ را برافروختند، خدا آن‏را خاموش كرد يا هرگاه شاخ شيطان سر برآورد يا اژدهايى از مشركين دهان باز كرد، (رسول خداصلی الله علیه وآله، برادرش (على ‏بن ابى‏طالب علیه السلام را در كام (اژدها و شعله فتنه‏ ها) افكند، و على علیه السلام هم بازنمى ‏گشت مگر آن‏كه گردن سركشان را پايمال شجاعت خود سازد و آتش آنان را با (آب) شمشيرش خاموش كند.»

ط. اعتراض به مردمان ساكت و خاموش‏
از نگاه فاطمه عليها السلام اگر اصحاب متساهل، كاهلى را كنار نهاده و به‏ طور جدى در برابر انحراف‏ ها ايستادگى‏ می ‏كردند، مشكلات برطرف مى‏ شد و امور طبق روال صحيح جريان مى‏ يافت؛ لذا يكبار در ميان احتجاجات خود عليه خليفه به ‏خاطر غصب فدك، رو به انصار كرد و فرمود: «اى گروه نقباء و بازوان ملت و حافظان اسلام! اين چشم پوشى در مورد حق من و اين سهل‏ انگارى از دادخواهى من براى چيست؟

اشتراک گذاری این مطلب!

دل زهرای مظلومه خون شد

زهرا جان مظلومه

با خودمان چه می کنیم؟

انحراف و تغییر ارزش‌ها آنقدر آرام اتفاق می‌افتد که کمتر کسی متوجّه آن می شود. وقتی به خودمان می آییم، می‌بینیم خیلی چیزها را از دست داده‌ایم و از راه دور افتاده‌ایم..

مخاطبم فقط عدّه ای خاص است: آقایان مذهبی نما و خانم‌های چادری نما! آنهایی که اوّلین نکته در صفحات مجازی تان متن های بلند بالا در مورد حیا و عفّت و عشق به چادر و شهدای غریب سوریه است؛

آنهایی که از هر چهار تا پستشان، یک عکس رهبر است و ادّعای ولایت مداری شان تمام صفحه را پر کرده است.

آنهایی که متن نوشته‌اند در غربت حضرت زهرا سلام الله علیها و افتخار کرده است به اینکه امانت‌دار عفّت ایشان هستند؛ امّا برای تصویر همان پست، زنانگی‌ محض دست‌ها و صورت‌هایی است که به امید تعریف و تمجید مذهبی نماها قاب شده اند!

با این وضع شیعه هستیم؟!

هنوز هم باید دل زهرای مرضیه خون بشه؟

 

جالب است تعریف و تمجید آنها نسبت به همدیگر:

- به به! چقد انگشتر فیروزه به دست شما می آید!

- چقدر با چادر خانم تر هستید. کاش همه‌ی چادری ها بصیرت شما را داشتند!

 

کافی است جنسیت زن و مرد در شبکه‌های اجتماعی مشخّص شود تا از همان «التماس دعا» گفتن‌ها و «سلام علیکم» کردن‌ها، پیام‌های خصوصی باریدن بگیرد!

حیا زن و مرد ندارد. به قول صادق آل محمّد علیه السلام: «دین ندارد کسی که حیا ندارد.»

حیا، یعنی آقای مذهبی! عکس‌های خودش را برای تمجید دختران راه به راه بر صفحه‌ اش نگذارد.

 

حیا، یعنی با هر تلنگر و جمله‌ای، باب آشنایی – یا در اصطلاح روشنفکری: «دوستی‌های انسانی و دور از جنسیت»- را باز نکنند؛ چرا که خداوند می فرمایند: «زنان را در پنهانی دوست خود نگیرید.»

حیا، یعنی بدانی که ارتباط پنهانی با نامحرم، رزق معنوی تان را از بین می‌برد و روشنای قلب و چشمتان را خاموش می‌کند. چشم بی نور، راه درست را نمی‌بیند.

حیا، یعنی خانم مؤمن عفیف، آب و غذا خوردن و راه رفتن و مهمانی‌های خصوصی‌اش را علنی نکند و طنّازی هایش را خرج نگاه هر مردی.

 چگونه شرم نمی کنیم؟!

حیا، یعنی حضرت زینب سلام الله علیها. بانویی که شب‌هنگام فقط به زیارت قبر رسول الله(صلی الله علیه و آله) می‌رفتند، امیرمومنان علیه السلام و برادرانشان همراهی‌شان می‌کردند و هنگام رسیدن به مزار مطهّر، چراغ قبر را کم نور می‌کردند تا کسی حتّی هاله‌ای از صورت نازدانه‌ی مولا را نبیند.

 ما خودمان را مسخره کرده ایم!

پیرو کدام مَسلکیم؟

ما شیعه‌ی کدام مذهب و تفکّریم.

هر کسی باید تکلیف خودش را با خودش مشخّص کند.

حدّ وسطی وجود ندارد: یا زینبی هستیم یا یزیدی!

«اَلَم یعلم بّأنَّ اللهَ یَرَی؟

آیا نمی‌دانی که خداوند حتماً تو را می‌بیند؟»

 

برای چه کسی کار می‌کنیم؟ سرباز مولا و اسلامیم یا عمله ی شیطان؟ ما فقط مسئول خودمان نیستیم. مسئول آبرویی که از مذهب می‌بریم هم هستیم. مسئول دیر شدن ظهور مولایمان هم هستیم. مسئول بدبینی مردم به چادری‌ها و یقه آخوندی‌ها.

مسئول خالی شدن پشت نظام و رهبرمان به بهانه‌ی تو زرد بودن مذهبی‌ها.

 

ما شیعه به دنیا آمدیم و شیعه، ماهیتش مسئولیت داشتن است.

 واقعا با این روش که می رویم  به کجا می رسیم؟!

 

اشتراک گذاری این مطلب!

بازیگر زن شایسته سیمرغ بلورین

رسانه شایسته تقدیر باید فرهنگ فاطمی داشته باشد

چقدر جای تو خالی است ؟
چقدر در رسانه حضور فرهنگ فاطمی بیرنگ است؟
ای فاطمه جان الان قرین چهل سال است که جوانان پاک با جانشان این کشور را بیمه کردند تا دشمن نگاه کج به شیعیانت نکند.
ولی در ایام شهادتت یک چندتا سخنرانی و روضه خوانی می گذارند و می گذرند.
در حالیکه سزاوار و شایسته بود که فرهنگ فاطمی در تمامی برنامه های صدا و سیما پر رنگ می بود.
وقتی خانم مجری با رنگ و لعاب جذاب در برابر بینندگان حاضر می شود!
این یعنی استفاده ابزاری از زن، آنهم زنی که شیعه می باشد و تمام دنیا او را نظاره می کنند.
خصوصا وقتی که برنامه اختتامیه سیمرغ بلورین و بانوان بازیگری بود که هیچ شباهتی به زن مسلمان نداشتند !
مگر نمی شود فیلم های ما تصویر زندگی با فرهنگ فاطمی باشد؟

چرا نمی شود که زن باشد، بازیگر باشد، نماینده تربیت فاطمی باشد.

نمی دانم تا کی این ناهنجاری ادامه خواهد داشت؟!

چرا اهمیت  شکل و قیافه زن بازیگر از فیلم نامه و تاثیر آن بر بینندگان مهمتر است؟!

خلاصه  حق شما هنوز هم در غربت جاهلیت مدرن مغفول مانده است و تنها کشور شیعه هنوز نتوانسته و یا نخواسته است در نشان دادن الگویی از شما برای مردان و زنان استفاده کند!

خیلی متاسفم و غمگینم دلم می خواهد شب وروز گریه کنم.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

دوست دار حضرت زهرا

الگوی فاطمی

وقتی که گریه اش را دیدم دلم براش سوخت!
چه سرنوشت بدی را برای خود رقم زده بود.
وتعجبم وقتی بیشتر شد که گفت:چرا خدا این سرنوشت را برایم رقم زد!؟
گفتم: عزیزم وقتی تو با این پوشش وآرایش در کوچه بازار تردد می کنی، مرد زندگیت هم مثل خودت می شود
منتها با طعم خیانت و ارتباط نامشروع ودر نهایت مقتول شدن در خانه معشوقه اشوهر دارش.
گفتم مگر تو برای زندگی الگو نداری؟
حضرت زهرا نمی شناسی؟
مگر اورا قبول نداری؟

مگر سخن او را در باره مرز زن و مرد نشنیده ای؟

فرموده بهترین حالت زن زمانی است که نه نامحرمی او را ببیند  ونه او نامحرمی را ببیند.

این یعنی اینکه یه زن نباید در هنگام حضور در اجتماع  خود را نمایش دهد وجلب توجه کند.

اگر حضرت زهرا سلام الله علیها  امروز زنده بود و در کوچه و بازار ما حضور پیدا می کرد چه پوششی را انتخاب می کرد؟
جوابش مثبت بود، هم او را دوست داشت هم قبول داشت.
گفتم این چه جور دوست داشتنیه که هیچ شباهتی به ایشان نداری.؟
وقتی کسی را دوست داریم تلاش می کنیم یک نشانه ای از دوستی در رفتار داشته باشیم.
مشخص ترین نشانه، چادر و پوشش زن است که در جامعه نماد یک زن دوست دار حضرت زهرا سلام الله علیها است که یک مرد دوست دار حضرت زهرا سلام الله علیها را وا می دارد تا در انتخاب همسر دقت کند که این نشانه را داشته باشد.
و شما با توجه به این دوستی که ادعا می کنی ، علاوه بر اینکه این نشان را نداری ،نشانه زنان شیطانی را داری طبیعتا مردی که علاقمند به این گونه افکار است را به خودجذب کرده ای.

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

مظلومه هستی

مظلومه نوشت

جوان تورا چه می شود؟!
چرا نسبت به لطف پرودگارت غافلی؟!
چرا در زندگی سرگردان هستی ، و هیچ چیز تو را راضی نمی کند؟!
هر روز به یک مد لباس و آرایش…گرفتاری؟
مگر چند صباح عمر خواهی کرد؟!
مگر در اندیشه اینده ات نیستی؟!

مگر دنبال لذت نیستی؟!
اگر به زندگی بهشتی فکر می کنی با این روش به بهشت دنیا که نمی رسی هیچ، بهشت آخرت را هم در خواب نخواهی دید!
معمولا جوان کنجکاو و جستجو گر است، کمی فکر کن به وضع حال و آینده ات!
حتما ته فطرتت نقطه های روشنی سوسو می کند، با همین کورسو  هم می توانی شروع کنی راه را پیدا کنی!
خصوصا در این روزها ، که یاد غم های مولا علی و فرزندانش در مدینه دهان به دهان و گوش به گوش همراه نسیم در بقیع می گذرد.
و می دانم که تو هم می خواهی عزادار بانوی دو عالم باشی!
پس بیا در این ایام شهادت نکته هایی را از زندگی حضرت  زهرا سلام الله علیها برداشت کن.
زرنگی کن کنجکاویت را برای هر موضوع مبهمی مصرف نکن؟!
ببین چرا فاطمه شد چرا زهرا شد چرا ام ابیها شد!؟؟؟
برای بهشت دنیات ازش نقشه بخواه!
به پهلوی شکسته اش سوگند، همین که در دلت خطور کند،دستت را می گیرد و راه بهشت دنیا و آخرت را نشانت می دهد!

 

اشتراک گذاری این مطلب!

دزد هم دزد انقلابی

شب های حکومت نظامی ،هیچکس حق نداشت در خیابان تردد کنه، مردم روز که می رفتند سر کار با مغازه غارت شده ربرو می شدند.
وقتی به کلانتری شکایت می کردند، آنها هم اظهار بی اطلاعی می کردند.
مردم بی پناه نمی دانستند باید به چه کسی حرفشان را بزنند و داد از چه کسی بخواهند.
خلاصه یه مشکل بزرگی برای مردم قم شده بود. که نه حکومت جازه می داد که مردم از اموال خودشون حفاظت کنند نه نیرو های دولتی حمایت می کردند.
تا اینکه دزد های قم دست بکار شدند و یه اعلامیه بلند بالا نوشتند،و به مردم شریف قم اطلاع دادند که تا نابودی شاه هرگز دزدی نمی کنند ، و هر چه دزدی در این شبهای پر التهاب اتفاق افتاده کار خود ساوک و نیروهای دولت شاه است.
ومعلوم شد که که دزدی آن شب ها کار رژیم بوده است.

اشتراک گذاری این مطلب!

کتابی که شرمنده ام کرد

.ابرهیم فرمانده عارف

وقتی کتاب خاطرات ابراهیم هادی را می خوانی ،رفتار های عجیبی او  را می بینی، کسی که نه عرفان خونده نه تفسیر خونده نه استادی برای سیر و سلوک داشته ،کار هایی که در خاطرات بعضی علما می خواندیم مثل این خاطره.

….داخل اتاق نشسته بودیم. مهمان داشتیم. صدایی از داخل کوچه آمد. ابراهیم سریع از پنجره نگاه کرد.شخصی موتور شوهر خواهر او را برداشته ودر حال فرار بود. بگیرش، دزد،دزد ! بعد هم سریع دوید دم در. یکی از بچه های محل لگدی به موتور زد. دزد با موتور نقش بر زمین شد. تکه آهن روی زمین دست دزد را برید. خون جاری شد. چهره دزد پر از ترس بود و اضطراب. درد می کشید. ابراهیم رسید. موتور را برداشت و روشن کرد: سریع سوار شو! رفتند درمانگاه، با همان موتور. دستش را پانسمان کردند و بعد باهم رفتند مسجد! بعد از نماز کنارش نشست؛ چرا دزدی میکنی؟! آخه پول حرام که… دزد گریه می کرد. بعد به حرف آمد: همه اینها را می دانم. بیکارم. زن و بچه دارم. از شهرستان آمده ام و مجبور شدم. ابراهیم فکری کرد. رفت پیش یکی از نمازگزارها و با او صحبت کرد. خوشحال برگشت و گفت: خداراشکر، شغل مناسبی برایت فراهم شد. از فردا برو سرکار. این پول را هم بگیر، از خدا بخواه کمکت کند. همیشه به دنبال حلال باش. مال حرام زندگی را به آتش می کشد. پول حلال کم هم باشد برکت دارد.

خواندن این رفتار ها شرمنده ام می کند .چه زیبا آرزوی  امام شهدا آرزو می کرد کاش با بسیجیان محشور شود.

اشتراک گذاری این مطلب!

کتابی مخوف

شاه فرح مخوف ترین موجود تاریخ

خاطرات من و فرح پهلوی

نویسنده : دلدم – اسکندر

 

به نظر من نسل چهارم انقلاب از زمان شاه و خفقان و فقر بدبختی ملت ایران بی خبر هستند و مصیبت های آن زمان را ندیده اند و نه شنیده اند و این روز ها در فضای مجازی زمان طاغوت را با انقلاب مقایسه می کنند که بسیار ناسپاسی می کنند ، بنده با اینکه یک سوم عمرم در زمان طاغوت طی کردم و بسیاری از مفاسد تا حدی دیده بودم و می شنیدم با این حال وقتی این کتاب را خواندم بسیار اندوهگین شدم و هر وقت ماجراهای کتاب در ذهنم خطور می کند بغض گلویم را می فشارد، که بر ملت ایران چه گذشته است و پست ترین افراد بر مردم حکومت می کردند.


کتاب سه جلدی, حاوی خاطرات نویسنده از سال‌ها فعالیت در عرصه مطبوعات در دوره پهلوی است که طی آن افزون بر شرح فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی خود, اطلاعاتی درباره دربار محمدرضا شاه پهلوی و شخصیت‌های سیاسی و نظامی آن روز به دست می‌دهد,

همچنین تصویری از رویدادهای مهم سیاسی و اجتماعی و نیز مبارزات آن دوره فراهم می‌آورد .حقایق مربوط به ماجرای مقاله موهن به امام خمینی (ره) به امضای احمد رشیدی مطلق, قتل اسرارآمیز مرحوم غلامرضا تختی, مرگ ابتهاج (صاحب کارخانجات گچ و سیمان تهران) در رودخانه هراز, برخی ماجراهای زندگی خصوصی محمدرضا شاه, شاهپور غلامرضا, فرح و اشرف پهلوی از مطالب این مجموعه به شمار می‌آید, ‘داستان یک شهر ‘…, ‘ساواک’, ‘سرلشکر جاسوس’, ‘کاخ سفید سعدآباد’, ‘قهرمان فساد’, ‘ماجراهایی که هرگز گفته نشد.

اشتراک گذاری این مطلب!

کتابی پر از حقارت

علم یاداشت شاه پلشتی های شاه

 

یادداشت‌های علم اهمیت تاریخی دارد؛

باید بخوانید تا برایتان روشن شود که چه کسانی و با چه اعتقادی بر مردم مظلوم ایران حاکم بودند.

و علم تنها کسی در حکومت پهلوی بوده که یادداشت‌های خود را به یادگار نهاده است. همچنین وی اغلب اوقات خود را با شاه می‌گذراند؛ چه در سفرهای تفریحی چه سیاسی. نقش وی در تصمیم گیری‌های شاه از اهمیت بسیار ویژه‌ای برخوردار بود. چنان‌که خود او چندین بار نیز به این نکته در یادداشت‌های خود اشاره کرده است.


وقتی خاطرات علم را از شاه و خانواده اش می خواندم، از اینکه ملت ایران چگونه گرفتار انسان های پست و بی شرفی بودند و سرنوشت آنهارا رقم می زدند.. اندوه بزرگی بر قلبم سایه می افکند ، وبزرگی قیام امام خمینی «ره» را برای ریشه کن کردن این غده سرطانی را هنوز هم درک نمی کنیم، افسوس می خورم.


افسوسم از کسانی است که در آن روزگار نبودند و اکنون زیر آسمان آبی همه چیز را مهیا می بینند و ناسپاسی می کنند، و آرزوی زمان شاه را دارند ، البته اینها بی بصیرتانی هستند که تاریخ شبیهشان را در زمان امیرالمومنین برایمان باز گو کرده است

اشتراک گذاری این مطلب!

جرعه جرعه کتاب

 پایی که جا ماند نوجوان قهرمان

کتاب پایی که جا ماند 

خاطرات اسارت

سید ناصر حسینی ‍‍‍پور

نوجوان 16 ساله

باید این کتاب ها درس و مشق نوجوانان  باشد تا سبک زندگی و مردانگی را بیاموزند. و نسل جوان از مخاطرات این روزگار که با اعتیاد و ماهواره تباه می شوند آبدیده شده و حفظ شوند.

مدتی بود دنبال کتاب توی کتابخانه می گشتم ولی از کتاب خبری نبود که نبود. و عطش من برای خواندنش لحظه به لحظه بیشتر می شد.

ولی مطمئن بودم که این کتاب را تهیه کرده ام.خیلی خسته شدم هرچه گشتم کمتر پیدا شد.آخرش به  شهدای گمنام  شهرمون متوسل شدم.

از آنوقتی که این شهدا به شهرما آمده اند هر مشکلی ، حاجتی ، گمشده ای داشتم با توسل به شهدا حل  می شد.دوباره به شهدا متوسل شدم که باید این کتاب را بخونم.

براشون شادی روحشون صلوات فرستادم.، همینکه وارد کتابخانه شدم درست کنار در ورودی روی قفسه کتابخانه گذاشته بودند به طوری که عکس روی جلد دیده می شد یعنی کتاب یرعکس بود.در حالیکه بارها اون قفسه خالی را با چشمانم تست کرده بودم!


….در حالی که سرم پایین بود، کنارم نشست، موهایم را گرفت و سرم را بالا آورد؛ چنان به صورتم زل زد، احساس کردم اولین بار است ایرانی می‌بیند. بیشتر نظامیان از همان لحظه اول اسارتم ایستاده بودنداطرافم و نمی‌رفتند. … با تشر یکی از فرماندهان و یا افسران ارشدشان آن جا را ترک می‌کردند. چند نظامی جدید آمدند. یکی از آنها با پوتین به صورتم خاک پاشید. چشمانم پر از خاک شد. دلم می‌خواست دست‌هایم باز بود تا چشم هایم را بمالم. کلمات و جملاتی بین آنها رد و بدل می‌شد که در ذهنم مانده. فحش‌ها و توهین‌هایی که روزهای بعد در العماره و بغداد زیاد شنیدم. یکی‌شان که آدم میان سالی بود گفت: لعنه الله علیکم ایها الایرانیون المجوس. دیگری گفت: الایرانیون اعداء العرب. دیگر افسر عراقی که مودب تر از بقیه به نظر می‌رسید، گفت: لیش اجیت للحرب؟ چرا آمدی جبهه؟ بعد که جوابی از من نشنید، گفت: بکشمت؟ آنها با حرف‌هایی که زدند، خودشان را تخلیه کردند.

اشتراک گذاری این مطلب!

نوشیدن کتابی سرشار از غرور

 من زنده ام شجاعت و مقاومت ستودنی

زیباترین کتابی که خواندم
کتاب من زنده ام
خاطرات دوران اسارت
به قلم معصومه آباد
در این روزهای اباحه گری وبدعت چهار شنبه سفید، غفلت و فراموشی از روزهای سخت جنگ و دفاع مقدس ، لازم است که کتاب من زنده ام را بخوانیم و با گوشت و پوستمان روز های سخت را حتی اگر یک دهم آن را احساس کنیم.

مهم است، هرچند شنیدن کی بود مانند دیدن، ولی همان یک دهم را هم اگر بتوانی احساس کنی که یک دختر هفده ساله در اسارت چگونه توانسته تحمل کند و ارزشهای اعتقادی خود را حفظ کند و به آن ببالد .درس آموز سبک زندگی است.


…دندان های مان به پوسیدگی می رفت…به قیس فهماندیم که یک مسواک برای چهار نفرمان لازم است….قیس لطف کرد یک مسواک که از میان جوی آب یا فاضلاب پیدا کرده بود آورد…. برای رفع مشکل هرکسی از موهای خود مسواک درست کرد و حتی از موها به عنوان نخ دندان استفاده می کردیم.

ص299

اشتراک گذاری این مطلب!

کتابی که هضم کردم

عصر ظهور علی کورانی کتاب با نشانه های ظهور  از احادیث وروایات

با توجه به فریب خوردگان بسیاری که به علت علاقه شدید نسبت به امام عصر  عج و نداشتن اطلاعات لازم در باره ظهور و نشانه های آن خیلی زود فریب می خورند.

بنابراین این کتاب هم شیرین است هم دقیق است و اطلاعات خوبی میدهد.

کتاب که این هفته خوانده ام
کتاب عصر ظهور نوشته علی کورانی
ترجمه عباس جلالی
نویسنده کتاب ،علامه، استاد علی کورانی ، از علمای مبارز و ادیب و خوش ذوق لبنان است از منطقه« جبل عامل» که علاوه بر سوابق مجاهدت و تلاش چشمگیر در لبنان و عراق و کشور های عربی حوزه خلیج فارس ،نقش فعال و پر ثمر امروز او در ارتباط با قضایای انقلاب اسلامی ایران و عراق و….


ایشان از مدتی پیش به ایران آمده و در قم ساکن گشت، و آثاری متنوع و محققانه تالیف کرد که کتاب عصر ظهور یکی از آن آثار است.
هدف این کتاب ارئه سیمایی از عصر و ز مان امام مهدی و قیام مقدس آن حضرت است که از آیات وروایات استفاده می شود.

اشتراک گذاری این مطلب!

من عاشق شدم

 

وارد صحن طلا شدیم که مادرم به خواهرم گفت :همینجا وایسا اون آقارو نگاه کن، بهش میگن حاج آقا روح الله، من پنج ساله بودم وسط مادر و خواهرم ایستاده بودم؛ اولین بار بود که می دیدمش!!!

________________________________________

امام خمینی آن زمان به حاج آقا روح الله معروف بود.همراه فرزند شهیدش حاج آقا مصطفی و چند نفر دیگر از علما،از صحن آیینه حضرت معصومه به صحن طلا وارد می شدن. از همان روز و همان دیدار، محبت امام در قلبم نفوذ کرد و طعم عشق به انسان کامل را تجربه کردم و همچنان تصویرش در قلبم حک شده است.

السلام علیک یا روح الله

اشتراک گذاری این مطلب!

مناجات های فاطمه سلام الله علیها

تو از هر عیبی به دور هستی، صاحب عزت و شوه هستی، تو همیشه بر جهان، قدرت داری، همه کاره این جهان تو هستی!

خدایا! من تورا حمد و ستایش می کنم، تو بودی که به من نعمت علم و آگاهی دادی. از تو ممنونم که مرا تسلیم قرآن قرار دادی تا دستورات تو را که در کتاب آسمانی امده است، اطاعت کنم، ممنون تو هستم  که به دین خود هدایت کردی ونور ایمانرا در دل من قراردادی و مرا از کفر و شرک نجات دادی!

اکنون که در حق من لطف کرده ای و این خوبی ها را به من داده ای، من به لطف تو محتاج ترم، پس لطف خودت را در حق من کامل کن! من از تو می خواهم که مناجات کسانی که زیاد توبه می کنند را به من عطا کنی تا من همانند آنان از گناهانم توبه کنم، آنان چگونه به درگاه تو رو می کنند، اشک می ریزند، با چه سخنانی تو را راضی میکنند، به من توفیق بده همانند آنان به درگاه تو زاری کنم و مثل آنان از تو عذرخواهی کنم، توبه کنندگان واقعی بعد از توبه به عمل رو می آورند و گذشته خود را جبران می کنند، به من هم توفیق جبران گذشته را عنایت کن!

خدایا! کسانی که در راه تو تلاش می کنند به نجات  ورستگاری می رسند، مراهم مانند آنان به نجات و رستگاری برسان و ثواب آنان را به من عطا کن!

منبه: دعای مادرم

اشتراک گذاری این مطلب!

راز دفن شبانه

راز دفن شبانه و قبر مخفی چیست؟

لحظه ای درنگ می کنم و به این جمله فکر می نمایم

«واجعل الموت خیر غایب انتظره»

«خدایا! از تو می خواهم مرا منتظر مرگ قرار بدهی آن گونه که در انتظارآمدن بهترین عزیزانم هستم»!

به راستی فاطمه سلام الله علیها دنیا و مرگ را چگونه می بینید؟

من که مثل بقیه مردم  در  جستجوی دنیای بیشتر هستم ، فکرمی کنم با ثروت بیشتر به آرامش می رسم،

اما زهی خیال باطل!دنیا به هیچ کس آرامش نداده است،دنیا(این عروس هزار داماد) دل ها را می فریبد و به هیچ کس وفا نمی کند،

وقتی به آن می رسم، از من جدا می شود، و مرا رها می کند و با دلی پر از حسرت، تنها می مانم!

حضرت فاطمه می خواهد من و تو اهل معرفت شویم، خودمان و دنیا را بشناسیم، اگر بفهیم مسافری هستیم که باید به وطن خود بازگردیم، دیگر اسیر دنیا نمی شویم.

اشتراک گذاری این مطلب!

خانه آسمانی در آتش

 

خانه بهشتی  فاطمه خانه ولایت
شعله های آتش زبانه می کشید،در چوبی در حال سوختن بود،فریاد بچه ها از هر طرف به گوش می رسید، یک لشکر برای تصاحب خانه ای آمده اند که محل نزول وحی بود.

مزدوران ایستاده در کوچه،سلاح بر دست برای دستگیری امام امتشان.

کوچه مملو از ازدحام جمعیت،عده ای مشغول جمع آوری هیزم بودند، عده ای هم تماشاگر، بی آن که اعتراضی کنند.

دخت پیغمبر از پشت در با قلبی پر از اندوه برای مردمی که قلبشان قسی تر از سنگ و دل هایشان پر از کینه شده بود،سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله را یادآور می شد،انگار حسادت و لجاجت روی چشمهایشان پرده افکنده که جز باطل چیزی نمی بینند، و گوش هایشان از شنیدن سخن حق کر شده است.


در نیم سوخته با بی حرمتی کوبیده شد و به خانه اهل بیت هجوم بردند.خانه پر شد از مردم مدینه، مردمانی که عهد بسته بودند حافظ خانه و اهل خانه پیغمبر باشند.

آسمان مدینه گرفته بود، دین در اوج مظلومیت بود، خطبه های فاطمه سلام الله علیها،دل هر انسانی را می لرزاند در حیاط خانه علی علیه السلام مردمانی در رفت و آمد بودند که انگار مرده اند،اگر دنیا در چشم انسان بزرگ شود کار را به جایی می رساند که به نور خدا تعرض می کند و نمی داند که راه هدایتش ار این رهگذر است .

مهم نیست انسان چقدر عمر می کند مهم این است که عمر خود را چگونه سپری می کند خداوند انسان را بر سر بزنگاه می آزماید.

نفس گر درست تربیت شود،در راستای حق قرار می گیرد.
باشد خدا ما را از مدافعان ولایت و امامت قرار دهد.

پریسا عبادی

اشتراک گذاری این مطلب!

حتی تاریخ شهادتم در ابهام

شهادت فاطمیه چرا دو تاریخ

(آیت الله مقتدایی)کنار بقیع ایستاده بودم و از پشت نرده ها با حسرت برای زیارت مدفن غریب اهل بیت غصه می خوردم، که یک عالمی با تعدادی از علما که اطراف او را گرفته بودند برای زیارت بقیع آمدند و شرطه ها هم بلافاصله در را برای ورود آنها باز کردند ، هنگام ورود آن عالم بزرگوار به من اشاره کرد که بیا، من هم وارد شدم.


بعد از آشنایی متوجه شدم که فرزند مرحوم کاشف الغطاء است.سر صحبت را باز کرد و خاطره ای از پدر بزرگوارش برایم بیان کرد.


«نیمه شب بود کوبه در به صدا درآمد و من در حال تحقیق بودم، از لابلای کتب بیرون آمدم و به طرف در کوچه رفتم، در حالیکه مضطرب بودم که این موقع شب چه کسی پشت در است؟
در را باز کردم وبا شگفتی مادرم را پشت در دیدم! مادرم وارد شد و با عتاب به من گفت: پسرم چکار کردی که هم اکنون حضرت زهرا سلام الله علیها را در خواب دیدم به من فرمود: به پسرت بگو من خودم می خواهم شهادتم در ابهام دو تاریخ باشد.


آیت الله کاشف الغطاء برای فرزندش نقل کرد که وقتی این پیام را از حضرت زهرا سلام الله علیها توسط مادرم شنیدم ، تمام بدنم یخ کرد.


مدتی بود که شیعیان به مراجعه می کردند و از شماتت اهل سنت مبنی بر اینکه شیعیان ادعا دارند بر شهادت حضرت زهرا، ولی خودشان هم نمی دانند تاریخ شهادت چه روزی است؟
و از من خواستند در میان احادیث جستجو کنم و واقعیت را مشخص نمایم.
من هم برخود لازم دانستم که تحقیق کنم ، و بعد از پیغام حضرت زهرا سلام الله علیها تحقیق موضوع را کنار گذاشتم.»

 

اشتراک گذاری این مطلب!

خانمها شعار می دادند

خانه مان با خیابون فاصله کمی داشت. برای همین هر اتفاقی توی خیابون می افتاد من بدون اطلاع خانواده بسرعت سر خیابون می رسیدم. خانوم هایی را دیدم که با یک دست قرآن داشتند و با دست دیگرشان به سینه می زدن و شعار می دادن «ما تابع قرآنیم رفراندم نمی‌خواهیم»،«اسلام پیروز است، استبداد محکوم است.»، «مرگ بر این دولت قانون‌شکن»، و به طرف حرم حضرت معصومه سلام الله علیها می رفتند.

خانه ما این طرف رودخانه بود و حرم حضرت معصومه سلام الله علیها آن طرف رودخانه.
مغازه دارها بلافاصله در مغازه هاشون را بستن و تعطیل کردن.و من دوان دوان آمدم به خواهرم خبر دادم که چه اتفاقاتی رو دیده بودم که بعد از یکی دوساعت باز صدای شعار دادن جمعیت زیادی را شنیدم دوباره به سر خیابون دویدم ،این بار چماقدارهای اوباشی که از طرف شهربانی اجیر شده بودن با شعار جاوید شاه با چماق هایی به طول یک متر و نیم به شیشه ها و درب مغازه می زدن دو همه چیز را می شکستن!!!
برای بار دوم به خانه آمدم تا این خبر رو هم به خواهرم بگم، که دیدم همسایه مان آمده توی حیاط و گریه می کند و به سرو صورت خودش می زنه و اسم پسرهاش رو می گه و طبق معمول باز مادرم رفته بود تظاهرات ، و خواهرم که 12 ساله بود بهش دلداری می داد ولی او آروم نمی گرفت و از حال رفت، و با آب قند حالش بهتر شد !!!
خواهرم دیگه اجازه نداد برم سرخیابون ،تا اینکه مادرم از تظاهرات برگشت.چون شش ساله  بودم خیلی از علت حادثه مطلع نشدم! با تحلیلی که از بزرگترها شنیدم  فهمیدم آن اتفاقات مربوط به سوم بهمن و ماجرای رفراندم انقلاب سفید شاه و طرح انجمن‌های ايالتی و ولايتی بوده و مردم با فرمان اعتراض امام خمینی به خیابان ریختن و اعتراض به آمدن شاه دارند و می خواهند از تصویب  لایحه جلو گیری کنن!که در آن روز طلاب و مردم شهید و زخمی شده بودن.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

مستشار آمریکایی با شرت

مستشار  را کشتند

با مادرم رفته بودیم بازار،بازار سقف دار قم، اون زمان ده سالم بود .سال 1344 بود . چند نفر از مستشار های آمریکایی وارد بازار شدند. به جای شلوار شُرت داشتند، شرتی که بالای رانشون بود . با زنهاشون که با موهای زرد و لباس نیمه برهنه. مردم که از دست شاه و مزدور هاش خسته شده بودند . تازه دو سه سالی از تبعید حاج آقا روح الله می گذشت ،

و بعد از کشتار 15 خرداد، شاه و آمریکایی ها فکر می کردند که حساب مردم را رسیده اند خصوصا مردم قم، دیگه باخیال راحت می آمدند قم و توی بازار گشت گذار می کردند.قم یه شهر مذهبی بود برای آمریکایی چیز دیدنی نداشت ، نه زنهای بی حجاب داشت «چون هر بی حجابی وارد قم می شد کسبه و مردم همه با هم فریاد می زدند و می گفتن (الیوک) مسافر های بی حجاب فوری فرار را بر قرار ترجیح می دادند »نه مشروب فروشی داشت،مشروب فروشی هارو بچه های باغیرت آتش می زدنند«آتش باختیار» من هاج واج   قیافه های آمریکایی ها و لباسشون شده بودم و نگاه می کردم، یه مرتبه یه جوون با یه میله آهنی محکم کوبید توی سر مستشار و بلافاصله خم شد و ازلا به لای خانمها که جلوی مغازه پارچه فروشی بودند فرار کرد تا پاسبان هایی که محافظ مستشار ها بودند با خبر شدند ، مردم هم اون جوون را حمایت کردند تا بتواند فرار کند. سر مزدور آمریکایی شکسته بود خون روی صورتش را گرفت! گفتیم وقتی شما در کشور ما علاوه بر حقوق حق توحش هم می گیرید لاقل کتکی بخورید .

اشتراک گذاری این مطلب!

این «یُغَییرُ مابِاَنفُسِهِم »ملت ایران منشا پیروزی شد

ملت ایران با پیروی از ولایت  پیروز شد

تحول درونى ملت؛ منشأ انقلاب اسلامى‏
انقلابى كه در ايران واقع شد، قبل از انقلاب مهم كه كوبنده بود، يك انقلابى در باطن مردم حاصل شد. آن انقلابِ گرايش اقشار ملت به اسلامى (بود) كه تا اين عصر خصوصاً در اين سده‏ هاى آخر به طاق نسيان سپرده شده بود و از اسلام جز يك آداب خشك كه هيچ به حال ديگران ضررى نداشت و هيچ در فكر ملت ها نبودند، همين باقى مانده بود. اين ملت به خواست خداى تبارك و تعالى و با عنايات خاصه او، اول منقلب در معنويات شد، جوان ها از آن حال سابق برگشتند به يك حال اسلامى و فهميدند كه اسلام چه بايد باشد و چه بايد بكند، دنبال او آن انقلاب حاصل شد. اگر آن مسأله حاصل نشده بود، انقلاب اينجا هم مثل يكى از انقلاب هاى ديگرى بود كه حالشان را مى‏ بينيد و ديديد. آن‏ چيزى كه در اينجا حاصل شد و بايد او را جزء معجزات حساب بكنيم، همان انقلاب درونى اين ملت بود. انقلاب درونى اين ملت موجب شد كه اين انقلاب پيدا شد و همان انقلاب درونى آن‏ها و شناخت آن‏ها از اسلام و توجه آن‏ها به خداى تبارك و تعالى موجب شد كه در تمام اين دوره‏اى كه ما در آن هستيم، از اوّلى كه قيام شد و بعد به انقلاب مبدل شد و بعد پيروز شد و تا الآن، روز به روز مى ‏بينيد كه حضور ملت و تعهد ملت رو به افزايش است. اين نه براى انقلاب است؛ براى انقلاب درونى است. ما بايد پيروزى را از انقلاب درونى مردم جستجو كنيم و تا اين معنا حاصل نشود، انقلاب‏ها يك انقلابهاى تحويل قدرت از او به قدرت ديگر است و وضع براى ملت همان جور كه بوده، مى‏ باشد.

(صحيفه امام، ج ۱۹، ص ۴۷۹)

اشتراک گذاری این مطلب!

آمریکایی مست به خواهرم حمله...

 

سال 1362به عنوان روحانی گروه توپخانه رفته بود اهواز؛ با یه فرمانده ارتشی آشنا شد که بعضی وقت ها که خبری از عملیات و حمله نبود از خاطراتش می گفت و خیلی خدا رو شکر می کرد که در زمان انقلاب خدمت می کنه می گفت اگر همیشه در جبهه باشه هیچ وقت خسته نمیشه، برای اینکه مردم از سلطه خارجی و تجاوزات شون راحت باشند، برای اینکه مردم احساس ذلت نکنند، می گفت از تحقیر شدن در زمان شاه خسته شده بودم و از دوران بد کودکی و نوجوانی اش می گفت: که آمریکایی ها در شهرشون جولان می دادند و بد مستی می کردند و هیچ دختر پسر و زنی جرات نداشت تنهایی در روز روشن در کوچه خیابونای اهواز رفت و آمد کنه! هرچه که خوب بود مال آمریکایها بود! خونه خوب با کولرهای مجهز،  سربازای ایرانی هم یا گماشته آدمهای شاه بودند یا محافظ آمریکایها! و علاوه بر حقوقشان از مالیات مردم حق توحش می گرفتند!!!!
و یه روز از انگیزه ارتشی شدنش گفت:

ادامه »

خدایا نعمت انقلاب را بخاطر نا سپاسی بی بصیرتان از ما نگیر

امام خمینی روح خدا مردی برای همه قرون

ضرورت بازخوانى حقايق تاريخ انقلاب اسلامى‏
در آستانه دهه فجر و سى و نهمين سالگرد ورود امام خمينى(ره) به ميهن و پيروزى انقلاب اسلامى، يادآورى خاطرات دوران انقلاب از دو جهت حائز اهميت است:
اوّل - شناخت چهره واقعى رژيم فاسد ستمشاهى كه بيشتر به عمله و نوكرى حلقه به‏گوش مي‏ ماند براى غربى‏ها به‏ ويژه آمريكاى جنايتكار تا جايى‏كه امام خمينى(ره) مى ‏فرمودند: «در ذلت آن روز ملت ايران همين بس كه طبق لايحه كاپيتولاسيون، يك سگ آمريكايى بر شاه ايران شرف داشت و اگر كسى متعرض سگ آمريكايى مى‏ شد بايد محاكمه مى ‏گرديد و اگر يكى از مستشاران آمريكايى به شاه ايران متعرض مى‏ شد، كسى حق دخالت و يا اعتراضى نداشت.» در بيان ذلت و خوارى و بردگى آن ‏روزها متأسفانه كمتر سخن گفته مى‏ شود در حالى‏كه در سطح كشور حدود ۶۰ هزار مستشار آمريكايى جولان مى‏ دادند و براى غارت ثروت ملى ايران از يكديگر سبقت مى‏ گرفتند و از این گذشته براى حضورشان در ايران حق توحش نيز دريافت مى‏ كردند.

در آن دوران تنها سران و عوامل رژيم و وابستگان به شاه از همه ‏چيز برخوردار بودند و توده ملت به‏ دور از كمترين امكاناتى به اميد نجات از خفقان و ظلم و چشيدن طعم آزادى لحظه ‏شمارى مى ‏كردند.
دوم - يادآورى آثار و بركات مادى و معنوى انقلاب اسلامى كه از آن‏جمله است بازگشت عزت به كشور ايران و ملت سلحشور و غيور آن، توأم با استقلال و رهايى از بردگى قدرتهاى ظالم و زورگو و اقتدارى كه اكنون ايران را بر بام عزت جهانى قرار داده است.

در درك واقعيت اين اقتدار همين بس كه ملت ايران در ۴ دهه مبارزه با آمريكا و رژيم صهيونيستى اسرائيل و اذنابشان، بارها و بارها در عرصه‏ هاى مختلف، بينى آن‏ها را به خاك ماليده است و به فضل الهى نصرت جبهه حق را به رخ دنيا كشيده است.

آنچه در اين‏ راستا لازم به يادآورى است، نقل واقعيت هاى تاريخ براى نسل جوان است. نسلى كه بايد افتخار كند به مجاهدات و مبارزات پدران و پيشينيان خود چراكه اين روزها يكى از اهداف دشمنان ملت ايران، تحريف تاريخ انقلاب و وارونه جلوه دادن آن است.

پ ن

متاسفانه مدت 10 سالی می شود  که هر وقت سوار تاکسی  وماشین های عمومی می شوم ، از دهان راننده ویا مسافران بی بصیرت سخنانی را می شنوم که قلبم درد می گیرد. «زمان شاه همه چیز ارزون بود با یک ریال باغ می خریدند! پرسیدم شما چند تا باغ یک ریالی خریدید؟ مردک ساکت شد چون همان یک ریال را هم نداشت!» و راننده ای هذیان می گفت که سنش به قبل از انقلاب نمی رسید: می گفت این موشک ها که سپاه ادعای ساختن آنها را دارد ،شاه خودش از آمریکا خریده بود و در انبار هایش برای ملت مخفی کرده بود!! اکنون هم فضای مجازی پر از مزخرفات سلطنت طلبان شده که اختلاس ها و حقوق نجومی بگیران در میان مسئولین را بهانه می کنند و انقلاب را با زمان شاه مقایسه می کنند! واین رفتار ها برای جوانان بی خبر از آن دروه سم مهلکی می باشد، باید نخبگان فکری به حال فضای فرهنگی جامعه بکنند.

اشتراک گذاری این مطلب!

22 بهمن روز خوش پیروزی

دهه مبارک فجر
دهه فجر از 12 تا 22 بهمن ماه،روز هایی ماندگار و فراموش ناشدنی در تاریخ ملت بزرگ ماست،روز های پیروزی انقلاب اسلامی است،انقلابی که رساترین فریاد تاریخ،یعنی امام امت،آن را رهبری کردوبه فرجام رساند و برای حفظ آن با تمام وجود تلاش کرد.انقلابی که مبتنی بر بینش عمیق توحیدی و الهام گرفته از انقلاب سرخ عاشورای حسینی بود،که در آن عده ای قلیل با اعتقادی وسیع و راسخ،نیرو های کفر و باطل را شکست دادند و چشم قدرتمندان را خیره ساختند.
دهه فجر،فرصت بازنگری در ارزش ها و آرمانهاست:وقتی که امام آمد،ستم رفت، شاه رفت و پلیدی و تباهی و سیاهی رخت بر بست. وقتی که امام آمد، لاله ها سر از خاک برآوردند و فرشی برای گام های پر صلابت او شدند.
وقتی که امام آمد، آزادی به خانهها برگشت، ما استقلال خویش را باز یافتیم و جمهوری اسلامی با دست مبارک او بنیادنهاده شد.
پیروزی انقلاب اسلامی ایران،بدون شک معجزه ای الهی بود که به دست معجزه گر مردی از سلاله پاک رسول خداصلی الله علیه و آله به انجام رسید و چشم امید مظلومان و مستضعفان جهان را به خود خیره ساخت.تاثیر سریع انقلاب اسلامی در منطقه وبرآشفتن شعله خشم مردم مسلمان و غیر مسلمان در بسیاری از کشورهای تحت سلطه استعمار گواه روشنی بر اینمدعاست: زیرا در کمتر مقطعی از تاریخ، شاهد پیروزی و تاثیرگذاری قاطع مردم بر حکومت فاسد بوده ایم.
مهم ترین و اساسی ترین عامل پیروزی انقلاب اسلامی ،قیام مردم برای خدا بود و این نکته اساسی برای غربی ها و افراد سیاسی مادی گرا که پیوسته به دنبال داشتن رفاه بیشتر هستند، قابل درک نبود.حضرت امام(ره) پیش از آنکه مردم را به انقلاب برضد طاغوت وادارد، انقلابی در درون دل هایشان آغاز کرد.بنابراین انقلاب اسلامی ایران، انقلابی بود بر ضد تمام ارزش های به ارث مانده از دوران ستم شاهی: انقلابی بود در روش ها، منش ها، سنت های جاهلی.
کبری تقی زاده

اشتراک گذاری این مطلب!

مرگ بر شاه بازی کودکان...

شب های حکومت نظامی سال 1357 بود.
شاه برای جلوگیری از تکبیرهای شبانه ملت تو هر محله چندتا تانگ مستقر کرده بود.از جمله محله ما ،آنهم کجا ،ته خیابون نیروگاه قم ،تو محوطه نیروگاه برق!
آخه ملت شب ها می رفتند بالای پشت بوم ها و یکی می گفت بگو، “مرگ بر شاه"همه پاسخ می دادن .یکی از لیدرهای محله دختر 5ساله من بود!
با صدا ی تیز و بلندی که داشت فریاد می زد بگو؛ همه کوچه می گفتند: “مرگ بر شاه"! که یهو صدای شلیک تیر های هوایی شروع می شد، قرار بود که هروقت صدای شلیک تیر اومد همه بریم پایین تا گلوله بهمون اصابت نکنه که این دختر کوچولوی ما گرم شعار دادن شده بود که هرچه اصرار می کردیم بیا بریم ، حاضر نبود پایین بیاد!
ازهاری که نخست وزیر بود رفت تو مجلس و گفت : هیچ کس بالای پشت بوم ها نیست این ها نواره که ضبط کردن و پخش می کنند!

فردای اون روز ملت ریختند تو خیابونا و شعار دادن، ازهاری گوساله بازم میگی نواره نوار که پا نداره !

بعد از “مرگ بر شاه بازی “به قول بچه ها، از ساعت دوازده شب به بعد تا صبح صدای دلخراش شنی های تانگ ها تو خیابان تا صبح خواب مان را خراب می کرد !

احساسی که از آن صدا در ذهنم تصور می شد؛ صدای شنکجه شدن مردم بی دفاعی بود که در زندان ها بودن.خلاصه شبها را با کابوس به صبح می رساندیم!

کودکانی که تقریبا سه چار سال بزرگتر از دخترم بودن توی این همایش همکاری می کردن،  مجتبی و عباس رازینی دوتا داداش بودند ، وقتی انقلاب پیروز شد و جنگ شروع شد  وبه سن سیزده چهارده سالگی رسیدند عازم جبهه شدند و در نهایت شربت شهادت را چشیدند ،روحشان شاد

اشتراک گذاری این مطلب!

مادر مدارک دستگیری پدر توسط ساواک

مادرهنوزهم مدارک دستگیری وقراربازداشت های پدر توسط ساواک رانگه داشته،

وهمیشه ازآن روزهامی گوید.

از دل نگرانی ها و اضطراب روزهایی که پدر اعلامیه ها و نوارهای امام را لای پارچه ها از مغازه می آورد،ازمحاصره همیشگی خانه مان بخاطرحضور روحانیان درخانه و از شکستن شیشه های مغازه مان توسط مخالفان و از بالابردن عکس امام وسط عزاداری توسط پدر،

از پرتاب سنگ به خانه توسط مخالفان که یادم هست و از اولین روز خرید تلویزیون که امام را نشان داد. وسرانجام پدر با زخم ها  و جراحت  هایی که بعد انقلاب در جبهه ها به او اصابت کرده بود به شهادت رسید . اما هرگز اجازه نداد نام او را جزءجانبازان ثبت کنند و وصیت کرد که روی سنگ قبرش هم نام شهید ننویسند.

خدایاشکرت که فرزندپدرو مادرانقلابی هستم.

روحش با امام شهدا شاد باد

معین فر

اشتراک گذاری این مطلب!

مخفی کردن اعلامیه ها

 اعلامیه امام خمینی علیه شاه تکثیر وپخش

 سال 1356 بود اعلامیه های امام را باید تکثیر می کردیم و شبانه به دیوارهای کوچه و خیابان می چسباندیم.
این کار با امکانات ابتدایی صورت می گرفت. اولین کار، بدست آوردن نوار سخنرانی امام بود. که دست بدست می چرخید تا بدستمان می رسید.
برای مخفی کردنش از دست ماموران ساواک، همه نوارها را داخل یه کیسه کرده بودیم، با یک نخ محکم کیسه را می بستیم از پشت بام داخل لوله دودکش بخاری آویزان می کردیم. چون ساواک وقتی به خانه کسی که مشکوک می شد، هجوم می برد و از خاک توی باغچه گرفته تا گونی برنج را جستجو می کرد!

بعد از تهیه نوار سخنرانی های امام، باید چند نفری گوش می کردیم و پیام امام را می نوشتیم. محتواي اين پيام ها افشاگري امام خميني(ره) از جنايات شاه و دولت و دعوت از مردم براي ادامة مبارزه بود. امام خمینی براي مناسبت هاي مختلف مذهبي و حوادث پيش آمده مانند كشتار مردم  قم و به دنبال آن شهرهاي مختلف پيام هاي عمومي يا اختصاصي صادر مي كردند و يا به دليل همزماني با ماه هاي مذهبي از آن استفاده كرده و مردم را براي مبارزه و اتحاد و همبستگي دعوت مي كردند.
برای تکثیر اعلامیه ها از کاربن استفاده می کردیم.برای اینکه کار سرعت بیشتری داشته باشد، قرار شد دوستان همسرم شبها بعد از نماز مغرب، در منزل ما جمع شوند تا اعلامیه ها ی بیشتری نوشته شود. ولی معلوم نبود دقیقا چند نفر می آیند.من هم باید شام شون را تهیه می کردم.اول شب همسرم می گفت به اندازه سه نفر شام بپز بعد نیم ساعت می آمد می گفت برای دو نفر دیگر هم در نظر بگیر، خلاصه این اضافه شدن یه وقت به ده نفر یا بیشترمی رسید!!!

اشتراک گذاری این مطلب!

شخصیت بی نظیر حضرت زینب

 

 

حضرت زینب«علیها سلام»بانوی بزرگوار بنی هاشم و دختر بزرگ امام علی «علیه السلام» است

و پس از وفات حضرت فاطمه «سلام الله علیها»، اداره امور داخلی خانه با ایشان بود.

 

امروزه در عرف ما، چنین زنی راکه چنین موقعیتی داشته باشد، بانوی اول می نامند.

حال، حضرت زینب«علیها سلام»با چنین جایگاهی اسیر شده و همه خویشانش به شهادت رسیده اند.

آیا احساس ضعف می کند؟ هرگز.

اشتراک گذاری این مطلب!

نارنجک قنبیتی گاردی های شاه را فراری داد

کودکان بزرگ سربازان در گهواره امام خمینی

سال 1357بود بری خریدن سبزی آمدم سر کوچه بچه های محله دور هم جمع شده بودن و معلوم بود که یه نقشه ای  داشتن، یه تایر ماشین آورده بودن سر کوچه آتش زده بودن و داخل کوچه مرگ برشاه می گفتن،  گاردی ها هم نمی تونستن با ماشین وارد کوچه بشن؛ بچه تا گاردی ها را می دیدن تو پس کوچه ها قایم می شدن. دلشون می خواست تظاهراتشون رو به خیابون بکشن از ترس گاردیها نمی تونستن از کوچه خارج بشن.

از صبح چند بار بچه ها به سر خیابون سرک کشیده بودن،ولی هنوز ماشین گاردی های شاه با مامورای مسلح ایستاده بودن. بچه ها دیگه حوصلشون سر رفته بود.تا سرانجام به فکر شون افتاد با یه نقشه گاردی هارو به ترسونن!

یکی رفت از بقالی محله چندتا قنبیت(نوعی کلم) که به اندازه نارنجک بود گرفت آمد،یکی یه قوطی رنگ بنفش آورد، سریعا رنگش کردن.هرکه می دید خیال می کرد نارنجکه!یکی از بچه ها کلم رو برداشت رفت به نزدیکترین کوچه که به سر خیابون می رسید ،از کنار کوچه یکی از کلم هارو به طرف گاردی ها پرتاب کرد ،پرتاب کردن کلم همان ،رو زمین خوابیدن گاردی ها همان!!

کلم  چرخید و افتاد توی جوی کنار خیابون و همراه فشار آبی که توی جوی آب بود رفت زیر پل و از دید ماموران گم شد.گاردی ها که خیلی ترسیده بودند سریعا سوار ماشین ها شون شدند و فرار و برقرار ترجیح دادند .

بچه ها یه نفس راحتی کشیدند و آماده مرگ برشاه بازی شدند. من هم برای سبزی خریدن  از کوچه خارج شدم وبه سبزی فروشی رفتم.

بچه ها از 6-7-8-9 ساله

اشتراک گذاری این مطلب!

جنایاتی که روز 15 خرداد دیدیم

 

خونه ما درست روبروی مدرسه فیضیه بود، یعنی این طرف رودخونه بود، برا همین هر سخنرانی که می شد ما صداشو می شنیدیم؛ خوب یادم میاد وقتی امام 13 خرداد به شاه گفت کاری نکن که  مردم بیرونت کنند.


بچه ها صبح پانزده خرداد رفتن بیرون ، بعد سر و صدای شعار مردم« یا مرگ یا خمینی »و بعد هم صدای تیر و گلوله میاد حتی چند تا تیر هم می خوره به دیوار حیاطمون، خواهرم برای اینکه گلوله به ما نخوره مارو برد توی اطاق و بعد از تموم شدن سر صدای تیرخودش رفت از پنجره که به کوچه بود سرک کشید تا خبری از بچه ها پیدا کنه، که یه گلوله از کنار دماغش رد شد!!!

بعد از چند لحظه دوباره سرک کشید که با یه کماندو روبروشد!!!! با عصبانیت گفت می خواهی بکشمت؟؟؟!!!!خواهرم با لکنت گفت می خوام بچه هارو پیدا کنم، گفت بیا برو پیداکن.
خواهرم رفت تو کوچه ،ازخونه ما تا سرخیابون 50 متر می شد.خواهرم راه افتاد بطرف خیابون،کماندو هم با نشانه گرفتن اسلحه به طرف اون دنبالش راه افتاد!!!
خواهرم می رسه سر خیابون می بینه جنازه ها کف خیابون افتادن،جوی کنار خیابون بجای آب پراز خونه !!!!تاحال این قدر خون ندیده بود!!! یهو چشماش سیاهی میره می شینه روی زمین دوباره بلند می شه و با پاهای لرزون به طرف چهار راه میره از میون جنازه ها می بینه یه نفر شلوار قهوه ای داره، بطرفش میره ،ولی اون برادرم نبوده یه نوجون12 ساله بوده که مادرشو صدا می کرده، درست همسن برادرم بود؛ که در این حال و هوای خون و کشتار؛ با صدای نکره کماندو«پیداکردی» یادش میاد که اون تعقیبش می کنه!!!!ناامید می شه و برمی گرده خونه، و تا شب گریه و زاری می کنه که جواب مادرم رو چی بده که نتونسته از سه تا پسر بچه 12 -11-9 ساله مواظبت کنه!!!که دم دمای غروب بچه ها از راه پشت بوم یکی یکی پیداشون می شه!!!
که قصه اونا خودش یه فصل دیگه است.
و فردا ی پانزده خرداد همه خیابون شسته شده بودن، نه از جنازه ها خبری بود و نه از خون توی جوی!!!!

اشتراک گذاری این مطلب!

خاطراتم از انقلاب

روز19 دی ماه سال 56 13بود همسرم بعد از اینکه وصیت هاش  و کرد گفت: یه وسیله ای می خوام تا از خودم دفاع کنم، رفتم تو زیر زمین هرچه گشتم چیزی پیدا نکردم، جز یه ساطور سبزی خورد کنی، آوردم  بهش دادم ،گذاشت تو جیبش، گفتم جیب قبات بدرد خورد .وقتی رفت وسوسه شدم که منهم برم مسجد اعظم؛ قرار بود مردم اعتراض کنن، اون روز برای شهادت آقا مصطفی مجلس ختم گرفته بودند، و اون یه بهانه بود تا به شاه و ایادیش اعتراض کنند، چون روز 17 دی ماه به بهانه روز کشف حجاب توی روزنامه به امام خمینی توهین شده بود، شاه فکر می کرد که مردم بعداز 15 سال تبعید بودن امام ؛دیگه فراموش کردن و ترسیدن ، توخونه ها نشسته اند.

بچه هارو شال و کلاه کردم مادر شوهرم پرسید: (بالا هارا گدیر سن )کجا میری گفتم میرم مسجد اعظم گفت (بیز ده گلیریخ)ماهم میاییم گفتم زود باش بریم؛ از خونه که بیرون اومدیم یکی از مردای همسایه مون مارو دید گفت همشیره این روزها بهتره از خونه بیرون نرید خطرناکه ، خدا رحمتش کنه بعد از انقلاب امام جمعه شبستر شد، کمی این پا و اون پا کردیم تا اینکه رفت، اومدیم سر خیابون تایه ماشین بگیریم اون زمون نیروگاه  قم تاکسی نداشت چون خیابان شنی بود !!سوار یه وانت شدیم ما عقب نشستیم مادر شوهرم جلو نشست، رسیدیم جلوی پل آهنچی که درگیری شروع شده بود تظاهرکنندگان به طرف بانک صادرات سنگ می زدند و شعار می دادند، کماندوهاهم به اونها گاز اشک آور می زدند راننده وانت همینکه درگیری رو دید از ترسش وسط خیابون ترمز کرد، گفت :زود پیاده شین هرچه مادر شوهرم گفت: مارو ببر جلوتر پیاده کن قبول نکرد و اصلا فرصت کرایه گرفتن هم نکرد من با یه دست بچه رو بغل کرده بودم و با دست دیگه دخترم را می کشیدم و با دندونام چادرم رو گرفته بودم می دویدم وقتی رسیدم سر کوچه آبشار برگشتم دیدم مادر شوهرم عقب مونده داد زدم بیا الان می کُشَنِت اون بیچاره چند روز بود که از ده اومده بود قم که مثلا زیارت کنه ؛ به من که رسید گفتم همراه من بدو. منزل پدرم توی خیابون آبشار بود دویدیم همینکه نزدیک کوچه رسیدیم از ته خیابون آبشار کماندوها دنبال یه عده تظاهر کننده می دویدن که ماهم مجبور شدیم به طرف خیابون برگردیم خلاصه اون روز ما چندین بار از سرخیابون به ته خیابون دویدیم و در تعقیب و گریز بودیم و مخصوصا که مادر شوهرم می ایستاد و به اونها نفرین می کرد، من باید او را صدا می زدم که بیا می کشنت!! من جواب بچه هات روچی بگم بعد از کلی فرار و گریز به خانه پدرم پناه بردیم. مادرم بعد از نیم ساعت رسید او هم به مسجد اعظم برای شنیدن سخنرانی رفته بود .در جمع تظاهرکنندگان گرفتار کماندوها شده بود .به زحمت فرار کرده بود، به من گفت دختر برای چه بیرون اومدی گفتم به همان دلیلی که شما بیرون رفتی. صدای گلوله ها و فریادهابه گوش می رسید چون خونه ما نزدیکترین محل به مسجد اعظم بود در همون لحظه بود که همسرم هم اومد اونجا با تعجب دید ماهم اونجا هستیم. گفت بریم خونه ما مجبور شدیم از بیراهه به نیروگاه برگردیم همینکه رسیدیم همسرم رفت بهم سفارش کرد در خونه را نبند تا هرکسی خواست پنهان شود بتونه. اون روزها همه در خونه هارا باز می گذاشتن و شیر آب را با شلنگ در کوچه می گذاشتیم تا کسانی که گرفتار گاز اشک آور شدند بتونن خود شون رو نجات بدهن. نتونستم توی خونه آروم بگیرم بچه ها رو به مادرشوهرم سپردم ، از خونه بیرون اومدم که برم به خیابون تا از تظاهرات خبری بگیرم که همسایه دیوار به دیوارمان دم در وایساده بود تا منو دید پرسید: همشیره کجا می ری ؟گفتم میرم تا از همسرم خبری بگیرم گفت شما برو توی خونه من می رم دنبالش. من برگشتم و توی حیاط ایستادم بعد از 5 دقیقه دوباره رفتم بیرون باز او را دم در ایستاده دیدم دوباره همان سوال و پاسخ تکرار شد.  هربار خواستم به خیابون برم اون همسایه از رفتنم جلوگیری کرد نه خودش رفت نه گذاشت من برم تا اینکه غروب شد ،دیدم مادر شوهرم نیست دنبالش گشتم دیدم از پشت بام صدای فریادش می آد. رفتم روی بالکن دیدم از نردبان رفته بالا با ناله و نفرین به خدا، از شاه از و کشتارها ی او شکایت می کنه، گفتم مگر نمی دونی که با تیر هوایی می زنن، بیا پایین اون روزها هرکس شبها از پشت بامها مرگ برشاه می گفت با تیر می زدنش، آخرای شب بود که همسرم خسته و زخمی اومد و از شهادت تظاهر کنندگان خبر آورد و فردای آن روز به خونه ها هجوم بردند تا زخمی ها رو دستگیر کنن ،هرکسی که دنبال شهدا به بیمارستان می رفت جسدش را نمی دادند می گفتند پول گلوله ها را باید بدید. و 19  دی قم جرقه ای شد برای پیروزی انقلاب.

همان روز حسین خزعلی تو کوچه آبشار شهید شد.

روح شهدا شاد.

اشتراک گذاری این مطلب!

آقای رئیس جمهور مواظب حرف زدنت باش

 

گمراهی رئیس جمهور

قابل توجه افرادی که این روز ها سخنان گمراه کننده ای را برزبان می آورند که نقد کردن امام عصر را مجاز می شمارند، گوینده گمراه گردن خود را برای شمشیر امام عصر آماده کرده است.
امام صادق
قائم در جریان نبرد خود با مسائلی روبرو خواهد شد که رسول خدا با آن مواجه نشده است .چون زمانی که پیامبر مبعوث گردید ، آنان سنگ و چوب تراشیده (بت)می پرستیدند. اما در زمان حضرت قائم، مردم بر او می شورند و کتاب خدا را برای آن حضرت تاویل وتفسیر می کنند و به همین جهت با او می جنگند. بحار ج 52 ص 363
ومی بینیم که چگونه فرمانروایان و علماء سوء و درباری آنان ، آیات خدا را در رابطه با دشمنی با حکومت زمینه سازان ظهور حضرت مهدی تاویل وتفسیر نمودند و به مبارزه برخاستند.
به گفته برخی روایات،حمله شدید حضرت مهدی شامل منافقین، کسانی که در پوشش اسلام خود را مخفی نگه می دارند و چه بسا بعضی از آنان خود را دربین اطرافیان آن حضرت جا زده باشند نیز ، می شود.کتاب عصر ظهور علی کورانی ص 203
امام صادق علیه السلام
زمانیکه آن مرد بالای سر قائم می ایستد و او را امر و نهی می کند، حضرت می گوید او را برگردانید پس اورا بر می گردانند، آنگاه حضرت امر به زدن گردن او می نماید و در شرق و غرب جهان چیزی باقی نمی ماند مگر این که از آن بزرگوار ترس و وحشت بدل دارد بحار ج 52 ص 355
در روایت آمده که آن حضرت هفتاد نفر از علما ء ودانشمندان سوءرا که عامل گمراهی و فتنه و آشوب و اختلاف در میان شیعه هستند بقتل می رساند، 1بحار ج52 ص115

اشتراک گذاری این مطلب!

مشکلات قیام ایرانیان

منکر معروف زشتی خوبی گناه ثواب

هشت مانع بزرگ امر به معروف و نهی از منکر
1-مشخص نبودن معیار های معروف و منکر در حوزه های پژوهشی و آموزش
2-معرف? نشدن مصداق های مهم و معروف و منکر،در میادین اطلاع رسانی و تبلیغی
3- معروف شدن منکر و بی ارزشی معروف نزذ برخی زوشن فکر نمایان
4-نداشتن برنامه ریزی جدی برای مبارزه با منکر در سطح عالی تصمیم گیری.
5- بی اعتقادی بعضی کار گزاران به حاکمیت دین در جامعه.
6- نفوذ نفاق در ارکان نظام.
7- عدم فتوای روشن نسبت به بعضی منکرات اجتماعی
8- مصلحت اندیشی بعضی مسئولان و بیم خارجی

«در علائم ظهور می خوانیم که درفش یمنی ها هذایت بخش تر است از درفش ایرانیان ، در حالیکه بسیاری از از وزیران حضرت ایرانی هستند و کشته های یشان شهید نامیده می شوند.

دلیل هدایت بخش تر بودن یمنی ها به چند نکته مربوط  می شود.یک آنها در اداره کشورشان از افراد مخلصی برخوردار هستند و دوم اینکه آنها نسبت به خیانت کارا نشان سختگیر هستن و این رفتار شان به حکومت حضرت مهدی شبیه تر است سوم اینکه از بین الملل و سیاست خارجی تبعیت نمی کنند. ولی ایرانیان برخلاف آنها در اداره کشور بسیار ملاحظه سیاست بین الملل را  رعایت می کنند وخیانات کاران را در ملاعام مجازات که نمی کنند بماند دوباره بر سر کار می آورند.

در حالیکه در منشور امام علی علیه السلام به مالک اشتر  در خصوص صفات حضرت مهدی عجل آمده است که « نسبت به کارگزارن و کارمندنان خود سختگیر  و نسبت به بینوایان مهربان است.»

منبع کتاب عصر ظهور

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

نواب و تقاضای اعزام بسیجیان برای کمک به فلسطین

مردی که نواب بود شهید

نواب وتلاش براى اعزام نيرو به فلسطين‏
هنگامى كه جنگ در فلسطين بين اعراب و يهود به خطرناك‏ترين مراحل خود رسيده بود و اخبار دل‏خراشى از وضعيت مسلمانان آن ديار به گوش مى‏ رسيد، با تلاش فراوان نواب صفوى و ياران فداكارش، قريب پنج هزار نفر براى اعزام به فلسطين نام‏نويسى كردند و اعلاميه‏اى با اين مضمون ازطرف فداييان اسلام صادر شد: هو العزيز، نصر من الله و فتح قريب. خون‏هاى پاك فداييان رشيد اسلام در حمايت از برادران مسلمان فلسطين مى‏ جوشد. پنج هزار نفر از فداييان رشيد اسلام عازم كمك به برادران فلسطينى هستند و با كمال شتاب از دولت ايران اجازه حركت سريع به‏ سوى فلسطين را مى‏ خواهند و منتظر پاسخ سريع دولت مى‏ باشند. از طرف فداييان اسلام.

سيد مجتبى نواب صفوى.

اشتراک گذاری این مطلب!

بازهم حسن روحانی دل دشمن را شاد کرد

دوستی با دشمنان نتیه اش سقوط

چرا حرمت شکنی!؟ تا کی حرمت شکنی !؟ تا کی به سخنان دشمن شاد کن!؟وقتی مقام ولایت امام خامنه ای فرمود : باید امر به معروف و نهی ازمنکر در جامعه باب شود.گفتی ما مردم را بزور نمی توانیم به بهشت ببریم! وحالا هم که حرف های دهن کجانی که گفتند می توان امام حسین راهم استیضاح کرد ،نشخوار می کنی!؟

ما در کشور  معصوم نداریم، همه مسوولان قابل نقد هستند حتی امام دوازدهم!” جناب #روحانی! می‌توان از امام معصوم سوال کرد می‌توان نقد کرد، می‌توان هم متلک گفت، می‌توان نظر خود را با جنگ روانی و هوچی‌گری نیز به امام تحمیل کرد، و حتی می‌توان پشت او را در میدان جنگ خالی کرد!

آری! خیلی کارها می‌توان کرد، خود امام با آن که معصوم از گناه و اشتباه است هم این قدر کریم و بزرگوار هست که اجازه نقد و اعتراض بدهد و حتی دعوت کند که تاریکی شب را غنیمت بدانید و از یاری امام دست برداید و جان و زندگی خود را حفظ کنید؛ حتی می‌توانید مثل یاران سست عنصر امام حسن علیه السلام ایشان را مذل‌المؤمنین بخوانید یا مثل یاران کج فهم امام علی علیه السلام ایشان را به اسم نقد، مطالبه، تعامل، صلح یا اصلاح، مجبور به پذیرش حکمیت یا صلح یا پذیرش قطعنامه کنید و حتی به قول برخی منحرفان، در نقد خدا هم راهپیمایی کنید! ولیکن اینها ارزش نیست هر چند ممکن است؛ ارزش این است که بفهمیم امام جامعه از ما چه می‌خواهد حتی اگر آن را به زبان نیاورد؛ هنر آن است که مثل سلمان فارسی پاجاپای امام خود بگذاریم و اگر جایی مثلاً در جنگ خندق مشورت خواستند هم مودبانه مشورت دهیم ولی تابع محض نظر او باشیم و نه این که با اعتراض، جنگ‌روانی، پروپاگاندا، متلک، تعلل و تمرد در برابر او، کرامت امام را بهانه‌ای برای بی‌ادبی، حرمت‌شکنی و تحمیل‌گری بدانیم و این زشتِ ممکن را شیوه‌ی مطلوب بخوانیم و در نهایت هم مثل صفّینی‌ها امام را مقصر تحمیل گریها و حرف‌نشنیدن های خود بشناسیم! هنر آن است که اجرای منویات امام جامعه را بسترسازی کنیم نه این که در مسیر آن سنگ بیندازیم و مانع بتراشیم و با ژست روشنفکری، این‌ها را نقد سازنده، گشایش و اصلاح بنامیم!
پ ن:
آقای روحانی اون عمامه اشتباهی بالای سرتونه البته این عمامه روی سر ابوموسی اشعری هم بود!

اشتراک گذاری این مطلب!

نواب مردی بزرگ وعالمی نستوه

نواب معلم رهبری در انقلاب

شهيد نواب صفوى، هيچ‏گاه فريضه امر به معروف و نهى از منكر را فراموش نمى‏ كرد. او حتى در ملاقات‏ هايش با بزرگان و احيانا پادشاهان، از فرصت استفاده مى‏ كرد و آنان را اندرز مى‏ داد. گويند: پس از به پايان رسيدن كنگره بزرگ اسلاميِ فلسطين در سال ۱۳۵۰ ق، ملك حسين پادشاه اردن از اعضاي كنگره دعوت مي كند تا ساعتي با آن‏ها باشد. شهيد نواب صفوى كه از كارنامه دست‏نشانده اجانب آگاهى داشت، با هيبتى شكوهمند بر وى وارد شده، مى‏گويد: «من هرگز با هيچ پادشاهى ملاقات ننموده‏ام، اما چون تو سيّد هستى و از فرزندان رسول خدايى، براى نصيحتت آمدم. اى پسر عمو، اگر كاشتن گندم بر پشت بام خانه‏ ها، رفع احتياج از بيگانه مى‏ كند بهتر است به آن كار اقدام كنى؛ نه اين‏كه دست گدايى به‏سوى دشمنان اسلام دراز كنى… تو بايد از فلسطين دفاع كنى.»

اشتراک گذاری این مطلب!

این مردم همیشه پشتیبان ولایت بوده اند

بسیج مردم منتظر ولایت

 نقش مردم و امام خمينى(ره) در فرارشاه‏
بدون ترديد مردم ايران و امام خمينى، نقش تعيين ‏كننده وبى‏ بديلى هم در فرار شاه از ايران (در ۲۶ دى ۱۳۵۷) و هم جلوگيرى از بازگشت دوباره او به كشور ايفا كردند. هنگامى كه شاه از ايران خارج شد، شواهد و دلايل فراوانى وجود داشت كه نشان مى‏داد، انقلاب اسلامى ايران در آينده ‏اى نه‏ چندان طولانى پيروز شده و حاميان داخلى و به‏ ويژه خارجى شاه و مجموعه نظام شاهنشاهى پهلوى به‏ رغم تمام تلاشهاى پيشگيرانه پيدا و پنهانى كه مى‏ كردند، قادر به نجات آن از سقوط نهايى نخواهند شد. در آن برهه حساس و سرنوشت‏ ساز، علاوه بر ايستادگى و مقاومت فزاينده مردم كشور در برابر واپسين تلاشهاى حكومت و حاميان خارجى آن، انقلاب ايران از رهبري هاى هوشمندانه، دليرانه و بس قاطعانه و آشتى‏ ناپذير امام خمينى برخوردار بود، كه به حد كمال، تمام تحولات و رخدادهاى انقلاب ملت ايران را دنبال كرده و هدايت مى‏نمود و در راستاى پيشبرد اهداف آن مواضع صريح، روشنگرانه اتخاذ كرده و تصميمات دقيق  مى‏ گرفت؛ اعتقاد و اعتماد، اطاعت و پيروى قاطبه انقلابيون از فرامين و ديدگاه هاى سياسى و اجتماعى رهبرى، علاوه بر اين‏ كه، حركت انقلاب را در چارچوب اهداف تعيين‏ شده هدايت‏ كرد، تلاشهاى حاميان و عوامل داخلى حكومت و نيز توطئه‏ ها و طرحهاى كشورهاى خارجى را براى مهار انقلاب و يافتن راهكارهايى براى نجات شاه از سقوط حتمى و بازگردانيدن دوباره او به كشور عقيم مى‏ گذاشت. بايد به ياد داشته باشيم كه به‏ ويژه آمريكاييان و هم پيمانان انگليسى آن‏ها تا هنگام سقوط قطعى و نهايى نظام شاهنشاهى پهلوى هم به‏ دنبال يافتن راهى براى بازگرداندن دوباره شاه به قدرت بودند. در اين ميان هيأت حاكمه آمريكا نظير آنچه در سال ۱۳۳۲ اتفاق افتاد، از مدتها قبل از خروج شاه از كشور تا روزها پس از پيروزى انقلاب اسلامى ملت ايران، هنوز طرحهايى براى به راه ‏انداختن كودتايى نظامى در ايران بود! كه البته هوشيارى، ايستادگى و مقاومت همدلانه و نزديك رهبرى و قاطبه ملت ايران تمام آن توطئه‏ ها را، ناكام گذاشت.

منبع گزارش فرهنگی

اشتراک گذاری این مطلب!

کشتی نفت کشی که قراربود نان سفره مردم شود

کشتی نفت کش کالای چینی تولیذ ملی

نفتکش ایرانی در دریای چین با کشتی چینی تصادف دچار حریق شد، سی دونفر از خدمه و ساکنین کشتی در آتش سوختند تا تمام سوخت کشتی دود شود و به دریا وارد نشود.
و چون در محدوده دریای چین بود ،ایران حق خاموش کردن نداشت و این وظیفه چین بود که برای خاموش کردن حریق اقدام کند.
ولی اقدام نکرد چرا؟! چون برای حفظ طبیعت زیستی دریایش اهمیت قائل بود و نمی خواست نفت روی کشتی به دریا نشت کند و ماهیها نابود شوند و یا فراری شوند.
و ما ملتی غافل از کالای تولید ملی استفاده نمی کنیم ، و منتظر فروش نفتی هستیم تا از کالا های خارجی که بیشتر چینی هستند استفاده کنیم، و به همین راحتی به کفاری که جان انسان در میان آتش گرفتار شده برایش ارزشی ندارد بلکه شکم مردمش مهم است کمک کنیم .
اگر ما یک دهم چینیها به سفره کارگران هم وطنمان اهمیت می دادیم اکنون وضع اقتصادمان جور دیگر بود!

اشتراک گذاری این مطلب!

ایرانیها گرسنه هستند

تولید ملی اربعین لذت سختی

یه روز به فرزندش که خیلی بهانه گیری می کرد، که این چه زندگییه که ما داریم و غذامون تکراری و لباسمون تا پاره نشه باید ازش استفاده کنیم، گفت:  همسایه را که می شناسی هم پولشون زیاده هم حاضرند که یه نفر را به عنوان نوکری و کلفتی استخدام کنند و در ازای کارش بهش هم غذای غیر تکراری و هم لبلاس متنوع بدهند. خب حالا تصمیم با خودته حاضری این عزتی که در خونه خودمونه و آبگوشت و املت وسیب زمینی و لباسی که تمیز و اتو شده دست های مادرت هست را با اون چیز ها که گفتم عوض کنی؟!
چند لحظه ای فکر کرد گفت : نه من یه لحظه هم نمی تونم سر سفره دیگری غذا بخورم و لباسی که دیگران بدهند استفاده کنم.
حالا بعضی از مردم هم گرفتار تنوع طلبی شده اند! خب اگر تا زمانی که لباس تمیز و قابل استفاده است لزومی به تهیه لباس جدید نیست که دنبال خرید باشیم و از پس قیمت آن بر نیاییم و ناچار جنس خارجی ارزان بخریم و جیب کفار را پر کنیم و کارگر خودمان از کارخانه اخراج شود و فرزندش گرسنه بماند تو مقصری.
و از همین باب است تمامی ابزار زندگی را می توان از داخل استفاده کرد که گاهی هم ممکن است مشکلاتی داشته باشد که تحمل مشکل بهتر است از رفتن زیر بار منت دشمنان. که هم از ما ارتزاق کنند و هم علیه ما دشمنی کنند و هم تحقیر کنند که ایرانیها گرسنه هستند.
اگر مردم اسراف نکنند ،اسراف مصادیق بسیاری دارد ،بعضی را با دور ریختن و بعضی را با زیاد خریدن و بعضی را با از رده خارج کردن و گرفتار مد شدن انجام ندهیم ، همه خواهند دید که ثروتمند هستند. ما حتی حاضر نیستیم از فضای مجازی تولیدی ایرانی استفاده کنیم و هم مرگ بر اسرائیل می گوییم هم با استفاده از تلگرام و اینستا گرام به آنها کمک مالی می کنیم و دشمنانمان را با مطلع کردن  ازنقاط ضعف و قوت خودمان آگاه می کنیم. و توقع داریم که کیسه اعمالمان لبریز از ثواب باشد.

ما هر روز آرزوی شهادت می کنیم  که، کاش این جمعه بیاید،ولی  شتاب زده به دشمن یاری می رسانیم و ظهور را به تعویق می اندازیم! این تذهبون به کجا چنین شتابان
دیگر لازم نمی شود که ما را تحریم کنند ، چون همه چیز را خواهیم داشت.

اشتراک گذاری این مطلب!

درسی که امروز از 19 دی می گیریم

امروز 19 دی امام خامنه ای خمینی

ملت همان امت است رهبر جانشین همان امام خمینی (ره)

9دی همان انگیزه ای است که 19 دی ماه سال 56 جرقه آن زده شد. جرقه آنروز را شاه ملعون روشن کرد و دودمان خود را بر باد داد، و9 دی را هم جرقه اش را آمریکا و اذناب داخلیش روشن کردند و ان شاءالله دودمانشان برچیده خواهد شد.

مقام معظم رهبری(مدظله‏ العالی):
درس ۱۹ دى ۵۷؛ شناخت دشمن و روش دشمنى + مقابله به‏ هنگام با هر وسيله ممكن‏
 ۱۹ دى؛ سرآغاز حضور خونين مردم‏
نوزدهم دى، سرآغاز حضور خونين مردم عزيز ما در صحنه‏ هاى نهضت خونبار اسلامى است.(۱۹/۱۰/۱۳۷۰) در چنين روزى بود كه مردم قم، اولين حركت بزرگ مردمى بر ضد دستگاه فاسد و وابسته و ضد دين را به ‏راه انداختند و براى دفاع از امام بزرگوار(ره)، در مقابل وابستگان به استكبار، سينه خود را سپر ساختند و جمعى از بهترين جوانان آنان در راه خدا شهيد شدند و اين سرآغازى بود براى حركت عظيم ملت ايران.(۱۸/۱۰/۱۳۷۶)

اشتراک گذاری این مطلب!

هاشمی رفسنجانی از تخت بروی تخته

هاشمی رفسنجانی جوادی آملی

اولا این تعریف حضرت عالی  از ایشان درست مثل تعریف آقای هاشمی از سید حسن خمینی که بسیار مبالغه آمیز اورا علامه نامید ،ازز آن روز سرنوشت علامه ها هم تغییر کرد.

اما ایشان در باره اسکی بازی ایشان در روز تاسوعا (تاسوعایی که حتی اقلیت های مذهبی هم در چنین روزی حرمت نگه می دارند) در سد لتیان  واستفاده از بیت المال از هلیکوپتر  برای گردشگری و فرار از شایعه زلزله  در تهران  هیچ نفرمودند و همچنین اسفاده از استخر مخصوص فرح پهلوی  هیچ نفرمودند که در کدام بخش شخصیت ایشان قرار دارد که ایشان  از تخت بروری تخته رفت تغییر نکرد ! ایشان همیشه روی تخت بوده یا تخت ریاست جمهوری یا تخت ریاست تشخیص مصلحت نظام ! سوال ما از آیت الله جوادی این است آیا این گونه عالمان را برای ما به عنوان الگو معرفی می نمایند! یعنی اخلاق متعالی این است!؟ بقیه تغییرات آقای رفسنجانی بماند. چرا آیت الله جوادی چنین تغیراتی را ندیده و یا نشنیده و نخوانده است؟!  وقتی عالمان مشهور ما روز تاسوعا را چنین پاس بدارند، با توجه به این کریمه ،الناس علی دین ملوکهم» آیا از یه جوان رشد کرده در این دوره که علمای مطرح روزگار ما خاطرات سخیف خودرا با افتخار نشر می دهند غیر ازاین توقعی هست؟!


ولی یک درس از امام راحل خمینی کبیر آموختیم «میزان حال فعلی افراد است»

 به حضرت شعیب خطاب آمد: صد هزار نفر گرفتار بلا می شوند اما شصت هزار نفرشان به علت آن که گناه کردن و نافرمانی دیگران را می دیدند اما نمی گفتند و تذکر نمی دادند که گناه نکنید؛ بنابراین، در اثر گناه عذاب الهی بر همه نازل می شود و تر و خشک با هم می سوزند.

یعنی زمانه ای شده که که منکر ات  انجام شده توسط بزرگان مورد تشویق بزرگان قرار می گیرد!

بخشی از پیام آیت الله جوادی آملی در باره آیت الله رفسنجانی

در بخش‌هاي پاياني سورة مباركه بقره ذات اقدس اله مي‌فرمايد آنان‌كه براي رضاي خدا انفاق مي‌كنند، ثوابي دارند. مستحضريد، كه يك فقيه از اين آيه‌اي كه تلاوت مي‌شود، وجوب زكات يا استحباب صدقات را استفاده مي‌كند، اين يك استنباط فقهي است. اما يك خليق، يك متخلق، يك فنّان اخلاقي، از يك جمله به تعبير زيبا و رسايي كه در اين آيه هست، بهرة اخلاقي ببرد. «مَثَلُ الَّذينَ يُنْفِقُونَ أمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللهِ وَ تَثْبيتاً مِنْ أَنْفُسِهِم‏». در اين آيه مي‌فرمايد، كساني كه در راه خدا انفاق مي‌كنند، براي رضاي خدا انفاق مي‌كنند، اجري و پاداشي دارند كه در ذيل آيه است. قربت آنها و قصد آنها الهي است، آن هم در جمله دوم و سوم همين آيه است.
اما اثر انفاق، يك وقت كسي انفاق بكند «قربة إلى الله»، يك وقت انفاق بكند براي اينكه جامعه را از فقر برهاند، همة اينها فضيلت است و ثواب هم دارد. اما كسي كه انفاق مي‌كند و مي‌خواهد موقعيت خودش را تثبيت كند، يعني همانند سلسله جبال البرز بشود، كه نه تنها نلغزد و نلرزد، بلكه يك كُره‌اي را ثابت كند. تعبير نمكين، لطيف، خليق و اخلاقي قرآن كريم اين است: «مَثَلُ الَّذينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللهِ وَ تَثْبيتاً مِنْ أَنْفُسِهِم‏». اين «تثبيتاً» برهان اخلاقي است. يعني كسي كه انفاق علمي، مالي، آبرو، جاه، حكومت و هرچه هست را در راه خدا بكند، تا موقعيت خودش را تثبيت كند، بايد مثل كوه باشد، كه نلرزد و نلغزد و زمين را حفظ بكند. اين‌كه در قرآن كريم آمده ما سلسله جبال را رآسي قرار داديم. اينكه در بيان نوراني امير بيان آمده: «و وتّد بالصخور ميدان أرضه» «ميدان» يعني نوسان و اضطراب. خداوند با اين سنگ‌هاي بزرگ و كوه‌ها جلوي اضطراب زمين را گرفته است. 1. اين كوه‌ها ثابتند؛ 2. زمين را نگه‌ مي‌دارند؛ 3. خاصيت راسيه دارند. اين كريمه مي‌گويد، مردان الهي با انفاق خود را تثبيت مي‌كنند، نمي‌لرزند، نمي‌لغزند، گله نمي‌كنند، آشفته نمي‌شوند و جامعه را آشفته نمي‌كنند، و نمي‌گذارند جامعه‌اي بلرزد، بلغزد و متشدّد و آشفته شود.
آيت الله هاشمي رفسنجاني ـ رضوان الله تعالي عليه ـ اين‌چنين بود و نمونه‌اش در پيش‌گاه شما مورخان، عبرت‌شناسان و سياست‌شناسانِ روز است. ملاحظه كرديد كه او از تخت به تخته كشانده شده و هيچ تكان نخورد. معلوم مي‌شود آن وقتي كه روي تخت بود، آيت الله هاشمي رفسنجاني بود و آن وقتي كه روي تخته آمد، آيت الله هاشمي رفسنجاني بود. معلوم مي‌شود آنچه بيرون از جان اين مرد بزرگ بود، در جان او اثر نگذاشت، و اين معناي اخلاق است. و لانعني بالاخلاق إلا همين جمله قرآن كريم كه فرمود: « مَثَلُ الَّذينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللهِ وَ تَثْبيتاً مِنْ أَنْفُسِهِم‏». 

 

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

قصه پر غصه امروز کشورم از کجا شروع شد

دشمن شناسی بیتعهدی
غفلت و ناسپاسى‏
غفلت به‏ عنوان مهم‏ترين عامل مانع رشد و پيشرفت، اگرچه دامنه ‏اى گسترده دارد ، غفلت از دشمن و شگردها و تاكتيك هاى جديد آن است. در اهميت و ضرورت توجه به غفلت همين بس كه، بيشترين چيزى كه در كلام امام خمينى(ره) و خلف صالح وى امام خامنه‏ اى(مدظله‏ العالى) از ابتداء انقلاب تاكنون مطرح بوده و نسبت به آن هشدار داده شده است، همين موضوع مى‏ باشد ،

اولاً اصلى ‏ترين خروجى و محصول پليد غفلت ‏ها، فتنه‏ هايى است كه ممكن است قوام و انسجام يك امت و يا جامعه را با چالش جدى مواجه سازد.
ثانياً غفلت اگرچه براى همه اقشار و آحاد مردم خطرناك و آسيب و آفتى است جدى اما اين بزرگان و خواص و نخبگان جامعه به‏ ويژه مسؤولان و مديران بخشهاى مختلف هستند كه بيشتر در معرض چنين آسيبى قرار داشته و در صورت آلودگى به آن ممكن است زمينه چالش ها و آفت هاى غيرقابل جبرانى را فراهم نمايند.
در باب غفلت حداقل دو دسته عامل همواره بايد مورد توجه خاص و عام به‏ ويژه مسؤولان نظام قرار داشته باشد: دسته اول، عوامل زمينه ‏ساز   غفلت و دسته دوم، آثار سوء غفلت مى‏ باشد.
كافى است نيم‏ نگاهى به فرمايشات حضرت امير(عليه‏السلام)  داشته باشيم، البته از فحواى كلام حضرتش اين‏ گونه مى‏ توان فهميد كه مخاطب اصلى اين‏ دست هشدارها، كارگزاران حكومتى و مديران جامعه هستند كه البته با غفلت‏ زدگى اينان، جامعه و مردم دچار چالش و مشكل می‏ شود و چه‏ بسا فتنه‏ زده و ناامن مى ‏گردد.
جامعه ‏اى پويا و امن و رو به رشد و پيشرفت خواهد بود كه مديرانش با داشتن تعهد و تخصص لازم خود را همواره خادم دلسوز و بى‏ منت مردم دانسته و در مقام عمل نيز با پرهيز از هرگونه غفلت، ضمن رصد توطئه‏ هاى دشمنان و بستن مجارى نفوذ بدخواهان، بر سرمايه‏ هاى اجتماعى به‏ ويژه اعتماد و اطمينان مردم بي فزايند و بدين سان مهم‏ترين مولفه عزت و وحدت و انسجام ملى را در جامعه نهادينه سازند. در اين مجال چند نمونه از عوامل بروز و ظهور غفلت از منظر امام على(عليه‏السلام) را به اميد بيدارى خواب‏رفتگان تشنه قدرت و ثروت و سياست‏ زدگان انقلابى‏ نما يادآور مى‏ شويم:

۱. دست‏كم گرفتن دشمن
«لَا تَسْتَصْغِرَنَّ عَدُوّاً وَ إِنْ ضَعُف‏»(غررالحكم، ص ۶۳۰)؛ هرگز دشمن را دست‏كم نگير و كوچك مشمار ولو اين‏كه به‏ واقع ضعيف و كوچك باشد.
«مَنْ نَامَ عَنْ عَدُوِّهِ أَنْبَهَتْهُ الْمَكَايِد»؛ كسى‏كه از دشمن غافل بشود، بداند كه حيله و مكر و كيد دشمن او را بيدار مى‏كند (و چه‏ بسا دير باشد.)
۲. خوش‏بينى و خوش‏خيالى در برابر دشمنان
امام(عليه ‏السلام) خطاب به مالك اشتر: «وَ لَكِنِ الْحَذَرَ كُلَّ الْحَذَرِ مِنْ عَدُوِّكَ بَعْدَ صُلْحِهِ فَإِنَّ الْعَدُوَّ رُبَّمَا قَارَبَ لِيَتَغَفَّلَ فَخُذْ بِالْحَزْمِ وَ اتَّهِمْ فِي ذَلِكَ حُسْنَ الظَّن‏»(نامه ۵۳)؛ بعد از حتى صلح با خصم بدان ممكن است دشمن به تو نزديك بشود تا تو را غافل سازد بنابراين دورانديشى پيشه كن و خوش‏بينى را متهم ساز.
۳. اعتماد به دشمن‏
«لَا تَأْمَنْ عَدُوّاً وَ إِنْ شَكَر»؛ از مكر و حيلت دشمن در ايمن مباش هرچند از تو تشكر كند (و به تو روى خوشى نشان بدهد.)
۴. بى‏ مسؤوليتى و بى ‏تعهدى‏
«مَنْ نَامَ لَمْ يُنَمْ عَنْه‏»؛ كسى‏كه بخوابد (خواب غفلت) بايد بداند دشمنش هوشيار و بيدار است.
۵. سهل‏انگارى و بى ‏برنامگى‏
«تُكَادُونَ وَ لَا تَكِيدُون‏…»؛ دشمن طرحهاى مكارانه دارد ولى شما هيچ…
«لَا يُنَامُ عَنْكُمْ وَ أَنْتُمْ فِي غَفْلَةٍ سَاهُون‏»(خطبه ۳۴)؛ دشمن براى حمله به شما خواب ندارد ولى شما در خواب غفلت و بى‏خبرى هستيد.
اين‏ها نمونه‏ هايى از عوامل زمينه‏ ساز غفلت بود كه چه ‏بسا آسيب هايى همچون فتنه را دامن مى ‏زند، بنابراين اگر مديران و خواص با درك واقعيت هاى جامعه به‏ ويژه مشكلات و گرفتاريهاى مردم، صادقانه و دلسوزانه و با نگاهى ملى نه شخصى و جناحى، عرصه خدمت به مردم به‏ ويژه طبقات ضعيف را عبادتى براى خويش باور داشته باشند، قطعاً دشمنان با هر حربه و يا تاكتيك و نقشه‏ اى بخواهند به گلوگاه‏ هاى تصميم ‏ساز و تصميم‏ گير، نفوذ و يا جامعه را با ناامني هاى مختلف و فتنه‏ هاى مرموز مواجه سازند، هرگز موفق نخواهند شد.

اشتراک گذاری این مطلب!

بدحجابی یعنی اضطراب...

 بد حجاب، بی عفتیريا، بی حیای،

به شهادت تاریخ در واقعه کشف حجاب و مقدمه حذف عفت، این زنان غیور بودن که تا پای جان مقاومت کردند.بدين‏ سان از فرداي آن روز، بر سر كردن چادر در خيابان‏هاي تهران ممنوع شد و دولت و ساير دستگاه هاي اجرائي در كشور موظف گرديدند براي پيشبرد اين طرح در ولايات مختلف بكوشند. به همين منظور از اقدامات تبليغاتي و انتظامي در حد وسيعي بهره‏ گيري شد و حتي مسؤولين در بسياري از موارد، كاربرد قوه قهريه را نيز در اولويت قرار دادند.
آموزگاران و دختران دانش‏ آموز از داشتن حجاب ممنوع شدند و افسران ارتش با زناني كه حجاب داشتند راه نمي‏رفتند. در اتوبوس زنان با حجاب را راه نمي‏دادند و در معابر پاسبان‏ ها از اهانت و كتك زدن به زن‏هايي كه چادر داشتند با نهايت بي‏ پروايي و بي‏رحمي فروگذار نمي‏كردند. حتي بعضي از مأموران به‏ خصوص در شهرها و دهات، زن‏هايي را كه پارچه روي سر انداخته بودند، اگرچه چادر معمولي نبود از سر آن‏ها كشيده و پاره پاره مي‏كردند و اگر زن فرار مي‏كرد او را تا توي خانه‏ اش تعقيب مي‏كردند و به اين هم اكتفا نكرده اتاق زن‏ها و صندوق لباس آن‏ها را تفتيش كرده، اگر چادر از هر قبيل مي‏ديدند پاره پاره مي‏كردند يا به غنيمت مي‏بردند.
اقدامات خشونت‏آميز بر ضد زنان با حجاب‏
اعمال محدوديت بر ضد زنان با حجاب در آغاز و پس از آن، استفاده از شيوه‏ هاي سركوب‏گرانه پليسي، . در همين زمان، برخي از مغازه‏ دارها نيز هم‏گام با شهرباني، در اعمال محدوديت‏ها شركت و با چسباندن اطلاعيه‏ هايي بر در مغازه خود بدين‏ مضمون كه: «به چادري‏ها جنس نمي‏فروشيم»، با مأموران همكاري مي‏كردند. پس از مدتي به مأموران دستور داده شد خشونت بيشتري به خرج دهند.
بر اساس گزارش‏ هاي شاهدان عيني، پليس در گوشه خيابان‏ ها مي‏ايستاد و زنان چادري را زير نظر مي‏گرفت و چادر از سر آن‏ها برمي‏داشت و پاره مي‏كرد، به‏ گونه ‏اي‏ كه جوي‏ هاي آب كنار برخي از خيابان‏ها، از چادر انباشته شده بود.

لعنت بر پهلوی و آتا تورک  که بنیان گذار بی حجابی شدند.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

فساد،تبعیض،غربزدگی در ارکان دولت جرقه نارضایتی

رهبری اقتصاد بیکاری قاچاق فرهنگ 

حوادث اخير ثابت كرد كه هشدارهاى دلسوزان نظام به‏ ويژه امام خامنه ‏اى(مدظله ‏العالى) اگر در گذشته شنيده مى‏ شد و مورد توجه قرار مى ‏گرفت، چه‏ بسا چنين اتفاقاتى را اكنون شاهد نبوديم؛ از آن‏جمله است:
- عدم اعتماد به غرب به‏ ويژه شيطان بزرگ آمريكا
- عدم اعتماد به رژيم ‏هاى وابسته منطقه به‏ ويژه آل‏سعود
- حقانيت راهبرد اقتصاد مقاومتى‏
- توجه به صنايع و توليدات داخلى و مبارزه با قاچاق‏
- حقانيت جبهه مقاومت و دفاع از حرم اهل بيت‏
- ضرورت مبارزه با فساد و تبعيض و رانت در ابعاد مختلف آن‏
- مراقبت از روزنه‏ هاى نفوذ
- ضرورت نظارت دقيق و نافذ بر گلوگاه‏ هاى تصميم‏ ساز و تصميم‏ گير
- اولويت دادن به حل معضلاتى همچون بيكارى و فقر
- توجه به آسيبهاى اجتماعى و ضرورت اقداماتى مؤثر و جهادى در كنترل و رفع آنها
- حفظ روحيه انقلابى و تقويت عناصر انقلابى جامعه‏
- پرهيز از سياست ‏زدگى و كشمكش هاى سياسى و جناحى‏
- اهميت رصد و كنترل بيشتر فضاى مجازى‏
- ضرورت ايجاد شبكه ملى اطلاعات و فاصله گرفتن از شبكه‏ هاى مرموز وارداتى‏
-رسیدگی به مجرمان اقتصادی
-جلوگیری از ادامه کار مجرمان در برنامه های دولت
-جلوگیری از فعالیت اقتصادی فامیل وبرادران و آقازادگان منصوب به مسئولین-

-جلوگیری از رشد اشرافی گری مسئولین

-مبارزه با امر به معروف ونهی از منکر

اشتراک گذاری این مطلب!

مداد العلما یا خود عالم کدام برتر از خون شهید

مداد کدام عالم برتر از خون شهید

امام صادق علیه السلام از پیغمبر صلی الله علیه وآله نقل می فرماید:خداوند به سه گروه اذن داده تا از گنهکاران شفاعت کنند،پیامبران ، علما وشهدا.«بحار 3، 299
دقیقا دشمنان دین با همین سه گروه مبارزه می کردند و می کنند و همیشه تاریخ مملو از مبارزات پیامبران و علما و به پیروی از اولیاء،  شهدا با ظالمان و تبهکاران بوده است. یعنی همانطور که در دنیا از روی لطف تلاش در نجات این گروهای طغیانگر بودند و نگذارند که آنها و پیروانشان در دنیا وآخرت نگون بخت شوند. در قیامت هم باز همان مسئولیت را ادامه می دهند ، البته در آن دنیا دست کسانی را می گیرند که محب اهل بیت بودند ولی براثر خطا گرفتار شده اند.پس برای تشخیص حق و باطل همین حدیث کافی است . که چرا استکبار با این سه گروه مبارزه می کند!

و اسلام چه ضربه هایی از عالمان بی بصیرت خورده است و هنوز هم می خورد. فتنه هایی که از اول انقلاب تا کنون به این ملت وارد شده  و جبران ناپذیر بوده و گروهی را به دنبال خود به سوی جهنم سوق داده اند . از شریعتمداری گرفته تا قائم مقام و سید صادق شیرازی و بقیه کسانی که بعضی در حصر و یا مغروق و بعضی مرحوم مغروق را چنان ستوده که و از مصادیق متعالی علما نامیده است که گمان می کنی که مصداق آیات معروف قرآن است و متخلق به اخلاق حمیده ،غیره…..و شگفت آور تر اینکه این علما در مطالعات و تالیفات خود از احادیث امام صادق علیه السلام چه درسی می آموختند و آموزش می دادند. و از این نکته پی می بریم که مداد العلما افضل من دماءالشهدا که این مداد علما بوده که برتر از خون شهید بوده نه خود عالم چرا که بعضی این عالمان سخن امام معصوم را می نوشتند ولی خودشان یا به معنای آن پی نمی بردند یعنی بصیرت نداشتند و یا عالم بی عمل بودند.واین عالمان بی بصیرت زحمات علمای بصیر را مثل امام خمینی (ره)انقلاب بزرگی را که آرزوی مستظعفان جهان است  بوجود آورد را خنثی می کنند.

بصیرت و رهبری

بیانات در دیدار عمومى مردم چالوس و نوشهر1388/07/15

یک مطلب راجع به مسائل کلى کشور و انقلاب عرض کنم. ببینید برادران و خواهران عزیز! خداى متعال به پیغمبرش در آن دوران دشوار مکه میفرماید: اى پیغمبربگو من با بصیرت حرکت میکنم؛ «قل هذه سبیلى ادعوا الى اللَّه على بصیرة انا و من اتّبعنى»؛خودِ پیغمبر با بصیرت حرکت میکند، تابعان و پیروان و مدافعان فکر پیغمبر هم با بصیرت . این مال دوران مکه است؛ آن وقتى که هنوز حکومتى وجود نداشت، جامعه‌اى وجود نداشت، مدیریت دشوارى وجود نداشت، بصیرت لازم بود؛ در دوران مدینه، به طریق اولى‌. اینى که من در طول چند سال گذشته همیشه بر روى بصیرت تأکید کرده‌ام، به خاطر این است که یک ملتى که بصیرت دارد، مجموعه‌ى جوانان یک کشور وقتى بصیرت دارند، آگاهانه حرکت می‎کنند و قدم برمیدارند، همه‌ى تیغهاى دشمن در مقابل آنها کند میشود. بصیرت این است. بصیرت وقتى بود، غبارآلودگى فتنه نمیتواند آنها را گمراه کند، آنها را به اشتباه بیندازد. اگر بصیرت نبود، انسان و لو با نیت خوب، گاهى در راه بد قدم میگذارد. شما در جبهه‌ى جنگ اگر راه را بلد نباشید، اگر نقشه‌خوانى بلد نباشید، اگر قطب‌نما در اختیار نداشته باشید، یک وقت نگاه میکنید مى‌بینید در محاصره‌ى دشمن قرار گرفته‌اید؛ راه را عوضى آمده‌اید، دشمن بر شما مسلط میشود. این قطب‌نما همان بصیرت است.

اشتراک گذاری این مطلب!

بانوی سپیده

                                                             معصومه، فاطمه،قم،شفاعت


**************************

سر منزل دوست

در روایتی از امام صادق (ع) آمده است:
« بانویی از نسل من به نام «فاطمه» دختر «موسی» در آنجا (قم) رحلت می کند که همه شیعیان ما با شفاعت او وارد بهشت می شوند.جالب توجه این است که راوی حدیث گوید: در زمانی که امام صادق (ع) این سخن را فرمود، امام موسی کاظم (ع) هنوز در شکم مادرش قرار نگرفته بود ومادرش به او حامله نگشته بود».*

گلی از گلدسته باغ نبی اکرم صلی الله علیه و آله در خطّه قم در میان عاشقان سردوانیده . او دخت باب الحوائج ، اخت علی بن موسی الرضا علیه السلام است که عاشقان اهل بیت پروانه وار گرد شمع وجودی او طواف می کنند. او عمه ی جواد الائمه است که در مورد ایشان فرموده: « هر کس قبر عمه ام را در قم زیارت کند بهشت از آن اوست.»
ای فاطمه الکبری ، تو شفیعه روز جزایی ، کریمه اهل بیتی ، مقام تو آن قدر رفیع است که در کودکی توانستی مسائل شیعیان را پاسخ گویی و از طرف پدرت یاقوت« فدا ها ابوها» را هدیه گرفتی.
وقتی جگر گوشه ات علی بن موسی الرضا را با حیله و تزویر به خراسان بردند نم نم باران چشمانت را بدرقه راه او کردی و همیشه منتظر خبری از سوی او بودی تا ندایش را لبیک گویی . با این که زن هستی اما مردان قوی در برابر شجاعت تو رنگ می بازند. عصمت و شجاعت تو همیشه بر سر زبان هاست که چگونه از مدینه الرسول برای دیدار ضامن آهو به سوی خراسان قدم برداشتی اما افسوس که او را زیارت نکرده به سوی لقای محبوب شتافتی و با کاروان سرای دنیا وداع گفتی.
مکنون شدن مرواریدی مثل تو در صدف قم موجب بارش پی در پی افراد فاضل و بزرگوارانی در آن جا شد که توانستند با قلب عالم امکان ارتباط یابند حرم تو و مسجد جمکران قلب ایران زمین است که تجلی گاه آخرین نور خدا بر روی کره  خاکی است .
                                                                    

                                                                           نویسنده: لیلا همتی طلبه مدرسه علمیه فاطمیه جلفا

———————————————————

*کرامات معصومیه، علی اکبر مهدی پور، ص6


                                             *****************************

اشتراک گذاری این مطلب!

لپ بصیرت

 

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مردم آذربایجان شرقی:
۲۸ / بهمن / ۱۳۹۴
مردم در انتخابات درست عکس خواست دشمن عمل کنند

1.هوشمندی
عمر، یک کالانیست که که بشود با آن شوخی کرد، هر لحظه اش کیمیایی است که اگر از دست برود، قابل برگشت نیست. پس صرف آن در هر کاری باید با بینش روشن و آگاهی کامل باشد.
2.شناخت حق از باطل
بدون شناخت راه صحیح از راه نادرست، گام برداشتن انسان در ظلمات خواهد بود. انسان ها بدون ارتباط با وحی و پیروی از فرستادگان خداوند، در بسیاری از امور زندگی نمی توانند راه درست را از نادرست تشخیص دهند. پس دو معیار داریم: عقل و دیگری وحی و سیره انبیا و اوصیا.
امام علیه السلام فرمودند: «اعرف الحق ثم تعرف اهله»حق را بشناس، سپس اهلش را با محک بزن.نهج البلاغه کلمات قصار
3. اندیشیدن با بصیرت و عبرت گرفتن
بصیرت است که به ما می فهماند انجام چه چیزی لازم است و چه چیزی مفسده دارد.امام علی علیه السلام فرمودند:«نظر البصیر لا تجدی اذا عمیت البصیره...» «آن که بصیرتش را از دست بدهد، نگاه چشمش نیز نادرست است.»
4. شناخت دشمنان
شناخت دوست و دشمن در سرنوشت و سعادت و شقاوت انسان ها بسیار کار ساز است. البته تنها شناخت کفایت نمی کند، بلکه علاوه بر شناخت، آگاهی از اهداف و روش های فریب دشمن، مقابله همه جانبه و ایستادگی و مقاومت تا ناکامی آنان بر هر فرد و ملتی لازم است.
یکی از مهم ترین مشکلات در عصر حاضر این است که افراد کورکورانه تحت تاثیر تبلیغات مسموم رسانه های جهانی قرار می گیرند و بدون آن که بیندیشند سرنوشت آنان به کجا می انجامد، ایده ها و الگوهای دشمنان انسانیت را سبک زندگی خود قرار می دهند. جهالت مدرن با رسانه های مجازی و ماهواره ها و اجرای برنامه های گسترده شیطانی بر سر مردم جهان سایه افکنده و اغلب آنها را در طلسم خود گرفتار کرده است.

 

اشتراک گذاری این مطلب!
 
تکنیک های سئو